- نشر شده در ویدیوها
پنج شنبه، 03 شعبان 1439هـ / 19 اپريل 2018م
پنج شنبه، 03 شعبان 1439هـ / 19 اپريل 2018م
سخنان استاد معاويه عبد الوهاب تحت عنوان "زمانیکه کسری نابود گردید!".
پنج شنبه، 03 شعبان 1439هـ / 19 اپريل 2018م
ضمن فعالیتهای جهانی حزب التحریر به مناسبت یادبود نودوهفتمین سالروز سقوط خلافت در 28 رجب، برای بیداری امت اسلامی و بستن همتشان برای برپایی مجدد خلافت راشده، تلویزیون الواقیه این فعالیتها را با نشست و دیدار با جمعی از نیکان و رهروان نخستین دعوت؛ آنانیکه زندگیشان را در راه ازسرگیری زندگی اسلامی از طریق برپایی خلافت راشده سپری نمودهاند، به پایان رسانید.
عثمان طه
ضمن فعالیتهای جهانی حزب التحریر به مناسبت یادبود سالروز سقوط دولت خلافت در 28 رجب برای بیداری امت و بستن همتشان برای برپایی مجدد دولت خلافت راشده، بخش زنان حزب التحریر-ولایه لبنان راهپیماییای را تحت شعار "خلافت را برپا نمایید" به راه انداخت.
عثمان طه
ارایه کننده: شیخ احمد الصوفی (ابو نزار الشامی) عضو حزب التحریر ولایه لبنان
پنج شنبه، 03 شعبان 1439هـ / 19 اپریل 2018م
ضمن فعالیتهای جهانی حزب التحریر به مناسبت یاد بود نود و هفتمین سالروز سقوط خلافت(28 رجب) برای بیداری امت اسلامی و بستن همت شان برای برپایی مجدد خلافت راشده، تلویزیون الواقیه این فعالیتها را با نشست و دیدار با جمعی از نیکان و رهروان نخستین دعوت؛ آنانی که زندگی شان را در راه از سرگیری زندگی اسلامی از طریق برپایی خلافت راشده سپری نموده اند، به پایان رساند.
شنبه، 05 شعبان 1439هـ / 20 اپریل 2018م
ضمن فعالیتهای جهانی حزب التحریر به مناسبت یاد بود سالروز سقوط دولت خلافت (28 رجب) برای بیداری امت و بستن همت شان برای برپایی مجدد دولت خلافت راشده، بخش زنان حزب التحریر ولایه لبنان راهپیماییی را تحت شعار "خلافت را برپا نمایید" به راه انداخت.
شنبه، 27 رجب 1439هـ / 14 اپریل 2018
چکیده مصاحبۀ انجنیر علی عبد الرحمن با دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه سوریه تحت عنوان "اسباب و دلائل دستگیری شباب حزب التحریر در اریحا!" چهارشنبه،02 شعبان 1439هـ / 18 اپریل 2018م
(ترجمه)
جنگ علیه اسلام هنوز هم متوقف نشده است و دشمنان اسلام از زنان مسلمان منحیث افزار، با وارد نمودن ادعاها و ایرادهایشان بالای قوانین اسلام در برابر آنان، در این جنگ استفاده میکنند. بطور مثال: آنها ادعاء دارند که اسلام در مسایل میراث از تبعیض در برابر زنان استفاده نموده، چرا که برای خواهر نصف اندازۀ مال برادر داده میشود. این در حالیست که آنان این حقیقت را-که اسلام مردان را مسئولیت داده تا بالای زن و خانوادهاش پولش را مصرف کند- از نظر میاندازند، حالآنکه زنان حتی در مصرف نمودن یک درهم بالای دیگران مکلف نشدهاند، اگرچی پولدار هم باشند.
آنها همچنان ادعاء دارند که تعدد زوجات در حق زنان نوعی از بیعدالتی است، باوجود اینکه بالای مردان تحمیل شده تا هم از دید مالی و هم مادی در خدمت زنانشان باشند و با ایشان با مهربانی و محبت رفتار نمایند. اما در عین حال، آنها زنا را تقبیح نمیکنند، چیزیکه در کشورهای سیکولر به یک اصل مبدل شده است و به اساس آن یک مرد میتواند با زنان بیشماری ارتباطات داشته باشد و هیچ مسئولیتی را در برابر آن زنان و اطفالیکه متولد میشوند، به عهده نمیگیرد. پس شما را به الله سبحانه وتعالی قسم، کدام یک بالای زنان ظلم نموده و آنان را بیعزت ساخته است؟! آنها بالای ازدواجهای قبل از وقت انتقاد میکنند و میگویند که حقوق اطفال نقض میشوند، مگر به داشتن روابط نامشروع در سن خورد و نتایج آن، که باعث متولد شدن اطفال بیپدر و مادران مجرد جوان میگردد، توجهی نمیکنند. آنها در مورد متفاوت بودن حقوق و وظایف میان مردان و زنان در اسلام؛ مانند: تعداد شهود، وظایف فامیلی و ناجایز دانستن حاکمیت زنان بحث میکنند و ایراد دارند که اسلام زنان را از دید ارزش و عقل نسبت به مردان به درجۀ دو م قرار داده است. در حالیکه همیشه فرمودۀ الله سبحانه وتعالی را فراموش میکنند:
﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَاجًا﴾
[نحل: ۷۲]
ترجمه: الله سبحانه وتعالی از جنس خود شما برایتان همسرانی قرار داد.
و این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم:
«إِنَّمَا النِّسَاءُ شَقَائِقُ الرِّجَالِ»
ترجمه: حقیقتاً زنان مکمل مردان اند.
به همین ترتیب، احکام در مورد لباس زنان مسلمان، تفاوت میان زن و مرد و سایر احکام شرعی روابط میان زنان و مردان را تنظیم میکند، مگر آنها این امر را به دید اهانت و کم ارزش ساختن زنان تعبیر مینمایند. پس اگر چنین است، ما از آنها میپرسیم که حقیقیت فعالیت زنان را در عصر پیامبر صلی الله علیه وسلم، صحابه کرام و دوران دولت اسلامی، که با پابندی به حجاب و سایر احکام اسلامی در بخشهای سیاست، اقتصاد، تعلیم و تربیه و امورعامه زندهگی فعال بودند، چی تعبیر میکنند؟!
بیعدالتی موجودیکه زنان از آن در ممالک اسلامی رنج میبرند، مانند: ازدواج اجباری، قتلهای ناموسی، محرومیت از میراث و تعلیم، نگاه ناقص به آنان از دید نظر و اعتماد و استفاده از خشونت و ظلم، بخاطر احکام اسلام نبوده، بلکه معلول رسم و رواجهایی است که از احکام اسلامی بسیار فاصله دارند و یا هم بخاطر ممانعت رژیمهای غیراسلامی به وجود آمده اند؛ مگر همیشه توسط دشمنان اسلام ریشۀ اسلامی داده میشوند.
این بحث به افزاری برای سیکولران مبدل شده که توسط آن بالای احکام اسلام حملهور میشوند و بسیاریها را خاصتاً زنان را از بازگشت دولت خلافت میهراسانند و برای آنان چنین میانگارند که دولت خلافت آنان را به عصر خدمتگاری، کنیز بودن و غلامی برمیگرداند که در آن از حق تعلیم و کار محروم میباشند و امثال این دروغهای را میگویند که اسلام از آن پاک است. در تحت حاکمیت اسلام و خلافت، زنان از زندهگی با وقار، صاحب حق و حفاظت، لذت بردهاند. جنگها بخاطر حفظ وقار زنان براه انداخته میشدند و لشکرها بخاطر آزادیشان به جنبش میآمدند تا آنها را از چنگ ظالمان رها سازند؛ مگر با از دست دادن دولت پاسبانشان، عزتشان را نیز از دست دادند.
بلی، زنان بسیاری چیزهای خود را با رفتن خلافت از دست دادند، آنها نظام اسلامی را ازدست دادند که در سایۀ آن از خدمات و محافظتشان لذت میبردند؛ نظامیکه آنها را حق میداد تا بدون ترس حکامشان را در ملای عام انتخاب و مآخذه نمایند و نظامیکه هزاران عالم زن را تربیت کرد که در تعلیم زنان بیسابقه بود. همچنان، زنان حکامی را از دست دادند که نیازهای اقتصادیشان را طبق ضروریات آنها و خانوادههایشان تنظیم کرده بودند تا بخاطر بدست آوردن چیزی مجبور به کار نشده، خانه و اطفال خود را بخاطر بدست آوردن پول و یا کمک به فامیل، ترک نکنند.
زن دولت اسلامی خود را از دست داد؛ دولتیکه به او صفت خانم و مادر را میبخشید و ارزش والایی میداد؛ دولتیکه مسئولیت سنگین اعاشه را از دوش زن دور ساخت و امر کرد تا منحیث پرورش دهنده و معلم نسلهای آینده، بدون قید و شرط مورد احترام قرار گیرد. زن جامعهای را از دست داد که اطفالاش در آن توسط مدارس و مکاتب اسلامی به ارزشهای ناب اسلام و قوانیناش پرورش مییافت و از رفتنشان به مکتب، کوچه و جامعه تشویش نداشت. این دولتی بود که در آن به مقام زن مسلمان، زنان دیگر دنیا رشک میبردند.
اگر مقایسه کنیم، زنان در طی نه قرن گذشته، که خلافت را از دست دادهاند، پس چی به دست آوردند؟ زندهگی زنان پر از فقر، مصیبت، تنگدستی، مرگ و ویرانی شده است. زن مجبور به گدایی به روی سرکها شده و بخاطر یافتن غذا، زبالهدانیها را میبیند و اطفالش از گرسنگی رنج میبرد. زن بخاطر یافتن کار به هدف غذا یافتن به خود و فامیلاش، مجبور گشته تا پسرانش را به خارج از کشور روانه کند. زن وسیله و متاع برای شرکتهای تبلیغاتی شده و از ظرافت، زیبایی و وقارش بهرهبرداری شده است. زن از حقوقاش محروم شده و هیچ عدالتخواهی بخاطرش نمیشود.
در سوریه، برما و افریقایمرکزی، اطفال زنان در مقابل چشمانشان سربریده شدند و از خانههای خودشان به زور خارج کرده شدند و هیچ ارتشی به کمک آنها نیامد و نه هم هیچ دولتی زندهگی درست در چوکات امنیت و صلح را برایشان مهیاء کرد. زن بخاطر پوشیدن حجاب اسلامیاش مورد تحقیر، دشنام و حمله قرار گرفت و بارها با شکنجه و عذاب روبرو و به زندان انداخته شد، اما هیچ کسی بخاطر حمایت و حفاظت وی صدا بلند نکرد. نقش زن منحیث مادر و خانم فراموش و بیارزش دانسته شد و اطفالش از ناحیۀ فساد و بداخلاقی آسیب پذیر شدند. همچنان، زن تحت تأثیر مفاهیم غربی، ارزشهای نظام سرمایهداری، آزادی و بیاطاعتی نسبت به پدر و مادر و افراد مسنتر سوق داده شدند و حتی تا جاییکه یک تعدادشان از دید هویت، لباس و اخلاق مشابه غرب شدهاند که رنجشهای پدر و مادر با اطفالشان و اختلافات موجود میان زنان و مردان، دلیل واضح به این ادعاء است.
آیا ده قرن رنج، حقارت و مصیبت برای این امت کافی نیست؟! آیا ما بخاطر این بیعدالتیها دهها سال را در درد و رنج سپری نکردیم؟! پس بگذارید تا برای دمیدن یک زندهگی تازه، که پر از عزت و وقار در تحت سایۀ دولت خلافت راشدۀ ثانی به منهج نبوت باشد، باهم یکجا کار کنیم. ای الله سبحانه وتعالی! ما را در رساندن دعوتات یاری رسان و ما رابه کسانی همراه کن تا وسیلۀ برای پیروزی همهای ما شوند و تأسیس دولت مقتدر اسلامی را که افتخار و حفاظت ما را دوباره برگرداند، سریع بگردان.
نویسنده: مسلمه الشامی(ام صهیب)
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
امپریالستهای کافر میخواهند تا شعلۀ خلافتخواهی را در امت اسلامی خاموش بسازند، اما الله سبحانه وتعالی چراغ دینش را شعلهور خواهد ساخت
(ترجمه)
حزب التحریر به یادبود از ۲۸ رجب روز سقوط خلافت اسلامی، کمپاین جهانیای را به راه انداخت که طی آن حزب التحریر-ولایه بنگلهدیش نیز این تظاهرات را طی همایشی از قبل اعلام شده، در بسیاری از مساجد مهم شهرهای داکه و چتگانگ به خاطر اعادۀ خلافت راشده راهاندازی نمود. بعد از نماز جمعه و با اشتراک اعضاء و حامیان این حزب و مسلمانان با شهامت دیگر، این تظاهرت از مساجد گوناگون شروع شد و به سوی مهمترین مناطق داکه و چتگانگ، از قبیل: شتلاچتر در موتجیل، اتفاق مور، دانموندی ۲۷، جاسم الدین در اتارا، کمپ هازی در استیشن فرودگاه، روکیا سرونی در میرپور، مارکیت جدید چتگانگ وغیره مناطق به حرکت افتاد و بعداً به شکل صلحآمیز به اتمام رسید. اشتراککنندهگان بیرقهایی را که در آن کلمۀ شهادت نوشته شده بود، بلنده نموده و شعارهای: "امت دوباره به صحنه آمده؛ خلافت در راه است"، "بیا و به خلافت شعار ده"، "مرگ بر دموکراسی؛ زنده باد مردم"، "لباس، غذا و پناهگاه، جوابش در خلافت است" و "تنها راه نجات ما، خلافت، خلافت" را سر دادند.
حکومت بنگلهدیش از ترس خودش و به خاطر ضربهوارد کردن به این تظاهرات و ایجاد هراس در بین اعضای این حزب و مردم عام، به شکل بزدلانه دست به دستگیری اعضای حزب التحریر زده و در شب چهارشنبه به شکل وحشیانه به خانههای اعضای این حزب هجوم برده و ۵ تن از اعضای حزب التحریر را-که در آن یک بانکر سابق، یک مهندس و یک انجنیر شامل بود- دستگیر کردند. آنها همچنان به تعداد عساکر پولیس در مساجد افزودند تا از این طریق بتوانند در بین مردم هراس ایجاد نمایند، اما مردم با ناکام ساختن همهای نقشههای آنها، با استقامت در راه دینشان و با الگوبرداری از حضرت حمزه، حضرت عمر و حضرت علی رضی الله تعالی عنهم به راه افتادند و به یاری الله سبحانه وتعالی در این پیکارشان کامیاب شدند.
۲۸ رجب ۱۳۴۲هـ.ق مطابق ۳ مارچ ۱۹۲۴م، سیاهترین روز در تاریخ اسلام است که در آن روز خلافت اسلامی توسط اشغالگران کافر و به کمک مزدور و دستنشاندۀشان، مصطفی کمال اتاترک لعین از بین رفت و بعد از ازبین رفتن سپرشان، مسلمانان جهان به شکل رقتباری مورد ظلم، اشغال و استعمار قرار گرفتند. سقوط این دولت به مثابۀ سقوط یک دولت عادی نبود؛ بل مسلمانان بعد از سقوط آن از پیاده شدن احکام قرآن و سنت نیز محروم شده، به پارچههای گوناگون تقسیم شدند و جاه و جلالشان را منحیث ابرقدرت جهانی از دست دادند. بعد از آن روز بود که کفار امپیریالست و اشغالگر مثل گرگهای گرسنه به امت اسلامی هجوم بردند. بعد از آن روز است که سرزمینهای ما هدف برنامههای استعمارگرایانهای سرمایهداری و حریصان آنها قرار گرفته و داراییهای ما یکسره به یغما برده میشوند.
آنها به خاطر پاک کردن خاطرۀ خلافت اسلامی از اذهان و قلوب مسلمانان، بدنۀ واحد مسلمانان را به ۵۰ دولت ملی تبدیل نموده و در آنها مزدورانشان را به قدرت رسانیدند و سایۀ شوم دموکراسی سیکولر را بر پیکر امت گسترانیدند. در نتیجه، همین نظام است که فساد اداری، فتنهها و مشکلات بیپیشینۀ اقتصادی به پدیدههای عام مبدل شدهاند و وقتی مردم میخواهند خود را از چنگ این نابسامانیها برهانند، با استکبار استعمار سرکوب میشوند. کفار استعمارگر به این بسنده نکرده؛ بلکه به شایعهپراگنیهای فریبکارانه برضد مفکورۀ خلافتخواهی پرداختند تا از این طریق بتوانند به هدفشان-که همانا قادر نبودن امت به یکپارچگی و زندهگی کردن زیر سایۀ خلافت اسلامی است- برسند.
اما با همهای این تلاشهای خبیثانۀشان نتوانسته اند که روحیۀ خلافتخواهی را از از قلوب و اذهان امت بیرون نمایند. آنها با همهای تلاشهایشان قادر نشدهاند تا امت را از آرزوی زندهگی در زیر سایۀ خلافت اسلامی بدور سازند، و امت اسلامی هرنوع نظام دستساختۀ بشر را همواره به شکل حکیمانه رد کرده و خلافت راشده برمنهج نبوت، به یگانه خواست و راهحل امت اسلامی مبدل گشته است. حالا همه سرزمینهای اسلامی مملو از داعیان خلافت اسلامی شده است و انشاءالله و به نصرت الله سبحانه وتعالی امت اسلامی در دروازۀ خلافت واقعی اسلامی برمنهج نبوت قرار دارد.
﴿إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ﴾
[بقره: ۲۱۴]
ترجمه: آگاه باشید، یاری الله(سبحانه وتعالی) نزدیک است!
خلافتیکه در راه است، به مسلمانان عزت، جاه و جلال و منزلت بار خواهد آورد؛ اما برای دشمنان اسلام جز خواری، شکست و تحقیر نخواهد بود. با اعادۀ این دولت مقتدر، سرزمینهای اشغالشدۀ اسلامی آزاد شده و به بدنۀ واحد امت اسلامی تحت رهبری دولت واحد خلافت اسلامی یکجا خواهند شد. این دولت، اشغالگران و متجاوزین بینالمللی را نابود کرده و به اذن الله سبحانه وتعالی به ابرقدرت جهانی مبدل خواهد شد. برعلاوه، این دولت وعدۀ الله سبحانه وتعالی و مژدۀ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است. الله سبحانه وتعالی وعدهاش را تحقق خواهد بخشید و این خلافت، چنانچه پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم مژده داده است، خلافت واقعی و برمنهج نبوت خواهد بود.
«...ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»
(رواه احمد)
ترجمه: ...و بعد از آن الله(سبحانه وتعالی) بساط حکومت ظلم را آن وقت که بخواهد برخواهد چید و بعد از آن آفتاب خلافت برمنهج نبوت دوباره طلوع خواهد کرد و پس از آن سکوت کرد.
پس ای مسلمانان! خلافت نه تنها فرض است؛ بل تاجالفرایض است. قرار اجماع صحابه، برای مسلمانان جایز نیست تا حتی به مدت ۳ روز و ۲ شب بدون خلافت زندهگی نمایند. حال آنکه ما ۹۷ سال است که از داشتن آن رهبری مقتدریکه خاصیت سپر را برای امت داراست، محروم استیم. این در حالیست که امت اسلامی حتی نمیخواهد یک روز بدون خلافت اسلامی زندهگی نماید. پس ای مسلمانان! بیایید و با پیکار معنوی و سیاسی به اعادۀ خلافت اسلامی پیوسته و به افراد نظامی در ارتشهای جهان اسلام گوشزد نمایید که بساط رژیمهای مزدور فعلی را برچیده و قدرت را برای اعادۀ خلافت اسلامی برمنهج نبوت به حزب التحریر واگذار نمایند.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾
[انفال: ۲۴]
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! دعوت الله(سبحانه وتعالی) و پیامبر(ﷺ) را اجابت کنید؛ هنگامیکه شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد!
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه بنګلهدیش