سه شنبه, ۱۱ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۴/۲۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

(ترجمه)

در دوران حاکمیت خلافت اسلامی اقتدار مسلمانان در دست خودشان بود تا این‌که سرانجام پس از قرن‌ها، خلافت عثمانی درسال 1924م سقوط کرد. این موضوع از خلال اقداماتی‌که خلفای پیامبر صلی الله علیه وسلم و صحابۀ کرامش انجام داده‌اند، به خوبی آشکار می‌باشد. حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه خطاب به مردم گفت: «در صورتی از من اطاعت کنید که من از الله سبحانه وتعالی اطاعت می‌کنم.» حضرت عمربن خطاب رضی الله عنه گفت: «اگر در من کدام کجی را دیدید؛ پس راستم کنید.» حضرت عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه نیز با کسانی‌که وی را پس از حضرت عمر رضی الله عنه من‌حیث خلیفه انتخاب می‌نمودند، مشورت نمود. اقدامات و عملکردهای صحابه و خلفای پیامبر به طور کاملاً شفافی بیان‌گر این بود که قدرت و اقتدار در دست امت بود.

پس از سقوط اقتدار مسلمانان، حکام ستمگر و مزدور کفار استعمارگر غربی بر آنان مسلط شد، قدرت مسلمانان را از آن‌ها سلب کرد و برای خوش‌خدمتی به دشمنان اسلام و جلوگیری از بازگشت حاکمیت اسلامی، آنان را به اشکال گوناگونی شکنجه نمودند؛ ده‌ها سال است که این وضع برمسلمانان ادامه داشته و مسلمانان از حقوق خویش به غفلت به سرمی برند و ده‌ها سال است که شریعت پروردگارشان در میان‌شان تطبیق نمی‌شود.

جنایت‌های ننگینی‌که از زمان سقوط حاکمیت اسلام تا امروز علیه مسلمانان صورت گرفته، به لکۀ تاریکی می‌ماند که در جبین بشریت نقش بسته، اعمالی‌که تمام هدف آن‌ها جلوگیر از باز گشت اقتدار امت بوده و باعث غفلت و بی‌خبری امت از حقوقش می‌شود تا این‌که در سال 2011م امت بیدار و دست بالی را تکان داده برخاست و حقوق و قدرت از دست رفتۀ خویش را مطالبه نمود.

جنبش امت از تونس آغاز و مصر و لیبیا و سپس یمن را در بر گرفت تا این‌که به سرزمین مبارک شام رسید؛ در آنجا بود که دشمنان اسلام متوجه جدی بودن این رویداد شد و به فکر راه‌چاره‌ای برای برخورد با آن شدند.

همه می‌دانند که در سرزمین‌های اسلامی چه اتفاقی افتاده و آگاه اند که چگونه انقلاب‌های امت اسلامی به سرقت برده شد؛ کسانی را که به خواسته‌های مردم لبیک می‌گفتند، در رأس دولت‌هایی نشاند که در واقع سیکولرهایی با ظاهرِ مزین به شعارهای اسلامی بودند. بدین ترتیب، بار دیگر قدرت را از امت سلب نمودند؛ لیکن این بار از طریق به بازی گرفتن خواسته‌های مردم، مردم گمان می‌کردند که قدرت را به کسی می‌سپارند که خواستار مصلحت آن‌ها می‌باشد. چنین بود که این سلب قدرت سکوت امت را همراه داشت و حال و اوضاع تمام سرزمین‌های انقلاب به همین منوال بود.

اما بعد از این‌که این انقلاب به سرزمین شام رسید، بر یک پیچیدگی بنایافته بود که خود به سردرگمی هر راه‌حل پیشنهادی کافی بود و تلاش هرکسی‌که می‌خواست در آن دخالت کند، ضایع می‌شد؛ چون اسد در دوران حکومت ظالمانه‌اش، برای جلوگیری از ایجاد هرگونه کدر سیاسی رقیب و مخالف نظامش، تمام زیربناهای جامعه و دولت را متلاشی ساخته بود. این وضعیت هم‌چنان تا انفجارانقلابی ماه مارچ 2011م ادامه داشت. مردم درین سال از خانه بیرون شد، فریاد سرنگونی نظام اسد را سرمی‌دادند و خواستار بدست آوردن دوبارۀ قدرت از دست رفته خود بودند؛ چون با مقایسه به بقیه سرزمین‌های بهار عربی، کدام کدر سیاسی لازمه‌ای مزدوری غرب در سوریه نبود، کفار استعمارگر غربی هیج راه‌حلی برای انقلاب شام نداشتند و هیچ مخالف سیاسی‌ای‌که در میان مردم از نفوذی برخوردار بوده و قدرت را بتواند به دست گیرد، نبود. انقلاب دوام یافت و  راه‌حل‌ها از راهروهای کفار و دهلیزهای مکر و فریب بیرون نشد.

با وجود این واقعیت سوریه، تلاش‌های سلب قدرت از مسلمان‌ها، یک بار دیگر تبدیل به شغل دائمی ملت‌های کفری شد؛ این تلاش‌ها متوقف نشد تا این‌که از طریق نمایندگان دائمی آن‌ها در دولت‌های کفری و در اتاق‌های دربسته، میان گروه‌های انقلابی راه‌چاره پیدا کردند. درین میدان سلاح‌شان پول‌هایی بود که برای سست‌عنصرها و ضعیف‌نفس‌ها پرداخت می‌نموند؛ چنین‌گروه‌ها هرچه می‌خواستند، برای‌شان محیاء می‌شد؛ اما در عوض از مردم غافل شدند. موازی با توسعۀ گروه انقلابی، هدفی‌که مردم برای به دست آوردن آن بیرون شده بودند، کم‌رنگ می‌شد تا این‌که وضعیت به جایی رسید که در نتیجه مانند قبل منجر به سلب قدرت امت شد؛ لیکن کسی‌که این بار قدرت را از امت سلب کرد، کسی بود که به حمایت مردم و به دفاع از آن برخاسته بود؛ حالتی مانند حالت دیگر سرزمین‌هایی‌که وزش تغییر از آن‌ها گذشته بود. ظاهر قضیه طوری به نظر می‌رسید که انقلابیون نتایج انقلاب‌شان را، که ممثل قدرت‌شان بودند، به کسانی از فرزندان انقلاب سپرده اند که در برپایی انقلاب سهم داشته و برایش قربانی داده اند؛ در حالی‌که آن‌ها بدون هیج سهمی در درد و رنج مردم و مشکلاتی‌که در ایام انقلاب متحمل شده اند و بدون هیج توجهی به این درد و رنج ها، نتایج انقلاب را به بازی می‌گیرند؛ عملی‌که شرعاً سلب قدرت به شمار می‌‌رود.

دیری نگذشته که به سبب اقدامات سرکوب‌گرانه، گروه‌های مذکور و تحمیل نظم زندگی مخالف هدفی‌که مردم برای بدست آوردن آن بیرون شده بودند، نتایج این سلب قدرت یکی پس از دیگری در حال وقوع می‌باشد.

از جمله بارزترین نشانه‌های این سلب اینست که گروهای امروز فرزندان مسلمان‌ها را به سمت مردن جهت اهداف بی‌معنی سوق می‌دهند. آن‌ها فرزندان امت را وارد جنگ‌هایی می‌نمایند که هیچ سودی برای‌شان ندارد. این گروه‌ها فرزندان امت را قربانی اهداف دشمنان اسلام می‌کنند و تأسف‌آور تر از آن، اینست که مردم نیز در برابر آنچه در حال وقوع می‌باشد، سکوت اختیار نموده اند. نشانی بر این‌که اقتدار آن‌ها سلب شده و دیگر قدرتی برای‌شان باقی نمانده است.

حال مسمانان امروزه در شام مانند آن روزگاری‌ست که قدرت‌شان توسط نظام مزدور اسد سلب شده بود؛ چون امروز نیز قدرت‌شان قربانی مصلحت گروهای مزدوری شده است که تا پایان زمان خاصی، تا پایان یافتن ماموریت و نقشی‌که برای‌شان داده شده و تا زمان شکستن ارادۀ امت، برای حمایت از منافع ملت‌های کفری باقی مانده و از بین‌برده خواهند شد.

شرایط امروز، به شرایط قبل از ماه مارچ2011 م شباهت زیادی دارد؛ بناءً راه‌حل نجات از این وضعیت همان است که امت در ابتداء به آن اقدام نموده بود: مردم باید پردۀ سکوت را بدرند، صدای خویش را بلند کرده، در جاده‌ها بریزند و خواستار بازگرداندن قدرت خویش باشند که حق مسلم‌شان است.

این از واجب‌ترین وظایف امت می‌باشد. این تنها راه باز گشت حق از دست رفته و قدرت غصب شده‌ای شان می‌باشد. امت نباید در راه الله از سرزنش هیچ ملامت‌گری حراس داشته باشد و اگر برای خود هنوز حقی قایل است، از مردم نترسد. فریاد حق نمی‌تواند اجل را نزدیک کند. فریاد حق هیچ سختی را نمی‌آفریند. آنچه که امروزه از غاصب جدید دیده می‌شود، قابل سکوت و تحمل نیست؛ مخصوصاً این‌که انقلاب و اهل آن را به سمت آن تاریکی سوق می‌دهد که عنصر اساسی از بین رفتن انقلاب می‌باشد.

برای این‌که دیگر قدرت امت در معرض سلب شدن قرار نگیرد، این بار برای سیر انقلاب به جهت هدف اساسی آن باید شاخصه‌هایی را تعیین کرد که از انقلاب بهتر پاسداری شده و از سرقت آن جلوگیری کند. باید در قسمت هدف و مراحل رسیدن به آن مقرارات مشخصی وضع گردد و هرکسی‌که خود را با آن عیار نمود، پذیرفته شود و هردسیسه‌گری‌که قصد سرقت انقلاب و تسلط بر آن را دارد، کنار زده شود. حالتی‌که ما امروزه در آن قرار داریم، چیزی جز نتیجۀ سکوت امت از حقوق‌اش و جز نتیجۀ موقف غیرمسئولانه‌ای امت در برابر کسانی‌که قربانی‌های‌شان را دزدیده اند، چیزی دیگری نیست. امت امروزه باید برحذر باشد و از زمرۀ کسانی قرار نگیرد که از حق پشت کرده و مصداق این هشدار رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار گرفته اند:

«لَتَأْمُرُنَّ بالْمَعْرُوفِ، ولَتَنْهَوُنَّ عَنِ المُنْكَرِ، أَوْ لَيُوشِكَنَّ اللَّه أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عِقَابًا مِنْهُ، ثُمَّ تَدْعُونَهُ فَلا يُسْتَجابُ لَكُمْ»

(سنن ترمذی)

ترجمه: یا امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید یا(درغیر این صورت) نزدیک خواهد بود که الله(سبحانه وتعالی) عذاب خودرا برشما فرود آورد و آنگاه شما(برای نجات خود) به درگاه الله(سبحانه وتعالی) دعا کنید و دعای شما قبول نشود.

شما ای اهل شام و مخصوصاً کسانی‌که هنوز از آزادی برخوردار می‌باشید، موقف کنونی امت در تنگ‌ترین لحظات خود و در آخرین نقطۀ مسیرش قرار دارد! خود شاهد تسلیم مناطق زیادی به نظام بودید و با آن‌که به چشم سر نتیجۀ موقف غیرمسئولانۀ مردم آن مناطق را مشاهده کرده، بازهم برای بازپس‌گیری ملک خویش و قدرت خویش هیچ حرکت نمی‌کنید؛ پس این را فراموش نکنید که وضعیت پیش‌روی شما از وضعیت گذشتۀ شما بهتر نیست؛ باید صدای خود را بلند کرده و دست بدست هم داده مانند قبل در جاده‌ها بریزید؛ چون اوضاع دیگر نیازی به خاموشی ندارد و گرنه آنچه که در حال آمدن است، سخ‌تر و تلخ‌تر است.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد عبدو الدلی

عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه سوریه 

ادامه مطلب...

عبدالطیف بن عبدالعزیز، وزیر شئون اسلامی عربستان سعودی، انقلاب‌های بهار عربی را مورد انتقاد قرار داد؛ او دلیل این کار خود را ویرانی سوریه و آوارگی مردم آن را به سبب این انقلاب‌ها دانست. این وزیر سعودی در جریان صحبت‌هایش که در گردهمایی علمای رسمی در پایتخت سعودی، ریاض، ایراد نمود، انقلاب‌های بهار عربی را به انقلاب‌های کشنده و نابودکننده برای انسان مسلمان عربی" توصیف نمود؛ انقلاب‌هایی‌که خرابی و ویرانی را برای کشورها و ملت‌ها به بار آورده و تر و خشک را می‌سوزاند. او تأکید کرد که تمام این حالات به سبب دعوت‌گران فتنه و کسانی‌که دین را وسیله‌ای برای به دست آوردن دنیا و رسیدن به قدرت قرار داده اند، به وجود آمده است.

بن عبدالعزیز اضافه کرد که: «اجازه دادن به دعوت‌گران فتنه و شر و معامله کنندگان با احساسات مردم باعث آوارگی، قتل، ویرانی و نابودی ملت‌ها بدون رسیدن کدام منفعت به دین و دنیای مردم و ملت‌ها می‌شود.» او در سخنانش در مورد انقلاب‌ها، به بحران سوریه و آنچه که به مردم سوریه از آوارگی و فقر به سبب انقلاب آن‌ها رسیده است و دعوتگران فتنه؛ آنانی‌که اجازه دادند تا مردم به خیابان‌ها بیرون شوند و سوریه به این وضعیت برسد، استدلال نمود.

پس شما علمای اسلام! امروز امت به دیدگاه‌های شما نیازمند است؛ همان دیدگاه‌هایی‌که مشابه دیدگاه‌های اولین گروه از علمای صدر اسلام باشد، چنانچه آن‌ها با باطل مبارزه نموده و آن را شکست دادند؛ این‌که از تحرک امت بر ضد ستمکارانی‌که پایان‌شان نزدیک شده، خود را تبرئه کنید، بهراسید و از خشم امت، که بیداری و حرکت را به همراه دارد، بترسید و در پیشاپیش این بیداری قرار بگیرید؛ نه در عقب آن. بدون شک سخن حق در نزد پادشاه ظالم، شعار کسی‌ست که کتاب الله سبحانه وتعالی را حفظ، سنت پیامبرش را جمع نموده و به شریعت او عالم گشته باشد؛ و چه بسیار اند داستان‌های دعوت‌گرانی در مسیر تاریخ‌های خالی اسلام در منازعه و کشمکش میان حکام و علماء که از خود استقامت نشان داده اند و صفحات تاریخ پر از مردان، علماء و عابدان زن و مردی است که در برابر حکام ظالم ایستاده، با آنان استدلال نموده و نصیحت‌شان کردند و هم‌چنان حجت را بر آن‌ها قائم ساخته، شکایت امت را به گوش‌شان رسانده و در نهایت حالت امت را توسط اعادۀ حقوق از دست رفتۀشان اصلاح نمودند.

                                                                                                                         ذبیح الله رضوان

ادامه مطلب...

شراب کلید همه شرو بدی‌هاست

(ترجمه)

از حضرت ابو درداء رضی الله عنه روایت است که گفت: دوست من(پیامبر صلی الله علیه وسلم) مرا چنین وصیت فرمود:

«لَا تَشْرَبْ الْخَمْرَ، فَإِنَّهَا مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ»

(رواه ابن ماجه)

ترجمه: شراب را ننوشید؛ زیرا شراب کلید همه شر وبدی‌هاست!

توضیح حدیث

شراب از این جهت کلید همه شر و بدی‌ها گفته شده که زایل کنندۀ عقل است. هرگاه عقل زایل شود، دروازۀ شر و بدی‌ها، که توسط عقل بسته بود، باز می‌گردد.

حکایت است که شخصی بین امور سه گانه مخیر قرار داده شد: زنا کند یا قتل نفس و یا شراب بنوشد. وی فکر کرد؛ زنا از گناهان کبیره، قتل نفس از همه بزرگ‌تر و بزرگ که به اختیار خود قابل قبول نیست؛ لذا نوشیدن شراب را آسان دید، زمانی‌که شراب را نوشید و عقلش را زایل کرد، هم قتل نمود و هم زنا کرد؛ زیرا وقتی عقل زایل شد، هرگناه دیگری سهل و حلال است.

لذا ای مسلمانان! شراب‌نوشی از امور عظیم و از گناهان گبیره است. با این همه رسول الله صلى الله عليه وسلم شراب، فروشندۀ آن و نوشنده‌اش را لعنت کرده است؛ اما با تأسف امروزه ما در شهرهای مسلمانان شراب‌نوشی را مشاهده می‌کنیم؛ می‌بینیم که آن را تجارت می‌کنند؛ به اندازه‌ای رایج شده که گویا این چیزها در شهرهای غیرمسلمانان نو ایجاد شده و برعکس در شهرهای مسلمانان سابقۀ دیرینه دارد. حکام سرزمین‌های اسلامی، شراب‌نوشی و بقیه خبائث و گناهان را خود ترویج می‌دهند و محفل‌های شراب‌نوشی را ایجاد می‌کنند.

حتی در بازارها، اماکن عامه و شهرهای مسلمین خرید و فروش شراب دیده می‌شود و ممانعت فروش آن در بازارها، که در اصل از منکرات دولت محسوب می‌شود، لیکن دولت‌های موجود در شهرهای مسلمانان برای جلوگیری از خرید و فروش شراب نه تنها توجه ندارند؛ بلکه در ترویج آن میان مسلمانان کوشش می‌کنند. بدین اساس، دور کردن هم‌چو دولت‌ها و کسانی‌که در این دولت‌ها حکم‏روائی دارند، واجب و شرعی می‌باشد. چنانچه در قاعدۀ اصولی گفته شده: «آنچه انجام واجبی بدون آن ممکن نباشد، خودش نیز واجب است.»

لذا ای مسلمانان! از شما دعوت می‌کنیم تا در راستای اعادۀ تطبیق احکام قرآن در روی زمین با عاملین آن همکاری نمائید، تا حکم الله سبحانه وتعالی توسط دولت اسلامی(دولت خلافت ثانی بر منهج نبوت) نافذ گردد؛ دولتی‌که رسول گرامی اسلام صلى الله عليه وسلم بشارت آن را داده است.

علاقه مندان گرامی! تا ارایۀ بعدی حدیث شریف دیگر، شما را به الله بی‌نیاز می‌سپاریم.

والسـلام علی من اتبع الهدی

***

ادامه مطلب...

اشتراک در پروسه‌های دموکراتیک باعث ذلت و تفرقه‌ای بیشتر میان قشر مجاهدین و احزاب اسلامی می‌گردد Featured

برای انتخابات آینده ریاست جمهوری افغانستان، تکت‌های متعدد انتخاباتی تشکیل گردیده‌اند. در این میان تعدادی از احزاب اسلامی و چهره‌های جهادی که علیه قشون سرخ شوروی به جهاد پرداخته بودند، در کنار چهره‌های کمونیست اسبق و سیکولارهای طرف‌دار غرب قرار گرفته و تکت واحد انتخاباتی تشکیل داده‌اند. چهره‌هایی که دشمنی آن‌ها علیه ارزش‌های اسلامی از دور نمایان است، و در انزوای مجاهدین از قدرت نیز نقش فعال داشته‌اند.

ما از یک دهه بدینسو بصورت پیهم به مسلمانان افغانستان، به ویژه قشر مجاهدین و احزاب اسلامی از عاقبت شوم سهم‌گیری در پروسه‌های دموکراتیک هُشدار داده‌ایم، که این روندها موجب ذلت و تفرقه گردیده و باعث چند دسته‌گی حزبی، شکست سیاسی و از دست دادن نفوذ آنان در میان مردم می‌گردد. چنان‌که در این دور نیز صفوف قشر مجاهدین چند پارچه شده و حتی یکدیگر را متهم به خیانت کرده‌اند.

 ما از قشر مجاهدین می‌پرسیم که در کدام میدان و به کدام هدف مبارزه سیاسی می‌کنید و براساس کدام ارزش‌ها می‌رزمید؟ برای حاکم ساختن ارزش‌های اسلامی یا ارزش‌های دموکراسی و یا رسیدن به منافع شخصی و قومی؟

چشم‌پوشی از ارزش‌های سیاسی اسلام و بازی در میدان دموکراسی، ذوب شدن در نظم امریکایی و کارت بازی‌های قومی و سمتی در یک‌و‌نیم دهه‌ی گذشته، شما را از بلندای قدرت و عزّت پایین آورده، منجر به ترور فزیکی و شخصیتی رهبران تان گردیده، هیبت و محبوبیت تان را در میان مردم به شدّت خدشه‌دار ساخته است. ما یک‌بار دیگر تذکر می‌دهیم که مجاهدین و احزاب اسلامی همیشه در میدان فکر و سیاست باخته‌اند، و این باخت بدلیلی بوده که در میدان اشتباه به مبارزه می‌پردازند. مبارزۀ سیاسی در میدان دموکراسی برای یک سیاست‌مدار مسلمان امر ناممکن است، و نمی‌شود با ارزش‌های اسلامی در این میدان به مبارزه پرداخت.

این قشر بصورت عمیق باید درک کنند که همواره در بازی‌های سیاسی دموکراتیک منحیث بانک‌های رأی و مشروعیت بخشیدن به نظام حاکم مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند، چنان‌که در سه انتخابات قبلی قرار گرفتند. در صورت پیروزی در انتخابات آینده نیز امریکایی‌ها اجازه نمی‌دهند که در رأس قدرت قرار گیرند. طوری‌که تجربه‌ی انتخابات 2014 به وضوح این مسئله را ثابت ساخت که امریکایی‌ها به صورت شرم‌آور نتایج انتخابات را دست‌کاری کرده و کاندیدای دلخواه خویش را برنده اعلام نمودند. آنان باید بدانند که در نظم امریکایی به جز جایگاه سمبولیک و ابزاری، نقش واقعی نداشته و در عوض برای برپا ساختن ارزش‌های اسلامی تلاش و مبارزه نمایند تا دوباره به قدرت واقعی و جایگاه مردمی شان برسند. به قول حضرت عمر رضی‌الله عنه که گفته است:

"إنَّا كنَّا أذلَّ قوم، فأعزَّنا الله بالإسلام، فمهما نطلب العِزَّة بغير ما أعزَّنا الله به أذلَّنا الله"

«ما قوم ذلیلی بودیم که الله سبحانه وتعالی توسط اسلام به ما عزّت داد و هرگاه این عزّت را در جای ديگری جستجو کنيم، الله سبحانه وتعالی ما را خوار و ذلیل می‌گرداند».

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر - ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

زدوخورد سیاسی و اختلافات در امریکا

بر اساس گزارش "الجزیره نت" به تاریخ 19 جنوری 2019م رئیس مجلس نمایندگان امریکا، نانسی پیلوسی، رئیس جمهور ترامپ را به افشاءساختن جزئیات سفر او به افغانستان، که عزم انجام آن را همراه با هیئتی از کانگرس داشت، متهم ساخته است؛ چنان‌چه او را مسئول اصلی در معرض خطر قرار دادن زندگی او، نیروهای امریکایی و شهروندان آن در افغانستان دانست.

پیلوسی بعد از آن در تلاش آمادگی برای سفر به افغانستان از طریق یک پرواز تجارتی شد-که ترامپ مانع او از استفادۀ طیارۀ نظامی گردید؛ ولی قرار بیانیۀ دفتر پیلوسی، او بعد از آن‌که حکومت امریکا برنامه‌هایش را افشاءساخت، سفر خود را به تأخیر انداخت؛ اما یک‌تن از مسئولین در قصر سفید این اتهامات را رد نمود؛ اتهاماتی‌که در سایۀ اوج گرفتن اختلافات میان ترامپ و پیلوسی هم‌زمان با داخل شدن تعطیلی بخش‌هایی از حکومت به بیست‌وهشتم روزش، وارد می‌گردد.

ساره ساندرز سخنگوی قصر سفید بخاطر توجیۀ این اختلافات گفت: «بدون شک تلاش حکومت برای باقی ماندن پیلوسی در امریکا، بخاطر انجام گفتگوها به هدف پایان دادن تعطیلی دوامدار بخش‌هایی از حکومت، از چهار هفته بدین‌سو که به طولانی‌ترین تعطیلی در تاریخ امریکا مبدل گشته، می‌باشد‌. این تعطیلی حکومت، ۸۰۰ هزار کارمند فدرالی را بدون معاش قرار داده است؛ بحران سیاسیی‌که ترامپ آن را بخاطر عملی ساختن وعدۀ انتخاباتی‌اش مبنی بر ساختن دیوار مرزی با مکزیکو، به راه انداخته است.

از طرف دیگر، دموکرات‌ها گفته اند که هیچ‌گونه گفتگوهای جاری در مورد تعطیلی حکومت وجود ندارد. دروهامیل سخنگوی پیلوسی گفته است: ‌«هیچ‌گونه دعوتی را از سوی قصر سفید برای انجام گفتگوها دریافت نکرده ایم.» و نیز به دلیل رد نمودن برنامه‌های ترامپ از سوی آن‌ها، ترامپ دستوری را بخاطر منع تمامی اعضای کانگرس از سفر نمودن با طیارات حکومتی در جریان تعطیلی صادر نمود.

این گونه مراحل اختلافات میان ارکان حکومت در امریکا ادامه می‌یابد؛ چیزی‌که از افزایش اختلافات و پارچه شدن حکومت خبر می‌دهد.

ذبیح الله رضوان

ادامه مطلب...

حکومت اردن با آزار و شکنجۀ حاملین دعوت، به جنگ‌اش علیه الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم ادامه می‌دهد

(ترجمه)

دادگاه امنیتی اردن طی هفتۀ جاری اسمعیل الوحواح(ابوانس) را در یک قضیۀ سیاسی، که به هدف دستگیری شباب حزب‌التحریر به پیش برده می‌شود، به یک سال زندان محکوم کرد.

اسمعیل الوحواح یک‌‌تن از شهروندان استرالیایی و عضو محترم جامعۀ مسلمان استرلیا، شش ماه قبل از بازداشت وی در فرودگاه عمان بدین‌سو مورد آزار و اذیت جسمی و دماغی قرار گرفت. ابوانس با این ‌همه بی‌عدالتی‌ها از سوی محاکم کانگورو در اردن در حالی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند که چیزی جز یک انتقاد فیسبوکی از وضعیت نا‌بسامان رژیم اردن نکرده بود.

بدین مناسبت حزب‌التحریر-استرلیا به چند نکتۀ در زیر اشاره می‌کند:

1. حزب‌التحریر یک حزب سیاسی اسلامی است که بر اساس فرمودۀ الله سبحانه‌و‌تعالی به منظور ازسرگیری زندگی اسلامی شکل گرفته و کارش از ابتداء تا اکنون فکری و سیاسی می‌باشد. از این‌رو، رژیم اردن-از این‌که شباب حزب‌التحریر می‌خواهند که با از سرگیری زندگی اسلامی در تحت شریعت الهی زندگی نمایند- به آزار و اذیت آن‌ها پرداخته و این امر را جرم تلقی می‌کند.

2. اتهامات پوچ و احمقانه‌ای‌که علیه ابوانس بر اساس پست‌های فیسبوکی-در خارج از اردن به نشر رسیده است- بر اساس قوانین اردن و یا هم شریعت الهی کاملاً بی‌اساس می‌باشد. این‌که ابوانس هنوز هم مورد پیگرد قرار گرفته است، بیانگر قضیۀ سیاسی بودن آن است؛ نه حقوقی بودن آن و این در واقع بخشی از مبارزۀ بزرگ‌تری علیه حزب‌التحریر می‌باشد.

3. وقتی‌که رژیم اردن بدون هیچ شک و تردید تمام انتقاد‌ها را علیه برادر ما بکار می‌بندد، پس ما نباید فراموش کنیم که این غرب بود که هم‌چو رژیم‌های استبدادی را ایجاد کرد و این غرب است که امروزه این رژیم‌ها را به خاطر رسیدن به اهداف پلیدش زنده نگهداشته است.

4. ما هم‌چنان نباید فراموش کنیم که غرب از آن‌سوی مرزها چگونه‌ عذاب‌هایی را برای ما صادر می‌کند. این‌که غرب تا به حال نتوانسته حزب‌التحریر را به طور کلی و یا هم برادر ابوانس را بطور خاص محاکمه کند؛ بناءً، این وظیفۀ ظالمانه را به  حکام اردنی محول می‌کند تا از طریق آن‌ها به آزار و اذیت شباب حزب‌التحریر بپردازد.

5. به هر مسلمان مخلص و بادرک تذکر می‌دهیم که خاموشی در برابر این‌گونه بی‌عدالتی‌ها لکه‌ای ننگینی در کتاب اعمال‌مان خواهد بود. طولانی کردن عمر این رژیم‌های ظالم در جهان اسلام حتی برای بیشتر از یک ثانیه جنایتی بزرگی در حق دین الله سبحانه‌و‌تعالی است. هیچ‌گونه مصلحت و حکمتی در زمینۀ قرباینان این رژیم‌ها-که ابوانس یکی از آن است- وجود ندارد که ما نسبت به این رژیم‌ها امیدوار باشیم.

6. در نهایت، اعمال جنایت‌کارانه‌ای‌که توسط این رژیم‌های مستبد و یاهم باداران کافر غربی‌شان در جهان اسلام صورت می‌گیرد، هرگز جلو کار و فعالیت امت را گرفته نخواهند توانست؛ زیرا خلافت واقعی اسلامی-که وعدۀ الله سبحانه‌و‌تعالی بوده و توسط فرزندان مخلص این امت؛ کسانی‌که علیه آنانی‌که نسبت به بازگشت حتمی این نظام الهی به مبارزه پرداخته اند، می‌ستیزند- ان‌شاء الله تعالی تأسیس خواهد شد.

در فرجام از الله سبحانه‌و‌تعالی استدعا داریم که برادر، ما ابوانس را هرچه زودتر آزاد نموده و فامیل و وابسته‌گان‌شان را صبر عطاء نموده و مورد عفو خویش قرار دهد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-استرالیا

ادامه مطلب...

مصیبت‌های فاجعه‌آمیز حتی در عدم طوفان برف!

(ترجمه)

 

یک نوار تصویری از داخل کمپ‌های مهاجرین در وبسایت‌ صفحات اجتماعی توسط یک فعال اجتماعی به اشتراک گذاشته شد که نشان می‌دهد یک مهاجر سوری در داخل خیمه‌اش از سردی بیش از حد هوا، لرزه تمام بدنش را فرا گرفته و حتی دندان به دندانش نمی‌چسپد. آن فرد از مقامات مربوطه درخواست نمود تا ضروریات گرمایش مهاجرین را توسط نفت کوره(نفت برای گرمایش) تأمین کنند.

این مهاجرین در کمپ‌های متعدد غیرانسانی برای حمایت‌شان به سازمان‌های امدادرسانی درخواست نمودند و نیز از مقامات مربوطه بخاطر کمک‌های عاجل صدا بلند کرده اند و آن‌ها گفتند که تنها مقدار اندکی کمک‌ها به باشنده‌گان کمپ رسیده است؛ اما این کمک‌ها حتی نیاز‌های ۱۰ درصد مهاجرین را برآورده نمی‌کند. این زمانی‌ست که مهاجرین با کمبود شدید نفت مواجه هستند؛ به این معنی که در هم‌چو اوضاع جوی سرد و خشنی‌که در اکثریت مناطق شام وجود دارد، مردم باید خود را گرم نگه بدارند.

به طور مثال: بیش از ۸۰ هزار مهاجر سوری در شهر عرسال لبنان-که تقریباً ۱۳۰۰ متر بالاتر از سطح بحر است- از نبود عناصر اساسی یک زنده‌گی آراسته و پاک، مانند تضمین درست شبکۀ فاضلاب و قیرریزی سرک‌ها شکایت دارند. ‏همه‌ساله هم‌چو اوضاع جوی سرد و خشن با تأثیرات فاجعه‌انگیز بالای اطفال و زنان، جوانان و نوجوانانی‌که در این کمپ‌های اتفاقاً آمدند، می‌آید.

بناءً در این ماه‌های سال این یک امر طبیعی است که در کوه‌ها برف را ببینیم، باران شدید ببارد و طوفان‌های سرد با نام‌های مختلف بوزد؛ مگر این امر برای مصیبت‌ها و فاجعه‌های انسانی طبیعی نیست که بخاطر عدم یا کمبود حداقل نیازمندی‌های گرم کننده‌ مانند کمپل و نفت کوره در سراسر کشور در این سال‌های اخیر تجدید می‌شود. علاوه بر این، کمبود موادغذایی اولیه مانند نان خشک و غذای اطفال نیز طبیعی نیست. هم‌چنان این امر نیز درین سرزمین طبیعی است که اوضاع جوی پایین را در جریان این ماه‌های سال تجربه کند؛ مگر این غیرطبیعی است که اطفال، به خصوص نوزادان را ببینیم که اوضاع سرد شدید را همواره تجربه و از شدت هوای سرد می‌لرزند.

چرا این اتفاقات غیرطبیعی و غیرممکن وجود دارد؟ ‏ما همرای مردم خود در سراسر کمپ‌های مهاجرین، این سال‌های دشوار را دیدیم، شنیدیم، تجربه کردیم و دریافتیم که مصیبت‌های واقعی حتی در نبود برف و طوفان نیز وجود داشت، که از یک طرف پرده از روی خائنین و حکام غفلت‌کار برداشت و از طرف دیگر چهرۀ سازمان‌هایی‌که برای کمک‌های بشردوستانه فعالیت می‌کنند، نیز نمایان شد. هم‌چنان تأسیس هم‌چو کمپ‌ها و این چنین وضعیت زنده‌گی بدبخت، حتی برای حیوانات نامناسب است.

مسلمانان گرامی! الله سبحانه‌و‌تعالی شما را در پناه خود حفظ کند. اینست نتیجۀ مقام انسانیت مبنی سلب قانون ملکلیت شهروندی یعنی ملیت‌گرایی که منجر به چنین تبعیض نژادی می‌شود؛ زیرا در نظام فعلی کسی‌‌که حق زنده‌گی نجیب و آراسته دارد، کسی‌ است که به ملت‌پرستی چنگ می‌زند؛ فرض کنید اگر در کشور خودش برایش موقع مساعد شود، توسط قوانین و نظام از وارد شدن آواره‌ها و بیگانه‌ها جلوگیری می‌نماید که این امر خود امکان بهتر زیستن و زنده‌گی باثبات را محدود می‌سازد. اگر این بیگانه‌ها به عنوان مهاجرین نسبت داده شوند؛ به خصوص در هم‌چو نظام کپیتلزم با ماهیت منافع، دیگر هیچ ارزشی و جایگاهی به این انسان‌ها وجود نخواهد داشت؛ آنان مجبور اند که در دشوارترین مناطق و بی‌حد شرایط سخت مثل کوه‌های سرد برفی و دشت‌های سوزان گرم و یا در وادی‌هایی‌که همواره طوفان وجود دارد، زنده‌گی کنند. اگر برای حکام و کفار، ظلم و بیدادگری پناهگاه‌ها و تغییر مکان کافی می‌بود، آنان همرای این مهاجرین مثل حیوان رویه نمی‌کردند؛ یعنی  زنده‌گی بی‌قید و شرط بدون عزت را به آنان تحمیل نمی‌کردند.

ای مسلمانان، آگاه شوید که اینست وضعیت مهاجرین! گرسنگی و ظلم و ستم در بلاد مسلمین وجود دارد و این مردم مظلوم توسط کسانی بی‌سپر گذاشته شدند که آنان خود را مسئول برای امور آنان خطاب می‌کردند؛ اما حکام بلاد مسلمین بی‌شرفانه در آغوش غربی‌ها خوابیده اند و بعد از این‌که خون شهداء را با کم‌ترین بها و میثاق فروختند، همراه کفار مذاکره می‌کنند. ‏از سوی دیگر، گرفتاری مهاجرین همراه با وضعیت بدبخت و رنجش‌های‌شان دیگر در سرخط مقالات خبرهای سیاسی نیست؛ طوری‌که در سال‌های پیشینِ بحران سوریه وجود داشت؛ پروندۀ‌ آن‌ها مانند سایر پرونده‌های بشردوستانه به جنگ‌های داخلی ربط می‌گیرد، که پروندۀ‌شان مفقود و با مزخرفات سیاسی و ستیزه‌جویانه نسبت به منافع حکام جایگزین شده است؛ همان‌طوری‌که آن‌ها در حراج عمومی حضور دارند، برای عملی شدن راه‌حل سیاسی امریکا در منطقه فعالیت می‌کنند که چهرۀ جنایتکار بشار اسد را مثل "کودک بره‌گک بی‌گناه" رونما می‌کنند!

فلهذا، بدانید که وحدت ما سبب شکوه و جلال و قدرت‌مندی و اما تفرقۀ ما باعث شکست و حقارت ما می‌شود. ‏برای این وحدت فعالیت کنید و در پی زنده‌گی در سایه‌های اسلام و دین باشید و دوباره دولت متقدر اسلام  را تحت عنوان خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت تأسیس نمایید که وعدۀ رب العالمین در خصوص این امر حقیقی است.

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً﴾

[نور: ٥٥]

ترجمه: الله(سبحانه‌وتعالی) به‌کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین خلیفه می‌گرداند؛ همان‌گونه که جانشین ساخت کسانی‌ را که پیش از آنان بودند و آن دینی را که برای‌شان پسندیده است، به‌سودشان مستقر دارد و بر آنان پس از بیم‌شان ایمنی را جای‌گزین کند؛ مرا پرستش می‌کنند و چیزی را با من شریک نمی‌سازند و کسانی‌که پس از آن ناسپاسی کنند؛ پس آن گروه همانا فاسقان اند.

بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

درگذشت یکی از نخستین حاملین دعوت در حزب‌التحریر

  • نشر شده در اردن

﴿مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا﴾

[احزاب: ٢٣]

ترجمه: در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی‌که با الله بستند، صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند(و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود(راه) ندادند.

(ترجمه)

با توجه به قضای الهی، حزب التحریر-ولایه اردن درگذشت الحاج راجی موسی الزغول یکی از نخستین حاملین دعوت اسلامی در حزب‌التحریر را به تمام امت اسلامی و به خصوص مردم اردن تسلیت می‌گوید.

راجی موسی رحمه الله به روز دوشنبه 14 جنوری 2019م به عمر 95 سالگی پس از آن‌که جوانی‌اش را در حمل دعوت به خاطر اعادۀ زندگی اسلامی تحت خلافت بر منهج نبوت سپری نمود، به رحمت حق پیوست.

الحاج راجی رحمه الله از جمله نخستین حاملین دعوت در حزب‌التحریر بود که تمام هست‌و‌بودش را در راه رضای الله سبحانه‌و‌تعالی سپری نمود. او یگانه کسی بود که بی‌عدالتی‌ها و ظلم و ستم حکام به قاطعیتش در دعوت به سوی اسلام افزود و هرگز او را از هدف اصلی‌اش باز نداشت.

روی این ملحوظ، از الله سبحانه‌وتعالی استدعا می‌کنیم که وی را مورد رحمت خویش قرار داده، بهشت برین را جایگاه ابدی‌اش گرداند و با پیامبران، مؤمنین، شهداء و صدیقین محشورش بدارد و بر ما و فامیل نجیبش صبر جمیل و اجر جزیل عطاء فرماید.

﴿إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ﴾

ترجمه: ما از الله سبحانه وتعالی هستیم و همهای ما به  او رجعت کردنی هستیم.

دفتری مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه اردن

ادامه مطلب...

کپیتلزم جهانی موازی با دو شیطان: "نابرابری سیاسی و اقتصادی"!

(ترجمه)

خبر

یک درصد سرمایه‌داران جهان به احتمال زیاد دو سوم ثروت جهان را تا سال ۲۰۳۰م در دست خواهند گرفت. (منبع: https://www.theguardian.com/business/2018/apr/07/global-inequality-tipping-point-2030)

رهبران جهان توسط "کتابخانه مجلس عمومی انگلستان" هشدار داده شدند که ادامۀ ذخیرۀ ثروت در میان طبقۀ بالا-مثلث کپیتلزم- بی‌اعتمادی روبه رشد و خشم مردم را در دهۀ‌‌ آینده تا آن‌که اقدام برای اعادۀ تعادل ثروت صورت نگیرد، تحریک خواهد کرد. (منبع: ibid)

تبصره

از سال ۲۰۰۸م، ثروث یک درصد ثروت‌مندان جهان به حد اوسط ۶ درصد در سال در حال افزایش است که بی‌حد سریع‌تر نسبت به ۳ درصد رشد ثروت باقی‌ماندۀ ۹۹ درصد جمعیت جهان می‌باشد. اگر اوضاع این چنین ادامه پیدا کند، یک درصد سرمایه‌داران از ۱۴۰ تریلیون دالر ثروت کنونی‌شان تا سال ۲۰۳۰م ثروت مساوی به ۳۰۵ تریلیون دالر ثروت را به قبضۀ‌شان خواهند گرفت. ‏اگر از زاویۀ متفاوت این مسئله را ببینیم، حدود ۸۵ هزار تن ۶۷ درصد منابع و ثروت جهان را در اختیار خواهند گرفت. (منبع: https://news.un.org/en/story/2015/07/505352-un-projects-world-population-reach-85-billion-2030-driven-growth-developing)

طوری به نظر می‌رسد که اوضاع برای طبقۀ ثروت‌مند در حال بدتر شدن است؛ زیرا یک نظرسنجی از سوی نهاد "اوپینیوم(Opinium)" اجرا شد و یافته‌های آن نشان می‌دهد که ۳۴ درصد رای‌دهنده‌گان احساس می‌کنند تا سال ۲۰۳۰م از داشتن اقتدار و ملکیت محروم خواهند بود و در نتیجه دموکراسی را تضعیف می‌کنند. ‏یافته‌های این نظرسنجی‌ها کاملاً برای ثروت‌مندان یک امر شوم محسوب می‌شود. از سوی دیگر، ذخیرۀ ثروت توسط چند تن نه تنها نابرابری اقتصادی را به میان می‌آورد؛ بلکه نابرابری سیاسی را نیز در جامعه تحریک می‌کند و هردو نوع نابرابری برای پایداری هر جامعه‌ای فاجعه‌بار است.

هیچ‌ کدام از این مطالعات و نظرسنجی‌ها چیزی جدیدی نیستند. پروفیسور "تامس پیکتی(Thomas Piketty)" در کتاب‌اش بنام "سرمایه در قرن بیست‌ویکم با شواهد صحیح استدلال می‌نماید که نابرابری اقتصادی ویژه‌گی دایمی نظام سرمایه‌داری است. (منبع: Ryan Cooper (25 March 2014). "Why everyone is talking about Thomas Piketty's Capital in the Twenty-First Century". The Week))

 ‏بدبختانه، راه‌حل درمانی آقای پیکتی از به وجود آوردن مالیات در ثروت برای رسیده‌گی به بیماری معائد نظام سرمایه‌داری اشتباه بوده؛ زیرا اخذ مالیات هیچ دردی را درمان‌ نمی‌کند.

راه‌حل برای مشکل بنیادی در کپیتلزم نبودن مالیات ثروت نیست؛ بلکه آزادی مالکیت است، که منجر به ذخیرۀ ثروت از سوی چند تن محدود می‌شود. این امر برای ثروت‌مندان اجازه می‌دهد که از ثروت فراوان‌ خود برای نفوذ نامطلوبی بر قوۀ اجراییه، مقننه و قضائیه بخاطر تصویب قوانینی‌که به نفع آن‌هاست، استفاده کنند. فلهذا در صحنۀ عملی به قوانینی منجر می‌شود که مردم عام را از دسترسی به سرمایه محدود می‌سازد، به سرمایه‌داران اجازه غضب ملکیت عامه را می‌دهد، راه‌های گریز مهندسی شده را برای پنهان ثروت‌شان از چشم‌‌انداز مالیه‌‌گیرنده‌گان ایجاد می‌کند و در اخیر عموم جامعه را مجبور می‌سازد که وضعیت فاسد را قبول کنند. ‏متعاقباً، هیچ فرقی نمی‌کند که مردم عام در قبال این امر چی تصمیمی خواهند گرفت؛ بخاطری‌که آنان برای جلوگیری از ذخیرۀ ثروت توسط سرمایه‌داران ناتوان هستند. ‏به عبارت دیگر، گفته می‌توانیم، نظام سرمایه‌داری با این چنین ماهیت خود باعث می‌شود که ثروت را از دست عموم جامعه به دست یک تعداد طبقه محدود ثروت‌مند فرار بدهد.

در اسلام  آزادی مالکیت وجود ندارد. ‏هر شهروند در دولت خلافت اسلامی حق داشتن ثروت ‌را دارد و به اساس قانون همان اندازه ملکیتی را دارد که قانون تعیین کرده و اختیار تمام آن‌چه را در دست دارد که از سوی خالق قانون‌گذار تعیین شده است. بدین ملحوظ، جامعۀ اسلامی هرگز به ثروت‌مندان اجازۀ تسلط بر ملکیت عامه را نمی‌دهد که قرارداد‌های نامتعادل و انحصار کننده را امضاء کنند که دسترسی به سرمایه و ملکیت را برای عامه محدود، شرکت‌های غول‌پیکر را از مالیات حفظ و نفوذ ناروای خود را بر قوای اجرائیه و قضائیه تحمیل کنند. ‏بنابر این، اسلام هرگز ثروتی را حمایت نمی‌کند که تنها در میان یک تعداد طبقۀ ثروت‌مند در چرخش باشد. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾

[حشر: ۷]

ترجمه: ‏‏چيزهائی را كه الله(سبحانه‌و‌تعالی) از اهالی اين آبادی‌ها به پيامبرش(صلی الله علیه وسلم) ارمغان داشته، متعلق به الله(سبحانه‌و‌تعالی) و پيامبر و خويشاوندان(پيامبر) و يتيمان و مستمندان و مسافران در راه مانده می‌باشد؛ اين بدان خاطر است كه اموال تنها در ميان اشخاص ثروت‌مند شما دست بدست نگردد(و نيازمندان از آن محروم نشوند). چيزهائی را كه پيامبر(صلی الله علیه وسلم) برای شما(از احكام الهی) آورده است، اجراء كنيد و از چيزهائی‌كه شما را از آن بازداشته است، دست بكشيد. از الله(سبحانه‌و‌تعالی) بترسيد كه الله(سبحانه‌و‌تعالی) عقوبت سختی دارد.‏

با این حال، جامعۀ اسلامی، که مبنی بر نظام خلافت راشده استوار است، در حقیقت مستحکم‌تر از جامعۀ کپیتلزم غربی می‌باشد، طوری‌که در نظام اسلام به جدیت کوشش می‌شود که این دو شیطان: "نابرابری اقتصادی و سیاسی" را به حداقل رسانده و آن را از جامعه محو کند.

نویسنده: عبدالمجید باتی

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

دعوت الی‌الله با حکمت و موعظۀ حسنه

  • نشر شده در تثقیفی

(ترجمه)

 الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ

[نحل: ۱۲۵-۱۲۸]

ترجمه: با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما! و با آن‌ها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت از هر کسی بهتر می‌داند، چه کسی از راه او گمراه شده‌است و او به هدایت ‌یافته‌گان داناتر است و هرگاه خواستید مجازات کنید، تنها به‌مقداری که به شما تعدّی شده کیفر دهید و اگر شکیبایی کنید، این کار برای شکیبایان بهتر است. صبر کن و صبر تو فقط برای الله(سبحانه وتعالی) و به توفیق او(سبحانه وتعالی) باشد و بخاطر(کارهای) آن‌ها، اندوهگین و دلسرد مشو و از توطئه‌های آن‌ها در تنگنا قرار مگیر! الله(سبحانه وتعالی)
 با کسانی است که تقوی پیشه کرده‌اند و با کسانی‌که نیکوکارند.

کلمۀ امر(اُدعُ) بر سه محور(دعوت‌گر، دعوت و اسلوب‌دعوت) می‌چرخد و برای هر دعوت‌گری‌که می‌خواهد به گونۀ شایسته‌ی آن در طاعت الله سبحانه وتعالی قرار داشته باشد، مسئولیتی را واگذار می‌کند که انجام آن حتمی و ضروری می‌باشد.  

دعوت الی‌الله در حقیقت دعوت به "لااله الا الله محمد رسول الله" و دعوت به ایمان به عقیدۀ اسلامی می‌باشد؛ ایمان به الله، ملائک، کتاب‌ها و پیامبران الله سبحانه وتعالی، ایمان به قضاء و قدر و این‌که خیر آن‌ها و شرآن‌ها صرفاً از جانب الله سبحانه وتعالی می‌باشد و بس. دعوت الی‌الله در حقیقت دعوت به کار نمودن در راستای آن چیزی می‌باشد که لازمۀ چنین ایمانی است، دعوت برای از سرگیری زندگی اسلامی و برای ایجاد دولت اسلامی‌ که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را در مدینۀ منوره تأسیس کرده بود؛ دولتی‌که اسلام را تطبیق، احکام اسلامی را اجراء، خیر و صلاح جامعه را تأمین و میان مردم عدل و انصاف را پدید می‌آورد.

دولت اسلامی به سرعت در جهان وسعت یافت؛ چنانچه جمعیت مسلمانان امروزه نزدیک به یک چهارم از جمعیت زمین، به حدود ۱.۸ میلیارد مسلمان رسید، سرزمین‌های اسلامی در امتداد سه قارۀ معروف گسترش یافت، مسلمانان در سراسر جهان گشت وگذار نموده و هیچ کم و کاستی نداشتند؛ آنچه که امروزه مسلمانان ندارند، دولتی می‌باشد که شریعت الله سبحانه وتعالی را در میان‌شان تطبیق نموده و تحت حاکمیت‌اش از همه امور مسلمان‌ها رعایت به عمل آید، از آن‌ها و سرزمین‌های‌شان حفاظت و خیر و صلاح‌شان تأمین گردد؛ دولتی‌که اسلام را در اقصی نقاط زمین گشترش داده، زمینه و اسباب زندگی تحت سایۀ شریعت اسلام را برای مسلمانان فراهم کند و اسلام را بار دیگر در زندگی بشریت منحیث یک واقعیت زنده برگرداند. بلی، این است جایگاه مختصر دعوت.

همان‌گونه که ملاحظه می‌گردد، روشن است که امروزه دعوت در مجرای درست طبیعت خود قرار ندارد. دعوت‌گران وابسته به دولت‌های حاکم بر سرزمین‌های اسلامی، تنها برای خدمت به باداران خود بر اسلوب دعوت متمسک شده و از اصل دعوت غافل می‌باشند؛ زیرا که دعوت در نزدشان از کدام اهمیت و جایگاهی برخوردار نیست. دولت‌هایی‌که به آن‌ها وابسته می‌باشند، در عوض حکومت بر اساس اسلام، مطابق به سرمایه‌داری استعمارگر و نظام‌های ظالمانه و ستمگرانه حکومت می‌کنند.

در قدم نخست یک دعوت‌گر باید بداند که به چه چیزی دعوت می‌کند و آنچه که دیگران را به آن دعوت می‌کند، باید خود نیز به آن ملبس باشد؛ به این معنی که نباید گفتارش مخالف کردارش باشد، خواه این دعوت‌گر یک شخص و یا دولت اسلامی‌باشد؛ چون دولت اسلامی در واقع نماینده‌ی تطبیق اسلام بوده و باید سیاست‌های داخلی و سیاست‌های خارجی خود را بر اساس عقیده‌ی اسلامی استوار سازد.

دعوت الی‌الله به خاطر شخص دعوت‌گر، قوم، منطقۀ دعوت‌گر و یا هرشخص و چیزی دیگری نمی‌باشد؛ بلکه دعوت الی‌الله صرفاً برای الله سبحانه وتعالی و برای دین و رسولش صلی الله علیه وسلم می‌باشد. دعوت‌گر تنها در برابر وظیفه‌ای‌که الله سبحانه وتعالی بر دوشش گذاشته مسئول بوده و صرفاً برای دین ثابت الله سبحانه وتعالی فرا می‌خواند و بس؛ وی کدام حق و امتیازی ندارد که ادعا نموده و در برابرش در این دنیا مزدی بخواهد، برای خود و خانواده‌اش خواستار حکومت و یا هرگونه امتیاز دیگری باشد؛ بلکه دعوت‌گر پاداشش را فقط از الله سبحانه وتعالی می‌گیرد.

اسلوب دعوت به حکمت و موعظۀ حسنه که عبارت از نیکو سخن گفتن و رعایت حال مخاطب و مهلت دادن به آن و خوب گوش‌دادن به سخنان یگدیگر است تا اعتماد به راست‌گوی در میان آید، هم‌چنان سخن‌ نرم گفتن که بیان‌گر حسن‌ نیت بوده و هدف رسیدن به نتیجۀ حق‌ را نشان می‌دهد. دعوت‌‌گر باید از توبیخ، سرزنش و اظهار عیب و کاستی‌های مخاطب، جداً اجتناب کند و باید مناقشه، با آرامش کامل بوده و عاری از حمله نمودن، تحقیر، خشم و فریاد بر مخاطب باشد؛ زیرا هدف از دعوت تنها راهنمای بسوی الله سبحانه وتعالی تحقق طاعت و حسن ‌عبادت الله سبحانه وتعالی می‌باشد و نیازی به لجاجت و شدت استدلال نیست؛ بلکه باید مناقشه بر اساس حسن‌بیان و اخلاص‌عمل برای الله سبحانه وتعالی و رسیدن به حق باشد.

﴿وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ...

ترجمه: و هرگاه خواستید مجازات کنید، تنها به‌مقداری که به شما تعدّی شده کیفر دهید.

 این قاعده قصاص بالمثل است، بدون از زیاده روی در عکس‌العمل؛ اما با وجود راه‌حل قصاص بالمثل همان‌گونه که آیه‌ی فوق به آن صراحت دارد، قرآن‌کریم به عفو، صبر و شکیبایی فرامی‌خواند؛ زیرا عفو، صبر و شکیبایی در پذیرفتن اسلام و حقیقت، تأثیرگذاری بیشتری بر طرف مقابل دارد تا قصاص بالمثل؛ اما اگر مخاطب بر جهل و سرکشی خویش اسرار داشته و یا بر کفرش پافشاری داشت، در آن صورت سزاوار عکس‌العمل بوده و بدون کم و کاستی در جزای معین آن مجازات خواهد شد؛ عکس‌العملی‌که ویژۀ دولت اسلامی می‌باشد.

دعوت‌‌گر برای رسیدن به هدف دعوت‌اش، نیاز به صبر دارد و صبر است که یاری الله سبحانه وتعالی را در پی دارد، صبر و شکیبایی و کنترول احساسات چیزی نیست؛ مگر استجابتی بر این خواسته‌ی الله سبحانه وتعالی:

﴿...وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَِ وَاصْبِرْ وَ مَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ...

[نحل: 126-127]

ترجمه: و اگر شکیبایی کنید، این کار برای شکیبایان بهتر است، صبر کن و صبرِ تو فقط برای الله(سبحانه وتعالی) و به توفیق  او(سبحانه وتعالی) باشد.

                                                   ﴿وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴾                                                 

[یوسف: ٢١]

ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) در کار خود پیروز است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!

نویسنده: ابراهیم سلامت

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه