سه شنبه, ۱۸ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۵/۰۵م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

طلب سعادت از دموکراسی، به این معناست که از خود مرض شفا طلب کنیم!

(ترجمه)

یازدهمین انتخابات عمومی پاکستان، خشم شدید مسلمانان را در شرایط فعلی بر‌انگیخته است. آن‌ها بر فقر روز‌افزون جامعه، فساد ماهرانه‌ی طبقات سیاسیون و آشفتگی کشور قهر اند که همه از نتیجه‌ی دوستی با امریکا به وجود آمده است. با این حال، حکام جدید قادر به آوردن تغییرات و تحول نخواهند بود؛ چون آن‌ها بطور کامل به نظامی تکیه زده اند که  نفس خود این نظام از ابتداء مشکلات را به وجود آورده است و این نظام دموکراسی نام دارد. 

حاکمان جدید هرگز فساد را ریشه‌‌کن نخواهند کرد، زیرا دموکراسی خود زمنیه‌ی غارت ثروت را در سراسر جهان و به خصوص برای غرب مهیاء می‌سازد. پاکستان در این امر در استثناء قرار ندارد و ذاتاً دموکراسی طبقه‌ی از سیاست‌مداران را ایجاد کرده که صدها میلیون روپیه را در انتخابات سرمایه‌گذاری می‌کنند تا از طریق تأمین مالکیت صنایع بزرگ کشور و هم‌چنان از منابع طبیعی معادن و انرژی، دوباره با به قدرت رسیدن آن را دو برابر حاصل کنند. فساد بخشی از دموکراسی است، چون حتی حاکمان جدیدی‌که با آجندای مبارزه علیه تروریزم در اریکه‌ی قدرت آمدند، سیاست‌مداران فاسد را در صفوف تکت حزبی خود قرار دادند، به این منظور که قابل انتخاب باشند و برنده شوند.

به تاریخ ۴ جولای ۲۰۱۸م، عمران خان اعتراف کرد که او نمی‌توانست تقریباً برای هریک از هفت هزار کاندیدان ملی و ایالتی اطمینان بدهد که حزبش را در انتخابات سر پای ایستاده کرده و چنین اظهار داشت: «شما برای برنده شدن در انتخابات به رقابت می‌روید؛ مگر شما در انتخابات رقابت نمی‌کنید که یک فرد خوب شوید. من می‌خواهم برنده‌ی این انتخابات شوم و بس.» وی افزود: «در اینجا طبقه‌ی سیاسی چندان تغییری جدی نکرده؛ چون شما می‌توانید که بازیگران جدید را در سیاست دخیل کنید؛ اما نمی‌توانید که تمام بنیاد طبقه‌ی سیاسی را تغییر دهید.» بنابر این، پس چگونه می‌توانیم بر هر حاکمی امیدوار باشیم که می‌خواهد با تطبیق دموکراسی فساد را خاتمه دهد؟

حکام جدید فقر را از بین نخواهند برد، زیرا دموکراسی توسط پالیسی‌های استعمارگر و سرمایه‌داری‌اش باعث تخریب اقتصاد بنیادی پاکستان می‌شود. این نظام اقتصادی دموکراسی است که منابع بزرگ(نفت، گاز، طلا و...) کشور را خصوصی‌سازی می‌کند و بعداً برای این‌که به کسر بودجه مواجه نشود، به تمام ملت نظام مالیات تحمیلی را وضع می‌کند. آخر در آمد منابع کجا شد!؟ حاکمان جدید به مردم وعده‌های بیشتری می‌دهند، همان‌گونه که حکام قبل از آن کاملاً متعهد به نظام فعلی سرمایه‌داری بودند و با قوانین استعماری اقتصادی آن‌ها موافقت داشتند. عمران خان ضمن این‌که به نماینده‌گان ارشد برخی از مؤسسات مالی جهانی در کنفرانس لندن، که به تاریخ ۲۲ اپریل ۲۰۱۸م توسط بانک سرمایه‌گذاری جهانی برای بازار‌های مرزی Exotix Capital میزبانی شد، صدای کمک‌‌خواهی بلند کرد. وی در آن هنگام همکاری اقتصادی و کمک‌های صندوق بین‌المللی پول را نیز پذیرفت. بنابر این، چگونه می‌توان چشم امید ما بر این حکامی باشد که می‌خواهند دموکراسی را تطبیق کنند و به فقر خاتمه دهند؟

حاکمان جدید هرگز صلح و امنیت را تأمین کرده نمی‌توانند، زیرا دموکراسی ذاتاً پاکستان را توسط امریکا و دوستی با آن به تباهی می‌کشاند. امروزه دموکراسی در حال حاضر شبکه‌ی پیشتبانی گسترده‌‌ای را برای امریکا مهیاء و قوت بخشیده که این شبکه‌ شامل سفارت‌خانه‌ها در هرکشور، دفاتر قونسولگری جاسوسی، خطوط امن تدارکاتی برای نیروهای ناتو و املاک مجهز برای نیروهای نظامی، خصوصی و استخباراتی، که برای تنظیم جنگ‌های خانمان‌سوز بیرق دروغین بر مردم ما بلند می‌‍‌کنند،  می‌شوند. برقراری صلح و امنیت نیازمند قطع اتحاد با امریکا و با از بین رفتن حضور زهرآگین آنان در خاک ما است، که عمران خان قصد ندارد این دو نیازمندی را برآورده کند. به تاریخ ۲۶ جولای ۲۰۱۸م، عمران خان اظهار نمود: «با امریکا ما می‌خواهیم که یک روابط دوجانبه‌ای منافع المشترک داشته باشیم.» ‏با این حال، دقیقاً این همان اتحاد با امریکا است که مسلمانان منطقه را تهدید می‌کند.

امریکا می‌خواهد توسط ایجاد مذاکرات میان هند و پاکستان تحت عنوان "عادی سازی(Normalization)" مسئله‌ی کشمیر را برای همیشه دفن کند تا پروژه‌ی هند بزرگ(آخند بهارت) را  تسهیل داده و هند را منحیث یک قدرت بزرگ تبارز دهد. ‏بنابر این، عمران خان چگونه می‌تواند صلح و امنیت را به ارمغان بیاورد، حال‌ آن‌که او صراحتاً همکاری خود را  با ایجاد اتحاد با امریکا و حمایت از پلان‌های امریکا برای هند و افغانستان اعلام نمود؟

ای مسلمانان پاکستان! بعد از یازدهمین انتخابات عمومی پاکستان، دقیقاً دموکراسی همان چیزی را به ارمغان می‌آورد که قبلاً بعد از دهمین انتخابات عمومی به ارمغان آورده بود، که شامل فساد، فقر، ناامنی و تخریب گسترده‌ است. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای مان تذکر داده است:

«لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَيْنِ»

(رواه بخاری و مسلم)

ترجمه: مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود.

حال‌ آن‌که حکام جدید مورد امتحان مردم قرار نگرفتند و محاکمه نشده اند، اما نفس دموکراسی همین‌گونه است و ما همیشه زیر چتر هر حاکمی‌که دموکراسی زهرآگین را تطبیق کنند، نیش زده می‌شویم. در واقع، دموکراسی قدرتی است که با آنچه الله سبحانه‌و‌تعالی نازل کرده رهبری نمی‌شود و الله سبحانه‌و‌تعالی نه‌تنها ما را از حاکمیت در درون آن منع کرده، بلکه او سبحانه‌وتعالی به ما دستور داده تا به این نظام کافر شویم. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا﴾

[نساء: ۶۰[

ترجمه: آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه(از کتاب‌های آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده اند، ولی می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکام باطل بروند؟! با این‌که به آن‌ها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند؛ اما شیطان می‌خواهد آنان را گمرا ه کند و به بیراهه‌های دوردستی بیفگند.

ای مسلمانان پاکستان! به دموکراسی خط بطلان بکشید، زمان حاکمیت آنچه الله سبحانه‌و‌تعالی نازل کرده رسیده است. این تنها خلافت راشده‌ی ثانی برمنهج نبوت است که گروه و طبقه سیاسی را ایجاد خواهد کرد که عاری از فساد خواهند بود، زیرا سیاست‌مداران آن‌ها تحت رهبری قرآن و سنت حکومت می‌کنند. هر حاکمی‌که منصوب می‌شود، ثروتش مورد حساب قرار می‌گیرد و پس از پایان دوره حکومت‌اش، هر افزایش نابجا که در ثروتش اضافه شود، دوباره به بیت‌المال باز گردانیده می‌شود. ‏این تنها خلافت راشده‌ی ثانی برمنهج نبوت است که فقر را از طریق تأمین مالکیت عمومی منابع انرژی و معادن طبیعی از بین می‌برد و هم‌چنان صنایع بزرگ کشور را از خصوصی‌سازی به دولتی تبدیل می‌نماید. بنابر این، خلیفه بودجه‌ی کافی خواهد داشت تا نیازمندی‌های رعیت خود را فراهم کند. این خلافت راشده‌ی ثانی برمنهج نبوت خواهد بود که تمام روابط و اتحاد را به دشمنان علنی مسلمانان قطع خواهد کرد و برای همبستگی و اتحاد سرزمین‌های اسلامی فعالیت خواهد کرد تا منحیث پرقدرت‌ترین دولت در سراسر جهان به حساب آید.

 ‏بر ماست که دست به دست هم داده و همراه با حزب التحریر برای تأسیس مجدد خلافت راشده‌ی ثانی برمنهج نبوت فعالیت و دعوت نماییم، که جانشین حقیقی به نظام اسلامی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را قبلاً در مدینه تأسیس نموده بود. احمد به نقل قول از حذیفه بن الیمان رضی الله عنه روایت می‌کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»

(رواه احمد)

ترجمه: تا مدتی‌که الله(سبحانه‌و‌تعالی) بخواهد در ميان شما نبوت و پيامبری باقی خواهد ماند و هنگامی‌که الله(سبحانه‌و‌تعالی)  خواست آن را از ميان بر می‌دارد و بعد از آن خلافت بر طریقه و منهج نبوت خواهد بود و آن تا هنگامی الله(سبحانه‌و‌تعالی)  خواسته باشد، ادامه می‌یابد، سپس وقتی الله(سبحانه‌و‌تعالی) خواست آن را بر داشته پادشاهی توأم با گزندها می‌آيد و آن تا وقتی الله(سبحانه‌و‌تعالی) خواسته باشد، داوم می كند، سپس هنگامی الله(سبحانه‌و‌تعالی) خواست آن را بر داشته و پادشاهی جبر وستم خواهد آمد و تا وقتی الله(سبحانه‌و‌تعالی) خواست دوام می‌یابد، بعد از آن هنگامی‌كه الله(سبحانه‌و‌تعالی) خواست آن را دور كرده و بار ديگر خلافت بر طریقه‌ و منهج نبوت قائم خواهد شد؛ سپس  پیامبر(صلی الله علیه وسلم) سکوت اختیار نمودند.

حزب التحریر ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

حاکمیت با قرآن و سنت توسط خلافت راشده ممکن است، نه روش حاکمیت بر اساس رأی اکثریت دموکراسی! Featured

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

عمران خان در اولین سخنرانی‌اش به‌عنوان بیست‌ودومین نخست‌وزیر پاکستان به‌تاریخ ۱۹ اگست ۲۰۱۸م، چندین‌بار ‌به دوران شکوهمند خلفای راشدین اشاره کرد. در این‌که مسلمانان پاکستان اسلام را من‌حیث استندرد برای حکومت‌داری می‌خواهند، شکی نیست. مباحثی هم‌چون حاکمیت توسط قرآن و سنت، دولت مدینه و نظام خلافت اسلامی عام می‌باشد. با این‌حال، نظام فعلی یعنی دموکراسی هیچ‌گاه آرزوی مردم را برآورده نمی‌کند، زیرا در دموکراسی قوانین توسط رأی اکثریت پارلمان ساخته می‌شوند؛ نه استخراج مستقیم از قرآن و سنت. به‌همین خاطر است که قبلاً هم حکام به اسلام اشاره کرده اند؛ اما همیشه مسلمانان را با دموکراسی ناراض ساخته اند. ذوالفقار علی بوتو برای وحدت مسلمانان صدا می‌کرد، جنرال ضیاء مجازات اسلامی را تصویب کرد و نواز شریف متعهد به‌قوانین اسلامی شده بود.

خلفای راشدین تمام افتخارات در عرصه‌های تأمین عدالت، آبرو و قدرت را با توجه کردن به اجرای تک‌تک قوانینی‌که از قرآن و سنت استخراج کرده بودند، به‌دست آوردند. پس در نظام خلافت راشده، قضات توسط قرآن و سنت حکم می‌کردند؛ نه توسط کود جزایی دورۀ بریتانیا به‌عنواد دموکراسی. در خلافت راشده، همه و هر قانونی‌که به اقتصاد مربوط می‌شد، مطابق به قرآن و سنت بود، نه قانون مالکیت شخصی اموال عامۀ نظام سرمایه‌داری و بانک‌های سودی که امروز در پاکستان اجراء می‌شود. در خلافت راشده، سیاست داخلی بر اساس آن‌چه که الله سبحانه‌وتعالی نازل کرده بود، اجراء می‌شد و به‌این خاطر همه‌ای سرزمین‌های اسلامی یک دولت شمرده می‌شد، نه ملت‌های جدا شده، مثلی‌که امروزه در دموکراسی است. در خلافت راشده، سیاست خارجی هرگونه ائتلاف با دولت‌های دشمن با اسلام و مسلمین، مثل هند و امریکای امروزی را منع می‌کرد و هیچ نظامی مثل خلافت برمنهج نبوت اسلام را تطبیق کرده نمی‌تواند. به‌همین خاطر، برای پایان دادن به نارضایتی بیشتر، ما به‌جایی دیگر برای خواسته‌های‌مان نیاز نداریم. رسول‌الله صلی‌الله وعلیه وسلم فرموده اند:

«كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الْأَنْبِيَاءُ كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ وَإِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ». قَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «فُوا بِبَيْعَةِ الْأَوَّلِ فَالْأَوَّلِ أَعْطُوهُمْ حَقَّهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ سَائِلُهُمْ عَمَّا اسْتَرْعَاهُمْ»

(رواه بخاری)

ترجمه: بعد از من دیگر پیامبری نمی‌آید؛ ولی خلفایی خواهند بود. پرسان کردند: دربارۀ آنان به‌ما چه امر می‌کنید؟ فرمودند: با ایشان یکی بعد از دیگری بیعت نمایید، زیرا که الله(سبحانه‌وتعالی) از ایشان راجع به آن‌چه به‌آن‌ها سپرده شده از آن‌ها می‌پرسد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

(ترجمه)

پس از این‌که نظام جنایتکار بشار اسد بر اکثریت مناطق تحت کنترل انقلابیون تسلط یافت-حال که تنها صحبت از نبرد ادلب باقی مانده- داغ‌ترین تبصره‌ای روز می‌باشد؛ قضیۀ اساسی‌ای که گویا برایش راه‌حل‌یابی می‌کنند. بعضی برای مردم اطمینان‌خاطر می‌دهند که ادلب مانند دیگر شهرها نیست، این شهر در حمایت دولت ترکیه قرار داشته و ترکیه در امتداد تمام جبهات نظام و انقلابیون، مراقبین را مستقر نموده است. در حالی‌که این مراقبین از جنایاتی‌که جنگنده‌های روسی در حق اهل شام مرتکب می‌شوند، هیچ ممانعت ندارند.

بعضی‌ها راه‌حل را در تشکیل یک نیروی نظامی وفاداری می‌دانند که پس از برکناری رهبران خائین، زمام امور را در دست گرفته و به عملیات خویش علیه نظام سرعت بخشد. اما ارائه کنندگان این راه‌حل‌ها از فعالیت‌های قورباغه‌ها، در "حمیمیم" که با روسیه در حال مذاکره بوده و تحت سردادن شعار "جلوگیری از ریختن خون‌ها" به گونۀ علنی خواستار تسلیمی کامل و به زمین گذاشتن سلاح می‌باشند، در حالی‌که مجاهدین، باالفعل مشغول دفع متجاوزان می‌باشند؛ اتفاقی‌که در بسیار از مناطق شام رونما گردیده است.

مطمئناً بحث و تبصره در مورد نبرد ادلب، حایز اهمت است، چون این نبرد آخرین قلعه‌های دفاعی انقلاب است و در حال حاضر همه به دنبال راه‌حل نجات انقلاب از باتلاقی می‌باشند که پول‌های کثیف سیاسی برایش ایجاد نموده است. همه به دنبال نجات انقلاب از چنگال رهبرانی می‌باشند که خود به نصرت برادران‌شان، کسانی‌که نصرت آن‌ها نصرت خودشان بود، نشتابیدند؛ رهبرانی‌که به قتل برادران خود پرداخته، صفوف مجاهدین را شکاف، کشتار داخلی  را راه‌اندازی نمودند، به دستگاه‌های استخباراتی جهانی و منطقه‌ای ارتباط برقرار کرده، به اجرای دستورات آن‌ها کمر بسته، جبهات را متوقف و به گودال‌های آتش‌بس‌ها و مزاکرات فرورفته اند.

 قبل از صحبت در مورد راه‌حل نجات انقلاب: ما باید بدانیم که جهان علیه انقلاب شام به این دلیل توطئه ننمودند که این انقلاب در طمع پارچه‌ای نانی و یا منصب وزارتی و اصلاحات کدام قانونی به راه افتدیده باشد، بلکه این انقلاب می‌خواهد نظام سرمایه‌داریی را که تنها حافظ منافع غرب می‌باشد، ریشه‌کن کرده و در جای آن نظام اسلام را قرار دهد. توطئه‌های جهانی به این دلیل است که اهل شام تبعیت جغرافیائی را رد، پستی را در دین خود نمی‌پزیرند و به صدای بلند فریاد زده و شعار می‌دهند که "سرور ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم تنها رهبر ما تا ابد، ما تنها در برابر الله سر خم می‌کنیم، مرگ می‌خواهیم نه ذلت"؛ بلی این دلیل کشتار، ویرانی و آوارگی اهل شام بود، این‌ها قربانی‌های عظیم الجثه‌ای اهل شام اند؛ قربانی‌هایی‌که سزاوار اسلام بزرگ می‌باشند.

باید دانست که در هر آنچه که امروز انقلاب شام قرار دارد، در آن خیر بزرگی نهفته است؛ زیرا الله سبحانه وتعالی بدین وسیله صفوف صادقین را از غیر آنان پاک و هرکسی را که وابستۀ پول‌های کثیف بود، سرنگون کرد. کسانی را که شعار‌های اسلامی سر داده و در خون مسلمانان فرو رفته بودند، بر آن‌ها مالیات وضع کرده آن‌ها را به پذیرش مزاکرات و به تسلیمی وادار نمودن و نیز بدین وسیله الله سبحانه وتعالی صف کسانی را جدا ساخت که خلافت فرضی و خیالی را اعلان نمودند؛ عملکردی‌که هدفش همان‌گونه که بر همگان واضح گردید، مخشوش ساختن چهره خلافت بود؛ چهره ای بشاشی‌که در اذهان مسلمانان از خلافت و خلفاء، مخصوصاً خلفای راشدین ایجاد شده بود. هدف از اعلان این خلافت بدنامی و ایجاد چهرۀ مانند این در جای چهرۀ خلافت اسلامی در اذهان مردم بود. تا جایی‌که امروزه هرگاه نامی از خلافت برده شود، بلا فاصله چهرۀ ناخوشایندی از آن در اذهان تجسم کرده، مردم از آن و از دعوت‌گران مخلص، فرار می‌کنند، دعوات‌گران مخلصی‌که مستمرانه در تلاش فاش‌ساختن توطئه‌های دشمنان بوده و از گرفتن پول‌های کثیف سیاسی و بیان خطراتش همواره هشدار می‌دادند؛ کسانی‌که نقش دولت‌های چون ترکیه، سعودی و مانند آن را که ادعای دوستی و راست گوی را می‌کنند، برملاء می‌سازند.  

هم‌چنین باید دانست که موضوع مهم‌تر از تمایز صفوف صادقین از کاذبین، تمایز برنامه‌ها می‌باشد، تمایز برنامه‌های غربی‌ای که تمام رهبران گروه‌ها و نیروهای سیاسی آن‌ها را حمل می‌کنند. از برنامۀ خلافت برمنهج نبوت-که حزب التحریر آن را حمل می کند- طوری‌که این حزب هیچگاه به دستگیری و یا به شکنجۀ مردم نپرداخته؛ بلکه جوانانش دستگیر و شکنجه می‌شوند، هیچگاه همراه با دستگاه‌های استخباراتی جهانی و منطقه‌ای چون دولت ترکیه، قطر و یا کدام کشور دیگری نشست‌وبرخواستی نداشته است، در نشت‌های عقب دروازه‌های بسته و در  توطئه‌های "الموک و الموم" هیچ سهمی نداشته است، هیچ آتش‌بس و مذاکره‌ای را نپذیرفته؛ بلکه در مورد آن‌ها هشدار داده است، در کنفرانس‌های بین‌المللی شرکت ننموده و در عوض، خطرات مشارکت در آن را بیان و از آن هشدار داده است  و هیچگاه باعث تحریک کشتار داخلی گروه‌ها نشده؛ بلکه با استفاده از هر وسیله‌ای مشروع، تلاش کرده تا از آن جلوگیری شود.

اگر بر تمام معایبی‌که بر انقلاب وارد شده است، نگاه کنیم، می‌بینیم که حزب التحریر در آن هیچ نقشی نداشته، بلکه می‌بینیم که در راستای از بین بردن این معایب با تمام زیرکی و اخلاص، از انجام هیچ کاری دریغ ننموده است، زیرکی که برگرفته از درک و شناخت آن در مورد طبیعت درگیری‌ها، اهداف، راهکارها و اسالیب اجراءکنندۀ این اهداف و ابزار اجرائی آن می‌باشد؛ اخلاصی‌که برگرفته از این می‌باشد که تنها محور عملکردهای حزب، عقیده و احکام است و بس. حزب التحریر یک حزب مبدئی بوده و در برابر تغییر واقعیت‌ها ثباتش را حفظ نموده است. به همین دلیل است که غرب همواره تلاش دارد تا کار حزب را ناچیز جلوه داه و مردم را از این طریق فریب دهد. به همین دلیل است که غرب تمام رسانه‌ها و سگ‌های غیررسمی‌اش را برای مبارزه علیه این حزب، برای مخشوش ساختن چهره، کاهش شأن، تحقیر و استهزای آن بسیج نموده است.

بلی، پیش از این‌که از راه نجات انقلاب صحبت به میان بیاوریم، باید موارد ذکر شده را از یاد نبریم، زیرا بسیاری در انتظار دخالت یک نیروی الهی می‌باشند که به دخالت مستقیم خود موازین کنونی را دیگرگون کرده و پیروزی را به یک‌باره‌گی برای مسلمانان تحقق نماید، در حالی‌که شکی بر آن نیست که الله سبحانه وتعالی اگر بخواهد، حتماً چنین دخالتی را می‌نماید؛ لکن این دخالت مشروط به شرایطی چون شرایط ویژۀ پیامبران علیهم السلام و صحابه رضی الله عنهم می‌باشد. به گونۀ خلاصه: امروزه مسلمانان باید سه شرط ذیل را برای چنین دخالتی از جانب الله سبحانه وتعالی، رعایت نمایند:

1- مسلمانانِ به شمول ریش‌دار و ریش‌تراشیده، آنان باید این نظام‌های مردمی و سیکولریستی را کنار گذاشته و از طریق شوراءها، نمایندگان و نیروی انسانی خویش به بنای خلافت برمنهج نبوت بپردازند؛ نظامی‌که الله سبحانه وتعالی تأسیس آن را بر ما واجب گردانیده و رسول الله صلی الله علیه وسلم تأسیس آن را بشارت داده است، امری‌که تحقق سریع آن مبارک بوده و کار بی‌نهایت بزرگی می‌باشد.

2- این‌که امت صدایش را با استفاده از هر وسیلۀ مشروعی برای حمایت از نظام خلافت بلند نمایند؛ کاری‌که در حقیقت پیمانی‌ست میان مردم و پروردگارشان. گویا بدین‌وسیله مردم به پر وردگار خویش می‌گویند: «ای پروردگار ما! از غیرتو هیچ ترسی نداریم؛ قدرت پاکت را همرای ما گردانده و ما را به نصرت خود نصرت بده!» حمایت از خلافت، خود به معنی بدست آوردن نصرت الله سبحانه وتعالی می‌باشد.

3- این‌که امت از طریق شوراءها، نمایندگان و نیروهای انسانی خود درخواست نماید تا رهبریی انقلاب به کسی سپاریده شود که توان رهبریی سیاسی آن را داشته باشد و این‌که نظامیان مخلص برای نصرت به این رهبریی سیاسی زیرک و مخلص بشتابند.

بلی، این شرط‌ها زمانی تحقق می‌یابد که به الله قادر و مطلق توکل نماییم، بر پروردگاری‌که هرگز وعدۀ خود را خلاف نمی‌کند و باید بر این ایمان داشته باشیم که عزت از آن الله سبحانه وتعالی، رسولش صلی الله علیه وسلم و مؤمنین می‌باشد، چیزی‌که ضامن استحقاق نصرت از جانب الله سبحانه وتعالی می‌باشد.

اما انتخاب موقف انتظار و یا نشستن در اتاق‌های عملیات و نقشه کشیدن برای اعمال دفاعی، باعث ایجاد رهبریی سیاسی زیرک و مخلص نمی‌شود، زیرا این موقف‌ها، تکرار سناریوی خیانت‌های متکرر و افتیدن در تله‌ای آشکار بوده و قربانی‌های بزرگ را ضایع می‌سازد؛ در حالی‌که مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.

درین شکی نیست که الله سبحانه وتعالی دینش را نصرت داده و به زودی به خواست او سبحانه وتعالی خلافت برمنهج نبوت تأسیس خواهد شد، همان‌گونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم بشارتش را داده و در روایت احمد طیالسی و غیر آن چنین می‌فرماید:

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: ...پس از آن خلافت برمنهج نبوت خواهد آمد.

تلاش برای تأسیس این دولت با تمام امکانات و نیروهای دست داشتۀ ما، برای ما واجب می‌باشد. ما باید با تمام ابزار و اسباب در اختیار داشته‌ای خود مطابق طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم به تأسیس آن بپردازیم تا این‌که امت اسلام به گونۀ کامل آن از عصر ذلت و خواری، عصری‌که نتیجۀ تحمیل نظام‌های می‌باشد که جز قتل، فقر و آبروریزی برای امت چیزی دیگر به ارمغان نداشته است، نجات، به عصر عزت و کرامت، عصری‌که نتیجه پذیرش نظامی می‌باشد که برای انسان سعادت به بار می‌آورد، قرار گیرد؛ چیزی‌که فقط در سایۀ حکم الله سبحانه وتعالی تحقق می‌یابد. بلی، در چنین مواردی است که مشتاقان رحمت الهی باید از یک‌دیگر پیشی بگیرند.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: منیر ناصر

ادامه مطلب...

چگونه می‌توان تجاوز به حریم خصوصی، به وحشت‌انداختن اطفال و لت‌وکوب نمودن و ربودن افراد سالخورده را نمونه‌ای از یک مدینۀ فاضله دانست؟

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

به تاریخ 16 اگست 2018م دختران داکتر رومانه روشن یکی از مدافعان مشهور خلافت اسلامی برمنهج نبوت، در شهر کراچی کنفرانس بزرگی را به راه انداختند. آن‌ها در این کنفرانس خواهان آزادسازی مادر 60 سالۀ‌شان، داکتر روشان و پدر 68 سالۀ‌شان داکتر سلیم، گردیدند. این دو زوج سالخورده در خانۀ یکی از دختران‌شان به سر می‌بردند که ناگهان در تاریخ 13 اگست 2018م اوایل ساعات روز، حدود ساعت 2:15 صبح تقریباً به تعداد 20 فرد مسلح ناشناس برخی در لباس پولیس و برخی هم در لباس شخصی در حالی‌که نقاب بر چهره داشتند، دروازۀ خانه را شکسته و به شدت وارد خانه گردیدند و سه نواسۀ خوردسال داکتر روشن را به وحشت انداختند. این مقامات دولتی در چهار موتر شخصی و چهار وانت پولیس-که یکی آن دارای نمبر پلیت "SP-7335" بود- خانه را زیر و رو کرده و چند پایه لپ‌تاپ و مقدار پول نقد را با خود بردند. آن‌ها به عوض تحقیق و دانستن عمق موضوع، داکتر سلیم متخصص مشهور جلدی را با بسیار بی‌رحمی مورد لت‌و‌کوب قرار داده و سپس او را همراه با زوجش ربودند و حتی به آن‌ها اجازه ندادند تا بوت و عینک‌شان را بپوشند و نگذاشتند تا داکتر سلیم لباسی را که در اثر کش‌و‍‌گیر آن‌ها پاره شده بود، تبدیل نماید.

آیا چنین رفتار وحشیانه و ناپسند نمونه‌ای از یک مدینۀ فاضله بوده می‌تواند؟ حتی قریش نسبت به حرمت خانه و شخصیت زنان احترام می‌نمود. ابوجهلی‌که در راستای قتل پیامبر ﷺ ناکام مانده بود، زمانی‌که پرسیده شد چرا دروازۀ خانۀ پیامبر ﷺ را شکسته ووارد خانه‌اش نشدی تا کار پیامبر ﷺ را در بستر خوابش تمام می‌کردی، در پاسخ گفت که من بخاطر حرمت خانه و عزت و منزلت دخترانش چنین نکردم. با توجه به احترام به بزرگان، شفقت به جوانان و اطمینان دعوت به اسلام رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَرْحَمْ صَغِيرَنَا وَيُوَقِّرْ كَبِيرَنَا وَيَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ»

(رواه ترمذی)

ترجمه: نیست از ما کسی‌که به خوردان ما شفقت نمی‌کند، به بزرگان ما احترام نمی‌کند و امر به نیکویی و نهی از بدی نمی‌کند.

بیائید تا همه‌ای ما، خصوصاً کسانی‌که در رسانه‌ها و نهاد‌های حقوق بشر هستند، دست به دست هم داده و صدای خود را در تمامی جاه‌ها بخاطر آزادی فوری بزرگان مان بلند نماییم. رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«إنَّ النَّاسَ إَذا رَأوُا الظَّالِمَ فَلمْ يَأْخُذُوا عَلى يَدَيْهِ أوْشَكَ أن يَعُمَّهُمُ اللَّهُ بعِقَاب»

(رواه ابو داود، ترمذی و ابن ماجه)

ترجمه: هرگاه مردم ظالمی را(در حالی ظلم) می‌‎بینند و دست او را نمی‌گیرند(تا او را از این کارش باز دارند) بزودی عذاب الله(سبحانه‌و‌تعالی) آن‌ها را فراخواهد گرفت.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

اسلام کشتن مردم بی‌گناه را منع می‌کند

  • نشر شده در اردن

(ترجمه)

ما حوادث دردناکی را که در السلط اتفاق افتاد، با غم و اندوه بسیار دنبال کردیم؛ تکبر، جاه‌طلبی و ریختن خون سربازان و مردم ملکی که الله سبحانه وتعالی ما را در این آیت از آن منع کرده‌است:

﴿مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا﴾

[مائده: ۳۲]

ترجمه: به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همۀ انسان‌ها را کشته‌است و هرکس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همۀ مردم را زنده کرده‌است.

همین‌طور که این حوادث را تعقیب می‌کنیم، می‌خواهم به چند نکته اشاره کنم:

اول: اسلام قتل نفس را منع کرده‌است، مگر به حق. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ﴾

[اسراء: ۳۳]

ترجمه: وکسی را که الله(سبحانه وتعالی) خونش را حرام شمرده،جز به حق نکشید!

همچنان، او سبحانه وتعالی مسلمانان را از مجازات قتل یکدیگر هشدار داده‌است. چنان‌چه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حجة‌الوداع فرمودند:

«وَيْلَكُمْ لا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ»

ترجمه: وای بر شما! بعد از من کافر نشوید، طوری‌که بعضی از شما گردن‌های بعضی دیگر را بزنید.

در واقع، ما برای هر قطرۀ خون مسلمانان-سربازان و مردم ملکی- نگران هستیم، چون رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمایند:

«مَنْ أَشَارَ إِلَى أَخِيهِ بِحَدِيدَةٍ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَلْعَنُهُ حَتَّى يَدَعَهُ وَإِنْ كَانَ أَخَاهُ لِأَبِيهِ وَأُمِّه»

ترجمه: کسی‌که اسلحه‌ای را به طرف برادر مسلمانش اشاره کند، ملائکه به او لعنت می‌فرستند، تا آن را از او دور کند، خواه آن شخص برادر حقیقی‌اش باشد(از پدر و مادر).

دوم: ما در حوادث گذشته در الکرک، رژیم را هشدار دادیم و بیان‌کردیم: بعداً قتل سربازان و افراد ملکی در الکرک، که اگر به دلیل سیاست‌های رژیم اردن نبود، اتفاق نمی‌افتاد، طوری‌که حاملین دعوت و متفکران مستنیر را سرکوب و دست‌گیر می‌کند، با آنان در مساجد می‌جنگد و صحنه را بر آنان تنگ می‌کند، با تمام توان آن‌ها را اذیت می‌کند و حتی دانشجویان را به زنجیر می‌کشد و تهدید می‌کند تا دیگر صدای‌شان شنیده ‌نشود و افکار‌شان گسترش ‌نیابد.

آنان کسانی اند که ارتش را امید امت می‌بینند که می‌تواند واقعیت‌اش را تغییر دهند. آنان اند که از نصرت و پیروزی اسلام نگهدای و از شکوه‌اش پاسداری می‌کنند. در اصل، خون افراد ارتش و خون سربازان شجاع باید ریخته شود، ولی نه در الکرک و دیگر شهر‌های ما، بلکه در مکان‌ها و موقعیت‌های مردان واقعی و در راه جهاد برای آزاد‌سازی الاقصی و دروازه‌های بیت‌المقدس.

رژیم به این‌ها بی‌اعتنایی کرد و به سیاست خفه‌کننده‌اش ادامه داد. دست‌گیری حاملین آزادی و دعوت و انداختن‌شان به زندان، و حتی دنبال کردن هر صدایی در ویب‌سایت‌ها که فساد به حساب آید. آزار اخیر‌شان، بستن صفحۀ فیس‌بوک دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه اردن بود. آیا رژیم این درس را می‌آموزد و دست‌گیری حاملین دعوت و متفکران مستنیر، مبارزه با آنان در مساجد، تنگ کردن صحنه بر آنان، تعقیب آن‌ها و اذیت و شکنجۀ دانشجویان را یک مانع خوب برای چیزی می‌داند که آنان حمل می‌کنند؟ آن‌ها برای آوردن تغییر از راه رسول الله صلی الله علیه و سلم تبعیت می‌کنند. آن‌ها اسلحه حمل نمی‌کنند و اشخاص بی‌ضرر را به مرگ تهدید نمی‌کنند؛ لیکن دیگر صدای‌شان شنیده نمی‌شود و افکارشان گسترش نمی‌یابد.

سوم: استثمار از بعضی آوازهای منحرف، تنها دنبالۀ یک سلسلۀ آشکاری است که توسط امریکا گذاشته شد، که با ضعف تمام می‌کوشد اسلام و مفاهیم آن را به چیزی‌که در السلط اتفاق افتاد، ارتباط دهند تا از این حوادث در جنگ علیه اسلام، عقیده و قوانین‌اش به منظور این‌که اسلام را به تروریزم، بنیاد‌گرایی، و افراطیت ارتباط دهد استفاده کند. این آواز‌ها با گرداننده‌گان‌شان خیلی ضعیف اند و به یاری الله سبحانه وتعالی قادر نخواهند بود که حقیقت اسلام، دین عدالت و رحمت را محو کنند، دینی‌که الله سبحانه وتعالی آن را برای تمام بشریت به اثبات رساند و پیامبرش صلی الله علیه وسلم را رحمت توصیف کرد. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾

[انبیاء: ۱۰۷]

ترجمه: و (ای محمد صلی الله علیه وسلم) ما تو را نفرستادیم، جز رحمتی برای جهانیان.

همه چیزی‌که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، برای بشریت رحمت است و پیروی از احکام اسلام و دساتیری‌که الله سبحانه وتعالی انجام‌اش را از ما تقاضا کرده‌است، رحمت حقیقی می‌باشد. ما به آنان این قول الله سبحانه وتعالی را می‌گوییم:

﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾

[صف: ۸ – ۹]

ترجمه: آنان می‌خواهند نور الله(سبحانه وتعالی) را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی الله(سبحانه وتعالی) نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند. او کسی است که رسول خود(صلی الله علیه وسلم) را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب کند، هرچند مشرکان دوست نداشته باشند.

در نتیجه: ما در حزب التحریر-ولایه اردن، مردم شریف اردن و هر شخصی را که در مورد خون سربازان ارتش و مردم ملکی نگران است، دعوت می‌کنیم، آنان را از گسترش تعصبات قومی توسط بعضی‌ها هشدار می‌دهیم و از آن‌ها دعوت می‌کنیم تا اشخاصی را که به این تعصبات فرامی‌خوانند و مردم را بر اساسات آن جمع می‌کنند، محکوم کنند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَنْ دَعَا بِدَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ فَهُوَ مِنْ جُثَا جَهَنَّمَ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ وَإِنْ صَامَ وَصَلَّى قَالَ وَإِنْ صَامَ وَصَلَّى وَزَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ»

ترجمه: هرکسی‌که به فرا‌خوان جاهلیت(عصبیت) دعوت کند، از جمله کسانی است که به جهنم خواهد افتاد. (اصحاب) گفتند: یا رسول الله(صلی الله علیه وسلم)، حتی اگر روزه بگیرد و نماز بخواند؟ رسول الله(صلی الله علیه وسلم) فرمودند: حتی اگر روزه بگیرد و نماز بخواند و ادعا کند که مسلمان است.

او صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ»

ترجمه: او(عصبیت) را رها کنید که آن فاسد است!

ما هم‌چنان شما را ترغیب می‌کنیم تا برای برگرداندن نظام اسلام به صحنۀ زندگی بشتابید، نظامی‌که پروردگار جهان آن را برای تمام بشریت قبول کرده‌است و نظامی‌که ریختن خون مسلمانان را متوقف و از عزت آن‌ها محافظت می‌کند. تنها خلافت راشده به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم به جرایم و فسادی‌که توسط کشور‌های سرمایه‌دار کافر در سرزمین‌ما انجام می‌شود، نقطۀ پایان خواهد گذاشت. ما شما را دعوت می‌کنیم که بخاطر تأسیس دوبارۀ آن کار کنید و بدانید که بزودی ان‌شاءالله تأسیس خواهد شد. همانا این وعدۀ الله سبحانه وتعالی و مژدۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم است.

﴿وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ﴾

[یوسف: ۲۱]

ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) بر کار خویش تواناست، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه اردن

ادامه مطلب...

#روشن را آزاد کنید

  • نشر شده در پاکستان

اختطاف یک زن صرف به‌خاطر دعوت به‌حاکمیت الله سبحانه‌وتعالی، سقوط آن‌ها را به‌سطح قریش نشان می‌دهد

(ترجمه)

در ادامۀ سرکوب ظالمانۀ دعوت به‌اسلام سیاسی برای ادامه زندگی، حکام پاکستان عزت و احترامی را که اسلام به‌زن داده است هم زیرپا کردند. درساعت‌های اولیۀ شب دوشنبه ۱۳ اگست ۲۰۱۸م، افراد آژانس امنیتی به منزل داکتر رومانه روشن حمله برده و او را همراه با شوهرش اختطاف نمودند. داکتر روشن یک فعال  برجسته، محترم و شناخته شدۀ راه برگشت خلافت برمنهج نبوت است. برای سال‌های زیادی، او به‌طرز خسته‌گی ناپذیری برای رشد دعوت به حاکمیت اسلام، با ارائۀ دروس‌ در تمام ساحات شهر بزرگ کراچی کار می‌کرد تا زنان باعزت مسلمان در ثواب کار برای اعادۀ زندگی اسلامی بتوانند شریک شوند. اختطاف وی دو هفته بعد از این‌که منشورات حزب التحریر در خانۀ وی یافت شد، صورت گرفت.

ای مسلمانان پاکستان! چه‌گونه اختطاف اجباری علیه یک زن مسلمان-که به‌زندگی اسلامی دعوت می‌کند- در یک دولتی‌که با نام اسلام تأسیس شده صورت می‌گیرد؟ درحالی‌که امت حضرت محمد صلی‌الله علیه وسلم برای عزت زن مسلمان در عصر اسلام بسیج می‌شد؟ وقتی‌که رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم تمام یک قبیله(بنی قینقاع) را از دولت مدینه به‌خاطر بی‌احترامی به‌یک زن مسلمان توسط یکی از افراد آن قبیله جلاوطن کرد؟ بدون شک، حفاظت از زن مسلمان ما را به‌عنوان مسلمان تمثیل کرده و از ملت‌های کافر و سرکش جدا می‌کند. بدین‌گونه، ما به‌یاد داریم عزتی را که چه‌گونه خلیفه معتصم استحکامات عموریه را در جواب به فریادهای یک زن مظلوم مسلمان خراب کرد.

و ما با افتخار به‌یاد داریم که چه‌گونه دروازه‌های سرزمین‌های ما به‌اسلام، بعد از این‌که محمد بن قاسم در جواب به محکمۀ مردان و زنان مسلمان توسط راجاداهیر ظالم، خاک ما را با خون آب‌یاری کرد، گشوده شد. پس صدای اعتراض خود را از هر مرجعی‌که در اختیار دارید، بلند نمایید تا این‌که زن مسلمان بتواند الله سبحانه‌وتعالی را در اطاعت کامل و بدون آزار عبادت نماید.

ای مسلمانان قوای مسلح و آژانس‌های امنیتی پاکستان! آیا این یک حالت عجیب نیست؟ برای سال‌ها مردان و زنان حزب التحریر، حملات ظالمانه بالای نیروهای مسلح، زنان و اطفال مان ‌را با افشاء کردن دشمن واقعی یعنی شبکۀ گستردۀ تروریستی ریموند دیویس امریکایی، محکوم کرده اند. حزب التحریر از شما خواسته تا قدرت و توانایی خودرا برای تأمین امنیت، با قطع کردن خطوط مواصلاتی ناتوی امریکا، بسته کردن سفارت‌خانه‌ها و قونسولگری‌ها و بیرون کردن استخبارات نظامی خصوصی آن استفاده کنید. با آن‌که جاسوسان امریکا و قاتلان آزادانه در طول و عرض کشور جولان می‌دهند، زن باعزت مسلمان-که تکلیف خود را در قبال بازگرداندن زندگی اسلامی ادا می‌کند- به زور اختطاف می‌شود. پس از الله سبحانه‌وتعالی با جواب دادن به فریاد یک زن مظلوم با دستگیر کردن ظالمین وی اطاعت نمایید.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

در خصوص بمباردمان هسته‌ای ناگاساکی Featured

غرب دشمن مسلمانان و بشریت است!

(ترجمه)

در ۹ اگست ۲۰۱۸م، جاپان از هفتادوسومین سالگرد سوگواری قربانیان بمب هسته‌یی پرتاب شده توسط امریکا بر ناگاساکی در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، یادبود به عمل آورد. در حدود ٧۴ هزار تن در اثر پرتاب این بمب، جان‌های‌ شان‌ را از دست‌دادند. در همین زمان، بمبی‌که شهر هیروشیما را در ۶ اگست ۱۹۴٥م هدف قرارداد، ادعا می‌شود که جان ۱۴۰هزار تن را گرفته‌ است؛ قربانیانی‌که توسط افسر جنرال هری کانینگهام، اهداف مشروع خوانده شده اند. این حمله‌ی هسته‌یی گواه بزرگی بر عدم وجود اخلاقیات، انسانیت و ارزش معنوی در پالیسیِ این کشورهای کافر استعماری است. برای شمردن جنایات شرم‌آوری‌که توسط ممالک غربی در جنگ‌های بی‌رحمانه‌ی شان برای استعمار جهان در قرون گذشته انجام شده، نیاز به یک پرونده‌ی طولانی داریم. هیچ نقطه‌ای از جهان فارغ از این جنایات نمانده است. فقط به نمونه‌های بارز این جنایات اشاره می‌کنیم:

جنگی‌که در آن هندی‌های بومی امریکا در دنیای جدید(امریکای شمالی، مرکزی و جنوبی) قلع و قمع شدند، یا جنگ‌هایی‌که در‌ آن‌ها ثروت افریقا به غارت رفت و مردم آن به غلامی گرفته شدند، یا جنگ مشهور تریاک که بریتانیا(با ذکر این گفته‌ی مشهور: "رسالت سفیدپوست") برای پرکردن خزانه‌های خود با هزینه‌ی مردم چین تلاش کرد و در نهایت پرتاب بمب‌های هسته‌یی بالای هیروشیما و ناگاساکی توسط امریکا بدون کدام توجیه راهبردی. این‌ها گواهیِ فرماندهان ارشد نظامیِ امریکا را با خود دارد، به شمول جنرال آیزنهاور فرمانده نیروهای مریکایی در اروپا و ویلیام هالسلی فرمانده نیروهای دریایی که گفته است: «بمب اتمی اول یک تجربه‌ی غیرضروری بود... این یک اشتباه بود... (دانشمندان) ابزارشان را داشتند و خواستند آن را آزمایش کنند، بناءً پرتابش کردند.»

البته پرونده‌ی جنایات امریکا در این نقطه پایان نمی‌یابد. تاریخ ویتنام، روستاها و حومه‌های شهری گواه شرارت وسیع امریکا هستند که باوجود بلندکردن مجسمه، به قول معروف، "آزادی" در ایلیس آیلند نیویارک، رهبران سیاسی و نظامی امریکا در زمان لذت‌بردن از ابزارشان هم آرام ننشستند، تحریم بین‌المللی سلاح‌، از گاز ناپالم(یک نوع گاز سوزاننده و آتش‌زا) تا گیاه‌کش‌های سمیِ کیمیاوی(سلاح جنگی که در ویتنام استفاده شد) فقط بر روی کاغذ منع شده اند. به عبارت دیگر، کشمکش‌های مدرن(از جنگ جهانیِ اول تا جنگ دوم) وقایعی را شاهد است که قلم قادر به توصیف قتل‌ عام‌هایی‌که انجام شده است، به شمول کشتار زندانیان مجروح در شفاخانه‌ها نیست. برعلاوه‌ی جنگ‌های شدیدی‌که بین زنان و اطفال یا پیرزن و پیرمرد فرقی نمی‌گذارد، زندگیِ انسان برای این شیاطین نوع بشر هیچ ارزشی ندارد. تمام این جنایات تحت چه نامی به منظور دستیابیِ عده‌ی معدود سرمایه‌دارها به منافع استعماریِ شان-که کشور و مردم را کنترل می‌کنند- انجام می‌شوند؟

از این‌رو، این بسیار عجیب به نظر می‌رسد‌، وقتی از یکی از فرزندان مسلمان چیزی می‌شنوید و یا می‌خوانید که از "جامعه‌ی جهانی" برای انجام فلان تصمیم توسط شورای امنیت یا سازمان ملل، که فقط بالای شرارت و جنایت متحد می‌شوند، درخواست می‌کند. جدیدترین مثال، درخواست به اصطلاح نماینده‌گان اپوزیسیون سوری از نهادهای بین‌المللی و شورای امنیت سازمان ملل برای آوردن فشار بالای رژیم قصاب دمشق، برای آزاد کردن بازداشت‌شده‌گان است. آیا آن‌ها بی‌خبر از واقعیت هستند که "جامعه‌ی جهانی" اولین کسی بود که از واقعیت جنایات بشار و قبل از آن پدر مرده‌اش حافظ اسد باخبر بود؛ مانند جنایات سیسی و حکام دیگر مسلمانان شبیه این‌ها، جنایت‌کارانی‌که هیچ‌گونه تعهد و پیمانی با مؤمنان ندارند؟ اگر آن‌ها این را نمی‌دانند،‌ این یک فاجعه است و اگر می‌دانند، فاجعه‌ی بزرگ‌تر است.

این زمان بر امت مسلمان است که واقعیت کشمکشی را که در آن گیرکرده اند، درک کنند، که آن‌ها را مجبور می‌کند تا دوست را از دشمن فرق کنند. غرب استعماری، همراه با شرکای روسی‌اش، دشمنان ما هستند و ابزاری‌که توسط آن پالیسی‌ها غربی را انجام می‌دهند،‌ از نهادهای بین‌المللی و به اصطلاح "جامعه‌ی جهانی" و "مشروعیت بین‌المللی"، ابزار مرگ‌آوری هستند که باید از آن باخبر باشیم. ما باید برای احیای تصمیم امت در دستان خودش کار کنیم. نباید دولت‌های ظالم را اجازه دهیم که قضایای ما را مدیریت کنند و یا این‌که راه‌‌حل‌های زهرآگین خود را توسعه دهند. این بر تمام قضایای ما از فلسطین تا سوریه، سودان، کشمیر و دیگر ممالک صادق است.

داکتر عثمان بخاش

رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تحلیل سیاسی هفته‌وار دکتور عثمان بخاش (ابو عبیده) رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر پنج شنبه، 05 ذو الحجه 1439هـ.ق / 16 آگست 2018م

ادامه مطلب...

مهمان برنامه: شیخ محترم یوسف مخازره (ابو الهمام)
مجری برنامه: شیخ عدنان مزیانشنبه، 29 ذو القعده 1439هـ.ق / 11 آگست 2018م

ادامه مطلب...

رایه کننده: استاد معاذ ابو تیمجمعه، 28 ذو القعده 1439هـ.ق / 10 آگست 2018م

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه