شنبه, ۱۱ رمضان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۲/۲۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

زیارت اردوغان از مقبرۀ جنایتکار عصر؛ مصطفی کمال اتاترک!

(ترجمه)

خبر

اردوغان به تاریخ 23/07/2020م در رأس شورای نظامی از مقبرۀ مصطفی کمال دیدن نمود و در کتابچۀ مخصوص روی مقبرۀ زمامدار ترکی (اتاترک) نوشت: «اتاترک عزیز! ما اعضای این شورای نظامی به مناسبت گردهمایی شورای عالی نظامی سال2020م در جلو قبرت می‌ایستیم و به خاطر عملی کردن اهداف تعیین شدۀ سال 2023م در ترکیه؛ همان اهدافی را که شما اساس‌گذاری نمودید و بعداً برای ما سپردید؛ پیوسته فعالیت خواهیم نمود.» و در جریان مراسم بعد از آن‌که اردوغان یک دستۀ گل به شکل پرچم ترکیه را بر روی قبر اتاترک می‌گذارد و به احترامش یک دقیقه سکوت می‌نمایند. (منبع: العربیه(CNN            

تبصره

هنوز آنانی‌که در شناخت واقعیت اردوغان به اشتباه رفته‌اند، به دست‌آوردهای‌ش افتخار می‌کنند و رسانه‌ها هنوز هم به نفعش تبیلغات و داد و فریاد می‌کنند، و وی از بازگو نمودن دست‌آوردهایش خسته نمی‌شود تا جائی‌که خودش فکر می‌کند که راست می‌گوید و جاهلان نیز او را تصدیق می‌کنند.

اردوغان می‌گوید که: «دست‌آوردهای تاریخی که در جبهات مختلف به آن دست یافتیم؛ از سوریه و لیبیا شروع تا به شرق دریای مدیترانه و مبارزه با تروریسم؛ به وضوح قدرت کشور ما را و نیرومندی ارتش ما را نشان می‌دهد.» اردوغان از کدام قدرت سخن می‌راند: آیا از قدرتی سخن می‌گوید که بواسطه آن نظام شریک خود بشار اسد جنایتکار را استحکام بخشیده است، یا از دخالت در لیبیا بخه اطر تحقّق منافع امریکا؟!

پرسش‌هایی است که ناگزیر باید در این‌جا یادآور شد تا بعضی‌ها از خواب غفلت‌شان بیدار شوند و واقعیت اتاترک را بشناسند:

-          آیا آن‌که خلافت را سقوط داد، به خلفایش اهانت نمود و آن‌ها را تبعید کرد و خوارشان گردانید، مصطفی‌کمال جنایت‌کار نبود؟!

-          آیا همین جنایت‌کار نبود که تمام مظاهر دینی را از آذان گرفته تا به پوشیدن حجاب و تعلیم زبان عربی لغو نمود؟!

-          آیا همین خائن نبود که دروازه‌های ترکیه را برای ورود نیروهای اشغالگر و استعمارگر باز نمود تا بعد از دسیسه‌سازی‌های بر ضد دولت عثمانی آن را تخریب نماید و سقوطش دهد؟!

-          آیا وی خودش اساسات سکولاریزم را استحکام نبخشید و دولت جدیدی برای ترکیه بر اساس جدایی دین از سیاست، و کنار زدن دین از تمام مظاهر زندگی تأسیس ننمود؟!

-          آیا او همان کسی نیست که هر مسلمان صبح و شام او را به خاطر بدی‌های که به دین مقدس اسلام و به جناب رسول الله صلی علیه و سلم و خلفاءاش نموده لعنت می‌کند؟!

بلی؛ به خاطر همین چیزهاست که تو ای اردوغان! جنایت‌کار عصر را تمجید می‌کنی و بر پیروی از گام‌های او اصرار می‌ورزی و بعضی‌ها خواهند گفت که این یک تکتیک و یک مهارت سیاسی است؛ اما... در کتاب الله چیزی جز این را نیافتیم: کسی‌که حکم بما انزل‌الله نکند یا کافر است یا فاسق است و یا هم ظالم و در کتاب الله نمی‌توان یافت: کسی‌که حکم بما انزل الله نکند؛ هوشمند و یا با فراست خوانده شده باشد!!

اردوغان! از ارتش‌ات چه خبر؟!

-          برای آزادسازی و یا رفع ظلم از مسلمانان روهینگییا در میانمار چه کردی؟

-          برای رفع خشونت و خواری مسلمانان ایغور در ترکستان شرقی چه کردی؟

-          با ارتش خود در راه آزادسازی مسجدالاقصی و بیرون راندن یهود از سرزمین مقدس چه کردی؟

-          با همسایگانه مصیبت‌زده و رنجیدۀ خود (مردم سوریه) از سوی خون‌خوارانِ بشار اسد چه کردی؟

-          در عراق و یمن چه کردی؟

-          کجاست فعالیت تو؟ چه کردی؟ و هزار چه...؟

ساده‌لوحان خواهند گفت که؛ آیا می‌خواهی که اردوغان با جهان بجنگد؟ در این‌جا این سوال اشتباه است، زیرا اگر وی خالصانه برای الله سبحانه وتعالی و امت اسلامی فعالیت کند و نظام سکولاریزم و میهن‌پرستی را از خود دور کند و دین اسلام و مسلمانان مستضعف را یاری رساند؛ هرگز به تنهایی خود با جهان نجنگیده؛ بلکه تمام امت همرایش دوش‌به‌دوش خواهند جنگید و آنگاه هیچ‌کس نخواهد توانست که در برابر نیرو و قدرت امت ایستادگی نماید؛ نه در شرق و نه هم در غرب.

اما به این شرف و بزرگواری کسی نخواهد توانست که برسد، جز آن کسی را که الله سبحانه وتعالی انتخاب نماید و او را برگزیند تا که نصرت دهنده و یاری رساننده باشد، عین سعد بن معاذ رضی الله عنه که به مرگش عرش خدای رحمن به اهتزار درآمد.

اردوغان! تو جز یک پلنگ کاغذی چیزی بیش نیستی! تو جمال ناصر را که بت قوم‌گرایان عرب بود را به یاد ما می‌دهی! او هلاک شده است و تو هم ناگزیر هلاک خواهی شد! کمی بیندیش که چه چیز را در پیشگاه الله سبحانه وتعالی تقدیم می‌کنی و تو این قدرتی را که همیشه به زبان می‌آوری، در واقعیت با روی آوردن به سوی امت به نفعش استفاده کن و امت را پذیرا باش و آن را یاری کن!

نویسنده: یوسف سلامة – المانیا

مترجم: محمد "مزمل"

ادامه مطلب...

فریادها را هرگز نمی‌توان خاموش نمود!

(ترجمه)

خبر

ثارنوال عمومی پایتخت اردن (عمان) حکم قضائی را مبنی بر پایان بخشیدن اعتصاب اعضای اتحادیۀ معلمان، اعضای هیئت مرکزی، گروهای فرعی و ادارات مربوط به آن را صادر کرد و از آنان درخواست نمود تا به کارشان توقف داده و دفاترشان را که از مدت دوسال بدین‌سو فعال بود، پایان بخشند. به دنبال آن تعدادی از سرپرستان اتحادیۀ معلمین از سوی نیروی‌های امنیتی بازداشت شدند. علت بازداشت آنان را چندین قضیه تشکیل می‌دهد:

اولاً: زیاده‌روی‌های اقتصادی بررسی‌شده نزد ثارنوال عمومی توسط هیئت مبارزه با فساد.

ثانیاً: تصمیمات صادر شده از نشست اتحادیۀ معلمینی‌که بر اساس ادعاهای‌شان بعضی از اقدامات تحریک‌کننده علیه حکومت را به همراه داشت.

ثالثاً: ویدیوهای منتشر شده از سوی معاون رئیسی‌که مربوط به عمان بوده و نزد دبیرکل بررسی شده است می‌باشد که از طریق وسایل ارتباطی دست‌به‌دست می‌شود.

تبصره

آموزش، مکاتب و معلمین همواره مورد هدف سهام‌داران حکومتی وابسته و مزدور، برای عملی کردن نقشه‌های باداران‌شان بوده تا که علم را حقیر و ناچیز شمرده و مغزهای متفکر و فعال را از بین ببرند. این سهام‌داران اسلوبی را روی دست گرفته‌اند که مغزهای متفکر و فعال را دگرگون ساخته، آن‌ها را خدشه‌دار سازند و در نتیجه آنان را به سکولرهای بی‌دین مبدل سازند. با استفاده از آن اسلوب می‌خواهند که جلو نسل متعلم آگاه را که برای بیداری و آوردن نهضت سعی می‌نمایند را بگیرند و به وسیلۀ فعالیت‌های سکولرسازی و تقالید کورکورانه و اسالیب دیگری از این قبیل، آنان را فاسد نمایند؛ همان‌طوری‌که فاسد نموده‌اند.

معلم مربی، مورد هدف این گلوله‌های زهرآگین‌شان قرار می‌داشته باشد و آنان برای رسیدن به هدف بزرگ‌شان آخرین پله را می‌پیمایند تا که جایگاه و مقام اجتماعی و اقتصادی معلم را خدشه‌دار نمایند؛ طوری‌که حقوق ماهوار معلم، ضروریات اساسی آن را کفایت ننموده و در نتیجه معلم را وادار به انجام وظایف دیگری می‌کند که شایستۀ مقام، موقف و دانش او نبوده و این خود باعث می‌شود که وی اگر صدایش را به عنوان اعتراض‌کننده بلند نماید و حقوق‌اش را مطالبه نماید، نتواند بر آن چیره شود و برعکس بتوانند صدایش را خاموش نمایند!

حکومت‌های عربی میزان نیرومندی معلمان را؛ مخصوصاً زمانی‌که متحد شوند و به یک صدا صحبت نمایند، می‌دانند. معلمان تعداد قابل ملاحظه‌ای را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل است که اتحادیه‌های معلمان یا ممنوع‌الفعالیت می‌باشند و یا تمام تحرکات آن و اعمال آن‌ها مورد تعقیب و پیگرد قرار دارد؛ مخصوصاً زمانی‌که به شکل مستقیم مصالح‌شان را به خطر مواجه سازند و از فسادشان سخن به عمل آورند.

حوادثی‌که در این اواخر در اردن اتفاق افتاده است، مثالی از آن می‌باشد؛ طوری‌که اتحادیه معلمان – بزرگ‌ترین اتحادیه حرفه‌ای – یکی از برجسته‌ترین منابع مخالف در کشور به شمار می‌رود. معلمان به خاطر به دست آوردن بعضی از حقوق‌شان و بهبود اوضاع اقتصادی‌شان اعتصاب کردند، حکومت اعتصاب اتحادیه و اعضایش را فراموش نکرده و از رسیدن به هدف‌شان سوء استفاده کرده است. در این اواخر برای حکومت فرصت مهیا شد تا که درخواست اتحادیه معلمین را عملی نماید؛ آن‌هم بر حسب شرایط توافق دو جانبه؛ ولی رئیس حکومت الرزار به درخواست‌شان به اسلوبی؛ هم‌چو: استفاده از زور، ایجاد وحشت و تهدید نمودن، رد نمود و سرپرست امور اتحادیه معلمان به عنوان جواب به این عمل‌کرد فجیح‌اش حکومت نخست وزیر را مورد انتقاد قرار داد، این همان چیزی است که حکومت آن را کمپاین تحریک‌کننده بر علیه خود می‌پندارد و دادستان کل، سرپرست اتحادیه معلمان را متهم به راه‌اندازی اقداماتی بر علیه حکومت نموده است. علاوه بر این، بر حسب ادعاهای‌شان معلمین را متهم به اعمال غیرقانونی در عرصۀ امور اقتصادی و اداری کرده است. به همین دلیل، اتحادیه معلمین تعطیل شده، دفتر مرکزی و 12 بخش فرعی آن به مدت دو سال بسته شد و سپس تعدادی از سرپرستان اتحادیه بازداشت شدند.

این پیام روشنی است برای به وحشت انداختن هر آن‌که حق را بازگو کند یا بخشی از آن را پیش ببرد و سرکوبی است برای هر آن‌کسی‌که احتمال می‌رود که صدایش را علیه فساد و بدی حکومت‌ها بلند نماید.

این تلاش دیگری است برای حقیر نمودن و سقوط دادن معلم پیشوا و برخورد با آن به حیث مجرم و به حیث کسی‌که خارج از چارچوکات قانون می‌باشد و با آن طوری رفتار می‌کنند که گویا یک فرد فاسد و رشوت‌خواری است که هیچ وجدان و حقی را مدنظر نمی‌گیرد.

و اما محال است که این سهام‌داران حکومتی به هدف خود نایل شوند؛ زیرا مردم از فساد حکومت‌ها آگاه شده‌اند؛ هرچند که آنان مردم را تحت نام‌های مختلف بترسانند و فریادهای‌شان را سرکوب نمایند. با آن‌که معلم با اوضاع اقتصادی بدی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند؛ بازهم به عنوان معلم مربی رسالت انبیاء و رسولان را به پیش برده، ایفای وظیفه خواهد کرد و هم‌چنان به موقف‌اش باقی خواهد ماند؛ هرچند که راه طولانی شود و مشقت افزایش یابد.

﴿وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾

[توبه: 105]

ترجمه: بگو (هرچه می‌خواهید) انجام دهید (خواه نیک، خواه بد؛ اما بدانید که) الله اعمال (ظاهر و باطن) شما را می‌بیند (و آن‌ها را به حساب شما ثبت می‌کند) و پیغمبر و مؤمنان اعمال (ظاهر) شما را می‌بینند و (به نسبت خوبی و بدی، با شما دوستی یا دشمنی می‌ورزند. این در دنیا، و اما) در آخرت به سوی الله (سبحانه و تعالی) برگردانده می‌شوید که آگاه از پنهان و آشکار (همگان و دیدنی و نادیدنی جهان) است و شما را بدان‌چه می‌کنید، مطلع می‌سازد (و پاداش اعمال و اقوال‌تان را می‌دهد.)

نویسنده: مسلمه الشامی (ام صهیب)

مترجم: محمد مزمل

 

ادامه مطلب...

سرنوشت ما، به دست خود ماست!

(ترجمه)

خبر

روز سه‌شنبۀ گذشته، حکومت پاکستان از نقشۀ سیاسی جدید خود در ارتباط به تعامل با کشورهای دیگر پرده برداشت که به طور اساسی موقف طویل‌المدت خود را که به عنوان جناح درگیر در ارتباط به کشمیر و سیرکریک بود، تأیید نمود. (منبع: داون نیوز، 5 آگست2020م)

تبصره

مسلمانان پاکستان در قبال افکار و راهکارهای غربی حاکم در کشورشان بسیار حساس هستند؛ اما دست زیر الاشه گذاشته و برای ریشه‌‌کن نمودن آن کدام کاری نمی‌کنند. مسلمانانی‌که در پاکستان زندگی می‌کنند، این را می‌دانند که دموکراسی آنان را پارچه‌پارچه نموده و آنان را در برابر قدرت و رهبری غرب منقاد نموده است. آنان خواهان یک رهبری واحدی می‌باشند که بلوچ، پشتون، پنجابی و سندی را تحت یک نظام واحد متحد سازد و آن‌ها را از زیر قیودات و محدودیت‌های غرب استعمارگر رهایی بخشد؛ اما درعین‌حال، آنان با خیانت‌کارانی‌که در میان‌شان هستند و سد راه رسیدنِ آرزوها و خواسته‌های‌شان قرار دارند، سازش نموده و به نحوی از کار‌های آنان پذیرایی می‌کنند. مسلمانان پاکستانی از تأثیر راهکارهای نظام سرمایه‌داری غربی بالای زندگی‌شان تأسف می‌خورند و می‌دانند که تنها راهکارهای اسلامی می‌تواند که از دارایی‌ها، ثروت‌ها و زندگی ما حمایت نماید. اما آنان برای رسیدن به آرزو و خواسته‌های‌شان برای رهبران تعیین‌شدۀ خود از سوی غرب مهلت فراوانی می‌دهند، به امید این‌که زندگی‌شان بهتر شود! مردم پاکستان آرزو دارند که کشمیر از تحت سیطرۀ هندوهای ظالم آزاد شود و امیدوار هستند که یک رهبری با اخلاصی روی کار آید و مردم را به سوی جهاد فراخواند، هندوها را از بین ببرد و کشمیر را آزاد سازد. با وجود این، از جهت دیگر آنان در قبال سکوت و بی‌حرکتی ارتش قدرت‌مندشان که از همه نیرومندتر است برای گرفتن کشمیر از هندوها، سکوت اختیار نموده‌اند.

از سکوت ما مدت‌ها می‌گذرد و مدت‌هاست که آرزومند آمدن تغییر هستیم و در همین آرزو بیمناکانه تحت سیطرۀ غرب زندگی نمودیم. قرآن‌کریم از کار نکردن در راه تغییر اوضاع، ما را بر حذر داشته و هشدار می‌دهد:

﴿اِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ﴾ [رعد: 11]

ترجمه: الله (سبحانه‌وتعالی) حال و وضع هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد (و ایشان را از بدبختی به خوشبختی، از نادانی به دانائی، از ذلت به عزت، از نوکری به سروری... و بالعکس نمی‌کشاند) مگر این‌که آنان احوال خود را تغییر دهند.

روند صلح طی 70 سال گذشته در آن کشور دروغی بیش نبوده، به باد فراموشی سپرد شده و امت اسلامی را در درگیری ناگواری غرق نموده است. بر ماست که در برابر تلاش‌های حکام خود برای عادی‌سازی روابط پاکستان با دو دولت هندو و یهود به مبارزه و مخالفت برخیزیم و باید که به طور فعال از آزادسازی کشمیر و سرزمین مقدس «فلسطین» از دست مشرکان طغیان‌گر و ملت یهود حمایت نماییم. هم‌چنین بر ما لازم است که تمام پایگاهای نظامی امریکا را که در سرزمین افغانستان و پاکستان توسط پرویز مشرف (صدراعظم وقت پاکستان) و جانشینانش با دسیسه‌سازی و همکاری ایالات متحده بنا شده است را نابود و محو سازیم.

پاکستان و قوای کافر هندو برای این‌که مسلمانان را بفروشند و پاکستان را به دو قسمت تقسیم کنند، دسیسه‌سازی‌ها نمودند و همواره با سرزمین‌های اسلامی ائتلاف نمودند تا که تحت ادارۀ سازمان آیساف با افغانستان بجنگند و آن را اشغال نمایند. بسیار دردآور است که امت اسلامی از تاریخ خود، چگونگی متحد شدن را فرا نگرفته و نیاموخته است که باید به تنهایی خود بر ضد قوای کافر به مبارزه بپردازد. بدین خاطر، لازم است که تمام مسلمانان؛ مخصوصاً مسلمانان پاکستان تمام سعی و تلاش خود را در راه شکستاندن مرزهای قومی و ساختگی به خرچ دهند و به طور خستگی‌ناپذیر سعی نمایند که امت اسلامی را تحت رهبری دولت خلافت راشده بر منهج نبوت متحد سازند.

ما باید که قدرت‌های خود را دریابیم، جهان‌بینی خود را توسعه بخشیم و معلومات خود را در رابطه به نقاط قوت و ضعف قوای کفار در منطقه و جهان بالا ببریم و نظام سرمایه‌داری (مادی‌گرا و فاسد) را از ریشه برکنیم و خلافت راشدۀ دوم بر منهج نبوت را برپا نماییم.

نویسنده: محمد عادل

مترجم: محمد مزمل

 

ادامه مطلب...

چه کسی غیر از اسلام فریادرس کودکان جهان است؟

(ترجمه)

خبر

صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونسیف) مستقر در شهر نیویورک، انتظار داشت که بیش از 7 میلیون کودک اضافی به دلیل بحران اقتصادی و اجتماعی به وجود آمده از ویروس همه‌گیر کرونا در جهان دچار سوء تغذیه شوند.

این سازمان در بیانیه امروز گفته است: "تعداد کودکانی‌که از علایم سوء تغذیه، کاهش وزن و لاغری بیش از حد رنج می‌بردند، قبل از این در سال 2019 م، به 47 میلیون می‌رسید؛ اما با انتشار و شیوع ویروس همه‌گیری کرونا، این تعداد به صورت تدریجی نزدیک به 54 میلیون بلند رفته است، این بیانیه بیان‌گر افزایش مرگ‌ومیر به بیش از ده‌هزار مرگ اضافی کودکان در هر ماه؛ به ویژه در کشورهای جنوب صحرای افریقا است. (منبع: الدستور الأردنیه)

تبصره

نظام سرمایه‌داری از بلاها، مصیبت‌ها و رنج‌های خود کسی و یا چیزی را ترک نکرده؛ بلکه آثار آن بر هر چیزی در زمین منعکس گردیده و حتی سنگ و درخت از شرارت آن سالم نمانده‌است. برای ما شگفت‌آور نیست که خبر مانند این را می‌شنویم و یا می‌خوانیم که 54 میلیون کودک از سوء تغذیه در سال 2020م، رنج می‌برند.

آری! این نظام سرمایه‌داری است که مشکل اقتصادی را مشکل منابع و تولیدات می‌داند و از دید مشکل توزیع به آن نگاه نمی‌کند و تمام توجه آن به ازدیاد منابع و تولیدات، تمرکز یافته و به توزیع اهمیتی نمی‌دهد؛ مسألۀ توزیع را به دستگاه پول سپرده است. در این صورت، هرکسی‌که مالک پول بود، مالک کالا و خدمت است و هرکسی‌که مالک نبود، محروم می‌ماند. کسی‌که قدرت به دست آوردن پول را داشت، هر کالای را که بخواهد به دست می‌آورد و کسی‌که قدرت نداشت محروم می‌ماند. به همین دلیل، سرمایه‌های هنگفتی را به دست گروه اندکی از مردم می‌بینیم؛ درحالی‌که بسیاری از مردم از سختی درد گرسنگی به خود می‌پیچند با وجود این‌که بسیاری از ایشان بسیاری از وقت‌شان را در تلاش به دست آوردن اندک‌ترین اسباب زندگی سپری می‌کنند.

اسلام؛ فقط اسلام، تنها دینی است که اشباع نیازهای اساسی هر فرد از افراد رعیت را تضمین می‌کند و دولت در اسلام به صورت فعل و حکم به رعایت امور کسانی می‌پردازد که توانائی کار را ندارند و گرسنه‌ای در سرزمین‌های اسلامی باقی نمی‌ماند، در این صورت:

«أَيُّمَا أَهْلِ عَرْصَةٍ أَصْبَحَ فِيهِمُ امْرُؤٌ جَائِعًا، فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُمْ ذِمَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى» [مسند أحمد: 4742]

ترجمه: هرگاه اهل منطقه‌ای در حالی صبح کنند که در میان‌شان شخصی گرسنه باشد، ضمانت الله سبحانه و تعالی از آنان برداشته می‌شود.

مسلمانان اعم از افراد و حکام‌شان با تاریخ طولانی خود به همین صورت به پیش رفتند، حاکم در اسلام اولین کسی است که گرسنه‌گی به او می‌رسد و آخرین کسی است که سیر می‌گردد تا بداند که الله سبحانه و تعالی در مورد هر فرد از افراد رعیتش از وی می‌پرسد، این عمر ابن خطاب است که هدیه والی آذربایجان را رد می‌کند؛ درحالی‌که غذای لذیذی بود، زمانی‌که فرستادۀ والی به نزدش آمد و هدیه را تقدیم او کرد، از وی پرسید: آیا تمام مسلمانان چنین طعامی می‌خورند؟ فرستاده گفت: نخیر؛ بلکه این طعام خاصان؛ یعنی: طعام اغنیاء است. سزاوار عمر نبود؛ مگر این‌که هدیه را رد کرد و نامۀ برای والی‌اش فرستاد که در آن گفته بود: "اگر آن‌چه آنان می‌خورند، نخوری، چگونه از درد و رنج آنان باخبر می‌شوی؟" و عمر شکم خود را مخاطب نموده گفت: "آرام باشی یا آرام نباشی، تا زمانی‌که شکم اطفال مسلمانان سیر نشود، هرگز گوشت نخواهی چشید."

پس ای مسلمانان، ای کاش جهان را ببینید که چقدر به شما و ایدیولوژی شما و دولت آن که دولت خلافت ثانی بر منهج نبوت باشد نیاز دارد؛ نه تنها برای این‌که اسلام را تطبیق کنید و آن را به سوی همه مردم حمل کنید؛ بلکه برای این‌که عدالت و آرامش در جهان تحقق یابد و توزیع ثروت‌ها را در جهان بر اساس احکام شریعت باز گردانید.

 پس ای مسلمانان، شما را به سوی تأسیس دولت خلافت فرا می‌خوانیم!

نویسنده: خلیفه محمد – اردن

مترجم: احمد صادق امین

 

ادامه مطلب...

رقابت مزدوران استعمار برای مقام کمیشنری/کمیساری عالی سودان

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

روز یک‌شنبه، ۲۶ جولای/ژوئیه ۲۰۲۰ م، روزنامۀ الصیحۀ سودان به نقل از مجلۀ امریکایی «فارین پالیسی» در مورد کشمکش‌های ناخوش‌آیند بین مزدوران امریکا (مرکبۀ نظامی) و مزدوران اروپا (مرکبۀ غیرنظامی) که قدرت سودان را در دست دارند، گزارشی را منتشر کرد که موضوع در مورد هویت کاندیدای رهبری مأموریت بین‌المللی؛ یعنی کمیساری عالی برای سودان، است. برعلاوه، مجلۀ «فارین پالیسی» تمایل شدید عبدالله حمدوک، نخست وزیر سودان را مبنی بر انتصاب کاندیدای فرانسوی به‌نام جین کریستوفر بیلیارد افشاء کرد. به نقل از این روزنامه، تقرر بیلیارد با مخالفت شدید مؤلفۀ نظامی روبه‌رو شد و همین‌گونه پکن و روسیه نیز (قطعاً به دستور امریکا) مانع این انتصاب شدند.

ما، در حزب‌التحریر – ولایه سودان، بارها و بارها از بهر مداخلات نظامی ظالمانۀ قدرت‌های حریص غربی، از زمان عزل عمر البشیر، مزدور امریکا و گرفتن کنترل کشور توسط کمیتۀ نظامی و اعمال فشار اروپا از طریق مؤلفه غیرنظامی بر نوکران امریکا (نظامی‌ها)، تا زمانی‌که قدرت بین این دو مرکبه تقسیم شد، مردم را هشدار داده و آگاه کرده‌ایم. اما قدرت واقعی در دستان مزدوران امریکا بوده و تا هنوز هم قرار دارد؛ بناءً ناگزیر نخست وزیر از سازمان ملل درخواست استعمار سودان از طریق یک مأموریت بین‌المللی را پیش کرد تا او را از گزند ارتش محافظت کنند. ولی امریکا نمی‌گذارد که این قضیه بر وفق مراد اروپا و مزدوران‌اش پیش رود؛ در نتیجه، درگیری دو جناح امریکا و اروپا در سودان قطبی شدن این کشور را به همراه دارد که منجر به اختلال در ساختار اجتماعی این کشور می‌شود. فرجام همۀ این‌ها به جنگ قبایل در تمام نقاط کشور و عدم انتصاب مردمی حکمرانان در ایالت‌ها که همه و همه بیان‌گر تجزیه و هرج‌ومرج کشور است که به رویای دیرینۀ غرب کافر جامۀ عمل می‌پوشاند. متأسفانه، حکام ما اعم از نظامی و ملکی، توطیه و دسایس کفار را با ساده لوحی غیرقابل اجتناب به پیش می‌برند!

ما در حزب‌التحریر – ولایه سودان، به همه فرزندان صدیق و مسلمان این سرزمین که نگران ثبات، امنیت و وحدت سودان هستند، پیامی ارسال می‌کنیم که تنها راه حل‌شان رجوع به اسلام است. ما به‌عنوان مسلمان مستلزم پیروی از اسلام و تنفیذ احکام آن در حکومت، سیاست و در همۀ ساحات زندگی زیر چتر دولت خلافت استیم؛ خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت، دولتی‌که به‌تنهایی قادر به حفظ امنیت، وحدت و بافت اجتماعی شهروندان‌اش و راندن استعمار از قلمرو خودش می‌باشد.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾
(الأنفال: ۲۴)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله (سبحانه و تعالی) و رسول الله (صلی الله علیه و سلم) را اجابت کنید، هنگامی‌که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید الله (سبحانه و تعالی) میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همۀ شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!

ابراهیم عثمان (ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب‌التحریر – ولایه سودان

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

خوش‌خدمتی شیخ حسینه به منافع امریکا و هند پایانی ندارد!

(ترجمه)

اولین کشتی هندی حاوی محموله‌های انتقالی از طریق بندر چیتاگنگ بنگله‌دیش، به‌عنوان بخشی از معاهدۀ کشتی‌رانی ساحلی سال ۲۰۱۸ م، به ایالت‌های شمال شرقی هند رسید. شکی نیست که استفاده از بندرهای استراتیژیک‌مان؛ نه به انگیزۀ اقتصادی؛ بلکه به انگیزۀ استراتیژیک و در روشنی برنامۀ ژئوپولیتیک امریکا انجام می‌شود، تا هند در سطح یک قدرت منطقه‌ای برای مقابله با چین و خلافت راشدۀ ثانی که به إذن الله سبحانه‌وتعالی به‌زودی خواهد آمد، آماده شود.

هند از سلطه یافتن بر منابع استراتیژیک و زیرساختی‌مان ناامید است؛ چون همین اکنون هم برای استفاده از امتیاز این خط، قرارداد ۴.۵ میلیارد دالری دارد. خیانت حکام ما برای این دولت مشرک آزادی عمل داده‌است تا بر ما سلطه یابد؛ هرچند نمونه‌های واضحی؛ مانند: سریلانکا وجود دارد که به چوب‌خور سیاست‌های ژئوپولیتیک این استعمارگر کافر بدل شده‌است. هند نخستین‌بار در سال ۲۰۱۱ م، در بندر شمالی سریلانکا در کانکسانتورای گام نهاد؛ ولی اکنون از تسلط بر بندر شرقی این کشور واقع در ترینکومالی، به‌منظور دست‌برد زدن به نفوذ در حال گسترش چین در منطقه، ناامید شده‌است. (منبع: دیپلومات، ۲۳ می/مه ۲۰۱۷ م، "کشمکش هند و چین بر سر سریلانکا")

جدا از قصد هند برای ایجاد یک ذخیره‌گاه بزرگ نفت و گاز طبیعی مایع در ترینکومالی و انکشاف بندر ترینکومالی به یک نقطۀ ترانزیتی کلیدی، این کشور هم‌چنین می‌خواهد در نقاب روابط دوجانبۀ تجاری و اتصال منطقوی به ساخت خط آهن و طرح جاده در سریلانکا کمک کند. دقیقاً همین الگو با بنگله‌دیش نیز به‌پیش می‌رود؛ شرکت نفت هند همراه این کشور قرارداری را جهت ایجاد یک ترمینال بزرگ در بندر زیرآبی ما به امضاء رسانده‌است تا به بنگله‌دیش گاز مایع وارد کند و همین‌گونه از منافع‌اش برای داخل شدن به تجارت گاز طبیعی مایع و مواد پطروشیمیایی نیز یاد کرد.

ای مردم بنگله‌دیش! این حکام خائن هرگز از معاملۀ حاکمیت کشور از طریق واگذاری منابع و زیرساخت‌های استراتیژیک ما به دشمنان‌مان دست نخواهند کشید و این‌جا را به پاتوق قدرت‌های استعماری تبدیل خواهند کرد. این حکام نوکر متکی به غرب تنها برای خدمت به منافع ژئوپولیتیک استعمارگران کافر و مهره‌های منطقه‌ای‌شان به قدرت رسیده‌اند. پس برماست که هژمونی غرب را از سرزمین خود ریشه‌کن کنیم و این حکام را از طریق تأسیس مجدد خلافت راشده به‌طریقۀ رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به‌سزای اعمال خائنانه‌ای‌شان برسانیم. امت مسلمه به‌زودی با بازگشت خلافت به‌عصر جدید تحت رهبری اسلام وارد خواهند شد و ذره‌ای از چاپلوسی کفار را در سطح داخلی و بین‌المللی تحمل نخواهند کرد. از این‌رو، دولت اسلامی سریعاً تمام معاهدات حرام و قراردادهای همراه با دولت‌های متحارب را، به‌عنوان بخشی از مسؤولیت‌های داخلی‌اش برای تنظیم امور مردم، لغو خواهد کرد تا ثروت و منابع‌مان را از ایشان پس بگیرد و آنان را صاحب هیچ‌گونه منفعت استراتیژیک نکند.

﴿وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾  (النساء: ۱۴۱)

ترجمه: و الله (سبحانه و تعالی) هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده‌است.

دولت خلافت مطابق بخشی از سیاست خارجی‌اش که بر انتشار اسلام به سراسر جهان از طریق دعوت و جهاد استوار خواهد بود، برای بیرون کشیدن سرزمین‌های مسلمانان از اشغال نامشروع و سلطۀ کفار و مشرکین و یک‌جا کردن آن‌ها کار خواهد کرد. در مادۀ شماره ۱۸۸ پیش‌نویس قانون اساسی دولت خلافت آینده که توسط حزب‌التحریر اتخاذ شده، آمده‌است: "حمل دعوت اسلام اساس سیاست خارجی را تشکیل می‌دهد و روابط میان این دولت و تمام دولت‌های دیگر بر همین اساس بنا شده‌است." برعلاوه، دولت خلافت در عوض این‌که قربانی سیاست‌های ژئوپولیتیک استعمارگران و مهره‌های‌شان شود، رقابت سیاسی بین دولت‌های دشمن در سطح منطقه‌ای و جهانی را از نزدیک مشاهده خواهد کرد، باشد که بتواند از این اوضاع به بهترین شکل ممکن بهره گیرد؛ به‌طور مثال: نزاع موجود میان هند و چین بهترین فرصتی خواهد بود که هند را ضمیمۀ دولت اسلامی کنیم و به‌منظور حفاظت از مسمانان مظلوم اویغور در سینکیانگ (ترکستان شرقی) با چین وارد مذاکره شویم. در حقیقت، بازگشت دولت موعود خلافت نزدیک است و خلاهای موجود را با رحمت و عدالت پُر خواهد کرد، حال‌آن‌که نظم جهانی سرمایه‌داری در پشت پردۀ بحران کووید – ۱۹ سریعاً درحال نابودی است. خیلی زود همۀ مسلمانان و غیرمسلمانان در آرامش زندگی خواهند کرد؛ همان‌گونه که قرن‌ها از منافع نظام اسلام بهره می‌بردند و جان، مال و عزت‌شان بدون هیچ تبعیضی در حفاظت کامل قرار داشت.

رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند:

«زُوِيَتْ لِي الْأَرْضُ حَتَّى رَأَيْتُ مَشَارِقَهَا وَمَغَارِبَهَا وَأُعْطِيتُ الْكَنْزَيْنِ الْأَصْفَرَ أَوْ الْأَحْمَرَ وَالْأَبْيَضَ يَعْنِي الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَقِيلَ لِي إِنَّ مُلْكَكَ إِلَى حَيْثُ زُوِيَ لَكَ» [رواه مسلم]

ترجمه: زمین برایم جمع شد؛ (یعنی الله سبحانه و تعالی زمین را برایم نشان داد،) به‌طوری‌که مشارق و مغارب آن را دیدم و دو گنج به من بخشیده شد: یکی زرد یا (شک راوی) قرمز و دیگری سفید؛ یعنی طلا و نقره و به من گفته شد: ملک و حکومت تو تا جایی خواهد بود که برایت جمع شد و دیدی.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

تسلیم نمودن قدرت به دست حزب‌التحریر، نخستین گام برای گرفتن عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه من‌حیث یک الگو است!

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

مدت‌هاست که رییس جمهور قیس سعید، مولای (سید) ما، عمر فاروق، خلیفۀ راشد رضی‌الله‌عنه را به‌عنوان الگوی خود در حکومت‌داری برگزیده است. آخرین بار او به‌ نقل از عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه به روز چهارشنبه مورخ 22 ژوئیه/جولای 2020م، در هنگامی‌که در خصوص یکی از جنبه‌های فساد در محاکم تونس سخنرانی می‌کرد، چنین فرمود: "آیا شما می‌دانید که عمر رضی‌الله‌عنه یک روز چنین گفت: «اگر یک‌قاطر در عراق (پایش در راه) بلغزد/لغزیدن بگیرد، الله سبحانه‌وتعالی مرا محاسبه خواهد کرد که چرا تو راه را برای او (حیوان) هموار نکردی یا عمر؟» من در حضور الله سبحانه‌وتعالی قرار خواهم گرفت و از هیچ جنبنده‌ای؛ مگر الله رب‌العالمین نخواهم ترسید، او از من خواهد پرسید، چرا من در برابر حق به‌خاطری‌که آن مسأله حق است، خاموش بودم و کسی‌که در برابر حق خاموشی اختیار کند، در واقع شیطان أخرس (لال و زبان بسته) محسوب می‌شود."

این بیانیه‌ رییس جمهور قیس در تناقض با افعال و عمل‌کرد عمر فاروق رضی‌الله‌عنه قرار دارد:

چنان‌چه عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه شدیداً به‌خاطر تطبیق شرعیت حنیف الله سبحانه‌وتعالی و سنت مطهر نبی صلى‌الله‌عليه‌وسلم حریص بود، تا این‌که رسول‌الله صلى‌الله‌عليه‌وسلم به وی لقب فاروق را عطا نمود؛ زیرا او بین حق و باطل در قضاوت خود بر بالای منافق‌ای‌که از حکم الله سبحانه‌وتعالی راضی نبود، فرق قائل می‌شد. اما رییس جمهور قیس سعید، حرص به تطبیق حاکمیتی دارد که از سوی الله سبحانه‌وتعالی نازل نشده است.‌ او مکرراً تأکید ورزیده است که وی متعهد (ملتزم)، حریص و ضامن "قانون تأسیسی‌ای (‌founding constitution)" است که تحت نظارت «نوح فیلدمان یهودی» قرار دارد!

هم‌چنین، عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه، در خصوص اسلام و خلافت حریص و علاقمند بود؛ بناءً وی اولین کسی‌ بود که به ابوبکر رضی‌الله‌عنه بیعت نمود. فلهذا، پس از مرگ ابوبکر رضی‌الله‌عنه در یک شرایط بسیار سخت و مهم، در هنگامی‌که ارتش مسلمانان در برابر دو قدرت عظیم در جهان می‌جنگیدند، به او خلافت داده شد و به عنوان خلیفه تعیین شد. هنگامی‌که رزشتی/مجوسی‌ وی را با خنجر زد، او یک طرح مشرح دقیق را به‌خاطر انتخاب/نصب خلیفه نوشت که نمایان‌گر این بود که وحدت مسلمانان با ارزش‌تر از خون صحابه است؛ اگر آنان در بیعت نمودن‌شان با یک خلیفۀ واحد سستی یا تاخیر کنند، طوری‌که در نقل قول مشهورش چنین فرموده:

«لا إسلام بلا جماعة ولا جماعة بلا إمارة ولا إمارة بلا طاعة»

ترجمه: اسلام بدون جماعت نیست، جماعت بدون امارت (رهبری) نیست و هیچ امارتی بدون اطاعت نیست.

 ‏چنان‌چه در زمان (حاکمیت) رییس جمهور سعید، اسلام از دایرۀ حکومت‌داری خارج شده بود، در برابر حاملین دعوت‌اش جنگیده می‌شد و اعضای حزب‌التحریر تحت توقیف گرفته می‌شد و آنان را به‌خاطر دعوت برای اقامۀ خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت، محکمه می‌نمودند!

فلهذا، جای‌گاه رییس جمهور سعید با توجه به هم‌چو بی‌عدالتی (ظلم) چیست؟! آیا سعید می‌دانست که عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه یکی از حامیان نصرت دعوت به‌سوی اسلام بود و بر ضد دشمنان‌اش عمل می‌کرد، جایی‌که عبدالله بن مسعود در خصوص‌اش چنین فرمود: «ما پس از این‌که عمر مسلمان شد، تا اکنون پیروز هستیم (ما زلنا أعزة منذ أن أسلم عمر)»؟!

بنابراین، سیرت خلیفه عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه، مجهول و ناشناخته نیست. او هرگز با احکام کفر بر بالای مردم حاکمیت نکرده است و هیچ‌گاهی با دشنمان اسلام مصحلت ننموده و به‌خاطر رضایت کفار تلاش نورزیده است؛ او هرگز کشور ما، آب‌های ما، فضای هوای ما و سرچشمۀ منابع‌مان را به دشمنان ما تسهیل ننموده است. ‏او حامی اسلام و خلافت و یکی از داعیان‌اش بود. ‏اولین گامی‌که رییس جمهور قیس سعید باید به‌خاطر الگو قرار دادن عمر فاروق به آن چنگ زند و تعقیب کند، در واقع حمایت از پروژۀ خلافت است؛ بناءً با تسلیم نمودن قدرت به دست حزب‌التحریر، این پروژه را کمک کند تا خلافت را تأسیس و اسلام را تطبیق نماید تا در نهایت کشور را از شر مزخرفات دموکراتیک و نفوذ بیگانه‌ها نجات دهد.

ما به قیس سعید سخن مشهور عمر فاروق رضی‌الله‌عنه را یادآور می‌شویم که فرمودند:

«نحن قوم أعزنا الله بالإسلام فإن ابتغينا العزة بغيره أذلنا الله»

ترجمه: ما مردمی هستیم که الله (سبحانه‌وتعالی) توسط اسلام به ما عزت بخشید. هرگاه ما اندکی هم در جست‌و‌جوی عزت به غیر الله باشیم، الله (سبحانه‌وتعالی) ما را دوباره ذلیل خواهد کرد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه تونس

مترجم: داکتر زکریا

 

ادامه مطلب...

بازداشت شباب حزب‌التحریر به پوشاندن جنایات‌تان کمک نمی‌کند

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

به‌روز جمعه، ۱۷ جولای/ژوئیه ۲۰۲۰ م، حزب‌التحریر – ولایه تونس اعلامیه‌ای را با عنوان «ای مردم تونس! تا کی این چرندیات دموکراتیک را تحمل می‌کنید؟» منتشر کرد. شباب حزب این اعلامیه را در سطح گسترده‌ای در سراسر کشور توزیع کردند؛ اما در جریان توزیع آن نیروهای امنیتی تعدادی از شباب حزب‌التحریر را ربودند. از آن جمله عماد امیره و باسم کامله از شهر قبلی ربوده شدند. آنان از صحبت با نیروهای امنیتی در حضور یک وکیل خودداری کردند؛ بناءً پس از مدتی رها شدند. ولی مختار بلهاج و فاخر الربایعی از شهر سفاکس تنها پس از رسیدن وکیل‌شان آزاد شدند. شنبه شب یک نیروی امنیتی به خانۀ زوهیر الامری در شهر سیدی بوزید حمله کرد و او را با خود به حوزۀ امنیتی برد؛ ولی او از همکاری با آنان خودداری کرد (چون آن‌ها دلایل کافی و احضاریه رسمی در دست نداشتند)، نهایتاً او را با ناامیدی رها کردند.

به‌همین ترتیب، نیروهای امنیتی صبح یک‌شنبه، ۱۹ جولای/ژوئیه ۲۰۲۰ م، یکی دیگر از شباب‌مان را به‌نام نورالدین نوری از شهر سواسی به دلیل توزیع همین اعلامیه به‌مانند جلادان و گروه‌های مافیایی دست‌گیر کردند و تا روز دوشنبه، ۲۰ جولای/ژوئیه ۲۰۲۰ م، در بازداشت خود نگه داشتند. در حقیقت، بازداشت جوانانی‌که یک بیانیه سیاسی را توزیع می‌کنند، ننگی بر دولت است که ناسازگاری متصدیان این امر را به اثبات می‌رساند و سقم ادعای‌شان را نشان می‌دهد، این‌که به قوانین ساخت خودشان نیز پای‌بند نمی‌باشند.

به‌نظر می‌رسید که این بیانیه حزب، سفارت‌ها را نگران کرده بود؛ چنان‌که به طبقۀ حاکم هدایت دادند که تعدادی از نیروهای امنیتی را برای بازداشت شباب حزب‌التحریر بفرستند تا موجب سراسیمه‌گی حزب و خفه شدن صدایش شوند.  

بلی، آنان می‌خواهند حزب‌التحریر را از سخن گفتن باز دارند؛ زیرا بیانات‌اش انقیاد طبقۀ سیاسی را به استعمارگران فاش می‌کند، همان استعمارگرانی که دست این طبقه را به تمام بخش‌های دولت و دستگاه امنیتی و قانون‌گذاری، اقتصاد و آموزش/معارف باز کردند و تونس را به سلطه‌اش درآوردند. زیرا حزب‌التحریر به براندازی نظام دموکراتیک فاسدی دعوت می‌کند که باعث آشفتگی سیاسی تونس شده، مردم‌اش را به سمت برده‌گی سوق داده و این سرزمین را وارد دالان تاریکی کرده‌است که راه خروجی ندارد؛ مگر این‌که تونس را به نقطۀ اصلی‌اش؛ یعنی دولت خلافت راشده به‌طریقۀ رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم، برگرداند.

آن‌چه اسباب رنجش استعمارگران را فراهم آورده‌است، این است که پس از دهه‌ها غربی‌سازی و خشکانیدن ریشه‌های اسلام در تونس، هنوز قوت نیروی فراخوان خلافت را در تونس می‌بینند، شهرت حزب و بیانیه‌هایش را مشاهده می‌کنند. اما آن‌چه ما را ناراحت می‌کند این حقیقت است که نیروهای امنیتی در عوض حمایت از امت و دین‌شان و بازداشت کسانی‌که به خون شهداء خیانت کرده‌اند، زمام کشور را به دست سفرای خارجی و سازمان‌های مالی بین‌المللی سپرده‌اند، سرمایه‌های این سرزمین را با واگذاری‌شان به شرکت‌های چپاول‌گر غربی برباد داده‌اند و تونس را به یک پایگاه پیش‌رفته برای مهم‌ترین اراکین استعمار در منطقه تبدیل کرده‌اند؛ آنان با دست‌گیر کردن اشخاصی‌که خواهان تطبیق اسلام استند، امکانات سیاسی‌شان را برای جدا کردن اسلام از حاکمیت با استعمارگران به اشتراک می‌گذارند. آیا ندیدند که خدمت‌گذاری‌شان به حکامی‌که سرزمین، دین و امت خود را فروختند، آنان را به‌سان گروه‌های تبه‌کار و مافیایی ساخته‌است که نیروی‌شان را در راه اشتباه به‌کار می‌برند و مردم را از راه الله سبحانه و تعالی منحرف می‌کنند؟

بگذارید بدانند که نه پیگردها غیرشرعی و محاکمه‌های سیاسی‌شان مانع شباب حزب‌التحریر از بیان حقیقت خواهد شد و نه آنان در برابر استعماری‌که وارد خانه‌های‌شان شده‌است خاموش خواهند ماند، تا آن‌که او و فسادش را از ریشه برکنند و حدود اسلام را تطبیق کنند.

بگذارید حکام تونس خاطر نشان شوند که حزب‌التحریر فعالیت‌های‌شان را نظاره می‌کند، از توطئه‌های‌شان باخبر است، اعمال و کردارشان را به خاطر دارد و به‌زودی – به اذن و ارادۀ الله سبحانه‌وتعالی – که به قدرت دست یابد با آنان تصفیه حساب خواهد کرد.

بگذارید حکام و سفارت‌های پشت سرشان بدانند که حزب‌التحریر قبل از تولد این دولت ضعیف، عمیقاً در این سرزمین ریشه دوانیده‌است و این دولت‌های وحشی در امر توقف و مختل کردن فعالیت‌هایش ناکام بوده‌اند. پس چگونه یک دولت ضعیفی‌که «وزرایش» مستخدمان گوش به فرمان سفارت‌های استعماری‌اند، با چنین حزبی مقابله می‌کند که دارای بنای مستحکم و معنویات والا می‌باشد؟!

الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ الله وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ * كَتَبَ الله لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ الله قَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾ (المجادله: ۲۰ – ۲۱)

ترجمه: کسانی‌که با الله (سبحانه و تعالی) و رسول‌اش (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) دشمنی می‌کنند، آن‌ها در زمرۀ ذلیل‌ترین افراداند. الله (سبحانه‌وتعالی) چنین مقرر داشته که من و رسولان‌ام پیروز می‌شویم؛ چراکه الله (سبحانه‌وتعالی) قوی و شکست‌ناپذیر است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه تونس

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

کشتار مسلمانان اویغور تحت نظام سرمایه‌داری "مؤلد ظلم و ستم" شدت گرفته است! Featured

(ترجمه)

بر اساس گزارش تازه‌ای‌که توسط "Associated Press" روز دوشنبه 29 ژوییه/جولای نشر گردید، حکومت چین، پالیسی ظالمانه‌ای کنترل اجباری ولادت را بالای مسلمانان اویغور ترکستان شرقی تحمیل نموده است تا نفوس آن‌ها را کاهش دهد. در حقیقت این نوع ظلم به مراتب شدید‌ترین، بی‌حمانه‌ترین و ظلم سیستماتیک نسبت به فشار‌های قبلی و قساوت‌های قبلی ‌می‌باشد. تحقیقات "Associated Press" بر اساس سند رسمی دولت‌ملت صورت گرفته است و با 30 تن از مسلمانان چینی که قبلاً در کمپ نگهداری مسلمانان زندانی بودند و هم‌چنان با آموزگار قبلی کمپ نگهداری مسلمانان مصاحبه نموده است. این گزارش نشان ‌می‌دهد که از چهار سال گذشته بدین سو، رژیم مستبد چین صد‌‌ها هزار زن مسلمان اویغور را مجبور به معاینۀ فضولانۀ حاملگی نموده است و از وسایل فشار‌آور بالای رحم به منظور جلوی‌گیری از آبستن، استفاده نموده‌اند که در نتیجۀ مبارزۀ ظالمانۀ ضد مسلمانان، تعدادِ زیادی را عقیم و بیش‌تر اطفال را در جنین سقط کردند. درحالی‌که رژیم سفاک چین، مردم غیرمسلمان چینی را تشویق ‌می‌کند تا اولاد بیش‌تر داشته باشند. آن زنان مسلمان اویغور که پالیسی اژدها‌مانندی کنترل ولادت دولت چین را که داشتن فرزند را به تعداد کم‌تر از دو طفل محدود ‌می‌سازد، قبول نکنند، با آن‌ها رفتار بد صورت گرفته و جریمۀ سنگین به مقدار هزار‌‌ها دالر و یا در کمپ‌های زندان‌گونه زندانی ‌می‌شوند که در آن‌جا قبلاً یک میلیون مسلمان توسط آجندای سیاسی رژیم چین، با عقاید کمونستی شست‌وشوی مغزی گردیده‌اند. گزارش‌های قبلی برملا ساخته است که زنان در این کمپ‌‌ها با دواهای ناشناخته تزریق ‌می‌شدند تا به شکل کیمیاوی آن‌‌ها را عقیم سازند و یا مجبور به معاینه در ماشین‌های ضد آبستنی ‌می‌گردیدند. برعلاوه، پولیس حتی داخل خانه‌‌ها هجوم بردند تا اطفال پنهان‌شده را دریابند؛ درحالی‌که حکومت‌های محلی، سیستمی را عیار ساختند که با گزارش تولد اطفال نا‌مشروع برای آن‌ها جایزه دهند. براساس تحقیق "Associated Press" میزان تولد در منطقۀ اویغور از سال 2015 الی 2018 به 60 درصد کاهش یافته و به سمتِ تنزیل در جریان است. در سال گذشته در مقایسه با کاهش ملی 4.2 درصدی، تقریباً 24 درصد کاهش یافته است. در این گزارش هم‌چنان بیان شده است که در سال 2019 مقامات سینک یانگ تصمیم دارند تا حداقل 80 درصد زنان بار‌ور در چهار روستای حوزۀ شرقی اداری اویغور را عقیم و یا توسط ماشین‌های ضد آبستنی، سقط جنین کنند. در سال 2018، 80 درصد تمام مردم در ولایت سینک یانگ چین توسط این ماشین معاینه شدند که بیش‌تر آن‌‌ها را مردم مسلمان اویغور تشکیل می‌داد. تمام این کار‌‌ها فضای ترس و وحشت را در میان مسلمانان اویغور در مورد داشتن طفل ایجاد نمود؛ درحالی‌که داشتن طفل یکی از اساسی‌ترین حقوق بشری و انسانی محسوب ‌می‌شود!

این پالیسی خبیثانه، یکی از وسایل دیگرِ حکومت چین برای تغییر توازن مسلمانان و غیرمسلمانان در ترکستان شرقی‌ست تا از طریق انجنیری جنیتیک اجتماعی تعداد نفوس مسلمانان اویغور را کاهش و هویت و فرهنگ اسلامی را از بین ببرد. رژیم چین قبلاً برای مردم چینی جایزۀ نقدی تعیین نموده است تا به منطقۀ اویغور رفته و با آن‌ها ازدواج کنند. به‌هرحال، در نظم جهان سرمایه‌داری، هیچ دولتی به خاطر ضرر ‌اقتصادی جرئت نمی‌کند تا موقف درست و حیاتی در مقابل ظلم کشور چین اتخاذ نماید. زیرا تحت نظام سرمایه‌داری غرب، نفع مالی و سود بین‌المللی سرزمین‌های اسلامی همیشه و بدون استثنأ بر مفکورۀ انسانیت برتری و ارجحیت داشته است. در واقع، امروز هیچ دولتی نیست تا مخلصانه برای برقراری عدالت و در مقابل ظالمین ایستادگی کند. ولی برعکس، این حکومت‌ها برای ادامۀ ظلم، چراغ سبز نشان می‌دهند و با سکوت خویش ظلم را یاری می‌کنند. برعلاوه، نباید از سازمان ناکام، نابه‌کار و فرسودۀ ملل‌متحد برای خاتمۀ نابودی نسلی و فرهنگی مسلمانان امید داشت؛ زیرا بار‌‌ها و بار‌‌ها عدم همکاری‌اش را ثابت ساخته است و نمی‌خواهد که کدام اقدام محسوس علیه دولت مستبد چین نماید؛ مگر این‌که منافع سیاسی و اقتصادی حامیان غربی‌اش در آن متصور باشد.

ای مسلمانان! بدانید که بدون تاسیس نظام الله سبحانه‌و‌تعالی "خلافت" برمنهج نبوت، هیچ راهی وجود ندارد تا ظلم و برده‌گی  برادران و خواهران ما در ترکستان شرقی خاتمه یابد. هیچ نظامی وجود ندارد که مخلصانه منافع مسلمین را تأمین و بدون یک لحظه تردد، از مسلمانان دفاع نماید. شعار دولت اسلامی "خلافت" تنها سخن پوچ و بی‌معنی برای حفاظت حقوق مسلمانان نیست؛ بلکه تاریخ گواه است که دولت اسلامی چگونه من‌حیث الگوی عدالت در مقابل ظلم در جهان درخشید. فلهذا، شما را دعوت ‌می‌کنیم، بدون تأمل و تردید برای تأسیس این نظام باشکوه کار کنید تا دولت‌های بزدل امروزی‌که مسلمانان در هر گوشۀ دنیا در آن زیست دارند را منهدم سازیم و چهرۀ واقعی امنیت و سعادت را برای امت به ارمغان بیاوریم.

داکتر نسرین نواز

رئیس بخش زنان در دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

به عابد الله

پرسش

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

در کتاب نظام اسلام چنین آمده: بنابر این، اهداف علیا جهت حفاظت اجتماع با ساخت انسان درست نیست؛ بلکه از اوامر و نواهی الله گرفته می‌شود، آن ثابت بوده و تغییر و پیشرفت را نمی‌پذیرد؛ چنانچه محافظت نوع انسان، عقل انسان، کرامت انسان، نفس انسان، ملکیت فردی، دین، امنیت و دولت این‌ها همه اهداف علیای ثابت برای حفاظت اجتماع اند که تغییر و پیشرفت را نمی‌پذیرند.

پرسش اینست: آیا اجتهاداتی در قانون اساسی جهت تغیر بعضی نصوص ممکن است؟ در حالی‌که در نص کتاب آمده که تغییر و پیشرفت را نمی‌پذیرد. در این مورد توضیح می‌خواهم، الله شما را برکت و نصرت دهد.

پاسخ

وعلیکم السلام و رحمه الله و برکاته!

برادر عزیز! اجتهاد در نصوص قطعی‌الثبوت و قطعی‌الدلات صورت گرفته نمی‌تواند، یعنی نصوصی‌که در ثبوتش قطعی باشد، مثل آیت و حدیث متواتر و در دلالتش نیز مطابق بحث‌های زبان و اقسام کتاب و سنت قطعی باشد. اجتهاد در نصوص ظنی‌الدلات صورت می‌گیرد، برابر است که قطعی‌الثبوت باشد یا ظنی الثبوت، پس تا هنگامی‌که دلالت ظنی باشد، در آن اجتهاد صورت می‌گیرد؛ چنانچه این مسئله در علم اصول فقه معروف است.

و امور ذکرشده در کتابی‌که آن اهداف علیا اند، برای حفاظت جامعه اسلامی دلایل آن قطعی‌الثبوت و قطعی‌الدلالت اند، پس حکم آن توسط اجتهاد تغییر نمی‌کند؛ چون اجتهاد در آن صورت نمی‌گیرد و نصوص در مورد آن قطعی است و اجتهاد در صورت قطعی بودن نصوص صورت گرفته نمی‌تواند.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

 

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه