- نشر شده در ویدیوها
پنج شنبه، 26 ذو الحجه 1439هـ.ق / 06 سپتامبر 2018م
پنج شنبه، 26 ذو الحجه 1439هـ.ق / 06 سپتامبر 2018م
سلسله نشستهای هفته واری که راجع به قضایای مهم، حوادث و رویدادهای جدید نگاهی انداخته شده و تبصره میگردد.
نشست "194"
ما قبل و ما بعد ادلب!
مهمان برنامه: استاد مروان عبید (ابو عبد الرحمن)
مجری برنامه: استاد هیثم الناصر (ابو عمر)
حزب التحریر-ولایه اردن
جمعه، 27 ذو الحجه 1439هـ.ق / 07 سپتامبر 2018م
خطبۀ جمعه الحاج سعید در مسجد الفرقان تحت عنوان "تصحیح مفهوم عبادت!".کوبنهاجن، 20 ذو الحجه 1439هـ.ق/ 31 آگست 2018م
از حضرت عائشه رضی الله عنها روایت است که هند خانم ابو سفیان نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول الله صلی الله علیه وسلم، ابو سفیان مرد بخیلی است، برایم چیزی نمیدهد که خودم و اولادم را کفایت نماید؛ مگر من از مالش چیزی میگیرم و او از گرفتن من آگاه نمیگردد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«خُذِي مَا يَكْفِيكِ وَوَلَدَكِ بِالْمَعْرُوفِ»
(رواه ابن ماجه)
ترجمه: برای خود و اولادت همان قدر بگیر که به وجه پسندیده کفایتت کند.
مفهوم حدیث:
احکام اسلام احکام عظیمی است که هیچ امری از امورات زندگی انسان را بدون معالجه باقی نگذاشته است، و این حکمی را که ما در صدد آن هستیم، دلالت بر بزرگی این دین مینماید. میبینیم که چگونه توجه خوب و جالب در حق آن زنی مینماید که شوهرش با او در امر نفقه بخیلی مینماید؛ در حالیکه این موضوع(رابطه) تنها در بین زن و شوهر است و از آن کسی آگاهی ندارد و این رازیست در بینشان که کسی از خویشاوندان از آن چیزی نمیداند و زندگی در بینشان به صورت طبیعی و عادی به پیش میرود. اما در این مورد، آنها هستند که این حکم شرعی را تمثیل مینمایند. مگر در این زمان که ما میبینیم، مردم از این احکام بعید به نظر میرسند؛ چنانچه دیده میشود، حالات زن و شوهر انسان را در تعجب میاندازد، زیرا خانم از آن حقوقیکه شوهر بالایش دارد، آگاهی نداشته و همچنان شوهر از حقوقیکه خانم بر او دارد، آگاهی درست ندارد.
(ترجمه)
حزب التحریر-ولایه پاکستان به هیچ عنوان از استقبال مایک پامپیو وزیر امور خارجۀ امریکا و جنرال جوزف دانفورد رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا، توسط حکام جدید پاکستان به تاریخ ۵ سپتمبر ۲۰۱۸م رضایت نشان نمیدهد و شدیداً مخالف این دیدار است؛ زیرا سفر رهبران سیاسی و نظامی امریکا برای حفظ حضور امریکا در افغانستان است و با پافشاری بر پاکستان نیروهای هردو طرف را متقاعد میسازد تا "طالبان افغان" را بر میز مذاکره بکشانند. به همین دلیل است که پنتاگون و امریکا اقدامات جدیی را برای لغو ۳۰۰ میلیون دالر "صندوق پیشتبانی ائتلاف" را به تاریخ ۱ سپتمبر ۲۰۱۸م گرفته است؛ بر این اساس که پاکستان باید بیشتر تلاش ورزد تا مقاومت نیروهای تندخوی افغان-مبارزین علیه امریکا- را در مناطقی خاتمه دهد که نیروهای اشغالگر امریکایی را به زانو درآورده است.
باوجودیکه شعار "آزادی" را تا اکنون سر میدهند، اما حکام پاکستان با مقامات امریکایی بطور گسترده ملاقات میکنند تا پلانهایشان را مورد مذاکره قرار دهند. اما در سمت دیگر؛ حضور امریکا در منطقه در واقع یک تهدید جدی برای پاکستان و تجهیزات هستهای این کشور محسوب میشود. رهبران نظامی و سیاسی پاکستان با امریکا روابط صمیمی ایجاد کرده است؛ درحالیکه امریکا دروازۀ افغانستان را به روی هند باز نگهداشته است. بنابر این، هند از حضور و نفوذ بیسابقهاش در آنجا نفع میبرد و این است که این دولت بر اساس همین امر، هرج و مرج، آشفتگی و فتنه را در سراسر پاکستان آتش خواهد زد.
آیا بر حکام واجب نیست که بطور دایمی خطوط تدارکاتی نیروهای امریکایی را که از پاکستان عبور میکند، قطع کنند؟ آیا بر حکام واجب نیست که رجال استخباراتی و نظامیان خصوصی امریکایی را جستجو و از سرزمینشان اخراج کنند که سازماندهندۀ حملات خونین توسط نیروهای مسلح ما اند تا جنگ خود را بر بالای ما تحمیل کنند؟ آیا زمان آن نرسیده که دروازۀ سفارت و قونسولگریهای امریکا را فقل بیندازیم، که منحیث پایگاه جمعآوری اطلاعات استخباراتی برای حکومت امریکا و پنتاگون عمل میکنند؟ آیا بر حکام واجب نیست که بر مبارزین مخلص مسلمان اصرار کنند تا هنگامیکه نیروهای صلیبی امریکایی را اخراج نکردند، جهاد را علیه آنان ترک نکنند، همانگونه که قبل از اینها انگلیسهای امپریالیست و اتحاد جماهیر شوروی را از خاک خود بیرون کشیدند؟ آیا بر حکام واجب نیست که صراحتاً رد هرگونه گفتوگو را با امریکاییها اعلام کنند تا مشروعیت حضور دایمی امریکا را در نزدیکی دروازۀ یگانه سرزمین هستوی مسلمانان جهان زیر سوال ببرند؟
این واضع است که سخنان حکام از آزادی و مدینۀ فاضله تنها سخنی است که بر زبان میرانند و بس. زمان آن رسیده که مسلمانان جز قوانینیکه الله سبحانهوتعالی نازل کرده، دیگر به تطبیق هیچگونه قانونی اصرار نورزند، که همین امر مقام ما را در دنیا و آخرت نزد الله سبحانهوتعالی بلند میبرد. یقیناً منبع تضمین شدۀ قدرت و حاکمیت برای مسلمانان خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت است. این دولتی است که به تنهایی حضور امریکا را در منطقه مانند تار نازک عنکبوب، توسط قطع راههای تدارکاتی ناتو، اخراج استخبارات و نظامیان خصوصیاش و قفل کردن پایگاههای جاسوسی را که به عنوان سفارتخانه و قونسولگری عمل میکنند، در یک چشم برهمزدن قطع میکند. این دولتی است که به تنهایی تمام منابع وافر ارتش، معادن و صنعت را برای خدمت بر اسلام و مسلمانان تجهیز میکند. در نهایت این دولتی است که تمامی سرزمینهای اسلامی فعلی جهان را متحد و به یک قدرت با اقتدار جهانی مبدل میکند. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا﴾
[نساء: ۱۳۹]
ترجمه: این منافقان كسانی هستند كه كافران را به جای مؤمنان به سرپرستی و دوستی میگیرند. آيا عزت را در پيش كافران میجویند؟(چنين چيزی محال است) چرا كه عزت و شوكت جملگی از آن الله(سبحانهوتعالی) است(و هر كه از الله سبحانهوتعالی عزت جوید، عزیز شود و هر كه از غير او عزت طلبد ذلیل گردد).
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان
گفتوگوی زنده تلویزیون الواقیه از بیروت با دکتور عثمان بخاش رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر و از ادلب با استاد عبد الوهاب رئیس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه سوریه در مورد "ادلب میان درگیری نظامی و جنگ سیاسی!".
پنج شنبه، 19 ذو الحجه 1439هـ.ق / 30 آگست 2018م
چهارشنبه، 25 ذو الحجه 1439هـ.ق / 05 سپتامبر 2018م
ارایه کننده: شیخ یوسف مخازره (ابو الهمام) سرزمین مبارک (فلسطین)بیت المقدس، 20 ذو الحجه 1439هـ.ق/ 31 آگست 2018م
رایه کننده: مفکر سیاسی احمد الخطوانی (ابو حمزه)سرزمین حجاز، دو الحجه 1439هـ.ق / آگست 2018م
(ترجمه)
خبر:
مالیزیا شصتومین روز اسقلال خود را از سلطۀ انگلیس به تاریخ ۳۱ اگست ۲۰۱۸م تجلیل خواهد کرد. این روز منحیث یک تاریخ متبرک ملاحظه میشود تا جاییکه یک روز به یادماندنی برای مردم مالیزیا از استقلال کشورشان است که بیش از چهارصد سال زیر استعمار قدرتهای مختلف خارجی، که آخرینشان انگلیس بود، قرار داشتند. بعضی از مردم تجلیل این سال را یک چیز بسیار خاصی ملاحظه میکنند، بخاطریکه برای اولین بار از زمان استقلال مردم مالیزیا از چنگ "باریسان ناسیونال" آزاد میشوند. تحت شعار "عشق به مالیزیا" مردم آن به این امید اند که از قوانین سخت دولت قبلی آزاد و مستقل خواهند شد.
به هرحال ممکن نیست یک شخص از گفتن موضوع مشابه به اینکه هرزمان روز تجلیل از استقلال است، از اجرای دموکراسی رهایی یابد. آیا ما واقعاً از آزادی واقعی لذت میبریم؟ بعد از قرنها تحت استعمار و غارت منابع طبیعی، ما کاملاً به غرب تقریباً در تمام بخشهای زندهگی وابسته هستیم. در حقیقت قوانین، نظام اقتصادی، نظام سیاسی و نظام تعلیمی ما تمام اینها تقلید شده از قوانین غربی شکل و ساختاربندی شده است. پس معنای واقعی آزادی چیست؟
تبصره:
آزادی یک سرزمین دلالت بر تسلط آن یعنی آزاد بودن از استعمار و از کنترول فزیکی قدرتهای خارجی است. یک دولت مستقل، کشور متکی به تصمیمگیری-که خودش راه خود را در قوانین ساختاری حکومتداری و نظام اقتصادی و بههمینگونه فرهنگی تعلیمی و اجتماعی تعیین کند- میباشد. آزادی فردی بدین معناست که مرد و یا زن تحت کنترول و یا تصرف هیچ کس از بردهگی و متکی به آزادی نبوده و دارای قدرت اتخاذ تصمیمگیری خود در معلوم کردن هدف زندهگیشان باشند. اگرچه تعداد زیادی از مردم ادعاء میکنند که مالیزیا در سرزمینیکه حقوق آزادی تضمین شده است، به آزادی و حقوق فردی دست پیدا کردند، در حالیکه بیشتر آنان تصدیق میکنند که آنها هنوز در بند "ریسمانهای" دیگر انسانها و حکام خارجی هستند. این باعث میشود یک شخص فراموش کند که راه زندگیشان عمدتاً در کنترول دیگران است. کلام الله سبحانهوتعالی این را به خوبی بیان میدارد:
﴿اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾
[توبه: ۳۱]
ترجمه: اینان دانشمندان و راهبان خود را به جز الله(سبحانهوتعالی) به خدایی گرفتند، مسیح پسر مریم را با اینکه مامور نبودند، جز که الله یگانه را بپرستند، معبود جز او نیست، منزه است او از آنچه با او شریک میگردانند.
زمانیکه عدی ابن حاتم نزد رسول الله صلیاللهعلیهوسلم آمد و گفت: یهودیان و مسیحیان راهبان و یا کشیش های خود را عبادت نمیکنند، رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند:
«أليس يحرِّمون ما أحلَّ الله فتحرِّمونه، ويحلُّون ما حرَّم الله فتحلُّونه؟ قال: قلت: بلى! قال: فتلك عبادتهم...»
(الطبری)
ترجمه: آیا آنان(راهبان و کششهایشان) چیزیکه الله(سبحانهوتعالی) حلال کرده حرام مینمودند و شما آن را حرام نمیدانستید و آنچه را که الله(سبحانهوتعالی) حرام کرده است(راهبان و کشیشهایشان) حلال مینمودند و شما(یهودیان و مسیحیان) آن را را حلال نمیدانستید؟ عدی جواب داد: بلی. رسول الله(ﷺ) فرمودند: همانا این(راهبان و کشیشهایشان) برایشان عبادت است.
این شکلی از "بردهگی" است که بسیاری بهندرت آن را تصدیق میکنند. اینکه پیروان از رهبرانشان هرچه که آنها بگویند و از هر چیزیکه منعکنند، پیروی میکنند، اگرچه این امر و نهیشان مخالف اوامر و نواهی الله سبحانهوتعالی باشد؛ این به طور واضح در این نظام گواهی میدهد که بالای زندهگی ما حاکمیت دارد. دموکراسی نوعی از حکومتداری است که اساس آن جدایی دین از زندگی میباشد. در این نظام هیچ جایی برای اوامر ونواهی الله سبحانهوتعالی درنظر گرفته نشده است. اکثریت آراء منحصربه منشأ قانون و سیادت تنها منحصر به فرد است. بعد از تمام نگرش و پروسههای تصویبی، این قانون مردم را مجبور میکند که آنها تمام این قوانین را بپذیرند و اگر کسی سرباز زند، مجازات خواهد شد. دقیقاً این شکلی از عبادتی همگام با انسان است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرموده بودند. در عصر امروزی تعین حلال و حرام دیگر توسط راهبان صورت نمیگیرد، بلکه این وظیفه توسط قانونگذاران انجام میشود. آنها استدلال میکنند که قوانین بر اساس حقوق انسانی و آزادیشان تشریع شده است؛ اما به واقعیت آنها قوانینی است که از هوی و هوس فرد به وجود آمده است؛ نه براساس تقاضای شریعت اسلامی. بنابر این، تقاضای این نظام برای انسان بر اساس مشکلات جهانی همیشگی دوامدار است.
اسلام آمده تا انسانها را از مشکلات مختلف ناشی از اسارت و بندهگی دیگر انسانها نجات دهد. اسلام آمده تا ما را آزادی واقعی که تنها به عبادت الله سبحانه وتعالی و او تنها لایق عبادت است، برخوردار سازد. گفتوگو میان فرمانده لشکر فارس، رستم و ربیعه ابن امیر فرستندۀ فرمانده مسلمانان، سعدابن ابی وقاص در جنگ قادسیه واقعیت را بهتر نشان میدهد. زمانیکه از ربیعه سوال شد که چرا لشکر مسلمانان به فارس آمده است، او در پاسخ گفت: الله سبحانهوتعالی ما را فرستاده تا شما را از عبادت مخلوق به عبادت خالق مخلوق و از مشقتهای این دنیا به دنیا پهناور بعد از مرگ و از ظلم دینهایتان به سوی عدالت اسلام آزاد سازیم. الله عزوجل ما را فرستاده تا شما را از عبادت یک دیگرتان نجات دهیم. (منبع: ابن جریر الطبری، تاریخ الامام و الملک ۴۰۱/۲، دارالکتب الامایه، بیروت)
نویسنده: داکترمحمد
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر