یکشنبه, ۱۲ رمضان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۳/۰۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

آنان در دریای مفاهیم نشنلیستی و کپیتالیستی سیاسیون غرق شده‌اند!

(ترجمه)

از میان ۱۱ مهاجری‌که قایق‌شان به تاریخ ۱۱ جنوری/ژانویۀ سال ۲۰۲۰ م در ساحل غربی ترکیه غرق شد، هشت طفل جان خود را از دست دادند و کفش‌ها، لباس‌ها و تمام هویت‌شان در دریا ناپدید شدند. ساعاتی قبل نیز یک قایق دیگر از مهاجرین با حرکت از جزیرۀ یونانی پاکسی، پیش از رسیدن به ایتالیا در دریای ایونیا غرق شد و حداقل ۱۲ تن کشته شدند. براساس گزارشی‌که سازمان بین‌المللی برای مهاجرین و UNHCR در ماه دسامبر ۲۰۱۹م نشر کرد، سالانه به‌طور اوسط ۳۰۰۰ تن جان خود را در تلاش برای رسیدن به اروپا از طریق دریای مدیترانه از دست می‌دهند. تنها در سال ۲۰۱۸ م، مرگ ۲۲۷۵ تن در این مسیر ثبت شد، حالآن‌که شاید شمار کشته‌شدگان ثبت‌نشده به مراتب بیشتر باشد.

دولت ملی‌گرا و سکولار ترکیه، که دم از میزبانی از ۴.۵ میلیون پناهندۀ سوری می‌زند، نیز با آنان هم‌چون بیگانه رفتار می‌کند. این پناهندگان، اعم از زنان و اطفال معصومی‌که از جنگ گریخته‌اند، به‌دلیل نبود امنیت، حمایت و رفتار مساویانه به اروپا مهاجرت می‌کنند، اما بسیاری از آنان پیش از رسیدن به مقصد، در دریاها غرق می‌شوند. دیگر این‌که معلمان ملی‌گرا و متعصب، اطفال سوری را در مکاتب/مدارس تحقیر می‌کنند. این پناهندگان تنها به‌دلیل نداشتن کارت شناسایی، از تمام خدمات و کمک‌ها در ماه‌های سرد زمستان محروم می‌شوند. کارفرمایان طمع‌کار دستمزد مشروع کارمندان سوری‌شان را پرداخت نمی‌کنند، و برعلاوه این‌که سیاست‌مداران کوتاه‌نظر ترک ملی‌گرا و نژادپرستی نیز وجود دارند که هیچ زندگی آرامی را برای سوری‌ها در بیرون این اردوگاه‌های ناامید کننده تصور نمی‌کنند و آنان همان کسانی اند که مکرراً مردم ترکیه را علیه پناهندگان تحریک می‌کنند. همۀ عوامل ذکر شده، این مردم را مجبور به رفتن به‌سوی دریاهای سرد و طوفانی در ماه‌های زمستان کرده‌است.

درحالی‌که اسلام اجازه نمی‌دهد هیچ مسلمانی از هیچ جای دنیا را در سرزمین‌های اسلامی تنها بگذاریم. این مردم به سرزمین حقیقی و مشروع خویش آمدند، سرزمینی‌که دروازه‌هایش بنابر دستور الله سبحانه‌وتعالی و وعدۀ رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم بر همۀ مسلمانان باز است؛ بر اساس این حق کاملاً اسلامی، هیچ‌گونه کارت ویزا، اقامت و یا اجازۀ کاری برای هیچ مسلمانی در هنگام ورود به سرزمین‌های اسلامی لازم نیست. علاوه بر آن، اسلام هیچ‌گونه افکار ملی‌گرایانه‌ای را نمی‌پذیرد و به هر شخصی‌که در قلمرو دولت اسلامی سکونت دارد به حیث یکی از شهروندانش، قطع نظر از عقیده، رنگ، قوم و یا زادگاه‌اش، نظر می‌کند و با هیچ‌کس، مخصوصاً مسلمانان، به حیث یک بیگانه رفتار نمی‌کند. این دولت بر همۀ کسانی‌که تابعیت اسلامی دارند بدون هیچ نوع تبعیض، نه از جانب حاکم در مراقبت و حفاظت از امور، جان‌، مال و عزت‌شان و نه هم از طرف قاضی در برابری و عدالت، و به‌گونۀ مساویانه رفتار می‌کند. حکام مسلمان در ادوار مختلف تاریخ اسلام نه تنها با مسلمانان پناهنده همچون بیگانه برخورد نمی‌کردند، بلکه حتی برای پناهندگان غیرمسلمانی‌که به دلیل ظلم و ستم از سرزمین‌شان گریخته بودند، نیز امان می‌دادند و با ایشان مثل دیگر شهروندان ساکن در سرزمین‌های اسلامی معامله می‌کردند. از جانب دیگر، داشتن رویۀ خوب با شهروندان غیرمسلمان (ذمی) در داخل قلمرو دولت فرض است؛ زیرا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم دربارۀ کسی‌که با شخص ذمی رفتار نامناسب داشته باشد فرمودند:

«فَأَنَا حَجِيجُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»

ترجمه: پس من در مقابل‌اش در روز قیامت خواهم ایستاد.

پس چگونه ممکن است در چنین نظامی‌که حتی از حقوق یک غیرمسلمان حفاظت می‌شود، یک مسلمان مورد ستم قرار گیرد؟!

ای حکام ترکیه!

به نتایجی‌که از چنگ زدن به مفکورۀ ملیت‌گرایی حاصل کرده‌اید بنگرید! شما به دلیل تطبیق و حمل مفاهیم نشنلیستی و کپتالیستی، در قبال هر جانی‌که به وسیلۀ بمباردمان‌ها، اعمال ظلم و غرق شدن در دریاها از بین می‌رود، مسئول اید. از طرف دیگر، دستان شما به خون هر زن، طفل و مرد مسلمان بی‌گناهی است که جان‌های شیرین را از دست داده‌اند، آغشته است. شما نه تنها در مقابل کفار ایستادگی نکردید، بلکه تبدیل به دوستان، همکاران و متحدان‌شان تبدیل شده‌اید و یکجا با این قاتلان دست‌های یکدیگر را می‌فشارید.

ای مسلمانان ترکیه و همۀ سرزمین‌های اسلامی!

اگر حکام سرزمین‌های اسلامی احکام اسلام تطبیق می‌کردند و امت را تحت یک چتر واحد، که اسلام موجودیت‌اش‌ را حتمی می‌داند، یکجا می‌کردند، نه تنها مسلمانان، بلکه تمام بشریت، قطع نظر از دین، مذهب، نژاد و رنگ، از انواع ظلم و ستم در امان می‌بودند. بنابر این، پروسۀ تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت را، که الله سبحانه‌وتعالی و رسول‌اش صلی‌الله‌علیه‌وسلم شما را به تأسیس آن مکلف کرده‌اند، تسریع بخشید؛ همانا در تأسیس و تطبیق آن حیات نهفته است.

بخش زنان دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...

جناب سخنگوی پارلمان! سنان‌پاشا آزاد‌کننده تونس از یوغ هسپانیا، ممثل دولت‌خلافت بود؛ نه حکومت‌سیکولر

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

بعد از سوالات بی‌شمار از بعضی نماینده‌های مردم در بارۀ سفر راشد‌غنوشی به ترکیه، شنبۀ گذشته که با سقوط دولت الگاملی توسط حرکت ‌نهضت هم‌گام می‌باشد؛ آقای راشد‌غنوشی سخنگوی پارلمان ‌تونس و رئیس حرکت‌ نهضت با یاد‌آوری کار محسنانۀ ترکیه برای تونس و مردم‌اش در جریان خلافت عثمانی‌ها، از سفر خود این چنین دفاع نمود. در سال 1574 م سنان‌پاشا رهبری دولت عثمانی‌ها را به عهده داشت. وی برای آزاد‌سازی تونس از استعمار هسپانوی‌ها، عزم خود را جزم کرد و آن‌ها را از تونس بیرون راند. با این کار اکثریت مردم‌تونس که احتمالاً مانند اجداد‌شان توسط محاکم‌عیسوی محکوم به مرگ شده بودند، نجات یافتند.

به همین مناسبت، می‌خواهیم به آقای راشد‌غنوشی یاد‌آور شویم که دلیل نایل‌شدن به همان موفقیت‌بزرگ توسط سنان‌پاشا موجودیت دولت خلافت ‌عثمانی‌ها بود. الحمد‌الله! به کمک و یاری الله سبحانه‌و‌تعالی خلافت‌ عثمانی مانند سپر‌فولادین توانست مسلمین را در برابر دشمان‌اش محافظت کند. پیامبر صلی الله علیه‌و‌سلم می‌فرماید:

«إِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ، يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

ترجمه: امام سپری‌است که در عقب آن جنگ می‌شود و در عقب آن محافظت می‌گردد.

لهذا؛ تعریف و تمجید از نقش رهبر عثمانی‌ها باید نظام‌سیاسی اسلام را نیز در برگیرد و باید به دولت خلافت که مانند سپر از حرمت ‌مسلمین حفاظت نمود، افتخار کرد. در ضمن نباید به شخصیت مصطفی‌کمال "منهدم‌کننده خلافت" و یاهم به رژیم ‌سیکولر ترکیه که باعث ناکامی مردم شام و توطئه‌چینی علیه انقلاب آن‌ها به نفع امریکا و روسیه گردید، افتخار نمود.

ما به برادران خود در میان حرکت‌ نهضت ابلاغ می‌داریم که اگر آن‌ها به دین و انقلاب خویش مخلص اند، به اصل اسلام باز گردند؛ زیرا انقلاب آن‌ها علیه اسلام و خلافت نبوده، بلکه علیه سیکولریزم و اسباب آن می‌باشد. هم‌چنان از آن‌ها می‌خواهیم که یکجا با ما پیوسته و مژدۀ رسول الله صلی الله علیه‌و‌سلم را با تاسیس دوبارۀ خلافت بر منهج نبوت بدست آورده، سعادت دنیا و آخرت را نصیب شویم.

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: ... سپس؛ خلافت بر منهج نبوت باز خواهد گشت.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه تونس

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

بودجۀ سال ۲۰۲۰؛ ادامۀ فساد اقتصاد سرمایه‌داری

  • نشر شده در اردن

(ترجمه)

عصر چهارشنبه، ۱۵ جنوری/ژانویه ۲۰۱۹م، مجلس نمایندگان اردن مسودۀ بودجۀ سال ۲۰۲۰ دولت و بودجۀ امسال نهادهای دولتی مستقل را تصویب کرد. اما افزایش چند درصدی بودجۀ سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد که این بودجه از بودجه‌های گذشته بدتر بوده و گامی در جهت وابستگی سیاسی این دولت به کشورهای استعمارگر است، راهکاری‌که ثبات و بقای اقتصادش را به کمک‌های خارجی و مالیات گوناگون وابسته کرده و آن را از اتکاء به ذخایر طبیعی پنهان، که استخراج‌شان سرمایه‌گذاری گزافی را می‌طلبد، دور نگه می‌دارد. سیاست مالی این کشور نیز، همانند تمام کشورهای مسلمان‌نشین، بسته به نظام اقتصادی سرمایه‌داری غرب است، طوری‌که قانون سالیانه‌ای را بنام "قانون بودجه" برای تنظیم درآمدها، مصارف، کسری و ازدیاد بودجه وضع کرده و به برنامه‌های اصلاحات اقتصادی دستگاه‌های استعماری طماع، همچون صندوق بین‌المللی پول، مرتبط است.

چنین بودجه‌هایی منجر به ورشکستگی خواهد شد و در خطر فزایندۀ افزایش و کسر قرضه/وام قرار دارد. براساس آمارهای وزارت مالیه/دارایی، مجموع بدهی‌های دولت تا اواخر سپتمبر/سپتامبر سال‌پار به ۳۰.۰۵ میلیارد دینار یا ۴۲ میلیارد دالر، یعنی ۹۶.۷٪ از تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۱۹، می‌رسید؛ طوری‌که صورت حساب‌ها، در مقایسه به سال قبل، افزایش ۱.۲۴۷ میلیارد دیناری یا ۲ میلیارد دالری را در کسری بودجه بدون هیچ پشتوانۀ خارجی نشان می‌دهد. با این حساب بیش از ۹۰٪ بودجه از مالیات و درآمدهای حاصل از فروش کالاها، خدمات و جریمه‌ها به‌دست آمده، که آن‌هم از جیب‌های مردم عام تأمین شده‌است.

اما بودجۀ مالی امسال به بیش‌از ۶ میلیارد دینار رسیده‌است؛ البته بیشترین‌شان قرضه‌ها/وام‌های سودی داخلی و خارجی است که بیشتر در جهت پرداخت قرضه‌ها/وام‌های داخلی و خارجی و کسری سالیانۀ بودجه به مصرف می‌رسد.

چطور ممکن است این بودجه‌ها باعث کاهش سالانۀ رشد اقتصادی، که اکنون بنابر ادعای حکومت به ۱.۹٪ رسیده‌است، شود؟ آنان چگونه می‌توانند، بدون حفظ بقای دستگاه‌های استعمارگران غربی امریکایی و اروپایی، کشور و مردم را از فروپاشی اقتصادی که پیش چشمان‌شان رخ خواهد داد، نجات دهند و بودجه را تا حدی کاهش دهند که مشکلات مردم را حل نکند، اما برای تهیۀ بودجه کافی باشد؟

یک‌بار دیگر راه‌حل بحران اقتصادی اردن را برای‌تان یادآوری می‌کنیم و هرگز از این کار خسته نمی‌شویم. این‌که مشکل اصلاً یک مشکل اقتصادی نبوده، بل کاملاً یک مشکل سیاسی است و با ظهور دولت اردن در راه خدمت به منافع کفار استعمارگر، یعنی انگلیس و سپس امریکا، در منطقه شروع شده‌است. این دولت تأسیس شده‌است تا با تأمین امنیت دولت یهود، رشد اقتصادش و امضای پیمان‌های تحقیرآمیز، بقای این دولت فاسد را به قیمت مال و جان اطفال امت حفظ کند.

اصلاح نظام اقتصادی توسط نظام فاسدی‌که چنین سیاست‎هایی را تطبیق می‌کند و اشخاص فاسدی‌که ساخته و پرداختۀ همین نظام استند، ممکن نیست. چنان‌چه این امر همه ساله در پایان سال در پارلمان اتفاق می‌افتد، طوری‌که اعضای آن در ابتدا از دولت ایراد می‌گیرند، ولی سپس بودجهٔ سال کشور را تصویب می‌کنند و دولت‌مردان را به دلیل دست‌آوردهای‌شان تحسین می‌کنند، دست‌آوردهایی‌که با وعده‌ها و امتیازات توخالی و پوچ، مانند کاهش مالیات بر فروش شیر، کلم و کاهو، همراه است!!

ای مردم!

تطبیق اسلام و نظام اقتصادی‌اش به‌جای نظام اقتصادی سرمایه‌داری، که دین را از زندگی جدا می‌داند و عامل رنج تمام بشریت شده‌است، یگانه راه‌حل برون‌رفت از حالت فعلی می‌باشد. سیاست مالی در دولت اسلامی به‌گونۀ بنیادی با عقیدۀ اسلامی در ارتباط است. در اسلام خطوط عایداتی برای بودجۀ دولت ثابت است. اسلام اجازه نمی‌دهد که دولت جز از این منابع از خطوط عایداتی دیگر نیز استفاده کند و پول اخذ شدۀ آن را در راه نامشروع به مصرف رساند. دولت اسلامی برای حصول عایدات، از ملکیت عامه و ملکیت دولتی، یعنی خراج، غنایم و زکات، استفاده می‌کند. این منابع دایمی و حتمی است و با تصمیم خلیفه و یا شورای امت تصویب نمی‌شود. هم‌چنین، بخش مصارف نیز در نظام اقتصادی اسلام توسط احکام شرعی معین است و طریقۀ مصرف‌شان نیز توسط شریعت واضح شده‌است، و به تأیید خلیفه یا مجلس امت نیاز ندارد.

ای مردم اردن!

راه حل واقعی برای برون‌رفت از وضعیت کنونی، در ترک نظام اقتصادی سرمایه‌داری، سیاست‌ها و ابزارش نهفته است. این ابزار عبارت از قوانین حکومتی‌ و صندوق بین‌المللی پول می‌باشد، که با تجویز برنامه‌های مالی بدخواهانه، سرزمین‌های اسلامی را استعمار می‌کند. ما هرگز از این‌که بگوییم بازگشت نظام اسلام و تطبیق احکام‌اش از طریق دولت اسلامی یگانه راه‌حل است، خسته نمی‌شویم. حزب‌التحریر همواره از طریق کتاب‌ها، پیش‌نویس دستور (قانون اساسی) و کنفرانس‌های اقتصادی‌اش در سرتاسر جهان، راه‌حل‌های نظام اقتصادی اسلام را ارائه کرده‌است، راه‌حل‌هایی‌که نه تنها مشکلات اقتصادی مسلمانان را حل می‌کند، بلکه بهترین بدیل برای تمام بشریت محسوب می‌شود؛ همان بدیلی‌که جایگزین نظام اقتصادی فاسد سرمایه‌داری، که بر اساس ربا، دزدی، چپاول، بهره‌کشی و استعمار استوار است، می‌شود. شکی نیست که همۀ این‌ها به‌زودی به دلیل بشارت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم مبنی بر احیای مجدد دولت خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت باز خواهد گشت، ان‌شاءالله.

﴿لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ﴾

[صافات: ۶۱]

ترجمه: آری، برای مثل این، باید عمل‌کنندگان عمل کنند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه اردن

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

(ترجمه)

شیخ عطا ابن خلیل ابو الرشته، دانش‌مند جلیل القدر و امیر حزب التحریر، خطاب به بهترین امتی‌که برای هدایت و دعوت مردم مأمور گردیده و به حاملین خوب و نیکوکار دعوت و به بازدیدکنندگان صفحات‌اش در دنیای مجازی بیانی ایراد فرموده که در آن آمده است: «در تاریخ ملت‌ها روزهای درخشانی‌ست که ملت‌ها به آن روزها می‌بالند، پس حال چگونه خواهد بود اگر این‌گونه روزها محل تحقق مژده‌ها و بشارات رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد؟ به یقین که این‌گونه روزها ستاره‌هایی‌اند که در آسمان می‌درخشند؛ بلکه آفتاب‌های اند که دنیا را روشن ساخته و امت را به دامنه‌های بلند آسمان رسانده است، از جملۀ آن روزها این روزهای مبارکی‌ست که در آن قرار داریم، روزهای یادبود از فتح قسطنطنیه.»

پیش از آن‌که به تحلیل و بررسی بیان آغاز نمایم و وارد معانی ژرف و بزرگ‌اش شوم، می‌خواهم بگویم که سخنور این بیان نه پژوهش‌گر تاریخی‌ست، نه دانش‌مندِ تنها و نه هم آموزگار و استاد، هرچند این صفات و ویژه‌گی‌ها در شخصیت او عجین شده است؛ اما او یک رهبر و پیش‌آهنگ بزرگی‌ست که قیادت یک جریان غیر مسلحانه‌ای را به عهده دارد که در تاریخ معاصر مانندش را سراغ نداریم. او امیر یک جریانِ سیاسی است که مبدأ و اساس‌اش را اسلام شکل می‌دهد و برای از سرگیری زندگی اسلامی تلاش می‌ورزد که از مدتی بدین‌سو از هم گسسته است و این مأمول بدست نمی‌آید؛ مگر با برپایی دولت خلافت برای همۀ مسلمانان در روی زمین تا این‌که به شریعت الله حکم شود و دین الله بسوی تمام دنیا با دعوت و جهاد حمل شود.

بیان مذکور سخنِ رسایی‌ست از دانش‌مند بزرگوار در یادبود از حادثۀ بزرگ؛ چون واقعه و حادثه‌ای که امیر بزرگوار در یادبود از آن ما را مخاطب قرار داده، پیوندِ محکم با بشارت پیامبر صلی الله علیه وسلم دارد. احمد از عبد الله ابن ابن عاص روایت می‌کند که گفت: در حالی‌که ما در اطراف رسول الله صلی الله علیه وسلم گِرد آمده بودیم و می‌نوشتیم کسی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید: کدام یک از شهرها نخست فتح می‌گردد، قسطنطنیه و یا روم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَدِينَةُ هِرَقْلَ تُفْتَحُ أَوَّلاً، يَعْنِي قُسْطَنْطِينِيَّةَ»

ترجمه: شهر هِرَقل نخست فتح می‌گردد، یعنی قسطنطنیه.

هم‌چنان در حدیث دیگر از عبد الله ابن بِشر ابن خَثعَمِی که او از پدرش روایت نموده و پدرش از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است که می‌فرمود:

«لَتُفْتَحَنَّ الْقُسْطَنْطِينِيَّةُ فَلَنِعْمَ الْأَمِيرُ أَمِيرُهَا وَلَنِعْمَ الْجَيْشُ ذَلِكَ الْجَيْشُ»

ترجمه: قسطنطنیه حتماً فتح می‌گردد، چی نیکو امیری‌ست امیر آن و چی نیکو ارتشی‌ست آن ارتش!

اکنون بر محتوای بیان در چند نکته درنگی خواهیم کرد:

نکتۀ اول: دید و نگرش صحابه رضی الله عنهم اجمعین در موقف‌های جهانی و پیروزی‌ها، آن‌ها اتباع دولت کوچکی بودند که اساسات دولت‌داری ابتدایی و نسبی داشت، از موقف و جایگاه بین المللی کاملاً بی‌بهره بود و با هیچ دولت بزرگ آن روزگار که ساختار روابط بین الدول را تعریف می‌کرد، برخورد نظامی نکرده بود؛ اما فرماندهان مسلمان تلاش‌های خستگی ناپذیری انجام دادند و اسلام را به چهارگوشۀ دنیا جهت هدایت و سرپرستی بشر انتشار دادند.

نکتۀ دوم: نقش علماء در تربیت رهبران و فرماندهان، هم‌چنان که پیامبر صلی الله علیه وسلم نقش برجسته و اساسی در ساختن و تربیت صحابه و فرماندهانِ بی‌نظیر داشت؛ به همین‌طور پس از او صلی الله علیه وسلم برای هر فرمانده و رهبر علماء و دانش‌مندان وجود داشت که حیثیت مشاور و افراد حلقۀ نخستِ او را داشتند. از میان این رهبران یکی هم محمدِ فاتح است که عالمِ بزرگوار احمد ابن اسماعیلِ کورانی و شیخ آق شمس الدین را از نزدیکان خود قرار داده بود که در ساختن و جهت دادن شخصیت او نقش بسزای داشتند.

نکتۀ سوم: جدیت فرمانده و پافشاری‌اش در استفاده از همۀ اسباب و وسائل، که این نقطه در ساختن قلعه‌ها توسط محمدِ فاتح برای حفاظت ارتش‌اش، استفاده از مهندس کارآزموده (اوربان) در ساختن توپ‌ها، ابتکار‌اش در هُول دادن کشتی‌ها از طریق خشکه و از عقب خطوط دفاعی دشمن و در نهایت آماده ساختن کاملِ فضای نظامی برای فتح قسطنطنیه. این خلاف آن‌چه‌ است که از علماء و دانش‌مندان امروزی ما سر می‌زند، که بدلیل عدم توجه و سرپرستی از جانب حکام، سود آن‌ها را غرب برده و پیشرفت علمی خود را بر شانه‌های آن‌ها بنا نموده است.

نکتۀ چهارم: در میان جنگ نخست علیه قسطنطنیه با مشارکت ابو ایوب انصاری رضی الله عنه و فتح آن در سال 857 هجری بیشتر از 800سال فاصلۀ زمانی وجود دارد و این از نشانه‌های نبوت محمد صلی الله علیه وسلم است و هم‌چنان این را می‌رساند که در مقابل تحقق عقیده و بشارت به زمان هیچ اعتباری داده نمی‌شود. و به همین‌طور در میان فتح و آمادگی برای آن کم‌تر از دوماه سپری شد و این بیانگر این است که فتح و پیروزی بستگی به توفیق و نصرت الله سبحانه وتعالی به بندگان مؤمن‌اش دارد. الله سبحانه می‌فرماید:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ﴾

ترجمه: بی‌گمان ما فرستادگان خود و آنانی را که ایمان آورده‌اند در زندگی دنیا و در روزی که گواهان برمی‌خیزند، یاری می‌دهیم.

نکتۀ پنجم: سجده در هنگام فتح و پیروزی و در اوج قدرت و تعالی، اظهار و اقرار بندگی به الله بوده و این‌که او رب الارباب و مسبب الاسباب است. ﴿وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ﴾ نصرت و پیروزی نیست؛ مگر از جانب الله غالب و با حکمت. و این مانند عدۀ از هوس‌بازانی نیست که وقتی پیروزهای خیالی را در میدان‌های ورزشی بدست می‌آورند؛ هیاهو و سر و صدا بلند می‌کنند، آتش‌بازی به راه می‌اندازند، نمایش‌نامه و نمایش‌گاها برپا می‌دارند و مانند بی‌خردان مجالس رقص و پای‌کوبی دایر می‌کنند، این‌ها کسانی اند که تلاش‌های‌شان در زندگی دنیا به گمراهه رفته و می‌پندارند که کار نیک انجام می‌دهند.

نکتۀ ششم: گسترش فقهِ جانشینی، الگوگیری و جهادِ هجومی در عصرهای پیهم مسلمانان که صاحب دولت و اقتدار بودند که این امر از عهد نبوت آغاز و با گذشتن از خلافت راشدۀ اول و ختم شدن در پایان عهد پادشان به دندان گیرندۀ قدرت ادامه پیدا کرد، این در حالی‌ست که پس از نابودی خلافت عثمانی مفردات فقهِ استضعاف گسترش یافته و مسلمان‌ها بدنبال جهاد دفاع و مقاومت می‌کردند و بر این کارشان نامِ "صلحِ قهرمانان" را گذاشته اند و هم‌چنان فقهِ حفاظت پارچه‌های ابریشمی از غصب دشمنان کافر، نماز در زیر آورها، روزه برای کسی‌که هیچ پناه‌گاهی ندارد و رشوت دادن به قطاع الطریق و قاچاق‌بران در مرزهای مسلمانان، موارد از این قبیل بسیار زیاد است!! این و امثال این زمانی بوقوع پیوست که دولت خلافت نابود کرده شد، اقتدرا مسلمانان از زمین رخت بربست و کفار بر سرزمین اسلامی، داریی‌های آنان و عقل‌های بسیاری از آن‌ها تسلط پیدا کردند.

نکتۀ هفتم: در این بخشی از تاریخ گل‌آلود که امت اسلامی در آن غوطه‌ور گردیده بود؛ حزب التحریر بپاخاست تا برای این امت عزت از دست رفته‌اش را دوباره باز گرداند و در میان امت فکر، فقه، اصول و سیاست را تجدید نماید. از این جهت خود را وقف این نموده تا یکجا با امت برای برپایی خلافت فعالیت داشته باشد، پس از آن‌که حزب در این مسیر پر مشقت مسافۀ طولانی را پیمود و برخی نشانه‌های بیداری در میان امت در طول و عرض سرزمین‌های اسلامی پدیدار گشت و فاصلۀ برپایی خلافت همانند دو کمان و یا کم‌تر از آن شد؛ دیوانگی غرب و حکام اجیرش شدت پیدا کرد و به توطئه و دسیسه‌چینی علیه حزب و شباب آن آغاز کردند و از عام مردم، ترک کننده‌های حزب، عهدشکننان، جزا داده شده‌ها و منزوی شده‌ها کسانی را یافتند که به حرف‌های آن‌ها گوش می‌داد؛ تا این‌که در عزم شباب حزب سستی ایجاد نموده و آن‌ها را از فعالیت‌های جدی و همیشگی‌شان باز دارند؛ اما قوت شباب حزب و انسجام آن‌ها راه را برای پلان‌های خبیث و فعالیت‌های شیطانی‌شان بست.

نکتۀ هشتم: امروز ما بر دروازه‌های برپایی خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت قرار داریم و طلب باریدن رحمت از جانب الله را داریم و با بی‌صبری انتظار نصرت نزدیک الله سبحانه وتعالی را می‌کشیم و به الله گمان نیک داریم که ما را با تحقق بشارت‌های پیامبراش عزت ببخشد و روم به‌دستان ما فتح شود تا به اذن الله بیرق عقاب را بر محله‌های آن بلند کنیم. ما به تحقق و به کرسی‌نشستن بشارت دوم پیامبر صلی الله علیه وسلم در رابطه به آزادی فلسطین و جنگ با یهود اطمینان کامل داریم و بزودی در بیت المقدس شاهد برپایی بیعت هدایت خواهیم بود، پس از آن‌که به اذن الله سبحانه وتعالی مرکز دار الاسلام قرار گیرد.

در پایان به درگاه الله سبحانه وتعالی التماس و تضرع می‌کنیم که روند عملی شدن بشارت‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم آغاز شده و این بشارت‌ها یکی پس از دیگری جامۀ عمل بپوشد و به این ترتیب شاهد برگشتن خلافت این امت باشیم، سپس قدس این امت را آزاد کنیم، روم را فتح کنیم چنان که قبلاً بیزانس را‌ فتح نمودیم و به این ترتیب احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم مصداق عملی پیدا نماید. هم‌چنین از الله متعال می‌خواهیم ما را یاری نماید تا کار خویش را با احسان و نیکویی انجام دهیم تا اهلیت نصرت الله عزیز و رحیم را به دست آوریم.

﴿و یومئذ یفرح المومنون بنصر الله ینصر من یشاء و هو العزیز الرحیم﴾

برگرفته از جریدۀ الرایه

نویسنده: استاد رولا ابراهیم

مترجم: منیب حمیدی

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش:

رئیس‌جمهور امریکا در اظهاراتی گفت: «مرحله نخست توافق‌نامه تجاری با چین ممکن است "در مدت کوتاهی" پس از تاریخ 15 جنوری به امضاء رسد. این تاریخی است که ماه گذشته به عنوان زمان امضای این توافق‌نامه اعلان گردید. ترامپ افزود: «علاقه‌مندم مرحله دوم این توافق با چین را پس از انتخابات ریاست جمهوری و در چهارچوب تلاش‌های مان در جهت پایان دادن به جنگ تجاری موجود میان دو اقتصاد بزرگ جهان به امضاء رسانیم و به این ترتیب جنگ مذکور را که ماه‌هاست ادامه دارد، بازارهای جهانی را مختل نموده و از رشد جهانی اقتصاد کاسته، پایان دهیم.» (منبع: بوابه العین 10 جنوری 2020م)

پیش از آن وزارت تجارت چین نیز رسماً اعلان نموده بود: «لیو معاون رئیس دولت به زودی برای امضای مرحله نخست توافق‌نامه تجاری عازم واشنتن خواهد شد. این نخستین اظهارات رسمی چنین در خصوص امضای توافق‌نامه‌ای‌ست که ترامپ پیش از آن گفته بود که بعد از امضای آن و برای آغاز مرحله دوم آن به پکن سفر خواهد نمود.» (منبع: ترید کاپتن 10 جنوری 2020م) آیا این به معنای پایان تنش‌های تجارتی میان امریکا و چین است؟

پاسخ:

برای پاسخ به این پرسش و درک واقعیت جنگ تجاری میان امریکا و چین به بررسی امور زیر می‌پردازیم:

اول) پیشینه مسأله

1. کسانی‌که سیاست امریکا در قبال چین را دنبال می‌کنند، می‌دانند که امریکا پیوسته سعی دارد در منطقه اوراسیا "اروپا و آسیا" دست برتر را داشته باشد و نمی‌گذارد چین در این میدان از آن پیشی گیرد، دلیل آن این است که منطقه اوراسیا، منطقه حیاتی بوده و امریکا برای تضمین تسلط خویش بالای آن سیاست خارجی نیرومندی را طراحی و پیش گرفته، سیاستی‌که تا امروز متضمن تأمین منافع سازمان‌های امریکائی است. از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991م، طراحان سیاست امریکا در خصوص سیاست امریکا در قبال چین به دو گروه بزرگ تقسیم شده‌اند:

اول: گروهی‌که خواستار مشارکت دادن چین و یا همکاری با آن می‌باشند تا به این ترتیب در قضایا ذینفع شده و در قبال نظم جهانی به رهبری امریکا احساس مسئولیت کند.

دوم: گروهی دوم به این باور اند که نمی‌توان به اهداف و نیت چین اعتماد نمود، زیرا هرچه نباشد چین رقیب امریکاست و در برابر نظم جهانی غربی به رهبری امریکا قرار دارد.

سر انجام طراحان سیاست خارجه امریکا ‌در نیمه دهه نود به این نتیجه توافق نمودند که چین را به عنوان قدرت مزاحم به امریکا شناخته و سیاست‌هایی را جهت محدود نمودن رشد بالارفتن چین روی دست بگیرند. در زمان حکومت کلنتن و اوباما سیاست امریکا در قبال چین؛ مهار سیاست آن بود و در زما حکومت بوش پسر و ترامپ؛ امریکا سیاست خصمانه‌تری برای مهار چین روی دست گرفت، چنان‌چه ترامپ برای جنگ تجاری باز علیه چین، بسیج جهانی به راه‌انداخت.

2. سیاست امریکا برای مهار چین در محور دو هدف اساسی می‌چرخید؛ اول: جلوگیری از ظهور چین به عنوان قدرت منطقه‌ای. دوم: ممانعت از ایجاد تغییر در هر بخشی از نظام جهانی غربی توسط چین. امریکا برای موفق شدن در این دو هدف، تدابیر مختلفی را روی دست گرفت، از جمله؛ «برجسته نمودن نقض حقوق‌بشر توسط چین در مناطق تبت، ترکستان شرقی و هانگکانگ، سرگرم نمودن چین به بحران هسته‌ای کوریای شمالی و کشمکش‌های منطقه‌ای در سواحل بحر جنوبی چین، استفاده از هند، جاپان و استرالیا به هدف محدود نمودن اهداف نظامی چین و رشد آن در منطقه آسیا،  بحر آرام، مختلف نمودن دست‌یابی چین به تکنالوژی مدرن و سهم نگرفتن در پیشنهاد چین برای ساخت راه/جاده حلقوی.» سازمان سیاست امریکا، سیاست مهار چین را با تغییرات جزئی در شماری از تدابیر و به هدف مهار قدرت و آرمان‌های چین روی دست گرفت و به آن پایبندی نشان داد. اما با فرا رسیدن بحران اقتصادی جهانی در سال 2008 و جنگ‌های فاجعه‌آفرین امریکا در افغانستان و عراق، ایالات متحده متوجه شد که سیاست مهار چین کافی نبوده و تصمیم گرفت این سیاست را بیشتر استحکام و گسترش دهد. هدف امریکا از راه‌اندازی استراتیژی اوباما موسوم به "استراتیژی آسیا" این بود که تجهیزات نظامی و سربازانش را از اروپا به آسیا و سواحل بحر آرام منتقل کند تا در رویارویی با امکانات نظامی چین قرار گیرد، سپس ترامپ اقتصاد چین را مستقیماً هدف قرار داد و اداره حکومت‌اش، چین را متهم نمود که با "پول بازی می‌کند" و جنگ تجاری را با پکن آغاز نمود و این جنگ‌ سر لوح تلاش‌ها برای مهار نمودن چین توسط نظامی قرار گرفت که بر پایه‌های نظم جهانی حاکم استوار است.

دوم) جنگ تجاری میان امریکا و چین

1. چنان‌چه گفته شد؛ امریکا جنگ تجاری را برای جلوگیری از رشد چین آغاز نمود و این جنگ به دلیل روابط گسترده تجارتی میان دو قدرت برتر اقتصادی جهان خیلی زود شعله‌ور گردید؛ چنان‌چه امریکا سالانه 558 ملیارد دالر از کالاها و خدمات چین را دریافت می‌کند و چین در مقابل آن 179 ملیارد دالر از کالاها و خدمات امریکا را دریافت می نماید. اما در این اواخر دیده شده که دو طرف برای تأمین منافع خویش در قدم نخست باهم نزدیک شده‌اند.

2. چین و امریکا در ماه‌های اخیر به توافقات تجارتی جزئی دست‌یافته‌اند، «توافقاتی‌که به هدف جلوگیری از گسترش جنگ تجاری است که از سال گذشته تا کنون میان این دو غول اقتصادی جهان در حال گسترش است. ترامپ قبلاً گفته بود که مرحله نخست این توافق تجارتی در حدود 60% از تمام موارد توافق فراگیر را در بر می‌گیرد و این توافق چین را ملزم خواهد نمود، تولیدات زراعتی بیشتری از امریکا خریداری نماید و امریکا در عوض، مالیات گمرکی خویش بالای کالاهای وارداتی چین را کاهش خواهد داد.» (منبع: عربی جدید 5 جنوری 2020م)

العربیة نت به تاریخ 15 دسمبر 2019م با نشر خبری گفته بود: «21 ماه پس از آغاز جنگ تجاری میان دو اقتصاد برتر جهان، ایالات متحده به مرحله نخست توافق تجارتی با چین دست یافت، اما این توافق‌نامه قطعاً پیش از جنوری آینده امضاء نخواهد شد و ایالات متحده متعهد شده بر اساس این توافق مالیات گمرکی 15 فیصدی خویش بالای 120 ملیارد دالر، واردات چین را به نصف کاهش خواهد داد، اما تعرفه‌های گمرکی 25% خویش بالای کالاهای وارداتی چین که به 250 ملیارد دالر می‌رسد را هم‌چنان حفظ خواهد نمود. ایالات متحده هم‌چنین گفته که مالیات جدید 15% بالای 160 ملیارد دالر از تولیدات چین را که قرار بود از امروز اعمال گردد، به تعویق اندازد، این مالیات قرار بود بالای کالاهایی مانند بازی‌های کامپیوتری تلفن‌های هوشمند و غیره اعمال گردد. پکن نیز بر موجب این توافق پذیرفته که در جریان حد اقل دو سال آینده، در حدود 200 ملیارد دالر اضافی از کالاها و خدمات امریکا را وارد نماید و هم‌چنین چین تصمیم دارد مالیات افزودی‌اش بالای برخی از واردات امریکایی را که قرار بود از امروز عمل شود، به تعویق اندازد، مانند به تعویق انداختن مالیات گمرکی افزودی به ارزش 25% بالای موتر/ماشین‌ها، 5% بالای قطعات یدکی امریکا. چین اظهار نموده که روند تعلیق مالیات گمرکی بالای حدوداً 126 ملیارد دالر از تولیدات امریکا را ادامه خواهد داد و به علاوه متعهد شده خرید تولیدات زراعتی خویش از ایالات متحده را تا 50 ملیارد دالر در سال افزایش دهد» دلیل حرص ترامپ به گرم نمودن بازار صادرات زراعتی امریکا این است که انتخابات سال 2020م را پیش رو دارد و نمی‌خواهد آراء دهقانانی را که به دلیل عدم وجود بازار مناسب برای تولیدات خویش زیر بار قرضه‌ها رفته اند از دست دهد. پیش از آن، سایت البیان نیوز گفته بود: «وزارت تجارت چین شام روز جمعه با نشر بیانیه‌ای گفته که این توافق بر اساس اصل مساوات و احترام متقابل صورت گرفته و شامل نه بند می‌شود: مقدمه، حقوق ملکیت فکری، انتقال تکنولوژی، تولیدات غذایی و زراعتی، خدمات پولی، نرخ اسعار و شفافیت، گسترش تجارت، ارزیابی دو جانبه و حل و فصل منازعات و سر انجام بندهای نهائی.» (منبع: البیان نیوز 13 دسمبر 2019م)

3. اما این بدان معنی نیست که این توافق‌نامه‌ها در خصوص جنگ تجاری به تنش‌های اقتصادی میان دو طرف پایان خواهد داد، زیرا دلیل و انگیزه واقعی برای تسلط بالای چین، جنگ تجاری نیست، بلکه مسأله عمیق دیگری در پس آن قرار دارد که به مراتب برای اقتصاد امریکا و اولویت‌های جهانی آن خطرناک‌تر است. چین پیشگام تکنولوژی نسل پنجم، که نسل آینده ارتباطات بیسیم به شمار می‌رود، می‌باشد. مهم‌تر از آن، پورتال کنترل اطلاعات هوش مصنوعی است که شورای حمایت نوآوران، "اریک شمیدت" رئیس قبلی الفبای هوش مصنوعی، "ریدهوفمان" بنیان‌گذار سایت LinkedIn و "والتر ایساکسون" مؤلف و رئیس اجرایی سابق مؤسسسه "اسبین" همه نوشته اند: «انتظار می‌رود کسی‌که نسل پنجم "جی 5 " را در دست می‌گیرد، در جریان دهه پیش رو به صدها ملیارد دالر درامد از این ناحیه دست یابد و این درامد را با ایجاد فرصت‌های کاری گسترده در عرصه تکنولوژی بیسیم به دست خواهد آورد. دولتی‌که نسل پنجم "جی 5" را در اختیار خواهد داشت، فرصت ابتکارهای زیادی را داشته و برای سایر جهان استاندارد تعیین خواهد نمود. در حال حاضر گمان اغلب این است که این دولت، ایالات متحده نخواهد بود.» (منبع: ZDNet)

4. برای معلومات بیش‌تر باید گفت که "جی 5" دارای سرعت فوق العاده می‌باشد. «پژوهش‌گران اعلان نموده اند که آزمایش سرعت تکنولوژی نسل پنجم "جی 5" نشان داده که سرعت این ابزار بی‌سابقه بوده و در یک ثانیه به تیرابایت می‌رسد که 200 مرتبه سریع‌تر از نوع موجود آن در حال حاضر است. بر اساس آزمایش‌هایی‌که گروه پژوهش‌گری از مرکز گسترش شبکه‌های نسل پنجم این تکنولوژی در دانشگاه سری بریتانیا، فایل‌های صدبار سنگین‌تر از فایل‌های فیلم‌های طولانی را می‌توان در حدود 3 ثانیه با استفاده از این تکنالوژی دانلود کرد. لازم به ذکر است که آخرین میزان سرعت دانلود توسط شبکه‌های نسل چهارم به حدود 65 هزار مرتبه می‌رسد. انتظار می‌رود شمار دستگاه‌های متصل به انترنت در سال جاری مابین 50 الی 100 ملیارد دستگاه باشد، بناءً نیاز است شبکه‌های با قابلیت‌های جدید و متفاوت تولید گردد تا به این حجم گسترده تقاضای انترنتی رسیده‌گی صورت گیرد. در خصوص چگونگی کارتخنیکی "جی 5" باید گفت که ابزاری موسوم به "میمو" یعنی "ورودی‌ها و خروجی‌های متعدد" تولید گردیده که در راه‌اندازی و کارایی نسل پنجم این شبکه نقش اساسی و محوری را بازی می‌کند. تکنولوژی "میمو" آنتن‌های متعدد و کوچکی است که جهت ارائه جریان داده‌ها به گونه جداگانه به کارگرفته می‌شود. سامسونگ برای فراهم‌آوری سرعت خیره ‌کننده جهت دانلود داده‌ها به این تکنولوژی متکی شده و احتمال می‌رود شبکه‌های "جی 5" شمار بیشتری از ایستگاه‌های پخش را به کارگیرد.» (منبع: العرب 13 آگست 2017م)

5. "شمیدت" در سال 2017م در کنفرانس جهانی اقتصاد گفت: «دیری نخواهد گذشت که چین در تولید هوش مصنوعی "AI" از ایالات متحده پیشی گیرد. کاربرد هوش مصنوعی در موارد زیر برجسته می‌گردد:

- استفاده از روبات‌هایی مجهز به آخرین تکنولوژی هوش‌مصنوعی برای تشخیص مشکلات کاربران با سرعت و کارایی بیشتر و بهتر.

- استفاده از تکنولوژی مجهز به هوش‌مصنوعی در جهت تحلیل و تجزیه معلومات مهم از میان حجم بزرگ داده‌های متنی برای بهبود روند برنامه ریزی.

کارشناسان به این باور اند که در چند سال آینده در عرصه هوش مصنوعی توجه و سرمایه‌گذاری‌های زیادی صورت خواهد گرفت. Deloitte تخمین می‌زند که تا فرارسیدن سال 2021م 57.6 ملیارد دالر امریکائی برای هوش‌مصنوعی و آموزش الکترونیکی هزینه خواهد شد، یعنی پنج برابر بیشتر از آن‌چه که در سال 2017م هزینه می‌شد.

6. تعجب‌آور نبود که ترامپ آشکارا با شرکت هواوی، که "جی 5" را تولید می‌کند، مخالفت نمود و در مناسبت‌های مختلف به خطرهایی‌که این شرکت چینی دارد، اشاره نمود. وی در نشست اخیر ناتو گفت: «از نظر من این یک خطر امنیتی است، این یک خطر امنیتی است.» به همین دلیل بود که امریکا بالای بسیاری از دولت‌های غربی مانند "ایتالیا، انگلیس، آلمان وغیره" فشار آورد تا مناقصه‌های شرکت هواوی را نپذیرند و نگذارند نسل پنجم "جی 5" در کشورهای‌شان راه‌اندازی گردد و تمام این فشارها را با بهانه‌های دروغین امنیتی توجیه نمود. هم‌چین امریکا از کاندا خواست "منگ وانزهو" مدیر مالی شرکت هواوی را به اتهام دور زدن تحریم‌های امریکا علیه ایران بازداشت نماید. امریکا مصمم است، مانع شبکه "جی 5" چین قرار گیرد. هم‌چنین ترامپ از فروش تراشه‌های سیلیکون به چین جلوگیری نمود.

7. چینی‌ها مدت‌هاست سعی دارند بر اساس چشم‌انداز 2025 چین، در عرصه تکنولوژی خودکفا شوند، اما چگونگی تعامل امریکا با شرکت هواوی و سایر شرکت‌های چینی باعث شده این تلاش‌های چین برای استقلال کامل در تولید تکنولوژی‌های اساسی سرعت بیشتری داشته باشد. چینی‌ها اعلان نموده اند که برنامه‌هایی برای ساخت سیستم عامل مخصوص خود تا سال 2022م دارند و آنگاه راه را برای شرکت‌های IBM   و Microsoft     و  Dell  و سایر شرکت‌های امریکایی خواهند بست. هم‌چنین چین سعی دارد تراشه‌های سیلیکون ویژه چین را تولید کند، چنان‌چه دست‌مزدهای هزاران تن از انجنیران/مهندسین تایوانی این تراشه‌ها را افزایش داده و قصد دارد در جریان چند سال آینده آنان را به چین انتقال دهد. تحلیل‌گران امریکائی تخمین می‌زنند چین در ظرف پنج الی هفت سال آینده در صنعت تولید تراشه‌ها کاملاً خود کفا شود. به این ترتیب و با عملی شدن این برنامه‌ها، پکن از بابت تکنولوژی هوش مصنوعی درامدهای هنگفت اقتصادی خواهد داشت.

8. امریکا با تمام توان سعی دارد توانایی‌های چین برای پیشگامی در عرصه سیستم "جی 5" و هوش مصنوعی را محدود نماید، زیرا اهمیت این تکنولوژی در حال حاضر کاملاً به اهمیت ماشین بخار و برق و تراشه‌های سیلیکون در سال‌های گذشته می‌ماند. و این تکنولوژی‌ها در حقیقت محرک اساسی تولید و رشد اقتصاد به شمار می‌رود.

به این ترتیب؛ جنگ تجاری که در حال حاضر جریان دارد، در حقیقت فراتر از یک جنگ تجاری برای حفظ توازن تجاری میان امریکا و چین است، بلکه گذشته از آن، این یک جنگ تکنولوژیکی، به ویژه تکنولوژی "جی 5" بوده و به احتمال زیاد و بر اساس واقعیت موجود؛ جهان به سودی دارای سیستم تکنولوژی دو قطبی شود: غرب به رهبری امریکا و سایر جهان به رهبری چین. در صورتی‌که سیستم تکنولوژی چین بتواند منطقه اوراسیا را زیر تسلط خود در آورد، احتمال این‌که چین اولویت‌های امریکا در این عرصه را تهدید کند، افزایش خواهد یافت.

با این حساب؛ حتی اگر توافق‌نامه تجاری میان امریکا و چین تمام مراحل‌اش را پشت سر گذاشته و تا یک سال آینده همه به امضاء هم برسد، چنان که ترامپ گفت: «اداره حکومت‌اش گفتگوها در مورد مرحله دوم توافق تجاری میان ایالات متحده و چین را به زودی آغاز خواهد نمود، اما ممکن است کار نهائی هرگونه توافقی را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ماه نومبر آینده موکول کند.» (منبع: بوابة العین 10 جنوری 2020م) حتی اگر چنین توافق‌نامه‌ای سر انجام به امضاء هم برسد، بازهم انتظار می‌رود این کار چیزی فراتر از توقف دو طرف جنگ برای تجدید نیرو و توان، مخصوصاً در عرصه تکنولوژی نسل پنجم نخواهد بود، زیرا امریکا هرگز نمی پذیرد چین همتای آن قرار گیرد؛ هرچند چین این را بپذیرد، غرور و تکبری‌که امریکا دارد مانع تن دادن آن به این امر می‌شود.

مترجم: عبدالله دانشجو

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

شیخ بزرگوار با یک فرد صنعت‌پیشه که صاحب یک سوپرمارکیت بود، شریک شدم و مبلغ مشخصی برایش دادم تا تجارت کند و برعلاۀ من دیگر شرکا نیز دارد که ندیده‎ام و نه با آن‎ها عقد بسته‎ام؛ فقط این‎که مالک شرکت با آن‎ها نیز عقد بسته و برای‎‌شان گفته است که مانند شما با او نیز عقد بسته‎ام و آن‎ها مانند من شریک اند؛ اما او هم شریک در سرمایه است و هم شریک بدن(کاری فزیکی) است که شراکت را رهبری می‌کند که درین خصوص از شما وضاحت می‌خواهم. پرسش‌ام این است که آیا شراکت‌ام درست است یا خیر؟ می‌خواهم مسئله توضیح داده شود؛ چون وقتی‎که از شباب پرسیدم برخی گفت درست است و برخی گفتند نادرست است!

پاسخ:

وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

1. در خصوص شرکت مضاربه: درست است که مضاربه بین مال از دو شریک و تلاشِ کار از شریک دیگر باشد و هم چنین مال از دو شریک و یا مال و کار از شریک دیگر باشد و یاهم درست است که سرمایه از چندین شریک و تلاش از مضارب[عامل] باشد؛ چنانچه در کتاب نظام اقتصادی آمده است: «در شرکت مضاربه می‌توان دو مال از دو شخص وبدن کار فیزیکی[عامل] یکی از آن دو شریک باشد. پس از دو نفر سه هزار دینار داشته باشند، یکی‌شان هزار دینار و دیگری دو هزار دینار داشته باشد وصاحب دو هزار دینار به صاحب هزار دینار اجازه دهد که با این سه هزرا دینار کار کند و مفاد[سود] به دست آمده در میان‌شان نصف می‌گردد. پس این شرکت صحیح می‌باشد. هم‎چنین در شرکت مضاربه می‌توان دو مال از دو شخص و بدن کار فیزیکی[عامل] شخصی دیگر باهم شریک باشد؛ چون همه‌ی این‎ها مربوط به موضوع مضاربه می‌باشد.»

2. در خصوص شروط صحت مضاربه در کتاب نظام اقتصادی آمده است: «مضاربه زمانی صحیح است که مال کاملاً تحویل عامل داده شود و صاحبِ مال[صاحب سرمایه] دیگر کاری به آن نداشته باشد؛ چون مضاربه مقتضی تحویل مال به شخص عامل می‌باشد. در مضاربه باید سهم عامل مشخص باشد و باید مقدار مالی[سرمایه‌ی] که مضاربه روی آن صورت می‎گیرد، نیز معلوم و مشخص باشد.»

3. پس معلوم گردید؛ از شروط صحت مضاربه این است که سرمایه‌ی که بالای آن تجارت می‌چرخد، مقدار معلوم باشد و هم‌چنین به اتفاق شرکاء سهیمه عامل از فائده واضحاً مشخص باشد. از همین جهت درست نیست که مضارب[عامل] از یک شخص مقداری مال اخذ بدارد و مقداری از شخص دیگری بردارد و تنها همراه هرکدام بالای فائده‌ی سرمایه موافقه نماید؛ ولی هرکدام نمی‏‎دانند رأس‌المال چقدر است و آیا باقی شرکا بر تناسب مفاد[سود] رضایت دارند یا خیر؟ بناًء آنچه در پاسخ ارایه شده است درست نبوده؛ بلکه شکل درست این است که شرکاء جمع شده و بر رأس‌المال و تناسب مفاد توافق نمایند. آنچه ارجحیت دارد نز من همین است.

برادر شما عطاء بن خليل ابو رشته

۶رمضان ۱۴۳۹هـ.ق

۲۲ می ۲۰۱۸م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

 سوال اول: شیخ گرامی ما، الله سبحانه وتعالی شما را حفظ نموده و با نصرت‎اش یاری فرماید. در نزدم سوال است که آیا فروش خانه به اساس عقد استصناع جائز است؛ چنانچه شخصی زمین دارد و می‌خواهد در این زمین خانۀ اعمار نماید؛ اما قبل از اعمار، این خانه را به اساس عقد استصناع به فروش می‌رساند در حالی‌که مساحت اتاق‌ها و مواد خام این خانه معلوم و مشخص است و هم‌چنان خانه را در میعاد توافق شدۀ مشخص برای مشتری تسلیم می‌نماید، خواه ثمن آن‌ را در زمان عقد پرداخت کند و یا بعد از عقد، آیا چنین معاملۀ جائز است؟ الله سبحانه وتعالی شما را جزای خیر عنایت فرماید.

سوال دوم: شیخ گرامی ما  از شما می‌خواهم که مسئله‎ی استصناع را واضح سازید که آیا این عقد از جملۀ انواع بیع است و آیا جائز است که خانه‎ی را در زمین صانع به شرط این‌که زمین را اعمار نماید خریداری کنیم؟ الله سبحانه وتعالی شما را جزای خیر عنایت فرماید.

پاسخ:

و علیکم السلام و رحمت الله و برکاته

 به جواب سوال‎های یوس الفا و فراز محمد فاتح!

بدون شک سوالات شما مشابه است، بعضی از شما از خرید خانه، قبل از اعمار آن را سوال نمودید که آیا می‎شود از باب سلم باشد؟ و بعضی از شما از فروش خانه قبل از بناء آن از باب استصناع سوال نمودید که قبلاً در این مورد جواب داده بودیم که خرید خانه قبل از بناء آن هرچند که مواصفات آن مشخص شود تحت باب سلم نرفته و خرید آن جائز نیست و هم‌چنان از باب استصناع به حساب نمی‌آید و اکنون آنرا واضح می‌سازیم:

اولاً: فروش آن‎چه که در تحت ملکیت انسان نباشد جائز نمی‌باشد و در این مورد احادیث بسیاری وارد شده و از جملۀ این احادیث قرار ذیل اند:

ترمذی در سنن خود از حکیم بن حزام روایت نموده که وی گفته است: «من در نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم و گفتم مردی در نزدم آمد و در مورد بیع شیء معدوم سوال نمود و گفت من شیء معدوم را می‌خرم و بعداً آنرا به فروش می‌رسانم.» رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«لَا تَبِعْ مَا لَيْسَ عِنْدَكَ»

ترجمه: چیزی که در نزد تو نیست(یعنی مالکیت آنرا ندارید) نفروش.

ترمذی از عبدالله بن عمرو روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لَا يَحِلُّ سَلَفٌ وَبَيْعٌ، وَلَا شَرْطَانِ فِي بَيْعٍ، وَلَا رِبْحُ مَا لَمْ يُضْمَنْ، وَلَا بَيْعُ مَا لَيْسَ عِنْدَكَ.»

ترجمه: معامله سلف و بیع؛ حلال نیست و دو شرط در یک معامله جایز نیست و معامله به شرط سود و فایده در کالایی که در اختیار ندارد و هیچ تضمنی هم بر تحویل آن نمیپذیرد، و فروش کالایی که در اختیار فروشنده نیست(هنوز تحویل نگرفته) جایز نیست.

بناءً تا وقتی‌که خانه و منزل اعمار نشود فروش آن جواز ندارد؛ زیرا خانه تا هنوز اعمار نشده، بلکه تا هنوز مبیعه یعنی منزل موجود نمی‌باشد، پس برای این‌که بیع صحیح شود، واجب است که منزل موجود گردد؛ چنان‌که ساختار ظاهری آن یعنی ستون و پایه‎اش موجود شود چیزی‌که عرفا به آن خانه اطلاق شده و قابلیت تسلیم را داشته باشد.

ثانیاً: در این زمینه نصوصی وارد شده که دو مورد را از بیع معدوم استثناء نموده که این دو مورد بیع سلم و بیع استصناع هستند؛ اما این دو نوع بیع استثناء شده بر منازل و خانه مصداق ندارد و بیان این مسئله قرار ذیل است:

  1. بیع سلم: بیع سلم بیعی است که شخص بدل موجود را در بدل مشخص غیر موجود معامله می‌کند؛ یعنی مشتری مالی را به عنوان ثمن پرداخت می‌کند تا در آینده در زمان مشخص مبیعه و کالا را قبض نماید و این بیع شرعاً جائز بوده و تنها در مکیلات، موزونات و معدودات جائز است؛ چنانچه این مسئله در جزء دوم کتاب شخصیه بیان شده و قرار ذیل است: «جواز بیع سلم به سنت ثابت شده است، از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده:

«قَدِمَ النَّبِيُّ الْمَدِينَةَ وَهُمْ يُسْلِفُونَ فِي الثِّمَارِ السَّنَةَ وَالسَّنَتَيْنِ فَقَالَ: مَنْ أَسْلَفَ فِي تَمْرٍ فَلْيُسْلِفْ فِي كَيْلٍ مَعْلُومٍ وَوَزْنٍ مَعْلُومٍ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ»

(مسلم)

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه و سلم در مدینه آمدند و مردم مدینه تا دو سال در میوهجات بیع سلم می‌کردند و رسول الله صلی الله علیه وسلم(در برابر این معامله‎شان سکوت نموده) فرمودند کسی‌که در خرما سلف(بيع نسيه) می‌کند باید در پیمانۀ مشخص، وزن مشخص و تا وقت مشخص سلف کند.

از عبدالرحمن بن ابزی و عبدالله بن ابی اوفی روایت شده که گفته است:

«ُنَانُصِيبُ الْمَغَانِمَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَكَانَ يَأْتِينَا أَنْبَاطٌ مِنْ أَنْبَاطِ الشَّأْمِ فَنُسْلِفُهُمْ فِي الْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَالزَّبِيبِ إِلَى أَجَلٍ مُسَمَّى، قَالَ: قُلْتُ أَكَانَ لَهُمْ زَرْعٌ أَوْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ زَرْعٌ؟ قَالَا: مَا كُنَّا نَسْأَلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ.»

(بخاری)

ترجمه: ما به همرای رسول الله صلی الله علیه وسلم به غنایم می‌رسیدیم از کشاورزان شام نزد ما می‌آمد، گفت ما مردم مدینه در گندم، جو و کشمش در میعاد مشخص سلف می‌کردیم، سوال نمودم که آیا زراعت داشتند و یا نداشتند گفتند، از این مسئله سوال نکردیم.

و در روایت دیگری چنین آمده است:

«إِنَّا كُنَّا نُسْلِفُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ فِي الْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَالزَّبِيبِ وَالتَّمْرِ إِلَى قَوْمٍ مَا هُوَ عِنْدَهُمْ.»

(ابوداود)

ترجمه: ما در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، ابوبکر و عمر رضی الله تعالی عنهما در گندم، جو، کشمش و خرما از قومی که از این اجناس ‌داشتند سلف می‌کردیم.

پس این احادیث دلیل اند بر جواز سلم؛ اما باید واضح گردد که در کدام اشیاء سلم جواز و در کدام اشیاء جواز ندارد؟ در حدیث و اجماع صحابه واضح گردیده که سلم بیع چیزی است که هنوز ملک شخص نبوده و ملکیت شخص بالای آن تکمیل نشده است که این دو نوع بیع، ممنوع است و بیع سلم به اساس نص از قاعدۀ عدم جواز بیع شیء معدوم، استثناء گردیده است، لذا چیزی‌که سلم در آن جواز دارد باید منصوص باشد و با مراجعه در نصوص در می‌یابیم که مکیلات، موزونات و معدودات در مصداق بیع سلم قرار می‌گیرند. اما جواز بیع در مکیلات وموزونات به دلیل حدیث ابن عباس رضی الله عنهما است که گفته است:

«قَدِمَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و سلم الْمَدِينَةَ وَهُمْ يُسْلِمُونَ فِي التَّمْرِ السَّنَتَيْنِ وَالثَّلَاثَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم: مَنْ أَسْلَفَ فَلْيُسْلِفْ فِي ثَمَنٍ مَعْلُومٍ، وَوَزْنٍ مَعْلُومٍ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ.» (بدایة المجتهد و نهایة المقتصد نوشتۀ ابن رشد)

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه و سلم در مدینه آمد و مردم مدینه در طی دو الی سه سال سلم می‌نمودند، رسول الله صلی الله علیه وسلم(بیع سلم را مانع نشده بلکه) فرمودند کسی‌که سلم می‌نماید باید با ثمن معین، وزن معین و وقت معین سلم نماید.

در روایت دیگری از ابن عباس رضی الله عنهما آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«مَنْ أَسْلَفَ فِي شَيْءٍ فَفِي كَيْلٍ مَعْلُومٍ وَوَزْنٍ مَعْلُومٍ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ»

(بخاری)

ترجمه:کسی‌که سلف می‌کند باید در پیمانۀ معلوم، وزن معلوم و مدت معلومی سلف کند.

بناء این احادیث دلالت دارد مالی‌که سلم می‌شود باید از جمله اشیاء مکیل و موزون باشد؛ اما جواز سلم در معدودات به اساس اجماع صحابه است که در مطعومات ثابت شده است، اجماع صحابه را در این خصوص ابن منذر نقل نموده و بخاری روایت کرده و گفته است "شعبه" برای ما گفت، محمد یا عبدالله ابن ابی المجالد برای ما خبر داد:

«اخْتَلَفَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ شَدَّادِ بْنِ الْهَادِ وَأَبُو بُرْدَةَ فِي السَّلَفِ فَبَعَثُونِي إِلَى ابْنِ أَبِي أَوْفَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَسَأَلْتُهُ فَقَالَ: إِنَّا كُنَّا نُسْلِفُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ فِي الْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَالزَّبِيبِ وَالتَّمْرِ»

ترجمه: عبدالله بن شداد، ابن هادی و ابو بردة در مورد سلف با ما اختلاف نموده مرا به سوی ابن ابی اوفی رضی الله عنه فرستاد و من در این خصوص از ابن ابی اوفی سوال نمودم او گفت: ما در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم، ابوبکر و عمر رضی الله عنهما در گندم، جو، کشمش و خرما سلف می‌نمودیم.

این روایات دلالت دارند که سلم در مطعومات جائز است؛ اما مطعومات خالی از سه حال نیست یا مکیل است یا موزون و یا هم معدود، پس حکم ارتباط به مکیلات، موزونات و معدودات دارد که توسط آن مطعومات مشخص می‌گردد؛ مانند: ارتباط قبض به این چیزها که نیاز به قبض دارد و مانند ارتباط ربا به کیل، وزن و عدد، وقتی‌ از کیل، وزن و عدد بیشتر شود ربا محسوب می‌شود. و سلم نیز تعلق به مکیل، موزون و معدود دارد و در حدیث صراحت دارد که در مکیلات وموزونات سلم جائز است؛ اما از معدودات یادی نکرده است، ولی اجماع صحابه معدودات را نیز داخل سلم نموده و لازم است که اشیاء مسلم بها صفات مشخص داشته باشد؛ مانند: گندم حورانی، خرمای برنی، پنبۀ مصری، ابریشم هندی و زیتون ترکی و هم‌چنان لازم است که با وزن و پیمانۀ مشخصی باشند از قبیل صاع شامی، رطل عراقی، کیلوگرام و لیتر، یعنی لازم است که پیمانه و میزان معروف و مشخص باشد.» ختم متن جزء دوم کتاب شخصیه

بناءً بیع سلم تنها در مکیلات، موزونات و معدودات جائز، اما شناخت این‌که چگونه اموال از جملۀ مکیلات، موزونات و معدودات است ارتباط به واقعیت امول دارد که آیا از جملۀ اموال مثلی است و یا از اموال قیمی؟

اموال مثلی اموالی هستند که توسط پیمانه، وزن و یا عدد خرید و فروش می‌گردند، یعنی در بازار به صاع مشخص، کیلو و یا عدد به فروش می‌رسند؛ مانند: سیب، پرتقال، خربوزه و غیره که در این اشیاء بیع سلم جائز است، چنانچه که قبلاً متن کتاب شخصیه را تذکر دادیم و هم‌چنان در کتاب روضة الطالبین نوشتۀ "نووی" تحت عنوان "مواصفات مثلی وجوه مختلفی است" در جزء پنجم صفحه‌ها ۱۸ و ۱۹ این کتاب، "نووی" پنج وجه را برای مشخص نمودن مثلی ذکر نموده است و در اخیر این بحث گفته است: «صحیح‌تر وجه دوم است؛ اما بهتر این است که گفته شود مثلی چیزی است که کیل و وزن آن‎را شامل شده و بیع سلم نیز در همین چیزها جائز است.» ختم متن کتاب روضة الطالبین

اما اموال قیمی اشیاء است که توسط پیمانه، وزن و عدد به فروش نمی‌رسند؛ مانند: خانه، چون هر خانۀ به اعتبار موقعیت، شکل اعمار، نزدیکی و دوری آن از بازار به فروش می‌رسد، لذا ممکن نیست که خانه در بیع سلم داخل شود، زیرا خانه از جملۀ مکیلات، موزونات و معدودات نیست و از جملۀ اموال مثلی نمی‌باشد. بناءً فروش خانه غیر اعمار شده در داخل بیع سلم نیامده و دلائل بیع سلم بر آن مصداق پیدا نمی‌کند، بناء احادیث نهی کننده از بیع معدوم و غیر مملوک در قسمت خانه مصداق دارد.

  1. استصناع: استصناع در لغت مصدر استصنع الشی است، یعنی آن‎را به ساخت شیء فراخواند، گفته می‌شود "اصطنع فلان بابا " یعنی فلان شخص دروازۀ را ساخت، چنانچه گفته می‌شود "اکتب" یعنی آن‎را امر به کتابت نمود. «لسان العرب و تاج العروس مادۀ "صنع" لذا شخص مستصنع قبل از ساخت شیء از صانع می‌خواهد که برایش چیزی را به صورت محدود و مشخص، در برابر ثمن مشخص و با کیفیت و صفات مشخصی ساخته و تسلیم نماید و این نوع بیع از بیع معدوم استثنائی است دلیل این مسئله در کتاب نظام اقتصادی ذکر شده است.

استصناع آن است که شخص طلب ساخت ظرف، موتر یا دیگر اشیائی‌که در باب صنعت داخل می‌شود نماید، استصناع در سنت ثابت و جائز است رسول الله صلی الله علیه وسلم طلب ساخت انگشتر را نمود از انس رضی الله تعالی عنه روایت شده است که فرمود:

«صَنَعَ النَّبِيُّ صلی الله خَاتَماً»

یعنی برای رسول الله صلی الله علیه وسلم انگشتری ساخت.

 از عبد الله بن عمر روایت شده:

«أَنَّ النَّبِيَّ اصْطَنَعَ خَاتَماً مِنْ ذَهَبٍ»

رسول الله صلی الله علیه و سلم خواهان ساخت انگشتری از طلا گردید. 

(این دو حدیث را بخاری روایت کرده است.)

و هم‌چنان از سهل روایت است که گفت:

«بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ إِلَى امْرَأَةٍ أَنْ مُرِي غُلَامَكِ النَّجَّارَ يَعْمَلُ لِي أَعْوَاداً أَجْلِسُ عَلَيْهِنَّ»

(بخاری)

رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدم زنی فرستاد و گفت غلام خود را امر کن که برایم چوب‌های بسازد تا بالایش بنشینم.

مردم در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم استصناع می‌نمودند؛ ولی رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر این عمل شان‎ سکوت نموده که سکوت رسول الله صلی الله علیه وسلم تائید عمل‌کرد مردم مدینه در باب استصناع است و تائید و عمل‌کرد رسول الله صلی الله علیه وسلم دلیل شرعی است.

چیزی‌که بالای آن عقد استصناع صورت گرفته انگشتر، منبر، خزانه، موتر و دیگری اشیاء قابل صنعت هستند و به این ترتیب این اشیاء از باب بیع است نه از باب اجاره؛ اما در صورتی‌که مستصنع مواد خام را نزد صانع آورد و از صانع خواست که چیزی برایش بسازد این مسئله از باب اجاره است.

از آن‌جائی‌که صنعت بخش مهمی از اساسات زندگی اقتصادی برای هر ملت و هر جامعۀ قرار گرفته خلاف حالت قبلی که صنعت تنها منحصر به صنعت دست بود، وقتی انسان به آلات جدید دست پیدا کردند این آلات صنعتی به تدریج جای صنعت دستی را گرفت، وقتی اکتشافات جدید آمد باعث انقلاب بزرگی در بخش صنعت گردیده و تولیدات صنعتی رشدی عجیب نمود در حدی‌که در ذهن کسی چنین چیزی خطور نکرده و امروزه صنعت جدید توسط آلات صنعتی اساس زندگی اقتصادی را تشکیل می‌دهد.

احکام مربوط به صنعت جدید و صنعت دستی از چند حالت خالی نیست یا از احکام شرعی است و یا از احکام اجاره، بیع و تجارت خارجی، اگر صنعت جدید باشد، گاهی مال فرد است که این حالت به ندرت اتفاق می‌افتد، غالباً در تولیدات صنعت جدید چندین فرد اشتراک دارد که در این صورت احکام شرکت‌های اسلامی بالایش مصداق دارد؛ اما از ناحیه کاری اداری، کارگر، صنعت و یا دیگر بخش‌هایش احکام اجاره بر آن قابل تطبیق است؛ ولی از ناحیۀ تولید، احکام بیع و تجارت خارجی بر آن مصداق دارد که در این معامله تدلیس، غبن و احتکار ممنوع می‌باشد، مثلی‌که تسعير(قيمت بالا كردن) ممنوع است؛ اما سفارش به تولید چی کوچک باشد و چی بزرگ، احکام استصناع بر آن قابل تطبیق است و شریعت در این مورد مستصنع را به الزام و یا عدم الزام آنچه که برایش ساخته شده ملزم می‌سازد.» ختم.

فقهاء در مورد استصناع اختلاف نظر نموده، بعضی از فقهاء به مواد صنعتی تمرکز نموده و گفتند باید مطابق به تخصص صنعت استعمال شود و این طبقه از فقهاء بر چیزی‌که تولید می‌شود توجه نکرده اند، خواه مادۀ صنعت مثلی باشد و یا قیمی، یعنی مطابق این دیدگاه فرقی نمی‌کند که مصنوع زره باشد یا لباس و یا هم موتر فرق نمی‌کند، از منظر این دیدگاه، حکم شرعی بر مواد صنعت تمرکز شده و لازم است که طبق این دیدگاه در نزد اهل تخصص صنعت معروف بوده و مواد از مواد مصنوعه باشد. بناء استصناع در باب سلم داخل نیست؛ بلکه این نوع خاصی از بیوع است که قبل از وجود مصنوع عقد آن تکمیل شده است.

بناء گفته می‌شود که استصناع با توجه اختلاف نظر بین حنابله و احناف غیر از سلم است: حنابله می‌گویند استصناع بیع کالای غیر موجود است که به صورت بیع سلم نمی‌باشد بناء در این دیدگاه وقتی از بیع استصناع  صحبت می‌شود به صورت کلی به بیع و شروط بیع رجوع می‌گردد. (کشاف القناع جلد ۳ صفحه ۱۳۲ انصار السنة المحمدیة)

اما دیدگاه احناف با دیدگاه حنابله متفاوت است، احناف در بین خودشان در این زمینه اختلاف نظر دارند، بعض از احناف بیع استصناع را بیع جداگانۀ دانسته و در باب سلم داخل نمی‌سازند. «وقتی شخصی برای کسی می‌گوید برایم چیزی به این قدر درهم بساز و صانع سفارش آن شخص را می‌پذیرد در نزد احناف بیع استصناع منعقد می‌گردد» (مبسوط سرخسی جلد ۱۲ صفحه ۱۳۸السعادة) بعضی از احناف بیع استصناع را با تفاوت زمانی داخل باب سلم می‌سازند.

 استصناع به صورت کلی با سلم موافق است پس در بیع سلم تعهد و ذمه داری شخص آجل مشخص می‌شود و همین نکتۀ است که باعث شده تا احناف بحث استصناع را ضمن مبحث سلم بدانند. و همین چیزی است که مالکی‌ها و شوافع به آن باور دارند، با تفاوت این‌که سلم عام بوده و شامل مصنوع و غیر مصنوع می‌شود، ولی استصناع خاص است و تنها شامل همان چیزی است که برای صنعت و ساخت شرط شده است، در سلم پرداخت ثمن به صورت تعجیل شرط است، ولی در استصناع در نزد بیشتر فقهاء حنفی شرط نیست. (منبع: فتح القدیر جلد ۵ صفحه ۲۵۵، بدائع جلد ۶ صفحه ۲۶۷۷، مبسوط جلد ۱۲ صفحه ۱۳۸ و مابعد آن)

مالکی‌ها و شوافع وقتی از عقد سلف صحبت می‌نمایند استصناع را در غیر از اشیاء صنعتی به سلم ملحق ساختند و تعریف و احکام استصناع را از سلم گرفتند (روضة الطالبین جلد ۴ صفحه ۲۶ و مابعد آن کتاب‌خانۀ اسلامی، مهذب جلد ۱ صفحه‌های ۲۹۷ و ۲۹۸ چاپ عیسی الحبلی)

از بیان ذکر شده واضح می‌گردد که استصناع بر تعمیرات و ساختمان‌ها مصداق پیدا نمی‌کند، خواه تمرکز بر مواد صنعتی باشد و خواه بر خود مصنوعه، چون حقیقت لغوی و حقیقت عرفی کلمۀ استصناع بر ساختمان‌ها منطبق نمی‌گردد.

 لذا قبل از اعمار و ساخت منازل و قبل از این‌که پایه، ستون و سقف آن و یا چیزی دیگری که بر وجود آن دلالت کند جائز نمی‌باشد، برعکس، همان نهی بیع معدوم بالای ساختمان‌ها مصداق دارد و به همین دلیل عقد بیع بر آن شرعاً جائز نمی‌باشد.

این نظری است که من آن را ترجیح می‌دهم، الله سبحانه و تعالی عالم‌تر و در کارش با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

تبدیل شدن ارتشِ ترک از فاتحین به قاتلین کرایی!

(ترجمه)

خبر:

نظر به گزارش روزنامۀ "احوال ترکیه" در جریان درگیری‌های لیبی 3 سرباز ترک کشته شده و 6 تن دیگر زخم برداشته اند. روزنامه افزوده است که اجساد سربازان ترکی به فرودگاه "مصراته" مواصلت ورزیده و بزودی توسط هواپیمای ویژۀ ترکی به ترکیه انتقال داده خواهند شد.

روز چهارشنبه روزنامۀ "حرییت" ترکی بیانات رئیس جهمور ترکیه را نقل نموده که گفته است: «ترکیه جهت حمایت از حکومت وفاق ملی لیبی 35 سرباز به آن‌جا فرستاده است؛ اما آن‌ها در درگیرها دخیل نخواهند شد.»

نظر به گفته‌های اردوغان که روزنامۀ مذکور به روز چهارشنبه نقل نموده، تا آن روز فرستادن 35 سرباز به لیبی انجام شده است. اردوغان تأکید نموده است که «سربازان که بزودی عازم لیبی می‌شوند هرگز در درگیرهای لیبی شریک نخواهند شد.» این درحالی‌ست که مقامات ترکی بارها از آموزش و مشوره‌دهی نیروهای حکومت وفاق ملی سخن گفته اند. (منبع: العربیه نت)

تبصره:

رحمت الله شامل حال سده‌های باد که سپاه اسلام بطور عام و سپاه عثمانی بطور خاص از زمان که محمد فاتح قسطنطنیه را در سال 857 هجری فتح نمود، پیام‌آور عدل و مهربانی بود، پیام ویژه‌ای که بشر را از عبادت انسان می‌رهانید و به عبادت پروردگار انسان سوق می‌داد، پیامی‌که انسان را از ظلم سایر ادیان به عدل اسلام جهت می‌داد و در نهایت پیامی‌که انسان را از تنگی دنیا به فراخنای آخرت می‌کشاند؛ اما امروز ارتش مسلمان ترکیه ارتش مزد بِگِیر و کرایی شده که در راه حفاظت چوکی‌های کج شده‌ای رهبرانِ خائنِ که قبل از منافع آن‌ها به منافع دشمنان‌شان می‌اندیشند، می‌جنگد؛ رهبرانی‌که منافع مردم خود را نادیده گرفته و در فکر منافع و مصالح غرب جنایت‌کار و قاتل کودکان، زنان، کهن‌سالان و جوانان استند. سربازان ترک جهاد برای دفاع از مسلمانان سوریه و عراق را ترک نموده و هم‌پیمان جنایت‌پیشه‌گان صلیبی امریکایی- روسی و اجیران‌شان شده اند. هنوز خون مظلومین سوریه از دست آن‌ها پاک نشده بود که اردوغان برای خوش‌خدمتی به امریکا و تسلط آن بر لیبی و دارایی‌های آن، آن‌ها را به لیبی فرستاد، این همان سیاست خبیثانۀ دولت ترکیه است که در سوریه عملی نموده بود و اکنون می‌خواهد که در لیبی نیز تطبیق‌اش نماید.

ای سرباز مسلمان ترک! آیا وظیفه و مسؤولیتت همین است؟ این‌که بجای جنگیدن با دشمنان مسلمان‌ها با خود آن‌ها بجنگی؟ این‌که برای حقوق و امتیازاتی بجنگی که شاید بدست‌اش بیاوری و یا نه و مرگی را در پیش روی داری که هرلحظه همراهیت می‌کند؟ آیا از خود نپرسیده‌ای که پس از مرگ چی خواهد بود؟ با پروردگارت چگونه روبرو خواهی شد در حالی‌که خون مسلمانان را ریخته‌ای؟ به پروردگارت چی پاسخی خواهی داد زمانی‌که از تو بپرسد چرا فلان و فلان را کشتی؟ آیا فکر کرده‌ای که چند دالری که بدست می‌آوری تو را از عذاب دردناک الله بی‌نیاز نمی‌سازد؟ این چی تجارت زیان‌باریست که با رهبران جنایت‌کار خود بسته‌ای؟ کمترین میزان که یک انسان در آخرت پاداش می‌برد، ده برابر دنیا است، آیا این پاداش بزرگ را قربانی هزران دالر و یا برخی امتیازات دنیا می‌سازی؟ خردهای‌تان کجاست ای سربازان و ای فرماندهان ارتش؟

تفاوت میان تو و قاتل کرایی که در شرکت بلک واتر امریکایی و فاغذر روسی به کرایه گرفته شده اند در چیست؟ بلی! اردوغان و امثال‌اش از سربازان‌شان قاتلین کرایی ساخته اند که از قاتلین کرایی شرکت‌های خاص تفاوتی ندارند. دولت‌های موجود در سرزمین‌های اسلامی شرکت‌های شده اند که حکام جنایت‌پیشه آن‌ها را به نفع شرکت‌های بزرگ‌تر که مالکان آن‌ها در قصر سفید، کرملین و قصرهای ریاست جمهوری و شاهی زندگی می‌کنند، رهبری می‌نمایند.

آیا ارتش ترکیه اشتیاق این را ندارد که همانند محمد فاتح به دنبال فتح سرزمین‌های کفری، گسترش اسلام و تحقق بشارت‌های پیامبر صلی الله باشد؟ بشارت‌های که پیرامون جنگ با یهود و شکست آن‌ها و فتح روم داده بود. آیا در این واقعیت تاریک و فاسد کسی وجود ندارد که از زیر آوار سرِ خود را بلند نماید و همانند انصار ایستاد شود و با خلیفۀ راشد بر منهج نبوت بیعت نماید و پاداش دنیا و اجر آخرت را بدست آورد و جهان را از حالت ویرانِ تباه کننده نجات دهد؟

به یقین در پی تحقیق بشارت پیامبر صلی الله علیه پیرامون فتح قسطنطنیه، بشارت‌های دیگری نیز وجود دارد، مانند بازگشت خلافت راشدۀ دوم بر منهج نبوت که برای امت عزت‌اش باز می‌گرداند و ظلم را از آنان دور ساخته و آن‌ها را بهترین امت روی زمین می‌سازد و دولت خلافت دولت اول جهان خواهد بود. دیدن فردا نزدیک و نصرت الله آمدنیست.

نویسنده: نجاح السباتین- ولایه اردن

مترجم: منیب حمیدی

ادامه مطلب...

رهایی این ملت از بحران‌ها و حفظ کرامت‌اش تنها با پیروی از طریقه اسلامی بدست می‌آید

  • نشر شده در عراق

(ترجمه)

تقریباً سه ماه از آغاز جنبش و حرکت مردمی در عراق گذشته است که کثرت‌ و شدت شعله‌اش در میان بخش‌های عظیمی از مردم انتشار یافت، به‌شمول متخصصین بخش‌های مختلف جامعه مانند داکتران/پزشکان، انجینر‌ها/مهندسین، دانشجویان دانشگاه‌ها، افراد قانون‌مند و سیاست‌مدار، تاجران/بازرگانان و نیروهی از افراد بدون شغل با در دست داشتن سند علمی‌شان و هم‌چنین بعضی قبیله‌ها و رهبران قبیله‌ها در ولایات/استان مرکزی و جنوبی- بجز اندک افراد- دیگر تمام شان در تظاهرات مذکور بخاطر حمایت از این قیام مردمی که در نتیجه لبریز شدن صبرشان در مقابل بی‌عدالتی شدید و وضعیت ناگواری‌که از سوی دولت‌های متوالی که توسط کافران در سال 2003م در این سرزمین بنیاد گذاشته شد، قدعلم نموده و برخاستند.

علی‌رغم درهم‌گسیختن و اختلال تقریباً کامل زنده‌گی در چندین تاسیسات یا مناطق کشور، گروه‌های حاکم در قدرت تاکنون جایگاه خود را با استفاده از حیله، مکر و بیانات دروغین و نیز با دادن روحیه کاذب به مردم‌شان مانند این که می‌خواهند واقعیت فاسد را اصلاح می‌نمایند، حفظ نمودند. بناً تمام این ترفندها تنها بخاطر بقای‌شان در قدرت بود و تا این‌که زمام امور را توسط چرخاندن بعضی چهره‌های کثیف، به‌دست بگیرند! ‏با ادامه ترور فزیکی و اختطاف فعالان که توسط گروه‌های نظامی ایرانی صورت گرفت، شمار این معترضان افزایش نخواهد یافت مگر این‌که در موقف کنونی‌شان در مورد رد تمامی احزاب حاکم کشور، بیشتر از این "ثابت قدم" خواهند ماند.

عراق بخاطر تنظیم امور مردمش بدون رهبر شده است؛ چون که رییس جمهور آن استعفا نمود، از سوی دیگر "عالیجناب کشور" رییس جمهور بهرام صالح در میان آتش جوانان انقلابی و در میان فشار‌های احزاب فاسدی که اتهامات مبتنی بر عامل اصلی ویرانی اوضاع کشور را بر گردن حکومت و قاتون اساسی انداخته اند، قرار گرفته است. بناً، باوجود مهلت تعیین شده‌ای قانون‌ اساسی، تاکنون در نصب و واگذرای جانشین نخست وزیر استعفاء کننده عبدالمهدی ناکام مانده اند، که این امر حکومت را در برابر هر مشاهده ‌کننده‌ی اوضاع کشور‌شان، ریشخند و جوکر معرفی نمود.

در مواجهه با این چنین اوضاع ستیزه‌جو و نابسامان، امریکا به یک معمای بدبختی برای غلامانش در عراق تبدیل شده است و امریکا از تانوانی افرادش در مهار معترضین خشمگین خیابان‌ها ناراحت است و با در نظرداشت همین واقعیت - پس از یک سکوت طولانی در ارگان‌ها یا سازمان‌های ایران و نیروی نظامی گسترش‌یافته‌اش در کشور، او یکی از سگ‌های خونخوارش همانا قاسم سلیمانی را قربانی کرد، که همین سگ کثیف خون اکثریت مردم بی‌گناه را در عراق، سوریه، لبنان و یمن ریختانده است. امریکا این عمل را در انتقام از زخم برداشتن غرورش من‌حیث یک ابرقدرت پس از حمله بر سفارتش در بغداد از طرف ملیشه‌های که از یک‌سو در نظارت‌اش بود و از سوی دیگر بخاطر کوشش‌های تند و سبک‌اش با گروه‌های که امریکا و بادارانش را در عراق رد می‌کنند انجام داد، و سوماً -امریکا این عمل را- بخاطر آماده‌سازی و نورمال نگه‌داشتن تنظیم اوضاع در عراق انجام داد که بعداً بتواند با وارد کردن غلام جدیدش در حکومت که چهره‌اش تاکنون بدنام و خدشه‌دار نشده، دولت را برای او واگذار کند، بناً او احتمالاً کشور را از بحران‌های کنونی بیرون می‌کشد.

ای جوانان عزیز انقلابی! طوری‌که ما بر واقعیت رنج‌های‌تان روشنی افگندیم و پرده حقایق را در چشمان‌تان واضحاً باز کردیم، ما هوشیارانه و مخلصانه شما را در برابر نتیجه پیروزی از عقاید کفری در سیاست و در تنظیم امور مردم توسط وهم و فریب دموکراسی کفار و سکولاریسم رسوا کننده، نصیحت و تذکر می‌دهیم که از یک‌سو شما را در خواب و خیالات کاذب‌اش فرو می‌برد و از سوی‌دیگر شما را از راه نجات و هدایت دور می‌کند که الله سبحانه‌و‌تعالی می‌خواهد امت شریعت‌ اسلام حنیف و پاک‌اش را بالای تبلیغ‌کننده‌گان فرقه‌گرایی زشت و نژاد پرستی بدبخت، اجرا کنند. فهلذا دوباره به اسلام تحت عدالت‌، امنیت و زنده‌گی مرفه‌اش بازگشت کنید.

﴿وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ * أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

[مائده: 49-50]

ترجمه: و ميان آنان به موجب آنچه الله(سبحانه‌وتعالی) نازل كرده داورى كن و از هوای نفس ایشان پيروى مكن و از آنان برحذر باش مبادا تو را در بخشى از آنچه الله(سبحانه‌وتعالی) بر تو نازل كرده به فتنه دراندازند. پس اگر پشت كردند بدان كه الله(سبحانه‌وتعالی) مى‏‌خواهد آنان را فقط به[سزاى] پاره‏ اى از گناهان‌شان برساند و در حقيقت بسيارى از مردم نافرمانند. آیا آن‌ها حکم جاهلیت را(از تو) می‌خواهند؟ و چه کسی بهتر از الله(سبحانه‌وتعالی) برای قومی‌که اهل یقین اند، حکم می‌کند؟

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه عراق

مترجم: زکریا وهاج

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام عليكم ورحمة الله و بركاته!

شیخ و امیر بزرگوار ما در حفظ الله باشید و الله سبحانه وتعالی شما را در زمین تمکین نصیب فرماید. برایم واضح است که اهل فترت از عذاب الله سبحانه وتعالی در روز قیامت نجات می‌يابند و اهل فترت کسانی اند که برای‌شان رسولی اعزام نشده باشد؛ چنانچه الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا﴾

[اسراء: ۱۵]

ترجمه: و ما (هیچ شخص وقومی را) مجازات نخواهیم کرد؛ مگر این که رسولی (برای آنان مبعوث و) روان سازیم.

ولی برخی احادیث یافت می‌گردد که عرب جاهلیت قبل از بعثت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را کافر خطاب كرده و در زمره‌ی دوزخی‌ها شمرده است؛ از جمله در صحیح مسلم آمده است:

«أن رجلا سأل الرسول صلى الله عليه وسـلم: أين أبي؟ فقال: أبوك في النار، فحزن الرجل، فقال له صلى الله عليه وسـلم: أبي وأبوك في النار»

ترجمه: شخصى از رسول الله صلى الله عليه وسلم سوال نمود كه یا رسول الله(جایگاه) پدرم (در آخرت) کجا است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود در دوزخ؛ مرد خسته شد رسول الله صلی الله علیه وسلم برايش گفت: پدر من و پدر تو در دوزخ اند.

برعلاه چنین دلایلی دیگر هم وجود داد، پس پرسش این است که بین دو امر چگونه توافق ایجاد شود. جزاکم الله خیر!

پاسخ:

 وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

  1. پرسش شما از کتاب "شخصیۀ اسلامی" جلد سوم است که زیر عنوان "قبل از ورود شریعت حکمی وجود ندارد" چنین آمده است:

«جائز نیست تا بر اشیاء و افعال حکم شرعی داده شود؛ مگر این‌که دلیل شرعی بر آن فرود آمده باشد. پس قبل از ورود دلیل شرعی بالای افعال و اقوال از دیدگاه حکم قضاوت نمی‌گردد که این حکم شریعت است، بدلیل اين قول الله سبحانه وتعالی: ﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا﴾ و اين فرمودۀ او سبحانه وتعالی: ﴿لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ﴾؛ چون واضح است که حکم بر اشیاء و افعال از دو طریق می‌آید: اول شریعت دوم عقل؛ اما دلیل عقلی در اين‌جا جایگاهى ندارد؛ چون این‌جا حکم از ناحیۀ واجب و تحریم است و عقل توان واجب ساختن و حرام ساختن را ندارد و این مسئله بر آن(عقل) مربوط نیست؛ بلکه مربوط به شریعت است، پس حکم تنها بر شریعت استوار است. معنی کلام چنین است که حکم شریعت قبل از بعثت کاملاً از مردم نفی می‌گردد  و اهل فترت از عذاب الهی در نجات هستند. اهل فترت کسانی اند در وسطِ از بین رفتن رسالتی و بعثت رسالتی دیگر زیست دارند. حکم در مورد آن‎ها همان حکمی کسانی است که هیچ پیامبری به آن‎ها نرسیده باشد؛ مانند: کسانی‎که قبل از بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم زیست، داشتند شامل این گونه حکم می‌گردند.» پایان نقل قول

ازین‌رو مردمانی‌که در وسط بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم و در وسط بعثت پیامبران گذشته زندگی داشته اند از اهل فترت بشمار می‌روند؛ چون رسولی به آن‌ها فرستاده نشده است، این چنین واقعیت بر کسانی است که از جمله مشرکین آن زمان باشند و هیچ پیامبری را پیروی نکرده باشند. اما اهل کتاب آن زمان پیرو رسولی بوده‌اند و پیام الهی برای‌شان رسیده است و بعدها رسالت را تحریف کرده‌اند، ازین‌رو آن‌ها پیروِ یک رسول محسوب می‌گردند و از اهل فترت بشمار نمی‌آیند؛ چون اهل فترت کسانی اند که اصلاً به آن‎ها رسالت نرسیده باشد. بناًء اهل کتاب و هم‌چنین کفار غرب از جمله اهل فترت بشمار نمی‌آیند؛ چون اسلام به آن‌ها رسیده است. پس کفار که در میان مسلمان‌ها زندگی می‎کنند، چگونه از اهل فترت باشند؟ بناء اهل فترت کسانی اند که اصلاً به آن‌ها دعوت نرسیده باشد.

2- اما احادیثی‌که دلالت به این دارند که عرب‌هاى زمان جاهلیت که قبل از بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم مرده اند همه دوزخی اند، و این احادیث با آیت مذکور در مورد اهل فترت در تناقض قرار دارند؛ اين احاديث نظر به اصول بررسى مى‌گردند؛ هرگاه رفع تعارض و جمع ممکن باشد، خوب و اگر ممکن نباشد قول راجح اخذ می‌شود و حدیث مذکور رد می‌شود که از جمله احادیث مذکور چنین تحلیل می‌گردد:

الف) مسلم در صحیح خود از ابوبکر بن ابی‌شیبه که او از عفان و عفان از حماد بن سلمه و او از ثابت و ثابت از انس رضی الله عنه روایت نموده است که:

«أَنَّ رَجُلًا قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيْنَ أَبِي؟ قَالَ: فِي النَّارِ. فَلَمَّا قَفَّى دَعَاهُ فَقَالَ: إِنَّ أَبِي وَأَبَاكَ فِي النَّارِ»

(مسلم)

ترجمه: مردی گفت: یارسول الله (جایگاه) پدرم (در آخرت) کجا است؟ فرمود در دوزخ؛ زمانی‌که به عقب برگشت؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم وی را دوباره خواست وگفت: پدر من و پدر تو در دوزخ اند.

ب) ابن ماجه در سنن خود از زهری و او از سالم و سالم از پدرش یعنی عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت کرده گفت:

«جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسـلم فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أَبِي كَانَ يَصِلُ الرَّحِمَ وَكَانَ وَكَانَ فَأَيْنَ هُوَ؟ قَالَ: فِي النَّارِ. قَالَ: فَكَأَنَّهُ وَجَدَ مِنْ ذَلِكَ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَأَيْنَ أَبُوكَ؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسـلم: حَيْثُمَا مَرَرْتَ بِقَبْرِ مُشْرِكٍ فَبَشِّرْهُ بِالنَّارِ»

(ابن ماجه)

ترجمه: اعرابی‌ نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده سوال کرد: پدرم صله رحم را مراعات و دیگر امور خیر را نیز انجام می‌داد، پس (جایگاه) او در آخرت در کجا است؟ فرمود در دوزخ. راوی می‌گوید: آن مرد در دل خود خسته‏گی احساس ‏کرده گفت: یار رسول الله جایگاه پدر شما در کجا قرار دارد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرکجای به قبری مشرکی گذشتی به جهنمی بودن بشارت اش ده.

بوصیری گفته: سند حدیث صحیح و رجال آن ثقه اند و در زوائد آمده که سند حدیث صحیح است و در حاشیۀ سندی بر سنن ابن ماجه جلد۱، صفحۀ ۴۷۶ و۴۷۷ آمده است: «سیوطی گفته است: حدیث مسلم «إِنَّ أَبِي وَأَبَاكَ فِي النَّارِ» این حدیث را حماد ابن مسلمه از ثابت روایت کرده و معمر به آن چنین مخالفت دارد: «إِذَا مَرَرْت بِقَبْرِ كَافِرٍ فَبَشِّرْهُ بِالنَّارِ» که در حدیث معمر از حالت پدر چیزی نگفته است؛ واضح است که معمر از حماد بیشتر با ثبات وثقه است؛ چون در مورد ضعف حماد سخنانی گفته شده است و برخی محدثین احادیث وی را منکر خوانده‌اند و بخاری از وی روایتی نکرده است و مسلم در روایت خویش از معمر جزء از طریق ثابت دیگر روایت نکرده است؛ اما در مورد حفظ معمر کسی چیزی نگفته و احادیث وی را نقد نکرده است و شیخین در روایت وی طوری اتفاق دارند که لفظ این حدیث را قوی‌تر می‌دانند، سپس این حدیث را یافتیم که از سعد بن أبی وقاص به همین لفظ معمر و معمر از ثابت و او از انس در کتاب بزار، طبرانی و بیهقی روایت شده است.»

و هم‌چنین حدیث ابن عمر در کتاب ابن ماجه آمده است که بر همین لفط به نسبت دیگر الفاظ اعتماد شده و بر دیگر الفاظ مقدم دانسته می‌شود. پس این روایت مسلم از جمله روایاتی است که راوی حسب فهم خود روایت کرده است. با تائید این قول شافعی‌ها واشعری‌ها بدین باورند که بدلیل این قول الله متعال: ﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ﴾ کسانی‌که دعوت اسلام به آن‌ها نرسیده است عذاب نمی‎شوند؛ بلکه وارد بهشت می‌گردند.

ج- طبرانی در معجم الکبیر از زُهری او از عامر بن سعد از پدرش سعد بن أبی وقاص روایت کرده است:

«جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسـلم، فَقَالَ: إِنَّ أَبِي كَانَ يَصِلُ الرَّحِمَ، وَكَانَ وَكَانَ، فَأَيْنَ هُو؟ قَالَ: فِي النَّارِ، فَكَأنَّ الأَعْرَابِيَّ وُجِدَ مِنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَأَيْنَ أَبُوكَ؟، قَالَ: حَيْثُ مَا مَرَرْتَ بِقَبْرِ كَافِرٍ فَبَشِّرْهُ بِالنَّارِ»

ترجمه: اعرابی‌ نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده سوال کرد: پدرم صله رحم را مراعات و دیگر امور خیر را نیز انجام می‌داد، پس (جایگاه) او در کجا است؟ فرمود در دوزخ. راوی می‌گوید: آن مرد در دل خود خسته‏گی احساس ‏کرد گفت: یار رسول الله صلی الله علیه وسلم جایگاه پدر شما درکجا قرار دارد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرجایکه به قبری مشرکی گذشتی به دوزخ بشارت اش ده.

 هیثمی رجال حدیث را رجال درست خوانده است.

3- با جمع آیت وحدیث امور ذیل واضح می‌گردد:

الف) آیت می‌رساند که اهل فترت نجات می‌آبند و عذاب نمی‌شوند، بناًء هر حدیث که با آیت تناقض نماید، مورد اعتماد قرار نمی‌گیرد.

ب) در ثانی هرگاه امکان رفع تعارض و جمع باشد از حدیث رفع تعارض می‎شود، چنانچه ذکر نمودیم سیوطی در حدیث مسلم که در حاشیۀ سندی بر سنن ابن ماجه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در جواب سائل نگفته که «إِنَّ أَبِي وَأَبَاكَ فِي النَّارِ»  بلکه در جواب وی فرموده بود: «إِذَا مَرَرْت بِقَبْرِ كَافِرٍ فَبَشِّرْهُ بِالنَّارِ» بناًء در مورد حدیث طبرانی که از سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه و حدیث ابن ماجه که از ابن عمر رضی الله عنه روایت شده است ترجح داده می‌شود.

4- فشرده این‎که اهل فترت از عذاب در امان بوده و قول راجح در جمع بین آیت و حدیث قولی است که از امام سیوطی روایت شده است، سیوطی در حاشیه سنن ابن ماجه نقل قول کرده این‎که از جمله محاسن جواب این است که زمانی رسول الله صلی الله علیه وسلم از اعرابی احساس خسته‌گی کرد دوباره وی را غم‌خواری کرد و جواب خویش را  در مورد مشرکان بطور عام بیان کرده و در مورد پدر رسول الله صلی الله علیه وسلم به نفی و اثبات پاسخ داده نشد. هم‌چنین حدیث طبرانی «حَيْثُ مَا مَرَرْتَ بِقَبْرِ كَافِرٍ فَبَشِّرْهُ بِالنَّارِ» وحديث ابن ماجه «حَيْثُمَا مَرَرْتَ بِقَبْرِ مُشْرِكٍ فَبَشِّرْهُ بِالنَّارِ» هردو درین باب احادث اند. نظر من در مورد جمع دلایل ورفع تعارض چنین است که هرگاه رفع تعارض بین حدیث و آیت امکان باشد، حدیث اخذ می‏‎گردد و هرگاه رفع تعارض امکان پذیر نباشد؛ بنابر درایت حدیث رد و بر آیت عمل می‌شود؛ این گونه رفع تعارض مطابق به قواعد مشهور اصول می‌باشد. پس الله عالم‌تر وحکیم است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه