- نشر شده در ویدیوها
ارایه کننده: شیخ ابو انس الحصری
چهارشنبه، 09 محرم الحرام 1440هـ.ق / 19 سپتامبر 2018م
ارایه کننده: شیخ ابو انس الحصری
چهارشنبه، 09 محرم الحرام 1440هـ.ق / 19 سپتامبر 2018م
«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَرْوِي ذَلِكَ، عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنَّهُ يَقُولُ: «وَعِزَّتِي لَا أَجْمَعُ عَلَى عَبْدِي خَوْفَيْنِ وَأَمْنَيْنِ إِذَا خَافَنِي فِي الدُّنْيَا أَمَّنْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَإِذَا أَمِنَنِي فِي الدُّنْيَا أَخَفْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»
(رواه البیهقی فی شعب الإیمان)
ترجمه: از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث قدسی بیان کرده که الله(سبحانه وتعالی) فرموده است: قسم به عزت و جلالم، دو ترس و دو امنيت را با هم به بندهام عطا نمیکنم؛ اگر در دنيا از من بترسد، در آخرت او را آرامش و امنيت میبخشم؛ اگر در دنيا از من در امان باشد، در آخرت او را میترسانم.
مفهوم حدیث:
اول: این حدیث یک بشارت بسیار مهم برای تمام مستضعفین در روی زمین است. به عبارت دیگر، این بشارت برای مسلمانان فلسطین، چیچین، افغانستان، عراق وغیره است. همچنان این حدیث به کسانیکه در تحت ظلم و شکنجه در زندانهای سوریه، مصر، اردن، ازبکستان، تونس، سعودی وغیره قراردارند، بشارت بزرگی است.
دوم: این حدیث به تمام مردم، یک تذکر و پند و عبرت است تا اینکه عظمت و قوت ملکوتی الله سبحانه وتعالی را متوجه باشند و در دنیا از عذاب شدید الله سبحانه وتعالی ترسان و لرزان باشند. چنانچه الله سبحانه وتعالی فرموده است:
﴿أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ﴾
[اعراف: ۹۹]
ترجمه: آيا آنها خود را از مكر(عذاب) الهى در امان مىدانند؟! در حالىكه جز زيانكاران، خود را از مكر(و مجازات) الله(سبحانه وتعالی) ايمن نمىدانند.
پس ظالمان و ستمگران قبل از اینکه عذاب آخرت برایشان برسد، باید در دنیا از سرنوشت ستمگران گذشته عبرت بگیرند و بترسند و خویشتن را از عذاب الهی وقایه کنند. به امید روزیکه با اقامۀ خلافت اسلامی، ریشۀ ظلم و استبداد را از بیخ و بن برکنیم و جهان را از عدل و انصاف منور سازیم.
وخامت اوضاع امنیتی و افزایش تلفات افراد ملکی و نظامی در افغانستان باعث استجواب وزیران سکتور امنیتی به مجلس سنا شد و وزیر دفاع افغانستان واضحاً در این نشست تائید کرده است که در یک ماه گذشته بیش از ۵۰۰ سرباز ارتش کشته شده و بیش از ۷۰۰ تن دیگر زخمی شدهاند. وزیر داخله نیز در نشست سنای افغانستان گفته است که روزانه ۳۰ سرباز ارتش و پولیس کشته میشوند.
آمار تلفات نیروهای امنیتی افغان در سال جاری میلادی آنقدر تکاندهنده و بیسابقه است که دولت افغانستان دستور مخفی ساختن آن را داده و بعد از مدتهاست که ارقام تلفات از مراجع رسمی ذکر میگردد. هرچند، نقل قولهای خانوادههای قربانیان، شدّت جنگ و واقعیتهای عملی نمایان میسازد که رقم دقیق تلفات نیروهای امنیتی افغان چند برابر ارقام ذکر شده است.
آنچه قابل بحث است اینکه خون سربازان افغان در کدام راه میریزد؟ در راه اسلام یا در راه تأمین منافع منطقوی امریکا در اوراسیا؟
واقعیت مسلم این است که بعد از امضای پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا، نیروهای امریکایی از خط مقدم جنگ به پایگاههایی به شدّت حفاظت شدۀ شان عقبنشینی کردند، تا با تلفات جانی و مالی کمتر به رهبری جنگ در افغانستان بپردازند و مسئولیتهای جنگی را به نیروهای امنیتی افغان سپردند و اسلحۀ که تاکنون علیه نیروهای اشغالگر استفاده می شد، بعد ازین در برابر برادران مسلمان شان قرار گرفت. بدون شک، در همچو یک حالت، تلفات نیروهای امنیتی افغان افزایش یافته و این نیروها منحیث یک نیروی مصرفی همچو چوب سوخت برای تأمین اهداف منطقوی و سلطۀ امریکا در اوراسیا مورد استفاده قرار میگیرد. امریکا و دولت افغانستان هیچ میکانیزمی برای کاهش تلفات نداشته و فقط به مردهشماری نیروهایشان مشغول میباشند.
پس لازم است تا مردم مسلمان افغانستان خیانت حُکام و باداران شان و واقعیت این جنگ کثیف را درک نمایند و نگذارند که به قیمت خون فرزندان شان ماشین جنگی امریکا در افغانستان به حرکت درآید، بلکه تلاش نمایند تا انرژی و نیروی جوانان مسلمان افغان در راستای تأسیس دولت اسلامی و حاکمیت اسلام و ریشهکن نمودن استعمار به مصرف برسد، نه در راستای حاکمیت امریکای اشغالگر که هر روز به قتل و کشتار مسلمانان افغانستان دست میزند و اطفال را یتیم، زنان را بیوه و خانوادهها را سوگوار و بیسرپرست میسازد.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر - ولایه افغانستان
ارایه کننده: شیخ یوسف مخازره (ابو الهمام)- سرزمین مبارک (فلسطین)جمعه، 04 محرم الحرام 1440هـ.ق / 14 سپتامبر 2018م
مهمان برنامه: استاد اسماعیل عمیر (ابو البراء)
مجری برنامه: استاد هیثم الناصر (ابو عمر)شنبه، 05 ذو الحجه 1440هـ.ق / 15 سپتامبر 2018م
ارایه کننده: استاد ابو تقی الدین الفاقیجمعه،04 محرم الحرام 1440هـ.ق / 14 سپتامبر 2018م
نشست "196"
توافق ترکیه و روسیه در مورد ادلب!
مهمان برنامه: محمود جرادات ((ابو اسماعیل)
مجری برنامه: استاد هیثمن الناصر (ابو عمر)جمعه، 11 محرم الحرام 1440هـ.ق / 21 سپتامبر 2018م
خطبۀ روز جمعه استاد منذر عبد الله از مسجد الفرقان تحت عنوان "هجرت نبوی صلی الله علیه وسلم"کوبنهاجن، 04 محرم الحرام 1440هـ.ق / 14 سپتامبر 2018م
(ترجمه)
السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!
پرسش اول: دلایلیکه حضرت مصعب ابن عمیر رضی الله عنه طلب نصرت نموده کدامها اند؛ با آنکه وی رضی الله عنه در مدینه حامل دعوت بود؟ امیدوارم پاسخ قناعت بخش دهید. برادرتان جهاد
پرسش دوم: در پاسخ به پرسش ترک کنندهگان و تأخیر نصرت چنین آماده است: «آیا مصعب رضی الله عنه در موضوع طلب نصرت فوق احسان به خرچ داد؟» و چنین آمده است: «رسول الله صلی الله علیه وسلم از چندین قبائل طلب نصرت نمود؛ حال آنکه آنان کدام پاسخ قناعتبخش به رسول الله صلی الله علیه وسلم ندادند و مصعب رضی الله عنه چنین پاسخی را از آنان دریافت کرد.» پس شیخ گرامی، دلیلیکه حضرت مصعب رضی الله عنه از اهل مدینه طلب نصرت نموده بیان دارید؛ زیرا برحسب کتب سیرت و نیز کتاب دولت اسلامی شیخ تقی الدین نبهانی رحمه الله حضرت مصعب ابن عمیر رضی الله عنه در مدینه مصروف دعوت مردم به اسلا بود، آنچه ما از نظر گذراندیم، وی به طلب نصرت دین نرفته بود. بناءً از شما درین مورد، وضاحت بیشتر میخواهم. الله متعال اجر نصیبتان کند و همۀمان را هرچه زود در زیر چتر دولت اسلامی جمع نماید. برادرتان عطیه جبارین از فلسطین.
پاسخ:
وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته!
پرسشهایتان مشابه اند و اینک انشاءالله به پاسخهای آن میپردازم:
1- این پرسش مرا به شگفت انداخت؛ شما از من دلیلی را خواستید که حضرت مصعب رضی الله عنه در مدینه طلب نصرت نموده، با آنکه وی حامل دعوت در مدینه بود؛ چنانچه "جهاد" فرمود که آیا مردم را به اسلام دعوت مینمود؟ به همین قسم "عطیه" فرمود که آیا این طور نیست؟ و آیا طلب نصرت بخش از حمل دعوت نمیباشد؟ و آیا طلب نصرت بخش از دعوت بسوی اسلام نیست؟
یقیناً حامل دعوت عامۀ مردم را بسوی اسلام دعوت مینماید، در میان آنان اهل قوت و قدرت را نیز بسوی اسلام دعوت میکند؛ دعوت عامۀ مردم فقط حمل دعوت است و اما دعوت اهل قوت و قدرت نیز حمل دعوت و اما طلب نصرت است. رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از آنکه الله سبحانه وتعالی وی را امر به طلب نصرت نمود، وی صلی الله علیه وسلم به قبائلیکه دارای اهل قوت و قدرت بودند، رفته و رئیس هر قبیله را بسوی اسلام دعوت مینمود، در صورتیکه اسلام میآوردند، آنها را به نصرت دین دعوت مینمود، اما در صورتیکه رئیس قبیله از جملۀ اهل قوت و قدرت نه؛ بلکه از مردم عامه بود، یا اینکه قبیلۀ وی کوچک و که دارای اهل قوت و قدرت نبود، رسول الله صلی الله علیه وسلم وی را تنها به اسلام دعوت مینمود؛ نه به طلب نصرت.
2- این چنین حضرت مصعب رضی الله عنه اهل مدینه را به اسلام دعوت کرد و قرآنکریم را ازبهر انتشار اسلام به آنان تلاوت مینمود، به سرحدیکه حضرت مصعب رضی الله عنه به رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «در مدینه هیچ خانهای باقی نمانده که در آن اسلام داخل نشده باشد و یا یکی از اهل آن خانواده به اسلام نگرویده باشد؛ یعنی مسلمانان تعداد شان 73 تن بوده و به تناسب اهل قوت و قدرت بیشتر شده است.» با این وجود، روابط حضرت مصعب رضی الله عنه با اهل قوت و قدرت آسان شد و در سال یازدهم بعثت نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم حاضر گردیده و موضوع را به رسول الله صلی الله علیه وسلم عرض نمود که اهل قوت و قدرت در موسم حج سال دوازدهم بعثت بههدف ادای حج بیایند، اما رسول الله صلی الله علیه وسلم توانائی آنان را شرط گذاشت.
3- آنچه در کتاب دولت اسلامی پیرامون موضوع آمده قرار ذیل است: وقتی زمان حج فرارسید مصعب رضی الله عنه به مكه برگشت و به رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر مسلمانان و قوتشان را حكایت كرد و اوضاع مدینه را برایشان بیان نموده گفت: در مدینه حكایتی وجود ندارد؛ مگر حكایت پیامبر صلی الله علیه وسلم و در فضای آن جز اسلام چیزی دیگری نیست و اینکه مسلمانان در آنجا آنقدر قوت و توانایی دارند كه بر اثر آن اسلام بر همه امور غلبه دارد. یا رسول الله صلی الله علیه وسلم تعداد از مسلمانانیكه ایمان قوی به پروردگار و استعداد كامل برای بدوش گرفتن رسالت الله سبحانه وتعالی و دفاع از دین وی را دارند، امسال نزد تو حاضر خواهند شد.
پیامبر صلی الله علیه وسلم از اطلاعات حضرت مصعب رضی الله عنه بسیار خوشحال شد و به فكر عمیق دركارها افتاد و نظری بر جامعۀ مكه و مدینه انداخت؛ چون در مكه دوازده سال پیدرپی دعوت كرد و هیچگونه کوتاهی و تقصیری هم نكرد، هرگاه فرصتی دست میداد، با تمام توان در راه دعوت میکوشید و انواع اذیتها را تحمل میكرد. با وجود این همه، جامعه منجمد بود و دعوت راهی در آن نمییافت و علت این همه آن بود كه در دلها و نفسهایشان سنگدلی و شدت وجود داشت و عقلهایشان بر دین قدیم منجمد شده بود. لذا بهخاطر آنكه در روح و روان اهل مكه بتپرستی و شرك كه مكه مركز عمومی آن بود، سرایت كرده بود، جامعۀ مكه قصیالقلب بود و قابلیت دعوت در آن بسیار ضعیف بود؛ اما در جامعۀ مدینه با گذشت یك سال بر اسلام چند تن از مردم خزرج، سپس بیعتكردن دوازدهتن و زحمتكشی حضرت مصعب ابن عمیر به مدت یك سال دیگر، اینها در جهت ایجاد فضای اسلامی در مدینه و داخلشدن مردم به دین الله سبحانه وتعالی با این سرعت،حیرت انگیز بود.
4- چنانچه دیده میشود حضرت مصعب رضی الله عنه قبل از اینکه اهل قوت و قدرت را بهسوی رسول الله صلی الله علیه وسلم ارسال نماید، به رسول الله صلی الله علیه وسلم از انتشار اسلام در مدینه اطلاع داده و نیز باخبر ساخت که اهل قوت و قدرت آمادۀ حضور در موسم حج سال آینده بوده و توانائی آن را نیز دارند. بناءً رسول الله صلی الله علیه وسلم از آنچه مصعب رضی الله عنه برایش گفت، شادمان گردید و قرار گذاشته و توافق نمود که در موسم حج سال دوازدهم بعثت که بنام بیعت عقبه ثانیه مسمی است، اشتراک نمایند.
5- حالا آنچه در کتاب دولت بیان گردیده تکمیل مینمایم: در آن وقتیكه سال دوازدهم رسالت و موافق 622م بود، قدوم حاجیان را انتظار كرد. حاجیان مدینه زیاد بودند و در میانشان هفتاد و پنج تن از مسلمانان بود كه هفتاد و سه تن آن مرد و دو تن دیگرشان زن بود و زنان عبارت بودند از نسیبه بنت كعب(ام عمار) كه یكی از زنان بنیمازن بن نجار بود و اسماء بنت عمرو بن عدی یكی از زنان بنی سلمه كه اممنیع كنیه داشت. پیامبر صلی الله علیه وسلم با آنها بهصورت پنهانی دیدار نموده در بارۀ بیعت دیگری با ایشان گفتگو كرد؛ بیعتیكه تنها بر دعوت و صبر در برابر اذیت خلاصه نمیشد، بلكه باید مسلمانان به سبب آن صاحب قوتی شوند كه توسط آن از خود دفاع نمایند؛ حتی از آن هم فراتر میرود و به ایجاد هستهای میرسد كه آن سنگ تهداب برای اقامت دولت اسلامی خواهد بود؛ دولتیكه اسلام را در جامعه تطبیق نموده آن را بهعنوان رسالت جهانی بهسوی مردم جهان میبرد و با آن قوتی تشكیل میداد كه از آن حمایت كند و هر مانع مادی را كه در راه گسترش و تطبیقش قرار گیرد، دور نماید.
وی صلی الله علیه وسلم با ایشان درین باره گفتگو كرد و آمادگی خوبی از آنان احساس كرد. بناءً با ایشان وعده سپرد كه در اواسط روزهای تشریق در عقبه و در دل شب با وی ملاقات نمایند و برای شان گفت: «در آن وقت خواب رفتهای را بیدار نكنید و غائبیرا انتظار نكشید.» همان بود كه در وقت معین وعده و بعد از گذشتن سوم حصۀ اول شب از اقامتگاههای خویش بسیار به آهستگی از ترس آنكه كارشان افشاء شود، حركت كردند و به سوی عقبه رفتند. همۀشان بهشمول آن دو زن به كوه بالا رفته در انتظار رسول الله صلی الله علیه وسلم نشستند، لحظهای بعد وی صلی الله علیه وسلم با كاكایش عباس آمدند. عباس هنوز ایمان نیاورده بود؛ اما آمده بود تا پیمانهایی به برادرزادۀ خود بگیرد و او اولین كسی بود كه بهسخن آغاز نموده گفت: «ای گروه خزرج محمد(صلی الله علیه وسلم) در میان ما در موقعیتی قرار دارد كه خود میدانید و ما اورا از قوم خود، كه مثل ما در مورد وی عقیده دارند، حمایت كردهایم. لذا وی صلی الله علیه وسلم در میان قوم خود و در شهر خود از عزت و حمایت برخوردار است؛ ولی او رفتن به جانب شما و پیوستن با شما را اصرار میورزد. پس اگر شما میدانید كه به آنچه او را بهسوی آن فرامیخوانید، وفا میكنید و اورا از مخالفینش حمایت مینمایید، آنگاه شما میدانید و آنچه به دوش گرفتهاید؛ اما اگر فكر میكنید كه بعد از خروج وی(صلی الله علیه وسلم) بهسوی شما ممكن است او را رها كرده به دشمن تسلیم دهید، از همین حالا او را بگذارید.»
وقتی سخنان عباس را شنیدند گفتند: آنچه گفتی، شنیدیم. بعد از آن روی به رسول الله صلی الله علیه وسلم كرده گفتند: خودت صحبتكن یا رسول الله صلی الله علیه وسلم و هر تعهدیكه برای خودت و پروردگارت دوستداری از ما بگیر. رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از آنكه قرآنكریم تلاوت كرد و به اسلام ترغیب و تشویق كرد، گفت:
«أبَا یعُكُمْ عَلَی أنْ تَمْنَعُوْنِی مِمَّا تَمْنَعُوْنَ مِنْهُ نِسَاءكُمْ وَ أبْنَاءكُمْ»
(رواه احمد)
ترجمه: من با شما به این بیعت میكنم: از آنچه زنان و فرزندانتان را حمایت میكنید، مرا نیز حمایت كنید!
فوراً "براء" برای بیعت به این شرط دست دراز نموده گفت: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم، با ما بیعت كن؛ سوگند به الله سبحانه وتعالی ما فرزندان جنگ هستیم و صاحبان حلقه و زره كه آن را از پدران بهمیراث گرفته ایم... بعد از آن افزودند: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم، اگر ما به آن وفا كردیم، چه پاداشی خواهیم داشت؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم با خونسردی جواب داد: "الجنه" پاداشتان بهشت خواهد بود.
از همه این موارد چنین نتیجه میگیریم که رسول الله صلی الله علیه وسلم مصعب را با 12 مرد بهخاطر بیعت عقبۀ اول در سال دهم بعثت فرستاده است که وی رضی الله عنه مردم را در مدینه بسوی اسلام دعوت مینمود و از بین کسانیکه به اسلام دعوت میشدند، کسانی نیز بودند که اهل قوت و قدرت بوده و آنان را به نصرت دین الله سبحانه وتعال دعوت نمود. بنابرین، حضرت مصعب در سال یازدهم بعثت به رسول الله مراجعه کرده و به رسول الله صلی الله علیه وسلم از حیث انتشار اسلام و از حیث اهل قوت و قدرت و آمادهگی حضورشان را در موسم حج سال دوازدهم بعثت باخبر ساخت و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند که آنچه در توانائیشان دارند، برای نصرت دین آماده سازند. رسول الله صلی الله علیه وسلم توافق نموده و با حضرت مصعب قرار گذاشت که در مدینه ببیند و از نتایج طبیعی که به یاری الله سبحانه وتعال متحقق یافته بود، خوشحال گردید. به این شکل در موسم حج سال دوازدهم بعثت 73 مرد و دو زن حاضر به بیعت عقبۀ دوم شدند که پس از بیعت هجرت شکل گرفت و دولت اسلامی تأسیس گردید.
بناً عمل حضرت مصعب رضی الله عنه در مدینه رکن اساسی طلب نصرت بهشمار میرود. با این وجود الله سبحانه وتعالی با دستان وی اهل قوت وقدرت را آماده برای نصرت دین خود نمود. در فرجام آنچه حضرت مصعب رضی الله عنه به رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود، برای تان بیان میکنم: «مسلمانان در آن جا آنقدر قوت و توانایی دارند كه بر اثر آن اسلام بر همه امور غلبه دارد. یا رسول الله صلی الله علیه وسلم! تعدادی از مسلمانانی اند كه ایمان قوی به پروردگار و استعداد كامل برای به دوش گرفتن رسالت الله سبحانه وتعالی و دفاع از دین وی را دارند.» الله سبحانه وتعالی حضرت مصعب را مشمول رحمت خود گرداند که با وی فتح بزرگی رخ داد و بیعت دوم عقبه به رسول الله صلی الله علیه وسلم که بعداً هجرت صورت گرفت و دولت اسلامی در مدینه منوره تأسیس گردید. امیدوارم پاسخ کفایتتان کند.
برادرتان عطاء ابن خلیل ابورشته
(ترجمه)
هجرت پیامبر صلی الله علیه وسلم از مکۀ مکرمه به مدینۀ منوره یکی از حوادث مهم تاریخی اسلام است. بنابر این، تعجبآور نیست که حضرت عمر ابن خطاب رضی الله عنه سال هجرت را سال اول و آغاز تعیین تقویم اسلامی قرار دهد.
هجرت نبوی حضرت محمد صلی الله علیه وسلم مرحلهای فاصل میان مراحل دعوت در مکۀ مکرمه و مدینۀ منوره و آغاز تطبیق احیای اسلام و عصرهای طلایی مسلمانان برای اینکه یک قوت و دولت بزرگ در جهان باشد، میباشد.
حزب التحریر-اندونیزیا برای بزرگداشت حلول سال جدید 1440هـ.ق فعالیتهای مختلفی را در شهرهای بزرگ و کوچک در تمام اکناف اندونیزیا، تحت عنوان: "هجرت به سوی مبارزه در راه اسلام" را به راهانداخت. این فعالیتها که شخصیتهای مختلفی از علماء و بزرگان تا دانشمندان و عامۀ مردم در آن اشتراک ورزیده بودند، از روز یک شنبه مؤرخ 09 سپتمبر 2018م آغاز گردید و تا روز سه شنبه مؤرخ 11 سپتمبر 2018م جریان داشت. سخنرانان در این فعالیتها مسئولیتهای هجرت و مبارزه از طریق تطبیق شریعت اسلامی را تحت سایه خلافت اسلامی مختصرا یادآوری نمودند.
حزب التحریر-اندونیزیا