جمعه, ۱۰ رمضان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۲/۲۷م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

مفهوم رزق

  • نشر شده در تثقیفی

(ترجمه)

مسئلۀ رزق در زندگی عموم مردم یکی از ساسی­ترین موضوعات به‌شمار می­رود. مسئله رزق بدون ملاحظه عقیدتی روح و روان تمام انسان­های کره خاکی‌را مشغول خود کرده است؛ زیرا انسان همیشه در انتظار و در صدد کسب رزق یومیه خویش می‌باشد. بنابرین، لازم دیده شد تا پیرامون مسئله رزق تلاش فروتنانۀ ذیل انجام گیرد.

رزق همان بخشش و هِبه را گویند و کلمه رِزق مترادف بخشش و عطاء می­باشد. رزق به دو گونه؛ حلال و حرام تقسیم می‌شود. به مالی‌که کارگر بدست می­آورد و مالی را که قمارباز از راه قماربازی کسب می­نماید، رزق گفته می­شود. به‌دلیل این‌که آن مالی است که الله سبحانه وتعالی به هر یک از آن دو در هنگام تمسک­‌شان به حالتی از حالات کسب رزق بخشش نموده است؛ اما تفاوت این­جاست که اگر تصرف مال برایش مجاز و مباح باشد، پس آن مال برایش از نظر حکم حلال و اگر تصرف و تملک آن برایش مباح و مجاز نباشد، درین‌صورت آن مال برایش از نظر حکم حرام می­باشد؛ اما با وجود این هم برای هردو نوع مال رزق اطلاق می­شود و بخاطری‌که تملک مال از راه حرام صحیح نیست، نمی­توان آن مال را رزق ننامید و نمی‌توان گفت که الله سبحانه وتعالی فقط مال حلال را رزق گردانیده و مال حرام را رزق نمی­دهد؛ بنابر این، برای هر انسان خواه مؤمن باشد و خواه کافر، عاقل باشد و یا غیر عاقل، باید به رزق مقدر و تعیین شده‌اش برسد. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَكَأَيِّن مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾[عنكبوت: 60]

ترجمه:چه بسیارند جنبندگانی‌که (در زمین با شما زندگی می­کنند و بر اثر ضعف، حتی) نمی­توانند روزی خود را بردارند (و جابجا کنند تا آن را بخورند یا بیندوزند). الله روزی­رسان آن­ها و شما است(پس غم روزی را نخورید و ننگ خواری و اسارت را نپذیرید) و الله بس شنوا و آگاه است(لذا دعای شما و صدای سایر آفریدگان خود را می­شنود، از حال و روز همگان با خبر است، سهم و روزی کسی و چیزی را فراموش نمی­نماید).

پس بدون شک، واقعیت ارزاق کفار و گناهکاران نشان می­دهد که الله سبحانه وتعالی رزق و روزی تمام مخلوقات خود اعم از مؤمن و کافر را بدوش گرفته است و به همین خاطر است که الله سبحانه وتعالی در آن هنگام که ابراهیم دست به دعا بالا نمود و از وی خواست تا فقط مؤمنان اهل مکه را رزق عطا کند، برایش فرمود که وی هیچگاه رزق خود را مخصوص مؤمنان نمی­گرداند؛ بلکه هم‌ مؤمنان را رزق و روزی خواهد داد و هم کافران را. الله سبحانه وتعالی می­فرماید:

﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ قَالَ وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ﴾ [بقرة: 126]

ترجمه: و (به یاد بیاورید) آن­گاه را که ابراهیم گفت: پروردگار من! این (سرزمین) را شهر پر امن و امانی گردان و اهل آنرا- کسانی­که از ایشان به الله و روز بازپسین ایمان آورده باشند- از میوه­های (گوناگونی که در آن پرورده شود یا بدان آورده شود و دیگر خیرات و برکات زمین) روزی شان رسان و بهره­مندشان بگردان. (الله پاسخ داد و) گفت: (دعای تو را پذیرفتم، ولی در این عمر کوتاه دنیا، بر این خوان یغما چه دشمن و چه دوست) و کسانی را که کفر ورزد، مدت کوتای (از ثمرات و خیرات این جهان) بهره­مند می­گردانم و سپس او را (روز رستاخیز) به عذاب آتش (دوزخ گرفتار و) ناچار می­سازم و(سرانجام و سرنوشت این گونه افراد) چه بد سرانجام و سرنوشتی است!

و به همین‌دلیل بود که وقتی‌ابراهیم علیه‌السلام برای آن عده‌ای از فرزندانش که باشنده بیت‌الله‌الحرام بودند، طلب رزق و روزی کرد. الله‌سبحانه وتعالی برایش بیان نمود که وی کافران را نیز روزی خواهد داد و همان­گونه که مؤمن رزق خود را بدست می­آورد، کافر نیز در دنیا رزق خود را بدست خواهد آورد و الله سبحانه وتعالی تمام مخلوقات خود را تا آن­گاه که حیات در بدن شان باقی باشد، بدون استثناء رزق و روزی می­دهد.

لذا، حقیقتی‌را که باید مسلمان در برابر آن سر تسلیم و کرنش فرود آورد، اینست که رزق از جانب الله سبحانه وتعالی است و اوست که مخلوقات را آفریده و ارزاق‌شان را بدوش گرفته است و بر انسان لازم می­آید که در طلب رزق خود بسوی او سبحانه وتعالی پناه ببرد تا نفسش استوار و آرامش یافته و در راه بدست آوردن رزق‌اش از عبادت الله غافل نشود. الله سبحانه وتعالی می­فرماید:

﴿وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ﴾ [مائده: 88]

ترجمه: و از نعمت­های حلال و پاکیزه­ای که الله برای‌تان روزی داده است بخورید.

﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ﴾ [روم: 40]

ترجمه: الله کسی است که شما را آفریده است، سپس (با عطاء کردن و سائل مادی و معنوی کسب و تهیه زمینه معاش و آماده­سازی محیط زیست) به شما روزی رسانده است.

﴿اَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ﴾ [يس: 47]

ترجمه: از آنچه الله برای‌تان روزی داده است انفاق و احسان کنید.

﴿إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ﴾ [آل عمران: 37]

ترجمه: الله هرکه را بخواهد روزی می­دهد.

﴿اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ﴾ [عنكبوت: 60]

ترجمه: الله روزی­رسان آن‌ها و شما است.

﴿يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ﴾ [اسراء: 30]

ترجمه: الله روزی هرکس را که بخواهد فراوان و گسترده می­دارد.

﴿فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ﴾ [عنكبوت: 17]

ترجمه: و روزی را از نزد الله بطلبید.

﴿وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا﴾ [هود: 6]

ترجمه: هیچ جنبنده­ای در روی زمین نیست، مگر این‌که روزی آن بر عهده الله است.

﴿إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ﴾ [ذاريات: 58]

ترجمه:تنها الله روزی­رسان است.

مردم بر اساس چشم دید خود که هرشخص در برابر کاری‌که انجام می­دهد، مالی بدست می­آورد؛ بر این‌گمان هستند که این خودشان هستند که رزق خود را تأمین می‌کنند و نیز اوضاع و احوالی را که در آن به جمع­آوری و کسب ثروت می­پردازند را اسباب رزق می­دانند. این­گونه مغلوب این حدس و گمان شدند، در حالی‌که حقیقت بر خلاف چشم دید و گمان شان بوده، حقیقت و واقعیت طوری‌ا­ست که آن‌احوال و اعمال فقط حالاتی‌است که در آن‌رزق حواله می­شود؛ نه این‌که اسباب رزق باشد، چون‌ اگر اسباب رزق به‌شمار می­رفت، مطلقاً نباید رزق به تأخیر می­افتاد؛ چون بعضی اوقات این حالات پیش می­آید و رزقی در کار نیست و گاهی رزق می­آید؛ در حالی­که هیچ یک از آن حالات دخلی ندارد. گاهی انسان سر کار می­رود؛ ولی هیچ مالی را بدست نمی­آورد؛ درحالی­که حوادثی وجود دارد که در آن رزق حاصل می­شود، بدون این­که در آن سبب ظاهری دخیل باشد و این نوع حوادث بی‌شمار هستند که  به‌عنوان مثال میراث را می­توان یادآور شد طوری­که میراث را وارث به سعی و تلاش خود و یا هم به اختیار خود بدست آورده نمی­تواند؛ بلکه میراث مالی­ست که بدون سعی و اکتساب شخص بدست می­آید.

بنابرین، نتیجه می­گیریم که اوضاع و احوالی‌که معمولاً در آن رزق بدست می­آید، اسباب رزق نبوده؛ بلکه فقط حالاتی برای کسب رزق است. پس رزق چنان‌که مردم گمان می­کنند که به سبب عملکرد، استثمار و امثال آن بدست می­آید نیست.

اما ناگفته نباید گذاشت که الله سبحانه وتعالی بندگان خود را دستور داده است تا به اعمالی به پردازند که خود در اجرای آن اعمال برای‌شان قدرت انتخاب داده است تا در اجرای آن اعمال به حالاتی مواجه شوند که آورنده رزق است. پس برای هر شخص لازم است تا برای تحصیل رزق خود جد وجهد نماید و بدلیل این‌که رزق مقسوم و مُقدّر است، شایسته نیست که ترک وظیفه و عمل نماید؛ زیرا الله سبحانه وتعالی بندگان خود را دستور به سعی و عمل نموده و آن‌را دروازه‌ی از دروازه­های عبادت خود قرار داده است. بر انسان‌لازم است تا متوکل باشد؛ نه متواکل و الله سبحانه وتعالی بندگان خود را در عرصه سعی و تلاش برای طلب رزق تشویق نموده و می­فرماید:

﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ﴾ [ملك: 15]

ترجمه:او کسی است که زمین را رام شما گردانیده است. در اطراف و جوانب آن راه بروید و از روزی او بخورید، زنده شدن دوباره؛ در دست اوست.

نویسنده: فارس الفارس

عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه عراق

برای رادیوی دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

مترجم: محمد مزمل

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

امیر و شیخ بزرگوارم! آن دسته از اصناف و اقلام زراعتی و میوه‌هایی‌که در آن‌ها زکات واجب می‌باشد کدام‌ها اند؟ مثلاً کسانی هستند که از روغن زکات بیرون می‌کنند، حکم شرعی در زمینه چیست؟

این مشخص است که در رکاز (مال مدفون در زمین )، خمس‌اش زکات می‌باشد، پرسش من اینگونه است: بعضی از مردم به املاک و دارایی‌های عصر عثمانی دست یافتند(صندوق‌های موادعذایی ارتش)، آیا کسی‌که این را یافته بعد از خارج نمودن خمس آن، مالک‌اش می‌شود؟ یا این‌که این دارایی‌ها و ثروت مربوط دولت اسلامی است که یابنده باید آن را منحیث امانت حفظ نموده و به دولت خلافت که إن شاءالله به زودی تأسیس خواهد شد، برگرداند؟ الله سبحانه وتعالی به شما برکت دهد.

پاسخ

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته!

نسبت به انواع اقلام زراعتی و میوه‌های که در آن‌ها زکات واجب می‌شود، نظر به آنچه در احادیث وارد گردیده است، عبارت اند از: گندم، جو، خرما و کشمش. این همان چیزی است که در احادیث به شکل انحصار بیان شده، و دیگر کشت‌ها و اقلام زراعتی در تحت این حکم داخل نمی‌باشند. برای اثبات این موضوع به دلایل زیر توجه نمایید:

الف) موسی بن طلحه از عمر رضی الله عنه روایت نموده که گفته است:

«إنّما سنّ رسول الله صلى الله عليه وسلم الزكاة في هذه الأربعة: الحنطة، والشعير، والتمر، والزبيب» (رواه الطبرانی)

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه وسلم زکات را در همین چهار چیز مشخص نمودند: گندم، جو، خرما و کشمش.

هم‌چنان از موسی بن طلحه روایت است که گفت:

«أمر رسول الله صلى الله عليه وسلم معاذ بن جبل - حين بعثه إلى اليمن - أن يأخذ الصدقة من الحنطة والشعير، والنخل، والعنب»  (رواه أبو عبيد)

ترجمه: هنگامی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم، معاذ بن جبل را به یمن فرستاد برایش امر کرد که از گندم، جو، خرما و انگور صدقه(زکات) گیرد.

احادیث فوق این را بیان می‌کنند که زکات در کشت و زراعت و میوه‌ها، ازهمین چهار نوع (گندم، جو، خرما و کشمش) گرفته می‌شود و غیر از این‌ها از دیگر انواع کشت و میوه‌جات، زکات گرفته نمی‌شود. از این جهت که احادیث ذکر شده، بر انحصار موضوع دلالت می‌کنند.

ب) حاکم، بیهقی، و طبرانی از حدیث أبی موسی اشعری و معاذ ابن جبل، هنگام که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن‌ها را به یمن جهت تعلیم امور دین مردم فرستاد، و برای‌‌شان فرمود: «زکات اخذ نکنید مگر ازاین چهار چیز: جو، گندم، کشمش و خرما»؛ استنباط نمودند. بیهقی پیرامون این حدیث گفته است: راوی‌هایش ثقه و متصل است. در این حدیث حصر واضح است که گرفتن زکات از کشت و میوه‌ها تنها از هیمن چهار نوع می‌باشد؛ چون لفظ «إلا» هرگاه بعد از ادات نفی و یا نهی واقع شود، افاده‌ی حصر ما قبل به مابعدش را می‌کند. یعنی حصر گرفتن زکات بر همین چهار نوع ذکرشده که عبارت از: جو، گندم، کشمش و خرما می‌باشد.

ج) الفاظ گندم، جو، خرما و کشمش که در احادیث وارد شده، اسمای جامد اند و لفظ‌‌شان غیر از خود، دیگری را احتوا نمی‌‌کند، نه از لحاظ نطق و نه از لحاظ مفهوم؛ زیرا این اسماء نه اسمای صفات اند و نه هم اسمای معانی؛ بلکه مقصور برآن چیزهای اند که مسمی شده‌اند و به آن‌ها اطلاق می‌گردند و بس. از همین خاطر از الفاظ شان معنی خوردن،‌ خشک بودن و ذخیره کردن‌شان گرفته نمی‌شود. چون الفاظ‌ شان به این معانی و صفات دلالت نمی‌کنند و این احادیثی‌که وجوب زکات را در انواع چهارگانه از کشت و میوه حصر نموده، تخصیص کننده‌ی الفاظ عموم وارد شده در احادیث می‌باشند:

«فيما سقت السماء العشر، وفيما سقي بغرب، أو دالية، نصف العشر»

ترجمه: در آنچه توسط باران آبیاری  می‌شود، عشر(ده یک) است. و در آنچه توسط غرب و دلو آبیاری  شود، نصف عشر است.

د) پس زکات در غیر این انواع چهارگانه در دیگر اشیایی زراعتی و میوه‌جات، واجب نمی‌باشد. از همین خاطر از ارزن، برنج، باقلا، نخود، نسک وغیره حبوبات و پنبه زکات گرفته نمی‌شود. هم‌چنان که از سیب، آلو ، شفتالو، زردآلو، انار، مالته، کیله وغیره انواع میوه‌جات زکات گرفته نمی‌شود. به دلیل آن‌که هیچ یک از الفاظ گندم، جو، خرما و کشمش؛ در برگیرندۀ حبوبات، ومیوه‌جات نمی‌باشند و نص صحیح و معتبری هم در زمینه وارد نشده که به آن استدلال کرده شود. اجماعی هم در این مورد منعقد نشده است و قیاس هم در این شامل نمی‌شود؛ چون زکات ازجمله عبادات بوده و در عبادات قیاس صورت نمی‌گیرد و به آنچه در نص آمده اکتفاء شده توقف می‌شود. هم‌چنان از سبزیجات مانند: تره، بادرنگ، کدو، بادینجان، شلغم، زردک وغیره زکات گرفته نمی‌شود. از عمر، علی، مجاهد وغیر از این‌ها روایت شده که، در سبزیجات زکات نیست. هم‌چنان این را ابوعبید، بیهقی وغیره روایت نموده‌اند.

اما در قسمت پرسش‌ دوم تان که پیرامون رکازاست، باید گفت: هرشخصی‌که رکاز را می‌یابد، در آن خمس (پنج یک) زکات می‌باشد که باید به دولت اسلامی تسلیم نماید تا دولت آن را در مصالح مسلیمن به مصرف برساند و چهار خمس دیگر‌ش از آن کسی می‌باشد که رکاز را یافته است؛ به شرط این‌که رکاز یافته شده از زمین غیرش نباشد. اما اگر دولت اسلامی مانند امروز قائم نبود، کسی‌که رکاز را می‌یابد، باید خمس‌اش را برای فقراء و مساکین و مصالح امت بیرون نماید و در رسیدن به حق تلاش نهایی خود را به خرچ دهد، و باقی‌اش برای خودش می‌باشد. دلائل موجود در زمینه:

رکاز عبارت از مال مدفون در زمین می‌باشد، برابر است که نقره باشد یا طلا، سنگ‌های گرانبها باشد یا مروارید و یا هم غیر آن از زیورات و سلاح. هم‌چنان برابر است که رکاز کنزهای مدفون از اقوام گذشته مانند مصری‌ها، بابلی‌ها، آشوری‌ها، ساسانی‌ها، رومی‌ها، یونانی‌ها و یاهم غیر از این‌ها باشد، مانند سکه‌های پول، زیورات و جواهر که در قبرهای پادشاهان و بزرگان شان یافت شود و یا در تپه‌های شهرهای خراب شده.

هم‌چنان رکاز می‌تواند سکه‌های از طلا باشد و یا هم نقره، و برابر است که در کوزه گذاشته شده باشد و یا در غیر آن، به این‌گونه‌ که در زمینی پنهان کرده شده باشد که متعلق به عصر جاهلیت باشد و یا عصری از عصوری گذشتۀ اسلامی، تمام این‌ها رکاز تعبیر می‌‌شوند و در حکم رکاز داخل هستند.

رکاز مشتق از رَکَزَ یَرکُزُ، مانند غَرَزَ یَغرُزُ می‌باشد، یعنی پنهان کرد. چنانچه گفته می‌شود: رَکَزَ الرمح، یعنی نیزه را به زمین زد، وقتی‌که نیزه را در زمین ثابت واستوار داخل نماید. هم‌چنان الَّرکز صدای آهسته و پنهان را گویند. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا﴾ (مریم: 98)

ترجمه: آیا از آن‌ها صدای آهسته و پنهان میشنوی؟!

اما معدن آن چیزی است که الله سبحانه وتعالی، از همان روزی‌که زمین و آسمان‌ها را آفریده است؛ آن را در بطن زمین جابجا نموده است، برابر است که طلا باشد و یا هم نقره، مس، سرب وغیر از این‌هاٰ، پس معدن مشتق از عَدَنَ می باشد، في المكان يعدن‌ (درمکانی اقامت می‌نماید)، زمانی‌که در آنجا قائم کرده شود. از همین جهت است که جنت به عدن مسمی شده است. چرا که آن‌جا جای اقامت و همیشه‌گی است. پس معدن ازخلق الله بوده، نه از دفن بشر. از همین جهت است که با رکاز مخالف است؛ چون رکاز از دفن بشر می‌باشد.

اصل در رکاز و معدن، آن است که ابوهریره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم، روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموند:

«العجماءُ جرحها جُبار، وفي الركاز الخمس» (رواه أبو عبيد)

ترجمه: زخم چهار پایان هدر بوده (در آن غرامت و تاوان نمی‌باشد) و در رکاز خمس‌اش زکات است.

و آنچه که ازعبدالله بن عمرو روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از مال که از خرابه‌های عادی یافت می‌شود، سؤال کرده شد، فرمودند: «در چنین مال ودر رکاز خمس‌اش زکات می‌باشد.» و آنچه که از طریق علی بن ابی طالب رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده است که فرمودند: «در سیوب خمس است و فرمودند: سیوب عبارت از ریشه و رگ طلا و نقره‌ای‌ست که در زیر زمین باشد.» این را ابن قدامه در المغنی ذکرنموده است.

از همین خاطر، هرمال مدفون از طلا، نقره، زیورات و غیر از این‌ها که در قبرها، تپه‌ها، و یاهم در شهرهای اقوام گذشته یافت می‌شود، یا این‌که در زمین مرده (غیر قابل استفاده برای زراعت که در ملکیت کسی داخل نباشد)، یا در ویرانه‌های عاد، یا از هرآن چیزی قدیمی که نسبت‌اش به قوم عاد داده شود، یا این‌که از دفن جاهلیت باشد، یا از دفن کرده‌های مسلمین، در عصرهای اسلامی گذشته باشد، این همه در ملکیت پیدا کننده می‌باشد که خمس آن را به بیت المال پرداخت می‌نماید.

هم‌چنان هرمعدن کم و اندک است، در صورت که غیر منقطع نباشد، یعنی مقدارش محدود باشد، از طلا باشد یا از نقره، برابراست که ریشه‌ای باشد یا سطحی، در زمین مرده یافت شود که در ملکیت کسی نباشد، پس آن در ملکیت پیدا کننده است که از آن خمس‌اش را به بیت المال تسلیم می‌کند. اما اگر زیاد باشد، یعنی معدن باشد، نه یک کمیت محدود مدفون، پس این حکم ملکیت عامه را به خود می‌گیرد، که برایش تفصیلی دیگری می‌باشد.

خمس که از پیدا کننده رکاز و از پیدا کننده معدن گرفته می‌شود، حیثیت مال فیء را دارد و حکم آن را به خود می‌گیرد. به این معنی که در بیت‌المال، در دیوان فیء و خراج گذاشته شده، مانند فیء وخراج مصرف کرده می‌شود و امرش موکول به خلیفه بوده که آن را در رعایت امور امت و رفع نیازمندی‌های آنان؛ بنابر نظر و اجتهاد‌ش، آنچه که در آن خیر و صلاح امت بوده باشد، به مصرف می‌رساند.

کسی که رکاز و یا معدن را در ملک، زمین، یا ساختمان خود یافت، آن شخص مالک آن می‌باشد، برابر است که زمین و یا ساختمان را به وراثت برده باشد، یا این‌که از کسی دیگری خریداری نموده باشد. اما کسی‌که رکاز یا معدن را در زمین یا ساختمان کسی دیگری یافت، رکاز و معدن یافت شده از صاحب زمین و از صاحب ساختمان بوده نه از کسی‌که رکاز و معدن را یافته است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

سوال خوبی پرسیده شده، آن این‌که چرا الجزایر، تونس و المغرب را مستعمره فرانسه می‌نامند و چرا مسلمانان برای آزادسازی کشورشان صدهاهزار شهید دادند؟ و چرا لیبیا مستعمره ایتالیا محسوب می‌شود و عملکرد عمر المختار علیه دولت وقت، تمرد و سرکشی محسوب نمی‌شود؟ آیا دولت نباید او را به دلیل پیمان رابطه با یک کشور متحد تحت تعقیب قرا ر می‌داد؟ تونس و مراکش با یک پیمان بلند مدت استراتیژی مبتنی بر "مبارزه با تروریزم" و هم‌چنان حفاظت از کشور یعنی حفاظت از تجاوز و ادغام اقتصادی بین دو کشور به فرانسه متصل می‌شوند، آیا نوشتن اصطلاحات و تغییر معانی امکان پذیر نیست؟

پس پایگاه‌های نظامی اگر گسترش پیدا کند، در طول و عرض کشور این کار حمایت از کشور در مقابل هر دشمن خارجی شمرده می‌شود، شرکت‌های که نفت و طلا را استخراج می‌کنند، ثروت‌های ظاهری و پنهانی کشور را می‌برند و نیز ارتش و نیروهای امنیتی که بخاطر حفظ امنیت در مقابل خراب کارانی که نمی‌خواهند این هم‌پیامانی ادامه داشته باشد، آموزش می‌دهند، در حقیقت بیانگر تمکین دولت مستعمره (دولت هم‌پیمان) بر ثروت‌های آن کشور بوده که به فکر آن‌ها مسأله استعمار نیست، بلکه پیمانی است که امنیت، ثروت و سیادت کشور را از دشمنان داخلی و خارجی حفظ می‌کند. نتیجه قسمی می‌شود که استعمار با تغییر اصطلاحات این همکاری را نوع ازاتحاد می‌نامد که کشورها در آن کار می‌کنند. یا اگر بخواهیم که از بعضی مواد آرایشی برای تزئین اصطلاحات استفاده کنیم، ممکن است آن را همکاری و اتحاد مشترک بنامیم، به خواننده پیشنهاد کنیم که هردو کشور باهم مساوی هستند؛ مانند وزیر دفاع امریکا همتای وی در این توافقنامه، وزیر دفاع بحرین، لبنان یا اردن است و بانک فدرال آلمان یا جاپان همتای آن از بانک مرکزی کویت یا سودان وغیره است.

پس اگر بازی با اصطلاحات شود، دقیقاً استعمار دولت هم‌پیمان می‌شود و پیمان اسلو به صلح حدیبیه و وادی عربا به صلح رامله تبدیل می‌گردد.

بعد ازاین‌که افلاطون و ارسطو علم منطق را پایه‌گذاری و وضع کردند، به نزد دانشمندان در گذشته ثبت و نوشتن اصطلاحات جریان داشت و مسلمانان از آن بهره بردند و این بهره بردن‌شان ثبت و نوشتن اصطلاحات و معانی بود و همه به این دلیل که اصطلاحات و تعاریف با یک دیگر داخل  نشوند.

بناءً کِشت افکار، معناها و اصطلاحات رسانه‌ها را به شدت مشغول نموده است؛ لذا استعمار می‌خواهد شکست را به عنوان پیروزی و انقیاد و بزدلی را سیاست و استعمار را به عنوان همکار و هم‌پیمان به تصویر بکشد، که این کار را با دستگاه رسانه‌ای خود پمپاژ می‌کند و این پمپاژ را ادامه می‌دهد تا زمانی‌که مفاهیم و معانی مردم را تغییر دهد. به عنوان مثال: زمانی‌که سادات تنها وی به خاطر آشتی با یهودیان صلح کرد و معانی که در آن زمان مصدر از مصادر قانون‌گذاری در سیاست بود، از این نگاه مصر و سادات شرف خود را فروخته و عمل شیطانی را مرتکب شده و با یهود صلح کرده است. دولت های عرب به خاطر شرف و مقاومت علیه این کار اقدامات را آغاز کردند که اجماع اعراب در اتحادیه عرب بدون مصر اتفاق افتاد و به خاطر این کار سادات که آرمان فلسطین را فروخته بود، صحبت‌های زیادی در رابطه به وی شد، دلیل قتل او (مزدور و خائن صهونیسم جهانی) را سر دادند.

وقتی سازمان آزادی‌بخش درهای خود را در اسلو باز کرد، رسانه‌ها در باره این موضوع اختلاف نظر داشتند که سیاست است یا خیانت؟ آیا این یک روش قانونی برای به دست آوردن حقوق مردم  فلسطین است یا فروش قضیه فلسطین؟ و رسانه‌ها در ترویج آنچه می‌خواستند، پیش قدم شدند و همه نظر خود را اعلام کردند؛ سپس به نظر می‌رسید که رژیم‌ها با طرح اسلو کنار می‌آیند و ماشین رسانه شروع به تعریف اصطلاحات جدید برای موضوع جدید نمود و از مردم افکار ثابت‌شان را سرقت کرد. در آن زمان گفته شد که نشستن با یهود در ذات خود خیانت نیست و خصوصاً اگر آن‌ها آماده باشند حقوق سرقت شده مردم فلسطین را باز گردانند -پس نشستن در ذات خود خیانت نیست، بلکه خیانت کوتاه آمدن خواسته‌ها است- سپس آن‌ها جمع شدند تا معنی خواسته‌ها را تعیین کنند و زمانی‌که به توافق نامه‌ رسیدند، توسط اتحادیه عرب و تحت نظارت عربستان سعودی در سال 2000 تصویب شد و به اتفاق آراء در میان حکام عرب علیه سادات به تصویب رسید. در نتیجه نشستن با رژیم یهودی فراخوان به قتل یا حتی خیانت نیست، بلکه انجام هر کاری تحت اصطلاح سیاست اشکالی ندارد. پس امارات بحرین، سودان، مراکش و قبل از آن مصر و اردن پس از دیگری اصطلاحات را تغیر دادند و این عمل را سادات و مصر انجام نداد، بلکه سادات خائن و مزدور وقت خود بود، چون جای اصلی خود را ترک کرد و تنها ماند و مجبور شد در مورد خیانت خود اجماع و تغییر اصطلاحات تنها برای خود جایز نداند و کشورهای دیگر عربی را به این سمت بکشد.

 توطئه علیه شام و انقلاب آن با هماهنگی بین اردوغان، روسیه و ایران دیگر انگار نمی‌شود که منکر خیانت آن شد و درخواست دولت افغانستان از نیروهای امریکایی برای نگهداشتن سربازان و ارتش آن در افغانستان در واقع خیانت است. اما آن‌ها طوری می‌پندارند که بخشی از سیاست‌های رئیس دولت افغانستان است؛ زیرا پایگاه‌های امریکا در قطر و ترکیه از طریق هماهنگی امنیتی بوده و همکاری استراتیژیک می‌باشد و اگر شما این مسئله را به بحث بگیرید، می‌گویند این سیاست است!

پس اگر موافقت در مورد شرایط و ضوابط وجود نداشته باشد، هیچ توافقی در مورد اصطلاحات و معانی جریان نخواهد داشت. بناءً مذاکره، عادی‌سازی و رضایت داشتن با نیمی از راه‌حل‌ها خیانت است و این طور نیست که رسانه‌ها آن را گامی در مسیر درست می‌نامند؛ پیمان نظامی و همکاری با امریکا و روسیه انتحار سیاسی و مخالف شریعت است. لذا نقش و نگار اصطلاحات در واقع چیزی را تغییر نمی‌دهد و چنیین قرادادهای اجتماعی با اسلام و احکام آن در تضاد است و توافق قانونی شمرده نمی‌شد.

همانا توجه و اهتمام به الفاظ و معانی قالب الفاظ می‌باشد و اسلام به دقت از آن‌ها مراقبت کرده است.  الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ۗ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ [بقره: 104]

ترجمه: ای افراد باایمان! (هنگامی‌که از پیامبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن می‌کنید) نگویید: «راعنا»؛ بلکه بگویید: «انظرنا». (زیرا کلمه اول، هم به معنی «ما را مهلت بده!»، و هم به معنی «ما را تحمیق کن!» می‌باشد و دستاویزی برای دشمنان است.) و (آنچه به شما دستور داده می‌شود) بشنوید! و برای کافران (و استهزاکنندگان) عذاب دردناکی است.

 و در آیه دیگر مشخص می‌شود وضعیت کفار که کلمات را دستکاری و معنا را از روی هوا و هوس خود منحرف کردند:

﴿وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ [نساء: 46]

ترجمه: و (به جای این‌که بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‌گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند:) راعنا [= ما را تحمیق کن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند.

نگرانی اسلام از این امر فقط به دلیل تأثیر آن در شکل‌گیری ذهن و تغییر احکام بود و به این اساس در نوشتن و ثبت اصلاحات پیشگام بودند تا این‌که کلمه با دیگران اشتباه گرفته نشود؛ چیزی را که صاحب آن می‌خواهد. بنابر‌این آن‌ها منطق را برای کنترول تعاریف و اصطلاحات آموختند و الفاظ مشترک را دور کردند تا اصطلاحات با یک دیگر خلط نشوند و هنگامی‌که در مورد یک مسئله علمی بحث می‌کردند، ابتداء اصطلاحات را نوشته می‌کردند، چون مفرد به نزد ناطقیون غیر چیزی است که نحوییون دارند و مرکب به نزد نحوی‌ها غیر چیزی است که ناطقیون دارند و برداشت و تصدیق در نزد ناطقیون غیر چیزی است که اصولی‌ها دارند. ... بنابراین هر علمی اصطلاحات و الفاظ خود را دارد.

پس سیاست به باور مسلمانان عبارت است از رعایت و مراقبت امور مردم، طبق احکام اسلام می‌باشد و بی‌توجه بودن و منحرف شدن را سیاست نمی‌دانند. بناءً سیاستمدار کسی است که برای یافتن راه‌حل‌ها با توجه به زاویه خاص شریعت در بین مسلمانان می‌پردازد و این سیاست نیست که امور کشور خود را با اتحاد و توافق با غرب اداره کند و بازی روی طناب کند، درحالی‌که این بازی وظیفه یک آکروبات سیرک یا کسی است که با عقل کرایه داده شده خود تلاش می‌کند که بیشتر مدیر و همه کارمندان را راضی کند. پس وضع نمودن معانی ثابت و استاندرد و اصطلاحات محکم و ریشه‌دار خطوط قرمز اند، اما قرار گرفتن در طیف رنگ‌های مختلف و غیر ثابت بودن به ارزش‌ها، این سیاست نیست، بلکه به حشره آفتاب‌پرست می‌ماند که هر جای درخت بنشنید به رنگ آن در می‌آید و این دستکاری و بازی با الفاظ را مسلمانان نمی دانستند؛ مگر در زمان رویبضات از حکام و فضای سیاسی آن‌ها و از سفیه عقلان و علمای دربار که با آن‌ها یکجا شدند. حتی این‌ها معروف را منکر و منکر را معروف به معرفی گرفتند؛ هم‌چنان خیانت را سیاست و سیاست را خیانت گفتند و شناخت ارزش‌ها و ایستادگی به خاطر ارزش‌ها را عقب ماندگی و فاقد دانش سیاسی تلقی کردند. مطلوب این است که عالم یا شیخ برای حاکم، حکم شرعی را واضع سازد و اگر حاکم توافق‌نامه عجز و ذلت را امضاء می‌کرد، توسط شریعت خیانت وی ثابت شود. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿...وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا...  [انفال: 61]

ترجمه: ...و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی...

 اگر مجلس را به نام دیموکراسی پیش می‌بردند، به این آیه تزئین می‌کنند: ﴿وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ و اگر با کافر عقد و پیمان کردند و سرزمین خود را از داخل و خارج و آسمان کشورش را برای هواپیماها و موشک‌های شان گشود و این آیه را اثتنباط می‌کند:

﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ[نساء: 59]

ترجمه: اطاعت کنید الله را! و اطاعت کنید پیامبر الله و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را!

بنابراین به جای استنباط از احکام شرعی، استدلال‌های شرعی برایش می‌تراشند و افراد ساده‌لوح تصور می‌کنند که کردار حاکم بر قرآن و سنت برابر است حتی در احکام قطعی.

در پایان به این قول الله سبحانه وتعالی ختم می‌کنیم که می‌فرماید:

﴿فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا[بقره: 79]

ترجمه: پس وای بر آن‌ها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف الله است.» تا آن را به بهای کمی بفروشند.

و اگر این مفهوم برای یهود باشد؛ یهودی‌که حرف و سخن‌های را ساختند و به خالق نسبت دادند و کلمات را تغییر و حذف کردند؛ پس چگونه بدانیم که این از علما که قرآن را بخاطر دنیا طلب کردند صادر شده است؟

بناءً فهم هرگز بر حقیقت نوشته نمی‌شود؛ چنانچه یهود چیزی را ساختند و گفتند که این از جانب الله سبحانه وتعالی است و آیه را جایگزین کردند تا به فروش آن قیمت اندکی را به دست آورند. در حقیقت حق را کتمان و آنچه را می‌دانستند، پنهان کردند که همه این کارها تغییر و تحریف است.

از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم که ما را از کج‌روی و گمراهی پاک بگرداند و آنچه خوب است به ما اعطا کند، به درستی که او حافظ و بر هر چیز توانا است.

نویسنده: خالد الأشقر (أبو المعتز بالله)

مترجم: پارسا «امیدی»

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

به جواب هاشم بنی بکر

پرسش

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

می‌خواهم در خصوص حکم مشارکت در نظارت از انتخابات پارلمانی از شما سوال کنم، به امید این‌که با دلائل این جواب را واضح نمائید، الله سبحانه وتعالی در عمر شما برکت دهد.

توضیح سوال: ماهیت کار ارتباط به شمارش و تنظیم امور انتخابات نداشته، بلکه ماهیت کار به آگاهی و آمارگیری انتخابات دارد.

پاسخ

وعلیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

شما می‌دانید، انتخابات پارلمانی‌که در این زمان منعقد می‌شود، شرعاً ناجائز است، زیرا این انتخابات مطابق به نظام‌های حاکم است؛ قطع نظر از این‌که انتخابات ریاست جمهوری باشد و یا پارلمانی و این انتخابات‌ مشروعیت دادن دولتی است که به حکم شریعت حکم نمی‌کند. لذا مشارکت در این انتخابات یا هم‌کاری برای برگذاری این انتخابات و یا فراخواندن به سوی این انتخابات و یا تشویق کردن به سوی آن و یا تأئید کردن آن جائز نیست.

اگر کار شما ارتباطی به مشارکت، برگذاری، تشویق کردن و تائید کردن این انتخابات نداشته باشد و طوری‌که در سوال‌تان ذکر شده است، تنها حساب آراء باشد، پس من فکر نمی‌کنم که داخل حرام شود؛ اما سوال این است که آیا ممکن است، این کار آمارگیری به یکی از این امور چهارگانه ارتباط نگیرد؟ اگر شما بتوانید این مسئله را ضمانت کنید، پس در این صورت شامل حرام نمی‌شود، اما ترک این کار بهتر است تا حامیان این نظام‌ها این مسئله را برای قبولاندن کارمندان از کارهای انتخاباتی استفاده نکنند. اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم از ترس این‌که مبادا به حرام نزدیک شوند، از بسیاری مباحات دوری می‌کردند. از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده است که ایشان فرمودند:

«لَا يَبْلُغُ العَبْدُ أَنْ يَكُونَ مِنَ المُتَّقِينَ حَتَّى يَدَعَ مَا لَا بَأْسَ بِهِ حَذَراً لِمَا بِهِ البَأْسُ»

ترجمه: بنده مؤمن از جمله‌ی متقین به حساب نمی‌‌آید؛ مگر این‌که آنچه را که مشکلی ندارد، از ترس این‌که مبادا به داخل چیزی شود که مشکل دارد، ترک کند.

این حدیث را ترمذی تخریج نموده و گفته است که این حدیث حسن است.

این رأی و نظر من در خصوص این مسئله است و الله سبحانه وتعالی از همه عالم‌تر و با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

رژیم اسلام‌ستیز سریلانکا با اعلان مسدود‌سازی بیش‌تر از هزار مکتب/مدرسه اسلامی و منع پوشیدن برقه به مبارزه علیه اسلام ادامه می‌دهد!

(ترجمه)

رژیم متعصب و اسلام‌ستیز سریلانکا به رهبری گوتاب‌هایا راجاپاکسی با تطبیق پالیسی سوزانیدن افراد مصاب به کوید-19 قبلاً صد‌ها اجساد مسلمانان را با بی‌حرمتی سوزانید و حالا صفحه جدید به حاشیه کشاندن و بدنام ساختن مسلمانان را با اعلان مسدود نمودن بیشتر از 1000 مدرسه و منع زنان از پوشیدن برقه که آن را با تمسخر "نشانۀ افراط‌گرایی دینی" خواند، شروع نموده است. این مدرسه‌ها اساساً قرآن، لسان عربی و عقاید اسلامی را تدریس می‌کنند و بیش‌تر آن‌ها برای ده‌ها سال در این جزیره وجود داشتند و به طور کامل هیچ ضرر و تهدیدی برای کشور محسوب نمی‌شد. با وجود آن به تاریخ 13 مارس، وزیر امنیت عامه به نام سارا ویراسکرا، اعلام نمود که این مدارس اسلامی باید مسدود شوند؛ زیرا با پالیسی تعلیمات ملی در تناقض قرار دارد. به همین شکل وزیر دفاع نیز شاگردان و معلمان مسلمان را با اظهارات جعلی چنین بدنام ساخته است که گویی این مدرسه‌ها مفکوره‌های افراط‌گرایی و جدایی‌گرایی را تدریس می‌کنند، اما این‌ها برای اثبات ادعای مزخرف‌شان کوچک‌ترین ثبوت را هم آماده کرده نتوانست. ضمناً این رژیم بی‌شرمانه از استدلال جعلی امنیت ملی استفاده کرد تا بالای زنان مسلمان پوشیدن برقه که چهره آن‌ها را پوشش می‌دهد را منع نماید؛ در حالی‌که برای تمام مردم دستور می‌دهند که در محیط عامه به خاطر ویروس کرونا باید ماسک بپوشند! تمام این کار‌ها اساساً ادامۀ پالیسی این رژیم است که به منظور ازدیاد نفوذ راهب‌های بودایی سنهالای متعصب، تاجران و رای دهنده‌گان که آن را حمایت کردند و به خاطر قدرت آن‌ها با تحریک مسلمانان در کشور سرمایه گذاری نمودند، از ایجاد نفرت علیه مسلمانان نفع می‌برند. برعلاوه؛ قانون اژدها مانند جلوگیری از وحشت به و شکل وسیع قدرت‌مندان را اجازه می‌دهد که با هر کسی‌که از دید سیاسی با تعریف "افراط‌گرایی مذهبی" مخالفت نماید، به طور ظالمانه برخورد نماید که تحت شرایط فریبانۀ آن‌ها به هدف "عدم رادیکال‌گرایی" باید دو سال زندانی گردد. به طور واضح؛ دولت می‌خواهد از قوه مقننه استفاده کرده و قانون را علیه اسلام به بهانۀ دروغ جلوگیری از افراطیت صادر نماید. به طور مثال: به تاریخ 10 مارس، وزیر عمومی دفاع سریلانکا اعلام نمود که دولت فعالیت‌های سیاسی و اسلامی حزب‌التحریر را ممنوع قرار می‌دهد و مهره‌های کلیدی آن را دست‌گیر می‌کند؛ و این حزب را با دروغ آشکار حزب افراط‌گرا و برای کشور تهدید می‌داند. این در حالی‌ست که این حزب هیچ‌گاهی به اعمال خشونت‌آمیز دست نزده است، زیرا اسلام این عمل را مخالف طریقۀ تغییر جامعه می‌داند.

برعلاوه؛ این پنهان نمی‌ماند که اعلامیه‌های اخیر علیه مسلمانان در زمانی صورت می‌گیرد که رژیم سریلانکا در گودال بحران اقتصادی به دلیل نتایج وخیم و مخرب ویروس کرونا فرو رفته است و هم‌چنان با فساد بزرگ شکر که که تخمین می‌رود که بالا‌تر از 16 بیلیون خساره‌مند شود، نیز بدنام شده است. این پالیسی‌های تهدید‌آمیز، علیه مسلمانان به خاطر انحراف توجه مردم و پرده انداختن به بحران اقتصادی و معامله دروغین نخبه‌های سیاسی می‌باشد. گرچه این فریب سیاسی جز کسانی‌که با آجندای تعصب گرایانۀ بودایی‌ها کور گردیدند، کسی دیگری را احمق نمی‌سازد! برعلاوه؛ دولت راجاپاکسا مسیر اشتباه سیکولران و کمونیست‌های خودخواه که از مسلمانان نفرت دارند، مانند هند، چین و فرانسه را با بازی در مبازه علیه "افراطیت" می‌پیماید تا مسلمانان را وحشت زده کرده تا عقاید و عبادات اسلامی را رها سازند. این تهدید "افراطیت" در کشور در واقع دسیسه‌ای است که کارهای نظامی راجاپاکسا و رئیس اسبق دفاع سریلانکا را تحت پوشش قرار می‌دهد.

استراتیژی خطرناک بازی سیاسی با امنیت‌ملی، استفاده سیاسی از نفرت مذهبی، درگیر نمودن افراد جامعه علیه یک دیگر و ایجاد ترس و وحشت برای بدست آوردن منافع سیاسی و فتنه انگیزی با روش‌های زهراگین صرف به خاطر تداوم قدرت می‌باشد. ما از مسلمانان سریلانکا می‌خواهیم که در این مرحله آزمایش به عقیدۀ اسلامی ثابت و مستحکم بمانند. ما از علما و افراد با نفوذ در کشور می‌خواهیم تا علیه این بی‌عدالتی و تفرقه‌سیاسی که با تهدید و دشمن خیالی می‌خواهند جامعه را پارچه پارچه کنند قیام نمایند. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ﴾

]ابراهیم:27[

ترجمه: الله کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابت‌شان، استوار می‌دارد؛ هم در این جهان و هم در آخرت.

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

رژیم اردن به دستگیری کسانی‌که در کمپاین "ای مسلمانان، در قرن انهدام خلافت، آن را تأسیس کنید!" شرکت کردند، ادامه می‌دهد

  • نشر شده در اردن

(ترجمه)

به ادامه پالیسی ظلم و جنایت؛ بخش امنیتی رژیم اردن انجینیر امین مصطفی سارسور و پدر‌ش را به خاطر شرکت در فعالیت‌های جهانی کمپاین حزب‌التحریر تحت شعار "ای مسلمانان، در قرن انهدام خلافت، آن را تأسیس کنید!" دستگیر کرد. هم‌چنان این رژیم سفاک هفتۀ قبل 5 تن از اعضای حزب‌التحریر را به همین دلیل دستگیر نمود.

اعمال این ظالمان به مانند جغد‌های شبانه می‌ماند که با نیروی بزرگ امنیتی در نیمه شب وارد خانه امین و پدر‌ش می‌گردند و با ایجاد ترس و وحشت در منزل، زنان و اطفال بی‌گناه را به وحشت می‌اندازند. تنها گناه آن‌ها این بود که می‌گفتند مالک ما الله سبحانه و‌تعالی‌ست و برای امت فرض بزرگ فراموش شده را یاد‌آوری می‌نمودند که حاکمیت نظام الله سبحانه و‌تعالی در زمین از طریق مبارزه فکری و سیاسی و شرکت در کمپاین "ای مسلمانان، در قرن انهدام خلافت، آن را تأسیس کنید!" می‌باشد.

ادامۀ ظلم و جنایت رژیم اردن؛ ممانعت نهاد‌های امنیتی و استخباراتی، سرکوب نمودن اعضای حزب‌التحریر با دستگیری و توقیف آن‌ها، نه عزم راسخ حزب را ضعیف می‌سازد انشاء الله و نه اعضایش را از مبارزه فکری و سیاسی در میان امت خسته می‌سازد؛ بلکه حزب به طریقه پیامبر صلی الله علیه و‌سلم برای تأسیس دولت خلافت شب و روز تلاش می‌ورزد و برایش اصلاً مهم نیست که با چه نوع ظلم و شکنجه دچار می‌شود.

ما به این رژیم و نهاد امنیتی‌اش چنین می‌گوییم: شما در اقدام خویش ناکام خواهید شد، زیرا الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُولَئِكَ هُوَ يَبُورُ﴾ (فاطر:10)

ترجمه: کسی‌که خواهان عزّت است (باید از الله بخواهد چرا که) تمام عزّت برای الله ست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند و عمل صالح را بالا می‌برد و آن‌ها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آن‌هاست و مکر (و تلاش فسادگرانه) آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد).

جنگ شما علیه اسلام و کسانی‌که برای اسلام کار می‌کنند، مسیر پیشرفت این تمدن بزرگ که زمان‌اش رسیده است را متوقف ساخته نمی‌تواند. خلافت خواست و نیاز امت گردیده است و تغییر اساسی و همه جانبه به خواست الله سبحانه و‌تعالی نزدیک است. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ﴾ (ابراهیم:3)

ترجمه: همان‌ها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و (مردم را) از راه خدا باز می‌دارند و می‌خواهند راه حق را منحرف سازند؛ آن‌ها در گمراهی دوری هستند.

#أقيموا_الخلافة

#ReturnTheKhilafah

#YenidenHilafet

#خلافت_کو_قائم_کرو

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه اردن

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

فعالیت‌های حزب‌التحریر در کارزار/کمپاین جهانی صدمین سالگرد سقوط خلافت اسلامی، خواب حکام ظالم یمن را آشفته کرده‌است!

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

به تاریخ ۲۳ فبروری/فوریه ۲۰۲۱ ساعت ۱۱ شب سه‌شنبه، در شمال یمن نیروی‌های حوثی صنعا که خود‌شان را مدافع و پیشرو قرآن هم می‌پندارند، استاد شیف‌الشرادی دعوت‌گر ۴۸ ساله را با دو پسرش هر یک ایوب ۲۲ ساله و محمد ۱۸ ساله دستگیر کردند. حتیٰ مشرکین قریش هم این جرئت را به خودشان نمی‌دیدند که در شب هجرت به خانۀ سرور کائنات جناب رسول ا‌لله صلی الله علیه و سلم هجوم ببرند، بلکه در بیرون از خانه تا بیرون آمدن ایشان منتظر ماندند و در حقیقت از قبایل دیگر عرب هراس داشتند؛ مگر این‌که این عمل‌شان برای همیشه مایع ننگ باشد. پس قضیه آن‌هایی‌که ادعا مدافع و پیشرو قرآن را هم دارند، چی می‌شود در صورتی‌که شباب حزب‌التحریر را تهدید می‌کنند، آنان جوانانی اند که به‌خاطر تأسیس دوباره دولت خلافت شب و روز کار می‌کنند و امت و مسلمانانی‌که کفر و پیروان کفر‌ بالای‌شان مسلط شده‌است را غم‌خواری می‌کنند. با یورش بردن به خانه‌های مردم در حقیقت فقط اطفال و زنان را می‌ترسانند، حتیٰ از همسایه‌هایی‌که به‌خاطر کلمۀ حق در مقابل‌شان ایستادند، نیز دریغ نکردند و دو نفرشان را دست‌گیر کردند و تا هنوز در توقیف به سر می‌برند.

جرم استاد شیف، دو پسر و همسایه‌هایش چیست که آن‌ها را طوری  زندانی کرده‌اند که گویا مجرم باشند. استاد شیف به‌خاطر دین، علم، فروتنی، محبت اساتید، شاگردان و جامعه‌ای‌که وی در آن به نرمی و اخلاق نیک زنده‌گی می‌کرد، معروف است. شخصی‌که یک عمر به شاگردان تدریس کرده‌است و هم‌اکنون از یک غدۀ وخیم رنج می‌برد. آیا حوثی‌ها به این گونه از وی استقبال می‌کنند؟ به‌جای این‌که از وی در بستر شفاخانه مراقبت کنند، وی را در زندان می‌اندازند؛ درحالی‌که وی دوشادوش دو پسرش حامل دعوت خیر به مسلمین است تا مسلمانان دولت اسلامی را دوباره احیاء کنند. همسایه‌های وی جز کلمۀ حق چیزی دیگری  نگفتند، چون برای همه واضح است که حزب‌التحریر نور هدایت است و هرگز مجهول‌الهویت نیست. ۷۰ سال می‌شود که این حزب در بین امت فعالیت می‌کند، اما رژیم‌های ظالم سرزمین‌های اسلامی و جهان تلاش می‌کنند تا مبارزه و فعالیت‌های این حزب را مکدر جلوه دهند. دستگیری‌های‌که در ترکیه، تانزانیا، یمن و دیگر مناطق در جریان این کمپاین چهره مجرم رژیم‌های مستبد را به اثبات می‌رساند.

این دستگیری‌ها توسط حوثی‌های ظالم همزمان با کمپاین جهانی صدمین سالگرد سقوط دولت خلافت اتفاق می‌افتد. این در حالی‌ست که شباب حزب در چندین کشور به شمول یمن فعالیت‌های گوناگون را انجام دادند، مانند: نصب پسترها در اماکن عمومی و مردم را به هدف احیاء خلافت تحت عنوان «ای‌ مسلمانان، خلافت را بر پا کنید!» بسیج کردند. به این سبب است که آن‌ها را خشمگین ساخته‌است و دست به چنین دستگیری‌های غیر‌عادلانه می‌زنند.

این کمپاین جهانی توسط حزب‌التحریر طبق هدایت امیر دانشمند و بزرگ‌وار عطاء بن خلیل ابوالرشته حفظه الله به صحنه عمل گذاشته شده‌است و بالای مسلمانان صدا می‌زند که خلافت را بعد از صدسال نبودش‌ برپا کنند. اگرچه مدت زمانی‌که مسلمانان باید خلیفه‌‌شان را تعیین کنند که حکم بما انزل الله را در زمین تطبیق کند، نباید بیشتر از سه روز شود؛ همان طوری‌که اجماع صحابه به آن موافق اند. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمدند:

«مَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

ترجمه: هرکسی‌که بمیرد، درحالی‌که بیعت به گردن او نباشد؛ در حقیقت او به مرگ روزهای جاهلیت مرده‌است.

#خلافت_را_بر_پا_کنید

#خلافت_تأسیس_کړئ

#أقيموا_الخلافة

#ReturnTheKhilafah

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه یمن

مترجم: دانیال نور

ادامه مطلب...

وعدۀ الله و مژدۀ رسول الله محقق خواهد شد!

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

الله سبحانه وتعالی برای بنده‌گان مؤمن‌اش وعدۀ نصرت و قدرت را داده‌است، چنان‌چه در این آیه به وضوع بیان می‌کند:

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ﴾ (نور: ۵۵)

ترجمه: الله (سبحانه وتعالی) به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان‌گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روی زمین را بخشید.

و فرموده‌است:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾ (غافر: ۵۱)

ترجمه: ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند در زنده‌گی دنیا و (در آخرت) روزی که گواهان به پا می‌خیزند یاری می‌دهیم.

و در جایی دیگر فرموده‌است:

﴿وَعْدَ اللَّهِ حَقاً وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلاً﴾ (نساء: ۱۲۲)

ترجمه: وعدۀ حق الله (سبحانه وتعالی) است، و کیست که در گفتار و وعده‌هایش از الله (سبحانه وتعالی) صادق‌تر باشد؟!

کسانی‌که برای تأسیس دولت خلافت فعالیت می‌کنند، یقین دارند که الله سبحانه وتعالی وعده‌اش را محقق می‌کند و او سبحانه وتعالی کامل‌تر از آن است که وعدۀ خود را نقض کند. کسانی‌که چشم بصیرت دارند، می‌بینند که زود است مژده‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم دربارۀ خلافت راشده به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم به واقعیت بپیوندد؛ چنان‌چه او صلی الله علیه و سلم در این خصوص فرمودند:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: سپس خلافت به‌طریقۀ نبوت خواهد آمد.

آنان‌که برای تأسیس دولت خلافت فعالیت می‌کنند، صبر می‌کنند تا الله سبحانه وتعالی وعدۀ نصرت و قدرت‌اش را محقق کند و آن روز است که مؤمنان از نصرت الله سبحانه وتعالی مسرور می‌شوند.

راه امت مسلمه برای تغییر و دگرگونی از صد سال ذلت و خواری به شکوه و عظمت، با قیام حزب‌التحریر سریع‌تر شده‌است؛ زیرا این حزب راه را برایش نشان داده‌است، طریقه را واضح کرده‌است، برای دولت‌اش قانون اساسی‌یی مبنی بر عقیده‌اش تهیه کرده‌است و بر نهادهای حکومتی و اداری این دولت افزوده‌است تا در صداقت با امت، پیشتاز باشد.

امت مسلمه در نبود دولت خلافت تلخی‌های فراوانی را چشیده‌است. از یک طرف آتش کمونیزم و آتیزم و از طرف دیگر شعله‌های کپیتالیزم و جدایی دین از زنده‌گی، تا آن‌که از تحمل گرمای آتش‌اش سوخت. اما امروز به‌منظور بازگشت حافظ‌اش، یعنی خلافت بر منهج نبوت تشنه و اندوه‌گین است. بال‌های کفری که آن را ویران و محو کرده ازبین رفته‌است. امروزه نه‌تنها مسلمانان، بلکه تمام دنیا فقدان دولت خلافت را حس می‌کنند.

اکنون زمان آن فرا رسیده‌است که مسلمانان پس از گیر افتادن در تاریکی ظلم و بدبختی کپیتالیزم، دوباره خوشحال شوند و جهان را خوشحال کنند. آیا امت مسلمه به وسعت قدرت‌اش پس از حرکت‌اش در انقلاب‌های سال ۲۰۱۱ م در مقابل نظام‌های سست و ضعیف و غرب پشتوان‌شان با اصول ورشکسته‌اش پی نبرده‌است؟ همانان که می‌خواهند جلو بازگشت اسلام توسط خلافت راشدۀ ثانی به‌طریقۀ دولت رسول الله صلی الله علیه و سلم را بگیرند و نمی‌گذارند مردم گمراه شدۀ غرب اسلام را به آغوش بکشند و واقعیت اسلام را بفهمند!

یمن سرزمین ایمان است و قلب‌اش برای پرچم العقاب می‌تپد تا زیر سایه‌اش بماند، باشد که بتواند آن را بلند کند. امید است که الله سبحانه وتعالی دعای رسول‌اش صلی الله علیه وسلم را در حق این مردم و مردم شام بپذیرد.

#خلافت_را_بر_پا_کنید

#خلافت_تأسیس_کړئ

#أقيموا_الخلافة

#ReturnTheKhilafah

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه یمن

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

دیدار پاپ و بدعت دین ابراهیمی

  • نشر شده در عراق

(ترجمه)

الله سبحانه و‌تعالی حضرت محمد صلی الله علیه و‌سلم را من‌حیث بشیر و نذیر برای تمام بشریت فرستاد و شریعتِ را برایش وحی کرد که تمام شریعت‌های انبیا و پیامبران قبلی را منسوخ کرد. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسلام دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾

(آل عمران:85)

ترجمه: و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق) آیینی برای خود انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است.

این مسئله، موضوع حقیقت و عقیدتی برای مسلمانان می‌باشد. حالا، دیدار پاپ از عراق در روز‌های صورت می‌گیرد که معمول نیست؛ انتخاب روز‌های جمعه، شنبه و یک شنبه میان مسلمانان، یهود و عیسوی‌ها نشان دهندۀ روز‌های مذهبی عام می‌باشد. انتخاب شهر نجف؛ ملاقات مقامات سیستانی در شهر اور، برگزاری گردهمایی در منطقه هوش‌البیه و دیدار از کلیسای طاهره، این پیام را می‌رساند که پاپ می‌خواست سخنرانی کند و نتیجۀ خواست و دعوت‌اش را حاصل نماید. لذا؛ خواست او چی بوده است؟ و دلایل وضاحت این مسئله در چیست؟

یکم: واقعیت این خواست طوری‌ست که مملو از تناقضات می‌باشد. تناقض میان حقیقت و دروغ؛ تناقض میان هدایت و ضلالت؛ تناقض که عقل و دین آن را رد می‌کند. مثلاً، چگونه یک عیسوی می‌تواند با یک یهودی که عقیده دارد که پیامبر‌اش را قتل و بر صلیب کشانده، موافقت نماید؟ در حالی که آن‌ها یک دیگر خود را رد می‌کند همان طوری که الله سبحانه و‌تعالی گفته است:

﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ﴾

(بقره:113)

ترجمه: یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتی (نزد خدا) ندارند و مسیحیان نیز گفتند: یهودیان هیچ موقعیتی ندارند (و بر باطلند) در حالی که هر دو دسته کتاب آسمانی را می‌خوانند.

چگونه یک مسلمان که عقیده دارد عیسی علیه السلام یک انسان و یک پیامبر بود که الله سبحانه و‌تعالی مانند دیگر پیامبران برای هدایت بشر فرستاد، با کسی توافق داشته باشد که وی را خدا؛ پسر خدا و یا خدای سوم می‌داند؟! در حالی که وی این قول الله سبحانه و‌تعالی را تلاوت می‌کند:

﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ﴾

(مائده:17)

ترجمه: آن‌ها که گفتند: خدا همان مسیح بن مریم است، بطور مسلّم کافر شدند.

و این قول الله سبحانه و تعالی:

﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾

(توبه:30)

ترجمه: یهود گفتند: عزیر پسر خداست و نصاری کفتند: مسیح پسر خداست. این سخنی است که با زبان خود می‌گویند که همانند گفتار کافران پیشین است خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند؟

و این قول الله سبحانه و‌تعالی:

﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾

(مائده:73)

ترجمه: آن‌ها که گفتند: خداوند یکی از سه خداست (نیز) بیقین کافر شدند، معبودی جز معبود یگانه نیست و اگر از آنچه می‌گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی به کافران آن‌ها (که روی این عقیده ایستادگی کنند) خواهد رسید.

چگونه یک مسلمان می‌تواند بپذیرد که ابراهیم علیه السلام منبع ادیان یهودیت و عیسویت گردیده است؟! الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿مَا كَانَ إبراهيم يَهُودِيّاً وَلا نَصْرَانِيّاً وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾

(آل عمران:67)

ترجمه: ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه موحّدی خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود.

دوم: این درخواست پاپ واتیکان به ادامۀ حملات شریر؛ یکی دیگر از حملات است که توسط غرب کافر به رهبری امریکا به هدف استعمار فکری، فرهنگی و برده ساختن مسلمانان و بد نام ساختن اسلام طرح گردیده که برای رسیدن به این هدف رسانه‌ها را تحت کنترول خود نیز گرفته اند. در واقع؛ آن‌ها کسانی اند که تروریزم را با اسلام مخلوط نمودند؛ آن‌ها کسانی اند که تلاش می‌نمایند با بدنام سازی "بخاری" بالای سنت پیامبر صلی الله علیه و‌سلم حمله نمایند و آن‌ها کسانی اند که توهین کننده پیامبر صلی الله علیه و‌سلم را تشویق و حمایت می‌نمایند. و با این درخواست اسلام را طوری تحریف می‌نمایند که اسلام تنها یک دین روحانیت است که در زنده گی اصلاً دخالت ندارد. و ما این را صراحتاً می‌گوئیم که اسلام یگانه دین است که تمام بخش‌های زنده‌گی را شامل می‌شود؛ زیرا در تمام بخش‌های زنده‌گی مانند: حکومت‌داری، اقتصاد، اجتماع، قضا، سیاست داخلی و خارجی نظام دارد. لذا؛ این درخواست تمام این بخش‌های اساسی اسلام را نابود می‌سازد و اسلام را منحصر به مساجد و عبادت می‌سازد همان‌طوری که در یهودیت و نصرانیت وجود دارد.

سوم: با فریب دادن مسلمانان به این که میان هم‌پذیری مسلمانان و دیگران مشکلِ وجود دارد، در واقع آن‌ها فراموش کرده اند و یا خود را در گودال عمیق فراموشی سپرده اند که اسلام اولین دین بود که برای هم‌پذیری میان مسلمان و غیر مسلمان قوانین را ایجاد کرد، حقوق و وظایف آن‌ها را مشخص ساخت و هیچ کس را مجبور به پذیرش اسلام ننمود. غیر مسلمانان تحت حاکمیت دولت اسلامی برای قرن‌ها زنده گی کردند؛ با اخذ تابعیت دولت اسلامی جان، مال و عزت آن‌ها محفوظ بود و بر اساس این قول الله سبحانه و‌تعالی هیچ کسی مجبور به ترک دین‌اش نگردیده بود.

﴿لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾

(بقره:256)

ترجمه: در قبول دین اکراهی نیست. زیرا راه درست از راه انحرافی روشن شده است. بنابر این کسی که به طاغوت (بت و شیطان و هر موجود طغیانگر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است که گسستن برای آن نیست و خداوند شنوا و داناست.

حضور آن‌ها و موجودیت معابد آن‌ها در سرزمین‌های اسلامی تا الحال گواه بر این است که تمام ظلم وجنایات، تقسیم سرزمین‌های اسلامی و آواره شده مسلمانان بعد از انهدام دولت اسلامی در سال 1924 م به دلیل‌اشغال، حاکمیت نظام سرمایه‌داری، نظام سیکولری فاسد و رژیم‌های مزدور صورت گرفته است. در حالی که هم‌پذیری که پاپ می‌خواهد مخصوصاً برای دیدار‌اش از شهر اور و پذیرفتن اداعای یهود، این هم‌پذیری مسئله ساده نیست. در واقع این هم‌پذیری کفار شیطان‌صفتِ است که سرزمین‌های مسلمان را‌اشغال و به مقدسات آن‌ها توهین می‌کند؛ این هم‌پذیری کفار است که خون مسلمانان را در سوریه، عراق، یمن، لیبیا، چیچین، میانمار و دیگر سرزمین‌های اسلامی ناحق می‌ریزانند؛ در حقیقت، این هم‌پذیری گرگ در لباس میش است. اگر پاپ در خواسته‌اش مخلص است و برای صلح آمده، بهتر بود از رژیم‌های غربی می‌خواست تا دریای خون را که در سرزمین‌های اسلامی جاری ساخته اند توقف دهند؛ از کمپ‌های مهاجرین آواره از کشور‌های مختلف دیدار کند و کسانی که مسؤل تبعید آن‌ها اند را به محاکمه کشاند؛ و نزد مظلومین برود نه نزد ظالمین؛ در آن صورت خواهیم دید که امریکا وی را اجازه می‌دهد یا خیر؟ و آیا رسانه‌ها به دهل وی می‌رقصند یا خیر؟

چهارم: مشروعیت دادن دولت ناکام عراق بعد از شکست؛ گندیده و فاسد شدن آن که باعث آبرو‌ریزی آن گردید؛ در واقع دولت قوی را به طرف نابودی سوق داد؛ مردم را به غم و اندوه دچار و قتل و قحطی را شدت بخشید. جالب این است که مرد "صلح دوست" در این مقطع زمانی می‌آید و کثافت پس ماندۀ این دولت را مبارک می‌سازد و می‌خواهد که حالت و شرایط اصلاح گردد!

در خاتمه پاپ فرانسس از کلیسای طاهری در موصل از عیسوی‌ها خواست تا به شهر موصل برگردند و نقش حیاتیِ خویش را بازی کنند که تعداد اندک آن‌ها در عراق مایۀ تأسف و ننگ است. او از رهبران کردستان به خاطر جا دادن عیسوی‌ها تشکری کرد و در عوض رئیس جمهور کردستان وعده نمود که به آزادی عقیده و آرامی در منطقه‌اش وفادار می‌ماند. در واقع تمام این کار‌ها به خاطر حفظ آن‌ها در داخل کشور بود نه دور از آن و باید از طرف دولت عراق اطمینان حاصل می‌نمود تا از اخراج عیسوی‌ها تاوان دهد و دوباره بازگشت آن‌ها را بپذیرد. در واقع درخواست پاپ تعصب آمیز بود، زیرا تمرکز وی بالای کاتولیک‌ها بوده‌اشخاص دیگر را مانند یزیدی‌ها شامل نمی‌گردید.

ای مسلمانان! کفار با انهدام خلافت، قدرت و عزت مسلمانان، محروم ساختن اسلام من حیث نظام زنده‌گی در صحنه تطبیق قانع نگردید؛ بلکه حالا در تلاش متفرق ساختن مسلمانان از لحاظ عقیده می‌باشد و می‌خواهد که عقاید مستحکم خویش را رها سازیم. و این درخواست پاپ که ما را تحت نام دین ابراهیم بدان فرا می‌خواند تا زیر سلطۀ وی قرار گیریم، جز گمراه‌سازی و تحریف اساسات اسلام چیزی دیگری نیست. این جا قول مالک شماست که آن‌ها را چنین پاسخ می‌دهد گویی این که حالا وحی شده باشد. الله سبحانه و‌تعالی می‌فرماید:

﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إبراهيم وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالإِنْجِيلُ إِلا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلا تَعْقِلُون﴾

(آل عمران:65)

ترجمه: ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم گفتگو و نزاع می‌کنید (و هر کدام او را پیرو آیین خودتان معرفی می‌نمایید)؟ در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شده است، آیا اندیشه نمی‌کنید؟!

الله سبحانه و‌تعالی پیامبر صلی الله علیه و‌سلم و مسلمانان را هشدار می‌دهد:

﴿وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ﴾

(بقره:120)

ترجمه: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد (تا به طور کامل تسلیم خواسته‌های آن‌ها شوی) و از آیین (تحریف یافته) آنان پیروی کنی. بگو: هدایت تنها هدایت الهی است و اگر از هوی و هوس‌های آنان پیروی کنی بعد از آن که آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

لذا؛ به امر الله سبحانه و‌تعالی لبیک گوئید و با از سرگیری زنده‌گی اسلامی در روشنایی خلافت راشده بر منهج پیامبر صلی الله علیه و‌سلم و مقام، عزت و شرف خود را بدست آرید تا همۀ مسلمانان و غیر مسلمانان در رفاه و آسایش، عزت و امنیت زنده‌گی کنند.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾

(انفال:24)

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه عراق

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

کمپاین جهانی حزب‌التحریر به مناسبت «صدمین سالگرد سقوط خلافت» مؤفقانه به پایان رسید

کمپاین جهانی حزب‌التحریر زیر نام «ای مسلمانان! خلافت را برپا کنید» که برای مدت یک‌ماه از اول الی اخیر ماه رجب هجری قمری جریان داشت، مؤفقانه به پایان رسید. این کمپاین که به مناسبت «صدمین سالگرد سقوط خلافت اسلامی» دایر گردیده بود، هدف از آن تذکر اهمیت خلافت و وجوب برپایی آن برای امت اسلامی بود تا در نتیجه اهل قدرت و ارتش‌هایی مجهز سرزمین‌های اسلامی برای نصرت دادن به حزب‌التحریر زمینه‌ی برپایی خلافت را مساعد ساخته و بر تداوم صد سالِ سیاه و غم‌انگیز مسلمانان بدون داشتن خلافت اسلامی نقطه‌ی پایان بگذارند.

این کمپاین در افغانستان به توفیق الله سبحانه‌وتعالی دارای دست‌آوردهای عظیم و گسترده بود. چنانچه حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان توانست از بدخشان تا هرات و از کابل تا قندهار، کاپیسا، مزار، تخار، پنجشیر، پکتیا و شماری زیادی از ولایت‌ها گردهمایی‌های بزرگ مردمی را برگذار نماید. در این گردهمایی‌ها تلاش صورت گرفت تا اهمیت برپایی دولت خلافت در اسلام و زندگی مسلمانان به بحث گرفته شده، پیامدهای منفی سقوط خلافت اسلامی بالای مسلمانان و بشریت برجسته گردید. افزون بر آن باید امت متوجه رسالت عظیم خویش در راستای برپایی دولت خلافت شوند.
در جریان این کمپاین ده‌ها هزار تن در کابل و ولایات اعم از جوانان، محاسن سفیدان، علما، رهبران قومی و سیاسی در برنامه‌های مختلف مرتبط به این کمپاین اشتراک ورزیدند و از نتایج آن قضیه‌ی خلافت و وحدت امت که به یک مسأله‌ی فراموش شده مبدل گردیده بود، دوباره بر سر زبان‌ها آمده و موقف‌های مثبت و منفی را نیز در میان مردم و سیاسیون به دنبال داشت.
در فضای مجازی نیز کمپاین حزب‌التحریر به شکل گسترده و مؤثر به پیش برده شد که هشتگ «#خلافت_را_برپا_کنید» به زبان دری و پشتو پرطرفدارترین هشتگ در یک‌ماه گذشته بود که در تاریخ فضای مجازی افغانستان بی‌سابقه بود. این مسأله باعث گردید تا در جریان یک‌ماه سه بار صفحه رسمی دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان حذف گردد.
حمایت همه‌جانبه‌ی مردم از این کمپاین در فضای واقعی و مجازی، دولت افغانستان را سراسیمه نمود که در نتیجه معاون اول رئیس‌جمهور دست به تبلیغات منفی و پروپاگندا علیه حزب‌التحریر زد. با این روش خواستند تا عدم ثبت و راجستر شدن حزب‌التحریر را بهانه قرار داده و علیه آن تبلیغات منفی به راه اندازند، تا رابطه میان مردم و حزب را خدشه‌دار نمایند. اما این مکر شان دو باره به خود شان برگشت، چنانچه حمایت و شناخت مردم از حزب‌التحریر بیشتر از قبل وسعت یافت.
﴿وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ﴾ [فاطر: ٤٣]
و حیله‌گری‌های زشت جز دامن‌گیر حیله‌گران نمی‌گردد!
زیرا حزب‌التحریر از برپایی دولتِ سخن می‌گوید که ریشه در اسلام دارد و برپایی آن خواست و آرزوی هر فرد مسلمان است. به‌خصوص از مردم مسلمان و مجاهد افغانستان که چندین دهه است که مبارزات شان علیه اشغال‌گران به هدف اقامه‌ی دولت اسلامی صورت گرفته و در این راه میلیون‌ها شهید و قربانی داده‌اند، اما با تأسف تا هنوز به این خواست شرعی شان نرسیده‌اند.
دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان یک‌بار دیگر برای مردم مجاهد و مسلمان افغانستان تذکر می‌دهد که برپایی دولت خلافت تاج فرض‌ها و قضیه‌ای سرنوشت‌ساز و حیاتی برای مسلمانان است. بدون برپایی خلافت نه تنها افغانستان بلکه جهان اسلام در ناامنی، بی‌ثباتی و بحران‌های متعددی دست و پا زده و خواهد زد. لذا از تکرار نسخه‌های باطل نظام‌سازی و دولت‌سازی که از سوی قدرت‌های بیرونی و مزدوران شان به شما پیشکش می‌شود خودداری کنید. این نسخه‌ها جز تکرار وحشت و ریختن خون افغان‌ها هیچ پیامدی دیگری به دنبال ندارند.
جنگ و صلح از تاکتیک‌های امریکا و غرب برای اشغال و استعمار افغانستان به‌شمار می‌رود، از این رو نباید از همان سوراخ بار دیگر گزیده شویم، بلکه تلاش کنیم تا نفوذ نظامی، استخباراتی، سیاسی و فکری امریکا و غرب به صورت دایمی از افغانستان ریشه‌کن گردد. پس یگانه راه نجات، حمایت از دعوت به سوی خلافت و اقامه‌ی دولت اسلامی به معنای واقعی آن می‌باشد. بناً از برادران تان در حزب‌التحریر حمایت کنید که برای تطبیق همه جانبه‌ی اسلام در چارچوب دولت خلافت در سراسر جهان مبارزه‌ی فکری و سیاسی می‌کنند.
ما در حزب التحریر به نصرت الله سبحانه‌وتعالی باورمندیم. امیدواریم که الله سبحانه‌وتعالی توسط نصرت خویش به برپایی دولت خلافت چشمان ما را روشن گردانیده و غم و اندوه را از سر نسل امروزی مسلمانان بردارد، چنان‌چه توسط نصرت خویش غم و اندوه را از سَر بهترین‌های گذشته برداشته بود.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾ [انفال: ٢٤]
ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله سبحانه‌وتعالی و پیامبرش را اجابت کنید؛ هنگامی که شما را به سوی چیزی فرامی‌خواند که شما را حیات می‌بخشد.

#خلافت_را_برپا_کنید
#خلافت_بیا_تاسیس_کړئ
#أقیموا_الخلافة
#ReturnTheKhilafah
دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه