- نشر شده در ویدیوها
هیأتهای بزرگان، فعالیتهای ادارات بازرسی و عکس العملهای افسران ترکی به خصوص هیأتهای مذکور.
دوشنبه، 11 ربیع الاول 1440هـ.ق / 19 نومبر 2018م
هیأتهای بزرگان، فعالیتهای ادارات بازرسی و عکس العملهای افسران ترکی به خصوص هیأتهای مذکور.
دوشنبه، 11 ربیع الاول 1440هـ.ق / 19 نومبر 2018م
پنج شنبه، 14 ربیع الاول 1440هـ.ق / 22 نومبر 22 نومبر 2018م
تقدیم: شیخ ابو انس الحصری
سه شنبه، 12 ربیع الاول 1440هـ.ق / 20 نومبر 2018م
هیئتی از سوی اهالی و بزرگان مناطق معره النعمان، خان شیخون و جبل الزاویه -واقع در حومۀ جنوبی ادلب- و بیجا شدگان غوطۀ شرقی و حومۀ حماة روانهی ادارۀ بازرسی ترکیه در مورک برای شنواندن سخن حق به آنان شدند.
دوشنبه، 11 ربیع الاول 1440هـ.ق / 19 نومبر 2018م
(ترجمه)
رسانههای محلی در افغانستان به روز یکشنبه گزارش دادند که فرستادۀ خاص امریکا به افغانستان برای رسیدن به توافق صلح با طالبان تا آغاز ماه اپریل سال 2019م اظهار امیدواری کرده است. زلمی خلیلزاد فرستادۀ امریکا به خبرنگاران گفت: «من امیدوارم تا قبل از تاریخ 20 اپریل سال آیندۀ میلادی به توافق صلح دست پیدا کنم» خلیلزاد رهبری گفتگوها میان امریکا، طالبان و حکومت افغانستان را در کابل به عهده دارد. همچنان قرار است تا افغانستان انتخابات ریاست جمهوری را در 20 اپریل 2019م برگزار نماید. این دیپلومات امریکایی متولد افغانستان افزود که: «من در قضیهای گفتگوها همواره در مقابل تحذیرات خوشبین و سرشار از امیدواری ام».
بعد از آن که امریکا در تنگنا قرار گرفتن اولویتهایش را در افغانستان و ورشکستگی اولویت هند را درک نمود، خواست تا با متوسل شدن به مذاکرات طالبان، به امید شامل ساختن آنها در حکومت امریکایی افغانستان اقدام نماید و بخاطر کشاندن رهبران طالبان به میز مذاکره، مزدوران خود را در حکومت پاکستان مؤظف نموده است.
ما طالبان را از تمایل به مزدوران پاکستانی و اعتماد به آنها-به سبب نشان دادن نرمش از سوی رهبران نظامیشان در مقابل آنها- بر حذر میداریم. باید از گذشته پند گرفت؛ زیرا امریکا بدون همکاری مزدوران پاکستانیاش هیچگاه بالای افغانستان تسلط یافته نمیتواند. بدون شک امریکا یک دولت استعماری و محارب بالفعل بوده و مذاکره کننده با آن رسوا میباشد و این حقیقتی است که هیچ شکی در آن نیست. لذا بر طالبان لازم است تا با یک عمل جدی بخاطر تغییر واقعی اقدام نماید، تغییریکه وعده و فرضی از جانب الله سبحانه و تعالی است و این کار تنها به وسیله ریشهکن ساختن نفوذ استعمار از سرزمینهای ما و تطبیق نمودن نظام الهی بالای بندگانش توسط اعلان خلافت راشده برمنهج نبوت، امکان پذیر است.
مترجم: ذبیح الله رضوان
(ترجمه)
باوجود تمام تلاش رژیمهای حاکم در کشورهای اسلامی برای عادیسازی و ایجاد روابط صمیم با دولت یهود و دستیابی به توافقاتیکه به حالت مخاصمه با دشمن غاصب پایان دهد؛ هنوزهم میان دولت یهود و مسلمانان خصومت ادامه دارد. این امر توسط بعضی از اعتراضات و رویدادهای مشهور ثابت میکند که در هر موقع این دولت تجاوزات آشکارش را علیه مردم فلسطین و یا مردم اردن انجام داده است و پذیرفتن این رژیم در واقع نوعی تسلیمدهی این سرزمین مقدس به آنهاست و اینکه گردن خمی و تملق در برابر این گونه توافقات ذلتبار با دولت یهود به اشغال آنها در خصوص این سرزمین کمک میکند.
تحرکاتیکه علیه اجارهدهی "باقورا" و "القمر" انجام میشود و علیه توافق گاز که تا هنوز موجود است، گواه بر وضعیت دوپارچهگی و جدایی بین رژیم اردن و امت است. برعلاوه این نشاندهندهی خوبی این امت است که فرزندان امت کوشش نمودند تا در عدم پذیرش این توافق با دشمن از کشیدن لوله گاز در سرزمینشان جلوگیری کنند.
در کنار این، توافق ننگین و ذلتبار در "وادی عربه" که توسط رژیم اردن با دولت یهود انجام شد، راهی بود که رژیم از آن برای توجیۀ توافقات گوناگونیکه دولت یهود را در بخشهای امنیتی و اقتصادی قادر ساخته، استفاده کرده است؛ مانند کنوانسیون کانال بحرین، ساحات آزاد عمومی و راه آهن و اندکی پیش از آن، توافق گاز که با جود تمام فعالیتها و تحرکات در اردن انجام شد؛ اینها همه محصول وادی عربه بود. در یک مقاله از سخنگوی دولت جومانه غنیمات، زمانیکه در دولت نقشی نداشت، در ۹ سپتمبر ۲۰۱۴م گفت: «دولت فراموش کرده است که رژیم اشغالگر یهود توافقات گذشته را که برایش بیشتر از گاز مهم بوده احترام نکرده است؛ بهویژه توافق وادی عربه. او میگوید: «اسرائیل از پیمانها سرباز زده، به آنها اهمیتی نداده و به توافق گاز بسیار توجه خواهد کرد که اقتصاد اردن را بهصورت استراتیژیک با دشمن وصل میسازد.» پس آیا وضعیت برای سخنگوی دولت تغییر کرده است که با ورود به دولت سخنان خود را تغییر داده است؟!
این در حالیست که مردم اردن و کارشناسان، در خصوص امکان توافق بالای ورود گاز غارتشده از فلسطین و فایدهی آن برای مردم اردن، پرسیده اند و آنها پیشنهادات فراوانی را برای نیازهای مردم اردن در خصوص انرژی و با قیمت پایین برای تولید انرژی برق، به شمول انرژی سولر، فعالسازی میدان گازی ریشا، بهرهبرداری از سنگهای نفتزا که نفت زیادی در آن موجود بوده و اردن را جزء ذخایر بزرگ جهانی نفت و عبورگاه گاز مایع قرار میدهد، مطرح کردند که آخرین پیشنهاد آن بازگشت به واردکردن از مصر بود؛ کشوریکه مقدار تولید سالانهی آن طبق کشفیات جدید به شش میلیارد فوت مکعب در روز میرسد. اما تمام این پیشنهادها توسط رژیم اردن به تاق نسیان گذاشته شده و در برابر صدای امت مبنی بر عدم پذیرش دولت یهود بیتفاوتی اختیار کرد.
بناءً این بهخاطری است که رژیم اردن ماموریتاش را در تقویت دولت یهود و تضعیف اردن میداند؛ چون وظایف و ماموریتهایش ایجاب نمیکند که در مقابل دشمن، دشمن امت قرار بگیرد. بنابر این، معاملهی ده میلیارد دالری برای قادرسازی یهودیان برای سرمایهگذاری در منطقهی "لیویاتن" جدید بوده و آمادهسازی آن برای صادرات، برعلاوهی بُعد استراتیژیک آن، اردن را به گروگانی به این دولت خبیث فرو میبرد و مهمتر ازآن، سازش در برابر این گونه توافقات منجر به بدنامی مردم شریف یمن میگردد.
از سوی دیگر، مسئلۀ فلسطین مصداق ملت بابرکتیست که اشغال شده است. این مسئله باید از نقطه نظر خاص اسلامی نشان داده شود که بر عقیده و احکام شرعی که از آن صادر شده استوار باشد. این یک سرزمین اسلامی برای مسلمانان است و این جایی است که مسجدالاقصی مسرای پیامبر الله سبحانهوتعالی در آن یافت شده است. این مکان مقدس توسط یهودیهای خبیث اشغال گردید که دولت خود را به کمک غرب کافر که رژیمهای مزدور عرب را به وجود آوردند، تأسیس کردند. آزادسازی آن نمیتواند توسط مصالحه، اهانت، عادیسازی و حفاظت از دولت یهود و تقویت آن بر کشور و مردم و مجهزکردن آن با ثروت کشور برای بقای آن، انجام شود؛ بلکه ترجیحاً با فعالیت برای ریشهکن کردن آن انجام خواهد شد. این کاری است که امت میتواند از طریق جهاد فی سبیل الله به آن پایان دهد.
چیزی باقی نمانده است که ما از این رژیمهای مزدور بخواهیم تا توافق وادی عربه و امثالهم را فسخ کند و به همچو گردن خمیها در برابر این گونه توافقات ذلتبار نقطۀ پایانی دهد؛ مگر اینکه به وسیلهی قدرت مادی تمام این سرزمینها از چنگال خفاشان یهود آزاد خواهد شد؛ زیرا این رژیم با لغو توافقنامه گاز صدمه نخواهد دید و ممکن این کار صورت گیرد چنانچه که در خصوص اجارهدهی باقورا و القمر در تلاش برای قناعت زودگذر افکار عمومی انجام داد که در نتیجۀ آن امت به ان پیبرد و دانست که این نوعی خاک در چشم مردم است. فلهذا امت اسلامی آگاه شدهاند که هیچ راهی برای ارتباط با دولت یهود باقی نمانده، مگر اینکه در چهارچوب یک دولت قدرتمند در مخاصمه با آن قرار داشته باشیم و اینکه هیچ راهی برای انجام آن وجود ندارد؛ مگر با از سرگرفتن طریقهی زندهگی اسلامی از طریق تأسیس دولت خلافت راشده برمنهج نبوت، که در آن خلیفه با قوانین اسلام حفاظت امت را بهدوش میگیرد، کشور و مردم را از حرص دشمنانشان حفاظت کرده و امت را برای ازبین بردن دولت خطرناک یهود رهبری میکند.
﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾
]مائده: ٥۰[
ترجمه: آیا حکم جاهلیت را میجویند؟ برای آن مردمیکه اهل یقین هستند؛ چه حکمی از حکم خدا بهتر است؟"
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه اردن
(ترجمه)
یک روز بعد از اینکه ترامپ تلفات پاکستان را در جنگ امریکا در افغانستان بهتمسخر گرفت؛ حزب حاکم تحریک انصاف پاکستان بهجای عمل، که نیاز این وقت است، با کلمات جواب داد. بهتاریخ ۱۹ نومبر ۲۰۱۸م، داکتر شیرین مزاری وزیر حقوق بشر و یکی از رهبران تحریک انصاف گفت: «تلفات انسانی پاکستان در جنگ امریکا با تروریزم، فضای آزاد برای "ریموند دیویس" و دیگر فعالان آن به شمول کشتار غیرقانونی توسط طیارات بیپیلوت و بسیاری از اعمال دیگر نشان میدهد که دلجویی کارآیی ندارد.» چه فایده از چنین کلماتی؛ وقتیکه رژیم بجوا-عمران مثل رژیمهای قبلی در عمل با امریکا بهطور کامل همکاری میکند؟! رژیم بجوا-عمران در حالی از کلمات سخت استفاده میکند که خود را مکلف بهنگهداری خط اکمالاتی ناتو، که خط حیاتی برای اشغال ناکام و محاصره شدۀ امریکا در افغانستان است، قرار دارد.
رژیم بجوا-عمران در حالی امریکا را با صدای بلند محکوم میکند که قویاً بالای طالبان برای کشاندن آنها به میز مذاکرات بهجهت ساختن یک سرپوش قانونی برای ادامۀ اشغال افغانستان توسط امریکا در پهلوی تنها قدرت اتومی مسلمانان فشار وارد میکند. این رژیم در حالیبا پوف کردن علیه امریکا قصد فریب مردم را دارد که تماسها بین نظامیان و استخبارات دو کشور، که بدون آنها امریکا در قبرستان امپراتوریها دفن میبود، بهصورت کامل ادامه دارد. رژیم مذکور درحالی تارهای فریب را میبافد که از لانۀ جاسوسی امریکا تحت نام سفارت و عملیات کامل آن در پایتخت خود حمایت میکند.
حکام مسلمان هیچوقت از تاریخ انسانهای مخلص عبرت نمیگیرند که به اوامر الله سبحانهوتعالی و رسولش صلیالله علیه وسلم در تمام تصامیم خارجیشان پایبند بوده اند. با این حال، رژیم بجوا-عمران در ائتلاف با دشمنیکه دین ما را تحقیر میکند و با مسلمانان در تمام جهان جنگیده و علیه آنان کمک کرده است، سخت چسپیده است. در حالیکه الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمْ اللَّهُ عَنْ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الظَّالِمُونَ﴾
[ممتحنه: ۹]
ترجمه: جزاین نیست که الله(سبحانهوتعالی) شمارا از کسانی نهی میکند که با شما در دین جنگیدهاند و شمارا از خانه و کاشانهتان آواره کرده اند و بر راندنتان با دیگران همدستی کرده اند؛ ازینکه با آنان تولی کنید و هرکس دوستشان بدارد؛ پس آن گروه آناناند ستمگران.
ای مسلمانان پاکستان! این واضح است که رژیم بجوا-عمران درهمان مسیر خائنانهای روان است که رژیمهای مشرف-عزیز، کیانی-زرداری و راحیل-نواز در حرکت بودند. چیزیکه حالت را بدتر میکند، اینست که این رژیم با فریب دادن مردم با ادعای ضد امریکا و جنگ مکارانهاش بهقدرت رسیده است. بیائید تا همه با هم بهاین رژیم نفرتانگیز و فریبکار پشت کرده و با جدیت تمام برای حاکم کردن آنچه که الله سبحانهوتعالی فرستاده، با تأسیس دوبارۀ خلافت برمنهج نبوت تلاش کنیم.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه پاکستان
(ترجمه)
امت هرگز چنین فکر نمیکرد که حکومت اردن برای تصویب لایحۀ اصلاح شدۀ مالیات درآمد از طریق ابزار دست داشتهاش مانند نوکران و اجیران دولت، پارلمان و کسانیکه خدمات رژیم را تحسین میکنند، کوتاه خواهد آمد. بنابر این، به منظور تصویب این لایحه، هیچ خطری برای سرنگونی دولت و آوردن دولت جدید وجود ندارد. همچنان این حکومت برای بسیج تعداد محدود معاونیناش با تشویق و رشوت بخاطر تصویب این قانون ناکام نماند و به این حکومت هیچ فرقی نمیکند که با انجام آرایش بر صورت زشت این قانون توسط برخی اصلاحات معافیتی به منظور حفظ آبروی معاونین رشوتخوارش، خجالت بکشد. تمام این امر به منظور اطاعت و غلامی صندوق بینالمللی پول و ابزار استعماری کفر انجام شد. بدبختانه تصویب قانون مالیات نه بخاطر تقویت وضعیت اقتصادی در کشور انجام شد؛ بلکه به منظور اینکه تا اجازه بدهد میزان "وام" برای پرداخت کسر رو به رشد افزایش یابد که این امر باعث میشود نبض جریان خون امت بالا برود، بدون اینکه امیدی برای جلوگیری از افزایش چنین بدبختی وجود داشته باشد.
بنابر این، بخاطر تطبیق قانون اساسی و قوانین سیکولرییکه در مخالفت با حکمی قرار دارد که الله سبحانهوتعالی نازل کرده، بیاطاعتی بر فرمان الله متعال، جدایی دین از زندهگی، صدور مجوز به نهادها و مؤسساتیکه با عمل و حرف در جنگ با دین الله سبحانهوتعالی قرار دارند و فساد و قباحتیکه الله سبحانهوتعالی و امت را قهر میسازد؛ تجربهی این بحرانها را خواه اقتصادی باشد یا سیاسی، امنیتی باشد و یا هم اداری و یا خدماتی، به هرگونهای که باشد، بالای مردم عام اردن وارد میکند و روز به روز وضعیت وخیمتر میشود؛ اگر حکومت و حکام اردن با حقارت تسلیم و تابع کفار غربی نمیشدند که تا اکنون کشور را توسط همین حکامی فروخته شده استعمار میکنند که از سوی غرب برای خدمت و اجرای آجندای غازت منابع امت و مانع اعادۀ زندهگی اسلامی گماشته شده اند و افواج ما را در جنگ علیه اسلام تحت نامهای تروریزم، خشونت و افراطگرایی تجهیز میکنند؛ تمام این حالات و شرایط بر سر مردم اردن اتفاق نمیافتید.
ای مسلمانان! شما برای سقوط مالیات درآمد تظاهرات برپا کردید و اما دولت اردن لایحه را به پارلمان راجع کرد؛ در حالیکه حکومت گذشته سقوط کرده و قانون مالیات توسط حکومت جدید تصویب شده است و همچنان میخواهند تا قانون ناعادلانۀ جنایات الکترونیکی را نیز تصویب کنند و رژیم برای پیشبرد حاکمیتاش با محروم کردن و حاشیه راندن اسلام و احکام تطبیقیاش، ادامه میدهد. این حکومت بحران و پریشانی شما را نادیده میگیرند و همراه دشمنانتان علیه شما صف میبندند، زیرا به آنان تابع اند و به خواستههای آنان لبیک و تعظیم میکنند که منجر به دفن منابع سرشاز ریربنایی اردن، رشد فساد، زوال در رشد اقتصاد خواهد شد؛ در حالیکه شما مردم اردن توسط تغییرات بنیادی رادیکالی فریفته شدهاید؛ پس در جستوجوی چی هستید و به چی نگاه میکنید؟
ای مردم مبارز اردن! آگاه باشید که الله سبحانهوتعالی در قرآن کریم میفرماید:
﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾
[نور: ۶۳]
ترجمه: آنانیكه با فرمان او مخالفت میكنند، بايد از اين بترسند كه بلائی(در برابر عصيانیكه میورزند) گريبانگيرشان گردد يا اين كه عذاب دردناکی دچارشان شود(اعم از قحطی و زلزله و ديگر مصائب دنيوی، و دوزخ و ديگر شكنجههای اخروی).
بنابر این، ما در حزب التحریر وعید الله سبحانهوتعالی را برایتان بیان نمودیم تا باشد که عبرت بگیرید و از جملۀ سابقون و پیشگامها شوید و بدانید که وعدۀ الله متعال حق است. بدین لحاظ، حزب التحریر به اخلاص کامل به شما ندا میزند که در نخست گفتار، افعال و رفتارتان را تحت هویت اسلامی به الله سبحانهوتعالی و رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسیر هدایت راست بگردانید و بعداً همراه با ما برای تغییر واقعی از طریق تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت دعوت کنید و حکومت را بر اساس اسلام محاسبه کنید. بدین ملحوظ ما دوباره بخشی از این امت راشده خواهیم شد که برتری آنان نسبت بر تمام امتهای گذشته در انجام "امر به معروف و نهی از منکر" است.
﴿وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوْقِنُونَ﴾
[مائده: ۵۰]
ترجمه: آيا چه كسی برای افراد معتقد بهتر از الله(سبحانهوتعالی) حكم میكند؟
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه اردن
(ترجمه)
رئیس جمهور البشیر به روز سهشنبه ۱۳اکتوبر ۲۰۱۸م در یک سخنرانی از تجلیل بیستونهمین سالگرد نیروهای مدافعین خلق(PDF) در ایالت "نیل سفید" گفت: «سودان رأیش را به هیچکس الزام نمیکند؛ چون یقین دارد که روزی تنها در دستان الله سبحانهوتعالی میباشد.» او اضافه کرد: «بگذارید خزائن و انبارهایشان را برای خودشان نگهدارند. ما برای آنانیکه قدرت را از امریکا و غرب میطلبند، میگوییم؛ کسیکه خود را در عقب امریکا پنهان میکند، آشکار و نمایان است.»
این بیانیهها را البشیر گفته است؛ ولی همه میدانند که پایههای رژیم البشیر هنوز با دادن قربانیهای پیدرپی بر مبنای دساتیر کاخ سفید استوار است. بناءً آنان به این دلیل بعضی از قوانین شریعت اسلامی را که به قوانین دموکراتیک رخنه میکند، رها کردند، از تطبیق حدود اغماض کردند، دورۀ تثقیف و پژوهشهای اسلامی را تغییر دادند و همراه با امریکا در جنگ علیه اسلام تحت نام جنگ علیه تروریزم شرکت کردند. هدف از همۀ اینها این است که امریکا را از خود راضی سازند و نام سودان را از لیست سیاهاش بیرون کنند. برعلاوه، سفرهای مقامات سیاسی دولت، متفکرین، رهبران ارتش، شرکتهای امنیتی و دیگران روز و شب به سمت واشنگتن در جریان است.
این بیانیهها خوراک رسانهها و یک تبلیغ انتخاباتی است که نگرانی اصلیشان را در روشنایی بحرانهای وارد بر کشور تشکیل میدهد؛ بحرانهاییکه در طول سه دهه عمر این رژیم تا هنوز موجود است. مردم سودان اینگونه بیانیهها را بسیار زیاد از البشیر شنیدهاند؛ ولی ما تا کنون هیچ اقدامی را از او ندیدهایم. پیش از این، البشیر در مصاحبهای با سپوتنیک که به روز شنبه ۲۵ اکتوبر ۲۰۱۷م منتشر شد، بیان کرد که این امریکا بود که جنوب را جدا کرد. او گفت: «سودان با فشار و توطئۀ بزرگی از طرف امریکا روبرو شدهاست. قضایای دارفور و سودان جنوبی حمایت و پشتیبانی امریکا را حاصل کرده و سودان جنوبی تحت فشار امریکا جدا شدهاست. او میافزاید: «ما اطلاع داریم که اگر نتوانیم به صلح و امنیت برسیم، ایالات متحده تمایل دارد تا سودان را به پنج کشور تجزیه کند... امریکا رهبری دنیا را گرفته و جهان عرب را غارت کردهاست... و اما آنچه از تقسیم سودان اتفاق افتاد، این تقسیم تحت فشار و توطئۀ امریکا صورت گرفت. طرح آنان نابودی سودان و تقسیم آن به پنج کشور است.»
بناءً اگر البشیر در گفتههایش جدی و صادق است؛ پس باید حرفهایش را به عمل پیاده و روابطاش را با امریکا و تمام کشورهای متحاربیکه در موضع واقع جنگ با مسلمانان قرار دارند، قطع کند و حتی معاملاتاش را با تمام سازمانهای استعماریشان قطع و این کار را از سازمان ملل و شورای جنگاش، که به دروغ شورای امنیت خوانده میشود و سازمانهای مالی مبتنی بر سود که عوامل اصلی بحرانهای اقتصادی در سودان است، شروع کند.
امیدواریم این برای البشیر گام نیکی باشد که به حقیقت برگردد، حقوق مردماش را جبران کند و با دساتیر اسلام از امورشان مراقبت کند؛ گامی برای خوشنودی پروردگار، رضایت قلبهای مؤمنان و خشمگین کردن کافران بردارد؛ زیرا الله سبحانهوتعالی به رشتۀ درآوردن اقوال با اعمال و تطبیقشان را دوست دارد و از نفاق متنفر است. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ﴾
[صف: ۲-۳]
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! چرا سخنی میگویید که عمل نمیکنید؟ نزد الله(سبحانهوتعالی) بس منفور است؛ چیزی بگویید که انجام نمیدهید.
امریکا یک دولت استعمارگر و متحارب است و مسلماً کسیکه خود را در عقب آن پنهان میکند، آشکار و هویدا میباشد؛ این یک حقیقت انکار ناپذیر است.بنابرین، امت با از ریشه کندن نفوذ استعمار از سرزمینهایمان و اقامه کردن احکام الله سبحانهوتعالی بر بندهگانش، باید برای ایجاد تغییر حقیقی که وعدهای از جانب الله سبحانهوتعالی و مکلفیتی بر امت میباشد؛ با اعلان خلافت راشده برمنهج نبوت؛ خلافتی همانند خلافت خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم اجمعین و با یاری طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم و خلافتیکه لوای اسلام را برافراشته، از مظلومان حمایت و ظالمان را محاسبه میکند سخت بکوشند. این تنها راه نجات است و غیر از این راه دیگری نیست. الله سبحانهوتعالی حامی بندگان مخلصش میباشد؛ چون او کسی است که برای بندگانش خلافت و قدرت در زمین را وعده دادهاست. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾
[نور: ۵۵]
ترجمه: الله(سبحانهوتعالی) به کسانی از شما که ایمان آورده و اعمال شایسته انجام دادهاند، وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل میکند، آنچنان که تنها مرا میپرستند و چیزی را انبازم نخواهند ساخت و کسانیکه پس از آن کافر شوند، آنها فاسقان اند.
ابراهیم عثمان(ابوخلیل)
سخنگوی رسمی حزبالتحریر – ولایه سودان
(ترجمه)
پرسش:
السلام علیکم ورحمت الله و برکاته!
در کتاب تکتل، صفحۀ 50 چنین آمده است: «از جمله سختیهاییکه در برابر دعوت قرار میگیرد؛ قربانی دادن امور زندگی دنیا از جمله: مال، تجارت وغیره در راه اسلام و حمل دعوت است. برای فایق آمدن به چنین سختیها، به مؤمنین چنین تذکر داده شدهاست: «بیگمان الله سبحانه وتعالی جان و مال مؤمنان را به بهای بهشت خریداری میکند.» این تذکر برای مؤمن بسنده است و در امر قربانی دادن امور دنیا به حال خود گذاشته شده و به چیزی مجبور نمیگردد. چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگامیکه عبدالله ابن جهش را به سرکردگی سریهای جهت مراقبت و زیر نظر داشتن قریش در منطقۀ "نخله" که بین مکه و طائف واقع شده، میفرستاد، برایش نامهای نوشت و در متن نامه چنین آمده است:
«وَلاَ تُكْرِهَنَّ أَحَداً مِنْ أَصْحَابِكَ عَلَى الْمَسِيرِ مَعَكَ وَامْضِ لأَمْرِي فِيمَنْ تَبِعَكَ»
ترجمه: هیچ یک از همراهان خود را در رفتن باخود مجبور مساز و به آنچه امرت نمودم، با کسانیکه از تو پیروی مینمایند، حرکت نموده و پیش برو.
پرسش اینجاست؛ احادیث از رسول الله صلی الله علیه وسلم است که دلالت بر آن دارد: بالای مسلمان واجب است که از مسئولاش اطاعت کند و این چیزی است که در حزب میبینیم و آن عبارت از پابندی اعضای حزب به تکالیف خواسته شده از آنان است، هرچند بالای آنان ثقیل تمام شود؛ بدون اینکه مجالی برای ترک آن باشد و آنچه در حدیث آمده: «هیچ یک از اصحاب خود را در رفتن با خود مجبور نساز» چگونه بین آنچه در کتاب تکتل بند "ه" مبنی بر اینکه اعضای حزب به هیچ عملی مجبور ساخته نمیشوند و بین احادیثیکه دلالت بر آن دارد که اعضای حزب از مسئولشان اطاعت کند، تفکیک نماییم؟ از طولانی شدن سوال از شما پوزش میخواهم. الله متعال پاداش نیک نصیبتان کند.
وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته!
1- چنانچه معلوم میشود، شما در مورد شناخت تکالیف دچار مغالطه شده اید. یکی تکالیف عام است که مسئول از تمام اعضاء میخواهد و آنان باید به هدف اطاعت از مسئول، مادامیکه از صلاحیتهای امیر و در مطابقت با احکام شرعی است، اطاعت کنند؛ از جمله اینکه در جلسات هفتهوار و ماهوار حاضر شده و ایجاد رابطه و تفاعل با امت در محدودۀ تکلیف مشخص شدهاش پرداخته و حضور در کارهای اداری دیگر.
یکی تکالیف خاص است که عضوی از اعضای حزب یا مجموعه از اعضاء مکلف به انجام عمل معین میگردند؛ مثلاً اینکه جمعی از شباب به انتقال دادن پیامی به رئیس دولتی مکلف میشوند یا مجموعهای ملزم به رفتن نزد شخصی از اهل قوت میگردند و یا اینکه به هدف اطلاع یافتن از خبر معین، که خطر را در پی دارد، رفته و یا بیان سخن حق در مقابل مقر حکام طاغوتی و یا هم تسلیم نمودن پیام حزب وغیره مواردیکه از امورات تکالیف خاص است؛ انجام این چنین اعمال بالای کسی تحمیل نمیگردد؛ مگر کسیکه با آن قبلاً موافقه میکند و در برابر تقصیرهایش نیز محاسبه میگردد؛ همچنان در صورت عدم موافقهاش هیچ مسئولیتی بالای آن نبوده و به انجام آن مجبور کرده نمیشود.
در دوسیۀ اداری زیر عنوان "عام ساختن تکلیف خاص" آمده است: «هرآن کسیکه تکلیف خاص را قبول میکند، ملزم به انجام آن است و نپرداختن به آن و یا عدم انجام آن از وی پپذیرفته نشده و جنایت شمرده میشود که عقوبت و کیفر بر آن مرتب میشود.»
2- برای وضاحت موضوع از سریۀ عبدالله ابن جهش روایتی را نقل میکنم تا هدف را بهتر درک کنید که به عبدالله ابن جهش دستورِ داده شده تکلیف عام و یا هم نفیر عام برای جنگی مانند غزوه تبوک نبود که در آن مسلمانان نفیر عام شدند تا به هدف قتال در غزوۀ تبوک آماده شوند؛ آنجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمانان را به طرف تبوک به هدف قتال فراخواند. بنابرین، کسانی را که از این امر تخطی کرده بودند، جزا داد؛ زیرا تکلیف، تکلیف عام بود و اطاعت مسئول در تکلیف عام برهمه واجب است. اما از جانب دیگر، سریۀ عبدالله ابن جهش نفیر عام برای مسلمانان جهت یک جنگ عمومی نبود؛ بلکه آن یک تکلیف خاص برای یک عدۀ از افراد محدود بود که جهت دریافت خبر و آگاهی در شرایط و حالات دشوار و سخت مأمور شده بودند. روی این ملحوظ، فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم به امیرشان این بود که هیچیک از همراهان مجبور ساخته نشود.
در "دلائل نبوت" از بیهقی به روایت ابن اسحق چنین آمده است: «یزید بن رومان از عروة بن زبیر روایت میکند که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم عبدالله ابن جهش را به نخله فرستاد و به وی گفت: «آنجا باش تاخبری از حال و احوال قریش برای مان بیاوری.» و رسول الله صلی الله علیه وسلم وی را به قتال امر نکرده بود. دیگر اینکه این واقعه در ماه حرام اتفاق افتاده بود؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم قبل از آن که به وی دستور دهد که کحا باید برود، نامهای نوشت و فرمود: «خودت و همراهانت از مدینه بیرون شوید؛ پس از سپری شدن دو روز نامه را باز کن و ببین که در آن چه نوشته شده است؛ به آنچه امر شدهای برای انجام آن حرکت کن و هیچ یک از اصحاب و همراهانت را در همراهی با خودت مجبور نساز.» پس از آنکه دو روز سپری شد، نامه را باز کرد و در آن آمده بود: «اینکه حرکت نمایی تا آنجا که در نخله بین مکه و طائف میرسی و از اخبار حال و احوال قریش، که به تو مواصلت می نماید، ما را مطلع و آگاه سازی.» زمانیکه نامه را خواند به یاران و اصحاب خود گفت: «شنیده شد و اطاعت میشود. هریکی از شما که شوق و رغبت شهادت را دارد، با من بیاید؛ زیرا من انجام دهندۀ امر رسول الله صلی الله علیه وسلم هستم و کسیکه نمیخواهد برگردد؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه شما را مجبور سازم نهی نموده است.» پس قوم و همراهان او را رها ننموده و همراهیاش کردند.
در سیرۀ ابن هشام چنین آمده است: «عبدالله ابن جهش پس از پیمودن دو روز راه، نامه را باز کرد و در آن نظر انداخت که چنین آمده بود: زمانیکه به نامهام نظرت خورد، حرکت میکنی تا آنجا که به نخله بین مکه و طائف میرسی، در کمین قریش نشسته و از احوالشان مارا آگاه میسازی. زمانیکه عبدالله ابن جهش نامه را خواند، گفت: شنیده شد و اطاعت میشود. سپس به اصحاب و همراهان خود گفت: هریکی از شما که طلب شهادت دارد، سپس برخیزد و حرکت کند و کسیکه نمیخواهد، پس برگردد؛ اما من انجام دهندۀ امر رسول الله صلی الله علیه وسلم هستم. سپس حرکت کرد و اصحاب او با وی حرکت نموده و هیچیک از آن مخالفت ننمودند.»
چنانچه دیده میشود، تکلیف در اینجا، تکلیف خاص بوده و هیچیک را مجبور به انجام آن نساختند که آن عبارت از "شهادت" بود. چنانچه امیرشان، عبدالله ابن جهش، پس از مطالعۀ نامه رسول الله صلی الله علیه وسلم به اصحاب و یاران خود گفت: «رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا امر نموده که به نخله بین مکه و طائف حرکت کنم تا قریش را در آنجا کمین بزنم و به رسول الله صلی الله علیه وسلم در حالی برگردم که خبری از قریش را با خود داشته باشم و نیز منع شدم از اینکه شما را در این امر با خود مجبور سازم. پس هرکه از شما طلب و شوق شهادت دارد، پس بامن حرکت کند و کسیکه نمیخواهد برگردد؛ اما من انجام دهندۀ امر رسول الله صلی الله علیه وسلم هستم.» سپس حرکت کرد و اصحاب وی نیز با وی حرکت نموده و هیچ یک از اصحاب با وی مخالفت نورزیدند، با آنکه تکلیف خاص بود.
3- حالا به فقره "هـ" آنچه در کتاب تکتل آمده میپردازیم، که موضوع بحث آن عبارت از تفاعل با امت و سختیهاییکه در برابر تفاعل حین پرداختن اعضای حزب به این اعمال مواجه میشوند، میباشد. این پاراگراف تعلق به قربانی دادن امور زندگی دنیا دارد. فعالیتهای تفاعلی مقتضی اعمال خاص است که مسیر آن با خطرات احاطه شده است و پرداختن به آن، با امورات زندگانی دنیا بعضاً در تکر واقع میشود؛ از جمله مال، تجارت وغیره. پس کسیکه به پرداختن تکالیف خاص در مرحلۀ تفاعل، که از آن خواسته میشود، موافقت نمیکند، وی مجبور ساخته نمیشود؛ بلکه او به تکالیف عام و اعمال عام اکتفا میکند و بر تقوی از الله و اینکه الله سبحانه وتعالی جان و مال مؤمنان را به بهای بهشت خریداری میکند، به گونه دومدار تذکر داده میشود و به این تذکر اکتفاء شده و برایش در قربانی دادن اختیار داده میشود.
چنانچه دیده میشود، آنچه در متن بالا روی آن تمرکز صورت گرفته، قربانی دادن در سختیها از جملۀ امورات تکلیف خاص است.
4- خلاصۀ سخن اینکه آنچه بالای اعضای حزب تحمیل کرده نمیشود، تکلیف خاص است و آنچه که مجموع شباب و اعضای حزب به انجام آن ملزم هستند، تکلیف عام بوده و اطاعت از مسئول است؛ البته تا هنگامیکه از صلاحیتهایش بوده و در مطابقت با احکام شرعی از آن استفاده نماید. امیدوارم که موضوع واضح شده باشد.
برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته
20 صفر 1440هـ. ق
29 اکتوبر 2018م