سه شنبه, ۲۲ مُحرم ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۷/۰۷م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

تنظیم همایش انتخاباتی تحت عنوان "محفل شکرانه" در واقع نیرنگ حاکم ظالم مثل شیخ حسینه است

پس، ای رهبران علما! چگونه شما از کسی‌که علما را به قتل رسانده اظهار قدرانی کنید؟

(ترجمه)

روز یکشنبه به تاریخ ۴ نومبر ۲۰۱۸م، بخاطر قدردانی برای به رسمیت شناختن سند درجۀ "عالی" مدرسۀ قومی معادل ماستری در مطالعات اسلامی و زبان عربی، حکومت بخاطر حمایت از این سند تظاهرات افتخاری را در "سهراوردی عديان" برپا کرد. ‏در ضمیمۀ سیاست‌های انتخاباتی، شیخ حسینه از فرصت طلایی برای بدست آوردن رأی علماء استفاده نموده و بخاطر خاک انداختن در چشم مردم عام حمایت‌‌اش را از علماء نشان داد. حسینه می‌خواست که هرگونه مصلحت و منافع عامه را نادیده بگیرد و به همین ملحوظ در یک فرمان ناگهانی، امتحانات "JSC" و "JDC" به تأخیر افتید که بالای ۲.۶۸ میلیون شاگرد تأثیر گذاشت.  ‏فکر و چشم مردم با بصیرت واضح می‌تواند درک کند که حسینه این افتخار را به سند مدرسۀ قومی؛ نه بخاطر مسئولیت در برابر علماء داده، بلکه برای از بین بردن برچسب "قاتل علماء" علیه خودش و بخاطر کسب حمایت علماء در انتخابات پیش‌رو برای این‌که دوباره در اریکۀ قدرت بنشیند، داده است. ‏در نتیجه، بهره‌برداری سیاسی از شناخت این سند مدرسۀ قومی توسط راه‌اندازی تظاهرات انتخاباتی‌ علماء و آن را به "محفل شکرانه" به تصویر کشیدن در واقع این نیرنگ زهراگین حاکم ظالم مثل حسینه است.

در نظام دموکراتیک، این ترفند فریب، نیرنگ و بهره‌برادری قبل از انتخابات بسیار واضح نمایان می‌شود. ‏از سوی دیگر نخبگان "حزب ملی‌گرایی بنگله‌دیش و حزب عوامی" با استفاده از احساسات مردم در دادن وعده‌های دروغین به مردم باهم سبقت می‌کنند. ‏آن‌ها کمپاین‌های انتخاباتی خود را یا با ادای حج عمره و یا هم با زیارت قبور صوفیان آغاز کردند ‏و هرگاه آنان در اریکۀ قدرت رسیدند، بعداً تمام وعده‌های خود را فراموش می‌کنند و در جنگ کفار صلیبی امپریالیست‌ها علیه اسلام اشتراک می‌کنند و بربرین و وحشیگری را نه تنها بر علماء؛ بلکه بر تمام جمعیت کشور روا می‌دارند.

ای رهبران علما! از کی شما اظهار قدرانی می‌کنید؟ ‏آیا شما وحشیگری واقعۀ شلپا چتر(Shalpa Chattar) را فراموش کرده اید که از خون برادران‌تان دریا جور شده بود؟ به رسمیت شناختن سند شما که بخاطر آن شما اظهار سپاسگزاری می‌کنید؛ در اصل حق شما است که این حکام سیکولر در طول دهه‌ها شما را از آن محروم کرده بودند و باید آنان از شما طلب مغفرت و بخشش کنند، نه این‌که شما از آنان اظهار قدرانی کنید! بجای این‌که شما بخاطر مطالبۀ مجازات برای قتل برادران‌تان علیه او متحد می‌شدید، شما چگونه و به کدام غیرت فکر اظهار قدرانی را برای حسینه خائن کردید؟ ‏چرا شما فکر می‌کنید که شما نیاز به سرپرستی و قیمومت از این دو حزب سیکولر: "عوامی و حزب ملی‌گرایی بنگله‌دیش" را دارید؟ آیا شما ندیدید که چگونه آنان با تواضع و فروتنی بخاطر کسب دعا‌ و حمایت شما در هر انتخابات تلاش می‌کنند، مگر بی‌درنگ بعد از این‌که در اریکۀ قدرت رسیدند، شما را فراموش می‌کنند؟ هرگز به حزب عوامی و حزب ملی‌گرایی بنگله‌دیش اجازه ندهید که بخاطر رسیدن به قدرت از شما استفاده کند! ایمان تان را بخاطر منابع بی‌ارزش این جهان نفروشید و هیچ‌گاه تکلیف شرعی‌تان را که گفتن حق است، متوقف نکنید.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾

[آل عمران: ۷۷]

ترجمه: ‏‏کسانی‌که پیمان الله(سبحانه‌و‌تعالی) و سوگندهای خود را به بهای کمی(از مادیات و مقامات دنیوی هر اندازه هم در نظرشان بزرگ و سترگ جلوه‌گر شود) بفروشند، بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت و الله(سبحانه‌و‌تعالی) با ایشان در آخرت(با مرحمت) سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت(با محبت) نمی‌نگرد و ایشان را(از کثافات گناه) پاک نمی‌سازد و عذاب دردناکی دارند.‏

ای عالمان، کی‌ها عزیز و محترم هستند! زمانی‌که مردم این ملت ناامید شوند و بخواهند نه تنها از حکومت حسینه؛ بلکه از نظام دموکراتیک سیکولری خود را برهانند؛ ‏وظیفۀ شما به حیث وارثین پیامبران، همانا دعوت مردم به سوی اقامۀ خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت است، نظامی‌که از جانب الله سبحانه‌و‌تعالی برای بشریت نازل شده است. ‏بدانید که خلافت این پالیسی تعلیمی سیکولری را باطل خواهد کرد که در میان برنامه‌های درسی، شهادت‌نامه‌ها و میان شغل مردم فرق را به وجود آورده است و پالیسی واحد تعلیمی را به اساس عقیدۀ اسلامی تطبیق خواهد کرد و هیچ‌ گروه خاص تعلیمی دیگر در انتظار پارلمان نخواهد بود تا قانونی را برای به رسمیت شناختن‌شان وضع کند‌. لذا مردم نیازی نخواهند داشت تا بخاطر رفع نیازمندی‌‌های اساسی‌شان مانند تعلیم و وظیفه به سوی حکام بروند، چون وجیبۀ شرعی خلیفه است تا تمام ضروریات اساسی شهروندان را فراهم کند. ‏

علاوه بر این، خلیفۀ مسلمین حسینه را بخاطر جرم قتل برادران‌تان به سزای اعمالش می‌رساند. فلهذا در مبارزۀ فکری و سیاسی تان برای از بین بردن حکومت حسینه و به اصلاح نظام دموکراسی، و تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت تحت قیادت حزب التحریر، سستی نکنید. مبادا بیم هر حاکم یا شخص ظالم و استبدادگر شما را از گفتن حق و ایستادن در پشت حق باز دارد! وعید پیامبر ﷺ را در حق تان بیان می‌کنیم:

«أَلاَ لاَ يَمْنَعَنَّ أَحَدَكُمْ هَيْبَةُ النَّاسِ أَنْ يَقُولَ بِحَقٍ إِذَا رَآهُ أَوْ شَهِدَهُ، فَإِنَّهُ لاَ يُقَرِّبُ مِنْ أَجَلٍ وَلاَ يُبَاعِدُ مِنْ رِزْقٍ أَنْ يَقُولَ بِحَقٍّ أَوْ يُذَكِّرَ بِعَظِيمٍ»

(رواه احمد، ابن حبان، ابن ماجه)

ترجمه: مبادا بیم از مردم شما را با آن‌که حق را می‌بینید و مشاهده می‌کنید، از گفتن آن باز دارد؛ زیرا یادآوری و شهادت دادن برای حق، در اجل و رزق تان‌ تعجیلی به بار نمی‌آورد.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه بنگله‌دیش

ادامه مطلب...

ترجمه: (...آنان نهایت نیرنگ‌شان را به کار گرفتند...)  چه باید کرد؟

(ترجمه)

جنبشی‌که از تونس آغاز و به مصر، لیبیا، یمن و به سرزمین شام رسید، خود گواه روشن وحدت عملی امت اسلامی می‌باشد. امت در برابر تمام اقدامات و سیاست‌های سرکوب‌گرانه‌ای که دولت‌های مزدور به حمایت کفار استعمارگر غربی داشتند، ایستاد؛ سیاست‌هایی‌که دست و بال امت را در سیاه‌چاله‌های از ذلت و خواری بسته، مانع بیداری و بازگشت شکوه و عزت آن  شده بود؛ سیاست‌هایی‌که امت را در گروگان غرب قرار داده و باعث غارت سرمایه‌ها، منابع و تولیدات آن می‌باشد.

امت با جمعیت‌های بزرگی در برابر دولت‌ها ایستادگی و راه‌پیمایی‌های بزرگی را راه‌اندازی نمود. در ابتدا گمان می‌رفت که خواسته‌ی امت تنها اعتراض به سیاست‌های ظالمانه‌ی دولت‌ها بوده و این تنها دلیل تجمعات مردمی می‌باشد تا اینکه دیری نگذشته برای همگان واضح گردید که امت در جستجوی هویت گم شده‌ی خود می‌باشد. واضح گردید که امت ذلت خواری را رها کرده و دیگرتسلیم سیاست‌های استعمار و مزدورانش نبوده و به دنبال هویت واقعی خود که عبارت از هویت اسلامی آن است، می‌باشد.

این حرکت‌ها و تجمعات مردمی و تفاعل آن با اوضاع، هر روز بیشتر از قبل می‌شد، هرچند که قربانی‌هایش افزایش می‌یافت، سقف خواسته‌هایش نیز بلندتر و بلندتر می‌رفت. بناءً کفار غربی از این وضعیت وحشت نموده و با جنایت‌کاران کینه توز، به توسل به عذاب‌های گوناگون مانند قتل، حبس و تبعید، در صدد جلوگیری از نایل شدن امت به هدفی‌که مشتاقانه در تلاش به دست آوردن آن بودند، بر آمد.

غرب سراسیمه به هر دری در آمد، کنفرانس‌های زیادی را برگزار نمود، توطئه‌ها و دسیه‌های گوناگونی را در دست گرفت، نقشه کشید، تله و دام گذاشت؛ نشست‌ها و سازمان‌های زیادی را تشکیل داد تا اینکه امت را از رسیدن به هدف مورد نظرش باز دارد؛ زیرا این حرکت‌ها نفوذ آن را در سرزمین‌های اسلامی به تهدید مواجه می‌نمود تا اینکه مهار انقلابیون بهار عربی را با تمام حجم و خواسته‌هایی‌که داشتند، در دست گرفته، انقلاب را از هدف اساسی آن منحرف ساخت؛ هدفی‌که آن‌ها را بر خروج علیه ظالمین جنایتکار واداشته و ظالمینی‌که زهر قتل، ویرانی و عذاب‌های تلخ زندگی را بر آن‌ها چشانده بود.

بلی، دلیل آنچه که برای غرب جنایت‌کار، این امکان را داد تا انقلاب‌های بهار عربی را از هدف اساسی آن‌ها منحرف سازد، نداشتن برنامه‌ی مبتنی بر کتاب الله سبحانه وتعالی و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم بود؛ برنامه‌ای که از هسته‌ی عقیده‌ی امت نشأت یافته و امت از طریق حاکم نمودن شریعت پروردگارش به‌وسیله‌ی آن برای نایل شدن به شکوه و عظمت شأن خود، همیشه قربانی داده؛ اما این انقلابیون چنین برنامه‌ی نداشته اند. یکی دیگر از دلایل انحراف انقلاب‌ها این بود که ضوابط مشخصی برای انقلاب تعیین نشده بود، مثلاً: انقلابیون بر اساس یک راهکار عملی مشخصی عمل نمی‌نمودند و بر مسیری‌که امت بطور متیقن در آن قدم بگذراد، هیج راهنمایی نصب ننمودند تا اینکه امت را به رسیدن به هدفی‌که با ارزش‌ترین‌هایش برای رسیدن به آن قربانی کند، مطمئن نساخته بودند.

عدم تصویب ضوابط انقلاب و عدم وجود چنین برنامه‌ای بود که غرب جنایت‌کار توانست انقلاب را در تونس، لیبیا، مصر، و یمن در هم پیچیده و آن را به زانو در آورده، امت را به چنگال نظام‌های سرکوب‌گر و شکنجه‌های مهلک آن بر گرداند؛ نظام‌هایی‌که شریعت الله سبحانه وتعالی در آن‌ها زیر پای شده و در جنگ علیه دعوت‌گران به سوی تطبیق آن قرار دارد.

انقلاب مقدس شام  از همان بدو آغازش به دلیل قوت شعارها و حجم بزرگ تظاهرات‌های بیرون از سیطره‌ی غرب، از هر انقلاب دیگری هدفش واضح‌تر بوده و در به تهدید مواجه کردن جاه‌طلبی‌های غرب و به صدا در آوردن خطر برای آن، جسورانه‌تر عمل نموده است. شعارهای این انقلاب این‌ها بودند: "يا الله ما لنا غيرك يا الله(یا الله جز تو کسی را نمی‌خواهیم)، لن نركع إلا لله(در مقابل هیج کس جزء الله سرتسلیم فرو نمی‌آوریم) و هي لله هي لله لا للسلطة ولا للجاه(خواست ما تنها رضایت الله سبحانه وتعالی است؛ نه قدرت و منصب.)" علاوه بر آن شعارهای بسیار دیگری را نیز سر می‌دادند که هدف‌شان را واضح‌تر می‌ساخت؛ مانند: "قائدنا للأبد سيدنا محمد(رهبر ما تا ابد سرور ما محمد صلی الله علیه وسلم است)، الشعب يريد خلافة إسلامية(مردم خلافت اسلامی می‌خواهند) و في بلدي قد نطق الحجر لا أريد سوى عمر(در سرزمین من حتی سنگ‌هایش جزمانند عمر کس دیگری را نمی‌خواهد.)"

این نیرو به شعارهای را که سر می‌دادند و به تجمعات بزرگی که راه اندازی نموده بودند، جهان را در برخورد با خود در حیرت انداخته بود و ما بطور بسیار واضحی سردر‌گمی جهان را در این زمینه شاهد بودیم، تاجای که امریکا برای شکست دادن این انقلاب دولت‌های منطقه را به دو دسته تقسیم نمود. برخی از این دولت‌ها ادعای دوستی و همکاری می‌نمودند که خطرناک‌ترین نقشی را علیه انقلابیون بازی کردند، مانند: ترکیه ، قطر و سعودی، برخی دیگر از دولت‌های منطقه مانند: ایران، حزب آن در لبنان و روسیه، وظیفۀ شان کشتار، ویران‌گری و حمایت از ظالم و جنایتکار شام بود. مخصوصاً بعد از اینکه انقلابیون توانستند قسمت بزرگی از سرزمین شام را آزاد ساخته و به در وازه‌های دمشق برسند، جایی‌که مزدور جنایتکار امریکا خود را در آن پنهان کرده بود، چیزی‌که مقامات ایرانی و روسی نیز درین اواخر به آن اعتراف نموده اند و آخرین آن اظهاراتی می‌باشد که چند وقت پیش لاوروف ارائه داشت: «تغیر نظام از بیرون به وسیله‌ی اعتمام بر افراط‌گریان کاملاً یک تلاش ناموفق بود، نزدیک بود که دولت سوریه از هم متلاشی شده و خلافت تروریستی درین سرزمین ظهور کند تا اینکه به درخواست دولت سوریه مبتنی بر همکاری‌ها و اقدامات دیپلوماسی در چارچوب نشت‌های آستانه، روسیه بگونه‌ی مؤثری این سناریوی مرگبار را جلوگری نمود.»

پیش‌روی‌های انقلاب شام، امریکا را طوری سراسیمه نموده بود که در برگزاری کنفرانس‌ها و برنامه‌ریزی‌ها برای متقاعد کردن انقلابیون بر این که این اقدامات به نفع شان است، از هیچ عجله و سرعت عمل دریغ ننمود و این توطئه‌ها مواجه به شکست بود که  اوباما رئیس جمهور امریکا را وادار نمود تا قبل از ترک کاخ سفید اظهار بدارد که: «تعداد زیادی از موهای سرش را نشست‌های مربوط به انقلاب شام سفید نموده است.» و هم‌چنین اظهارات مشابه جان کری وزیر خارجه‌اش، که می‌گفت: «در طول حیات دیپلوماسی‌اش دوسیه‌ای پیچیده‌تر از دوسیه‌ای سوریه ندیده است.» بلی، موارد مانند این نشانگر حجم و قوت انقلاب شام می‌باشد.

اما نقشه‌ی غرب برای مدیریت و انحراف انقلاب شام این بود که انقلاب را از حرکت مردمی بودن به جناح‌های سیاسی و گروهای نظامی متعددی تبدیل نماید تا اینکه مدیریت و انحراف آن، برایش آسان شود. بنابر این، غرب طناب‌اش را هموار و مزدورانش را جمع آوری نمود و رهبران گروهای را غرق پول‌های کثیف سیاسی نموده، در عوض تصامیم شان را در دست گرفت. آن‌ها را وادار به مذاکرات و آتش بس‌های ساختگی نمود تا اینکه نظام را از سقوط نجات داده و انقلابیون را تحت نام کاهش تنش‌ها به پذیرش دسیسه‌ها وادار و نقشه‌ی کثیف که به وسیله آن مناطق تحت کنترول انقلابیون را تسلیم نظام جنایت‌کار نمود. بدین وسیله نظام در حال مرگ را به امبولانس نجات رساند، اطراف پایتخت را امن کرده و خطر را از آن دور نمود و نیز انقلاب را  در ساحات دور از مرگ گاه نظام در محاصره قرار داد.

حزب التحریر تنها رهبری‌که در مسیر درست قرار داشته و کسی‌که به آن اعتماد کند، هرگز ضرر نخواهد کرد. از همان ابتدای کاروزار انقلاب شام هم‌چنان انقلابیون و پس از آن گروه‌ها را از حیله‌گری غرب هشدار داده بود، نصیحت‌گر امینی برای امتی بود که به عزت‌اش حریص بوده و با تمام دل سوزی آن را نصیحت می‌نمود. تمام مصیبت‌هایی‌که بر سر انقلاب شام آمد، در مسیر کشف و بر ملا ساختن توطئه‌های غرب بر سر حزب‌التحریر نیز آمد، خویشتن را رهبری سیاسی پیش‌کش نمود که برنامه‌ی را از هسته‌ای عقیده‌ی امت اسلامی و برگرفته از کتاب الله سبحانه وتعالی و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم حمل می‌نمود؛ این برنامه را تقدیم دست اندرکاران انقلاب از فعالان سیاسی، نمایندگان، متنفذین و گروه‌ها، نمود؛ به این بسنده نکرد؛ بلکه همیشه به ضرورت ضوابط مشخصی تأکید می‌کرد که بر اساس آن انقلاب بتوانند سیر خود را تکمیل نموده و به سرمنزل امن و امان و در مقام رضایت الله سبحانه وتعالی برسد؛ راه پیمایی‌ها و کمپاین‌های بزرگی را راه اندازی و امت را خطاب قرار داده نصیحت می‌نمود تا این ضوابط را به عنوان ستون‌های برای هدف خود بپذیرند.

 حزب از انقلابیون می‌خواست که به‌جز سقوط نظام از ریشه و اساس، چیزی دیگری را نپذیرفته، مبارزات را به سمت دمشق، مرگ‌گاه نظام بکشانند، روابط خود را با این دولت‌های مزدور قطع نموده و از نفوذ آن‌ها جلوگیری و طناب‌های را که برای در هم پیچیدن انقلاب هموار نموده اند، قطع نمایند، مخصوصاً پول‌ها و کمک‌های کثیف سیاسی‌که تصامیم گروه‌ها را ربوده و آن‌ها را از سقوط نظام در پناهگاه‌اش بازداشته است. نقش عمده‌ی این پول‌های کثیف برای خوش‌سازی حامیان، کشاندن جنگ به سمت گردن  دوستان انقلابی دیگر می‌باشد.

بلی، به نپذیرفتن غیر از اسلام به‌عنوان نظام سیاسی که بالای امت حکومت کند و به تأسیس خلافت بر منهج نبوت قربانی‌های ما ضایع نشده و قصاص مظلومین و مادران که فرزندان شان را از دست داده اند، گرفته می‌شود. کسانی‌که وسایل سرکوب‌گرانه و حیله‌گری‌های جهان، خانواده‌های شان را ویران نموده است، مردم شام جز بنای ضوابط و  چرخیدن گرد برنامه‌ی را که حزب‌التحریر پیشکش می‌نماید، چاره‌ای دیگری ندارند؛ برنامه‌ای که هدفی را متحقق می‌سازد که امت گرانبهاترین‌هایش را برای رسیدن به آن قربانی نموده است.

نویسنده: استاد محمد الحمصی ابوذر

ادامه مطلب...

حزب التحریر-ولایه بنگله‌دیش راه‌پیمایی‌هایی را علیه معاهدات خائنانۀ رژیم این کشور، که به هند اجازه می‌دهد از بنادر ما منحیث نقطه ترانزیتی‌اش استفاده کند، سازمان‌دهی کرد

(ترجمه)

حزب التحریر-ولایه بنگله‌دیش در همین جمعه به تاریخ ۲ نومبر ۲۰۱۸م، بعد از ادای نماز جمعه راه‌پیمایی‌هایی را در مساجد مختلف داکه بر ضد امضای معاهدات خائنانۀ رژیم حسینه سازمان‌دهی کرد، که هند را رسماً اجازه می‌دهد از بنادر بنگله‌دیش منحیث نقطه ترانزیتی‌اش استفاده کند. دولت مستبد و خائن حسینه این معاهده را به تاریخ ۲۵ اکتوبر ۲۰۱۹م به امضاء رساند، که طبق آن به هند اجازه می‌دهد تا از بنادر "منگولا و چیتاگونگ" منحیث نقطه حمل و نقل یا ترانزیتی استفاده کند تا برای تجارت به مناطق ایالات شمال شرقی هند دسترسی پیدا کند. ‏سخنگویان حزب در تظاهرات با آواز بلند چنین معاهده ضد دولتی قبل از انتخابات فراگیر را منحیت ورشکستگی سیاسی برچسپ زدند و گفتند که حکومت حمایت و اعتماد مردم‌اش را بخاطر استبداد، فساد و ظلم و ستم بی‌انتها از دست داده است. بنابر این، دولت برای این‌که دوباره قدرت را به دست بیاورد، هیچ سنگی را از جایش "بی‌جا" نخواهد کرد؛ مگر این‌که باداران خارجی خود را راضی بسازد. ‏این تنها یک‌ مثال از نادیده گرفتن امنیت ملی بنگله‌دیش است که رژیم بنگله‌دیش چنین بندر مهم ترانزیتی را به دشمن این مملکت تحویل می‌دهد. 

از سوی دیگر، رهبران "حزب ملی‌گرایی بنگله‌دیش(BNP) و حزب جاتیا اویکیا فرانت(Jatiya OikyaFront)"، که ادعا دارند خادمین این کشور اند، در واقع از نقش قدم‌های سیاست حسینه پیروی نموده و هم‌چنین بخاطر به دست آوردن قدرت سیاسی در تلاش حمایت سیاسی از عین منبع حسینه که شامل امریکا، انگلیس و هند است، می‌باشند و بدتر این‌که به بسیار بی‌شرمی در حصول اهداف سیاسی خود منافع امپریالیسم را شامل می‌سازند.

سخنگویان حزب هم‌چنان ابراز داشتند که در طول سه دهۀ اخیر شعار‌های عمدۀ حکام نخبه به اصطلاح سیاسیون دموکراتیک "حزب ملی‌گرایی بنگله‌دیش و عوامی" این بود. امپریالست‌ها تنها منابع قدرت دولت‌داری اند که این امر باعث شد بنگله‌دیش را به میدان بازی برای هند مشرک و امپریالیست‌های کافر مبدل سازد و با استفاده از این فرصت طلایی، توانستند دست‌های شیطانی خود را به موقعیت جغرافیای-سیاسی ما دراز کنند تا بتوانند تسلط خود را در منطقه گسترش داده، منابع استراتیژیک ما را در کنترول خود داشته، بهترین موقعیت اقتصادی را برای خود مهیاء و منافع سیاسی خود را تأمین بسازند.

در فرجام، سخنگویان حزب در مظاهره به تمام مسلمانان ندا زدند که سیاست‌های ورشکسته‌‌ای "جبهه جاتیا اوکیه، حزب ملی‌گرایی بنگله‌دیش و عوامی" و غلامان امپریالیست‌های کافر را کنار گذاشته و رد کنند و تحت رهبری مخلص حزب التحریر برای تلاش و جدوجهد بخاطر تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی برمنهج فعالیت نمایند. آن‌ها اذعان نمودند که تنها دولت خلافت اسلامی، امت مسلمه را از شر نفوذی امپریالیست‌های کافر در امان نگهداشته می‌تواند، و تمام معاهداتی که از سوی حکام ما همرای استعمارگران کافر بخاطر تأمین نفوذ خود‌ بر بالای ارتش، اقتصاد و منابع استراتیژیک ما امضاء شده بود، باطل قرار خواهد داد، و جنگی را بر اساس مجاهدت ثقیله و اردوی نیرومند و قوی برپا خواهد کرد تا خود را منحیت یک دولت متقدر و یکه‌تاز معرفی کند.

با ذکر تمام مطالب فوق در آخر چنین می‌گوییم که خلافت واقعی اسلامی به وجه احسن تمام منابع پهناور و قدرت این امت را تحت یک دولت واحد متحد خواهد کرد و گردن شبکه شیطانی عصر که شامل امریکا، انگلیس و هند اند، درهم خواهد شکست. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَلَنْ يَجْعَلَ اللهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً﴾

[نساء: ۱۴۱]

ترجمه: الله(سبحانه‌و‌تعالی) هرگز راهی را از کفار بر مؤمنان مسلط نکرده است.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه بنگله‌دیش

ادامه مطلب...

نشست (203)تصریحات غرب پیرامون پایان بخشیدن جنگ در یمنمهمان برنامه: انجنیر محمود جرادات (ابو اسماعیل)مجری برنامه: استاد هیثم الناصر (ابو عمر)حزب التحریر-ولایه اردن

جمعه، 01 ربیع الاول 1440هـ.ق / 09 نوامبر 2018م

ادامه مطلب...

تقدیم: شیخ یوسف مخازره یوسف (ابو همام) / سرزمین مبارک (فلسطین)بیت المقدس،

24 صفر الخیر 1440هـ.ق / 02 نوامبر 2018م

ادامه مطلب...

گوتریش خواستار پایان یافتن جنگ در یمن شده و گام‌های بعدی را مشخص نمود

خبرگزاری رویترز در گزارشی به تاریخ  3 نوامبر  2018م خبر داد که: «آنتونیو گوتریش دبیر کل  سازمان ملل متحد به گام‌های وزیران خارجه و دفاع امریکا قدم گذاشته و به روز جمعه خواستار پایان یافتن جنگ در یمن گردید و گام‌های بعدی را نیز جهت عملی ساختن برای طرف‌های جنگ ارائه نمود و هشدار داد که دوام جنگ باعث به وجود آمدن بدترین نوع گرسنگی از زمان به وقوع پیوستن آن خواهد گردید.»

گوتریش به خبرنگاران در سازمان ملل گفت: «امروز یمن در لبۀ پرتگاه یک فاجعۀ بزرگ ایستاده است و در عرصۀ انیسانیت موقعیت خطرناکی  است. بالای ما لازم است تا برای توقف این وضعیتی‌که بیش از حد شکننده و در حال سقوط است، هر آنچه که در توان داریم انجام دهیم.» ولی این را نگفت که این جنگ کشورهای بزرگ در یمن توسط ابزار داخلی است  که سبب وضعیت ناگوار انسانی گردیده است. او افزود: «پیشرفت‌های سیاسیی‌که در این اواخر صورت گرفته اشاره به این دارد که امیدواری‌هایی بخاطر رسیدن به پایان دادن اختلافات و تشویق طرف‌های جنگ جهت متوقف ساختن تشدد، به ویژه در اطراف شهرها و مناطق مسکونی به وجود آمده است.» شاید مقصد او از این سخن جایگاه ضربه خورده سعودی بعد از مسأله قتل خاشقجی بوده باشد و این‌که امریکا از سعودی خواستار متوقف ساختن جنگ در یمن گردیده است و به همین اساس تنازلاتی از طرف ریاض بخاطر تکان‌هایی‌که بعد از روشن شدن قضیۀ پیچیده قتل خاشقجی در قونسولگری‌اش در استانبول متقبل گردیده، صورت گرفته است.

این گفته‌های گوتریش بعد از گذشت سه روز از درخواست مایک پامپیو وزیر خارجه امریکا مبنی بر توقف جنگ، ابراز ‌گردید. او گفت: «مذاکراتی را که سازمان ملل متحد بخاطر توقف جنگ رهبری می‌کند باید از ماه نومبر آغاز گردد.» او بخاطر راضی ساختن بادارانش در امریکا؛ دولتی‌که  حرف اول را در سازمان ملل می‌زند، گفت: «لازم است تا هر آن چیزی را که در توان داریم، بخاطر بزرگ دانستن فرصت‌های کامیابی انجام دهیم.» به این معنا که بهره‌برداری از موقف فعلی سعودی بخاطر بدست آوردن بزرگترین منفعتی‌که باعث نفوذ امریکا در یمن می‌شود.

 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

حکام دولت یهود را می‌پذیرند در حالی‌که ملت های اسلامی آن را رد می‌نمایند!تقدیم: استاد خالد الاشقر (ابو المعتز)

چهارشنبه، 29 صفر الخیر 1440هـ.ق / 07 نوامبر 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش:

 توافقنامۀ مصالحه بین اریتریا و اتیوپیا در‌ جولای ۲۰۱۸م، در اسمره منعقد شد و میلس سخنگوی وزارت خارجۀ اتیوپیا تأکید داشت که توافق‌نامۀ اسمره که در این اواخر همراهه اریتریا به امضاء رسید، به تمایل ذاتی دو کشور و بدون وساطت طرف ثالثی صورت گرفت. سوال این است که صحت این گفته تا چه اندازه است؟ و آیا انعقاد این توافقنامه بدون تأثیرات کشورهای جهانی و منطقوی بوده؟ آیا توافقنامۀ اسمره به توافقنامۀ الجزائر در تاریخ ۱۸جون ۲۰۱۸م اشاره دارد؟ ظاهراً گویا مکمل آن است؛ اگر چنین است، چرا ۱۸ سال را به‌ طول انجامید؟ الله سبحانه وتعالی خیرتان دهد.

پاسخ:

 اظهارات "میلس" سخنگوی رسمی وزارت خارجه اتیوپیا مبنی بر این‌که توافقنامۀ اسمره بر اساس تمایل خود این دو کشور صورت گرفته است، به‌خاطر فریب و اغوای افکار عامه است! و با تعقیب جریان‌ حوادث و تدبر در آن، واضح می‌گردد که در پَس آن‌چه اتفاق افتاده و می‌افتد، امریکا برای تحقق منافع و تمرکز نفوذ خویش در مقابل تحرکات اروپا و چین در آفریقا، دخیل بوده است که شرح آن قرار ذیل است:

اول) جریان‌ توافقنامۀ اسمره: این توافقنامه به‌تاریخ ۹جولای  ۲۰۱۸م، منعقد شد که بعداً اتیوپیا و اریتریا پایان حالت جنگ بین این دو کشور را اعلان نمود و اعلان مذکور پس از دیداری که از آن به‌نام "دیدار تاریخی" بین آبی احمد نخست وزیر اتیوپیا و اسیاس افورقی رئیس جمهور اریتریا یاد می‌شود، در اسمره صورت گرفت. یمانی جبر میسکیل وزیر رسانۀ کشور اریتریا در تویتراش نوشت: «بیانیۀ صلح و دوستی متقابل بین طرفین به امضاء رسیده و وضعیت جنگ بین دوکشور به پایان رسیده است، عصر جدیدی از صلح و دوستی آغاز شده و این دو کشور با هم تلاش خواهند نمود تا همکاری نزدیک در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی داشته باشند.» (منبع: فرانس پرس۹ جولای ۲۰۱۸م) به‌خاطر وضاحت بیش‌تری پَس پردۀ این توافقنامه، حوادث قابل توجه قبل و بعد این توافقنامه را باید ذکر نمود.

1-    آن‌چه قبل از انعقاد این توافقنامه اتفاق افتاد:

دونالد یاماموتو معاون وزیر خارجه امریکا در امور افریقا پنج‌شنبه ۲ اپریل ۲۰۱۸م در سفری رسمی به "آدیس آبابا" رسید، این سفر که ۳ روز را در بر گرفت، در خلال آن با آبی احمدعلی نخست وزیر اتیوپیا و وزیر خارجه آن کشور ملاقات داشت. این دیدار در چارجوب سفری صورت گرفت که "یاماموتو" در ۲۲ اپریل آغاز کرده بود که شامل اریتریا و جیبوتی شده و در اتیوپیا ختم شد. (منبع: www.aa.com.tr/ar ۲۷اپریل ۲۰۱۸م)  

آبی احمد در اولین سفر خارجی خود به‌تاریخ ۱۷ می ۲۰۱۸م به دعوت رسمی شاه سلمان بن عبدالعزیز از سعودی بازدید نمود.

از اولین کسانی‌که آبی احمد را ملاقات نمودند، ولیعهد سعودی ابن سلمان بود که به‌‌تاریخ ۷ جون ۲۰۱۸م با وی ملاقات نمود؛ چنان‌چه خبرگزاری اتیوپی به‌نقل از رئیس دفتر آبی احمد نخست وزیر این کشور نوشت: «آبی احمد پیشرفت روابط با سعودی را به فال نیک گرفته و گفته است که به لطف محمد بن سلمان روابط دو جانبه بین دو کشور، توسعه یافته و از هر وقت گذشته قوی‌‌تر و نزدیک‌تر شده است و ولیعهد سعودی به حمایت از تلاش‌های که آدیس آبابا برای سرعت بخشیدن به رشد و تشویق سرمایه‌گذاران سعودی در سرمایه‌گذاری به اتیوپیا به‌خرج می‌دهد، تعهد سپرده است.»

وزارت خارجه امریکا در بیانیه‌ای که به‌تاریخ ۲۱ جون ۲۰۱۸م منتشر نموده بود، گفت: «ایالات متحدۀ امریکا پیشرفت‌های اخیر را در راه رسیدن به راه‌حل اختلافات طولانی که بین اتیوپیا و اریتریا بوده، به فال نیک می‌گیرد و اسیاس افورقی و آبی احمد رهبری‌ شجاعانه را با برداشتن گام‌های برای صلح، به نمایش گذاشتند. ایالات متحده امیدوار است که روابط بین این دو کشور کاملاً‌ عادی شده و آرزوهای مشترک این دو کشور تحقق یابد تا از نعمت رشد و صلح دائم، بهره‌مند گردند.» (منبع: رویترز ۲۱جون ۲۰۱۸م)

مایک راینور سفیر امریکا در اتیوپیا در مصاحبه‌ای با آدیس استاندارد گفت: «بسیار خوب، ما برای طرفین به‌ شکلی علنی گفته و بازهم می‌گوئیم که ما برای بازی در این نقش آماده‌ایم، در روز توافق الجزائر ایالات متحده ضامن رسمی بود، ما نقش برجسته‌ای برای دست‌یابی به توافق داشتیم، آن‌هم در زمانی‌که هیچ‌کدام از این دو کشور (اریتریا و اتیوپیا) تمایلی به صلح نداشتند، ما ایشان را به صلح تشویق نمودیم و به همین دلیل گفتیم: اگر احساس می‌کنی که به‌طور همکاری، ایالات متحده می‌تواند نقش سازنده‌ای بازی کند، ما در حمایت از آن آن‌چه در توان داشته باشیم، به‌خرج خواهیم داد... چنان‌چه گفتم بنده معتقدم که ما برای رسیدن به این نتیجه، نقش سازنده‌ای بازی کردیم؛ چون  از چندین ماه به این سو همراه این دو کشور در تماس بودیم.» (منبع: www.addisstandard.com ۲ جولای ۲۰۱۸م)

پس تمام موارد فوق مبیّن این است که مقدمات انعقاد این توافقنامه از طرف امریکا و مزدوران اش مثل سعودی فراهم شده است و با تعقیب نمودن حوادث قبل از این توافقنامه می‌توان به این نتیجه رسید.

2- آن‌چه که پس از این توافقنامه صورت گرفت:

امریکا حمایت خود را از توافق صلحی که بین اریتریا و اتیوپیا پس از سال‌ها جنگ صورت گرفت، اعلان نمود. اعلان مذکور روز سه‌شنبه در بیانیۀ "مایک پامپئو" وزیر خارجه امریکا آمده بود؛ چنان‌چه وی گفت: «ایالات متحده امریکا از توافق صلح که دیروز دوشنبه بین دو کشور اریتریا و اتیوپیا به امضاء رسید و به ۲۰سال جنگ نقطۀ پایان گذاشت، استقبال می‌کند.» وی با تأکید گفت: «عادی سازی روابط و اعلان اعتماد مشترک صلح و دوستی بین اریتریا و اتیوپیا، برای ملت‌های دو کشور فرصت تمرکز بر آرمان‌های مشترک تحکیم روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را فراهم می‌کند.» (منبع: www.ar.haberler.com  ۱۰جولای  ۲۰۱۸م)

اسیاس افورقی به‌تاریخ ۲۳جولای  ۲۰۱۸م پس از توافقنامۀ اسمره که به‌‌تاریخ ۹ جولای ۲۰۱۸م منعقد شد، از سعودی دیدن کرد. وی و ملک سلمان آخرین تحولات حوادث منطقوی را به بحث گرفتند؛ هم‌چنان "عادل جبیر" با همتای اریتریائی خود در خلال نشستی، روابط دوجانبۀ دو کشور و موضوعات مهم مشترک را به بحث گرفتند. (منبع: الشرق الاوسط ۲۴ جولای ۲۰۱۸م)

پس از گذشت بیش از دو ماه از اعلان توافقنامۀ اسمره، اسیاس افورقی رئیس جمهور اریتریا و آبی احمد علی نخست وزیر اتیوپیا روز یک‌شنبه ۱۶سپتمبر ۲۰۱۸م تحت حمایت ملک سلمان شاه سعودی، توافقنامۀ صلح جده بین دو کشور را به امضاء رساندند که ولیعهد سعودی نیز در آن حضور داشت. (منبع: اسکای نیوز عربی ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۸م) از زنجیرۀ حوادث فوق دانسته می‌شود که امریکا و مزدوران‌اش با فراهم آوری فضای توافق‌نامۀ اسمره و حمایت آشکار پس از توافقنامه، محرکان حوادث فوق اند.

دوم) واقعیت حکومت‌های اتیوپیا و اریتریا:

1-    حبشه تحت اشغال ایتالیا و انگلیس: حبشه در سال ۱۹۳۵م، تحت اشغال ایتالیا در آمد و "هایله سلاسی مریم" امپراطور آن از طریق کینیا به مصر گریخت که در آن‌ زمان این دو کشور، تحت اشغال انگلیس بودند، وی پس از آن به انگلیس رفت و در آن‌جا ماند تا این‌که در سال ۱۹۴۱م پس از راندن ایتالیا توسط "متفقین" در جنگ جهانی دوم، انگلیس هایله سلاسی را مجدداً باز گردانده و به‌عنوان امپراطور نصب کرد و پس از آن حبشه زیر نفوذ انگلیس در آمد. در همان‌زمان بود که انگلیس اریتریا کشور همسایه را نیز که از قرن ۱۹ تحت سلطۀ ایتالیا قرار داشت، به اشغال خود در آورد و در سال۱۹۵۰م اریتریا به اتیوپیا ملحق شد و در تحت حکومت هایله سلاسی در آمد. نفوذ انگلیس در اتیوپیا و اریتریا تا سال ۱۹۷۴م ادامه یافت؛ ولی پس از آن انقلاب نظامی علیه امپراطوری از طرف افسران "راست‌گرا" که در بین شان افسر منگیتسو هایله مریام تبارز نموده بود، به وقوع پیوست و بعد از جنگیدن این افسران از سال ۱۹۷۷م حکومت را در دست گرفت تا سال ۱۹۹۱م در رأس حکومت باقی بماند. اکثر حرکت‌های انقلابی در آن‌زمان شعار های انقلابی، آزادی،‌ کمونیستی وغیره را سر می‌دادند و شعارهای انقلاب "مریام" نیز از این دسته بود؛ هرچند که امریکا برای در هم کوبیدن نفوذ استعماری انگلیس در پَس آن قرار داشت. مریام از خوش خدمتی‌هائی که در سیاست خارجی خود به مصلحت امریکا انجام داد از آن جمله حمایت از "سازمان شورشی" جنوب سودان به رهبری "جان گارانگ" بود که مرتبط با امریکا بود و حمایت اتیوپیا از جنبش فوق هم‌چنان مستمر باقی ماند تا این‌که با تبانی حکومت "بشیر" در سودان، بخش جنوبی از سودان جدا شد.

منگیتسو به خون‌خواری مشهور بود و امریکا نگران شد که نشود مردم انقلاب کرده و انگلیس دوباره باز گردد، حکومت منگیتسو را سقوط داده و ملس زناوی منسوب به "جبهه آزادی" قبیلۀ تغرای مسیحی را روی کار آورد که این قبیله ۵ درصد از جمیعت اتیوپیا را تشکیل می‌دهد و با جبهات قومی دیگر از جمله "جبهه آزادی اورومو" هم پیمان شد. از مهم‌ترین کارهائی که "زناوی" به منفعت امریکا انجام داد، این بود که در سال ۲۰۰۶م در "سومالیا" مداخله نمود و امریکا مجبورش نمود تا با حرکت‌های اسلامی جنگیده و باعث لغو احکام اسلامی از محاکم سومالیا گردد که هنوز هم اردوی اتیوپیا برای تأمین و ثبات نفوذ امریکا در سومالیا مصروف است.

پس از وفات زناوی در سال ۲۰۱۲م از همین قبیله شخصی به‌نام "هایله مریم دسالین" روی کار آمد؛ مگر آشوب روی داد و در سال بعد حالت اضطرای اعلان شد و در اکتوبر ۲۰۱۵م بعد از تصمیم حکومت مبنی بر توسعۀ پای‌‌تخت "آدیس آبابا" و مصادرۀ زمین‌های زراعتی اطراف پایتخت هرج و مرج ایجاد شد. این زمین‌ها مربوط به قبیلۀ "اورومو" بود که ۴۰ درصد از جمیعت این کشور را تشکیل می‌دهد و بعد از این قبیله بزرگ‌ترین قبیله، قبیلۀ "امهریه" است که ۲۰ درصد از جمیعت این کشور را تشکیل می‌‌دهد. حکومت پس از یک‌سال یعنی در سال ۲۰۱۶م حالت اضطراری را اعلان نمود و در طول چند ماه تظاهرات بیش از ۲۹هزار تن را دستگیر نموده و بیش از ۵۰۰ تن را به قتل رساند؛ چون هایله مریم دسالین نتوانست اوضاع را آرام کند، امریکا نگران عدم ثبات در شاخ افریقا شده و به وی دستور داد تا کنار رود.

به این ترتیب دسالین به‌تاریخ ۱۵فبروری ۲۰۱۸م استعفاء داد. امریکا حاکم اتیوپیا را از بزرگ‌ترین قبیلۀ سرکش(اورومو) که اغلب آن‌ را مسلمانان تشکیل می‌‌‌دهند شخصی را به‌نام "آبی احمد" برگزید. شخصی که مادراش از قبیلۀ مسیحی "امهریه" بود و هم‌چنان زن وی نیز از همین قبیله است بدین ترتیب امریکا دو قبیلۀ بزرگ را با هم به نفع ‌خویش یکجا نمود.

آبی احمد تجربۀ بودن در اردو، استخبارات و بعد از آن در سیاست را دارد، وی به‌تاریخ ۲ اپریل ۲۰۱۸م به نخست وزیری رسید. به‌تاریخ ۲۳ جون ۲۰۱۸م در تلاش نافرجام نقشۀ ترور وی ریخته شده بود، چنانچه در اثنای گردهمائی در آدیس آبابا پای‌تخت اتیوپیا پس از سخنرانی که در برابر ده‌ها هزار تن داشت، این تلاش نافرجام صورت گرفت. وی پس از انفجار گفت: «این تلاش ناکام از طرف قوت‌هائی صورت گرفته است که نمی‌خواهند اتیوپیا را متحد ببینند.» هم‌چنان سفارت امریکا در آدیس آبابا این حمله را محکوم کرده و گفت: «در اتیوپیا خشونت جایی نخواهد داشت.» (منبع: شبکه الحره ۲۳جون ۲۰۱۸م)

از اینرو بعید به‌نظر نمی‌رسد که حملات فوق، ارتباطی به تغییرات داخلی نظامی و امنیتی که به‌تاریخ ۸جون ۲۰۱۸م منجر به بر کناری فرمانده نیروهای مسلح و هم‌چنان رئیس عمومی استخبارات شد، داشته باشد. این دو نهاد متهم به کشتار صدها تن از معترضین و دستگیری ده‌هاهزار تن از اعتراض کننده گان سال ۲۰۱۵م بودند.

به این ترتیب امریکا مفاصل حکومت در اتیوپیا را به چنگال خویش گرفت، خاصتاً پس از این‌که آبی احمد حکومت را تسلیم شد؛ چون شخص مزبور نقشه‌ها و دستور العمل‌های امریکا را که برداشتن تنش از بین مزدوران امریکا در منطقه به‌منظور  تبدیل شدن به نیروی قابل توجه در مقابل هرگونه پیشرفت سیاسی اروپا و هرگونه گسترش اقتصادی چین است، به‌خوبی انجام داد.

2- به ارتباط حکومت در اریتریا:

چنان‌چه قبلاً گفتیم، پس از انقلاب افسران علیه هایله مریم دسالین و پایان نفوذ انگیس در اتیوپیا و اریتریا، منگیتسو مریام زمام امور را در دست گرفت و جوی خون را به‌راه انداخت، امریکا از انقلاب مردم و هم‌چنان از این‌که انگلیس از وضعیت آشفته استفاده نموده و مجدداً بر گردد؛ چنان‌چه در این مورد دست بالائی نیز دارد، نگران شد. بناءً منگیتسو را برکنار کرد و در سال ۱۹۹۱م  "زناوی" را روی کار آورد. در عین زمان تحرکات و اعتراض‌های در اریتریا به‌خاطر مطالبۀ استقلال راه اندازی شد. امریکا پاسخ دادن به خواست‌های مردم را برای آرام کردن اوضاع مفید دانست و در سال ۱۹۹۳م استقلال اریتریا را اعلان نمود و افورقی را بر آن گماشت؛ مگر در این اعلان استقلال، مرزهای این کشور جدید را تعیین ننمود. افورقی از این‌که اتیوپیا را مجدداً اریتریا به‌خود ملحق کند، نگران شد و به‌تاریخ ۱۲می ۱۹۹۸م علی‌الرغم اختلاف امریکا که وی را به‌حیث حاکم نصب کرده بود، توسط اعمال نظامی دست به ترسیم مرزهای کشوراش زد و گفتگوهای که توسط "سوزان رایس" در ۳۰ می ۱۹۹۸م پیشنهاد گردید، نیز مفید واقع نشد. نزدیک بود که در این امر مؤفق شود؛ مگر امریکا این عمل وی را سرکشی قلمداد نموده خواست وی را تأدیب و یا بهتر است بگوئیم وی را ذلیل کند؛ به همین منظور "زناوی" را دستور داد تا جنگ‌های وحشیانه را  در ۴ فبروری ۱۹۹۹م بر اریتریا آغاز کند. این جنگ‌ها در ۱۲ می ۲۰۰۰م خونین‌تر هم گردید تا این‌که تمام مرزهای را که ترسیم شده بود، از میان برداشته و خود را در قلب اریتریا رساند. افورقی به‌تاریخ ۱۸جون ۲۰۰۰م بر توافقنامۀ الجزائر و تمام شروط مطرح شده توافق کرد؛ ولی با این هم، مسئله مرزها مبهم باقی ماند!

ما در همان زمان به‌تاریخ ۲۲ جون ۲۰۰۰م تبصرۀ سیاسی داشتیم و در آن گفته بودیم: «...روز یک‌شنبه ۱۸ جون ۲۰۰۰م وزرای خارجه اریتریا و اتیوپیا توافقنامۀ آتش بس را بین دو کشور خویش به امضاء رساندند و این کار در الجزائر به‌حضور داشت رئیس جمهور آن کشور که فعلاً رئیس دوره‌ای سازمان وحدت افریقا است، صورت گرفت. هم‌چنان نماینده‌گان امریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل نیز در آن حضور داشتند. این توافقنامه متشکل از ۱۵ فقره است که مهم‌ترین شان عبارت اند از: تعیین مرزهای مشترک بین دو کشور و ترسیم آن توسط کارشناسان بین المللی سازمان ملل، به تعویق انداختن ارسال دوبارۀ نیروهای اتیوپیا تا دو هفته پس از حضور نیروهای بین المللی در منطقۀ بادمی و مناطق دیگر مرزی تا ترسیم مرز و حل کشمکش، هم‌چنان اریتریا باید منطقه‌ای حائل زیر نظر نیروهای بین المللی به‌عرض ۲۵ کیلومتر را به امتداد مرزهای خویش همراه با اتیوپی تخلیه کند. "کلینتون" بر امضای این توافقنامه تبصره‌ای داشته و گفت: «این پیشرفت بزرگی است که با به‌دست آمدن آن، کشمکش تأسف‌بار شاخ آفریقا به پایان خواهد رسید.» وی نیز گفت:«اتیوپیا و اریتریا دوستان امریکا اند، اگر حاضر باشند تا قدم‌های بعدی را بردارند، ما و شرکاء ما از خانوادۀ سازمان ملل با ایشان همگام خواهیم بود.»

آنتونی لیک فرستادۀ سازمان ملل در این مورد گفت: «این یک لحظۀ مهم است که نزاع دو ساله را پایان داد.» هرچند که این توافقنامه در مورد ترسیم مرز صراحت داشت؛ ولی بازهم عملاً ترسیم مرزها صورت نگرفت، اتیوپیا خود را مسئول ترسیم این مرزها ندانسته؛ بلکه اریتریا را جزئی از خاک خویش می‌‌‌داند. امپراطوران حبشه و بدنبال ایشان منگیتسو مریام تلاش می‌نمود تا با اسالیب و راه‌های مختلف، اریتریا را با خاک خود ملحق کند و به این ‌خاطر نیاز مبرم به مجراهای دریائی اریتریا بود به همین دلیل، چنان‌چه قبلاً گفتیم افورقی تلاش نمود تا مرزها را از راه نظامی ترسیم کند و اگر هجوم اتیوپی به‌تاریخ ۱۲ می ۲۰۰۰م  با ‌حمایت امریکا به‌عنوان تأدیب وی نمی‌بود، وی به‌این کار مؤفق می‌شد. افورقی مجبور شد تا مطالبات اتیوپیا را پذیرفته و پذیرفتن توافقنامه‌ای که زیر چتر "سازمان وحدت افریقا" را که در الجزائر به‌تاریخ ۱۸ جون ۲۰۰۰م به امضاء رسید صریحاً اعلام کند.»

و نیز در تبصرۀ سیاسی مذکور گفته بودیم: «اتیوپی و اریتریا دو کشوری اند که در سیاست خویش تابع امریکا اند و حکام شان مزدوران امریکا می‌باشند؛ این امریکا بود که خواست مزدور خود منگیتسو مریام را در سال ۱۹۹۱م  تغییر دهد، امکانات را برای ملس زناوی مهیا نمود تا به رهبری "جبهه تحریر ملی" رسانده و سپس قدرت را در آدیس آبابا به وی تسلیم دهد و نیز این امریکا بود که آسیاس افورقی به رهبری "جبهه آزادی بخش ملی اریتریا" و به استقلال از اتیوپیا در سال ۱۹۹۳م رساند. اختلاف بین اتیوپیا و اریتریا، اختلاف بین دو مزدور و یا به تعبیر خوشایند، کلینتون و سایر کارشناسان سیاسی کاخ سفید و غرب، اختلاف بین این دو کشور اختلاف بین دو "دوست" است.

امریکا برای برداشتن اختلافات از بین این دو کشور از راه گفتگو، توسط کارشناسان خود تلاش‌های زیادی به‌خرج داد. یکی از این کارشناسان اش انطونی لیک بوده که بیش از یک سال مصروف این مأموریت بود؛ با آن‌هم این اختلاف حل نشد؛ چون افورقی به پیشنهادهای امریکا راضی نبود؛ زیرا فکر می‌کرد که در آن منافع اتیوپیا در نظر گرفته شده است. چون افورقی به این شکل از فرامین امریکا سرپیچی نمود، امریکا نه تنها به تأدیب وی متوسل شد؛ بلکه قصداً با نیروی نظامی وی را ذلیل کرد و این روش امریکاست که چون فکر سرکشی در ذهن مزدوران اش خطور کند،‌ از آن استفاده می‌کند.

این امریکا بود که از حملۀ اخیر زناوی بر اریتریا دفاع نمود و "هولبروک" سفیرش در سازمان ملل به این حمله چراغ سبز نشان داد و روز چهار شنبه ۱۰ می ۱۹۹۸م قبل از ترک اسمره و پس از نشست‌اش همراه با رئیس جمهور اریتریا تصریح نموده گفت: «ما با شتاب زیادی به از سرگیری یک جنگ و وقوع دور جدیدی از کشتار نزدیک می‌شویم که اگر این اتفاق بیفتد،‌ بزرگ‌ترین جنگ در قارۀ آفریقا خواهد بود.» این اظهارات آتشینی بود که هولبروک قبل از ترک اسمره برای هشدار تمام انسان‌های که شنیدند، ایراد نمود. هولبروک جغد شومی است که از کشورهای جهان دیدن می‌نماید از آثار وحشت‌ناک سلف خود "کسینجر" در راه اندازی جنگ‌ها، جلب بدبختی‌ها و کم‌بها دانستن ریختن خون ملت‌ها در راه محافظت از مصالح امریکا،‌ پیروی می‌کند.»

از آن‌چه گذشت واضح می‌گردد که عدم پذیرش پیشنهادهای امریکا توسط اریتریا به‌معنی سرکشی از امریکا نیست؛ بلکه به‌این معناست که قصد دارد تا امریکا را مجاب نماید که این کشور را در ترسیم مرزهایش با اتیوپیا کمک نموده و این معضل برای همیشه حل گردد، هم‌چنان اریتریا در حالت "شبه استقلال" باقی نماند. هم‌چنان واضح می‌گردد که افورقی و آبی احمد هر دو از مزدوران امریکا اند و برای شان آسان نخواهد بود که توافقنامۀ اسمره را با بنودی که ذکر شد، بدون آگاهی، نقشه و فرمان امریکا در بین خویش امضاء کنند.

سوم) اما این‌که چرا امریکا ۱۸ سال را بین توافق‌نامۀ الجزائر که در سال ۲۰۰۰م امضاء شد و توافق‌نامۀ اسمره که در سال ۲۰۱۸م به امضاء رسید منتظر ماند، این هم بر می‌گردد به منافع اش:

پس از توافقنامۀ الجزائر که به حمایت امریکا صورت گرفت و سخت‌ترین گُره در آن ترسیم مرزها بود، اتیوپیا سعی داشت تا گشادن این گره به تعویق افتد و اما اریتریا می‌خواست هرچه زودتر این مشکل حل شود. با این همه، امریکا با این‌که می‌توانست با فشار آوردن بر طرفین، این مشکل را حل کند، مگر این کار را نکرد؛ زیرا در آن‌زمان مصالح وی با حل شدن و عدم حل این مشکل محفوظ بود؛ زیرا هردو کشور فوق مزدوران امریکا بوده و لفاظی بین شان هیچ‌گونه تأثیری بر منافع آن زمان امریکا نداشت، مگر تحولات امور آتی در سال‌های پسین، امریکا را واداشت تا در سیاست افریقائی و مخصوصاً شاخ افریقا تجدید نظر کند. چنانچه در ذیل به آن اشاره خواهیم کرد:

1- روی‌کار آمدن دولت‌های متعدد در اتیوپیا طبیعتاً حکومت را تضعیف نمود که ثبات آن ‌را از بین برده و آن ‌را قابل نفوذ می‌گرداند و از ناحیۀ نفوذ سیاسی کشورهای استعماری بخصوص انگلیس و از ناحیه نفوذ اقتصادی چین در آن چشم طمع خواهند دوخت، بناءً ایجاب می‌نمود که امریکا در توجه به این امر تجدید نظر می‌نمود که این کار را هم کرد.  

گزارش‌های وارده می‌رساند که اتیوپیا در مناطق مختلف خود دارای ذخایر بزرگ نفتی بوده و هم اکنون در مناطق زیادی استخراج می‌شود. (منبع: اتیوپیا نت ۱ اپریل ۲۰۱۳م) هم‌چنان انتظار می‌رود که سطح تولیدات چاه‌های نفت این کشور به ۴۰ میلیارد گالن رسیده و در خلال سال ۲۰۱۸م وارد بازار گردد. (منبع: موگادیشو سنتر ۲۵ دیسمبر ۲۰۱۶م)

به این ترتیب نفت عامل جدیدی است که توجه سیاست امریکا را به شاخ افریقا جلب نموده است، مخصوصاً این‌که شرکت‌های چینی دست بالایی در کاوش نفت داشته و در اکتشاف و استخراج نفت اتیوپیا سبقت اقتصادی جسته است. جنگ اقتصادی قوی و رو به رشد چین در قارۀ افریقا مخصوصاً در اتیوپیا، برای امریکا پنهان نیست. چین به‌دلیل حجم بالای بازار اتیوپیا به شدت در حال سرمایه‌گذاری است.

چین بر تحکیم سرمایه‌گذاری خویش در افریقا تلاش می‌کند و مخصوصاً اتیوپیا که در سال‌های پسین به منطقۀ اقتصادی چین تبدیل شده است و از طرفی دیگر مقامات اتیوپیائی بر فراهم‌آوری تسهیلات سرمایه‌گذاری برای کشور های خارجی تلاش نموده و تأکید دارند که نخستین و آخرین منفعت را از حضور چین در کشور شان نصیب می‌گردند. (منبع: فرانس ۲۴، ۵جون ۲۰۱۸م) به همین دلیل حمایت روز افزون امریکا از اتیوپیا به‌خاطر فشار آوردن برای کاهش نفوذ اقتصادی چین است.

2-    در این اواخر تلاش‌های گسترده‌ای برای افزایش نفوذ انگلیس در شاخ افریقا راه اندازی شده است؛ چنان‌چه روابط بین امارات(مزدور انگلیس) و اتیوپیا پس از آن‌که روابط بین این دو کشور بسیار کم‌رنگ بود، رشد سریع داشته است. از اینرو امارات سفارت خود در آدیس آبابا را در سال ۲۰۱۰م افتتاح نمود. پس از آن همکاری بین این دو کشور سریعاً توسعه یافت و توافقنامه هائی در عرصه‌های متعدد بین این دو کشور به امضاء رسید؛ از جمله توافقنامه‌های همکاری فنی برای کمک‌های گمرکی، افتتاح دفتر نمایندگی اتاق تجارت و صنایع دبی در آدیس آبابا در سال ۲۰۱۳م، هوانوردی شهری در سال ۲۰۱۴م، آموزش عالی، جوانان و ورزش در سال ۲۰۱۵م، تأسیس کمیتۀ مشترک اتیوپی-امارات در سطح وزیران خارجه و در خلال دیدار رسمی‌ که هایله مریم دسالین نخست وزیر پیشین اتیوپیا در سال ۲۰۱۶م از کشور امارات متحدۀ عربی داشت، روابط دو جانبه بین این دو کشور شاهد یک جهش کیفی در تمام زمینه‌ها بود و این نتیجۀ یک سلسله از گفتگوهایی بود که دسالین همراه با رهبران سیاسی در کشور امارات متحدۀ عربی داشت. در چارچوب دیدار رسمی که دسالین از ابوظبی داشت، "گیتاتشو" وزیر دفتر امور روابط دولت سابق در عکس العمل به آن گفت: «دسالین در دیدار از ابوظبی قضایای مشترکی‌ را به بحث گرفت که برای دو کشور مهم بوده و در خدمت منافع مشترک مخصوصاً در عرصه‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری، قضایای منطقوی و جهانی به‌کار گرفته می‌شود.» هم‌چنان ریم هاشمی وزیر دولت امارات در امور همکاری‌های جهانی، در خلال برنامه‌ای که سفارت امارات در آدیس آبابا ترتیب داده بود، گفت: «اتیوپیا در بین شرکای استراتیژی کشور امارات در افریقا بوده و دو کشور دارای منافع مشترک اند.» (منبع: عین الاخباریه ۷ مارچ ۲۰۱۸م)

روی هم‌رفته، انگلیس توسط امارات تلاش می‌کند تا اتیوپیا را به محورها و سیاست‌های خود پیوند دهد به امید این‌که این کشور و کشور اریتریا را تحت تأثیر خود در آورد به همین منظور دیدارهای قابل توجهی بین امارات و مقامات اتیوپیا صورت می‌گیرد.

"شیخ محمد بن زاید آل نهیان" جلسۀ گفت‌وگوهای رسمی را همراه با آبی احمد نخست وزیر اتیوپی در آدیس آبابا به‌تاریخ  ۱۵جون داشت. در این دیدار، تحکیم روابط دوستانه، همکاری و مشارکت استراتیژیک بین دو کشور به بحث گرفته شد. در روز سه‌شنبه مطابق ۳ جولای جاری ولیعهد ابوظبی، اسیاس افورقی رئیس جمهور اریتریا را استقبال نموده و ابراز امیدواری نمود که این دیدار به تقویت روابط و همکاری بین امارات متحدۀ عربی و اریتریا در خلال مرحلۀ آینده کمک نموده و سبب خیر هر دوکشور و دو ملت دوست گردد. (منبع:   www.alkhaleej.ae ۲۲جولای  ۲۰۱۸م)

این تحولات، امریکا را واداشته است که توجه زیادی به افریقا و خصوصاً شاخ افریقا مبذول داشته و در آن فعال باشد. به‌همین منظور امریکا در سپتمبر ۲۰۱۷م "دونالد یوکیو یاماموتو" را به‌حیث معاون وزارت خارجه امریکا در امور آفریقا تعیین نمود و این سمت بیش‌ترین تأثیر را در تدوین سیاست امریکا در قاره افریقا، خواهد داشت.

این تعیین هدف‌مندانه صورت گرفته است؛ چون وی از بارزترین چهره‌های با تجربه در پروندۀ افریقا مخصوصاَ در منطقۀ شاخ افریقا است که نمایندۀ دیپلوماتیک کشوراش در این مناطق بوده است. وی مشارکت فعال در توافقنامۀ اسمره و از بین بردن تنش و ایجاد روابط حسنه بین این دو کشور داشته است. به این ترتیب، توافقنامۀ اسمره برای تأکید و اتمام توافق‌نامۀ الجزائر و هم‌چنان برای پایان دادن به اختلاف بین اتیوپیا و اریتریا منعقد شد. نه تنها این، بل بین مزدوران امریکا در منطقه، چنان‌چه انتظار می‌رود که شدت تنش بین اتیوپیا و مصر در مورد سد آب "النهضة" روی رود نیل، فروکش کند؛ چون آبی احمد از مصر دیدن نموده و به‌تاریخ ۱۰ اکتوبر ۲۰۱۸م یعنی یک روز پس از توافقنامۀ اسمره با "سیسی" ملاقات نموده و همراه با سیسی گزینش دیدگاه مشترک بین دو کشور مبنی بر احترام حقوق متقابل برای دست‌یابی پیشرفت و عدم نقض منافع هم‌دیگر را امضاء نمودند. پس مسلم است که تمام این‌ها به موافقت امریکا صورت گرفت. هم‌چنان همراه با سودان، امریکا در ماه آپریل گذشته هیئت فنی و دیپلوماتیکی را به‌عنوان اقدام میانجی‌گری برای نزدیک کردن دیدگاه‌های سه کشور در مواجهه با پیشرفت‌های چین و انگلیس ارسال نمود.

در پایان باید گفت که بسیار دردناک است، کشورهای استعمارگر کفری که در رأس شان امریکا قرار دارد، بر کشورهای منطقه حکومت کند. شاید یک‌عده ندانند که مسلمانان در اتیوپیا و اریتریا تقریباً نصف جمیعت این دو کشور و یا حتی بر اساس بعضی از آمار ها، بیش‌تر از نصف جمیعت را تشکیل می‌دهند؛ یعنی بالغ بر پنجاه میلیون. هم‌چنان شاید یک‌عده ندانند کشتی مسلمانان اولیه که از مکه به حبشه هجرت کردند، در بندر معروف اریتریا لنگر انداخت با این‌هم، این دو سرزمین در عوض توجه مسلمانان، در محراق توجه امریکا، چین و اروپا قرار گرفته است. به‌هر حال این کار عجیب و غریب نیست مادامی‌که مسلمانان بدون دولتی باشند که امور شان‌را رعایت کند، حال شان به‌حال یتیمی می‌ماند که بر سر سفرۀ شخصی خسیس نشسته باشد. پس جز با خلافت که مسلمانان را بر کتاب الله سبحانه وتعالی و سنت رسول اش صلی الله علیه وسلم گِرد می‌آورد، حال و وضع شان تغییر نخواهد کرد.‌

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

 [روم: 4- 5]

ترجمه: در آن روز مؤمنان شادمان می‌شوند(آری! خوشحال می‌شوند) از ياری الله(سبحانه وتعالی) هر كسی را كه بخواهد ياری می‌دهد، و او بس چيره(بر دشمنان خود) و بسيار مهربان(در حق دوستان خويش) است.

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه