چهارشنبه, ۲۳ مُحرم ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۷/۰۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

شمارۀ 191 جریدۀ الرایه به نشر رسید

  • نشر شده در مرکزی

(ترجمه)

در این شماره می‌خوانید:

سخن هفته: کار و فعالیت سیاسی والا ترین و با ارزش‌ترینِ اعمال است؛ زیرا سیاست کار انبیاء، پیامبران و خلفای راشدین است. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الْأَنْبِيَاءُ كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ وَإِنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَتَكُونُ خُلَفَاءُ تَكْثُرُونقَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «فُوا بِبَيْعَةِ الأَوَّلِ فَالأَوَّلِ وَأَعْطُوهُمْ حَقَّهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ سَائِلُهُمْ عَمَّا اسْتَرْعَاهُمْ»

(رواه مسلم)

ترجمه: امور بنی اسرائیل را انبیاء تنظیم می‌کردند، هرگاه پیامبری وفات می‌کرد، پیامبری دیگری می‌آمد؛ مگر بعد از من کدام پیامبری نخواهد آمد؛ زود است که خلفاء بیایند که تعدادشان زیاد خواهند بود. (اصحاب رضوان الله علیهم اجمعین)  پرسیدند: پس شما ما را در مقابل آن‌ها به چه امر می‌کنید؟ او(صلی الله علیه وسلم) فرمود: بیعت تان را یکی پی دیگر انجام دهید، از آن‌ها اطاعت کنید، حق‌شان را اداء کنید و الله(سبحانه و‌تعالی) در مورد اموری‌که به آن‌ها سپرده است، پرسان خواهد کرد.

کار سیاسی بهترینِ اعمال است؛ زیرا با سیاست که همانا رعایت امور مردم است مرتبط می‌باشد، و نیز انسان را از دایرۀ اهتمام و توجه به خودش به دایرۀ توجه به دیگران منتقل می‌سازد و تنها با این کار امت از خواب بیدار شده، از انحطاط  برخاسته، به بیداری فکری دست یافته و رهبر و پیشوای جهانیان قرار می‌گیرد.

- سرمقاله: مابعد درعا همانند ماقبل درعا یک سناریوی واحد و نقشۀ امریکا است که توسط روسیه، ترکیه و ایران اجراء می‌گردد

- اهل غزه میان کشتار با بمباردمان و گرسنگی

- سیاست فن ممکن الحصول

- حزب التحریر-ولایه لبنان: اخراج اهل سوریه از لبنان به یاد آورندۀ محاکم تفتیش اندلس

- نقش امریکا در انتخابات ترکیه

- اعدام‌ها در مصر؛ ترور و بستن دهان‌ها!

- آیا اردوغان می‌تواند ترکیه را به عظمت و قدرت گذشته‌اش بازگرداند؟

- پایگاه‌ هوایی امریکا در کویت؛ بزرگترین پایگاه در خاورمیانه!

- چرا ترامپ به خروج امریکا از پیمان اتلانتیک شمالی تهدید می‌نماید؟

- امارات بازوی انگلیس در یمن و مهرۀ اساسی برای اجرای نقشه‌هایش

- حزب التحریر-ولایه سوریه: مظاهره در  شهر ادلب برای یاری درعا و درخواست آغاز نبردها از مخلصین

- نصرت و پیروزی در دست الله سبحانه وتعالی است؛ نه در دست امریکا و سازمان‌های بین المللی استعماری!

- حکومت آل سعود برنامۀ "آگاهی‌بخشی اسلامی" را از تمام مکاتب دولتی لغو نمود

 

برای دریافت این شماره به لینک ذیل مراجعه فرمایید:

http://www.hizbuttahrir.today/ar/index.php/dawahnews/sporadic-news/29432.html

ادامه مطلب...

زردک زهر‌آگین و چوب خار‌دار

(ترجمه)

خبر:

"شوکت عزیز صدیقی" قاضی محکمۀ بزرگ اسلام‌آباد، برای تحکیم حاکمیت‌اش، ارتش پاکستان را به مداخلۀ مستقیم و غیر‌مستقیم در امور سیاسی پاکستان متهم کرده‌است. او در صحبت‌هایش به دست داشتن ادارۀ اطلاعات پاکستان در امور قضایی کشور اشاره کرد. (منبع: خبرگزاری داون)

تبصره:

پاکستان در طول تاریخ ۷۰ ساله‌اش بین دموکراسی و حاکمیت کامل اردو دست به دست بوده‌است، ولی اکنون زیر تهدید نوعی "کودتای دموکراتیک" قرار دارد. تاریخ به نخست‌وزیران آموخته است که فرمانده‌های ارتش را با دقت انتخاب کنند؛ همان فرمانده‌هایی که قادر اند آنان را به زندان اندازند یا به قتل رسانند.

از مداخلۀ ارتش در امور قضایی و سیاسی می‌توان از ذوالفقار علی بوتو مثال زد. جالب اینجا است که بعد از بدست گرفتن کنترول کامل و همه جانبۀ کشور، ارتش می‌خواهد به کارهایی دست زند که در آنجا مسئولیت ندارد. ارتش به نظارت از انتخابات و طراحی آن پرداخته‌است و اگر چیزی با این طرح در مخالفت قرار گیرد، آنان او را از بین برده و بار دیگر بر اساس منافع‌شان می‌سازند.

فساد مفکورۀ اصلی وضعیت فعلی پاکستان است. سیاست‌مدارانی را دیده‌ایم که با گذشت زمان ثروت‌مندتر شده‌اند و قضایایی را نیز علیه‌شان شاهد بودیم، ولی چشمان‌مان هرگز شاهد اتهام یک جنرال متقاعد یا در حال خدمت به قضیۀ فساد نبوده‌است، و هنوز هم ثروتی را که مالک اند، می‌بینیم. دو فرماندۀ اخیر ارتش، جنرال پرویز مشرف و جنرال راحیل شریف، هردو بعد از تقاعد‌شان به آرامی در سرزمین‌های خارجی مقیم شده‌اند. جالب این است که آنان بعد از مبدل کردن این سرزمین به بهشت، زندگی در این‌جا را قربانی تبعید به خارج از کشور کرده‌اند. هم‌چنان، هیچ محکمه‌ای جرأت نمی‌کند آنان را مواخذه کند.

اما در سوی دیگر، در خزان سال ۶۳۸م(۱۷ سال بعد از هجرت) خلیفه حضرت عمر رضی الله عنه به نزد شاعری بنام اشعث آمد تا در مورد شعری‌که در وصف خالد ابن ولید خوانده بود و از او ۱۰هزار درهم هدیه گرفته بود، اطلاع حاصل کند. حضرت عمر گفت که اگر او این پول را از جیب شخصی‌اش پرداخته، پس مرتکب زیاده‌روی در مصرف شده‌است و اگر از غنیمت‌ها داده، پس این دزدی است و به اخراجش دستور داد.

پس اگر جنرالی مانند خالد، که بخاطر دوباره برگرداندن نیرو‌های مسلح نظامی یک سرزمین تازه مسلمان شده، طوری‌که هیچ کسی دیگر قبلاً این کار را نکرده‌بود، توانست مواخذه شود، چرا ما نمی‌توانیم جنرال‌های امروز را مواخذه کنیم که کجای صداقت‌های‌شان دروغ است و این‌که منافع بزرگ‌تر‌شان-که مسلمانان پاکستان در طول ۷۰ سال اخیر بخاطر‌شان رنج می‌برند- چیستند؟

مردم پاکستان باید سیاست زردک و چوب را(در اصطلاح سیاست، ارائۀ تشویق برای رفتار خوب و ارائۀ تنبیه برای رفتار بد است) که بالای‌شان عملی می‌شود، بشناسند. نه دموکراسی راه‌حل مشکلات است و نه اقتدار ارتش از مورد استفاده و سوء استفاده قرار گرفتن، آنان را حفاظت می‌کند. این تنها یک خلیفۀ متقی است که با پیروی از گام‌های پیامبر مبارک ما صلی الله علیه وسلم و به نماینده‌گی از امت، با صلاحیت اقامۀ قوانین الهی، می‌تواند نقش یک سپر را برای‌شان بازی کند. انتخاب هر یک از این رقابت کننده‌گان-چه با کمک ارتش و چه بدون آن- مثمر نخواهد بود و عدالتی‌که هم‌اکنون صادر می‌شود، برای غارت بیشتر نیست، بلکه برای سبقت از جنرالان فاسد است. در واقع، این جنگ قدرت بین مؤسسات است، هم‌چون کفتارهایی‌که برای سهم بیشتر می‌جنگند.

تحت خلافت، تمام موسسات در چارچوب سرحدات‌شان برای اصلاح جامعه کار می‌کنند و تحت نظارت مستقیم خلیفه خواهند بود. نقش قوۀ قضائیه، فروکش کردن نزاع‌های در حال گسترش بین مردم و اعضای دستگاه‌های حکومتی، حکام و کارمندان، از خلیفه گرفته تا آنانی‌که در مقام‌های پایین‌تر اند، خواهد بود. ارتش مصروف امور مربوط به خودش؛ یعنی جهاد خواهد شد و می‌داند که این کار باعث رضایت الله سبحانه وتعالی خواهد شد، نه گرفتن ستاره روی کلاه. در نظام اسلام، قدرت جنرالان و صلاحیت قضات برای آن نیست که آنان را ترفیع دهد و یا ذکاوت و توانایی‌شان را کامل کند، در عوض آنان را مسئولیت‌پذیر می‌سازد تا بار این وظیفه را احساس کرده و متواضع و استوار می‌شوند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمایند:

«أَلاَ كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ فَالأَمِيرُ الَّذِي عَلَى النَّاسِ رَاعٍ عَلَيْهِمْ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ وَالرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ»

ترجمه: هرکدام‌تان سرپرست و هرکدام‌تان مسئول زیر‌دستان خویش هستید. حاکمی‌که بر مردم مقرر شده و سرپرست آن‌هاست، نسبت به آنان مسئول می‌باشد، و مردی‌که سرپرست خانواده‌اش است، نسبت به افراد خانه‌اش مسئول است.

نویسنده: اخلاق جهان

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

به دموکراسی پشت پا زده و به تأسیس خلافت اسلامی بشتابید

  • نشر شده در پاکستان

هرگز در دموکراسی رأی ندهید؛ زیرا جز معصیت چیزی دیگری نیست و بگذارید این پدیدۀ خبیث به مرگ خودش بمیرد!

(ترجمه)

حزب التحریر-ولایه پاکستان در 25 جولای 2018م کمپاین بزرگی را در آستانۀ انتخابات عمومی پاکستان راه‌اندازی نمود. در این مورد برگه‌ها توزیع گردیده، نشست‌های عامه شکل یافته و در محلات عام اعلاناتی نصب گردیده است که خواستار کنار زدن دموکراسی و تأسیس خلافت برمنهج نبوت می‌باشد. در واقع، امروزه دموکراسی در سراسر جهان به شمول کشور‌های غربی آخرین نفس‌هایش را می‌کشد. درک عامه نسبت به واقعیت دموکراسی این است که این نظام ثروت عظیمی را بخاطر حاکمیت طبقۀ نخبه تأمین می‌نماید و برعکس از حقوق عامه انکار می‌کند که این امر منجر به کاهش عضویت در احزاب سیاسی گردیده و حضور رأی‌دهنده‌گان را در انتخابات کم‌رنگ می‌سازد. بناءً چرا باید پاکستان در این روند جهانی به عنوان یک استثناء قرار گیرد؟ افزون بر این، تلاش نخبگان بر این است که آن‌ها همواره بالای جماعات و گروها با ادعای این‌که رأی دادن یک وجیبۀ اسلامی‌ست، اصرار می‌ورزند که این خود بیانگر بی‌رغبتی مردم در نظام دموکراسی و علاقۀ آن‌ها نسبت به اسلام می‌باشد.

با توجه به این امر، "باز گذاشتن فضا" چنین تعبیری‌که گویا رأی ندادن به فرد کمتر فاسد، فضا را به فرد فاسدتر باز می‌گذارد، آیا فرد مسلمانی می‌تواند ادعاء کند که او باید قمار بزند تا مبادا میدان قمار به قمارباز فاسد باز گذاشته نشود؟ آیا او می‌تواند بگوید که به عوض دو گیلاس شراب، یک گیلاس می‌نوشد، با این تعبیر که گویا "کمتر از دوبار گناه است"؟ آیا اصل قضیه این نیست که او به نوشیدن شراب هیچ گاهی امر کرده نشده است؟

چی چیزی او را وادار به گناه می‌کند؛ در حالی‌که چیزی در زمینه وجود ندارد که او را وادار به گناه کند؟ دموکراسی عبارت از اقتداری است که با آن‌چه الله سبحانه‌و‌تعالی نازل کرده است، در تناقض قرار داشته و مخالف آن حکم می‌کند. الله سبحانه‌و‌تعالی نه‌تنها که مسلمانان را از حکم کردن در چهارچوب دموکراسی منع نموده؛ بلکه به مسلمانان دستور داده است تا نسبت به آن کفر بورزند. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا﴾

                                                                                                                        [نساء: ٦٠]

ترجمه: آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه(از کتاب‌های آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده‌اند، ولی می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با این‌که به آن‌ها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند؛ امّا شیطان می‌خواهد آنان را گمراه کند و به بیراهه‌های دوردستی بیفگند.

رأی دادن به یک حاکم که بر اساس حکم اکثریت بجای قرآن و سنت حکم می‌کند، خود یک عمل گناه پنداشته می‌شود؛ درحالی‌که رأی دادن به خلیفه-که بدون در نظرداشت هوس و تمایلات مردم و براساس آنچه الله سبحانه وتعالی نازل کرده امر می‌کند- واجب می‌باشد. فلهذا مسلمانان نباید با رأی دادن در نظام دموکراسی خود‍‌را در حلقۀ گناه زنجیز بزنند. پس زمینه را برای فساد باز بگذارید تا اندک‌ترین امیدی را که نسبت به دموکراسی وجود دارد، از بین ببرد؛ زیرا به هر اندازه‌ای که فضای فساد مساعد باشد، دموکراسی هویت اصلی‌اش را آشکار می‌کند. بنا‌بر ‌این، مسلمانان باید با تمام قوت با شباب حزب التحریر به مقصد تأسیس خلافت برمنهج نبوت، در رأستای زنده ساختن حکم به آنچه الله سبحانه وتعالی نازل فرموده، یکجا شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

پاکستان با دموکراسی هیچ تغییری را شاهد نخواهد بود

  • نشر شده در پاکستان

در دموکراسی مهم نیست که کی رأی پاکستان را به دست می‌آورد؛ مردم به استعمار می‌بازند!

(ترجمه)

نتایج یازدهمین انتخابات سراسری پاکستان این را واضح ساخت که یک پاکستان جدید و یا هیچ تغییری توسط دموکراسی به وجود نخواهد آمد. از سوی دیگر، برنده‌های رأی مردم در ولایات کسانی اند که بعد از دهه‌ها تجربه مهارت زیادی در فساد دارند. از طرف دیگر، در مرکز برنده‌ها کسانی اند که ادعاء می‌کنند خواهان پایان‌دادن به فساد هستند، در حالی‌که رتبه‌های‌شان با فساد پر شده است، چون در دموکراسی فقط فاسدین "انتخابی" اند. این وضعیت رقت‌انگیز در زمان آمادگی‌های انتخاباتی واضح بود، با مصرف ده‌ها میلیون روپیه هزینه‌های فاسد در مبارزات انتخاباتی، برای اطمینان از شانس شان برای حکومت‌، تا این‌که بتوانند میلیاردها روپیه را برای خود تأمین کنند. دیگر، یازدهمین انتخابات سراسری تنها کفایت می‌کند، برای تأیید آن‌چه در ده انتخابات سراسری پیشین واضح بوده است.

 فارغ از این‌که کی رأی پاکستان را می‌برد، مردم به استعمار خواهند باخت. مانند انتخابات‌های گذشته، سازمان‌های استعماری، IMF(صندوق بین‌المللی پول) تخصیص بودجه را تعیین خواهد کرد(انکارکردن حق مسلم مردم در منابع سرشار پاکستان و غرق‌کردن آن‌ها در فقر). مانند تمام انتخابات‌ها گذشته، پنتاگون(وزارت دفاع)‌ امریکا و CENTCOM پالیسی نظامی پاکستان را تعیین خواهد کرد(محکوم‌کردن نیروهای مسلح ما به خدمت اهداف سیاست خارجی امریکا در خصوص افغانستان، هند و چین). و مانند انتخابات‌های گذشته، برای تعیین نصاب تعلیمی آینده‌ی کشور، و تضعیف وابستگی ما به اسلام،  USAID و UNESCO تصمیم‌گیری خواهند کرد. برنده‌ی رأی در دموکراسی فقط یک سوارکاری بالای یک اسب است که افسارش به طور محکم به دستان امریکا است.

یازدهمین انتخابات سراسری پاکستان تمام شده؛ ولی کمپاین حزب التحریر-ولایه پاکستان برای تأسیس دوباره‌ خلافت برمنهج نبوت ادامه خواهد داشت. دموکراسی به طور مکرر برای ما شکست خورده است و دوباره شکست خواهد خورد؛ با این وجود که به طور فرض رهبری جدیدی اسکان امور ما را به دست بگیرد. حالا زمانی است برای همه ما تا برای تأسیس دوباره‌ی حکومت آن‌چه که الله سبحانه وتعالی برای ما وحی کرده است، کار کنیم و با حزب التحریر در این راستا فعالیت کنیم. حزب التحریر با یک مسودۀ مفصل از خلافت، گروه‌های سرسپرده و زنان و مردان آگاه، از مراکش در غرب تا اندونیزیا در شرق برای رهبری ما برای حکومت توسط اسلام کاملاً آماده است. کار برای تأسیس خلافت یک وجیبه بالای همه‌ای ما است، به‌خاطری‌که حکومت اسلام در تمام امور مان یک انتخاب نیست؛ بل یک وجیبه از جانب الله سبحانه وتعالی است. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلاَ مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمْ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً مُبِينًا﴾

[احزاب: 36]

ترجمه: هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی را نرسد که چون الله(سبحانه‌وتعالی) و پیامبرش(صلی‌الله وعلیه وسلم) در کاری حکمی کردند، آن‌ها را در آن کارشان اختیاری باشد. هرکه از الله(سبحانه‌وتعالی) و پیامبرش(صلی‌الله وعلیه وسلم) نافرمانی کند، سخت در گمراهی افتاده است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تحلیل سیاسی هفته وار دکتور عثمان بخاش (ابو عبیده) رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

پنج شنبه، 13 ذو القعده 1439هـ.ق / 26 جولای 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

ایراد خطبۀ جمعه توسط استاد منذر عبد الله در مسجد الفرقان تحت عنوان "رویاهای صهیونست‌ها بر قلۀ کوه‌ها به زودی نابود خواهد گردید!"
کوبنهاجن، 14 ذو القعده 1439هـ.ق / 27 جولای 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

حزب التحریر-ولایه سوریه برای فرا خواندن مجاهدین به آغاز نبردها و عدم انتظار، در شهر الدانا واقع در حومۀ ادلب تجمع بر پا نمود.

جمعه، 14 ذو القعده 1439هـ.ق / 27 جولای 2018م

ادامه مطلب...

(ترجمه)

بدون شک، فرهنگ غرب-که امروز بر جهان حاکم است- فرهنگی است که مبتنی بر عقل و فطرت انسانی نبوده و بر یک اساس درست استوار نمی‌باشد؛ چون در اساس و جزئیاتش بر یک واقعیت مشخصی بروز کرده است ‌که حاکمیت کلیسا در زندگی از یک‌طرف، فلاسفه و مفکرینی‌که منکر وجود دین بودند، از طرف دیگر می‌باشد. نخست سبب اختلاف دیدگاه‌ این دو گروه در مورد انسان و حیات بود که بعداً باعث ایجاد سرمایه‌داری با نظام‌هایش گردید. بناءً فرهنگ غرب در مورد انسان از این دید که او انسان است، بحث نمی‌کند تا راه واقعی را برای حل مشکلاتش دریافت نماید، بلکه این فرهنگ قبل از این‌که در مورد واقعیت انسان و آنچه که به نفع و ضرر آن است بحث کند، در بارۀ آن حکم صادر می‌کند. از عمده‌ترین افکار تخریب کنندۀ آن مفکورۀ فردی و آزادی‌ها می‌باشد که مهم‌ترین مفاهیم این فرهنگ را تشکیل می‌دهند.

بناءً این فرهنگ راه را در پیش‌روی فرد کاملاً بازگذاشته تا هرکاری را که می‌خواهد، زیر نام آزادی انجام دهد و با این‌کار فطرت سالم و پاک جامعه را عوض می‌کند. زمانی‌که چنین شد، در مورد مهار طغیان این آزادی از طریق قوانین(مقید بودن آزادی فرد زمانی‌که به آزادی دیگران تجاوز نماید) بحث نمودند؛ اما با قوانین و ایدیولوژی وضعی‌شان نتوانستند جلو فساد را، که مانند آتش در علف زبانه می‌کشد، بگیرند. نتیجه چنان‌شد که با وجود داشتن زندگی مرفه، بسیاری از دنباله‌روان این فرهنگ، به خودکشی پناه می‌برند تا از زیر بار سنگین افکار ویرانگر این مفکوره نجات پیدا کنند.

جامعه به‌طرفی روان است که موافقت به آزادی‌هایی کند که در رسانه‌ها تقدیس می‌شوند و برنامۀ تعلیمی‌ای که نسل جدید را بر آسان‌سازی فحاشی و دوری از عفت تربیه می‌کند. علاوه بر قوانین وضعی، برهنه بودن، اختلاط، شراب و مخدراتی‌که عقل را از بین می‌برد، نیز جایز می‌داند. با این سبب، بسیاری از پدران باعث آزار و اذیت زنان، مادران و اطفال‌شان می‌شوند.

در یک درمان اصلاحی در امریکا، مؤسسه‌هایی برای معالجۀ آثار خشونت‌فامیلی در سال 1989م تأسیس شده بود و برای بازگشت زنان و اطفالی‌که از ناحیۀ مادی و یا معنوی متضرر شدند، کار می‌کند. این به‌قضایای بسیاری بر می‌گردد که در آن مناطق امنیت جامعه را تهدید می‌کرد. این مؤسسات هدف اولی‌شان حمایت از خانم‌ها و اطفالی است که خطر آن‌ها را تهدید کرده است؛ خطری‌که امنیت و سلامت افراد خانواده‌های غربی را تهدید می‌کند و در آینده از مهم‌ترین اسباب جدایی و پراگنده‌گی افراد خانواده‌های غربی به حساب می‌آید.

در یک احصائیه دقیقی‌که پولیس امریکا انجام داده، نشان می‌دهد که افراد قربانی خشونت خانوادگی، سالانه به 2928 تن رسیده و20 درصد زنان توسط شوهران قبلی خود به‌قتل می‌رسند؛ در حالی‌که یک میلیون زن دیگر از خشونت خانواده‌گی و حوادثی‌که منجر به استفاده از سلاح می‌شود، رنج می‌برد. چیزی‌که امنیت خانواده‌گی را در غرب تهدید کرده و به عوض محبت، راحتی و سازگاری، لانه‌ای برای جنایات گردیده است. در مقابل، اسلام جامعه و خانواده را با احکام الهی حفظ نموده، آن‌ها را سرپرستی می‌کند؛ اگرچه کسانی‌که دماغ‌های‌شان را از فهم حقیقت‌های آشکاری‌که نیاز به دلیل ندارد، بسته اند و این مسایل را نمی‌دانند، خصوصاً این‌که اسلام زن را به عنوان مربی و سرپرست فرزندان معرفی نموده است.

قوانین اسلام آنچه را که نظام سرمایه‌داری و آزادی‌ها از زن گرفته است، به او بر می‌گرداند. آزادیی‌که دشمنان زنان گمان می‌کنند اسلام زن را از آن محروم ساخته است، آزادی نیست؛ آن‌ها با قوانین ساختۀ‌شان زن را به حیث متاعی تحت نام آزادی در بازارها به فروش می‌گذارند. آن‌ها جسم زن و آنچه را که باید حفظ شود، می‌فروشند. همۀ این‌ها مشخص می‌سازد که زن از نظر آنان کالا و متاعی بیش نیست. به طور مثال 60 درصد اعلانات تجاری‌شان وابسته به جسد زنان است که مجلۀ امریکائی گلامور متخصص در امور زنان در یکی از شماره‌های آن نشان می‌دهد که 339 اعلان تجاری آنان از صورت زن کار گرفته شده است.

در مقابل متوجه می‌شویم، کسانی‌که ادعاء می‌کنند آزادی زن از این ناحیه است که او مالک خودش بوده و در آن حق تصرف را دارد، این مخالف فطرت و عقل ما است. اما دین اسلام زن را به قوانین لباس شرعی، منع خلوت با اجنبی، اختلاط وغیره حفظ نموده، آن را در ارتکاب فحشاء و منکرات، آزاد نگذاشته و برای اشباع غرایز، ازدواج را مشروع گردانیده است. اسلام با این‌کار زن را از ذلت نجات داده و دسترسی مردان  بیگانه را به زن سخت ساخته است. زن مقید به رابطۀ شرعی و محکم از جانب الله سبحانه وتعالی، که ازدواج است، می‌باشد و با این‌کار ارتباط خانواده‌گی استوار شده و نسل بشر نیز تکثیر می‌یابد. با این کار روابط اجتماعی به‌وجود می‌آید که فامیل‌ها دارای روابط دوستانه باشند. پس فامیل‌ها با مفاهیم قوی با هم رابطه بر قرار می‌کنند که مهم‌ترین آن‌ها نیکی به والدین وغیره می‌باشد.

در خاتمه باید گفت: آزادیی‌که غرب برای زن‌ها داده است، به‌شکل دلخراش در زنان، فامیل‌ها و جامعه تأثیر گذاشته و نه‌تنها جامعه را به طرف رفاه سوق نداده، برعکس جوامع غربی سخت دچار بی‌بندوباری، فقر فرهنگی، تشنجات خانوادگی و اجتماعی، تشوشات روحی... می‌باشد که اسلام به همۀ این‌ها راه‌حل واضح و معقول ارایه نموده است که آن از طریق دولت خلافت راشده بدست آمده و در این نظام تمثیل درست نیز می‌شود و زنان غرب و همه بشریت را از پرتگاه فرهنگ سرمایه‌داری نجات خواهد داد.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: غاده عبدالجبار(ام اواب)

ادامه مطلب...

(ترجمه)

با وجود روابطه نزدیکی‌که محمد بن سلمان-به عنوان یک مزدور وفا دار- همرای امریکا دارد، با وجود صدها میلیارد دالر که او برای تثبیت حکومت و تقویت موقعیت خود به عنوان تنها وارث تاج و تخت به امریکا پرداخته است و با وجود این‌که امریکا بر سعودی به عنوان یک دولت فرمانبردار و محور در منطقه اعتماد کرده و تحت رهبری آن قرار دارد، هنوز  سطح سیاسی و جایگاه سعودی در منطقه و جهان هم‌چنان در حال رکود است؛ بگونه‌ای‌که در تاریخ سلطنت سعودی هیچ سابقه‌ای نداشته است.

بن سلمان مقام‌ها و صلاحیت‌های زیادی را در اختیار داشته و هنوز هم در هر کار دخالت می‌کند. در حال حاضر وی باصلاحیت‌ترین مقام در سعودی بوده و تمام نظم اداری سعودی را تحت کنترول خود دارد. علاوه بر ولیعهدی، رئیس دفتر شاهی، مشاور ویژۀ شاه، وزیر دفاع، رئیس مجلس امور اقتصاد و توسعه، رئیس مجلس امور سیاسی و امنیتی، رئیس هیئت امنای صندوق شهداء، معلولین، اسراء و گم‌گشتگان، دارای حق تصرف در شرکت آرامکو و اختیار فروش 5 درصد از سرمایۀ آن در بازار جهانی و رئیس هیئت مدیرۀ صندوق سرمایه‌گذاری عمومی(صندوق دارائی عامه) می‌باشد. او رهبری است که لقب طوفان درهم‌شکن را به خود گرفته است و یا به عبارت دیگر، او از زمانی‌که به عنوان ولیعهد منصوب شده است، همه‌کاره در دولت آل سعود می‌باشد. بنابر این، حال که تمام قدرت در سعودی در دست محمد بن سلمان قرار دارد، پرسش اینست که به گذشت یک سال از قدرت وی، دست‌آوردهای وی چیست؟ درین خصوص می‌توان به موارد ذیل اشاره‌یی داشت:

1. در سطح روابط با امریکا:

محمد بن سلمان، سعودی را به طور کامل و شامل آن همراه با خسته‌های خرمایش به امریکا مرتبط ساخته است. سعودی به بهانۀ مبارزه با تروریزم در محور سیاست‌های امریکا می‌چرخد. بن سلمان با جیمز تایمز وزیر دفاع امریکا در تماس بوده و در راستای مبارزه علیه تروریزم  و از بین بردن آن، به دنبال ایجاد راه هماهنگی و توسعۀ همکارهای نظامی و دفاعی، عربستان سعودی و امریکا امریکا می‌باشد، و در همین ارتباط، از برگزاری نشست‌های تحت نام اجلاس عربی اسلامی و امریکایی سخن به میان می‌آورد؛ مجموعه نشست‌هایی‌که بین ملک سلمان و دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا صورت گرفته و هدف آن‌ها مبارزه با افراط‌گرائی عنوان شده است.

2. در سطح روابط با همسایه‌گان:

محمد بن سلمان دولت ایران را دشمن درجه اول خویش می‌خواند و تمام روابط دولتش را بر همین اساس مبتنی ساخته است. او از دشمنان واقعی خویش؛ مانند دولت یهود، امریکا و غرب بی‌خبر بوده و با آنان روابط استراتیژیکی را نیز بر قرار داشته است و در مواجهه در برابر آن‌چه را که دخالت‌های ایرانی در منطقه عربی می‌نامند، برخواسته است و خواهان محدودیت اقدامات و هماهنگی‌های مشترک دولت‌های عربی برای مقابله با ایران و تحت محاصره نگهداشتن آن بوده و می‌خواهد که جهان را علیه آن بشوراند. طوری‌که قطع روابط دیپلوماتیک سودان با ایران را یکی از ثمرات تلاش‌های خود می‌داند؛ چیزیکی منجر به نهادینه شدن دشمنی‌های سیاسی در میان سرزمین‌های اسلامی شده؛ درگیری‌های فرقه‌ای که سبب پارچه‌پارچه شدن گردیده و ضعیف شدن مسلمانان را افزایش می‌دهد؛ درگیری‌هایی‌که آن‌ها را از دشمن اصلی آن‌ها منحرف ساخته و در خدمت مهره‌های امریکائی قرار می‌دهد.

3. در سطح روابط میان دین و دولت:

محمد بن سلمان از طریق کاهش نقش سلفی‌ها در امور حکومتداری، روابط اسلام با دولت را در سعودی مورد صدمه قرار داده. سلفی‌ها؛ کسانی‌که از زمان تأسیس نظام شاهی سعودی حامیانی به مثابۀ ستون‌های این نظام بودند، بن سلمان می‌خواهد چهرۀ آنان را مخدوش ساخته و در تلاش است تا از شر میراث آن‌ها، که در سلطنت سعود تا زمان تأسیس آن به وسیلۀ انگلیس‌ها ریشه دواندنده است، نجات یابد؛ چنانچه اعلام نمود که وی اسلام معتدل و میانه‌رو را می‌پذیرد؛ اسلامی‌که دروازه‌اش بر تمام جهانیان باز باشد. وی اعلام نمود که او سلطنت آزاد را پایه‌گذاری خواهد نمود، به همین سبب صلاحیت‌های کمسیون امر به معروف و نهی از منکر را از آن‌ها گرفت. وی ایران، اخوان المسلمین و گروه‌هایی را که آنان را تروریستی می‌خواند، مثلث شر عنوان کرده و تلاش دارد تا این فکر را عام سازد که امروز وظیفۀ مسلمانان دوباره تأسیس مفهوم مثلث شر، مخصوص به خلافت بوده و این‌که مسلمانان به دنبال بنای امپراتوریی با توجه به درک و جاه‌طلبی‌های مثلث شر می‌باشند؛ طوری‌که به گمان بن سلمان، الله سبحانه وتعالی و پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم ما را به تأسیس دولت اسلامی(خلافت) امر ننموده و این‌که هر فرد حق انتخاب، باورها و آنچه را که به آن ایمان می‎آورد، دارد.

اما بن سلمان در خصوص وهابیت گفت: «آنچه را که وهابیت می‌نامند، درینجاه وجود ندارد؛ بلکه اغلب سعودی‌ها مسلمانان سنی مذهب می‌باشند، ما مسلمانان شیعه مذهبی را نیز داریم.» به همین ترتیب، بن سلمان اسلام سیاسی را با تمام جزئیات آن مورد حمله قرار می‌دهد.

4. در سطح روابط زن با مرد و جامعه:

بن سلمان با استفاده از هروسیله‌ای ممکن به طور فعالانه در تلاش است که جامعۀ سعودی را از طریق فاسدسازی زنان و تشویق آنان به برداشتن حجاب از چهره و اختلاط با مردان به فساد کشانده و از طریق پروژه‌های بیهوده و بی‌معنی تحت نظارت "بنیاد سرگرمی" می‌خواهد که ارزش‌های غربی را در یک کشور محافظه‌کار اسلامی، نهادینه نماید؛ مانند: اجازه دادن به شرکت و یا داشتن نقشی در سینما، تیاتر، موسیقی و ورزش برای زنان و ایجاد پارک‌ها و میدان‌های وسیعی درین ارتباط، و نیز از طریق پروژۀ گسترده‌ای تحت نام "نیوم و بحرالاحمر" که عبارت از یک شهرک رباتیک با قوانین آزادی شخصی و اختلاط غربی می‌باشد؛ مثلاً: درین شهرک زن حق دارد که لباس شناء پوشیده و با مردان در سواحل شناء نماید. هزینۀ ساخت این شهرک 500میلیارد دالر تخمین زده شده است. تحقق این پروژه جزء آرمان بلندپروازانه‌ای می‌باشد که بنام چشم‌انداز 2030م یاد می‌شود. این شهرک در دورترین منطقۀ شمال غربی سعودی به امتداد 460 کیلومتری کنار دریای سرخ بناء شده و قسمت از زمین‌های مرتبط به محدودۀ مصر و اردن را نیز در بر می‌گیرد. این شهرک در نزدیک سرزمین‌های اشغال‌شده توسط دولت یهود تأسیس می‌شود تا بدین‌وسیله این پروژۀ ترکیبی از فساد را کامل و انواع بسیار از رزایل را به یک‌بارگی نشر و عادی سازد.

5. در سطح مداخلات منطقه‌ای در دولت‌های همسایه:

درین ارتباط می‌توان بگونۀ مثال به یادآوری مداخلات سعودی در یمن اکتفاء کرد. بن سلمان طبق نقشه و فرمان امریکا در جنگ و درگیری‌های آن با مزدورهای انگلیسی، سعودی را در باطلاق یمن قرار داده و در ریختن خون بی‌گناهان و کشتار زنان و اطفال، تخریب شهرها، بی‌جاسازی یمنی‌ها و پارچه‌پارچه ساختن سرزمین یمن، سهیم ساخته است. علاوه بر آن، تمام این‌ها، دخالت سعودی در یمن خسارات اقتصادی بسیاری با عواقب فاجعه‌بار زیادی برایش وارد نموده است؛ این جنگ هزینۀ روزانۀ سعودی را به 200 میلیون دالر رسانده است.

6. در سطح اقتصادی:

وضعیت اقتصادی سعودی تحت رهبری بن سلمان هم‌چنان درحال بدتر شدن است. برنامۀ اصلاحی بن سلمان به کاهش سریع سطح اقتصادی، با درصدی بالایی از تورم، رکود و ضعف رشد منجر شده است؛ درحدی‌که دولت به اقدامات ریاضتی اقتصادی روی آورده، مالیات را افزایش داده، قیمت‌ها را بالا برده و شرکت‌های خارجی را مجبور به پرداخت ماهانه‌های هنگفتی نموده است. و ضعیت اقتصادی در سعودی باعث خروج صدهاهزار تن از ساکنین این سرزمین و فرار سرمایه‌های بسیاری از آنان شده است، به ویژه پس از این‌که ده‌ها شاهزاده و مقامات بلندپایۀ دولت، به بهانه‌ای مبارزه با فساد بازداشت و از آن‌ها اخاذی شد. وضعیت کنونی سعودی باعث ترس از سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها شده است. درصدی تولید داخلی نسبت به سال 2017م به 0.7 درصد برگشته، طبقۀ فقیر سعودی به 20 درصد و نرخ بیکاری به 13 درصد رسیده است.

 این‌ها خلاصه‌ای برجسته‌ترین دست‌آوردها؛ بلکه گندکاری‌های بن سلمان پس از یک سال قدرت آن می‌باشد.

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: ابوحمزه الخطوانی

مترجم: علی مطمئن

ادامه مطلب...

ارایه کننده: ابو انس الحصری

شنبه، 08 ذو القعده 1439هـ.ق / 21 جولای 2018م

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه