جمعه, ۰۲ شوال ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۳/۲۰م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در فقهی

به علي غيث أبوالحسن

پرسش

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته!

در کتاب شخصیه اسلامی جلد3صفحه 331 قول الله سبحانه وتعالی آمده است: ﴿فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾ [طلاق: 6] ترجمه:اجر آن‌ها را بدهید. این‌جا لفظ عام است که شامل اجر شیر دهنده، کار گر، خانه و موتر و غیره می‌شود..

تبصره: از متن آیت درست نیست که غیر از اجوره شیر دهنده چیزی دیگر مانند کار گر، موتر و غیره استنباط شود، برای‌تان  چنین بیان می‌کنیم:

1-             قاعده شرعی چنین است: (عموم لفظ در موضوع یک‌حادثه) آیت عام است که هر شیر دهنده را در بر می‌گیرد، هر شیر دهنده مستحق اجوره شیر دادنش می‌باشد و موضوع آیت اجوره شیر دادن است.

2-             قول الله که فرموده: ﴿فَآتُوهُنَّ﴾ یعنی بدهید زنان طلاق شده‌ی  شیر دهنده‌ها را. ضمیر هن به زن‌ها بر می‌گردد و ضمیر هن شامل ضمیر هم نمی‌شود. پرداخت اجوره برای زن طلاق داده شده‌ی بائن شیر دهنده می‌باشد که شامل تمام زن‌ها می‌شود و معلوم‌دار است که خطاب مونث مشمول مذ کر نمی‌شود.

3-             آیت لفظ عام است، به اجرت شیر دهنده، کار گر، خانه، موتر وغیره شامل می‌گردد. مانند: «فإن أرضعن لكم، فآتوا الأجراء أجرهم» اگر برای شما شیر دادند، مزد اجیران را بدهید.لفظ اجراء شامل ذکور واناث می‌شود و موضوع آن اجوره و شیر دادن حادثه است. وقول: ﴿فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾ از آن حکم جزئی استنباط می‌شود و آن اجاره شیر دهنده است وهم‌چنان حکم کلی نیز استنباط می‌شود.از متن عقلاً ثابت می‌شود که اجیر وقتی‌که کار را انجام داد مستحق اجر می‌گردد. علی غیث ابو الحسن

پاسخ

وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

برادر من از شما به خاطر توجه‌تان به‌بحث‌های عمومی در زبان قدر دانی می‌کنم؛ لیکن شما در موضوع خوب تدبر ننموده اید، یک‌جانب را گرفته، جانب دیگر را ترک نموده اید. و یا شاید شما سوال را به اسلوب نیکو بیان کرده، خواهان تفسیر آن اید. شما سوال نکردید، بلکه تبصیره کردید که: «از نص آیت فقط اجاره زن شیر دهنده استنباط می‌شود.» موضوع را بسته نموده، جواب دادید. جای سوال و تفسیر نمانده است.

با وجود آن از سوال تان معلوم می‌شود که به موضوع توجه دارید. از عدم احسان‌تان در مورد نحوه سوال در گذر شده، جواب‌ خواهم داد. الله شما را به بهترین کار هدایت نماید.

بحث در مسئله‌ی فوق‌الذکر از مسایل اصول می‌باشد که نیاز به بررسی همه‌جانبه دارد. یک‌جنبه آن گرفته شده مبنی بر آن حکم شده مشکل حل نمی‌شود؛ گرچند درباره انواع عموم تدبر کردید تا حدی خواستید که در دنبال آن بروید؛ اما به نتیجه مطلوب نرسیدید. ما انواع عموم را در شخصیه در جلد سوم، در صفحه235-237تحت عنوان: راه های ثبوت عموم لفظ بحث نموده که در ذیل به بعضی از قسمت های آن اشاره می‌نماییم:

«عموم ثابت توسط لفظ، یا زبان مطابق وضعش ثابت و استفاده‌اش می‌کند و یا توسط عرف استفاده شده، ثابت می‌شود یا توسط عقل ثابت شده، استنباطی می‌باشد نه محض عقل. به عبارت دیگر، عموم لفظ از طریق عرب که لفظ  را عموم وضع نموده اند یا از طریق استنباط از نقل ثابت گردیده است...»

عموم ثابت شده از طریق نقل یا استفاده شده از وضع لغت است یا استفاده شده از طریق استعمال اهل لغت می‌باشد؛ ولی عموم که اهل لغت آن را وضع نموده اند دوحالت دارد:یکی آن  ذاتاً عام باشد به غیر خودش نظر به قرینه محتاج می‌شود.

عموم آن از نظر اهل لغت استفاده شده، قرینه موجود می باشد؛ اما عام استفاده شده از اهل زبان با عام استفاده شده از نظر عرف مانند قول الله سبحانه وتعالی: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ﴾ [نساء: 23] ترجمه: حرام شده برای شما مادر های تان. اهل عرف این ترکیب را از حرمت چیزی معین به جمع و عام نقل نموده اند. مراد از زنان بدون در نظر داشت استخدام وخاص نمودن شان است. مانند قول دیگر الله: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ﴾ [مائده: 3] ترجمه: بر شما خود مرده حرام شده است.  از این آیت مطابق خوردن عرف حمل می‌شود، حقیقت عرفی چنین است.

اما عام ثابت از طریق استنباط که قاعده او آن است که به اساس ترتیب حکم بر صفت توسط آوردن فاء سببی تعقبیه شناخته می‌شود.مثال فرموده الله متعال: ﴿وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا﴾ [مائده: 38] ترجمه: دست مرد دزد وزن دزد را قطع کنید. این چنین فهم می‌شود عموم و انواع آن؛ مخصوصاً عام ثابت از طریق استنباط، جواب ذیلاً ارائه می‌گردد:

سوال‌تان در کتاب شخصیه جزء سوم صفحه 327چنین آمده است:

قول الله تعالی که فرموده است: ﴿فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾ لفط عام است که شامل اجاره زن شیر ده، کارگر، خانه، موتر وغیره می‌شود. گفته نمی‌شود که  اجاره کار گربا شیرده قیاس شده است. یا اجاره موتربر اجاره کار گر قیاس شده باشد؛ بل‌که آن در جزئیات در تحت آن می‌آید.

عام مورد نظر دراین جا عام است که  به سبب داشتن منفعت مستحق اجر شده است. این‌گونه عام گرفته شده از ترتیب اجر است که شیر دادن خود منفعت است توسط آوردن فاء تعقبی و سببی. آیت بیان می دارد: ﴿فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾ سبب مستحق شدن اجر منفعت است که از شیر دادن حاصل می‌شود. دلیل آن عمومیت استحقاق اجر است بر پوره گرفتن منفعت، برابر است که اجوره برای شیر دادن باشد یا اجاره برای حصول منفعت، مثل مزد کارگر. یا اجاره در بدل اخذ منفعت درعین شیء مانند موتر، تمام آن گرفته شده از نوع اخیر عموم است که از طریق استنباط با آمدن فاء تعقیب و سبب ثابت می‌شود. از طریق قیاس فرع از اصل که علت خاصی در آن نهفته باشد، گرفته نشده است که گویا پوره شدن منفعت به علت اجوره باشد. از یک دید اجاره کار کر و موتر در آن داخل است و اجاره زن شیرده با اجاره کارگر و موتر ملحق نمی‌شود.

امیدوارم که جواب سوال واضح شده باشد و شما تذکر ما را که درست بوده، درک کرده باشید.

از نظر علمی آیت مبارکه از اصول دلایل اجاره در شریعت می‌باشد. هیچ کس از اهل علم  آن‌را محدود به شیر دادن نکردند؛ چنان که می‌دانم، در بعضی مصادر چنین وارد شده که برای تان نقل می‌کنیم:

- درکتاب"بداية المجتهد ونهاية المقتصد" تألیف ابو ولید محمد بن رشد قرطبی مشهور به ابن رشد نواسه،  متوفای 595هـ.ق ناشر کتاب: دارالحدیث –قاهره. در قسمت کتاب اجارات چنین آمده است: «اجاره در نزد تمام فقهای امصار و صدر اول جایز می‌باشد. دلیل اکثر این قول الله تعالی است: ﴿إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ﴾ [قصص: 27] ترجمه: من می‌خواهم که یکی از این دو دختر را  به نکاح تو در آورم. وفرموده دیگر:  ﴿فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾ [ طلاق 6 پایان.

درکتاب مغنی که از ابن قدامه بوده، در باب اجاره ها آمده است: اصل درجواز اجاره کتاب و سنت واجماع است. اما دلیل کتاب:  ﴿فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾، [طلاق: 6]  این آیت دلیل اجاره می‌باشد.

برادر‌تان عطا بن خلیل ابوالرشته

مترجم: بدرالدین"حسینی"

 

ادامه مطلب...

جوابیه مطبوعاتی Featured

  • نشر شده در سودان

برادر عزیز، استاد محمد عبدالله "یعقوب"!

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

ما تبصره شما را در رابطه به بیانیه حزب‌التحریر-ولایه سودان تحت‌عنوان "توافق برهان و حمدوک ... تا چه مدت کشور ما میدان جنگ و نزاع‌های بین‌المللی باشد؟ در ستون "سفر القوافی" روزنامه "الاحرم الیوم" به روز پنج‌شنبه تاریخ  25 نوامبر 2021 ، خواندیم.

لطف‌تان خواهد بود، اگر اجازه دهید تا در پاسخ به تبصره شما چند نکته را بیان کنیم.

در قدم اول؛ سپاس‌گذاری خالصانه و اظهار قدردانی می‌کنیم از شخصیت گران‌قدر شما و روزنامه‌تان، که همیشه ما را با چاپ نشریه‌های حزب‌التحریر در روزنامه خویش از یاد نبرده‌اید! این درحالی‌ست که اکثر رسانه‌ها و روزنامه‌ها از نشر و چاپ نشرات حزب‌التحریر که از سوی حزب دریافت می‌کنند، مانند اعلامیه‌ها، بیانیه‌ها وغیره خودداری می‌کنند که بازتاب دهنده قضایای داغ و مهم سیاسی سودان یا هرجای دیگر می‌باشد؛ طوری‌که از آن‌ها هیچ یادآوری مثبت یا منفی نداشته اند؛ حتی من‌حیث یک واقعه یا خبر هم یاد آوری نکرده و ادعای بی‌طرفی کرده اند؛ در حالی‌که این منافی مسلک خبرنگاری واقعی می‌باشد.

ثانیاً؛ ادعای شما مبنی بر این‌که حزب‌التحریر از "البرهان" حمایت می‌کند، با گفتن این‌که "حالا حزب‌التحریر مهر و عاطفه‌اش را به روی البرهان بدون توریه آشکار ساخت"، این سخنان کاملاً در مغایرت با واقعیت است. خط‌مشی حزب التحریر مانند آفتاب در آسمان صاف واضح و روشن است که دنبال ازسرگیری زندگی‌اسلامی با تأسیس خلافت راشده برمنهج نبوت است و حزب با امت کار و فعالیت می‌کند تا این قضیه را برای امت حیاتی و سرنوشت‌ساز بسازد و مستلزم حمایت و قدرت است تا مردم این‌قدرت را به دست گرفته و حزب را در راستای تأسیس خلافت بر منهج نبوت حمایت کنند و بر اساس تطبیق کتاب الله و سنت رسول‌اش صلی‌الله علیه وسلم با خلیفه بیعت کنند. از دید ما "البرهان" هم مانند حکام دیگر مسلمانان جهان همه آن‌ها مزدور استند، آن‌ها حکم بغیر ما انزل الله می‌کنند و دسیسه‌های کفار استعمارگر را در سرزمین‌های اسلامی تطبیق می‌کنند. از طرف دیگر، در ابلاغیه آن‌چه که در سودان جریان دارد، یک کش‌مکش امریکایی به نمایندگی البرهان و یارانش و کش‌مکش انگلیس به‌نمایندگی حمدوک و تیم اش است، کجاست مهر و عاطفه آن؟!

سوم؛ سخن و تقاضای شما بخاطر حزب‌التحریر مبنی بر این‌که در پارچه‌سازی و تفرقه سبقت می‌کند و (به قول شما) تفاوت دیدگاه‌ها در صد بیانیه. ما می‌گوییم که این پارچه‌سازی توسط کفار استعمارگر به راه انداخته شده است، برای این‌که او از جمله کسانی است که با انهدام خلافت در رجب 1342 هـ.ق. مصادف با 3 مارچ 1924م؛ درست زمانی‌که وی سرزمین‌های اسلامی را به دولت‌های ملی کوچک و نمونه تقسیم کرد و امت را پارچه پارچه ساخت که وظایف آن‌ها خدمت به کفار استعمار‌گر بوده است، نه احیای امت و خدمت برای امت. اما کاری‌که حزب‌التحریر انجام می‌دهد تنها راهی‌ست برای احیای دوباره امت که آن خلافت است؛ طوری‌که شما می‌دانید، خلیفه کسی است که امت را وحدت سیاسی می‌بخشد تا دستان کفار استعمارگر را که به واسطه حکام مزدور و بعضی رسانه‌ها و سیاسیون در سرزمین ما مداخله کرده و منابع و امکانات ما را غارت می‌کنند قطع کند.

در نتیجه: از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم تا ما و شما را طرف‌دار حق و مخلص به خودش بگرداند و توفیق مجاهدت در حاکم ساختن قانون‌اش را در روی زمین با تأسیس خلافت بر منهج نبوت برای ما اعطا کند.

ابراهیم عثمان "ابو خلیل"

سخنگوی رسمی حزب التحریر-ولایه سودان

مترجم عبدالرحمن قاطع

 

ادامه مطلب...

توافق‌نامه سیاسی میان البرهان و حمدوک سرزمین ما تا چه زمانی میدان‌ درگیری‌های بین‌المللی باقی خواهد ماند؟!

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

روز یکشنبه، به‌تاریخ 21 نومبر 2021م، یک توافقنامه‌ای سیاسی بین دو ابزار استعمار بین‌المللی، آقای البرهان و حمدوک در سودان به امضاء رسید. این توافقنامه در چهارده ماده برای تنظیم مجدد صحنه سیاسی به نفع ارتش انجام شد. این امر پس از کودتای البرهان علیه حمدوک و بازداشت خانگی وی در تاریخ 25 اکتبر 2021م، صورت گرفت. ‏امریکا، انگلیس، ابزار داخلی‌شان و سایر کشورها بسیار سریع ازین توافقنامه استقبال کردند.

ما در حزب التحریر ولایه-  سودان، می‌خواهیم در خصوص حقایق آتی توضیحاتی داشته باشیم:

اول: عبور از خطوط قرمز توسط غیرنظامیانی‌که مرتبط با استعمار اروپایی‌ها به ویژه انگلیس اند و درخواست‌شان برای ریاست شورای حاکمیت و سپردن دستگاه‌های امنیتی به دست نخست وزیر تا آن‌ها‌ را تجدید ساختار و تنظیم مجدد بکند و آن‌ها را از نفوذ امریکا رهایی بخشیده و به خدمت‌گذاری نفوذ انگلیس قرار دهد. تمامی نکات فوق الذکر کودتای البرهان را تسریح نموده است که برایش پلان‌گذاری شده بود و تحت نظارت فرستاده ویژه امریکا آقای "جيفری فيلتمان(Jeffrey Feltman)" در سفرش به سودان که در شامگاه 24 اکتبر 2021م به اختتام رسید، قرار داشت.

دوم: غیرنظامیان به رهبری حمدوک، برای مجبور کردن البرهان به عقب‌نشینی از کودتایش بر فشارهای عمومی و بین‌الملی شرط بندی کردند و این امر شرط اساسی باخت بود! خُب، پس کسی‌که برای دو سال مردم را با عذاب ذلت‌بار، تطبیق نظام ناعادلانه کپیتلیزم/سرمایه‌داری با دستورات مستقیم و صدور فرمان‌های تنظیم شده از سوی دشمن کافر غربی، دچار کرد؛ چگونه این حاکم تصور کرده می‌تواند که مردم برای حمایت‌اش به‌ خیابان‌ها بیرون می‌شوند؟  بناءً این امر یک ناامیدی و پاسخ به  هر یک از تظاهرات است که هر کدام ضعیف‌تر از قبلی‌اش بود. فشار‌های بین‌المللی ضعیف بود، زیرا امریکا حاضر نشد اقدامات البرهان را به عنوان یک کودتا توصیف کند. نید پرایس(Ned Price)، سخنگوی امور خارجه امریکا اظهار نمود: «ایالات متحده، آن‌چه که در سودان اتفاق افتید را یک تصاحب و تسلط نظامی تلقی نمود و کلمه کودتا نیاز به ارزیابی قانونی دارد.» (منبع: کانال الحرة 2021/10/26). هم‌چنین، فيلتمان تصریح نمود که وی حکومت غیرنظامی را همراه یا بدون حمدوک در سودان قبول می‌کند و چنین گفت: «ما مجدداً تأیید می‌کنیم که احیای مشارکت مردمی به رهبری حمدوک یا بدون او یک امر ضروری است.» (منبع: العربية نت 2021/11/02م).

سوم: وقتی پیام رسید که واکنش خیابانی ضعیف است و این‌که معجون/ترکیب آمریکایی آماده است، مالی فی، دستیار وزیر امور خارجه امریکا در امور آفریقا، از 14 تا 16 نوامبر 2021م به خرطوم بازگشت. طبق بیانیه سفارت امریکا در خرطوم، به نقل از اناطولی که هدف دیدار چنین است: «بسوی حمایت به دستیابی یک راه‌حلی برای بحران سودان و بازگشت حمدوک به دفتر کارش.»

هرچند، در میان تنظیم و ترتیب فیلم‌تان برای یک کودتا و آمدن آقای مولی، آب‌های زیادی از زیری پل جاری شد که مستلزم بر این شد که غلامان انگلیسی به خصوص حمدوک، سقف خود را کوتاه کنند و به بازگشت‌اش من‌حیث نخست وزیر قانع شد و بر اساس توافقنامه سیاسی تحت نظارت شورای حاکمیت و نظامی کار بکند و هرگز تقاضای ریاست شورای حاکمیت و تجدید ساختار خدمات امنیتی را نکند.

فلهذا، سرزمین ما به یک میدانی برای درگیری‌های بین‌المللی در میان قطب استعماری سابقه یعنی انگلیس، به نمایندگی حمدوک و دعوت‌گر مدنی، قطب استعماری جدید یعنی امریکا به نمایندگی رهبران مؤسسات نظامی، تبدیل شده است. مفکوره‌های نظامی و مدنی یکی از ابزارهای این جنگ و درگیری است، آن‌ها‌ دو رخ یک سکه اند؛ دکترین(نظریه پردازان) جدایی دین از زنده‌گی، با تمرکز به نفوذ استعمارگران و با غارت نمودن ثروت و خوبی‌های کشور، فلاکت و بدبختی را به ارمغان می‌آوردند. این امر حقیقتی‌ست که مثل آفتاب روشن است و هیچ تسلی برای احمق‌ها، ساده‌لوحان و فریب خوردگان نیست.

ای مخلصین اهل قدرت و نصرت!

 ‏شما در پیشگاه الله سبحانه‌و‌تعالی برائت حاصل نمی‌کنید، مگر با گرفتن حکومت از غلامان دست‌نشانده‌ که مردم را تحقیر و زنده‌گی‌شان را به فساد کشانیده است و با حمایت حزب‌التحریر که در میان امت است و با آن‌ها برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت فعالیت نمایید که این دولت استعمارگران را ریشه‌کن خواهد کرد، اسلام را به‌طور کامل تطبیق خواهد کرد و آنچه را که تمدن غربی در سراسر جهان به فساده کشانیده است را ترمیم خواهد کرد. بناً این امر یا توسط شما انجام خواهد شد یا به‌غیر از شما، پس به نداهای‌که عزت درین جهان و فلاح در آخرت است، لبیک بگویید.

ای اهل سودان؛ حق سبحانه‌وتعالى می‌فرماید:

﴿...إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ...﴾ [رعد: 11]

ترجمه:...الله حال و وضع هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر این‌که آنان احوال خود را تغییر دهند،...

فلهذا، اولین قدم در تغییر فهم از واقعیت در مورد مبدأ/ایدیولوژی اسلام عظیم من‌حیث یک عقیده و نظام زنده‌گی است که توسط خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت تطبیق می‌شود. پس برای "پروژه احیای‌" تان بر اساس وحی عظیم، که توسط حزب‌التحریر به‌منظور مطالعه آن، حمل آن، نصرت بخشیدن آن و ظاهر ساختن آن در صحنه دولت داری، توسعه و قاعده‌بندی شده است، جمع شوید؛ زیرا، درین راه خیر دنیا و آخرت نهفته است.

حزب التحریر-ولایه سودان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾[مائده: 50]

  • نشر شده در سوریه

ترجمه: آیا (آن فاسقان از پذیرش حکم تو بر طبق آن‌چه الله نازل کرده است سرپیچی می‌کنند و) جویای حکم جاهلیت (ناشی از هوا وهوس ) هستند؟ آیا چه کسی برای افراد معتقد بهتر از الله حکم می‌کند؟

(ترجمه)

از آغاز انقلاب مبارک شام در برابر رژیم مستبد و ظالم، توطئه رژیم‌های دسیسه‌گر و اقدامات‌‌شان برای از بین‌بردن انقلاب و فرزندان مخلص آن نیز آغاز شد؛ زیرا آن‌ها درک کردند که این انقلاب تهدید بزرگی برای بزرگ‌ترین رژیم ظالم و مزدوری می‌باشد که پلان‌های شوم آ‌ن‌ها را تطبیق می‌کند.

برتری انقلاب شام نسبت به سایر انقلاب‌های جهان عرب در این بود که آن‌ها شعار" رهبر ما تا ابد، پیامبر ما محمد" را سر دادند و فرزندان انقلاب آرزوی زندگی تحت‌عدالت اسلام را داشتند و برای آن قربانی‌های عظیمی را متقبل شدند، تعهد حیاتی آن‌ها منهدم کردن رژیم ظالم و تأسیس نظام اسلامی بود.

یکی از توطئه‌های غرب کافر و دست نشانده‌های آن به دام انداختن انقلاب در دام پول‌های کثیف سیاسی و بعداً منحرف کردن تصامیم آن‌ها، ساختن رهبران سیاسی و نظامی فریب خورده و متأثر کردن پیروان آن بود تا به‌هر خواست آن‌ها لبیک بگوید، آن‌ها گمراه شدند و مردم نیز گمراه شدند و آن‌ها ابزار داخلی برای تطبیق پلان‌های خارجی بودند. بناءً جهت‌ها منحرف، وفاداری غایب و اهداف ناپدید شد. ما دیگر نه شاهد شنیدن سخنان نابودی نظام هستیم و نه ضرورت حکم به اساس اسلام، بلکه بحث‌های حکومت انتقالی و کمیته تدوین قانون اساسی آغاز شد که جز برنامه سیاسی امریکا برای خاموش کردن شعله‌های انقلاب، که باوجود سختی‌های ناشی از توطئه و باوجود مشقت‌های طاقت‌فرسا هنوز هم در قلب فرزندان مخلص شعله می‌زند.

کشورهای توطئه‌گر به‌رهبری امریکا، درک کرده اند که منازعه آن‌ها و فرزندان مخلص انقلاب شام، مبارزه حیاتی است که به اساس دور نگهداشتن اسلام از منصه‌قدرت و حتی نابودی این مفکوره بناء شده است، زیرا عقیده آن‌ها سیکولریزم بوده که به اساس جدایی دین از دولت و جدایی دین از زندگی بناء شده است.

بنابر این، برای پافشاری بر سیکولر‌بودن دولت و این‌که قانون اساسی باید ساخته دست‌بشر باشد، امریکا اعضای کمیته تدوین قانون اساسی را از نماینده‌های رژیم ظالم و آپوزیسیون (مخالفان) سیکولر انتخاب و کمیته تدوین قانون‌اساسی را تشکیل داد تا تنها در قانون اساسی قبلی، که توسط آن قصاب شام بر مردم حکومت می‌کرد‌، تغییرات بیاورد. این به‌معنی اینست که همه قربانی‌ها و سختی‌ها را ما تنها  برای این متحمل شدیم تا در قانون اساسی قبلی تغییرات آورده شود و توسط قصاب جدید رهبری شویم، و این‌که شاید امریکا بر ما ترحم کند و قصاب قبلی را تغییر بدهد.

ای مومنان مخلص در انقلاب شام!

ما برای تغییر در قانون اساسی و تغییر از یک حکم به‌غیر از آن‌چه الله سبحانه و تعالی نازل کرده است، به دیگر حکم به غیر از آن‌چه الله سبحانه و تعالی نازل کرده است و از حاکمیت یک خائِن به‌حاکمیت خائِن دیگر انقلاب به پا نکردیم، بلکه ما علیه نظام کفری و استبدای قیام کردیم تا از سختی ظلم به راحتی عدالت پناه‌ببریم و به‌اساس قانون خالق حکیم و علیم بر ما فرمانروایی شود و این یگانه راه‌رستگاری در این دنیا و آخرت است.

ما برادارن شما در حزب التحریر-ولایه سوریه قانون اساسی را که اساس آن عقیده اسلامی است و تمام ماده‌های آن از مصادر شرعی به اساس اجتهاد شرعی اخذ شده است، به‌شما پیشنهاد می‎‌کنیم تا این یک‌میثاق برای همه ما، میان ما و خالق ما، میان ما و امت ما و مردم ما باشد؛ قانونی‌که ما تعهد به تطبیق آن کرده ایم. ما همه را از مواضع خود فرا می‌خوانیم و هریک را مطابق ظرفیت و توانایی‌شان، ما اشخاص صادق را از میان فرزندان و برادران خویش فرا می‌خوانیم تا متوجه مکلفیت خویش در برابر الله سبحانه وتعالی و امت خویش شوند تا با ما کار کنند و حکم به اساس قانون خالق خویش را دوباره احیاء کنیم و تمام قوانین اساسی ساخته دست بشر را رد نمایند که بندگی بندگان را به بندگان دایمی و حق حاکمیت را از خالق بندگان سلب می‌نماید.

ای مومنان در سرزمین شام!

تفاوت میان کسانی‌که اسلام را من‌حیث یک‌شعار و مفکوره عام حمل می‌کنند و کسانی‌که آن‌را من‌حیث قانون اساسی و برنامه زندگی حمل می‌کنند این است که دومی آن‌را به اساس دید دقیق، برنامه کامل، با جزئیات و طریقه درست شرعی که باید برای تأسیس این برنامه کامل تعقیب شود، حمل می‌نماید.

تنها با این برنامه می‌توانیم میان کسانی‌که شعارهای به ظاهر زیبا و اضافه‌گویی‌های کلی را سر می‌دهند و به زودی علیه آن و در مخالفت با آن عمل می‌کنند، با کسانی‌که مبدأ دقیق را انتخاب کرده و آن‌را محکم گرفته اند، تفاوت قایل شویم؛ آنانی‌که مبدأ خویش را حتی در حالات سخت، فریب‌ها و وسوسه‌ها رها نمی‌کنند.

به اساس اصول شرعی و برنامه واضح و روشن ما می‌توانیم با‌بصیرت کامل تمام کسانی‌که را که منحرف شده اند، به راه راست هدایت کنیم؛ اما در صورت از دست دادن آن‌ها ارتباط صرف فردی خواهد بود و اطاعت کورکورانه خواهد بود و راه ما اتفاقی خواهد بود، چنان‌چه ما در 10 سال اخیر با رهبران انقلاب بودیم.

ای مومنان در سرزمین شام!

امروز ما قانون اساسی خلافت را با تمام ارکان، نظام و قوانین حکومت‌داری به‌شما پیشنهاد می‌نماییم تا این دولت در اذهان امکان‌پذیر شود، جایی‌که حاکمیت از آن شریعت و صلاحیت مربوط امت می‌باشد. این دولت عدالت است که به اساس اسلام حاکمیت می‌کند، دولت ظالم، استبدای، ستم‌گر و خائِن تحت قانون ساخته دست‌بشر نیست.

ای مومنان در سرزمین شام!

مسوولیت احیای حاکمیت به اساس شریعت الله سبحانه وتعالی مکلفیت همه ما است و تنها در صورت امکان پذیر است که تمام نقشه‌ها و توطئه‌های دشمنان خویش را رد نماییم که قانون اساسی ساخته دست‌بشر در صدر آن قراردارد و می‌خواهند آن ‌را بر ما تحمیل نمایند. ما باید به‌یاد داشته باشیم که تنها آزادی و عزت با تطبیق قانون الله سبحانه وتعالی از طریق تأسیس خلافت اسلامی به منهج نبوت امکان پذیر است. در حقیقت این دولت تأسیس شدنی‌هست؛ زیرا وعده الله سبحانه وتعالی و بشارت پیامبر صلی‌الله علیه و سلم می‌باشد؛ پس به‌الله سبحانه و تعالی لبیک گفته با ما بپیوندید و برای تأسیس خلافت کار کنید.

الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُون﴾ [انفال: 24]

ترجمه: ای مومنان! فرمان الله را بپذیرید و دستور پیامبر او را قبول کنید؛ هنگامی‌که شما را به چیزی دعوت کند که به شما زندگی (مادی و معنوی و دنیوی و اخروی) بخشد، و بدانید که الله میان انسان و دل او جدایی می‌اندازد (و می تواند انسان را از رسیدن به خواست‌ها و آرزوهای دل باز دارد و اورا نمیراند و نگذارد عمر طولانی داشته باشد که مهمترین آرزوی دل هر انسانی است) و بدانید که همگان در پیشگاه الله گرد آورده می‌شوید( و به حساب و کتاب‌تان رسیدگی می‌گردد).

حزب التحریر ولایه سوریه

مترجم: خالد "سیف الله"

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

برادرگرامی! بعد از تقدیم سلام درمورد تعادل و ترجیح دادن کدام نص معین‌ را دریافت نکردم که در آن ذکرشده باشد که ظنی عام ترک می‌شود و به قطعی خاص عمل می‌شود؛ ولی به الفاظ متقارب‌المعنی وارد شده است؛ مثل اگرعام و خاص در قوت مساوی نباشند، یکی آن قطعی و دیگری آن ظنی باشد، قطعی ترجیح داده شده به آن عمل می شود و ظنی ترک شده به آن عمل نمی‌شود، برابر است که هردو عام باشد یا خاص و یا گرچند که قطعی خاص باشد و ظنی عام. این درست است که عمل به خاص بدون درنظر گرفتن عام در تمام حالات است. اگرعام ظنی و خاص قطعی بوده، یا عام قطعی و خاص ظنی باشد، در صورت تعارض بین عام و خاص در تمام حالات به خاص عمل می‌شود، اگرچند که عام قطعی و خاص ظنی هم باشد. در متن کتاب هم آمده بود که اگر قطعی عام باشد و ظنی خاص، به ظنی عمل می‌شود نه به‌قطعی. اگر نص عام و نص خاص وجود داشته باشد، فیصله به خاص می‌شود. بدون شک سنت عام کتاب‌را خاص ساخته است و کتاب عموم سنت‌ را خاص می‌سازد و عام کتاب مخصوص به کتاب می‌گردد و عام سنت، سنت‌ را خاص می‌سازد و عمل به خاص در تمام حالات مد‌نظر گرفته می‌شود؛ پس مشکل در کجاست؟ اما گفتۀ شما مبنی براین‌که عموم سنت به دره زدن زانی وارد شده است و قرآن سنگ‌سار شخص متأهل‌ را خاص ساخته است. این مسئله از باب عموم و خصوص‌است که به هردوی آن عمل کرده می‌شود. این قول شما را دچار اشتباه نموده است...

دریک مسئله به هردوی آن عمل نمی‌شود. به خاص عمل می‌شود و عام متروک می‌گردد. در صورتی به عام عمل می‌شود که به یک جزء ارتباط داشته باشد. مثل قول الله‌سبحانه وتعالی:

﴿الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ [نور: 2]

ترجمه: هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید.

 رسول‌الله صلی‌الله وعلیه وسلم  مرد متأهل‌ را که قطعی عام بود، عملاً رجم و سنگ‌سار نمودند، ظنی خاص این‌که اگر مرد متأهل آورده شود که زنا کرده باشد، آیا به هردوی آن عمل می‌کنی؟ نخیرعمل به خاص ظنی کرده شده که آن مربوط به متأهل می‌باشد. در این جا رجم می باشد، نه دره و عام که در مورد غیرمتأهل است، حکم آن دره می‌باشد.

هم‌چنان در صلح حدیبیه بخاری از براء روایت می‌نماید که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:

«أن لا يأتيك أحد منا وإن كان على دينك إلا رددته»

ترجمه:یکی از ما که در دین توست، اگر نزدت آمد باید برگردانیده شود.

این حدیث عام ظنی‌ست در مورد مرد و زن و الله تعالی درآیت دیگری می‌فرماید:

﴿... فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ [ممتحنه: 10]

ترجمه: ...هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید.

آیت فوق خاص قطعی است در مورد زنان. اگرزنی از مکه به مدینه می‌آمد، آیا به هردوی آن عمل می‌کردیم؟ نخیر به خاص قطعی که مربوط زن می‌شد، عمل می‌کردیم و عام باقی می‌ماند؛ یعنی ارجاع زنان مربوط مردان می‌شد. این‌گونه عمل در یک مسئله خاص است نه عام.

سلام هایم‌را پذیرا شوید.

مترجم: بدرالدین "حسینی"

 

ادامه مطلب...

اطفال افغانستان از شدت گرسنگی تلف می‌شوند؛ در حالی‌که جامعه بین‌الملل به قیمت جان آن‌ها سیاست خود را بازی می‌نماید Featured

بر اساس گزارش سازمان‌ملل، افغانستان در معرض بد‌ترین بحران بشری در سطح جهان قرار دارد. بعد از تسلط طالبان در ماه آگست بر این کشور؛ تقریباً 50 در صد نفوس آن به دلیل قحطی شدید، استعمار غرب در دو دهه، توقف کمک‌های بشر دوستانه توسط جامعه بین‌الملل و ضبط بیلیون‌ها دالر ثروت این دولت توسط امریکا، با گرسنگی بی‌سابقه‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند. رئیس اجرائیه برنامه‌غذائی جهان به نام دوید بیسلی می‌گوید که 95 در صد مردم این کشور غذای کافی ندارند و تقریباً 23 میلیون افغان به دلیل از هم‌پاشی وضعیت در معرض گرسنگی وخیم قرار دارند. وی حالت کشور را به "فاجعه ویران‌گر" تشبیه نموده گفت که قرار است "در روی زمین جهنمِ" برپا گردد. 14 میلیون طفل نیز در معرض گرسنگی شدید قرار دارند و سازمان‌های WFP و UNICEF هشدار دادند که بدون کمک فوری ممکن است یک میلیون طفل به اثر سوء تغذیه شدید تلف گردند. تعداد زیادِ قبلاً با سوء تغذی مواجه بودند که به جز از یک توته نان، چیزی برای خوردن نداشتند. با نزدیک شدن ماه‌های سرد زمستان، شرایط مأیوس کننده‌ای برای امت در افغانستان پیش‌بینی شده که بلافاصله منجر به نابودی آن‌ها خواهد گردید.

توقف بی‌رحمانۀ بیلیون‌ها دالر کمک توسط جامعه بین‌الملل، بانک‌جهانی و صندوق بین‌المللی پول به سرزمینی‌که همیشه متکی بر کمک‌ها بوده، هم‌چنان اقدام ادارۀ امریکا برای عدم دسترسی رهبری جدید افغانستان به 10 بیلیون ثروت خارجی، اقتصاد این کشور را سرنگون و دسترسی به خدمات صحی و خدمات‌عامه را مشکل ساخته و باعث بحران فاجعه‌بار بشری گردیده است. هدف آن‌ها از این کار، فشار آوردن بالای دولت طالبان است تا نسخۀ اسلامِ را تطبیق نمایند که با ارزش‌های لیبرال و سیکولری غرب ساز‌گاری داشته باشد. به همین دلیل قدرت‌های غربی و جامعه بین‌الملل از اصالیب گرسنگی و قحطی به‌حیث قوۀ فشار برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده می‌نمایند تا از حاکمیت دولت سیکولر در این سرزمین مطمئن گردند که در مدت 20 سال اشغال وحشیانۀ خود از طریق نظامی نتوانستند به این هدف برسند. آن‌ها بی‌شرمانه ادعا می‌نمایند که هدف شان تأمین آسایش و حقوق زنان و دختران در افغانستان است؛ در حالی‌که همین زنان و اطفال از شدت گرسنگی در معرض هلاکت قرار دارند، از خدمات صحی محروم اند و هیچ امیدی به بهتر شدن وضعیت اقتصادی خویش ندارند. بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر "بحران اقتصادی افغانستان؛ مخصوصاً زنان و دختران را شدیداً متأثر ساخته و برای بدست آوردن غذا، خدمات صحی و منابع مالی آن‌ها را با مشکل بزرگ‌تر مواجه ساخته است".

به برادران خود میان طالبان می‌گوئیم؛ فاجعه‌بشری را که با چشمان خود مشاهده می‌نمائید در حقیقت نتیجۀ وابستگی به کمک و مساعدت قدرت‌ها و سازمان‌های غربی می‌باشد. در واقع؛ چنین سازمان‌ها مانند ملل‌متحد همیشه وضعیت کشور‌های مانند افغانستان را وخیم و فاجعه‌بار اعلان می‌نمایند؛ در حالی‌که همین دولت‌های قدرتمند عضو آن، باعث بحران و بد‌بختی ملت‌ها می‌گردند. هدف مساعدت آن‌ها به جز از بدنام ساختن اسلام و مفاهیم آن چیزی دیگری نیست. آیا 20 سال کمک‌های بین‌المللی وضعیت افغانستان را بهتر و این سرزمین را خود کفا ساخته است؟ بدون شک که پاسخ این سوال منفی است، بلکه بد‌تر از همه اقتصاد آن را ور‌شکسته و تابع کمک‌ها نموده که در سطح جهان دومین کشور بود که مردم‌اش نیاز به کمک‌های فوری داشت، ولی حالا از این لحاظ در درجه اول قرار دارد.

اگر نظام جامع اسلام توسط دولت خلافت در افغانستان و جهان اسلام تطبیق می‌گردید؛ در آن صورت "مدل دولت-ملت" که حکومت‌ها را ضعیف و تابع خارجی‌ها می‌سازد، را ریشه‌کن و افغانستان و دیگر سرزمین‌های اسلامی را از نگاه بحران اقتصادی و فاجعه‌بشری به سمتِ ثبات دایمی هدایت می‌نمود. در غیر آن؛ افغانستان همیشه در چنگال خارجی‌ها قرار داشته و تابع اوامر و ترحم دشمن باقی خواهد ماند. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى (123) وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى﴾ ]طه:124-123[

ترجمه: پس اگر از سوی من هدایتی به شما رسید، هرکس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می‌شود و نه به مشقت و رنج می‌افتد. و هرکس از هدایت من(که سبب یاد نمودن از من در همه امور است) روی بگرداند برای او زندگی تنگ(و سختی) خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور می‌کنیم.

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

شورای امنیت‌ملی تحت کنترول شاه برای تأمین امنیت شاه است و تصور می‌کند که وی را از حکومت‌های انتخابی در آینده محافظت می‌نماید

  • نشر شده در اردن

اخیراً دولت، پیشنهادی را به پارلمان ارسال نموده تا شورای امنیت‌ملی را در این کشور ایجاد نماید که هدف آن تسهیل همکاری و هماهنگی میان سازمان‌های نظامی و ملکی می‌باشد. دولت بر اساس پیشنهادات کمیته‌شاهی برای عصری‌سازی نظام سیاسی، این پیشنهاد را شامل مجموعه اصلاحات قانون اساسی نمود. (الرایه، 22/11/2021).

بر اساس نسخۀ مقدماتی قانون اساسی؛ تشکیل شورا به رهبری پاد‌شاه شامل بعضی اعضاء به شمول نخست وزیر، وزیر دفاع، وزیر امور‌خارجه، وزیر داخله/کشور، رئیس امنیت و رئیس ارتش می‌گردد، برعلاوه دو عضو دیگر نیز توسط پاد شاه انتخاب می‌شود.

رژیم اردن تلاش دارد تا ظرفیت‌اش را برای درک و تطبیق برنامۀ کشور‌های استعماری مانند انگلیس استفاده نماید که این کشور را ایجاد کرده و به منافع سیاسی آن وفادار می‌باشد. هم‌چنان به امریکا نیز وفادار است، زیرا آن را متحد قوی فکر می‌نماید و در طول تاریخ با اشتراک در برنامه‌های استعماری صندوق بین‌المللی پول، حمایت اقتصادی گردیده که در نتیجه میزان قرضۀ آن به 34 بیلیون دالر رسیده است. هم‌چنان امریکا به خاطر اشتراک اردن در جنگ علیه اسلام و دیدگاه استراتیژیک عصری‌اش برای مبدل ساختن این کشور به پایگاه عساکر امریکا در منطقه و تقویت آن از طریق موافقت نامه دفاع مشترک، هم‌چنان به خاطر روابط نزدیک با دولت یهود، با کشور اردن پیمان استراتیژیک بسته است.

گرچه ادارۀ امریکا با رهبری کشور‌هایی‌که هم‌پیمانش شدند، توافق نموده تا ارزش‌های لیبرال‌دموکراسی را در کشور‌هایی‌که کمک‌های اقتصادی، نظامی و امنیتی را دریافت می‌نماید، مانند اردن رشد دهند. از کمک‌‌ها به عنوان بزرگ‌ترین فشار بالای رژیم اردن استفاده می‌نمایند تا به بهانۀ اصلاحات دموکراتیک، تطبیق آزادی‌‌ها، نماینده‌گی واقعی مردم، تشکیل دولت انتخابی و حقوق زنان به اهداف سیاسی خود برسند. به همین دلیل و بهانه‌‌ها فعلاً بالای تصویب نتایج کمیسیون شاهی در مجلس نماینده‌گان بعد از چندین اقدام اصلاح‌گرایانه و زمینه‌ساز، بحث صورت می‌گیرد.

از این‌که حاکم اردن خطر از هم‌پاشی قدرت خود را حس کرده است، برای مهار این تهدید اقدام به بعضی عملکرد‌های سیاسی می‌نماید که در حقیقت به بهانۀ "قطع شگوفۀ فاسد از غنچه" شکار طعمه امریکا شده است. لذا آماده است تا توافق دفاعی مشترک را با امریکا امضا نماید که بر اساس این توافق‌نامه باید برای تصحیح انتخابات و قانون‌سیاسی احزاب، اصلاحات‌دموکراتیک را بیاورد و بر اساس قانون‌اساسی شاهی، دولت منتخب یا پارلمانی را تشکیل نماید. در حقیقت؛ این رژیم نظامی را حاکم می‌سازد که مطابق توقع و رضامندی قدرت‌های بین‌الملل و اداره فعلی بایدن می‌باشد.

در حال حاضر دولت، پیشنهاد شورای امنیت‌ملی را برای بحث و تصویب به مجلس نماینده‌گان سپرده است که با نارضایتی کامل مواجه گردید حتی توسط وکلأ و سیاسیون به حیث حمله علیه قانون‌اساسی پنداشته شد. این پشنهاد، شورای امنیت‌ملی را جاگزین منابع قدرت‌های دولت خواهد نمود که همین پاد‌شاهی معنی می‌دهد. گویی که نظام فعلی ساختۀ‌بشر مانع ظلم این رژیم بالای مردم گردیده و یا فساد، مالیات، قرض‌های کمر‌شکن و روابط دوستانه با دوشمنان امت خاتمه یافته است. در حالی‌که این دولت زمینۀ منافع قدرت‌های بین‌الملل را مساعد ساخته، مانند پوشیدن و کشیدن جراب استفاده شده و تنها اعمال زشت خود را زینت می‌بخشند!

ممکن است نظریه نخست‌وزیر سابق اردن به نام سمیر‌الرفی به حیث رئیس کمیته‌شاهی برای عصری‌سازی نظام سیاسی در جریان بحث توسط مرکز حفاظت و آزادی ژورنالستان در پایتخت "عمان" استقبال گردیده باشد. بر اساس نظر وی "شورای امنیت‌ملی قبل از قبل برای ممانعت و خنثی‌سازی تصامیمی ایجاد شده که شاید برای حمایت دولت آینده موثر باشد؛ اگر آن‌‌ها منافع دولت و مردم را تهدید نماید. رژیم اردن با تشکیل این شورا برای جلو‌گیری از ایجاد گروه چریکی یا دولت منتخب اقدامات حفاظتی را اتخاذ می‌نماید تا هر پیشنهاد و یا طرح دولت را که موجودیت‌اش را تهدید نماید، باطل سازد. این کار را تحت حمایت امریکا انجام می‌دهد و قدرت را به اشخاص انتقال می‌دهد که به امریکا وفادار باشند، چی در خانواده‌‌ هاشمی یا غیر آن. در حالی‌که رژیم فعلی به استعمار‌گر سابق "انگلیس" که این کشور را ایجاد، اشغال و آشفته ساخته است، نیز وابسته می‌باشد که با رقیب‌اش امریکا همیشه در حال معامله است.

هدف شورای امنیت‌ملی به هیچ وجه حفاظت کشور و تامین امنیت مردم در مقابل دشمن نیست و نه هدف آن حفاظت ثروتِ امت می‌باشد که در خدمت دشمن قرار گرفته، بلکه با موافقت‌نامه‌های تحقیر‌آمیز با یهود و امریکا کشور را به حالت اسف‌بار مبدل ساخته است. در حقیقت هدف این شورا تأمین امنیت رژیمِ است که ترس واقعی را حس کرده نه از استعمار‌گر حریص، بلکه از امتی‌که خواهان تطبیق شریعت الله سبحانه ‌‌و‌تعالی در سرزمین اسلامی شده اند، در هراس است. دولتی‌که عدل و شفقت را حاکم و با آزاد‌سازی امت از چنگال یهود در مدت یک ساعت و ریشه‌کن نمودن نفوذ امریکا و انگلیس از تمام مناطق، عزت و شوکت امت را دوباره بر خواهد گرداند و امنیتی را که امت در جستجوی آن است و به طور واقعی محافظ امت خواهد بود تنها تحت چطر دولت اسلامی مهیا خواهد شد.

پیامبر صلی الله علیه ‌‌و‌سلم فرموده است:

«مَنْ أَصْبَحَ مِنْكُمْ آمِناً فِي سِرْبِهِ، مُعَافًى فِي جَسَدِهِ، عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمِهِ، فَكَأَنَّمَا حِيزَتْ لَهُ الدُّنْيَا»

ترجمه: کسی‌که صبح با صحتمندی از خواب برخاسته و امنیت فامیل‌اش تامین است و غذای همان روز را دارد، گویی این که تمام جهان برایش داده شده.

ای مردم... ای مردم اردن! راز قدرت و قوت این امت، اساس عزت و منبع شوکت آن در دین، عقیده و میثاق آن‌‌ها نهفته است. امنیت و ثبات وجود نخواهد داشت، مگر این که به دین خود رجوع نمائیم و اشخاص که به خاطر تاسیس چنین دولت کار می‌نمایند را حمایت و نصرت دهیم. الله سبحانه ‌‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴾ ]انعام:82[

ترجمه: کسانی‌که ایمان آوردند و ایمان شان را به ستمی (چون شرک) نیامیختند، ایمنی (از عذاب) برای آنان است و آنان راه یافتگان اند.

اگر مردم امر به معروف نمایند، دساتیر الله سبحانه ‌‌و‌تعالی را جدی گرفته و دولت خلافت راشده بر منهج پیامبر صلی الله علیه ‌‌و‌سلم را تاسیس نمایند، از امنیت کاملِ ثروت، عزت و جان خود مطمئن خواهند گردید.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه اردن

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

رژیم اردن به دستگیری کسانی‌که در کمپاین "ای مسلمانان! در قرن انهدام خلافت؛ آن را تأسیس کنید" شرکت کردند، ادامه می‌دهد Featured

  • نشر شده در اردن

به ادامه پالیسی ظلم و جنایت؛ بخش امنیتی رژیم اردن انجینیر امین مصطفی سارسور و پدر‌ش را به خاطر شرکت در فعالیت‌های جهانی کمپاین حزب‌التحریر تحت شعار "ای مسلمانان! در قرن انهدام خلافت؛ آن را تأسیس کنید" دستگیر کرد. هم‌چنان این رژیم سفاک هفتۀ قبل 5 تن از اعضای حزب‌التحریر را به همین دلیل دستگیر نمود.

اعمال این ظالمان هم‌چو جغد‌های شبانه می‌مانند که با نیروی بزرگ امنیتی در نیمه شب وارد خانه امین و پدر‌ش می‌گردند و با ایجاد ترس و وحشت در منزل، زنان و اطفال بی‌گناه را به وحشت می‌اندازند. تنها گناه آن‌ها این بود که می‌گفتند مالک ما الله سبحانه و‌تعالی‌ست و برای امت فرض بزرگ فراموش شده را یاد‌آوری می‌نمودند که حاکمیت نظام الله سبحانه و‌تعالی در زمین از طریق مبارزه فکری و سیاسی و شرکت در کمپاین "ای مسلمانان! در قرن انهدام خلافت؛ آن را تأسیس کنید" می‌باشد.

ادامۀ ظلم و جنایت رژیم اردن، ممانعت نهاد‌های امنیتی و استخباراتی، سرکوب نمودن اعضای حزب‌التحریر با دستگیری و توقیف آن‌ها، نه عزم راسخ حزب را ضعیف می‌سازد و انشا الله نه اعضایش را از مبارزه فکری و سیاسی در میان امت خسته می‌سازد. بلکه حزب به طریقه پیامبر صلی الله علیه و‌سلم برای تأسیس دولت خلافت شب و روز تلاش می‌ورزد و برایش اصلاً مهم نیست که با چه نوع ظلم و شکنجه دچار می‌شود.

ما به این رژیم و نهاد امنیتی‌اش چنین می‌گوییم: شما در اقدام خویش ناکام خواهید شد، زیرا الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُولَئِكَ هُوَ يَبُورُ﴾ (فاطر:10)

ترجمه: کسی‌که خواهان عزّت است (باید از الله بخواهد چرا که) تمام عزّت برای الله است؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند و عمل صالح را بالا می‌برد و آن‌ها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آن‌هاست و مکر (و تلاش فسادگرانه) آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد).

جنگ شما علیه اسلام و کسانی‌که برای اسلام کار می‌کنند، مسیر پیشرفت این تمدن بزرگ که زمانش رسیده است را متوقف ساخته نمی‌تواند. خلافت خواست و نیاز امت گردیده است و تغییر اساسی و همه جانبه به خواست الله سبحانه و‌تعالی نزدیک است. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ﴾ (ابراهیم:3)

ترجمه: همان‌ها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و (مردم را) از راه الله باز می‌دارند و می‌خواهند راه حق را منحرف سازند؛ آن‌ها در گمراهی دوری هستند.

#أقيموا_الخلافة

#ReturnTheKhilafah

#YenidenHilafet

#خلافت_کو_قائم_کرو

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه اردن

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

پس از شکست بایدن، آیا این یک وقت مناسب نیست تا حاکمان پاکستان نوید بت را پس از ربودنش -در 11‌می 2012م تاکنون- آزاد کنند؟ Featured

  • نشر شده در پاکستان

پس از بحث در رسانه‌ها در رابطه به رهایی احتمالی زندانیان طالبان، به عنوان یک حرکت "حسن نیت"، آیا این یک وقت مناسب نیست که حاکمان پاکستان نوید بت، سنخگوی رسمی حزب التحریر-ولایه پاکستان را آزاد سازند؟ آیا این یک وقت مناسب نیست که نوید بت را آزاد کنند؛ در حالی‌که وی هنگامی‌که توسط مقامات امنیتی دولتی ربوده شد، تنها همسایگان و فامیل‌اش شاهدان عینی بودند و از 11 می سال 2012م تاکنون فامیل‌اش نه او را دیده و نه اطلاعی از وی در دست دارد؟ آیا این یک وقت مناسب نیست؛ زمانی‌که در 4 جنوری/ژانویه 2018م، "کمیسیون رسیدگی به موارد ناپدید شدن‌های اجباری پاکستان در خصوص نوید بت "دستور احضار" را با شماره مرجع/ریفرنس ColoED آی دی نمبر 860-P صادر نمود؟ ‏آیا در قید نگهداشتن نوید بت بدون محاکمه/دادرسی علنی یا تماس رو در رو با خانواده‌اش، به معنی به تمسخر گرفتن قوه قضاییه، قوانین زمینی و قوانین آسمان‌ها نیست؟

اما حاکمان پاکستان نوید بت را حتی پس از آن‌که "جنگ علیه تروریسم" به پایان رسید و نیروهای امریکایی به فاصله آن‌سوی افق، عقب‌نشینی کردند، هنوزهم در قید حراست اجباری نگه‌می‌دارند. یقیناً، حاکمان پاکستان با در قید نگهداشتن اجباری نوید این واقعیت را تأیید می‌کنند که بازگشت خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت برای بادارش، بایدن بسیار دردناک‌تر است نسبت به این‌که از افغانستان به‌طور تحقیرآمیز عقب‌نشینی کردند. این یک خدمت‌گذاری یا غلامی به بایدن است که حکمرانان پاکستانی باید نوید بت را در قید حراست اجباری نگه بدارند، در حالی‌که هر نوع امکانات و روش‌‌های دلسوزانه را برای جاسوسان هندو، کولبوشان یاداف و ابین اندن ورتھمان پیلوت/خلبان مهاجم نیروهای هوایی هندی، به خرج دادند. حاکمان پاکستان در مقابل مؤمنان طغیان‌گر و در برابر دشنمان کینه‌توز اسلام، بسیار رحیم اند، در حالی‌که الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللّٰهِ وَالَّذِينَ مَعَهٗ اَشِدَّآءُ عَلَى الكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَينَهُم﴾ [فتح: 29]

ترجمه: محمّد فرستاده‌ی الله است و کسانی‌که با او هستند، در برابر کافران تند و سرسخت، و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند...

ای مسلمانان پاکستان! برای آزادی نوید بت از طریق هر آن‌چه که در اختیار دارید، ندا بلند کنید؛ زیرا رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم می‌فرماید:

«مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ اَلدُّنْيَا، نَفَّسَ اَللَّهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ» (رواه مسلم)

ترجمه: هر كسی‌كه مسلمانی را از یک مصیبتِ از مصیبت‌های دنیائی نجات دهد، الله(سبحانه‌وتعالی)، او را از مصیبتی از مصیبت‌های روز قیامت نجات می‌دهد.

ندای تان را برای آزادی نوید بت بلند کنید؛ زیرا وی به علت تلاش و جان‌فشانی‌‌‌هایش برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت، که رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم بشارت آن را داده است، ربوده شد. رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم می‌فرماید:

«ثُمّ تكونُ خِلافةً على مِنهاج النُّبُوَّة» (رواه احمد)

ترجمه: ...بعد از آن خلافت بر منهج نبوت می‌آید...

ای نیروهای مخلص مسلح افواج پاکستان!

این امر در میان شما واضیح بود که نوید بت پس از آن‌که از شما درخواست کرد و صدا بلند کرد تا برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت نصرت تان را عطاء نمایید، در قید اختطاف اجباری قرار گرفت. ‏اکنون، شما رجال نصرت، اهل قدرت و ممانعت هستید. بنابراین برای شما کافی نیست که فقط برای آزادی نوید بت تنها مطالبه و صدا بلند کنید. حتی ‏برای شما این امر کافی نیست که آزادی نوید بت را تضمین ببخشید، حال آن‌که به آسانی می‌توانید این کار را انجام دهید. ‏نخیر، هیچ کدام نقاط فوق در پیشگاه الله سبحانه ‌و ‌تعالی کافی نیست؛ زیرا این یک وجیبه شرعی بر دوش شماست تا نصرت تان را برای تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت عطاء نمایید. همین اکنون به حزب التحریر نصرت دهید و شدیدترین ترس و دلهره بایدن و مودی را در چشمان‌شان هویدا کنید، همان طوری‌که پس از پیروزی در میدان جنگ، با سوکوب نمودن دشمنان امت اسلامی، تکبیرات الله اکبر را بلند می‌کنید.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

پرسش

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته!

قسمی‌که معروف است، تمام سرزمین فلسطین توسط قدرت یهود غصب شده است، و در آن‌جا زیادی از محل تجاری و زمین‌هایی غصب شده اند که صاحبان حقیقی‌شان شناخته نمی‌شود. هم‌چنان بعضی از زمین‌هایی اند که دولت یهود در ملکیت افراد و شرکت‌های گذاشته است تا این‌که بعضی ارزش‌های خاص خود را از همان طریق ادامه دهد. من در فلسطین زندگی می‌نمایم، برایم محل تجاری به کرایه پیش‌کش شد که در ملکیت یک شخص یهودی از زمین غصب شده در یکی از قریه‌های فلسطین می‌باشد، و صاحب این زمین مشخص نیست؛ این‌که پناه‌جو است یا مهاجر. آیا به کرایه گرفتن این زمین جواز دارد؟ اگرچه صاحب حقیقی زمین غیر مشخص است آیا حکم فرق می‌کند؟ یا این‌که زمین غصب شده است که معامله، خرید و فروش وبه کرایه گرفتن جواز ندارد؟ شیخ گرامی! الله سبحانه وتعالی شما را برکت دهد قوت جسمانی‌ و فراخی را در علم‌تان نصیب نموده و فتح را به دستان شما نایل نماید.

پاسخ

وعلیکم‌السلام ورحمة الله وبرکاته!

مال غصب شده برای صاحب‌اش می‌باشد، خریدن و به کرایه گرفتن از غاصب جواز ندارد. تفصیل‌اش قرار ذیل است:

مال دزدی و غصب شده در هرجایی‌که یافت شود، برای صاحب‌اش می‌باشد. احمد از سمره روایت نموده که فرمود: رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم فرمودند:

«إِذَا سُرِقَ مِنَ الرَّجُلِ مَتَاعٌ، أَوْ ضَاعَ لَهُ مَتَاعٌ، فَوَجَدَهُ بِيَدِ رَجُلٍ بِعَيْنِهِ، فَهُوَ أَحَقُّ بِهِ، وَيَرْجِعُ الْمُشْتَرِي عَلَى الْبَائِعِ بِالثَّمَنِ»

ترجمه:هرازگاهی از مردی مالی دزیده شد، در دستی مردی  عین مال را یافت، او صاحب حق به آن مال است، و مشتری پول خود را از بایع اخذ می‌نماید.

هم‌چنان رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم می‌فرماید: برای دست است آن‌چه را گرفته تا زمانی‌که ادا می‌نماید. ترمذی روایت نموده وگفته که حدیث حسن است و در پیرامون مال غصب شده است.

هم‌چنان کسی‌که زمینی را غصب نماید، مرتکب حرامی شده و مطابق قول رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم گناه سختی را کسب نموده است:

«من ظلم قِيدَ شبرٍ من الأرض طوّقه من سبع أرضين»

ترجمه:کسی به اندازه یک وجب از زمین ظلم کرده باشد، هفت طبقه زمین در گردنش طوق انداخته می‌شود. (به روایت مسلم از حضرت عائشه رضی الله عنها)

یعنی این‌که هرکسی یک شیء از زمین که کم یا زیاد باشد، غصب نماید. بدون شک مرتکب گناه شده است که در آخرت به سبب آن عذاب کرده می‌شود، و در دنیا مستحق عذاب تعزیری شده و ملزم به اعاده آن‌چه غصب کرده، به همان شکلی‌که غصب شده به صاحب‌اش می‌شود. از جهت قول رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم که برای دست است، آن‌چه گرفته تا زمانی‌که برمی‌گرداند. به روایت ترمذی

زمانی‌که چیز غصب شده در دست غاصب تلف شود و یا وضعیت آن ‌را تغییر دهد، مثلاً: تکه غصب شده را دوخت، معدن غصب شده را ذوب نمود، یا حیوان غصب شده را ذبح کرد، در این حالت برای غاصب قیمت‌اش لازم می‌شود.

به همین اساس زمانی‌که دانستی یک شیء دزدیده شده و یا غصب شده است، آن‌ را نخر، و هم‌چنان به کرایه نگیر و اگر در شبه افتدی، نخر! رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم می‌فرماید:

«دَعْ مَا يَرِيبُكَ إِلَى مَا لَا يَرِيبُكَ»

ترجمه:بگذار آن‌چه را که تو را در شک می‌اندازد و در پی آن‌چه شو که تو را در شک نمی‌اندازد. (به روایت ترمذی از حسن بن علی رضی الله عنهما و ترمذی گفته که این حدیث حسن وصحیح است.)

از همین جهت، همیشه متیقین به این بودی که آن زمین غصب شده است، برابر است که صاحب‌اش را می‌شناسی یا نمی‌شناسی؛ مهم این است که متأکید بر این می‌باشی‌که غصب شده است، برایت جواز نیست که به کرایه بگیری؛ چرا که انسان غاصب مالک‌اش نمی‌باشد و گذشته از این که نمی‌تواند که با تو عقدی را منعقد نماید.

به همین سبب الله تو را از این کرایه بی‌نیاز می‌سازد و در تلاش زمین دیگر باش که به کرایه بگیری! و الله در این برایت برکت می‌دهد و برای تو در ین دنیا خیر می‌باشد و هرازگاهی‌که آن زمین غصب شده باشد، به آن تأسف نخور که الله همراهت می‌باشد.

برادرتان عطاء بن خلیل ابو الرشته

مترجم: احمد‌‌جبیر"نوری"

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه