جمعه, ۱۴ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۵/۰۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در ویدیوها

ارایه کننده: استاد توانا احمد القصص عضو حزب التحریر-ولایه لبنانجمعه، 13 صفر الخیر 1440هـ.ق / 22 اکتوبر 2018م

ادامه مطلب...

تعدد زوجات؛ میان منع و محدود نمودن حکومت ها و بد جلو دادن و تحریف سازمان ها!

(ترجمه)

از چند سال بدینسو که سازمان  ها، گروهای سیاسی، انجمن  های اجتماعی و حقوق بشر فعالیت می کنند؛ تعیین حد و مرز تعدد زوجات را از اولویت‌های‌شان یا از طریق درخواست     های تشویقی برای اصلاح قوانین، احوال فردی و مجازات نمودن کسی‌که از آن سرکشی کند و یا از طریق برگزاری جلسات و دیدارها با زنان و متخصصان برای افزایش سطح آگاهی-نظر به ادعای خودشان- دربارۀ هرآنچه که پدیدۀ تعدد زوجات را-که خطرها و عواقب منفی بر موقف زن، طفل، خانواده و جامعه به طور کل قرار داده است- دانسته اند.

این دعوت‌ها در برخی از سرزمین‌های اسلامی موفق بوده اند. از جمله تونس و ترکیه تعدد زوجات را جرم پنداشته و آن را منع قرار داده اند؛ اما المغرب، الجزایر و پنجاب(یکی از بزرگترین مناطق پاکستان) تعدد زوجات را طوری منع نموده اند که می‌توان گفت به ناممکن شباهت دارد. قسمی‌که در این اواخر اکثر دولت‌ها قانون تعدد زوجات را به صورت قطعی منع ساخته اند، آن هم بعد از فعال ساختن کمیته‌ها، نهادهای حقوق بشر، سازمان‌های جامعۀ مدنی و خصوصی مربوط به حقوق زن برای جلوگیری از گسترش تعدد زوجات، بیان  شعارهای مساوات توانمندی زن و انصاف بر وی به این اعتبار که تعدد زوجات ضرر و زیان در حق زن اول است.

ترکیه در سال 1926م تعدد زوجات را به شکل رسمی منع نمود. با توجه به قانون احوال فردی قابل اجراء در ترکیه، حکم ازدواج دوم باطل خوانده می‌شود؛ در حالی‌که حق زن دوم و مسئلۀ دعوای طلاق‌شان هم ثابت شده باشد. اما برخلاف این قیودات قانونی تعدد زوجات به روش‌های غیرقانونی اجراء می‌شود، به خصوص در مناطق دور افتاده و قبایل جنوبی و شرقی آن کشور آن هم فقط از طریق عقد شرعی.

بنابر مادۀ 237 فقرۀ 4 قانون مجازات در ترکیه: «حکومت ترکیه عقد ازدواجی را که معمول است؛ ولی ثبت شهرداری نشده باشد، علاوه بر زن و شوهر، کاتب عقدشان را نیزبه مدت 3 تا 6 ماه حبس می‌نماید.» علاوه بر این، از زمان منع تعدد زوجات تا احصایه‌ای که یک سال قبل انجام شد، گفته شده است که بیش از 187 هزار مورد تعدد زوجات صورت گرفته است.

اما تونس در فصل 18 مجلۀ احوال فردی صراحتاً تعدد زوجات را منع قرار داده، همین طور قانون برای زن حق طلاق گرفتن از همسرش را نیز داده است و در قانون مجازات طبق فقرۀ دوم: «تمام افراد در حالی‌که متأهل هستند و دوباره قصد ازدواج را قبل از جدا شدن از زن اول را داشته باشند، به یک سال حبس و جریمۀ نقدی 240 هزار فرانک و یا به یکی از این‌ها مجازات می‌شوند.»

اما در المغرب قانون تعدد زوجات را مستقیماً منع قرار نداده؛ بلکه بطور غیرمستقیم منع نموده است. از سال 2003م به این طرف دو شرط اساسی را برای ثبت خانواده‌ها و پذیرش تعدد در آن تعیین کرده است. شرط اول: شخصی‌که خواستار ازدواج دوم باشد، باید قدرت مالی برای نفقۀ دو خانواده یا بیشتر از آن را داشته باشد. شرط دوم:  فرد باید دلیل قناعت کننده‌ای که وی را مستحق ازدواج دوباره نماید، داشته باشد تا قاضی اجازۀ ازدواج دوباره را برایش صادر کند. هم‌چنان محکمۀ این کشور در حال حاضر باخبر بودن و موافقت همسر اول را از ازدواج دوم شوهر ضروری می‌پندارد. بناءً این قانون در دستیابی به کاهش ازدواج‌های متعدد به کمتر از 1000 مورد در سال موفق شده است.

هم‌چنان در الجزایر نیز برای محدود ساختن و در تنگنا قرار دادن مسئلۀ تعدد زوجات فعالیت‌های زیادی انجام شده و دولت این کشور از سال 2005م قانونی را به تصویب رساند که طبق آن مرد بدون رضایت زن اول، اجازۀ ازدواج دوم را ندارد.

در پنجاب پاکستان نیز مرد بدون رضایت زن اول، اجازۀ ازدواج دوم را ندارد و قانون این کشور شخصی را که بدون اجازۀ زن اولش ازدواج دومی را انجام دهد، به یک سال حبس و پرداخت جریمۀ نقدی 500 هزار روپیه معادل 5 هزار دالر همراه با مجازات حتمی و بدون شرط را در نظر گرفته است.

اما در برخی دیگر کشورها مانند عربستان سعودی، مصر و اردن نه تنها قانون منع تعدد زوجات وجود ندارد؛ بلکه شعارها و تبلیغات یکی پی‌دیگری برای تشویق و پذیرش جامعه و تشویق مردان به گرفتن چند زن بخاطر مقابله با مشاکلی چون افزایش زنان مطلقه، زنان بیوه و دختران مجرد، صورت می گیرد. در عربستان سعودی زنانی وجود دارند که از طریق ارتباطات در شبکه‌های مجازی برای راه‌اندازی کمپاین‌ها به منظور تشویق مردان به گرفتن بیش از یک زن فعالیت می‌کنند و کمپاین اخیر آن‌ها تحت عنوان "ما خواستار تعدد هستیم که اجباری‌ست" صورت گرفت.

مصر، در سال 2016م ابتکاری از زنان مصر تحت عنوان "شوهرت را زن بده" و در سال 2017م شعار تحت عنوان "تعدد زوجات حکم شرعی است" به وجود آمد. همین‌طور صفحه     ای در فیسبوک با شعار "همه باهم برای پذیرش تعدد زوجات در مغرب زمین" علاوه بر این تبلیغ فیسبوکی در الجزایر تحت نام "دو یا سه یا چهار همسر؛ نه بیشتر" جریان دارد.

شگفت‌آور است که چنین کمپاین‌ها و تبلیغات در کشورهایی صورت می گیرد که در آن تعدد زوجات منع نشده، اما این هم مثل بقیه سرزمین‌های اسلامی ناشی از مشاکل زندگی روزمره و اقتصادی است-که تعدد در آن مطرح نیست؛ بلکه متوجه جوانانی است که در کل تمایل به ازدواج دارند- مانند هزینه‌های گزاف و بالا و برخی از عادات و رسوم در ازدواج، به علاوۀ در خواست‌های خانواده‌ها به مبلغ زیاد پول با وجود شرایط دشوار اقتصادی و  نتیجۀ این حالت، جز بلند رفتن نرخ‌ها افزایش بیکاری و فقر و تأخیر افتادن سن ازدواج جوانان و بالا رفتن آمار دختران مجرد در جهان اسلام، برعلاوۀ انتشار ثقافت غربی در سرزمین‌های اسلامی که به حفظ این ثقافت برای جفظ کرامت زن و خانواده‌اش از استبداد مرد صورت می‌گیرد، چیز دیگری نیست.

سرزمین‌های اسلامی حکمی را منع می   کنند که الله متعال برای جلوگیری از روابط نامشروع آن را مباح قرار داده تاجایی‌که بعضی از ایشان دست به تقنین روابط طبیعی به منظور احترام به زندگی شخصی و اجرای توافقات بین‌المللی برای غربی‌که بهترین امت را رد می‌کند زده اند؛ زیرا آن هاست که به شکلی از اشکال سبب از بین رفتن جوامع‌شان؛ چنانچه شاهد پائین آمدن آمار تولد و بالا رفتن نسبت وفات یافته‌گان است، می‌باشد که نتیجۀ آن، جامعۀ ناتوآن و پیری در دوران اقتصادی غیرانسانی خود می‌باشد. از همین سبب، می‌بینیم که در بعضی از جوامع غربی توجه زیاد برای تشویق به تعداد زوجات را برای زیاد شدن فرزند و به هدف ازدیاد تعداد شهروندان با توجه به پایین آمدن سطح تعداد تولد شدگان می کنند؛ قسمی‌که بالای تعداد شهروندان تأثیر نموده و سبب کم شدن تعداد شهروندان اصلی در مقابل مهاجرین شده است. چنانچه در قارۀ اروپا همین حالت است.

بنابر گفتۀ محققان دانشگاه شیفلد بریتانیا بیش از 700 مورد در کشورهای مختلف تعدد زوجی انتشار یافته است؛ این‌که راز یک زندگی خوشحال و آسوده دور از اختلافات با داشتن زن دوم حاصل می‎شود؛ چنانچه انجمن‌ها در غرب به تعدد زوجات فرامی‌خوانند که آن فایدۀ نفسی اجتماعی و صحی را در بر دارد.

تعدد زوجات در سرزمین‌های اسلامی امر طبیعی به شمار می‌رود تا این‌که استعمارگران به زشت جلوه دادن و تمسخر اسلام و احکام شرعی آن پرداختند و دست به تصویب قوانینی زدند که ارتباطی به اسلام نداشتند؛ بلکه با مفاهیم اسلامی در تعارض بوده و برای ازبین بردن مفاهیم مربوط به احکام اسلام؛ از جمله تعدد زوجات چنان وانمود کردند که گویا تمام بدبختی‌های جامعۀ اسلامی و تمام مشاکلی‌که امروزه در خانواده از استبداد و بدرفتاری شوهر بالای خانمش، علاوه بر عواقب تعدد، تمام این‌ها به جامعۀ مردسالاری برمی‌گردد. بر علاوه، آن‌ها دست به انجام  اعمال خوب از طریق انجمن‌ها و حکومت‌های تابع استعماری برای توانمند ساختن زن، یعنی جدا شدنش از مرد و محتاج بودن او با فراهم کردن فرصت‌های کاری و برپاسازی مراکز شغلی برای زن زدند؛ زیرا زن بر حسب گفته‌های‌شان کسی است که به اندازۀ کافی پیدا خواهد کرد و کرامت و عزت وی از بین می‌رود. از همین لحاظ، وجود زن دوم را نمی‌پذیرد؛ زیرا او است که زندگی را بر وی تلخ نموده و آیندۀ اولادش را تعیین می‌کند.

پس ای زنان مسلمان! بدانید که سبب مشکلات و سختی‌هایی‌که امروزه از آن رنج می‌برید، مرد و یا زن دوم نیست؛ بلکه کوتاه آمدن دولت‌ها و حکومت‌ها در مقابل رعیت؛ از جمله ایجاد و تربیت نسل‌ها بر اساس ثقافت اسلامی است، نه بر اساس ثقافت فاسد غربی، که با گسترش زیاد و مؤثر در برنامه‌های تعلیمی و وسایل و ابزار صدور حکم است. بدانید که زندگی مشترک زناشویی، ناچاریی‌که باید مشکلات متعددی را تجربه کند، این یک رسم جهانی است.

پس راه‌حل جنگ با احکام دین یا منع قرار دادن آن نیست؛ بلکه با محاسبۀ کسی است که زندگی آرام و آسوده را از شما گرفت و در نفس‌ها کینه و نفرت و خودخواهی و بزرگ‌بینی را برانگیخت. نه این‌که بخاطر وجود این مشکلات با مسائل شرعی و حکم شرعی به جنگ بپردازیم.

﴿فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ﴾

[نساء: 3]

ترجمه: پس آن      کس از زنان را به نکاح خود در آرید که شما را نیکو است؛ دو یا سه یا چهار نه بیشتر!

نویسنده: رنا مصطفی        

ادامه مطلب...

آیا واقعاً "ازدواج زودهنگام" را رد می‌کنند؟!

ضمن کمپاین خانواده؛ چالش‌ها و راه حل‌های اسلامی

"ازدواج زودهنگام یک عمل زشت است، ازدواج زودهنگام فاجعه‌ای درحق پسر و دختر است، ازدواج زودهنگام سبب مشکلات جسمی، روحی، خانوادگی و ضایع نمودن حقوق کودکان می‌شود"و... مثل این جملات همیشه در سیمینارها و کنفرانس‌های که از سوی مؤسسات و نهادهای مربوط به زنان و مراکز حقوق بشری برگزار می گردد، تکرار و بازگو می‌شود. حتی در مجالس پارلمان در کشورهای زیادی درعین تشریع قوانین متعلق به خانواده برای بلند بردن سن ازدواج و یا پیش‌نهاد برای تصویب قانون ممنوعیت ازدواج با گروه جوانان تلاش‌های زیاد صورت می‌گیرد.

مؤسسات و نهادهای فعال در عرصۀ حقوق زنان که ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با سازمان‌های غربی دارند و تحت تأمین مالی آن‌ها در سرزمین‌های اسلامی؛ با برگزاری سمینارها فعالیت ‌می‌نمایند از ازدواج‌های زود هنگام هشدار داده و بر عدم انجام این عمل تأکید می‌ورزند و حتی خواستار تصویب قوانینی هستند که مانع ازدواج دختران نوجوان شود. این قانون در مصر هم اکنون قابل اجراء بوده و سن مناسب برای ازدواج را 18 سال تعیین نموده است. چنان‌چه وب‌سایت پورتال پارلمان مصر به تاریخ در 9 سپتمبر 2017 م گزارش کرد که دولت تصمیم دارد بحثی را به منظور افزایش سن ازدواج دختران تا 21 سال ارائه دهد. در المغرب سن ازواج دختر را 16 و پسر را 18سال تعیین نموده‌اند تا جایی   که سن قانونی افراد شرطی از شروط ازدواج بوده که بدون آن ازدواج صورت نمی‌گیرد. این امرمطابقت با پیمان‌های غربی  چون پیمان "سیداو" دارد که این پیمان نیز بر قوانین متعلق به تنظیم امور زن و مرد و رابطه بین شان تمرکز می‌کند. چنان‌چه کشورهای عضو این پیمان ملزم به اجرای آن و مطابقت قوانین شان با این پیمان هستند. اما پیمان‌های بین‌المللی که برای منع ازدواج زود هنگام تلاش نموده و آن را ظلم بر حق کودکان می‌دانند، آیا تطبیق و اجرای آن در دولت‌های سازندهٔ این قانون صورت می‌گیرد؟

روزنامۀ شرق‌الاوسط به تاریخ 18می 2018 م خبری را تحت عنوان "تعداد زیادی از کودکان باردار" به نشر رساند و در آن ذکر نمود: «تعداد فرزندانِ مادران بارداری که ازدواج نکرده اند، 70درصد از زنان متأهل را تشکیل داده و از هر 1000 دختر 55درصدشان باردار اند، و 68درصد از کودکان تولد شده از پدر و مادری‌اند که ازواج نکرده‌اند.» چنان‌چه چینل MBC به تاریخ 23جنوری 2012م گزارشی را از حمل دختران نوجوان تحت عنوان "بزرگترین نسبت جهانی بین سنین 15 و 19 سال ارائه نمود: «دختران نوجوان امریکا سالانه 400هزار طفل را بدون ازدواج ولادت می‌کنند" او افزود که امریکا بیشترین نسبت ولادت‍‌ها را در بین دختران نوجوان در جهان اول را گزارش نموده است.»

آمار دختران کم سنی که در مدارس امریکا واروپا تحت آزار و اذیت جنسی و تجاوز قرار می‌گیرند و دختران بارداری که در مدارس غرب وحشی صفت وجود دارند، مجالی برای شمردن آن‌ها نیست.

بنا‌ءً تمام پیمان‌های بین‌المللی و قوانینی که به حمایت دولت‌های استعمارگر در سرزمین‌های اسلامی برای تنظیم امور خانواده و رابطۀ زن و مرد مسلمان که آن قوانین ساخته و پرداختۀ دست خود شان بوده و تطبیق می شود، در سرزمین‌های خودشان قابل اجراء نیست! عجبا! آیا کسی که خودش چیزی ندارد به کسی چیزی بخشیده می‌تواند؟! این‌ها چگونه در سرزمین ما خواهان به تأخیر اندختن سن ازدواچ هستند؛ در حالی‌که در مدارس شان به شاگردان خورد سن قرص‌های ضدحامله‌گی به منظور کاهش سطح اطفال نامشروع توزیع می‌شود؟!

موضوعی را در رابطه به حمله بر ازدواج‌های زودهنگام  علاوه بر اینکه آزادی فردی، که از همین پیمان‌ها ارائه شده و ازدواج  زودهنگام را نیزجرم می  پندارند نقل می کنم: «آیا اطلاق ازدواج کودکان بر دختران  17 ساله گپ مضحک و خنده آور نیست، نه بلکه این ازدواج فاجعهٔ خوفناک در حق دختر است. در عین حال جسم دختر از تصرفات خودش بوده و آزادی تصرف را در آن هر طور و هر زمانی که بخواهد دارد. به هرحال هیچ فردی حق تصرف را در آن ندارد و نه به میل جنسی خود دختر، حتی اگر پدر ومادرش باشند؛ اما حق شکایت را از پدر ومادرش بدلیل ضایع نمودن حق و مداخله به آزادی وی را دارد؟»

جنگ علیه ازدواج زودهنگام دست آرود امروز نیست و چیزی جزء بخشی از زنجیرهٔ دست آوردهای که ضمن جنگ با اسلام و احکام آن صورت می‌گیرد، اگر اینطور نیست پس چگونه ازدواج زودهنگام را خطری برای  صحت و سلامتی  دختری که در عین حال باردار است، تفسیر کنیم. هم‌چنان وجود قوانینی در پیمان سیداو و دیگر پیمان‌ها که خواستار حق دختران جوان باردار برای ادامۀ تحصیل بدون محکوم کردن حمل نامشروع، برعلاوۀ تصویب قوانین برای برخورد با حمل نامشروع و مختار قرار دادن دختر به سقط جنین و یا بقای حمل؟

این اتهامات و استدلال‌های دروغین طبّی و واقعیت موجود که ثابت شده است، نامعتبر بوده و آمار گیری نسبت تولد شدگان، وفات یافته گان و سن مادران چیزی جزء فریب پر سر و صدای هدفمند به منظورحمایت طفل یا آزادی زن نبوده؛ بلکه برای دسترسی آسان و آزاد به زنان می‌باشد. بطور واضح تر تلاش‌های جدیدی است برای جنگ و مقابله با اسلام و احکام مربوط به خانواده و حمایت جامعه از فساد و بی حرمتی. و هر کسی‌که موافق باشد و یا توجیه کند چیزی جز سهمی در تحریک قلب امت نیست و کسانی را که تلاش برای شکل دادن مقررات اسلامی و یا تغییر دادن آن برای تطابق دادن با قوانین بین المللی  می‌کنند، استثناء نمی‌کنیم.

بناءً ازدواج زودهنگام از سوی اسلام و قانون  پروردگار ما است و لازم نیست کسی برای دفاع از دین الله سبحانه وتعالی انتقاد کند و یا آن را جایز و ناجایز بشمارد.

نویسنده: بیان جمال

برای رادیوی دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

تهمت‌ها علیه حزب التحریر از سوی روزنامه الشرق الاوسط

(ترجمه)

ثنا و ستایش پروردگاری را سزاست که از روز نخست مبارزه بین حق و باطل را آفرید. هیچ گونه بهانه‌ای برای روزنامه الشرق الاوسط وجود ندارد؛ مگر این‌که دروغ‌های شاخدار ارگان‌های استبدادی رژیم روسیه-پوتین را که در جرم و جنایت از رژیم ستالینی هم پیشی گرفته است، توسعه و توسط شرکت  تحقیقاتی و چاپی سعودی به چاپ رساند.

این روزنامه نه‌تنها این‌که به اطلاعات دفتر سرویس امنیتی فدرال روسیه(FSB) در رابطه به بازداشت یک‌تن از اعضای حزب التحریر در تاتارستان(در شماره صدور  14563، روز جمعه 2 صفر 1440هـ.ق مطابق 12 اکتوبر 2018م) بسنده نکرد؛ بلکه همچنان به اتهامات بیشتری علیه این حزب مبادرت ورزیده و ادعا کرده است که گویا حزب التحریر بخاطر رسیدن به اهداف‌اش به اعمال تروریستی دست می‌زند. هم‌چنان افزوده است: «واضح است که حزب التحریر بر علاوه تلاش‌هایش در راستای جلب و جذب هرچه بیشتر مسلمانان در روسیه و سازماندهی حلقات ارتباطاتی داخلی همراه با ساختار‌های منظم آن، از سازمان‌های شورشی تروریستی و باندهای غیرقانونی در خاور میانه پس از قانع ساختن آنان در انجام اعمال تروریستی حمایت کرده است. این روزنامه از گذاشتن تبصره‌ها در مورد گزارش مذکور در وب‌‌سایت خویش جلوگیری نمود، طوری‌که ما خواستیم تا در زمینه نظریاتی را چنانچه که در تمام وب سایت‌ها معمول است، داشته باشیم، ولی متأسفانه قادر به گذاشتن نظریات خویش در وب‌سایت الشرق الاوسط نشدیم.

بناءً، ما اکنون سوال می‌کنیم که یا ما با محافظان جنایتکار رژیم پوتین که پیوسته تلاش می‌کنند تا نور الله سبحانه‌و‌تعالی را خاموش کنند و بر مسلمانان ظلم و شکنجه روا می‌دارند و مطابق به هوای نفس خود تطبیق قانون الله سبحانه‌و‌تعالی را به عنوان جنایت قابل مجازات می‌پندارند و آن را نوعی جرم تلقی می‌کنند، بر خورد کنیم یا این‌که دروغ‌ها و تهمت‌های شرکت تحقیقاتی و چاپی سعودی که به خاطر سرپوش گذاشتن به خیانت‌های احمقانه‌اش شعار " لا اله الا الله محمد الرسول الله" را سر می‌دهد، افشاء و یا هم رد کنیم!

هیچ گونه تلاشی بخاطر ردِّ دروغ‌ها و اتهامات غلط و احمقانه این روز‌نامه که گویا حزب التحریر بخاطر رسیدن به اهدافش از تروریزم استفاده می‌کند، در کار نیست؛ زیرا حزب التحریر در تمام اعلامیه‌های خود بدون کدام ترس و دلهره از رژیم پوتین و همتایانش و رژیم‌های استبدادی در سرزمین‌های اسلامی جز حق و حقیقت چیزی دیگری نمی‌گوید؛ چون حزب التحریر از نخستین روز‌های پیدایش‌اش به صراحت اعلام کرده است که یک حزب سیاسی بوده؛ اساس و مبدأ آن اسلام می‌باشد و کارش سیاست و در میان امت و با امت کار و فعالیت می‌کند تا اسلام را قضیه مهم و سرنوش‌ساز گردانیده و امت را به سوی اعاده خلافت به صحنه هستی و حکم به آن‌چه الله سبحانه‌و‌تعالی نازل کرده، رهبری کند. بناءً این یک امری نیست که جدید باشد؛ بلکه علی‌الرغم تلاش‌های متداوم و خستگی‌ناپذیر‌شان؛ رژیم‌های جنایت‌کار پیوسته تلاش کرده اند تا افراد حزب را از کارکردن بخاطر احیای خلافت اسلامی دلسرد بسازند، ولی نتیجه این همه تلاش‌های‌شان به ناکامی منجر شده است.

این‌که رژیم‌های امروزی در تلاش‌های‌شان ناکام می‌مانند؛ دلیل‌اش تلاش‌های خستگی‌ناپذیر افراد مخلص می‌باشد که ایمان به الله سبحانه‌و‌تعالی و رسول الله ﷺ را در قلوب‌شان مهر زده و تصامیم قاطع در راستای حمل دعوتی‌که الله سبحانه‌و‌تعالی مسلمانان را با آن عزت داده است، اتخاذ کرده اند. دعوت به سوی دین الله سبحانه‌و‌تعالی، تطبیق قوانین‌اش و دعوت به سوی دولت اسلامی که تحت حاکمیت آن امت اسلامی به عنوان یک امت میانه بر مردم شاهد باشند؛ چنان‌چه که الله سبحانه‌و‌تعالی در آیه ذیل می‌فرماید:

﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا﴾

[بقره: ١٤٣]

ترجمه: و بدین‌گونه شما را امت میانه‌ای قرار دادیم(در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر(ﷺ) هم بر شما گواه باشد.

از آن‌جایی که روزنامه الشرق الاوسط تکلیف‌اش را در ارائه اسناد و مدارک مبنی بر این‌که حزب التحریر اعمال تروریستی را انجام می‌دهد، خلاصه می‌کند، پس ما از روزنامه مذکور اکیداً می‌خواهیم تا ادعاهای باطلش را باید ثابت کند و اگر چنین نمی‌کند-که هرگز کرده نمی‌تواند- ما از مؤمنان مخلص می‌خواهیم تا ویراستاران روزنامه مذکور را بخاطر پخش و نشر دروغ‌های‌شان در مورد حاملین دعوت و این‌که دروغ‌های دشمنان دین را تبلیغ می‌کنند، مورد بازپرس قرار دهند. این روزنامه از عقیدۀ اسلامی مسلمانان تاتارستان انکار نمود و آن‌ها را هویت روسی داد! این سرزمین(تاتارستان) که مردم آن با شور و شوق به دین اسلام مشرف شدند، مؤمنانی اند که بر دین و عقیدۀ اسلامی خود رو راست و استوار بوده و با تمام توان خود از آن حمایت می‌کنند.

بناءً از الله سبحانه‌و‌تعالی می‌خواهیم تا انتقام ما را از هم‌چو روزنامه بگیرد و زبانش را لال کند تا دیگر نتواند مطابق هوای نفس خود علیه اسلام و مسلمین بدگویی کند. ما بر این‌که الله سبحانه‌و‌تعالی نصرتش را شامل حال‌ ما گرداند، اعتماد کامل داریم هرچند کفار و منافقان و دشمنان این امت که از فرزندان ناخلف این امت هستند دوست نداشته باشند. حمد وثنا و ستایش پروردگاری را سزاست که پیروزی را بر مؤمنان ارزانی کرد و بر او توکل می‌کنیم؛ چون‌که او از بهترین حامیان است.

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾

[غافر: ٥١]

ترجمه: ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و(در آخرت) روزی که گواهان به پا می‌خیزند یاری می‌دهیم!

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ﴾

[روم :٤- ۵]

ترجمه: و در آن روز، مؤمنان (بخاطر پیروزی دیگری) خوشحال خواهند شد، به سبب یاری الله (سبحانه‌و‌تعالی) و او هرکی را بخواهد یاری می‌کند.

داکتر عثمان بخاش

رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

با توسل جستن به استعمارگران و قانونی کردن رباء بر‌اساس سپرده‌های بانکی، نمی‌توان با بحران اقتصادی یمن مقابله کرد!

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

مارتین گریفیت نمایندۀ ویژۀ دبیرکل سازمان ملل برای یمن، شام پنج‌شنبه یک طرح بین‌المللی فوری را اعلام کرد که باید در طی دو هفته تطبیق شود تا اقتصاد یمن را حفظ و از سقوط اعتبار واحد پولی آن "ریال" جلوگیری کند. گریفیت گفت که بهترین راه برای حل بحران انسانی در یمن تصحیح اقتصاد است؛ بناءً جلوگیری از کاهش اعتبار ارز ریال در صدر اولویت‌های بین‌المللی قرار دارد. هفتۀ گذشته در ابوظبی، پایتخت امارات متحدۀ عربی، نمایندۀ سازمان ملل به رویترز گفت: «سازمان ملل متحد روی یک طرح فوری کار می‌کند تا از سقوط ریال جلوگیری کند و ثبات اقتصادی را به یمن برگرداند.» او هم‌چنان تأیید کرد که بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول طی دو هفته تلاش خواهد کرد تا بانک مرکزی یمن را شکل داده و در امر فایق آمدن بر سقوط قیمت ارز کمک کند. حال‌آنکه، بانک مرکزی یمن میزان سود را برای گواهی سپرده‌های مالی تا ۲۷درصد و برای سپردۀ شرکت‌ها تا ۲۳درصد افزایش داده‌است، درحالی‌که نرخ سود برای اوراق‌بهادار(سهام) دولتی ۱۷درصد افزایش یافته‌است که‌ این رقم بخشی از تصامیم برای حفظ اعتبار ارز ملی می‌باشد.

اقتصاد مضمحل یمن، که حاصل اختلاف‌های بین‌المللی انگلو-امریکایی و دست‌نشانده‌های آشوب‌گر‌شان می‌باشد، توسط راه‌حل‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول اصلاح نمی‌شود، چون این سازمان‌ها ابزار‌های استعماری است که منافع استعمارگران درگیر، در صدر‌شان امریکا را تأمین می‌کند. امریکا حتی نمی‌تواند اقتصاد متزلزل خودش را درست کند، مگر با تاراج سرمایه‌های جهانیان، بخصوص سرزمین‌های اسلامی و در ردۀ نخست کشورهای خلیج شامل عربستان سعودی. امریکایی‌ها پیوسته به دلایل گوناگون و با دادن پول بیشتر آن‌ها را تحقیر می‌کنند، پول‌هایی‌که متعلق به همۀ امت است نه وابسته به حکام جنایت‌کار.

آن‌چه مارتین گریفیت انگلیسی از سهم‌گیری بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول برای شکل دادن بانک مرکزی یمن یاد کرد، خواست امریکا را که برای از صحنه برداشتن دست‌نشانده‌های انگلیس، در رأس‌شان رئیس جمهور هادی، اعمال نفوذ کرد برآورده می‌کند. در واقع، راه‌حل برای بحران اقتصادی از نقطه نظر امریکا این است که واردات، مخصوصاً مواد خوراکه را به دست سازمان ملل اجرا کند، طوری‌که خود سازمان ملل مصارف را بپردازد. این به معنی به رسمیت شناختن حوثی‌ها و برابر سازی‌شان به مانند یک حزب و قرار دادن آن‌ها در رکاب حکومت هادی در ردۀ مشروعیت است.

معالجات بانک مرکزی یمن در عدن نامشروع است، مخصوصاً معالجۀ بحران با افزایش نرخ سود اوراق‌بهادار و نرخ سپرده‌ها در بانک مرکزی؛ ولی این سود نام‌برده چیزی جز همان ربا نیست و الله سبحانه‌و‌تعالی آن را حرام مطلق قرار داده‌است، و پرداخت کننده، گیرنده و ثبت کنندۀ آن را و دو شخصی‌که شاهد اند؛ ولی عهد می‌کنند که آن را افشاء نکنند، لعنت می‌کند. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ﴾

[بقره: ۲۵۷ – ۲۵۶]

ترجمه: کسانی‌که ربا می‌خورند(در قیامت) بر نمی‌خیزند؛ مگر مانند کسانی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه می‌شوند(و نمی‌توانند تعادل خود را حفظ کنند، گاهی زمین می‌خورند و گاهی بپا می‌خیزند). این، به سبب آن است که گفتند: داد و ستد(بیع) نیز مانند ربا است. درحالی‌که الله(سبحانه‌و‌تعالی) بیع را حلال و ربا را حرام کرده‌است و اگر کسی اندرز الهی به او رسد و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق(یعنی قبل از نزول احکام) به دست آورده مال اوست و کار او به الله(سبحانه‌ و‌تعالی) واگذار می‌شود(و گذشتۀ او را خواهد بخشید)؛ اما کسانی‌که بازگردند(و بار دیگر مرتکب این گناه شوند) اهل آتش اند و همیشه در آن می‌مانند. الله(سبحانه‌و‌تعالی) ربا را نابود می‌کند و صدقات را افزایش می‌دهد و الله(سبحانه‌و‌تعالی)، هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی‌دارد.

و او سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ﴾

[بقره: ۲۷۸ – ۲۷۹]

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از(مخالفت فرمان) الله(سبحانه‌و‌تعالی) بپرهیزید و آنچه از ربا باقی مانده رها کنید، اگر ایمان دارید. پس اگر(چنین) نمی‌کنید، بدانید الله(سبحانه‌و‌تعالی) و رسولش(صلی الله علیه و سلم) با شما پیکار خواهند کرد و اگر توبه کنید، سرمایه‌های شما، از آن شماست(یعنی اصل سرمایه، بدون سود)؛ نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم وارد می‌شود.

ای مردم یمن! ای مردم ایمان و خِرد! این جنگ‌هایی که از طرف دست‌نشانده‌های کفار بر شما تحمیل می‌شود حق‌تان نیست. آن‌ها اکنون می‌خواهند غضب الله سبحانه‌و‌تعالی را بالای‌تان بیاورند و می‌خواهند با بیانیۀ‌شان برای مشروعیت دادن به قوانین ربا و معامله بر اساس آن، شما را در جنگ با الله سبحانه‌و‌تعالی و رسولش صلی الله علیه و سلم داخل کنند؛ اگرچه این برای آنان تازه نیست، چون آنها تا هنوز این موارد را اجازه داده‌اند، ولی تعجب‌آور است که شما آن‌ها را تکذیب نمی‌کنید؛ آنانی که ادعا می‌کنند عالم اند.

فلهذا راه‌حل این بحران اقتصادی و سقوط سریع کشور نه تکیه به ستم‌کاران و نه توسل به استعمارگران است و نه با ربا و دیگر معالجاتی است که اسلام حرام کرده‌است؛ بلکه راه‌حل این است که برای حاکمیت اسلام و تأسیس دولت آن، دولت خلافت راشده به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم، کار کنیم. آن‌چه رستگاری و سعادت‌تان را شامل می‌شود و رضایت الله سبحانه‌و‌تعالی از همه بالاتر و مهم‌تر است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه یمن

ادامه مطلب...

ما بخاطر رضایت الله سبحانه‌و‌تعالی هیچ‌گونه نگرانی از رفتن به زندان و تهدید به مرگ نداریم

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

به تعقیب توزیع برگه‌های حزب التحریر-ولایه سودان تحت عنوان: " شرکت گولد گلیتر یک شرکت بی‌اعتبار سرمایه داری بوده، داد و ستد بر مبنای سود ممنوع می‌باشد" که به نشر رسید، مقامات امنیتی در شهر العبید، مرکز شهر کردوفان شمالی پس از ادای نماز جمعه سلیمان حمدان و صلاح عبدالعزیز را در جریان توزیع این برگه‌ها از مسجد البیری پورت دستگیر نمودند که تا حال در قید پولیس به سر می‌برند.                                                          

در مقابل این رفتار ننگین و پست مقامات امنیتی، حزب التحریر-ولایه سودان حقایق ذیل را بازگو می‌کند:

نخست: حزب التحریر اوراق تبلیغاتی را به تاریخ ۱۹ اکتوبر ۲۰۱۸م، بعد از ادای نماز جمعه به طور وسیع، در مساجد پایتخت و ولایات کشور، به عنوان بخشی از کمپاین رسمی‌اش با شعار " تغییر حقیقی فرض بوده و وعدۀ آن حق است"، به عموم شهروندان توزیع نمود. 

دوم: هدف از توزیع این برگه‌ها واضح ساختن حکم شریعت مبتنی بر نگرانی از حقایق شرکت گولد گلیتر فند(Gold Glitter fund) در پاسخ به این فرموده الله سبحانه‌و‌تعالی:

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ﴾

[بقره: ١٥٩]

ترجمه: کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، الله(سبحانه‌و‌تعالی) آن‌ها را لعنت می‌کند و همه لعن‌کنندگان نیز، آن‌ها را لعن می‌کنند.

بنابراین ما از کسانی نیستیم که بعد دانستن حقیقت آن را پنهان کنیم.

سوم: حزب التحریر یک حزب سیاسی بوده و مبدأ آن اسلام  است و در میان امت به خاطر اعادۀ زندگی اسلامی از طریق تأسیس خلافت راشدۀ ثای بر منهج نبوت فعالیت می‌کند. بناءً بر ماست تا حق را دریافته و باطل را کنار بگذاریم و بخاطر تغییر بر اساس اسلام عزیز دعوت کنیم؛ امت را به سوی حاکمیت اسلامی سوق دهیم تا آن‌ها خود‌شان بخاطر اسلام آستین همت بالا کنند و از سوی دیگر، آن‌ها را از حقایقی باخبر سازیم که در تناقض با احکام اسلامی قرار دارد و قرار است که آن‌ها را به هلاکت فرو برد.

چهارم: در واقع نیروهای امنیتی کسانی را دستگیر نموده اند که "امر به نیکویی و نهی از بدی" را در اولویت کاری خویش قرار داده اند، این‌است که مقامات امنیتی سد راه دعوت در راه الله سبحانه‌و‌تعالی قرار گرفته اند و از حق روی گشتانده اند که این عمل ایشان از نشانه‌های استبدادگران به حساب می‌آید. طوری‌که الله سبحانه‌و‌تعالی در کتاب خود چنین می‌فرماید:

﴿الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً أُولَئِكَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ

[ابرهیم: ۳]

ترجمه:كسانی‌كه زندگی دنيا را بر زندگی آخرت ترجيح می‌دهند و مردمان را از راه الله باز می‌دارند و راه الله را نادرست نشان داده و كج و معوجّ می‌نمايانند، آنان در گمراهی سخت و ژرفی گرفتار اند.

بنابر این، ما به مقامات امنیتی  از عوقب این موانع سد راه دعوت در راه الله سبحانه‌و‌تعالی هشدار داده می‌خواهیم تا هرچه زودتر این دو برادر را آزاد نمایند و نخست از الله سبحانه‌و‌تعالی و ثانیاً از این دو برادر از بابت این عمل پست معذرت می‌خواهیم.

در نتیجه: به این حکومتی‌که قانون کفری غرب را قبول کرده و به کمپنی‌هایی‌که اساس آن را نظامی سرمایه‌داری شکل می‌دهد، اجازۀ فعالیت داده و رهنمانی‌های کفری صندوق وجهی بین المللی پولی را در عرصه‌های مختلف تعقیب می‌کند، می‌گوییم که: ما در حزب التحریر، با عزم راسخ و ارادۀ قوی همانند مؤمنان مخلص و صادق، در راه تغییر حقیقی، که فرض و وعدۀ الله سبحانه‌و‌تعالی است، ان شاء الله ثابث قدم خواهیم ماند و از سرزنش هر ملامت‌گری ترسی به دل نخواهیم داشت و هرگز از تهدید به مرگ و دستگیری نمی‌هراسیم. ما تا زمانی به این دعوت ادامه می‌دهیم که الله سبحانه‌و‌تعالی بر ما رحمت‌اش را با "احیای مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت" ارزانی بدارد، که به اذن الله سبحانه‌و‌تعالی زمان آن می‌رسد.

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

[روم : ۴-۵]

ترجمه: و در آن روز، مؤمنان(بخاطر پیروزی دیگری) خوشحال خواهند شد، به سبب یاری الله(سبحانه‌و‌تعالی) و او هرکی را بخواهد، یاری می‌کند.

ابراهیم عثمان(ابوخلیل)

سنخگوی رسمی حزب التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...

روسیه با فروش موشک‌های اِس400 به هند، نیروی دفاعی پاکستان را تضعیف می‌کند

  • نشر شده در پاکستان

درحالی‌که حکام بی‌خرد پاکستان از اتحاد با روسیه سخن می‌زنند

(ترجمه)

مسلمانانِ پاکستان دشمنیِ روسیه علیه اسلام و مسلمانان را با اعلام قرارداد فروش سیستم پیشرفته سلاح‌های ضدهوایی و سیستم ضدموشکی اِس۴۰۰ به دولت هندو شاهد بودند. رسانه‌ها گزارش دادند که هند و روسیه قرارداد ٥ میلیارد دالری را برای فروش سیستم دفاع هوایی بسیار پیشرفته به هند امضاء کردند. براساس گزارش‌ها، این سیستم موشکی در مدت دو سال از دریافت دستورات رسمی دولتی مستقر خواهند شد. برعلاوه، در جریان نزدهمین سالگرد اجلاس سران روسیه-هند، پوتین و مودی، دو دشمن اصلی اسلام و مسلمانان، در موضوعات منطقه‌ای و امنیتی متعهد به همکاری شدند و پاکستان را در بیانیه‌ای مشترک‌شان منحیث استحکام "به اصطلاح" تروریزم مرزی عنوان کردند.

تجهیز هند توسط روسیه، علاوه بر حمایت استراتیژیک امریکا از دولت هند، برای تا دندان مسلح کردن این کشور و حمایت آن در منطقه، چنان‌که نوکر منطقه‌ای آن علیه مسلمانان منطقه و تهدید چین می‌باشد، این دلیلی است که چرا امریکا هم‌چنان در موضع حمایتی از کمک نظامی روسیه به هند قرار دارد و امریکا به هدف استفاده از روسیه علیه چین چنین موضعی را اختیار کرده است. این به طور مؤثر به این معناست که هردو کشور روسیه و امریکا خواهان سر پا نگهداشتن هند در منطقه هستند و به طور کلی از نگرانی‌های امنیتی پاکستان مرتبط با مسلح کردن هند چشم پوشی می‌کنند. این یک سیلی به روی رهبریِ سیاسی و نظامی پاکستان است که با اشتراک در رزمایش نظامی مشترک با هند برای اولین بار، زیر چتر سازمان همکاری‌های شانگهای و خم شدن مقابل روسیه و چین، می‌خواهد آن‌ها را راضی نگهدارد.

در حقیقت، دشمنی چین، روسیه و امریکا با اسلام و مسلمانان آن‌ها را با هم متحد ساخته تا در حمله به مسلمانان و تضعیف شان در هرکجای از جهان، هیچ فرصتی را از دست ندهند. رهبری سیاسی و نظامی پاکستان تصمیم گرفت تا کمپاین وحشیانه‌ی قتل عام در سوریه علیه مسلمانان سوری را نادیده گرفته و برای تحکیم روابط‌اش با روسیه اقدام کرده است و اکنون در حال دریافت پایان اقدامات روسیه است که دشمنی پاکستان علیه او را تقویت می‌کند.

﴿وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ﴾

[نساء: ۸۹[

ترجمه: دوست دارند همچنان که خود به راه کفر می‌روند، شما نیز کافر شوید تا برابر گردید؛ پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه الله(سبحانه‌وتعالی) مهاجرت کنند.

حزب‌التحریر مکرراً مسلمانان پاکستان و حاکمان‌شان‌را هشدار داده است تا به این دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام مانند امریکا، روسیه، چین و هند اعتماد نکنند، قسمی‌که این قدرت‌ها چیزی را کم‌تر از تحت اطاعت درآوردن مسلمانان در اطراف جهان جست‌وجو نمی‌کنند.

ای افسران مخلص نیروهای مسلح پاکستان! این زمانی است که خیانت حاکمان خود را درک کرده و برای پایان دادن به آن حرکت کنیم. ما نمی‌توانیم با دورشدن از حوزه نفوذ یک قدرت و رفتن به چنگال یک قدرت دیگر، به رفاه اقتصادی و امنیت برسیم، چرا که این فقط تغییر چهره‌ها است، اگرچه امریکا، چین و یا روسیه باشد. توانایی اصلی در ایمان به الله سبحانه‌و‌تعالی و اختیارکردن مسیر استقلال توسط متحد شدن قدرت مسلمانان در سرتاسر جهان، تحت تنها رهبری خلافت راشده نهفته است؛ خلافتی‌که می‌تواند 1.5 میلیارد مسلمان در سرتاسر جهان از چچین و داغستان تا ترکستان شرقی، امریکای جنوبی و تمام خاورمیانه و بیشتر افریقا را فراخوانده و به اخلاص و توانایی شان اعتماد کند. بناءً همین حالا برای نصرت حزب‌التحریر برای تأسیس خلافت راشده ثانی حرکت کنید که شما را به عزت و شکوه در این دنیا و رضایت الله سبحانه‌و‌تعالی در آخرت برخواهد گشتاند.

﴿مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ﴾

]فاطر: ۱۰[

ترجمه: هرکه خواهان عزت است، بداند که عزت همگی از آن الله(سبحانه‌وتعالی)است. سخن خوش و پاک به سوی او بالا می‌رود و کردار نیک است که آن‌را بالا می‌برد و برای آنان که از روی مکر به تبه‌کاری می‌پردازند، عذابی‌است سخت و مکرشان نیز از میان می‌رود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

مردی از این امت با آواز بلند خواسته می‌شود

«عَنْ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَمْرٍو ‏‏يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ‏صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يُصَاحُ بِرَجُلٍ مِنْ أُمَّتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ فَيُنْشَرُ لَهُ تِسْعَةٌ وَتِسْعُونَ سِجِلًّا كُلُّ سِجِلٍّ مَدَّ الْبَصَرِ ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: هَلْ تُنْكِرُ مِنْ هَذَا شَيْئًا؟ فَيَقُولُ: لَا يَا رَبِّ، فَيَقُولُ أَظَلَمَتْكَ كَتَبَتِي الْحَافِظُونَ؟ ثُمَّ يَقُولُ: أَلَكَ عَنْ ذَلِكَ حَسَنَةٌ؟ فَيُهَابُ الرَّجُلُ فَيَقُولُ: لَا، فَيَقُولُ: بَلَى إِنَّ لَكَ عِنْدَنَا حَسَنَاتٍ وَإِنَّهُ لَا ظُلْمَ عَلَيْكَ الْيَوْمَ، فَتُخْرَجُ لَهُ بِطَاقَةٌ فِيهَا أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ ‏‏مُحَمَّدًا ‏عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، قَالَ: فَيَقُولُ يَا رَبِّ مَا هَذِهِ الْبِطَاقَةُ مَعَ هَذِهِ السِّجِلَّاتِ؟ فَيَقُولُ: إِنَّكَ لَا تُظْلَمُ فَتُوضَعُ السِّجِلَّاتُ فِي كِفَّةٍ وَالْبِطَاقَةُ فِي كِفَّةٍ ‏‏فَطَاشَتْ ‏‏السِّجِلَّاتُ وَثَقُلَتْ الْبِطَاقَةُ»

(أَخْرَجَهُ اِبْنُ مَاجَهْ وَابْنُ حِبَّانَ فِي صَحِيحِهِ وَالْحَاكِمُ وَالْبَيْهَقِيُّ, وَقَالَ الْحَاكِمُ: صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ)

ترجمه: از عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: در روز قیامت مردی از امت من در پیشوای خلایق خواسته می‌شود و برایش نودونه دفتر گشوده می‌شود، هرکدام آن‌ها به اندازۀ دیدچشم امتداد دارد؛ بعداً الله(سبحانه وتعالی) برایش می‌گوید: آیا چیزی از این‌ها را انکار می‏کنی؟ او می‌گوید: نخیر، ای رب من، باز الله(سبحانه وتعالی) می‌گوید: آیا نویسندگان محافظ من(ملائک حفظه) بر تو ظلم نموده‌اند؟ بعداً الله(سبحانه وتعالی) می‌پرسد: آیا از این‌ها(دفاتر) از تو حسنه‌ای وجود دارد؟ آن شخص فریاد می‌زند و می‌گوید: نخیر، یا الله! الله(سبحانه وتعالی) می‌گوید: بلی، از تو نزد ما نیکی‌هایی وجود دارد و امروز بالای تو ظلم نمی‌گردد. پس برایش دفتر کوچکی را باز می‌نمایند که در آن نوشته است "أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ ‏‏مُحَمَّدًا ‏عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ" آن شخص می‌گوید: یا الله! این دفترچۀ کوچک همرای دفاتر دیگر چیست(چگونه برابری خواهد کرد)؟ الله(سبحانه وتعالی) می‌گوید: بر تو ظلم کرده نمی‌شود، همه دفاتر در یک کفۀ(پلّه) ترازوی میزان گذاشته شده و این دفترچۀ کوچک در کفۀ دیگر گذاشته می‌شود، در آن کفۀ ترازو که آن دفترچۀ کوچک نهاده شده ثقیل می‌گردد.

ابن تیمیه رحمه الله می‌گوید: یک نوع عملی وجود دارد که انسان آن را طوری انجام می‌دهد که در آن اخلاص و بندگی‌اش کاملاً به خاطر الله سبحانه وتعالی می‌باشد؛ الله سبحانه وتعالی به واسطۀ آن عمل، گناهان بزرگ او را مورد عفو قرار می‌دهد. چنان‌چه در حدیث فوق به خوبی واضح گردید.

رحمت الله سبحانه وتعالی همه اشیاء را احاطه نموده و آن خالق عظیم و مدبّری است که اجر بزرگ در مقابل اعمال اعطاء نموده، اگرچه آن عمل کوچک بوده باشد. از حضرت ابو هریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«إِنَّ شَجَرَةً كَانَتْ تُؤْذِى الْمُسْلِمِينَ فَجَاءَ رَجُلٌ فَقَطَعَهَا فَدَخَلَ الْجَنَّةَ»

(صحيح مسلم باب فضل الازالة الاذی عن الطریق)

ترجمه: مردی به خاطر قطع نمودن درختی‌که مسلمین را اذیت می‌نمود، وارد بهشت گردید.

در حدیث دیگری از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«مَرَّ رَجُلٌ بِغُصْنِ شَجَرَةٍ عَلَى ظَهْرِ طَرِيقٍ فَقَالَ وَاللَّهِ لأُنَحِّيَنَّ هَذَا عَنِ الْمُسْلِمِينَ لاَ يُؤْذِيهِمْ. فَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ»

(صحيح مسلم باب فضل اماطة الاذی عن الطریق)

ترجمه: مردی از کنار درختی‌که مسلمانان را اذیت می‌نمود، می‌گذشت؛ با خود گفت: قسم به الله(سبحانه وتعالی) این را از بین می‌برم تا مسلمانان را اذیت نکند؛ پس به سبب این کارش وارد بهشت گردید.

دوستان گرامی! دقت نمایید، وقتی‌که دور نمودن اشیای اذیت کننده از راه مسلمین چنین پاداش داشته باشد، پس چه نظر دارید، در حق آن کسی‌که کمبودی‌های امت اسلامی را از بین برده، ضرر و اذیت حکام را دور نماید و اذیت کفار استعمارگر را از بلاد مسلمین ریشه‌کن کرده و به جایش خلافت راشده را که بالای امت اسلامی به عدل حکم نموده، ظلم و ستم را دور کند قایم گرداند.

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

 پرسش:

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

شیخ بزرگوار! الله متعال شما را در حفظ و امان خود داشته باشد؛ پرسش من در رابطه به اعجاز علمی در قرآن کریم است. 1- هدف از اصطلاح اعجاز علمی در قرآن کریم چیست؟  2- آیا در قرآن کریم اعجاز علمی است؟ 3- آیا اعجاز  بخش علم محسوب می‌شود یا کدام موضوع دیگری است؟

 پاسخ:

وعليكم السلام و رحمة الله و بركاته!

در رابطه به اعجاز علمی در قرآن کریم باید متذکر شوم که این اصطلاح در عصر پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحاب رضی الله عنهم معروف و شناخته شده نبود و یا به عبارت دیگر، استفاده نشده بود. برای وضاحت بیشتر به نقاط ذیل دقت نمائید:

۱. معجزه عبارت از امر  خارق العاده(خلاف عادت) است که از مدعی نبوت(پیامبرﷺ) در وقت چلنچ دادن و به مبارزه طلبیدن منکرین‌اش طوری صادر شود که آنان را از آوردن مثلش ناتوان گرداند. اما در معجزه پیامبر و موجودیت دو مطلب لازمی است:

اول) اینکه خلاف عادت و فطرت باشد.

دوم) اینکه به وسیلۀ آن منکرین نبوت به چالش کشیده شوند و در مقابل چلنج پیامبر و معجزه‌اش به زانو درآیند تا واضح شود که الله متعال پیامبر را توسط معجزه‌اش کمک می‌نماید.

معجزۀ حضرت محمد ﷺ که به وسیلۀ آن نبوتش را ثابت می‌سازد، قرآن کریم است و رسول الله ﷺ در هنگام به چالش کشیدن منکرین‌اش به غیر از قرآن کریم با چیزی دیگری در مقابل شان مبارزه نکرده است. الله سبحانه وتعالی فرموده:

﴿قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا﴾

[اسراء: 88]

ترجمه: بگو: اگر همۀ انس و جن فراهم شوند، بر اینکه مانند این قرآن را بیاورند، نمی‌توانند مانند آن را بیاورند؛ هرچند آنان پشتیبان یکدیکرشان باشند.

و نیز فرموده:

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾

[هود: 13]

ترجمه: آیا می‌گویند: این(قرآن) را به دروغ بافته است؟ بگو: اگر راست می‌گویید(شما هم) ده سورهۀ ساخته شده همانند آن را بیاورید و غیر از الله(سبحانه وتعالی) هرکه را می‌توانید، فراخوانید، اگر راست می‌گوئید!

 هم‌چنان فرموده:

﴿وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾

[بقره: 23]

ترجمه: و اگر در آن چه بر بندۀ خویش نازل کرده ایم، شک دارید، یک سورۀ همانند آن بیاورید و شاهدان خود را غیر از الله(سبحانه وتعالی) فراخوانید؛ اگر راست می‌گویید!

۲. اعجاز قرآن کریم در طرز بیان فصیح و بلیغ و حیرت‌انگیز می‌باشد، که این ویژگی‌ها در طرز بیان آن به طور آشکارا مشاهده می‌شود.

در اسلوب و طرز بیان قرآن، شفافیت کلام، قوت و زیبائی‌هایی مشاهده می‌شود که بشر از آوردن مثل‌اش عاجز می‌ماند. اسلوب عبارت از  بیان معانی منظم در الفاظ متناسب است و یا هم اسلوب عبارت از چگونگی تعبیر برای به تصویر کشیدن معانی، توسط عبارات نوشتاری است. وضاحت اسلوب یعنی نمایان شدن معانی مراد در تعبیری‌که قرآن آن را در الفاظ بیان ساخته است. قوت اسلوب آن در الفاظ آن است که معانی را با هم پیوند می‌دهد. یعنی معنی و مفهوم نرم با الفاظ نرم و معنای سخت در الفاظ سخت و کوبنده می‌آید و معنی ناآشنا و با الفاظ ناآشنا آمده و در تمام حالات معانی قرآن به این شیوه و اسلوب بکار رفته است.

۳. تحقیق کننده در امور قرآنی به مرتفع‏ترین قله‌های اسالیب از قبیل وضاحت، بلاغت، قوت و زیبایی در هنگام پژوهش دسترسی پیدا می‌کند. هم‏چنان قرآن را به منهج خاص می‌یابد، طوری‌که تمام معانی قرآن با الفاظ آن همخوانی و مناسبت کامل داشته و در هیچ آیتی از آیات قرآن کریم در میان لفظ و معنی اختلافی وجود ندارد. پس اعجاز قرآن کریم در اسلوب و منهج خاص و منحصر به فردی است که که هیچ نوع مشابهتی با کلام بشر نداشته و کلام بشر نیز با قرآن مشابهت ندارد.

هم‌چنان اعجاز قرآن کریم در معانی است که با  الفاظ و جملات آن همخوانی دارد. اعجاز قرآن از این دید است که هرگاه الفاظ قرآن در گوش‌های سامعینش واقع شود و انسان در معانی آن دقت نماید، بلاغت آن را درک می‌کند و بدون تردید از مقابله‌اش تا سرحدی عاجز می‌شود که آمادۀ سجده بر آن می‌باشد و شنونده‌ای که معانی قرآن را درک کرده نمی‌تواند، در هنگام شنیدن آن شیوۀ معجزه‌آسائی‌که در الفاظ آن نازل شده، روح و روان را احساس آرامش داده و بالای آن تأثیرگذار می‌باشد؛ اگرچه معانی آن را درک کرده نتواند، به همین خاطر قرآن کریم معجزه است و تا روز قیامت  معجزه باقی خواهد ماند.

۴. دلائل زیادی وجود دارد که معجز بودن قرآن را-در بخش‌های فصاحت و بلاغت- به اسلوب لغوی ثابت می‌سازد که قرار ذیل است:

الف) الله متعال از ابتدا برای اثبات نبوت پیامبران علیهم السلام معجزات را در اموری عطاء نموده است که مردم در آن قدرت و مهارت کامل داشته اند و این بخاطر آنست که پاسخ مستقیم به خصومات و چالش‌های همان عصر بوده باشد.

مانند این که موسی علیه السلام فرعون را در مورد سحر و جادو چلنج می‌داد(به مبارزه می‌طلبید) چون قومش با سحر و جادو از هرکسی دگر بیشتر آشنایی داشتند. عیسی علیه السلام قومش را به درمان امراض و زنده کردن شخص مرده چلنج می‌داد، چون قومش امور طبی را می‌دانستند. به همین طور، روش پیامبران گذشته بود. اما قوم حضرت محمد ﷺ نه در علوم طبیعی و نه هم در طب و سحر آشنائی و مهارت کامل داشتند، بلکه در فصاحت و بلاغت و زبان دست  بلند و بالایی داشتند، طوری‌که شغل روزمره و مصروفیت شان گردیده بود و نزدیک بود به غیر از زبان و ارزش‌های آن به چیزی دیگری اعتماد ننمایند. آن‌ها همیشه در پی ساختار و ایجاد نثر فصیح و بلیغ و اشعار با وزن و قافیه بوند. بدین اساس در این موقع شایسته و مناسب همین بود که معجزۀ نبوت در علم فصاحت و بلاغت و کلام آشکارا می‎شد؛ چون عرب‌ها مشغول در این عرصه بودند و با آن آشنایی داشتند.

ب)  قرآن کریم عرب‌ها را به آوردن یک سوره‌یی مثل سوره‌های آن چلنج می‌داد؛ حتی اگر سورۀ کوتاهی مانند سورۀ کوثر باشد و در این شبه‌ای نیست که در سورۀ کوثر و امثال آن از سوره‌های کوتاه قرآن کریم، موضوعات علمی بحث نشده است، بلکه تنها چیزی‌که در آن واضح شده است، روش نهایت فصیح و بلیغ بود که عرب‌ها از آوردن مثل‌اش عاجز می‌شدند.

ج) یگانه چیزی‌که عرب‌ها را در هنگام شنیدن قرآن کریم ناتوان و حیرت‌زده می‌ساخت و عجزشان ظاهر می‌شد، اسلوب لغوی و طرز بیان فصیح و بلیغ آن بود؛ نه چیزی دیگری، و این ویژه‌گی قرآن کریم از زبان خود عرب‌ها به تواتر نقل شده است تا سرحدی‌که بعضی از ایشان قرآن را سحر بیان می‌گفتند.

د) رسول الله ﷺ عرب‌ها را به آوردن موضوعاتی علمی، که در قرآن کریم بیان شده است، چلنج نمی‌داد؛ بلکه از آن‌ها خواستار آوردن مثل قرآن در نظم آن بود.

هـ) قرآن کریم با معانی نزول یافت که عرب‌های زمان رسول الله ﷺ آن را می فهمیدند، چنانچه قرآن کریم بعضاً سخنان آن‌ها را نقل و روایت می‌نماید و از آن فهمیده می‌شود که عرب‌ها به معانی قرآن معرفت و آشنایی داشتند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: 

﴿وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا * أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا﴾

[اسراء: 90 - 93]

ترجمه: و گفتند: به تو ايمان نمی‌آوريم تا آن كه از زمين چشمه‌اى را براى ما روان كنى يا آن كه باغى از خرما و انگور داشته باشى؛ آنگاه در ميان آن جويباران را به خوبى روان كنى يا آن كه آسمان را چنان كه گمان مى‌برى پاره پاره بر ما فرود آرى؟ يا الله(متعال) و فرشتگان را رويا روى(ما) آورى يا خانه‌اى از زر و زيور داشته باشى يا در آسمان بالا روى؟ و فرار رفتنت را(هم) باور نكنيم؛ مگر آنكه كتابى از آسمان بر ما فرود آرى كه آن را بخوانيم. بگو: پروردگارم پاك است. آیا من جز بشرى پيام آورهستم؟

این آیات قرآن حکایتی از کلام قریش و معانی محاورات ایشان را بیان کرده است، لیکن به روش و اسلوبی است که مردم قریش از آوردن مثل آن عاجز شدند؛ با وجود این که روایتی از گفته‌های خودشان بود. پس واضح می‌شود که وجه معجز بودن قرآن کریم در اسلوب لغوی و طرز بیان فصیح و بلیغ آن است، نه چیز دیگری. از دلائل فوق واضح گردید که وجه اعجاز در قرآن محصور به اسلوب لغوی است و بس.

۵. کسانی‌که اصطلاح اعجاز علمی قرآن کریم را استفاده می‌کنند، هدف‌شان از این اصطلاح آن عده از موضوعات قرآن است که با نظریات و حقایق علمی مطابقت داشته؛ مانند این سخن الله متعال:

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آَخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾

[مؤمنون: 12 - 14]

ترجمه: ما انسان را از عصاره‌ای گل آفريده ايم؛ سپس او را به صورت نطفه‌ای در آورده و در قرار گاه استوار جای مي‌دهيم؛ سپس نطفه را به صورت لخته خونی و اين لخته خون را به شکل قطعه گوشت جويده‌ای و اين تکه گوشت جويده را به سان استخوان ضعيفی در مي‌آوريم و بعد بر استخوان گوشت می‌پوشانيم واز آن پس او را آفرينش تازه‌ای بخشيده و پديدۀ ديگری خواهيم کرد. والا مقام و مبارک الله(سبحانه وتعالی) است که بهترين اندازه گيرندگان وسازندگان است.

لیکن این آیات و امثال آن دلالت به قدرت و توانائی‌های الله سبحانه وتعالی می‌کند؛ نه دلالت به اعجاز علمی قرآن، زیرا چون مخاطبین ایام رسول الله ﷺ با موضوعات علمی آشنائی نداشتند و تنها چیزی‌که آن‌ها را در این آیات حیرت‌زده می‌ساخت، همان طرز همخوانی الفاظ و معانی آن بود و موضع آن را منحیث توانایی الله سبحانه وتعالی می‌دانستند، یعنی این نوع آیات از قبیل معجزه‌ای نیست که برای صدق پیامبر ﷺ به قومش باشد.

۶. خلاصه اینکه وجه معجز بودن قرآن کریم در طرز بیان فصیح و بلیغ آن می‌باشد که آن چلنج به عرب‌ها بود، یعنی قرآن عرب‌ها را به خاطر اثبات نبوت رسول الله ﷺ با اعجاز علمی با وجودی‌که معجزه‌اش بود چلنج نمی‌داد. … الله متعال تمام انسان‌ها و جنیات را از آوردن مثل قرآن چلنج داده است که هرگز آورده نمی توانند؛ و لو که همه‌ای شان دست به دست هم دهند، طوری‌که الله متعال فرموده:

﴿قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا﴾

[اسراء: 88]

ترجمه: بگو اگر انس و جن گرد آيند، بر آنكه مثل اين قرآن آورند، هرگز نمی‌توانند مثل‌اش آورند و اگرچه برخی از آنان ياور برخی(ديگر) باشند.

 به این ترتیب، معجزه‌ای که رسول الله ﷺ برای اثبات نبوت‌اش مردم را چلنج داد، همین قرآن کریم است.

برادر شما عطاء ابن خليل ابورشته

ادامه مطلب...

اوصاف اقوامی‌که در آخر زمان می‌آیند

«عَنْ عَلِيٍّ رضي الله عنه: إِذَا حَدَّثْتُكُمْ عَنْ رسول الله صلى الله عليه وسلم، فَلأنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَكْذِبَ عَلَيْهِ، وَإِذَا حَدَّثْتُكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ، فَإِنَّ الْحَرْبَ خَدْعَةٌ، سَمِعْتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم يَقُولُ: «يَأْتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ حُدَثَاءُ الأسْنَانِ، سُفَهَاءُ الأحْلامِ، يَقُولُونَ مِنْ خَيْرِ قَوْلِ الْبَرِيَّةِ، يَمْرُقُونَ مِنَ الإسْلامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، لا يُجَاوِزُ إِيمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ، فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ، فَإِنَّ قَتْلَهُمْ أَجْرٌ لِمَنْ قَتَلَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»

(رواه بخاری)

ترجمه: از حضرت علی بن ابی طالب رضی الله عنه روايت است كه فرمود: هرگاه برای شما حديثی از رسول الله صلى الله عليه وسلم بيان می‌كنم، ترجيح می‌دهم كه از آسمان به زمين بيفتم؛ ولی سخنی دروغ به رسول الله صلى الله عليه وسلم نسبت ندهم. اما هرگاه از سوی خود با شما سخن می‌گويم، پس همانا جنگ، فريب است. شنيدم كه رسول الله صلى الله عليه وسلم می‌فرمود: در آخر زمان، گروهی كم سن‌وسال و نادان می‌آيند كه سخنان خوبی از قرآن به زبان می‌آورند؛ ولی از اسلام خارج می‌شوند؛ همان‌طور، كه تير از كمان خارج می‌شود و ايمان آنان از حنجره‌های‌شان فراتر نمی‌رود. پس هرجا كه آنان را ديديد، آن‌ها را بكشيد؛ زيرا هركس آن‌ها را بكشد، روز قيامت پاداش دريافت خواهد كرد.

توضیح حدیث:

یقیناً اشخاص موصوف در حدیث، در زمان فعلی به کثرت موجود می‌باشند، به‌خصوص حکام سرزمین‌های اسلامی و وابسته‌گان‌شان؛ زیرا از قرآن می‌گویند؛ اما مخالف آن عمل می‌کنند. تنها به زبان مسلمان مى‌باشند؛ نه با قلب و عمل. این‌ها سربلندی وجوان‌مردی خود را از طریق خیانت به اسلام و مسلمین و خوش‌خدمتی استعمار و استعمارگران دریافته‌اند؛ در مأموریت تحت قیمومیت کفار و قتل و نسل‌کشی مسلمین و سرقت دارایی‌های‌شان افتخار می‏کنند. این‌ها بی‌عقل بوده، نه حق را می‌بینند و نه می‌شنوند؛ مگر آن‌چه را که در آن دشمنی اسلام و مسلمین باشد. قضیۀ سرنوشت ساز امت اسلامی برای‌شان نهایت بی‌اهمیت بوده و کمال ذلت و رسوائی را می‌پذیرند. به زبان ادعای ایمان می‌کنند؛ اما در افعال و اقوال‌شان کفردیده می‌شوند. فسق وظلم جریان دارد، با آن هم باورمند به کفار و اهل کفر بوده و ناسپاس به ایمان و اهل آن می‌باشند. از دروازه‌های حق فرار و به دوازه‌های باطل داخل شده اند. سخن‌شان دروغ و وعده‌های‌شان خلاف و در امانت خائن می‌باشند. هیچ حرامی باقی نمانده؛ مگر آن را به انتهاء رسانیده‌اند، هیچ عیبی باقی نمانده که از طریق آن افتضاح اسلام و مسلمین را نکنند و هیچ دره و تپه‌ای باقی نمانده؛ مگر آن را به کفار راهنمائی و تسلیم نموده‌اند، که بعد از این همه ذلت، دیگر چه و چه؟

برادران مسلمان! بدانید که اجر و پاداش کامل از طریق عمل با اخلاص و خیر کامل با همکاری عاملین مخلصی‌که به خاطر اقامۀ دولت خلافت؛ یعنی دولت مسلمین کار و فعالیت می‌کنند، ممکن است و بس؛ آن دولتی‌که اِمارت بچه‌ها و برنامه‌ریزی و مشاورت خصم و دشمنان اسلام را منتفی می‌سازد، و یگانه دولتی است که شمشیر را در گردن‌های دشمنان اسلام می‌رساند، تا الله سبحانه وتعالی سینه‌های مؤمنین را شفا و گشایش ببخشد.

والسلام علی من تبع الهدی

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه