جمعه, ۱۶ شوال ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۴/۰۳م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

pr header

 

 

تاریخ هجری :9 شوال 1447
تاریخ میلادی : شنبه، 28 مارس 2026م

شماره صدور:1447/33

دفتر مطبوعاتی
ولايه مصر

اعلامیه مطبوعاتی

کسی که ادعا می‌کند مصر «دولت اسلامی» است، هرگز دعوت‌کنندگان به اسلام را تعقیب و زندانی نمی‌کند!

(ترجمه)

در حالی‌که رئیس‌جمهور مصر، عبدالفتاح السیسی، اعلام می‌کند که مصر «دولت اسلامی» است -به این معنا که آزادی عبادت را تضمین می‌کند- اما واقعیت با صدایی بلند، این ادعا را از بنیاد نقض می‌کند. چگونه ممکن است دولتی اسلامی باشد، در حالی‌که حاملان دعوت به اسلام را تعقیب می‌کند، آنان را به زندان‌ها می‌افگند، راه‌های معیشت‌شان را تنگ می‌سازد و از رساندن پیام الله سبحانه وتعالی بازمی‌دارد؟! این تناقض، تنها یک لغزش در بیان نیست، بلکه بازتاب یک منهج کامل است که بر تحریف مفاهیم، انحراف بیداری و دورساختن امت از برنامۀ حقیقی‌اش استوار است.

مسأله در اطلاق لفظ «اسلامی» نیست، بلکه در حقیقتی است که از آن اراده می‌شود. به‌کاربردن الفاظ بدون التزام به محتوا و مفاهیم آن، از خطرناک‌ترین شیوه‌های فریب سیاسی است؛ زیرا باطل را در جامۀ حق می‌پوشاند و امت را به این توهم می‌کشاند که گویا در فضای اسلام زندگی می‌کند، در حالی‌که در واقع زیر حاکمیت نظام‌های وضعی قرار دارد که دین را از زندگی جدا ساخته و حاکمیت را به‌جای شرع الله سبحانه وتعالی، به بشر می‌سپارد.

این تناقض، یک مسألۀ حاشیه‌ای نیست، بلکه کلید فهم ماهیت نظام حاکم و ماهیت نزاع جاری در سرزمین‌های اسلامی است؛ نزاعی میان دو برنامه متضاد: برنامه‌ای که می‌خواهد اسلام را در چارچوب عبادات محدود نگهدارد، و برنامه‌ای که می‌کوشد اسلام را به‌عنوان نظامی کامل، به متن زندگی بازگرداند.

گفتۀ سیسی مبنی بر این‌که مصر «دولت اسلامی» است، در حقیقت تحریف مفهوم اسلام و تقلیل آن به بخشی از آن، و کنارزدن آن از عرصه حکم و تشریع است. اما خطرناک‌تر از این تحریف، واقعیت عملی‌ای است که این ادعا را تکذیب می‌کند. اگر دولت واقعاً اسلامی است، پس چرا کسانی که به تحکیم اسلام دعوت می‌کنند، تعقیب می‌شوند؟ چرا علیه آنان دوسیه ساخته می‌شود، زندان‌ها بر روی‌شان گشوده می‌شود و زندگی و رزق‌شان در تنگنا قرار می‌گیرد؟! واقعیت نشان می‌دهد که نظام نه‌تنها با اقامه دولت اسلامی مخالف است، بلکه به جنگ با کسانی برخاسته که برای آن کار می‌کنند، و هر صدایی را که خواهان تطبیق شرع یا افشای باطل‌بودن نظام‌های وضعی باشد، هدف قرار می‌دهد.

در دورۀ اخیر، مصر شاهد موجی از بازداشت‌ها بوده است که جوانان و مردانی را دربر گرفته که نه سلاحی برداشته‌اند و نه به خشونت دعوت کرده‌اند؛ بلکه «جرم» آنان این بوده که خواهان تطبیق کامل اسلام‌اند، برای اقامه خلافت بر منهج نبوت کار می‌کنند و فساد نظام‌های وضعی و وابستگی آن‌ها را افشا می‌نمایند. این افراد نه به‌خاطر اعمال مادی، بلکه به‌خاطر افکار و به‌دلیل تبنّی یک برنامۀ سیاسی اسلامی بازداشت شده‌اند. آیا معقول است که دولتی «اسلامی» باشد، اما کسانی را که به اسلام به‌عنوان نظام حکم دعوت می‌کنند، زندانی سازد؟!

این تناقض به‌روشنی نشان می‌دهد که مشکل در «افراط‌گرایی» نیست؛ چنان‌که ادعا می‌شود، بلکه در خودِ فکره است: این‌که اسلام باید حاکم باشد.

رژیم حاکم در نماز و روزه تهدیدی برای خود نمی‌بیند، بلکه حتی ممکن است از آن‌ها حمایت نیز نشان دهد؛ زیرا این‌ها به اساس سلطه‌اش آسیب نمی‌رساند. اما زمانی‌که اسلام به‌عنوان برنامۀ حکم (حکومت‌داری) مطرح می‌شود؛ برنامه‌ای که حاکمیت را از آنِ شرع می‌داند، خواهان پایان‌دادن به قوانین وضعی است، به‌دنبال رهایی تصمیم سیاسی از وابستگی و وحدت امت زیر یک پرچم است، تمام دستگاه‌هایش به حرکت درمی‌آیند. در این‌جا است که دشمنی واقعی آشکار می‌شود؛ زیرا این رژیم به‌خوبی می‌داند که چنین برنامه‌ای، موجودیت آن را از ریشه برمی‌چیند.

این موضع، جدا از پیوند عمیق با سیاست‌هایی نیست که از مراکز تصمیم‌گیری در کاخ سفید اداره می‌شود؛ جایی که بازگشت اسلام به عرصه حکم، به‌عنوان یک تهدید استراتژیک تلقی می‌گردد که باید با همه ابزارها از آن جلوگیری شود. از همین‌رو، مبارزه با دعوت به خلافت، بدنام‌سازی آن، و بازداشت کسانی که برای اقامه آن کار می‌کنند، در چارچوب همین رویکرد بین‌المللی صورت می‌گیرد؛ رویکردی که می‌خواهد امت را پراکنده و تحت سلطه نگهدارد، تا توسط رژیم‌های وابسته‌ای اداره شود که نه استقلال دارند و نه اختیار.

دولت اسلامی که تلاش می‌شود مفهوم آن محو گردد، نه یک خیال است و نه یک شعار؛ بلکه یک کیان سیاسی مشخص است: ریاست عمومی مسلمانان که آنان را زیر یک پرچم واحد متحد می‌سازد، اسلام را در همه عرصه‌های زندگی به‌گونه کامل تطبیق می‌کند، حاکمیت در آن از آنِ شرع است نه قوانین وضعی، و قدرت از آنِ امت است؛ امتی که حاکم خود را انتخاب کرده و با او بر اساس اسلام بیعت می‌کند. حاکم در این نظام، نماینده امت در تطبیق اسلام است و از طریق بیعت شرعی صحیح به قدرت می‌رسد.

همین مدل است که مورد حمله قرار می‌گیرد؛ نه به‌خاطر ابهام، بلکه به‌خاطر وضوحش، و به‌دلیل آن‌که به‌گونه بنیادی با واقعیت دولت‌های ملیِ موجود -که بر مرزهای استعماری، قوانین وضعی و وابستگی سیاسی و اقتصادی بنا شده‌اند- در تضاد است.

جمع میان ادعای «اسلامی بودن» دولت و در عین حال زندانی‌ساختن دعوت‌کنندگان به اسلام، دوگانگی‌ای است که نمی‌تواند دوام بیاورد مگر آن‌که رسوا شود. یا اسلام حاکم است و راه برای دعوت‌کنندگان آن باز است، یا از عرصه حکم کنار زده شده و دعوت‌کنندگانش سرکوب می‌شوند. جمع میان این دو، چیزی جز فریب امت نیست.

ای مردم کنانه! اسلامی که در سینه‌های شماست، بزرگ‌تر از آن است که به شعائر محدود گردد، و گسترده‌تر از آن است که در آزادی عبادت خلاصه شود. این دین را الله سبحانه وتعالی نازل کرده تا تمام زندگی را تنظیم کند، نه این‌که از مهم‌ترین عرصه‌های آن کنار زده شود. شما نیاز ندارید کسی اسلام را به‌گونه ناقص برای‌تان تعریف کند، یا شما را قانع سازد که واقعیت موجود همان اسلام است، در حالی‌که شما با غیر آنچه الله نازل کرده حکم می‌شوید. بنگرید که چه کسی زندانی می‌شود و چه کسی مورد تکریم قرار می‌گیرد تا حقیقت را دریابید. امتی که دعوت به اسلام در آن سرکوب می‌شود، نمی‌توان گفت که در سایه اسلام زندگی می‌کند.

ای سربازان کنانه! شما با چشمان خود می‌بینید که چگونه انسان‌ها از میان خانواده‌های‌شان گرفته می‌شوند، تنها به‌خاطر آن‌که به اسلام دعوت می‌کنند؛ آیا این عدالت است؟ آیا این همان مأموریتی است که به شما سپرده شده است؟ نیرویی که در دست دارید، امانت است یا برای نصرت حق به‌کار می‌رود یا برای تثبیت باطل. و بزرگ‌ترین نصرتی که می‌توانید به امت خود تقدیم کنید. این است که در کنار اسلام بإیستید زمانی‌که مورد جنگ قرار می‌گیرد، نه در کنار کسانی که با آن می‌جنگند.

ای سربازان کنانه! شما نیرویی هستید که امید نصرت امت به آن بسته شده است، پس ابزار سرکوب آن نشوید. کسانی که از میان خانواده‌های‌شان گرفته می‌شوند، دشمنان این امت نیستند، بلکه فرزندان آن‌اند. بزرگ‌ترین سؤالی که در برابر الله سبحانه وتعالی از شما خواهد شد این است: آیا حق را یاری کردید زمانی‌که بر شما عرضه شد، یا در برابر آن ایستادید؟ پس با اسلام باشید زمانی‌که مورد جنگ قرار می‌گیرد تا عزت دنیا و آخرت نصیب‌تان گردد.

بدانید حقیقتی که هرگز پنهان نمی‌شود این است: دولتی که دعوت‌کنندگان به اسلام را زندانی می‌کند، نمی‌تواند دولت اسلامی باشد، هرچند نام‌ها تغییر یابد و عناوین دگرگون شود. اسلام همان‌گونه که الله سبحانه وتعالی نازل کرده، نظامی جامع برای زندگی است؛ نه قابل تقلیل، نه قابل تحریف، و نه قابل معامله. و به‌زودی -با وجود همه دشمنی‌ها- دولت آن بازخواهد گشت: خلافت راشده بر منهج نبوت، که زمین را از عدالت پر خواهد کرد، پس از آن‌که از ظلم و ستم پر شده باشد.

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾ [المائدة: 50]

ترجمه: آیا حکم جاهلیت را می‌خواهند؟ و برای مردمی که یقین دارند، چه کسی از الله در حکم‌کردن بهتر است؟

 دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایۀ مصر

 

ابراز نظر نمایید

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه