- نشر شده در ویدیوها
ایراد پیامی از مسجد توسط دکتور محمد عفیف شدید
چهار شنبه، 19 ذو القعده 1439هـ.ق / 01 آگست 2018م
ایراد پیامی از مسجد توسط دکتور محمد عفیف شدید
چهار شنبه، 19 ذو القعده 1439هـ.ق / 01 آگست 2018م
ارایه کننده: شیخ محترم یوسف مخازره (ابو الهمام)-سرزمین مبارک (فلسطین)بیت المقدس.
07 ذو القعده 1439هـ.ق / 20 جولای 2018م
گفتوگوی آزاد که تلویزیون الواقیه با استاد حسن حمدان (ابو البراء) از ولایه اردن در مورد موضوع "روابط غرب با غربیها تحت فشار منافع" اجرا نمود.
پنج شنبه، 13 ذو القعده 1439هـ.ق / 26 جولای 2018م
حزب التحریر-ولایه تونس در اعتراض به تصمیم کمیتۀ حقوق بشر و آزادیها -که در اجزاء و کلیات با احکام الله سبحانه و تعالی در تناقض قرار دارد- و فرا خواندن به ایستادن و اعتراض بر این استهزاء و مسخرگی، تجمع اعتراضی بر پا نمود.
ایراد خطبۀ جمعه توسط سامر عید در مسجد جامع الاحسان واقع در شهر اریحا.ادلب
14 ذو القعده 1439هـ.ق / 27 جولای 2018م
(ترجمه)
خبر:
روزنامۀ نیویارک تایمز در هشتم جولای سال روان گزارشی را از مخالفت مقامات بهداشت دولت ترامپ با قطعنامۀ سازمان بهداشت جهانی در حمایت از تغذیۀ نوزادان با شیر مادر، که پژوهشهای علمی سالها نشان داده است که سالمترین گزینه برای نوزادان است، منتشر نموده است. هیئت امریکا با در نظرگرفتن منافع تولید کنندگان شیرخشک، تلاش دارند تأکید این قطعنامه را که از دولتها خواسته بود "دادن شیر مادر به نوزادان را حفاظت، حمایت و ترغیب کنید" حذف کنند، در حالیکه بسیاری از متخصصان اثرات زیانبار تغذیه با مکملهای صنعتی و شیرخشک را روی سلامت کودکان بارها خاطر نشان نموده اند.
تبصره:
عکسالعمل دولت امریکا در رابطه به این قضیۀ سیاسی بیانگر رقابتهای بیرحمانۀ نظام سرمایهداری میباشد، طوریکه کشورهاییکه از تغذیۀ نوزاد با شیر مادر حمایت کردند، از سوی دولت ترامپ مورد تهدید قرار گرفته که با مجازات اقتصادی و فشارهای سیاسی مواجه خواهند شد. اکوادور اولین کشوری بود که بر سر راه منافع خودخواهانۀ امریکا قرار گرفت. قسمیکه واشنگتن با صراحت بیان کرد که این امر "مجازات تجاری و قطع کمکهای نظامی را در بر دارد"؛ در نتیجه اکوادور از تصمیم خویش منصرف شد و از دستورالعمل امریکا پیروی نمود.
استراتیژی تمام کشورهای سرمایهداری اینست که به ظاهر چهرۀ دموکراتیک از خود نشان داده؛ اما به مجرد اینکه منافعشان از سوی هرچیزی به خطر بیفتد، با رفتار بسیار شدید دیکتاتوری با آن برخورد میکنند، و این بیانگر آن است که نظام سرمایهداری ارزش زندگی، سلامت انسان و منافع افراد را حتی آسیب پذیرترین قشرجامعه، که عبارت از کودکان و سالمندان هستند، قربانی منافع اقتصادی و قدرتهای سیاسی خویش نموده و اینها را منحیث خدایان خویش پرستش مینمایند. کشورهاییکه با خشم و تهدید امریکا مواجه شدند، آنها این مسئله را برملا ساختند؛ اما نخواستند که نامشان فاش شود؛ زیرا از اقدامات تلافیجویانۀ این کشور هراس دارند.
در حقیقت ملتهای دموکراتیک بیشترین سود و مفاد را ازکشورهاییکه مورد انتقاد قرار داده و به اصطلاع جهان سوم مینامند، حاصل میکنند. چنین رفتارهای ریاکارانه و فریبآمیز از آغاز نظام سرمایهداری تا کنون آشکارا بوده و هیچگونه اصلاحات را برای بشر ببار نیاورده و نخواهد آورد.
هنگامیکه ما سیاستهای نظام سرمایهداری را با سیاستهای منصفانه و بشردوستانۀ نظام اسلام مقایسه کنیم، میتوانیم تفاوتهای بزرگی را در تحت دو نظام زندگی را که عبارت از نحوۀ برخورد با فطرت انسانی و رشد و پرورش شخصیت افراد جامعه است، دریابیم. نظام اسلام هیچگاه سلطه و قدرت یک تعداد خاص را بالای سایر افرادیکه حقوقشان را پایمال کنند، نمیپذیرد. چنانچه هر سرزمینیکه در زیر چتر خلافت زندگی میکرد، از تمام امکانات اجتماعی و سیاسی آن دولت برخوردار بوده، حتی بعد از اینکه اسلام قدرت سیاسی خویش را از دست داد، افراد مسلمان باقی مانده و تأثیر مثبت نظام اسلام بعد از صدها سال باقی مانده و باعث شده تا به امروز این نظام مورد تحسین و ستایش قرار گیرد.
در برنامههای امپریالستی و مستعمراتی اروپا و امریکا هیچ کشوری از تماس با این نظام بهره نبرده است، جز اینکه برایشان غم و اندوه، نقص حقوق و غارت منابع طبیعی سرزمینهایشان چیز دیگری به میراث نگذاشته است. نظام سرمایهداری از گذشته تا عصر کنونی عمداً جنگ و قحطی را منحیث صلاح برای کنترول جوامع استفاده مینماید. بناءً ملت خویش را که تمایل به تطبیق این نظام نداشته، به وسیلۀ ایجاد ترس و وحشت حکمروای میکند.
استدعا مینمایم تا الله سبحانه وتعالی بار دیگر این نظام برجستۀ خلافت اسلامی را به سرزمینهای مسلمانان بازگرداند تا به این ترتیب سیاستهای لیبرال دموکرات سرمایهداری خاموش شده و از قید این نظامهای فاسد و زیانآور رهایی یابیم. الله سبحانه وتعالی اسلام را منحیث نظام ناب و عدالت خواه که از طرف او سبحانه وتعالی برای بشر نازل شده و هیچگونه بیعدالتی و خودخواهی را نمیپذیرد، توصیف نموده است.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ ۚ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا ۖ فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ أَنْ تَعْدِلُوا ۚ وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴾
[نساء: 135]
ترجمه: ای اهل ایمان، نگهدار عدالت باشید و برای الله(سبحانه وتعالی) گواهی دهید؛ هرچند بر ضرر خود یا پدر و مادر و خویشان شما باشد(برای ه کس شهادت میدهید)؛ اگر فقیر باشد یا غنی، الله(سبحانه وتعالی) به(رعایت حقوق) آنها اولی است، پس شما(در حکم و شهادت) پیروی هوای نفس نکنید تا مبادا عدالت نگاه ندارید و اگر زبان را(در شهادت به نفع خود) بگردانید یا(از بیان حق) خودداری کنید، الله(سبحانه وتعالی) به هرچه کنید، آگاه است.
از اینرو تنها دولت اسلامی که عبارت از خلافت اسلامی به طریقۀ پیامبرﷺ میباشد، میتواند از حقوق تمام انسانها هم از پیر و جوان محافظت کند.
نویسنده: عمرانه محمد
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
صندوق بینالمللی پول(IMF) در حالحاضر دومین جلسۀ بررسی خودرا با دولت اردن و شخصیتهای غیررسمی برگزار میکند تا به برنامۀ اصلاحات اقتصادیاش برای اقتصاد اردن بازاریابی کند. براساس بررسی ما، نسبت به آنچه صندوق بینالمللی پول در ویبسایتشان تحت عنوان "پرسشهای مکرراً پرسیده شده در مورد اردن و صندوق بینالمللی پول" به نشر رسانیده است، موارد ذیلرا میخواهیم اشاره کنیم:
اول: برای خواننده در مورد نشست صندوق بینالمللی پول سوال ایجاد میگردد با وجودیکه سوالات و جوابات در آنجا موجود است که نشان میدهد که این صندوق خودرا منحیث حاکم باالفعل اردن قرار داده است و این خود از ماهیت پرسشها آشکار میباشد، بطور مثال: دیدگاه صندوق بینالمللی پول در مورد کمکهای مالی، که برخی از کشورهای خلیج به ارزش 2.5 میلیارد دالر به اردن متعهد هستند، چیست؟ واکنش صندوق بینالمللی پول به رویدادهای اخیر در اردن چیست؟ چه اقداماترا صندوق بینالمللی پول برای مقابله با فساد، افزایش شفافیت و نظارت بهتر در اردن انجام داده است؟
چگونه میتواند یک کشور با عزت، چنین توهین و مداخلهایرا در مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی خود اجازه دهد؟ و چه زمانی چنین گستاخی نحوۀ گفتار و برخوردرا قبول میکند؟ اگر حُکام اردن چنین سطح برخورد و گستاخی صندوق بینالمللی پول را قبول دارند، پس مردم اردن، که به دین و وقارشان افتخار دارند، چنین بی عدالتیرا هرگز نپذیرفته و ایشان این مصرع شعر را در مقابل آنها یادآور میشوند که گفته است: تمام مشکلات تحمل میشود، اما تحقیر تحمل نمیشود... زندگی انسان صالح تحت ظلم و ستم، مانند کشته شدناش می باشد.
دوم: کسیکه پرسش و پاسخهای صندوق بینالمللی پول را بخواند، متوجه خواهد شدکه در آن مشخص شده است تا مالیات بر درآمدرا که قصد دارند بهزور به مردم اردن تحمیل کند، تأیید خواهد شد و وهمچنان در آن آمده است تا برای افراد تحت امرش درمورد چگونگی تطبیق آن رهنمایی کند تا مردمرا برای پذیرش آن متقاعد سازد. به همین خاطر بعد از ناکامی مزدورانش، خواسته است تا با شخصیتهای غیررسمی ملاقات نموده و آنها را برای راه حلهای پیشنهادی و برنامههای اقتصادیاش قناعت دهد.
برای یک کشوریکه ادعای حاکمیت بر قلمرواشرا دارد، این یک نشانۀ خطرناک است که به کارشناسان صندوق بینالمللی پول اجازه دهد تا با شخصیتهای غیررسمی دیدار کند. چگونه حاکمیتی اجازه میدهد تا ابزار استعماری امریکا بهخواست خود جستجو کند و یا هرکسی را خواسته باشد ملاقات کرده و قوانینیرا که بخواهد نیز تحمیل کند؟
تا جائیکه موضوع حاکمیت شما(رژیم اردن) مطرح است، ما میبینیم که حاکمیت شما فقد در برابر زنان و کودکان درعا است که شما از ورودشان به اردن جلوگیری کردید و آنهارا ترک کردید تا شکار شبهنظامیان بشار و ایران شوند. همچنان حاکمیت شما صرف در برابر حاملین مخلص دعوت بوده که به خانههایشان یورش برده و باعث وحشتزدگی اطفالشان میشوید و این مخلصینرا به اساس اتهامهای دروغین سازمانهای امنیتی بازداشت مینماید.
کارشناسان صندوق بینالمللی پول هزاربار خطرناکتر از، به اصطلاح تروریزم است که مردمرا شب و روز از آن میترسانند. کارشناسان صندوق بینالمللی پول کسانی هستند که ملکیت عامۀ مردم اردنرا تحت نام خصوصیسازی به سرمایهگذاران فروختند. آنها کسانی هستند که پول جیب فقرا را سرقت میکنند. آنها کسانی هستند که با حملۀ وحشیانۀ خود بهبرنامۀ درسی فرزندان ما میخواهند آنهارا فاسد کنند، و آنها نیز باعث گردیدند که میزان قروض به حدود ۹۴درصد تولیدات ناخالص داخلی برسد. آنها این کار را توسط افراد مفسد تحت امرشان، که در نهادهای دولتی برای تباه ساختن و فاسد کردن این نهادها جابجا کرده اند، انجام میدهند تا این نهادهارا طعمۀ خود بسازند.
سوم: ما شخصیتهای غیررسمیرا که کارشناسان صندوق بینالمللی پول میخواهند آنهارا ملاقات کنند، خطاب قرار میدهیم. ما به شما توصیه میکنیم که با کارشناسان صندوق بینالمللی پول دیدار نکنید و موقف را اختیار کنید که باعث رضایت الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم گردیده و از فقریکه آنها شمارا میترسانند، مبنی بر اینکه اگر به گفتههایشان عمل نکنید فقر همه کشور را فرا خواهد گرفت، گوش نکنید؛ زیرا الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾
[بقره: ۲۶۸]
ترجمه: شیطان شما را وعده تهی دستی میدهد و به انجام گناه شمارا دستور میدهد، ولی الله(سبحانه وتعالی) به شما وعدۀ آمرزش خويش و فزونی(نعمت) میدهد. الله(سبحانه وتعالی فضل و مرحمتش) وسيع(و از همه چيز) آگاه است.
به وعدههای دروغین آنها گوش ندهید، زیرا الله سبحانه وتعالی از مردمان همانند آنها شمارا هشدار داده است، او سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا﴾
[نساء: ۱۲۰]
ترجمه: شیطان بدانان وعدهها میدهد و به آرزوها سرگرم میكند، و اهريمن جز وعدههای فريبكارانه بديشان نمیدهد.
پس برای خود موقف با عزترا برگزینید که استعمارگران بدانند این امت توسط مردان واقعی و موقفهای صادقانۀ آنها به پیش میرود. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ * وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾
[انفال: ۲۴]
ترجمه: ای مؤمنان! فرمان الله(سبحانه وتعالی)را بپذيريد و دستور پيامبر او را قبول كنيد، هنگامیكه شما را به چيزی دعوت كند كه به شما زندگی(مادی و معنوی و دنيوی و اخروی) بخشد، و بدانيد كه الله(سبحانه وتعالی) ميان انسان و دل او جدائی میاندازد، و بدانيد كه همگان در پيشگاه الله(سبحانه وتعالی) گرد آورده میشويد(و به حساب و كتابتان رسيدگی میگردد). خويشتن را از بلا و مصيبتی به دور داريد كه تنها دامنگير كسانی نمیگردد كه ستم میكنند(بلكه اگر جلو ستمگاران گرفته نشود، خشك و تر به گناۀ آنان میسوزد) و بدانيد كه الله(سبحانه وتعالی) دارای كيفر سخت و مجازات شديد است.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه اردن
(ترجمه)
پرسش:
رئیس جمهور امریکا و رئیس جمهور روسیه به تاریخ 16 جولای 2018م در هلسینکی پایتخت فنلند با یکدگر دیدار و گفتگو نمودند؛ آیا این دیدار به معنی پایان تنشها میان دو دولت است؟ و آیا این دیدار ربطی به نشست کشورهای ناتو به تاریخ 12 جولای 2018م و تنشهایی ناشی از آن میان امریکا و همپیمانان اروپائی آن دارد یا خیر؟ دیگر اینکه آیا این دیدار تأثیری بالای روابط روسیه با چین خواهد گذاشت؟ و پرسش اخیر اینکه آیا این دیدار تأثیری بالای حل و فصل قضیۀ سوریه دارد؟
پاسخ:
پس از مدتی تقریباً طولانی که از بالا گرفتن تنشها در روابط امریکا و روسیه میگذرد، دیدارها در سطوح بالا میان دو کشور متوقف گردیده بود. این تنشها از سال 2014م و زمانی بالا گرفت که روسیه جزیرۀ کریمیه را به خاک خودش پیوند داد و امریکا و اروپا در واکنش به این اقدام روسیه، تحریمهای اقتصادی را علیه آن وضع نمودند. تنشهای یاد شده در اواخر حکومت اوباما و با متهم نمودن روسیه به مداخله در انتخابات امریکا به نفع ترامپ، شدت بیشتری گرفت و از آن زمان به بعد، دیدارها در سطوح بلند میان دو دولت عملاً متوقف گردید. هرچند رئیس جمهور دوکشور، پیش از این دیدار، دو بار دیگر نیز با یکدیگر ملاقات نمودند؛ چنانچه در حاشیۀ نشست کشورهای بیست در هامبورگ در ماه جولای 2017م و در حاشیۀ نشست اقتصادی(اوپیک) در ویتنام در ماه نومبر سال 2017م با یکدیگر ملاقات و گفتگو نمودند، اما این ملاقاتها در حد یک نشست نبود، چنانچه دیدارهای گذرا بوده و بررسی قضایای داغ را در بر نگرفت.
در یک و نیم سالیکه از عمر ادارۀ حکومت ترامپ میگذرد، روسیه بارها تلاش نمود تا رئیس جمهوران دو کشور در یک نشست مشترک با هم گفتگو نمایند، اما امریکا پیوسته چنین نشستی را به تأخیر میانداخت و هدفاش از این کار، اعمال فشار بالای روسیه بود. روسیه همواره منتظر بود ترامپ برای بهبود روابط دوجانبه میان دو کشور ابتکاری به خرج دهد، اما در عین حال این را نیز درک مینمود که ترامپ برای چنین کاری با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکند؛ زیرا امریکا به دلیل رویکردهای ترامپ، در معرض امواج بزرگی از مخالفتها قرار دارد که برخی از پیامدهای آن را میتوان در تحقیقات باز علیه روسیه و استعفای شماری از اعضای تیم ترامپ به سبب روابط ادعا شده با روسیه مشاهده نمود.
به این ترتیب، دیدار کامل در سطح یک نشست با امریکا، همواره یکی از آرزوهای بزرگ روسیه باقی ماند که روسها در براورده شدن آن ناکام مانده بودند و این کار تنها زمانی ممکن شد که امریکا خود تصمیم چنین نشستی را گرفت، چنان چه «هاریت مارکویس سخنگوی شورای امنیت ملی امریکا به تاریخ 21 جون 2018م اعلان نمود که بولتون مشاور رئیس جمهور امریکا در امور امنیت ملی در اواخر ماه جاری وارد مسکو خواهد شد تا هماهنگیهای لازم جهت برگزاری نشست مشترک میان روسیه و امریکا را بررسی نماید.» (منبع: آژانس خبری سپوتنیک روسیه 24 جولای 2018م) بنابر این، مهمترین چیزیکه در خصوص این دیدار به تاریخ 16 جولای 2018م باید بررسی گردد، این است که چرا امریکا-نه روسیه- تصمیم به برگزاری چنین نشستی میان دو رئیس جمهور گرفت و امریکا در این دیدار دنبال چه چیزی است؟ برای روشن شدن این پرسش به بررسی امور زیر میپردازیم:
با توجه به اقداماتیکه دستگاههای حکومت امریکا در قبال روسیه انجام دادند، انتظار نمیرود فشارهای امریکا بالای روسیه، با وجود دیدار مشترک دو رئیس جمهور، چنانکه روسها میخواهند، کاهش یابد و این بدان معنی است که امریکا به انگیزههای دیگری حاضر شده با درخواست قدیم و جدید روسیه برای دیدار مشترک رئیسان جمهور دو کشور پاسخ مثبت دهد. این انگیزهها را میتوان با توجه به شرایط ماحول این دیدار بررسی نمود.
2. دیدار امریکا و روسیه در حالی صورت میگیرد که امریکا سرگرم جنگ تجاری با دو دشمن بزرگ است: یکی اتحادیۀ اروپا و دیگری چین. ظاهراً هدف امریکا از این دیدار، استفاده از روسها علیه این دو دشمن است.
در خصوص اتحادیۀ اروپا، امریکا تصمیم گرفت فوراً پس از نشست اعضای ناتو در بروکسل و در میان اختلافات بزرگ میان اتحادیۀ اروپا و امریکا، با روسیه دیدار نماید. «نشست اعضای ناتو امروز در حالی در بروکسل آغاز گردید که انتظار میرود تنشهای زیادی در آن بالاگیرد، به ویژه میان واشنگتن و همپیمانان اروپائی آن بر سر اختلافاتیکه در سکتور تجارتی، هزینههای دفاعی و توافق هستهای با ایران جریان دارد. ینس استولتنبرگ سرمنشی ناتو پذیرفت که اختلاف نظرهایی میان این همپیمانان وجود دارد.» (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 11 جولای 2018م)
ترامپ رئیس جمهور امریکا برای نخستین بار در تاریخ روابط دوجانبه میان اعضای پیمان اتلانتیک، اتحادیۀ اروپا را علناً "دشمن" خطاب نمود. دیدار با روسها یکی از مهمترین ابزار اعمال فشار امریکا علیه اروپائیان بود. جزئیات بیشتر از این قرار است:
الف) ترامپ رئیس جمهور امریکا به اروپائیان هشدار داد که در خصوص اوکراین با روسیه کنار بیایند، چنانچه دونالد توسک رئیس شورای اروپا در اظهاراتی گفت: «دونالد ترامپ به من گفته که انگیزههای سیاست روسیه در قبال اوکراین توجه او را به خود جلب نموده و پذیرفته که در خصوص اوکراین احساسات کمی داشته. توسک که در شبکۀ تلویزیونیTVN24 پولند صحبت مینمود، افزود: «در جریان چند باریکه دونالد ترامپ با من صحبت مینمود، هرگز کوشش نکرد احساس ضعیفاش در قبال قضیۀ اوکراین را مخفی نگهدارد و به نظر میرسد او در خصوص آنچه روسیه در اوکراین انجام داد گشادهگی بیشتری دارد.» (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 15 جولای 2018م) آنچه قضیه را حساستر میکند این است که رئیس جمهور امریکا در جریان گردهمایی "هفت دولت بزرگ جهان" در ماه جون گذشته اعلان نمود که: «روسیه به این دلیل شبه جزیرۀ کریمیه را به خاک خود ملحق نمود که اکثریت ساکنین آن به زبان روسی صحبت میکنند.» (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 15 جولای 2018م) این امر در اروپا مسئلهای بینهایت حساس میباشد، زیرا اروپائیان اقدامات روسیه در اوکراین را بازی با امنیت تمام اروپا بر میشمارند که به هیچوجه نباید در قبال آن گذشتی صورت گیرد. به همین دلیل است که اظهارات ترامپ در این خصوص از نظر اتحادیۀ اروپا مسئلۀ بسیار خطرناک برای اروپا قلمداد میشود، زیرا این اظهارات به معنی چراغ سبز نشان دادن به اروپا برای شکستن حریم مرزی و نقشۀ اروپا از جانب شرق میباشد.
ب) هشدار ترامپ به اروپائیان برای بازگرداندن روسیه به گروه هفت قدرت بزرگ: «دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا به تاریخ 8 جون 2018م از سایر اعضای گروه هفت کشور بزرگ صنعتی خواست تا در خصوص بازگرداندن روسیه به این گروه فکر نمایند. ترامپ پیش از سفر به کانادا برای مشارکت در نشست این گروه گفت: "آنها روسیه را از این گروه بیرون راندند و حالا موظف اند آن را بر گردانند، زیرا روسیه باید روی میز گفتگوها در کنار ما حضور داشته باشد." لازم به ذکر است که روسیه پس از آن که شبه جزیرۀ کریمیه را به خاک خود ملحق نمود از گروه هشت اخراج شد و پس از آن، این گروه تنها هفت عضو دارد.» (منبع: شبکۀ العربیة نت 8 جولای 2018م)
ج) شبکۀ الجزیره به تاریخ 15 جولای 2018م، یعنی پس از پایان نشست ناتو با انتشار گزارشی چنین گفت: «رهبران اروپا از نزدیک شدن روسیه و امریکا احساس خطر نموده اند.» یکی از نشانههای این احساس خطربزرگ اروپا از نزدیکی امریکا با روسیه، اظهارات وزیر خارجۀ آلمان است: «هایکو ماس وزیر خارجۀ آلمان به دونالد ترامپ هشدار داد که مبادا در جریان دیدارش با پوتین رئیس جمهور روسیه، به نمایندهگی از همپیمانان اروپائیاش معاملۀ یک جانبهای را با روسیه انجام دهد. ماس که با روزنامۀ Bild مصاحبه مینمود افزود: هرگونه معاملۀ یک جانبه به نمایندهگی از همپیمانان، ایالات متحده را نیز متضرر خواهد نمود. بدون شک کسیکه به هم پیماناناش ضربه زند، اصل بازی را به خطر میاندازد.» (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 15 جولای 2018م) نزدیکی امریکا با روسیه ممکن است ضررهایی را متوجه اتحادیۀ اروپا کند، چنانچه باعث میشود تحریمهای اعمال شده از جانب اروپا علیه روسیه به دلیل قضیۀ کریمیه، که هر شش ماه تمدید میگردد، بیتأثیر خواهد شد و آنگاه روسیه به دولتهای اروپائی اعتنائی نخواهد کرد.
د) ترامپ رئیس جمهور امریکا، که حکمت سیاسی ندارد، دست از تهاجم علنی به اتحادیۀ اروپا بر نمیدارد، به ویژه آلمان در خصوص خریداری گاز روسیه، چنانچه در پاسخ به پرسش منتشر شده به تاریخ 17 جولای 2018م نیز به آن اشاره نمودیم که او یک بار اروپا را "دشمن" میخواند، بار دیگر، دیگران را علیه آن تحریک میکند، چنانچه در نصیحتاش به نخستوزیر انگلیس در جریان دیداریکه با وی در لندن داشت، «تریزامی در گفتگوییکه با بی بی سی داشت، در پاسخ به پرسشیکه در خصوص نصیحت ترامپ به وی مطرح گردید، گفت: او به من گفت که من باید به جای مذاکره با اتحادیۀ اروپا، این اتحادیه را محاکمه کنم.» (منبع: شبکۀ بی بی سی 15 جولای 2018م) هرچند انگلیس علناً قصد دارد از اتحادیۀ اروپا بیرون شود، اما در خصوص روسیه با اتحادیۀ اروپا هم نظر میباشد و بعید نیست اقدامات تحریکآمیز انگلیس علیه روسیه به هدف مختل نمودن دیدارها میان روسیه و امریکا صورت گرفته باشد. «سایت Mil Radar که در خصوص تحرکات هوائی فعالیت دارد، با انتشار خبری گفته که یک فروند طیارۀ وابسته به نیروهای نظامی هوایی انگلیس در سواحل شبهجزیرۀ کریمیۀ روسیه پرواز نموده و عملیات اطلاعاتی انجام داده است.» (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 15 جولای 2018م)
به این ترتیب، فشارهای امریکا بر اروپا، اعم از هشدار به بازگرداندن روسیه به گروه هفت کشور بزرگ صنعتی، به رسمیت شناختن جزیرۀ کریمیه به عنوان بخشی از خاک روسیه به گونۀ غیرمستقیم، بیاعتنائی به حمایت از اوکراین در برابر تهاجمات اتباع روسیه در شرق این کشور(تقاطعهای دونیتسک و لوغانسک) و بهبود روابط امریکا با روسیه از طریق دیدارهای دوجانبه، همه و همه هشدارهای بزرگی است که امریکا متوجه اتحادیۀ اروپا میکند. این هشدارها هرچند غیرمستقیم صورت میگیرد، اما هدف از آن، این است که امریکا از اروپا میخواهد در هزینههای دفاعی ناتو سهم بیشتری بگیرد، یعنی امریکا از طریق نزدیکی با روسیه، بالای اتحادیۀ اروپا فشار وارد میکند و این دقیقاً یکی از اهدافی اساسی دیدار ترامپ را با پوتین تشکیل میدهد.
3. اما در خصوص چین قضیه از این قرار است:
الف) دیدار رئیس جمهور امریکا و روسیه در خصوص چین نیز درست زمانی صورت گرفت که امریکا جنگ تجاریاش را با پیکینگ عملاً آغاز نمود. به مجرد اینکه چین خدماتاش را به امریکا انجام داد و موقف خشن کوریای شمالی را نرم نمود و به این ترتیب امریکا قضیۀ کوریای شمالی را در لست قضایای صلحآمیز گذاشته و شبح جنگ در شبه جزیرۀ کوریا بر طرف گردید، چنانچه سران امریکا و کوریای شمالی به تاریخ 12 جون 2018م در سنگاپور با یکدیگر ملاقات نمودند و در پی آن چین به دلیل تلاشهایش در راستای زمینهسازی برای این ملاقات، از جانب رئیس جمهور امریکا اظهار سپاس و قدر دانی دریافت نمود، به مجرد آن که این کارها صورت گرفت، امریکا شروع به عملی نمودن سیاستهایی نمود که حتی پیش از رئیس جمهور شدنش علیه چین اعلان نموده بود. امریکا سالانه مالیاتی به قیمت 50 میلیون دالر را بالای واردات اجناس چین به امریکا وضع نمود. چین نیز در واکنش، مالیاتی به همین قیمت بالای وارداتش از امریکا وضع کرد. سپس امریکا اعلان نمود که در خصوص واردات از چین نقشۀ جدیدی دارد که بر اساس آن سالانه 200 میلیارد دالر بالای واردات چینی اعمال خواهد شد و این مبلغی است که ممکن نیست چین بتواند آن را بالای واردات امریکا وضع کند، زیرا مجموع واردات چین از امریکا به 130 میلیارد دالر میرسد؛ در حالیکه صادرات آن به امریکا به 500 میلیارد دالر میرسد. این نقشۀ جدید چین را وادار خواهد نمود تا برای پاسخ دادن به جنگ تجاری امریکا، روشها و وسایل دیگری را جستجو نماید.
ب) یکی از این روشهای چین، این بود که خود را به روسیه نزدیک کند، چنانچه نشست اخیر اعضای سازمان شانگهای را به تاریخ 10 جولای 2018م در چین و همزمان با گردهمایی هفت دولت بزرگ صنعتی به تاریخ 9 جولای 2018م در کانادا برگزار نمود، گردهماییکه روسیه در سال 2014م از آن اخراج گردیده بود.
این دو گردهمایی بیانگر دو پارچهگی جهان است؛ غرب در کانادا جمع میشود و شرق در چین. اما این وضعیت برای امریکائیکه تسلطاش را پس از فروپاشی اتحادجماهیر شوروی در سال 1991م بر جهان گسترانید، قطعاً خوشآیند نیست. امریکا میداند که چین و روسیه دو عضو فعال سازمان شانگهای میباشند و واشنگتن با هردوی آن مشکل دارد؛ چنانچه با چین عملاً وارد جنگ تجاری شده و علیه روسیه تحریمهای شدید و رو به افزایش را وضع نموده. از جانب دیگر، امریکا این را نیز میداند که ممکن است در سایۀ سیاستهای واشنگتن علیه چین و روسیه، این دو عضو فعال سازمان یاد شده به یکدیگر نزدیکتر شده و روابطشان مستحکم شود. امریکا میداند که اگر این دو کشور را همچنان دشمنهای متمرد در تجارت و سیاست جهانی بر شمارد، این سیاست دو کشور مذکور را انگیزه خواهد داد تا به هم نزدیک شده و همکاریها میان آنان، به شمول همکاریهای نظامی، افزایش یابد. چنانچه هردو دولت احساس خواهند نمود که در برابر یک دشمن قرار دارند و آن امریکاست و اینکه همکاریهای دوجانبه، توان آنان را بالا خواهد برد. پیام وزیر دفاع چین در سفرش به روسیه به خوبی بیانگر این واقعیت بود. «سیرگی شویگو وزیر دفاع روسیه از وی فنگ خا همتای چینیاش در مسکو استقبال به عمل آورد. فنگ خا در رأس یک هیئت نظامی و به منظور مشارکت در کنفرانس امنیت جهانی در مسکو وارد روسیه شد. این هیئت چین به این هدف وارد مسکو شد تا امریکائیان بدانند که میان نیروهای مسلح چین و روسیه روابط مستحکمی وجود دارد، به ویژه در اوضاع جاری. وزیر دفاع چین در این سفر گفت: ما اینجاییم تا به شما کمک کنیم و طرف چین حاضر است به گونۀ مساویانه با طرف روسی در خصوص قضایای مهم جهانی ابراز نگرانی مشترک نموده و موقفگیری واحدی را در برابر آن اعلان نماید.» (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 3 اپرل 2018م)
ج) بنابر این، امریکا میداند که نزدیک شدن به روسیه و امید دادن به آن، باعث خواهد شد روسیه از چین فاصله گرفته و در نهایت پیمان سستشان، قبل از کامل شدن پایههای اصلی آن، مخصوصاً در عرصۀ نظامی، از هم بپاشد. چنانچه امریکا از میزان توان نظامی روسیه به خوبی آگاهی دارد و میداند که اگر این توان و یا بخشی از آن در کنار توان نظامی چین قرار گیرد، چین را سخت نیرومند نموده و به آن جرئت خواهد داد تا در برابر سیاست امریکا ایستادهگی نماید، یعنی تن به خواستههای واشنگتن ندهد. واشنگتن به این نتیجه رسیده که تحقق چنین کاری آسان است، زیرا روسیه به دلیل روابط بدیکه با غرب دارد، ممکن است به چین روی آورده و به عنوان یک استراتیژی جدید با آن همکار شود و اگر امریکا در چنین شرایطی به روسیه روی خوش نشان داده و خود را به آن نزدیک کند و از فشارهای اعمال شده علیه آن بکاهد، از نزدیک شدن به چین منصرف خواهد شد.
باتوجه به دلایل فوق، واشنگتن به این نتیجه رسید که دروازهای از امید را برای روسیه باز کند و روابطاش را با این کشور از طریق دیدار رئیس جمهوران دو کشور، به حالت قبلی برگرداند، یعنی به هدف متوقف نمودن نزدیکی روسیه به چین. اگر هنوز زود باشد که در خصوص اهداف امریکا از نشست و دیدار با روسیه ابراز نظر نهائی نمود و اینکه ممکن است اهداف نهائی، بستهگی به گامهای بعدی امریکا در نزدیکی به مسکو داشته باشد، اما این تا فعلاً میتوان ادعاء نمود که امریکا میتواند "پیمان" سست و مجهول میان روسیه و چین را به سادهگی از هم بپاشاند. امریکا در مسیر تحقق این کار گامهای متعددی میتواند بر دارد؛ گاهی به جانب روسها، مانند این دیدار مشترک و گاهی به سوی چینیها، زیرا منافع تجارتی چین با امریکا برای پیکینگ بزرگتر و اولویت بیشتری نسبت به هرگونه رابطهای دیگری با مسکو دارد.
4. برای اینکه پیامهای ترامپ به اتحادیۀ اروپا و چین تأثیرگذارتر باشد، ترامپ دیدارش را با پوتین یک دیدار باز قرار داد تا هر وقت لازم باشد وی را تحریک نماید، یعنی این آغاز گامهای بعدی خواهد بود. به همین دلیل بود که پس از دیدارش با پوتین در هلسینکی اعلان نمود که این دیدار "شروع خوبی" بود. (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 16 جولای 2018م) تلویزیون روسیۀ امروز جریان توافق دو کشور را در خصوص گشایش مذاکرات تمدید روند کار توافق خلع سلاح هستهای که در سال 2010م میان دو طرف امضاء شده بود و در سال 2021م پایان خواهد یافت، به گونۀ مستقیم منتشر مینمود، ترامپ در این جریان اعلان نمود که روابط با روسیه تا چهار ساعت قبل به بدترین وضع ممکن قرار داشت، اما اینک تغییر نموده. آن چه ترامپ گفت، سخنان عامی است که با آنچه جون بولتون اعلان نموده بود، کاملاً هماهنگ شده بود. «جون بولتون مشاور امنیت ملی قصر سفید در برنامۀ هفتهای شبکۀ ای بی سی گفت: ما از روسها خواستیم دیدار دو رئیس جمهور به صورت باز صورت گیرد و آنها پذیرفتند. ما در پی نتائج محسوس نیستیم. جان هانتسمان سفیر امریکا در روسیه نیز در شبکۀ ان بی سی گفت: این یک نشست نیست، بلکه یک گردهمایی است. این یک تلاش است تا ببینیم آیا امکان دارد از تنشها و انفعالها و صریح بگویم برخی از خطرهای موجود در روابط دو طرف، کاسته شود؟» (منبع: خبرگزاری رویترز 16 جولای 2018م)
5. این بیانگر آن است که امریکا هنوز تصمیم ندارد روابطاش را با روسیه بهبود بخشد و اینکه همچنان از سیاست اعمال فشار علیه آن استفاده میکند، اما به دلایل مربوط به شرایط بینالمللی و جنگ تجاری امریکا با اتحادیۀ اروپا و چین، به این نتیجه رسیده تا با نزدیک شدن به روسیه، اروپا را بترساند و دروازهای از امید را برای روسها گشاید که آنان را از عزلت بینالمللی بیرون آورده و روابطشان را با امریکا بهبود بخشد. تمام این کارها به این هدف صورت گرفته تا از یک طرف مانع نزدیک شدن روسیه به چین شود و از طرف دیگر شاید روسیه در سایر قضایای بینالمللی، خواستههای امریکا را بپذیرد، چنانچه در سیاست امریکا در سوریه انجام داد و با تمام توان تلاش نمود نظام مزدور امریکا در سوریه را سر پا نگهدارد.
بنابر این، این دیدار به هدف حل و فصل برخی قضایای خاص بینالمللی نبود، بلکه پیام داغی بود که به چین و اتحادیۀ اروپا فرستاده شد و آنچه فراتر از این هدف گفته شد، سخنان عام بوده و جهت خاصی نداشت. اظهارات دو طرف به خوبی این واقعیت را نشان میدهد؛ چنانچه «ترامپ گفت که گفتگوهایش با پوتین شامل همه چیز خواهد شد، از تجارت شروع تا امور نظامی و موشکها و سر انجام چین. اندکی در مورد چین و دوست مشترک مان "شی" رئیس جمهور چین نیز گفتگو خواهیم نمود. در عین حال، پوتین رئیس جمهور روسیه نیز در آغاز دیدار در هلسینکی خطاب به ترامپ گفت: وقت آن فرارسیده تا در خصوص روابط میان مسکو و واشنگتن صحبت شود. او افزود که ما موظف استیم قضایای پیچیده و چندجانبۀ بینالمللی را به بحث و بررسی گیریم.» (منبع: خبرگزاری رویترز 16 جولای 2018م) لاوروف وزیر خارجۀ روسیه نیز در این زمینه گفت: «دیدار هلسینکی به بررسی تمام موضوعات پیچیده خواهد پرداخت، موضوعاتیکه در آن موقفهای متفاوت داریم، تا بتوانیم در راستای نزدیکتر شدن دیدگاههای مان در خصوص راهحلهایی برای این مشکلات کاری انجام داده باشیم.» (منبع: الجزیره نت 16 جولای 2018م)
این سخنان عام نشان میدهد که هدف از این دیدار، حل و فصل قضایای مشخص بینالمللی نبوده و این مسئله از نتائج این دیدار به خوبی روشن میگردد، نتائجیکه رسانههای جهانی آن را دست به دست نمودند. به گونۀ مثال: دو طرف در خصوص تأمین امنیت دولت یهود دیدگاه مشترک داشتند، «ترامپ گفت: تأمین امنیت "اسرائیل" چیزی است که پوتین و من میخواهیم که به عالیترین وجه ممکن صورت گیرد.» (منبع: خبرگزاری رویترز 16 جولای 2018م) همچنین دو طرف از سوریه خواستند نیروهایش را به مناطقی برگردانند که در سال 1974م و پس از جنگهای جنوب سوریه در مورد آن توافق صورت گرفته بود. هیچ یک از این موضوعات چیز جدیدی نیست، زیرا روسیه و امریکا مدتهاست که آن را به گونۀ علنی اعلان میکنند، پس این مسائل چیزی نیست که رئیس جمهور امریکا و رئیس جمهور روسیه به خاطر آن با هم دیدار نمایند. همچنین موضوع خلع سلاح هستهای دو طرف نیز چیز جدیدی نیست. «ترامپ رئیس جمهور امریکا گفت که خلع سلاح هستهای مشکل اساسی است که باید میان دو طرف روسیه و امریکا حل و فصل گردد. او در گفتگویی با "فاکس نیوز" گفت که 90درصد از سلاح هستهای جهان در روسیه و ایالات متحده قرار دارد و این در حالی است که اوباما رئیس جمهور قبل از وی به این باور بوده که قضیۀ گرمایش زمین و بلند رفتن درجۀ حرارت، مهمترین مشکل جهان است که از نظر او باید روی آن تمرکز صورت گیرد.» (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 17 جولای 2018م)
به این ترتیب هر صاحب درک و درایتی میداند که امریکا و روسیه به هیچ وجه به هدف خلع سلاح هستهای خود و به خواست خود با یکدیگر دیدار نمیکنند، هرچند این ادعا را بارها و بارها تکرار کنند. بناءً دیدار دو طرف به هیچوجه به این هدف نبوده.
6. در خصوص تأثیر این دیدار بالای قضیۀ سوریه میتوان گفت که هیچ چیز جدیدی در این دیدار در خصوص سیاست امریکا و سیاست روسیه در سوریه مطرح نگردید. هر دو دولت کاملاً توافق دارند بر اینکه انقلاب سوریه باید یک سره شود و هردو پیگیر این قضیه بوده و متفق اند که چنین کاری باید صورت گیرد. واقعیت این است: از زمانیکه اوباما و پوتین به تاریخ 29 سپتمبر 2015م در خصوص قضیۀ سوریه دیدار نمودند، روسیه تاکنون سرگرم اجرای سیاست امریکا در سوریه میباشد و در تمام امور در هماهنگی کامل با امریکا عمل میکند. چنانچه در زمانیکه روسیه مستقیماً فعالیتهای نظامی انجام میداد، مانند بمباردمان شهر درعا و ماحول آن، در همین زمان بود که امریکا به تقویت روسها پرداخت، چنانچه به مخالفان سوریه در جنوب پیام داد که "امریکا در خصوص تهاجم به درعا، هیچ نوع کمکی به آنان نمیکند". بنابر این، در خصوص تلاشهای روسیه برای یکطرفه نمودن قضیۀ سوریه به گونۀ نظامی و زمینهسازی و فراهم نمودن تسهیلات توسط امریکا، هیچ چیز جدیدی میان دو طرف مطرح نگردید.
راهحل سیاسی قضیۀ سوریه را امریکا پیوسته به تعویق میاندازد تا حکومت بشار و روسیه بتوانند روند پاکسازی مخالفان مسلح را کامل نمایند، سپس امریکا مستقیماً پا پیش گذاشته و روند فراگیر سیاسی را بر اساس منافع خود پیش خواهد برد؛ روندیکه ممکن است روسیه نیز در آن نقش و مسئولیت مشخصی داشته باشد و یا هیچ نقشی نداشته باشد. در این دیدار هیچ اشارهای به این روند صورت نگرفت و این بدان معنی است که امریکا قصد دارد آن را به تأخیر بیندازد و یا قصد دارد روسیه در آن سهمی نداشته باشد و یا ممکن است هردو هدف مطرح باشد. بعید نیست که روسیه خود نیز این را درک کرده باشد که اهداف سیاست امریکا در سوریه به روسیه اجازۀ مشارکت نخواهد داد، اما روسها امیدوار اند امریکا در عوض، در قضیۀ اوکراین بالای آنان فشار نیاورد، به ویژه قضیۀ کریمیه. ترامپ احساسات روسیه را در خصوص قضیۀ کریمیه دغدغه نمود، چنانچه قبلاً نیز به آن اشاره نمودیم، زیرا او در جریان نشست "گروه دولتهای بزرگ صنعتی" در ماه جون گذشته اعلان نمود که شبهجزیرۀ کریمیه به این دلیل به روسیه ملحق گردید که ساکنین آن به زبان روسی صحبت میکنند. (منبع: خبرگزاری روسیۀ امروز 15 جولای 2018م)
این مسئله برای اروپا بی نهایت خطرناک است، زیرا از نظر اروپا، روسیه دارد مرزها و نقشۀ اروپا را از جهت شرق بر هم میزند. بعید نیست که روسیه فریب این اظهارات ترامپ را خورده و اقدام به وحشیترین اعمال ممکن بزند، البته عملاً این کار را کرده، چنانچه چهرهاش را در نزد مسلمانان به دلیل جنایتهاییکه به خاطر منافع امریکا علیه مسلمانان مرتکب گردیده، سخت سیاه و تاریک نموده و این جنایتها برای همیشه در حافظۀ مسلمانان در برابر امریکا، روسیه، مزدوران و وابستهگان آنان همچنان باقی خواهند ماند و فراموش نکنیم که روزگار پیوسته در تغییر و تبدیل است و جنایتها هرگز بیپاسخ نخواهد ماند.
﴿سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ﴾
[أنعام: 124]
ترجمه: به زودى كسانى را كه مرتكب گناه شدند به[سزاى] آنكه نيرنگ مىكردند، در پيشگاه الله(سبحانه وتعالی) به خوارى و شكنجهاى سختخواهند رسيد.
هیچ مهم نیست که چی کسی به تاریخ ۲۵ جولای قدرت را بدست گرفت؛ زیرا آیندۀ اقتصاد پاکستان توسط صندوق وجهی بینالمللی پول و نظام سرمایهداری، بازهم به غرب وابسته میماند
(ترجمه)
به تاریخ 16 ماه جولای سال 2018م ارزش پول پاکستانی در برابر دالر امریکایی 5.7 درصد کاهش یافت و در تجارت بازار داخلی یک دالر به قیمت 128.50 پول تبادله میگردید. این دومین دیفلاسیون پولی(کاهش قیمت) است که در تحت "ساختار محافظتی" واقع میشود. پیش از این، ساختار محافظتی قیمت نفت را نیز به دو برابر افزایش داده بود. برهم قرارگرفتن این مقیاسها، باعث به وجود آمدن انفلاسیون(تورم پولی) فراگیر در سطح کشور شده و تأثیرات فوری آن از قبل در زندهگی مردم احساس میشود. ورشکستهگی بعضی از ایدهها، کارشناسان اقتصادی پاکستان را وا میدارد تا به گونۀ کورکورانه از راهحلهای ناکام و استفاده شدۀ غربی در مدیریت بحرانیکه از دیرزمانی در اقتصاد پاکستان راه یافته است، استفاده نمایند. در حقیقت، دورههای اخیر دیفلاسیون و افزایش نرخ پترول، در اصل برای متوصل شدن در برنامۀ دیگری صندوق وجهی بینالمللی پول زمینهساز بوده تا هنوز افت پول داخلی این کشور را در برابر ارزهای خارجی افزایش دهد. داکتر شمشاد اختر وزیر مالیۀ باسنجش در هنگام صحبتاش با رسانهها در مجلس تبادلۀ اسهام پاکستان به تاریخ 14 ماه جولای 2018م گفت: «کارهای اساسی به راه انداخته شده تا حکومت آیندۀ آن را در توافق با کفالت صندوق وجهی بینالمللی پول بتواند طرزالعمل آن را سرعت ببخشد.»
براساس برنامۀ صندوق وجهی بینالمللی پول(IMF) که در قبال این مملکت دارد، یکی از نشانههای برجستۀ آن "اثرات مقدماتی" روی برنامۀ دیفلاسیون پولی و بالا رفتن بهای نفت میباشد. اگر چنین تعاملات با(IMF) ادامه داده شود، شرایط بسیار دشواری در پیش خواهد بود، هزینههایش بصورت عادی کاهش یافته و راهکار اصلاحات مالیاتی را افزایش میدهد که حالا بصورت کل دربالاترین حد ناملایمت نشان داده و در نتیجۀ فشار واردۀشان به پسرفت مواجه شده اند.
از سال 1958م بدینسو، پاکستان از 16 برنامۀ IMF بهرمند گردیده است؛ ولی هنوز هم وضعیت اقتصادی در این کشور به حالت وخیم قرار دارد. چیزیکه زیاد تکان دهنده است، وضعیت جاری این نزدیکی ناکام میباشد که با وجود این همه تجارب ناکام و منفی، حکام پاکستان بازهم باردیگر به برگشت به IMF پا فشاری میکنند. به راستی، این نشانۀ بیکفایتی، ورشکستهگی فکری و غلامیشان به قدرتهای غربی میباشد.
از منظر جو سیاسی رایج، کشوریکه درگیر بحث در مورد تغییر وضعیت فعلی و آیندهاش قرار دارد، حزب التحریر-ولایۀ پاکستان میخواهد تا بعضی از نسخههای عملی را به پیش بکشد که دولت خلافت اسلامی بخاطر تغییر اساسی وضعیت اقتصادی پاکستان روی دست خواهد گرفت تا سبب سعادت و امنیت اقتصادی این کشور گردد:
- اقتباس معیار طلا منحیث واحد پولی دولت و گسستن ارتباط پول با دالر: دولت خلافت طلا و نقره را منحیث واحد پولی خود اتخاذ میکند. بنابر ارزش طبیعی طلا، معیار طلا ثبات را در تجارت جهانی به وجود آورده و توانایی دولتهای مختلف را در دست کاری واحدهای پولیشان بخاطر کسب منافع در تجارت بینالمللی کوتاه میسازد. در قدم دوم، معیار طلا توانایی دولت را در چاپ واحد پولی طبق خواستاش، محدود میسازد. دولت براساس ذخایریکه از طلا و نقره دارد، میتواند پول توزیع کند. به این ترتیب، اقتصاد داخلی با محدود شدن مقدار واحد پولی در حد انتشار، از انفلاسیون رهایی مییابد.
- اسلام قرضه بر اساس سود را منع کرده است. تقریباً 30 درصد از عایداتیکه از اقتصاد پاکستان بدست دولت آن میآید، صرف خدمات سودی میگردد. اکثراً بلندترین هزینه در بودیجۀ حکومت پاکستان به این کار دیده میشود. در بودیجۀ فعلی، حکومت 1629.2 میلیارد روپیه را برای خدمات قرضه اختصاص داده است. تقریباً پولی به همین مقدار مذکور، در جهت بازسازی بندبرق باشادام ضرورت است. دولت خلافت تمامی قرضههایی را که بر اساس سود استوار است، ازبین میبرد و اگر پول باقی بماند، تنها خود قرض ادا میگردد. به این ترتیب، قسمت هنگفت عایدات بعد از بدست آمدنش بالای مردم عام و سایر ضروریات دولت به مصرف خواهد رسید.
- اسلام نظام و وضعیت کنونی را در بازارها و دادوستد سهامی را منع میکند، زیرا این قراردادها شامل کالاهای مالیاتی میشود که اشیای قابل احتکار را در برنگرفته و از دید مالی حالت غیرثابت را دارا میباشد و باعث انحراف سرمایه به سکتورهای غیرتولیدی اقتصادی میگردد. از این گذشته، اسلام ساختار کنونی شرکتهای نظام سرمایهداری را که براساس بدهیهای محدود با اتکاء بالای قرضههای کلان بانکهای بزرگ ساخته میشوند، نیز رد میکند. قوانین اسلام در مورد تجارت و ساختارهای شرکت به آسانی سکتور خصوصی را اجازه نمیدهد تا بالای صنایعیکه به حجم پولی هنگفت نیازمند است، مسلط گردد و بدینگونه دولت خلافت نقش گستردهای را در این صنایع حجیم بدست میآورد. بدینسان، بخش هنگفت از سرمایه، که اکنون به چند تن در سکتور خصوصی مربوط میگردد، بعد از آن در اختیار دولت قرار میگیرد.
- اسلام به مالکیت املاک از یک دید خاص مینگرد و دولت خلافت این طرزالعملاش را در بخش مدیریت اقتصادی بکار میگیرد. در اسلام سه نوع مالکیت وجود دارد:
1- ملکیت عامه: شامل جامدات، مایعات و منابع حرارتی میگردد که پترول، آهن، مس، طلا، گاز طبیعی وغیره را که در اعماق زمین یافت میشود و تمام انواع انرژی از قبیل انرژی حرارتی و کارخانههای صنایع بزرگ را دربر میگیرد. این ملکیتهای عامه توسط دولت مدیریت شده و منافع آن در میان مردم توزیع میگردد.
2- ملکیت دولت: شامل انواع مالیات بوده که توسط دولت در پهلوی عوایدش از بخش زراعت، فعالیتهای تجارتی و صنعتی در بیرون از محدودۀ ملکیتهای عامه جمع آوری میشود. دولت این در آمدها را در ضروریات خود به مصرف میرساند.
3- ملکیت فردی: برخلافت دونوعیکه در بالا تذکر یافت، این ملکیت توسط افراد کسب شده و در مطابقت با قوانین شرعی تنظیم میگردد.
در حال حاضر سکتور انرژی در پاکستان توسط سکتور خصوصی، که منافع زیادی را به خود جلب کرده، مدیریت میشود. دولت خلافت تسلط فردی بالای ملکیت عامه را خاتمه داده و قسمت بزرگ از عوایدیکه اکنون در دست سرمایهداران در سکتور خصوصی قرار دارد، دولت آن را بالای تودهها تقسیم خواهد نمود.
ای مسلمانان پاکستان! الله سبحانهوتعالی با عزتترین حالت را توسط دین پرافتخار اسلام برای شما نصیب گردانیده است. این اسلام است که شما را بهترین امت در میان بشریت انتخاب کرده است. عزت و خوشبختی شما در تطبیق این دین نهفته است و این عزت تنها از آن شما نیست؛ بلکه برای تمامی بشریت است؛ زیرا در تحت نظامهای شیطان صفت ساختۀ بشر تحت ظلم واقع شده و این حالت بالایشان جریان دارد. بنابر این، با احساس خوشی دعاء نموده و در کار کردن با حزب التحریر به پا خیزید و از آن حمایت نمایید تا باشد که وعدۀ الله سبحانهوتعالی نسبت به اعطای پیروزی و نصرت و بشارت پیامبر صلی الله علیه وسلم بر اقامۀ خلافت برمنهج نبوت جامۀ عمل بپوشد.
﴿وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ﴾
[یوسف: 21]
ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) بر امور اش چیره است؛ ولی اکثر مردم نمی دانند.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایۀ پاکستان
مسعود اوزیل چهره تأثیرگذار بر فوتبال آلمان و قهرمان جام جهانی 2014م، که 92 مرتبه از طرف کشورش مورد بزرگداشت قرار گرفته، روز یکشنبه در یک بیانیهای سه جانبه اظهار داشت: «تا زمانیکه با برخوردهای نژادپرستانه و عدم احترام مواجه هستم. برای تیم ملی آلمان بازی نخواهم کرد.» او همچنان گفت: «من نمیخواهم پیراهن تیم ملی آلمان را بپوشم. من آلمانی هستم تا زمانیکه برنده باشم و هرگاه بازنده شدم، مهاجر هستم.»
کشور آلمان تاریخ طولانی در نژادپرستی دارد، در دهههای اخیر، جناح راست در این کشور موفق به کسب حمایت از سیاستهای ضد مهاجرت و ضد مسلمانان گردیده است. اوزیل یگانه بازی کن در تاریخ آلمان نیست که مورد برخوردهای نژادپرستانه قرار گرفته است. فجیروم پوتینگ که اصلاً از خلیج گینه است، در جریان بازیهای جام جهانی اخیر، از طرف یکی از سیاستمداران جناح راست مورد هجوم لفظی نژادپرستانه قرار گرفت؛ همان کسیکه گفت: «نمیخواهم مدافع بایرمونیخ همسایهاش باشد. حتی کسانیکه در بازیها دارای نقش وارزش هم هستند، مورد برخوردها و حملات نژادپرستانه قرار گرفته اند.
حميد منيب