شنبه, ۲۵ رمضان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۳/۱۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در فقهی

پرسش:

السلام علیکم و رحمت الله و بركاته!

الله سبحانه وتعالی شما را نصرت داده و در آن‏چه اراده دارید، توفیق فرماید. در متن کتاب «شخصیت اسلامی»  جلد سوم صفحه 269، در ضمن بحث بیان مجمل چنین ذکرشده‏: "بیان مجمل یا سخنی از جانب الله سبحانه وتعالی بوده و یاهم سخن و عملی از رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد." پرسش اینست كه اجماع صحابه بيان مجمل گفته نشده، آیا اجماع آن‏ها بیان مجمل شده می‏تواند؟ و آیا اعمال و اقوال آن‏ها در امور خلافت و احکام آن اعتبار داده می‏شود تا بیان برای اجمال آیه مبارکه «وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ» باشد یا خیر؟

پاسخ:

و عليكم السلام و رحمت الله و بركاته!

آن‏چه در جلد سوم کتاب «شخصیت اسلامی» آمده‏ است: "بیان مجمل کلام الله سبحانه وتعالی بوده یا سخن و يا عمل وی صلی الله عليه وسلم می باشد." اين عبارت اجماع را نیز شامل می‏شود، زیرا اجماع براساس دانائی صحابه از سنت ظاهر می‏شود؛ چون هرگاه مشکلی پیدا می‏شد بدون روایت حديث حكم آن را می‏گفتند، زیرا موضوع نزدشان واضح می‏بود؛ مثلاً: هنگامی قضیه میراث پدر کلان و پسر برای‏شان پیش شد که واقعیت این قضیه چنین بود: "هرگاه شخصی بمیرد که یک پسر و پدر کلان از وی باقی بماند پس میراث پدر کلان چه قدر می‏باشد؟"

بناً ایشان اجماع نمودند که سهم پدر کلان سدس(یک از شش حصه) می‏باشد، یعنی آن‏ها درین مورد حدیثی را از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنیده‏بودند؛ چون آن‏ها موضوع را می دانستند پس حکم آن را بدون ذکر دلیلش بیان نمودند. بدین اساس گفته می‏شود که اجماع صحابه از دلیل حدیثی از رسول الله صلی الله عليه وسلم ظاهر می‏شود كه صحابه بدون روایت آن حكم را به‏گونه مستقيم بیان نموده‏اند. همین گونه متن وارده در کتاب «شخصیت اسلامی» ضمناً اجماع را شامل می‏شود زیرا اجماع براساس حدیث رسول الله صلی الله عليه وسلم استوار می‏باشد.

در باب اجماع جلد سوم کتاب «شخصیت اسلامی» صفحه 295، چنین آمده‏است: "یقیناً اجماع صحابه به‏نفس نص شرعی برمی‏گردد زیرا ایشان بر حکمی اجماع نمی کردند مگر این‏که نزد شان دلیل شرعی از قول، فعل و يا تقریر رسول الله صلی الله عليه وسلم می‏بود که به‏آن استناد می‏نمودند، پس مطمئناً که اجماع ایشان حاصل و مستند به‏دلیلی می‏بود." ازین واضح می‏شود که صحابه بر چیزی اجماع نمی‏کردند مگر این‏که دلیل شرعی نزد ایشان وجود می‏داشت که قبلاً در میان شان روایت نشده‏بود. پس اجماع صحابه خودش دلیل شرعی بوده که حاصل و مستند از دلیل دیگر می‏باشد.

در اخیر باید گفت که بلی، آن‏چه از اجماع صحابه رضوان الله علیهم که در رابطه به‏موضوع خلافت وارد شده آن بیانی برای آن‏چه از آیات حکم می‏باشد که در قرآن کریم آمده‏است.

برادر شما عطا بن خليل ابورشته

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

مسلمانان از دیر زمانی منتظر اعلام دولت خلافت بر منهج نبوت هستند و اُمید داریم به‏نصرت الله سبحانه وتعالی روزی از این خبر مبارک آگاهی حاصل کنیم، اما پرسش من نظر به‏موقف و دیدگاه سیاسی شما از حوادث جاری اینست: آیا در حال حاضر امت اسلامی آماده پذیرش چنین امر بزرگی خواهند بود؟ و آیا آن‏چه بعد از تأسیس خلافت اسلامی رونما گردد تنظیم آن دشوارتر از تأسیس خلافت اسلامی نیست؟ پس آیا امت اسلامی آمادگی پذیرش چنین عواقبی را دارند؟

پاسخ:

و علیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

الله سبحانه وتعالی شما را اجر عظیم نصیب گرداند که در اُمید برگشت حاکمیت دین الله سبحانه وتعالی هستید، اگر الله متعال ما را نصرت دهد خلافت اسلامی را تأسیس می‏نمائیم، صرف نظر از این‏که امت اسلامی آماده پذیرش تأسیس خلافت اسلامی و عواقب آن است یا خیر!

بلی آن‏چه نبودش احساس می‏شود؛ نبود رهبری سالم در میان امت است تا امت را در سایه‏ای خلافت راشده به‏سوی خیر رهبری نماید، چنان‏که الله سبحانه وتعالی این امت را وصف نموده می‏فرماید:

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ

[عمران: 110]

شما بهترین امتی بودید که به‏سود انسان‏ها آفریده شده‏اید؛(چه این‏که) امر به‏معروف و نهی از منکر می ‏کنید و به‏الله سبحانه وتعالی ایمان دارید. 

یقیناً در میان امت ثقافت‏های غربی و افکار منحط آن مروج شده‏است، و روابط اسلامی میان مسلمانان ضعیف گردیده درعوض روابط وطن‏پرستی و قوم‏گرائی بر ایشان سیطره نموده‏است. اما خوشبختانه این ثقافت‏های پلید بالای اکثریت امت چیره ننموده؛ بل این همه توسط نظام‏های حاکم و رسانه‏های دست داشته ایشان به‏شکل سطحی رایج گردیده‏است که الحمدالله در میان امت گرایش به‏خیر حاکم می‏باشد. اگر فعالیت‏های حزب را دقیقاً پیگیری نموده‏باشید، در می‏یابید که خلافت در میان اکثریت امت به‏رای عام مبدل شده‏است، در حالی‏که قبلاً بلند نمودن صدا برای احیائی خلافت به‏ندرت شنیده می‏شد، ولی اکنون تأسیس خلافت یک نیاز مبرم در جوامع اسلامی پنداشته می‏شود.

برادر عزیز! بدون شک که این امت زنده‏است، اما دچار ضعف و پراگندگی گردیده که باید از این امراض رهائی حاصل نماید، در گذشته صلیبی‏ها حدود صد سال بر سرزمین‏های ما تسلط داشتند، مخصوصاً پس از اشغال قدس حدود نود سال در آن‏جا ماندند سپس در ماه ربیع الاخر سال 583هـ.ق معرکه حطین انجام شد؛ آزادی قدس نیز در رجب همین سال صورت گرفت که پس از آن صلیبی‏ها به‏بدترین وضعیت از این سرزمین‏ها رانده‏شدند. بعد از تسلط یافتن صلاح الدین ایوبی بر فاطمی‏ها در مصر؛ خلافت دوباره به‏عباسی‏ها برگشت؛ و در سال 656هـ.ق تاتارها بالای بغداد حمله نموده «دارالخلافه» را تخریب و خلیفه مسلمین را به‏قتل رساندند، دوباره خلافت به‏مصر انتقال یافت در حالی‏که دو سال ازین واقعه نگذشته بود در سال 658هـ.ق نبرد عین جالوت یا نبرد محو تاتارها رخ داد و تاتارها نابود گردیدند. ان‏شاءالله برادر محترم امت اسلامی با قیادت مردان راستین، احیای مجدد و زود هنگام خلافت را به ‏عزت گذشته و فتوحات عظیم برمی‏گرداند.

برادر شما عطا بن خلیل ابورشته

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه