شنبه, ۱۷ شوال ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۴/۰۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

الله سبحانه‌وتعالی در عمر شما برکت دهد!

شیح بزرگوار ما در نزدم سوالی است، آیا از این آیۀ مبارکه ﴿ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ﴾؛ ترجمه: تااين‌كه (از زنان بي‌بندوبار و آلوده) دست‌كم باز شناخته شوند و در نتيجه مورد اذيت و آزار (اوباش) قرار نگيرند. علت حکم فهمیده می‌شود؟ ابونزار شامی

پاسخ:

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

دقیقاً این آیۀ مبارکه حکمت فرضیت جلباب را نشان می‌دهد؛ نه علت حکم را؛ چنان‌چه اين مسأله را به‌گونۀ ذیل واضح می‌سازیم:

طوری‌که در پاسخ به سوال 10 جولای 2018م تذکر داده بودم، سبب نزول این آیۀ مبارکه تفکیک بین زنان آزاد از کنیزان می‌باشد و نشان می‌دهد که بر زنان کنیز، پوشیدن جلباب لازم نیست؛ اما بعضی منافقین به زنان کنیز تعرض می‌کردند و طوری‌ می‌پنداشتند که اگر کنیزان را مورد آزار و اذیت قرار دهند، جزای این عمل‌شان کم‌تر است. وقتی بر زنان آزاد تعرض می‌نمودند و به محاکمه کشانده می‌شدند، به خاطری نجات و تخفیف گرفتن مجازات خود می‌گفتند، من فکر می‌کردم که این زن کنیز بوده است، همین بود که آیۀ مبارکه فوق نازل شد و این عذر را از پیش‌روی‌شان برداشت و برای زنان آزاد پوشیدن جلباب را از سر تا قدم فرض نمود تا بین زنان آزاد و کنیز تفکیک شود. بعد از نزول این آیه مباركه با اذیت نمودن زنان آزاد نمی‌توانستند که بگویند ما فکر می‌کردیم که کنیز بوده است. ابن سعد در "طبقات" از ابی مالک روایت نموده که گفته است، زنان رسول الله صلی الله علیه و سلم از طرف شب برای رفع ضرورت بیرون می‌شدند و بعضی از منافقین آن‌ها را اذیت می‌کردند و این مسأله برای منافقین گفته شد؛ ولی ایشان در جواب می‌گفتند ما فکر می‌کنیم که این زنان کنیز اند؛ سپس این آیۀ مبارکه نازل شد:

﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ﴾

[احزاب: 59]

ترجمه: اي رسول الله! به هم‌سران و دختران خود و به زنان مؤمنان بگو كه رداهاي خود را جمع‌وجور بر خويش فرو افكنند؛ تااين‌كه (از زنان بي‌بندوبار و آلوده) دست‌كم باز شناخته شوند و در نتيجه مورد اذيت و آزار (اوباش) قرار نگيرند.

بناءً این آیۀ مبارکه نازل شد به‌خاطر شناخت و تفکیک زنان آزاد از کنیز و ارخاء (پائین انداختن جلباب از سر تا قدم) به‌خاطری همین شناخت بوده است؛ نه به‌خاطری شناخت شخصی هر زنی، در تفسیر قرطبی (14/244) گفته شده است: این فرمودۀ الله سبحانه‌وتعالی:

﴿ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ﴾

ترجمه: تااين‌كه (از زنان بي‌بندوبار و آلوده) دست‌كم باز شناخته شوند و در نتيجه مورد اذيت و آزار (اوباش) قرار نگيرند.

به‌خاطری این است که زنان آزاد با زنان کنیز خلط نشوند تا طمع مردان (ناپاک) نسبت به ایشان از بین برود و این به معنی این نیست که زنان باید جلباب بپوشند تا معلوم نشود که این کدام زن است.

باید بدانیم که بین علت و حکمت فرق است، علت دلیل تشریع احکام است و طوری‌که بیان کردم علت از نص فهمیده می‌شود؛ مگر بعضی نصوص معنی علت را به وسیلۀ حروف و ادات متعارف و توسط چه‌گونه‌گی ترکیب واضح ساخته است؛ اما دیگر قرائنی است که معنی علت را متوقف ساخته و معنی دیگری را ارائه می‌کند که همانا معنی هدف شارع است؛ نه دلیل تشریع و همین هدف و نتیجه، مقصود شارع از حکم است که این هدف را حکمت می‌گویند و برای حکمت، علت گفته نمی‌شود.

پس از بیانات فوق به این نتیجه می‌رسیم که معلول با علت به دوران است در صورتی‌که علت باشد، معلول نیز می‌باشد و در صورتی‌که علت موجود نبود، معلول هم موجود نمی‌باشد؛ اما حکمت چنین ویژه‌گی ندارد وموجودیت حکم با موجودیت حکمت متوقف نمی‌باشد؛ مثل این قول الله سبحانه‌وتعالی:

﴿لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ﴾

[الحج: 28]

ترجمه: (آنان به اين سرزمين مقدّس بيايند) تا منافع خويش را با چشم خود ببينند (و به سود مادي و معنوي‌شان برسند و ناظر فوائد فردي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و اخلاقي حج باشند).

﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾

[الذاريات: 56]

ترجمه: من پري‌ها و انسان‌ها را جز براي پرستش خود نيافريده‌ام.

﴿إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ﴾

[العنكبوت: 45]

ترجمه: مسلماً نماز (انسان را) از گناهان بزرگ و از كارهاي ناپسند (در نظر شرع) باز ميدارد.

اگر در آیات فوق دقت کنیم، می‌بینیم بسیار اشخاصی حج می‌کنند؛ ولی کدام منفعتی (که حکمت حج است) را به دست نمی‌آورند، همۀ جنیات خلق شدند؛ ولی بسیاری از آن‌ها الله سبحانه‌وتعالی را عبادت (که حکمت است) نمی‌کنند و به همین ترتیب بسیاری از مردم نماز می‌خوانند؛ ولی از منکر (که حکمت نماز است) دست‌بردار نمی‌شوند.

لذا گفته می‌توانیم که در مثال‌های فوق حکمت است؛ نه علت؛ زیرا حکم از آن تخلف می‌کند و به همین ترتیب است تمام حکمت‌ها.

حالا اگر در مورد موضوع سوال در آیه کریمۀ دقت کنیم، دو چیز قابل فهم است یکی این‌که حکم شرعی از آیه ﴿يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ﴾؛ ترجمه: رداهاي خود را جمع‌وجور بر خويش فرو افكنند.

 به دست می‌آید و همین آیه دلیل حكم است.

دوم این‌که:

﴿ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ﴾

ترجمه: تااين‌كه (از زنان بي‌بندوبار و آلوده) دست‌كم باز شناخته شوند و در نتيجه مورد اذيت و آزار (اوباش) قرار نگيرند.

اين قسمت آیه، دلیل فرضیت جلباب نیست و به همین دلیل علت نمي‌باشد؛ بلکه شناخت و معرفت و تفکیک زنان آزاد از کنیز، نتیجه پوشیدن جلباب؛ یعنی هدف شارع است.

این نتیجه و هدف گاهی از حکم پوشیدن جلباب تخلف می‌کند؛ چنان‌چه زنان آزاد جلباب می‌پوشند؛ ولی اکنون کدام کنیزی نیست که زنان آزاد از کنیز تفکیک شوند.

هم‌چنان ﴿ذَلِكَ أَدْنَى﴾ تااين‌كه (از زنان بي‌بندوبار و آلوده) دست‌كم باز شناخته شوند.

در اصطلاح اصول‌دانان حکمت است؛ نه علت.

این نظر من بود که ذکر نمودم، الله سبحانه‌وتعالی داناتر و آگاه‌تر است.

برادر شما عطاء ابن خلیل ابوالرشته

7 جمادی الاول1440هـق

13جنوری 2019م

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

از شیخ سعید رضوان (ابو عماد)

عضو حزب‌التحریر ولایه اردن

شنبه، 1 محرم 1441 هـ.ق مؤتفق 31 اگوست/اوت 2019

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

حزب التحریر ولایه  سوریه نشست شامگاهی را در اردوگاه‌های الکرامه در حومۀ ادلب با عنوان "انقلاب ادامه دارد!" برگزار کرد.

دوشنبه، 25 ذی‌الحجه 1440 هـ.ق موافق 26 اگست/اوت 2019

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

از شیخ عدنان مزیان، عضو حزب التحریر-ولایه اردن- و مجری برنامۀ شئون امت در تلویزیون الواقیه

جمعه، 22 ذی‌الحجه 1440هـ.ق موافق 29 اگست/اوت 2019

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

فریاد جمعه از حیاط مسجد الاقصی

 استاد ابومهدی بیضون

بیت المقدس - سرزمین مبارک فلسطین

جمعه، 29 ذی‌الحجه 1440هـ.ق موافق 30 اگست/اوت 2019

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

سخنی چند از آزاد‌ه‌ای از آزادگان شهرکللی در حومۀ ادلب تحت عنوان "انقلاب را به مسیر اصلی آن برگردانید!"

 شنبه، 23 ذی‌الحجه 1440 هـ.ق موافق 24 اگست/اوت 2019

ادامه مطلب...

بحران کشمیر قضیه اسلام است، باید همه سرزمین‌های اسلامی در برابر آن بایستند!

خبر:

دولت پاکستان پس از ترغیب اندونیزی برای کمک به فشار هند در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای ابطال وضعیت حق ویژه‌ی کشمیر، تصمیم به خنثی ماندن در برابر بحران کشمیر گرفت. سخن‌گوی وزارت امور خارجه از طریق (whatsApp) پیام را به ((CNNIndonesia.com نوشت و برای حل بحران کشمیر، اندونیزی هر دو هند و پاکستان را به گفت‌وگوی دوجانبه تشویش کرد. این نگرش اندونیزی چیز جدیدی نیست؛ زیرا سال گذشته سفیر پاکستان در اندونیزی روزگاری انتقاد خود را نسبت به سکوت اندونیزی در مورد بحران کشمیر ابراز کرد که در آوریل 2018 توسط آنادولو گزارش شده است.

تبصره:

کشمیر یک مسأله‌ی ملی‌گرایانه برای پاکستان یا کشمیر نبوده و صرفاً تسلط اقتصادی یا ژیوپلیتیکی توسط رژیم هندو نیست؛ بلکه یک قضیه و مسأله‌ی اسلامی است. این تکلیف اسلامی هرگز نباید به هر بهانه‌ای کنار گذاشته شود؛ زیرا اسلام دکترین جامع و اعم از معنوی و سیاسی است. اسلام امور اقتصادی، ژیوپلیتیکی یا دولتی را از عقاید اسلامی و توحید جدا نمی‌کند. امور ثروت، زمین، خون و عزت مسلمانان کشمیر یک امر اسلامی است!

بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله اندونیزی؛ علی‌رغم جایگاه آن به عنوان بزرگ‌ترین کشور اسلامی و عضو غیر دایمی شورای امنیت سازمان ملل، در مورد قضیه کشمیر بی‌طرفی را برگزید. این دوچیز را ثابت کرده است؛ اولا، نظم جهانی لیبرال سیکولار امروز اجازه نمی‌دهد یک کشور اسلامی همبسته‌گی و اتحاد خود را برای برادران واقعی خود نشان دهد. آن‌ها توسط سیکولاریزم که پوشیده با شعار صلح جهانی است مسموم می‌شوند که دین منشأ درگیری است. ثانیاً، این اثبات وجود بیست‌ویک‌مین بار شکست سازمان ملل در حل مشکلات جهان اسلام؛ مانند: روهینگیا، سوریه، فلسطین یا اویغور است. حاکمان مسلمان باید بدانند که امروز عصر اتحاد و همبسته‌گی است؛ مانند: مورچه‌های حضرت سلیمان علیه‌السلام. اگرچه بدن آن‌ها كوچك است؛ ولی نیروی آن‌ها بزرگ است؛ زیرا اتحاد و همبسته‌گی آن‌ها مبتنی بر حقیقت واضح و محکم بود.

موضوع مهم دیگر، تاریخ کشمیر است. کشمیر یک سرزمین اسلامی است که در اواخر قرن اول هجری توسط مسلمانان فتح شد. این سرزمین در فتوحات سند و هند به دست ژنرال مسلمان، محمد القاسم صورت گرفت كه در سال 94 هجری (712 م) آغاز شد. سپس حاکمیت اسلام در شبه قاره‌ی آسیا در زمان خلیفه‌ی عباسی، المعتصم، در سال 218-225 هجری برابر با (833-839 م) گسترش یافت. حاکمیت اسلام در بیش‌تر شبه قاره‌ی آسیا که امروز به عنوان هند، پاکستان، کشمیر و بنگلادیش شناخته می‌شود به مدت ده قرن متوالی تحت اقتدار خلفاء ادامه یافت. سپس کشمیر در اوایل قرن 19 زیر دست استعمار انگلیس افتاد. حاکمیت انگلیس در شبه قاره‌ی آسیا بیش از ٪55 از شبه قاره‌ی آسیا را با اکثریت مسلمان شامل می‌شود؛ درحالی‌که کشمیر به مدت 100 سال به یک پادشاه هندو اجاره داده شده است. این آغاز استبداد در کشمیر است که بیش از 15 دهه با جنایات فجیع مرتکب شده علیه مسلمانان برای تحکیم قدرت در کشمیر زنده مانده است. کشمیر و فلسطین الگوهای تاریخی مشابهی دارند. هردو پروژه‌ی بریتانیا هستند که در آن اجازه می‌دهد قدرت را از مسلمانان در هنگام تسلیم فلسطین به یهودیان و کشمیر به هند، تصاحب کنند.

امروزه امور جامعه بین‌المللی تحت سلطه‌ی نیروهای جدید استعمارگر؛ یعنی کشورهای سرمایه‌داری از غرب و شرق است که به طور مداوم دست و پنجه خود را تقویت می‌کنند و در نقاط مختلف جهان به ویژه جهان اسلام درگیری و هرج‌ومرج را ایجاد می‌کنند. این فرزندان نجیب امت است که قربانیان درمانده‌ی شکارچیان کافری هستند که به وسیله‌ی نظم جهانی اجازه داده شده‌اند که علیه مسلمانان چنین جنایات را مرتکب شود.

مسلمانان کشمیری به طور واضح مورد چشم‌پوشی حاکمان مسلمان – عبادت کننده سکولاریسم و سرمایه‌داری قرار گرفته‌اند که بیش‌تر به منافع اقتصادی ملی خود وفادار هستند؛ نه دفاع از خون و عزت برادران ایمانی خود. آن‌ها نسبت به تعالیم اسلام به ملل متحد شکست‌خورده وفادارتر اند. تازمانی‌که سیستم جهانی مانند امروز باقی بماند؛ بدون شک هرگز گرفتاری زنان مسلمان در سراسر جهان اسلام پایان نمی‌یابد؛ زیرا اساس این همه رنج، چیزی نیست جز عدم حضور خلافت به عنوان سپر برای امت – یک دولتی‌که هژمونی کفر را از بالای مسلمانان از بین برده و از عزت مسلمانان در سراسر جهان اسلام محافظت می‌کند. سخنان پیامبر را به‌خاطر بسپارید:

«إِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

ترجمه: به تحقیق امام (خلیفه) سپری است که شما از عقب آن می‌جنگید و به عقب آن پناه می‌برید.

[صحیح مسلم]

علاوه‌براین، برای مسلمانان جایز نیست که تطبیق اسلام را در سرزمینی‌که تحت حاکمیت اسلام بوده است، کنار بگذارند. این از منظر افتخار مسلمانان نیست؛ بلکه مسلمانان به لزوم تطبیق سایه الله سبحانه و تعالی؛ یعنی اجرای شریعت، نیاز دارند. از این‌رو مجاز نیست مسلمانان از این مبارزه دست بکشند.

الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ

ترجمه: آيا آن‌ها حكم جاهليت را (از تو) مي‏خواهند و چه كسي براي افراد با ايمان، بهتر از خدا حكم مي‏كند؟

نویسنده: فیکا کومارا

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: کریم احمدی

 

ادامه مطلب...

چرا دعای ما قبول نمی‌شود؟!

(ترجمه)

وَعن النُّعْمانِ بْنِ بشيرٍ رضِي اللَّه عنْهُما، عَنِ النَّبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قَالَ:

« إِنَّ الدُّعاءُ هوَ العِبَادةُ» ثم قرأ : {وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ} [المؤمن: 60]

(رواه أبوداود والترمذي وقالاحديث حسن صحيح)

ترجمه: از نعمان ابن بشیر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: دعا خود عبادت است. سپس این آیه را تلاوت نمود: و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا برای تان اجابت كنم.

توضیح حدیث

اطلاق عبادت در جای دعا دال براین است که دعا عبادت است، زیرا الله سبحانه وتعالی کلمه (عِبَادَتِي) را بعد از (ادْعُونِي) ذکر نموده طوری که فرموده است:

{وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ} [غافر: 60]

ترجمه: و پروردگارتان فرمود كه مرا بخوانيد تا اجابت كنم شما را به درستی كسانی‌كه از عبادت من استكبار می‌ورزند به زدودی با ذلت داخل جهنم خواهند شد.

پس دعا عبادت است و الله متعال همان بنده‌اش را دوست دارد که به اوتعالی دعا کند و در دعایش با الحاح و زاری اصرار می نماید، طوری‌که در حدیث بیان شده: از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُحِبُّ الْمُلِحِّينَ فِي الدُّعَاءِ» (الدعاء للطبراني (28/20)، (2/ 794)

ترجمه: الله متعال الحاح و زاری و اصرار کننده گان در دعا را دوست دارد.

بنابراین عدم دعا استکبار محسوب می‌شود و تحت آیت (سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ) یعنی خوار و ذلیل داخل دوزخ می‌شود، لیکن هرگاه مسلمانان عبادت صحیح را فراموش کردند، جوهر دعا مفقود گردید، از این جهت می‌بینیم که بسیاری از خطباء و علماء در منابر مساجد برای غلبه بر دشمنان اسلام دعا می‌کنند؛ در حالی‌که خودشان در گناه سکوت در برابر حکم بغیر ما انزل الله گرفتار اند. بیشتر از (90) نود سال می‌شود که دعا می‌کنند؛ لیکن حالت امت اسلامی تغییر نکرده در حالی که الله متعال دست بنده‌اش را خالی نمی‌گذارد؟

پس جواب این مطلب در حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم واضحا بیان شده است:

«والَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتَأْمُرُنَّ بالْمعرُوف، ولَتَنْهَوُنَّ عَنِ المُنْكَر، أَوْ لَيُوشِكَنَّ اللَّه أَنْ يَبْعثَ عَلَيْكمْ عِقَاباً مِنْه، ثُمَّ تَدْعُونَهُ فَلاَ يُسْتَجابُ لَكُمْ» (رواه الترمذي وقال: حديثٌ حسن)

ترجمه: از حذيفه رضي الله عنه روایت است که رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: سوگند بذاتی که نفسم در حيطهء قدرت اوست، همانا به کارهای پسنديده امر نموده و از کارهای ناپسند منع می‌کنيد. يا نزديک است که الله متعال بر شما عذابی از نزد خويش بفرستد و سپس او را بخوانيد و او دعای شما را اجابت نکند.

عده ای از مردم هستند که از یک طرف به الله متعال دعا می کنند و از سوی دیگر به عوض امر به معروف و نهی از منکر، به حمد حکام (ظالم، فاسق یا کافر) تسبیح می گویند... لازم است که علما در این جا سکوت اختیار نکنند، حکام ظالم را امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ اگرچه کشته شوند؛ لیکن نزد الله متعال درجات عالی دارند؛ طوری که درحدیث شریف آمده :

«سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ حَمْزَةُ بن عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَرَجل قَامَ إِلَى إِمَام جَائِرٍ فَأَمره وَنَهاه فَقَتله» (رواه الحاکم علي شرط الصحيحين)

ترجمه: سيد الشهداء حمزه بن عبدالمطلب است و همچنين مردي که در مقابل فرمانرواي ستمگر قيام کند و او را امر و نهي نمايد و فرمانروا او را بکشد.

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه