سه شنبه, ۱۵ مُحرم ۱۴۴۸هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۳۰م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

ارایه کننده: شیخ سعید کرمی ( ابوعبدالرحمن)

جمعه، 02 ذوالقعده 1440 هـ.ق/05 جولای 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام‌عليكم‌ورحمةالله‌وبركاته!

پرسش من از کتاب (دستگاه‌های دولت خلافت)، راجع به اموال ربا/سود بعد از برپایی دولت خلافت و سپردن  اصل سرمایه‌ها  به صاحبان  آن است.

پرسش من این‌گونه است:

با اموال ربوی/سودی چه خواهیم کرد؟ آیا ضبط/گرفتن وسرمایه‌گذاری بالای مال سودی برای دولت جایز است؟ پولی‌که از مال ربا بدست می‌آید، آیا نفس پول/خود همان  پول حرام است ویا هم کسب نمودن آن نیز حرام است؟

پاسخ:

وعليكم‌السلام‌ورحمةالله‌وبركاته!

1- پاسخ به این پرسش که (با مال ربا چه خواهیم کرد؟) در کتاب (اموال در دولت خلافت) واضحاً بیان  شده که دولت چگونه در مالی‌که از طریق نامشروع بدست می‌آید؛ مانند: مالی‌که از طریق خیانت، فریب، قمار، ربا/سود... بدست می‌آید، تصرف می‌کند.

 در همان کتاب در باب: "مالی‌که حکام و کارمندان دولت، به فریب و خیانت بدست می‌آورند، مالی‌که از طریق نامشروع بدست می‌آید، و مال جریمه‌ها "صفحه‌ی 111و112 چنین توضیح داده شده است: "تمام اموالی‌که در فوق ذکر گردید که آن‌ها را والی‌ها، عمال، و کارمندان دولت به طریقه‌ی نامشروع و حرام بدست می‌آورند؛ از جمله اموال وارداتی بیت‌المال محسوب می‌شوند. هم‌چنان هر آن مال را که افراد به طریقه‌ی غیرمشروع  بدست می‌آورند و یا هم بالای آن سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ نیز به اموال وارداتی بیت‌المال گذاشته می‌شود؛ چون بدست آوردن آن حرام بوده و در ملکیت فرد قرار نمی‌گیرد.

بناء اگر کسی چیزی را از طریق ربا/سود به‌دست بیاورد، کسب آن حرام بوده و در ملکیت‌اش داخل نمی‌گردد؛ چون الله سبحانه وتعالی ربا را حرام قرار داده است و هم‌چنان توسعه و سرمایه‌گذاری اموال را از طریق ربا و سایر طرق نامشروع، حرام قرار داده و چنین فرموده است:

﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾

(البقرة: 275)

ترجمه: كساني‌كه ربا مي‌خورند (از گورهاي خود به هنگام دوباره زنده شدن، يا از مشي اجتماعي خود در دنيا) برنمي‌خيزند؛ مگر هم‌چون كسي‌كه – بنا به گمان عرب‌ها – شيطان او را سخت دچار ديوانگي سازد (و نتواند تعادل خود را حفظ كند)؛ اين از آن رو است كه ايشان مي‌گويند: خريد و فروش نيز مانند ربا است. حال آن‌كه خداوند خريد و فروش را حلال كرده است و ربا را حرام نموده است. پس هر كه اندرز پروردگارش به او رسيد و (از رباخواري) دست كشيد، آن‌چه پيشتر بوده (و سود و نزولي‌كه قبلاً دريافت نموده است) از آن او است و سروكارش با خدا است؛ امّا كسي‌كه برگردد (و مجدّداً مرتكب رباخواري شود) اين گونه كساني، اهل آتش‌اند و جاودانه در آن مي‌مانند.

و هم‌چنان فرموده است:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ﴾

(البقرة: 279)

ترجمه: اي كساني‌كه ايمان آورده ايد! از (عذاب و عقاب) خدا بپرهيزيد و آن‌چه از (مطالبات) ربا (در پيش مردم) باقي‌مانده است فروگذاريد؛ اگر مؤمن هستيد. پس اگر چنين نكرديد، بدانيد كه به جنگ با خدا و پيغمبرش برخاسته‌ايد، و اگر توبه كرديد (و از رباخواري دست كشيديد و اوامر دين را گردن نهاديد) اصل سرمايه‌هاي‌تان از آن شما است، نه ستم مي‌كنيد و نه ستم مي‌بينيد.

برگرداندن مال ربا به صاحبان آن (کسانی‌که مال‌شان خورده شده)، در صورتی‌که معلوم باشند واجب است، و اگر مالک آن معلوم نباشد، مال ربا مصادره گردیده و در بیت‌المال گذاشته می‌شود؛ البته این علاوه بر عقوبت شرعی که بر معامله‌گران سود (سود خوار، سود دهنده، نویسنده و شاهد)  تعیین گردیده است، می‌باشد. چنان‌چه مسلم از جابر رضی‌الله‌عنه چنین روایت نموده است:

(لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ آكِلَ الرِّبَا، وَمُؤْكِلَهُ، وَكَاتِبَهُ، وَشَاهِدَيْهِ)، وَقَالَ: (هُمْ سَوَاءٌ)

[رواه مسلم]

ترجمه: رسول الله صلی الله علیه وسلم بر سودخوار، سوددهنده،  نویسنده و شاهد آن لعنت فرستاده است و نیز فرموده است که همه‌شان (در گناه) با هم برابرند.

اگر شخصی مالی را از طریق قمار به‌دست آورد، کسب آن مال حرام است و در ملکیت آن فرد داخل نمی‌گردد، و اگر مالک آن مال معلوم باشد، به آن برگردانده می‌شود و در صورتی‌که مالک آن معلوم نباشد، مصادره گردیده و دربیت‌المال گذاشته می‌شود؛ و این علاوه بر عقوبت شرعی  که بر قماربازان (برنده باشد و یا بازنده)  تعیین گردیده است، می باشد؛ چون قمار حرام است و هم‌چنان توسعه و سرمایه‌گذاری مال به واسطه آن نیز حرام است؛ زیرا الله سبحانه و تعالی چنین فرموده است:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ﴾

[ المائدة: 91]

ترجمه: اي مؤمنان! مي‌خوارگي و قماربازي و بتان (سنگي كه در كنار آن‌ها قرباني مي‌كنيد) و تيرها (و سنگ‌ها و اوراقي كه براي بخت آزمائي و غيب‌گوئي به كار مي‌بريد، همه‌وهمه از لحاظ معنوي) پليدند و (ناشي از تزيين و تلقين) عمل شيطان مي‌باشند. پس از (اين كارهاي) پليد دوري كنيد، تا اين‌كه رستگار شويد. همانا شیطان مي‌خواهد از طريق مي‌خوارگي و قماربازي در ميان شما دشمنی و كينه‌توزي ايجاد كند و شما را از ياد خدا و خواندن نماز باز دارد. پس آيا (از اين دو چيزي كه پليدند، و دشمنی و كينه‌توزي مي‌پراكنند، و بندگان را از ياد خدا غافل مي‌كنند، و ايشان را از همه عبادات؛ به ويژه نماز كه مهمترين آن‌ها است، باز مي‌دارند) دست مي‌كشيد و بس مي‌كنيد؟!

2- اما راجع به بخش دوم پرسش شما که آیا نفس مال سودی حرام است و یا کسب آن نیز حرام است؟ چنین باید گفت که ذات و نفس آن مالی‌که از طریق حرام و نامشروع به‌دست می‌آید حرام نیست؛ بلکه تحریم مال بر اساس چگونگی بدست آوردن و توسعه دادن آن است. مثلا شخصی از طریق تجارت شراب و یا معامله سودی پولی به‌دست آورد، ذات پول حرام نیست؛ بلکه حرام بودن پول براساس چگونگی کسب و توسعه آن می‌باشد؛ بناء شخصی‌که پول را از طریق حرام به‌دست آورد مالک همان پول قرار نمی‌گیرد؛ اما ذات آن پول حرام نمی‌باشد؛ لهذا در بیت‌المال مسلمین گذاشته می‌‍شود و از آن در پیشبرد امور مسلمین استفاده می‌گردد، و از این حکم هیچ مال مستثنی قرار نمی‌گیرد؛ مگر مالی‌که ذات و نفس آن حرام باشد؛ مانند: گوشت خنزیر و شراب؛ چون این‌ها اموال‌اند که در ذات خود حرام‌اند.

برادر تان عطاء ابن خلیل ابو رشته

مترجم : حمزه پارسا

26 ذوالقعده 1435

20 /10 2014 م

ادامه مطلب...

اریه کننده: شیخ عدنان مزیان عضو حزب التحریر ولایه لبنان و تقدیم کننده برنامه شئون امت در سایت الواقیه

02 ذوالقعده 1440 هـ.ق/05 جولای 2019م

برای بیشتر به پیوند زیر مراجعه کنید

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تحلیل سیاسی هفته‌وار مسجد مبارک الاقصی

ارایه کننده: مفکر سیاسی احمد خطوانی (ابوحمزه)

بیت‌المقدس-سرزمین مبارک (فلسطین)

چهارشنبه، 30شوال 1440 هـ.ق/ 03 جولای2019م

برای بیشتر به پیوند زیر مراجعه کنید

ادامه مطلب...

حزب التحریر ولایه سوریه تظاهراتی را در شهر "کللی" در حومه ادلب به هدف محکوم نمودن آتش‌بس و خواستار بازنمودن جبهات، براه انداخت.

جمعه، 02 ذوالقعده 1440 هـ.ق/05 جولای 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

بخشی از تحلیل سیاسی هفته‌وار مسجد مبارک الاقصی

"تفاوت‌ها و شباهت‌های دو کنفرانس منطقه‌ای که در عین وقت برگذار شده اند چی است؟!"

ارایه کننده: مفکر سیاسی احمد خطوانی (ابوحمزه)

بیت‌المقدس-سرزمین مبارک (فلسطین)

دوشنبه، 28شوال 1440 هـ.ق/01 جولای 2019م

ادامه مطلب...

خطبه جمعه توسط شیخ ابی بهاء عودة

بیت‌المقدس-سرزمین مبارک (فلسطین)

جمعه، 02 ذوالقعده 1440 هـ.ق 05 جولای 2019م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش:

کنفرانس اقتصادی بحرین که توسط کوشنر اداره می‌شد، کارش را امروز پایان داد. کوشنر در بیانیۀ افتتاحیۀ این کنفرانس در المنامه گفت: «گردهمایی بحرین "معاملۀ قرن" نیست، بلکه فرصت قرن است.» (منبع: سایت عربی اسپوتنیک 25 جون 2019م) آیا این کنفرانس بخشی از معاملۀ قرن است؟ یا چنان‌که کوشنر گفت؛ این پروژه جدائی است. دیگر این‌که چرا در مورد محتویات این معامله چیزی منتشر نگردیده؟ و آیا کدام معلومات درزکرده‌ای در این خصوص وجود دارد؟ و تا چه حد ممکن است موفق باشد؟ جزاکم الله خیراً!

پاسخ:

برای روشن شدن پاسخ باید به بیان امور زیر پرداخت:

اول: کنفرانس بحرین

1. قصر سفید شام روز گذشته اعلان نموده که به زودی و در اوخر ماه آینده در پایتخت بحرین شهر المنامه گردهمایی اقتصادی را راه‌اندازی خواهد نمود که در آن بخش اقتصادی نقشۀ صلح دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا برای خاورمیانه را اعلان خواهد کرد. (منبع: سایت خاورمیانه 20 می 2019م)

2. کوشنر قبل از کنفرانس بحرین به تاریخ 22 جون 2019م جزئیات بخش اقتصادی نقشۀ صلح را اعلان نمود. این نقشه شامل در نظر گرفتن کمک‌های بین‌المللی به ارزش 50 میلیارد دالر برای نجات اقتصاد فلسطین و اقتصاد دولت‌های عربی همجوار آن به علاوه ساخت گذرگاهی برای تردد وسایط نقلیه میان کرانه غربی و غزه به ارزش پنج میلیارد دالر می‌شود. (منبع: فرانس 24،  24 جون 2019م)

3. کنفرانس بحرین، که به دعوت المنامه و واشنتن راه‌اندازی گردید، به تاریخ 25 جون 2019م برگزار شد. این کنفرانس زیر نام "کارگاه صلح برای شکوفایی و به هدف تشویق سرمایه‌گذاری در خاک فلسطین" دایر گردید. (منبع: سایت بی بی سی عربی 25 جون 2019م)

4. «جارید کوشنر مشاور و داماد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، "کنفرانس/کارگاه بحرین" را در المنامه افتتاح نمود. این یک گردهمایی تقویتی است که ویژۀ فلسطین است. کوشنر بعضی از جزئیات نقشۀ امریکا برای رشد اقتصادی کرانه غربی و غزه را اعلان نمود که مبلغ به آن 50 میلیارد دالر تخمین زده می‌شود. وی اشاره نمود که امکان افزایش تولید داخلی فلسطین و فراهم نمودن فرصت‌های کاری نیز وجود دارد.» (منبع: RT 25 جون 2019م)

5. کوشنر مشاور دنالد ترامپ گفت: «واشنتن به مجرد آماده شدن نقشه‌ای برای دستیابی به راه‌حل سیاسی، آن را 0اعلان خواهد نمود.» وی افزود: «کنفرانس بحرین نشان می‌دهد که مشکل خاورمیانه را می‌توان از طریق اقتصادی حل و فصل نمود.» کوشنر این اظهارات را پس از پایان فعالیت‌های کنفرانس اقتصادی بحرین که در المنامه برگزار شده بود، مطرح نمود. (منبع: سایت شبکه العالم 26 جون 2019م)

6.  در بیانیه پایانی چنین گفته شده: «شرکت کننده‌گان "کنفرانس صلح برای شکوفایی" در شام روز چهارشنبه خواستار رشد بهتر اقتصادی و سرمایه‌گذاری به نفع مردم فلسطین شدند تا باشد اقتصاد این کشور شکوفا شود. در بیانیه هم‌چنین گفته شده که این کنفرانس با خوشبینی‌های زیادی در خصوص رشد اقتصادی و افزایش سرمایه‌گذاری‌ها در فلسطین به پایان رسید. گفتگوهای روز اخیر کنفرانس بیشتر روی روند رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری به نفع مردم فلسطین و به هدف ایجاد شکوفایی اقتصادی و فرصت‌های متنوع در برابر آن متمرکز بود. در این گفتگوها روی تقویت نیروی کار از طریق ایجاد فرصت‌های کاری برای زنان و اهمیت ارتباط مداوم و فعال با جوانانی که بیشتر در معرض بی کاری قرار دارند نیز تمرکز صورت گرفت. هدف از نقشه اقتصادی که کوشنر روز سه شنبه ارائه نمود، این است که مبلغی به ارزش 28میلیارد دالر فلسطین سرمایه‌گذاری شود و مبالغ دیگری به ارزش 22 میلیارد دالر "بلا عوض و قرضه" در اردن، مصر و لبنان سرمایه‌گذاری شود، زیرا این‌ها دولت‌هایی استند که از بی‌جا شده‌گان فلسطینی میزبانی می‌نمایند.» (منبع: آژانس اناضول 21 جون 2019م)

به این ترتیب و از شواهد فوق چنین برمی‌آید که کنفرانس بحرین در حقیقت آغازی است برای زمینه‌سازی در جهت اعلان پروژه موسوم به "معاملۀ قرن". به عبارت دیگر؛ این مبالغ در اصل رشوتی است که ترامپ به اسلوب خودش برای حکام خائن عرب‌ و عجم‌ منطقه می‌پردازد تا برای عملی شدن این پروژه خونین ترامپ در سرزمین‌های خودشان زمینه‌سازی نمایند، بهتر نیست در این خصوص بیندیشند؟!

دوم: معامله قرن و دستاوردهای آن

1. امریکا پروژۀ تشکیل دو دولت مستقل در فلسطین را از سال 1959م، یعنی زمان حکومت ایزنهاور روی دست گرفت و عبدالناصر حاکم وقت مصر را تحریک نمود تا آن را عملی نماید. امریکا سازمان آزادی‌بخش فلسطین را نیز به همین هدف و به رهبری احمد شقیری در سال 1964م ایجاد نمود. پس از آن که شقیری سازمان یادشده را در پی شکست سال 1967م ترک نمود، انگلیس توانست توسط مزدورش ملک حسین و به کمک دولت‌های خلیج یاسر عرفات را در سال 1968م در رهبری سازمان آزادی‌بخش فلسطین قرار دهد. یاسر عرفات پیوسته خواستار عملی شدن راه‌حل انگلیس، یعنی تأسیس دولت فلسطینی سیکولار بود. او این خواسته را از زمان تأسیس گروه "فتح" در سال 1965م به کمک مزدوران یاد شده مطرح می‌نمود. اما عرفات پس از آن که سخت زیر فشار مزدوران امریکا به شمول انورسادات در مصر و حافظ اسد در سوریه قرار گرفت، دست از آن خواسته‌اش برداشته و خواهان عملی شدن راه‌حل امریکایی شد و به همین دلیل بود که اتحادیه عرب در سال 1974م، سازمان فتح را به صفت یگانه مرجع قانونی مردم فلسطین به رسمیت شناخت و در سازمان ملل نیز به رسمیت شناخته شد و به صفت عضو ناظر آن درامد. عرفات در سال 1988م رسماً اعلان نمود که رژیم یهود را به رسمیت می‌شناسد و پذیرفت که این رژیم 80% خاک فلسطین را اشغال نموده اند و این زمانی بود که برپائی دو دولت در فلسطین بر اساس راه حل مطرح شده توسط امریکا را رسماً قبول نمود و گفت: «دو دولت برای دو ملت در خاک فلسطین.» سپس توافق‌نامه اسلو را در سال 1993 امضاء نمود و اعلان کرد که اینک فلسطین به رهبری سازمان آزادی‌بخش دارای یک قدرت مستقل است، به شرط آن که با فرا رسیدن سال 1999م دولت مستقل فلسطینی تأسیس شود.

اما با آن هم امریکا در زمان کلنتن نتوانست این ادعا را عملی نماید. زمانی‌که جورج بوش پسر به قدرت رسید، اتحادیه عرب در سال 2002م پیشنهاد سعودی را پذیرفت و از آن به عنوان پیشگامی عربی یاد نمود. در این پیشنهاد گفته شده بود که دولت‌های عربی حاضر اند رژیم یهود را در صورتی‌که آنان دولت مستقل فلسطین را در کنارخود بپذیرند، به رسمیت بشناسند. امریکا پس از این پیشنهاد بود که پروژه نقشه راه را در سال 2003م راه‌اندازی نمود، نقشه‌ای که بر اساس آن باید با فرارسیدن سال 2005م برای فلسطین دولتی مستقل تأسیس گردد و هم‌چنین کمیته چهارجانبه خاورمیانه را تشکیل داد؛ اما با وجود آن هم نتوانست چنین دولتی را تأسیس نماید. امریکا در زمان حکومت اوباما با تمام توان سعی نمود مسأله راه‌حل تشکیل دو دولت مستقل را با از سرگیری مذاکرات در دو مرحله در سال های 2009م و 2013م عملی نماید، اما بازهم ناکام شد. به این ترتیب تمام رؤسای جمهور امریکا به نوبه خود سعی نمودند پروژه تشکیل دو دولت را عملی کنند؛ اما موفق نشدند. تا این که ترامپ از راه رسید و امریکا مطمئن شد که توان عملی نمودن پروژه یاد شده را ندارد، بناءً تصمیم گرفت آن را تبدیل یا تعدیل نماید. کانگرس امریکا در سال 1995م با صدور فیصله‌نامه‌ای، قدس را پایتخت رژیم یهود به رسمیت شناخته بود؛ اما آن تصمیم را بالای رئیس جمهور وقت الزامی نکرده بود و حق عملی نمودن آن را به رؤسای جمهور بعدی گذاشته بود، که هرکس از آنان در هر زمانی‌که خواسته باشن،د می‌توانند آن را عملی نمایند.

2. ترامپ این رویکرد را فوراً پس ادای قسم‌اش به صفت رئیس جمهور مطرح نموده گفت: راه‌حل تشکیل دو دولت مستقل، یگانه راه‌حل پایان دادن به بحران دولت یهود و فلسطین نیست، و اشاره نمود که او آماده است گزینه‌های دیگری را نیز روی دست گیرد، در صورتی‌که منجر به صلح گردد. ترامپ گفت: «اگر اسرائیل و فلسطینییان راضی باشند، من به راه‌حل تشکیل دو دولت و تشکیل یک دولت هردو توجه خواهم نمود؛ هر راه‌حلی را که آنان ترجیح دهند، من را خرسندخواهد نمود و هر دو راه‌حل برای من قابل قبول است.» (منبع: الجزیره 16 فبروری 2017م) پس از این سخنان بود که نشانه‌های رویکرد مورد نظر ترامپ بالاگرفت؛ چنان‌چه ترامپ سفارت امریکا را در ماه سپتمبر 2017م از تل ابیب به قدس انتقال داد. این بدان معنی است که ترامپ اعلان نمود که با قرارگرفتن قدس به عنوان بخشی از خاک رژیم یهود بر اساس رویکرد ترامپ، موافقت دارد. پس از این اقدام بود که ترامپ در مورد حل بحران میان فلسطین و یهود از طریق معامله نهائی و یا معامله قرن سخن گفت. سپس هر یک جارید کوشنر داماد و مشاور دونالد ترامپ و جیسون گرینبلات نماینده ویژه رئیس جمهور امریکا در خاورمیانه شروع به مروج نمودن توافق موسوم به توافق قرن نمودند. کوشنر در ماه فبروری 2019م برای جلب حمایت از این نقشه به بسیاری از کشورها سفر نمود، چنان‌چه با محمدبن سلمان ولیعهد سعودی دیدار کرد. هم‌چنین به تاریخ 27 اپریل 2019م در این خصوص با اردوغان ملاقات نمود؛ سپس با رهبران دولت‌های امارات متحده عرب، بحرین و عمان دیدار و گفتگو کرد. تمرکز این سفرهای روی جلب حمایت حکام منطقه از این نقشه بود. اداره حکومت ترامپ در ادامه وعده نمود که این نقشه جدید را در ماه سپتمبر 2018م به مجمع عمومی سازمان ملل تسلیم نموده و از طریق آن عملی خواهد نمود، اما این‌کار تا اوایل سال 2019م به تأخیر افتاد و دلیل آن؛ به تأخیر افتادن انتخابات رژیم یهود در ماه جولای 2019م بود و اینک تا ماه نومبر 2019م، یعنی تا پس از انتخابات یهود به تأخیر افتاده است.

ترامپ از نتانیاهوبه دلیل عدم پیروزی قاطع اش در دور اول "دلگیر" شد و نه به دلیل این که انتخابات به دور دوم رفت و این باعث شد که راه‌حل پیشنهادی‌اش، "معاملۀ قرن" به تأخیر افتد. «ترامپ در سخنانش در کنفرانس مطبوعاتی که قبل از سفر به انگلیس در مقابل قصرسفید مطرح نمود، اوضاع سیاسی در "اسرائیل" را، که نتانیاهو نتوانست حکومت جدید را قبل از پایان یافتن مهلت آن در روز چهارشنبه گذشته تشکیل دهد و به همین دلیل به جانب انتخابات جدید در ماه سپتمبر آینده روان است، چنین توصیف نمود: "اوضاع سیاسی اسرائیل درهم و برهم است." سپس افزود: "بیبی عملاً انتخاب شده بود، اما ناگهان تصمیم گرفتند انتخابات را به صورت کامل در ماه سپتمبر تکرار کنند، این اقدام بسیاربدی است و ما از شنیدن آن خرسند نیستیم.» (منبع: روسیه امروز 3 جون 2019م)

به این ترتیب بود که ترامپ با خرسندی تمام نقشه‌اش را آماده نمود و در هرکجا از آن یاد می‌نمود و گمان می‌برد که اگر حکام قبل از وی در عملی نمودن راه‌حل تشکیل دو دولت ناکام ماندند، او در راه‌حل جدیدش -"معاملۀ قرن"- موفق خواهد بود. اما واقعیت این است که این نقشه نیز به سان نقشه قبلی "تشکیل دو دولت" به ناکامی خواهد انجامید.

سوم: در خصوص این‌که چرا محتوای این معامله برملا نگردیده و این‌که آیا معلوماتی در مورد آن درز کرده یا خیر، باید گفت:

1. ترامپ فراموش می‌کند و یا خودش را به فاموشی می‌زند که فلسطین در دل‌های مسلمانان و افکارشان از جایگاه بزرگی برخوردار است و به همین دلیل است که هرگز این معامله را نخواهند پذیرفت، بلکه با جدیت و قاطعیت تمام آن را رد خواهند کرد. ترامپ گمان می‌کند پول‌های میلیاردی‌اش در این پروژه اقتصادی وی، به سازن زردکی خواهد بود که برای فریب دادن مردم فلسطین آن را به جانب‌شان پرداب نموده و آنان نیز فوراً موافقت خواهند نمود. به همین دلیل است که جزئیات آن را اعلان نکرد و کنفرانس بحرین را برای فضاسازی برای پذیرفتن معامله قرن‌اش از جانب مردم فلسطین پیشاپیش راه‌اندازی نمود.

2. در خصوص معلومات درزکرده در مورد معامله قرن باید گفت که بلی برخی معلوماتی در این خصوص درز نموده و به نظر می‌رسد که درز نمودن این معلومات، آگاهانه و هدف‌مندانه بوده، زیرا این معلومات با آماده‌گی‌هایی که برای معاملۀ قرن صورت می‌گیرد، نزدیکی زیاد دارد و بسیاری از این معلومات درزکرده توسط نشریه "یسرائیل هیوم" یهودی و به تاریخ 7 می 2019م منتشر شده. صاحب این نشریه فردی به نام "شیلدون ادیلسون" است و او یکی از بزرگ‌ترین حمایت کننده‌گان مالی تبلیغات انتخاباتی ترامپ بود و در عین حال به نتانیاهو نیز نزدیک است.

- توافقاتی‌که صورت خواهد گرفت: توافقی سه‌جانبه میان دولت یهود سازمان آزادی‌بخش و حماس صورت خواهد گرفت و بر اساس آن دولت فلسطینی تشکیل خواهد شد که از آن به نام فلسطین جدید یاد خواهد شد. این دولت در منطقه کرانۀ غربی و غزه، اما بدون شهرک‌های موجود یهودیان، تشکیل خواهد یافت.

- تخیلیه مناطق: تشکیلات شهرک‌سازی به حالت خودش باقی خواهد ماند و تشکیل‌های منفصل نیز با‌ آن پیوند خورده و با یک دیگر در ارتباط بوده و در اختیار رژیم یهود باقی خواهد ماند.

- قدس: به هیچ‌وجه تقسیم نخواهد شد و میان دولت یهود و فلسطین مشترک خواهد بود، با این تفاوت که ساکنین عرب قدس به عنوان اتباع/شهروندان فلسطین جدید معرفی خواهند شد و نه اتباع "اسرائیل". شاروالی/شهرداری قدس نیز فراگیر بوده و در برابر تمام قدس مسوول خواهد بود، بجز امور تعلیمی که فلسطین جدید مسوولیت آن را به دوش خواهد داشت و مالیه "أرنونا" (مالیاتی است که بالای استفاده کننده‌گان بناها و زمین‌ها وضع می‌شود) و مالیات آب را باید دولت فلسطین جدید بپردازد.

- غزه: مصر زمین‌های جدیدی را از خاک خود به فلسطین خواهد داد تا در آن به ساخت میدان هوایی/فرودگاه و کارخانه‌جات و تبادل اموال تجارتی و زراعتی بپردازد، اما مردم فلسطین حق اعمار مبانی مسکونی در این زمین‌‌ها را ندارند.

- اردو/لشکر: فلسطین جدید حق ندارد اردو/لشکر داشته باشد و یگانه سلاح موجود در آن؛ همان سلاح پولیس/بازرس است و بس. حماس باید تمام تسلیحات‌اش به شمول سلاح‌های فردی را جمع‌آوری نموده و به مصری‌ها تسلیم می‌کند. نظامیان حماس در بدل آن معاش/حقوق ماهانه‌ای را از جانب دولت‌های عربی دریافت خواهند نمود. یک سال پس از این توافق‌، انتخابات حکومت فلسطین راه‌اندازی خواهد شد و یک سال پس از برگزاری انتخابات، تمام اسراء به تدریج و در مدت سه سال آزاد خواهند شد.

در جریان پنج سال بندر و میدان‌هوایی/فرودگاه فلسطینی ساخته خواهد شد و تا آن زمان فلسطینیان از میدان‌های هوایی و بندرهای "اسرائیل" استفاده خواهند نمود. مرزها میان فلسطین و دولت یهود به عنوان دو دولت دوست بازخواهد بود. پلی آویزان/ معلق به ارتفاع 30 متر از سطح زمین جهت پیوند دادن غزه به کرانه ساخته می‌شود و کارساخت آن به یک شرکت چینی واگذار خواهد شد، که چین در آن 50%، جاپان 10% کوریای جنوبی 10% استرالیا 10% استرالیا 10% کانادا 10% و امریکا و اتحادیه اروپا با هم 10% سهم خواهند گرفت. "غور" اردن هم‌چنان در اختیار "اسرائیل" خواهد بود و سرک/جاده 90 تبدیل به سرک/جاده‌ای متشکل از چهار خط خواهد شد که نیمی از آن زیر اشراف "اسرائیل" و نیم دیگر در اختیار و زیر اشراف فلسطینیان خواهد که فلسطین را با اردن وصل می‌دهد، وغیره مواردی که تا کنون درزنموده.

هرچند این معلومات درزکرده رسماً منتشر نگردیده، اما چگونه‌گی درزنمودن آن و این‌که توسط یک روزنامه یهودی، که مالک آن "شیلدون ادیلسون"، یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی تبلیغات انتخاباتی ترامپ و از نزدیکان به نتانیاهو می‌باشد، به خوبی بیانگر اراده و خواست ترامپ و علاقمندان اوست. این نیز بسیار روشن است که این معلومات درزکرده آن‌قدر آلوده با خیانت در حق سرزمین مبارک است که پذیرفتن آن حتی برای حکام خاین عرب و عجم نیز سنگینی نمود. این حکام مسأله تشکیل دو دولت را پذیرفتند، در حالی‌که آن نیز طرحی آشکارا خائنانه است، زیرا سراسر خاک فلسطین بخشی از سرزمین پهناور اسلامی است، که بدون هیچ‌گونه کوتاهی در مورد حتی یک وجب آن باید به اهل آن سپرده شود و در غیر آن خیانت صورت گرفته، چه رسد به پذیرفتن تشکیل دو دولت، که منجر به از دست رفتن بیشتر خاک فلسطین می‌شود؟! اما حکام خائن عرب و عجم این راه‌حل را پذیرفتند و شروع به توجیه آن کردند که بر اساس آن بخشی از یک دولت و علم برای‌شان باقی خواهد ماند و به آن افتخار خواهند نمود! اما معامله ترامپ (معامله قرن) هیچ چیز قابل ذکری برای شان باقی نمی‌گذارد. کوشنر مشاور ترامپ در اظهاراتی گفت: «معامله قرن ممکن است قضیه تشکیل دو دولت را در خود نداشته باشد، همچنان که قدس پایتخت ابدی "اسرائیل" خواهد بود.» (منبع: بی بی سی 2 می 2019م) حتی "شهرک‌های" کرانه نیز، بر اساس این معامله، باقی مانده کرانه را، که از 12% آن فراتر نمی رود، به مرور زمان به خود می بلعد و این بخشی است که زیر سلطه نظامی دولت یهود قرار دارد.

چهارم: در مورد این‌که این "معامله ترامپ" تا چه اندازه شانس موفقیت دارد، باید گفت که هیچ شانسی ندارد، زیرا حتی طراح این معامله، با وجود سر و صداهایی‌که راه انداخته بازهم انتظار ناکام ماندن آن را دارد. «ترامپ نیز گفته که ممکن است پامپئو وزیر خارجه‌اش در ارزیابی خویش مبنی بر این‌که نقشه پیش روی اداره حکومت امریکا برای صلح در خاورمیانه احتمالاً به ناکامی بینجامد، مستحق باشد. روزنامه "واشنتن پست" پیش از آن به نقل از پامپئو گفته بود که وی خطاب به گروهی از رهبران یهود در نیویارک گفته بود؛ ممکن است نقشه‌ای که طرح آن بسیار به تعویق افتاد زیاد مورد استقبال قرار نگیرد.» (منبع: تایمز اوف "اسرائیل" 3 جون 2019م) 

حماقت ترامپ به او اجازه نمی‌دهد به این واقعیت پی ببرد که فلسطین خرید و فروش نمی‌شود، زیرا این سرزمین قبله نخست مسلمانان است، مسجد آن سومین مسجدی است که بار سفر بستن به جانب آن از پاداش خاصی برخوردار است و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم از این سرزمین صورت گرفته. ترامپ به دلیل حماقتی‌که دارد، نمی‌داند لشکر مسلمانان به زودی و به خواست الله متعال این سرزمین را در حالی آزادی خواهد نمود که فریاد تکبیرهای لشکریان به آنان نیروبخشیده و سایۀ بیرق عقاب (لااله الله محمد رسول الله) بر سرشان سایه می‌افگند. گرچه ترامپ امروز از میان حکام مسلمانان و اطرافیان آنان کسانی را یافته اند که به مال کثیف دل بسته‌اند؛ اما فردا از جانب مسلمانان چیزی بجز شمشیرهای خلافت نخواهد دید که به خواست الله متعال برای جنگیدن با یهود و حامیان استعمارگر کافرشان از غلاف‌ها بیرون کشیده شده و فلسطین را از شر یهودیان و حامیان‌شان آزاد خواهد نمود. چنان‌که قبلاً از شر صلیبیان آزادش نموده بود و بدون شک این فردا برای صاحبان درک و درایت بعید نیست و شواهد آن را به خواست الله سبحانه وتعالی در هر کجا می‌توان حس نمود. مسلم در صحیح خویش از ابوهریره روایت نموده که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يُقَاتِلَ الْمُسْلِمُونَ الْيَهُودَ فَيَقْتُلهُمْ الْمُسْلِمُونَ»

ترجمه: قیامت برپا نخواهد شد تا آن زمان که مسلمانان با یهودیان به جنگ پرداخته و مسلمانان آنان را به قتل رسانند.

الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ﴾ [ص: 88]

ترجمه: مطمئناً خبر آن را پس از مدتی درخواهید یافت.

مترجم: عبدالله دانشجو

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

به جواب خالد صدقی عوراتی

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

برادر محترم امیر حزب التحریر، الله سبحانه و تعالی شما را حفظ نموده و در تمام امور خیر، موفق گرداند!

سوال اول:

آیا در بین دو عبارت ذیل تناقض وجود دارد و یا این‌که در عبارت دوم کدام عبارت و جمله‌ای محذوف است؟

عبارت اول: همان عبارتی است که در بحث فسخ شرکت در کتاب نظام اقتصادی چنین بیان شده است: "به مرگ یکی از دو شریک، دیوانه شدن آن، محجور و ممنوع قرار گرفتن‌اش از تصرف به دلیل سفاهتی‌که به آن عارض گردیده و یا با فسخ یکی از شرکاء وقتی‌که در شرکت فقط دو شریک باشند، عقد شراکت باطل می‌شود؛ زیرا عقد شراکت مانند عقد وکالت یک عقد جائز بوده که با بروز این حالات شراکت باطل و عقد کاملاً منحل می‌گردد؛ اگر یکی از شرکاء فوت نمود و بعد از مرگ آن وارثی باقی ماند، وارث می‌تواند که به اجازۀ شریک دیگر همان عقد شراکت را ادامه و یا خواهان تقسیم گردد؛ اگر یکی از شرکاء خواهان فسخ شراکت گردید بر شریک دیگر لازم است که از خواست آن اجابت نموده و شراکت را فسخ نماید؛ اما زمانی‌که شرکاء بیشتر از دو نفر بودند و در این صورت یکی از شرکاء در خواست فسخ شراکت را نمود و باقی شرکاء تصمیم به بقاء و ادامه شرکت را داشتند، شراکت در قسمت همان یک نفری‌که خواهان فسخ گردیده، فسخ شده و در قسمت دیگر شرکاء باقی می‌ماند."

عبارت دوم: عبارتی است که در بحث انحلال شرکت تضامنی و تفاوت شرائط آن با شرکت‌های اسلامی در کتاب نظام اقتصادی چنین آمده است: "و برای شریک این حق است که هر وقتی خواسته باشد شرکت تضامنی را ترک نموده خواه دیگر شرکاء موافقت کنند و خواه موافقت نکنند، شرکت به مرگ یکی از شرکاء، محجور قرار دادن آن از تصرف منحل نشده؛ بلکه شراکت همان یک نفری‌که خواهان فسخ گردیده است فسخ شده و شراکت باقی شرکاء به حالت خود باقی می‌ماند این در صورتی است که شراکت بین بیشتر از دو نفر منعقد گردیده باشد."

سوال دوم:

در مورد انحلال شرکت تضامنی چنین آمده است: "وقتی شرکاء بر انکشاف و توسعۀ شرکت اقدام نمودند؛ خواه این توسعه به اساس سرمایه باشد و یا با اضافه نمودن تعداد شرکاء ایشان صلاحیت مطلق را داشته هر طوری خواسته باشند می‌توانند در این مورد تصرف کنند." آیا توافق شرکاء با افزودن سرمایه و یا اضافه نمودن تعداد شرکاء جدید، باعث فسخ شرکت و تجدید عقد قرار داد جدید می‌شود یا خیر؟

 سوال سوم:

در عبارت فوق‌الذکر تصریح شده است: "اگر یکی از شرکاء فوت شد و وارثی بعد از آن باقی ماند برای وارث جائز است که شراکت را ادامه داده و شریک آن را اجازه شرکت دهد و هم‌‍چنان برای وارث حق در خواست فسخ است." معنی ادامۀ شرکت چیست و مشخصاً صلاحیت‌های آن چی بوده مخصوصاً وقتی شخص متوفی مضارب و یا صاحب مال بوده باشد؟ آیا دوام شرکت مضاربت با وارثی‌که از جانب دیگر ورثه وکالت دارد جائز است و یا این‌که باید شرکت فسخ و مجدداً منعقد گردد؟

الله سبحانه و تعالی در عمرتان برکت عنایت فرموده و خیر کثیری نصیب شما گرداند!

جواب:

 وعلیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

 اولاً سه سوالی‌که در مورد دو مسأله از کتاب نظام اقتصادی مطرح نمودید:

 موضوع اول که در باب فسخ شرکت بیان گردیده است:

"شرکت در عقود شرعاً جائز و با مرگ یکی از شرکاء، دیوانه شدن، ممنوع قرار دادن آن از تصرف به دلیل سفاهتی‌که عارض گردیده و یا با فسخ یکی از دو شریک منحل می‌شود، وقتی شراکت در بین دو نفر باشد به خاطری‌که شراکت یک عقد جائز است با بروز این حالات منحل می‌گردد مانند عقد وکالت؛ اما در صورتی‌که در عقد شراکت دو نفری، یکی از شرکاء فوت گردد و بعد از آن وارث باقی ماند وارث می‌تواند با توافق و رضایت شریک اول، شراکت را ادامه داده و می‌تواند شراکت را فسخ کند. هم‌چنان وقتی یکی از دو شریک در خواست فسخ شراکت را نمود بر شریک دیگر لازم است که در خواست آن را قبول کند؛ اما زمانی‌که شرکاء بیشتر از دو نفر بودند و یکی از شرکاء در خواست فسخ شراکت را نمود و باقی شرکاء علاقه‌مند به بقاء و دوام شرکت بودند شرکت در قسمت همان یک نفر فسخ و در بین باقی شرکاء تجدید می‌گردد؛ مگر ‌ فسخ در بین شرکت مضاربت و دیگر شرکت‌ها متفاوت است؛ زیرا در شرکت مضاربت وقتی کارگر تقاضای فروش و صاحب مال تقاضای تقسیم مال را نماید به تقضای کارگر ترجیح داده شده مال به فروش می‌رسد؛ زیرا حق کارگر در فائده بوده و فائده زمانی ظاهر می‌گردد که مال به فروش رسد؛ اما در دیگر انواع شراکت، وقتی یکی از طرفین عقد در خواست تقسیم و دیگر تقاضای فروش آن را داشت، در خواست تقسیم ترجیح داده شده، نه در خواست فروش آن."

 مسألۀ دوم در مورد شرکت تضامنی است:

شرکت تضامنی (عقدی است که بین دو و یا بیشتر از دو نفر به هدف تجارت تحت عنوان مشخصی به میان می‌آید و همه اعضاء آن به پرداخت وام‌ها/دیون شرکت متعهد می‌گردند؛ بدون این‌که قید و محدودیتی داشته باشد. به همین دلیل هیچ یک از شرکاء حق ندارد که از حق و سهم خود به نفع دیگری بگذرد؛ مگر به اجازۀ کل شرکاء. شرکت تضامنی به مرگ یکی از شرکاء و یا با ممنوع قرار دادن آن از تصرفات به دلیل بعضی عوامل عارضی و مفلس شدن یکی از شرکاء منحل می‌گردد. در این شرکت تمام شرکاء مکلف به پایبندی تمام تعهدات شرکت در برابر غیر می‌باشند و مسئولیت شریک در این نوع شرکت محدود نبوده؛ پس هر شریک به تنهائی خود مکلف به پرداخت وام‌ها/دیون این شرکت می‌باشند، نه تنها از سرمایۀ شرکت؛ بلکه از اموال شخصی خود باید دیون شرکت را هر طوری شده پرداخت نمایند، زمانی‌که سرمایۀ شرکت برای باز پرداخت دیون شرکت تکافو نکرد شریک مکلف است که از اموال شخصی خود دیون شرکت را پرداخت نموده و این شرکت اجازه نمی‌دهد که برنامۀ شرکت از همان مرحلۀ ابتدائی‌اش توسعه یابد. این شرکت از اشخاص کمی به وجود می‌آید که هرکدام نسبت به یکدیگر باید اعتماد کامل داشته و هم‌دیگر را به صورت درست بشناسند، در این نوع شرکت مهم‌ترین عنصر، شخصیت شریک است نه به این اعتبار که شخص پول‌دار بوده؛ بلکه از این جهت که تأثیرگذاری آن در جامعه چی قدر است؟ این نوع شرکت یک شرکت فاسد است؛ زیرا شروطی‌که در این نوع شرکت وضع گردیده با شروط شرکت‌های اسلامی در تضاد است؛ زیرا حکم شرعی این است که در شرکت‌های تجارتی شرطی نمی‌تواند وضع گردد که شخص را از تصرفات مالکانه‌اش بازد دارد و هم‌چنان در شرکت‌های اسلامی شرکاء می‌توانند که شرکت‌شان را با زیاد ساختن سرمایه یا با اضافه نمودن شرکاء توسعه دهند و شرکاء می‌توانند که هرنوع تصرفی را خواسته باشند انجام دهند. در اسلام شریک مسئولیت ندارد که بیشتر از سهم خودش قرض‌های شرکت را پرداخت نماید، به همین ترتیب در شرکت اسلامی هر شریک هر وقتی خواسته باشد می‌تواند شرکت خودش را بدون موافقۀ شرکاء دیگر فسخ نماید، شرکت در اسلام به فوت یکی از شرکاء و یا محجور قرار گرفتن آن منحل نشده؛ بلکه تنها در حصۀ همان شریک فسخ و در قسمت دیگر شرکاء در صورتی‌که شرکاء بیشتر از دو نفر باشند، شرکت بر حال خودش باقی می‌ماند. این موارد شرائط شرعی هستند که شرط‌های شرکت تضامنی در تضاد با این شرائط قرار دارد، شرائط شرکت تضامنی شرائطی هستند که عقد شرکت را فاسد ساخته و برای انسان مسلمان جائز نیست که در چنین شرکت غیر شرعی و فاسد شریک گردد.)

 جواب سوال اول:

 مواردی‌ را که از نظر شما در دو عبارت کتاب نظام اقتصادی تعارض و تناقض دارد مشخص نساختید؛ اما طوری‌که به نظر می‌رسد منظور شما بین دو عبارتی است که در باب فسخ شرکت شرعی و شرکت تضامنی چنین به کار رفته است: "شرکت‌ از جمله عقودی است که شرعاً جائز بوده و با مرگ یکی از دو شریک، دیوانه شدن آن، محجور قرار گرفتن‌اش به دلیل بی‌خردی/سفاهت و یا با فسخ یکی از شرکاء باطل شده و از بین می‌رود، این در صورتی است که شرکت بین دو  نفر منعقد گردیده باشد؛ زیرا این عقد یک عقد جائزی بوده که در این حالات از بین می‌رود مانند عقد وکالت. شرکت با مرگ یکی از شرکاء، ممنوع قرار دادن آن از تصرف، منحل نشده؛ بلکه شراکت همان شخص متوفی و محجور فسخ شده و در قسمت دیگر شرکاء شرکت بر حال خودش باقی می‌ماند و این در صورتی است که شرکت بین بیشتر از دو نفر منعقد شده باشد"؛ پس در عبارت اول گفته شده که شرکت به مرگ یکی از شرکاء باطل می‌شود؛ ولی در عبارت دوم گفته شده که به مرگ یکی از شرکاء منحل نمی‌شود؛ پس این دو عبارت چطور با هم جمع می‌شوند؟

 دقیقاً هیچ نوع تناقضی در این دو عبارت نبوده؛ بلکه برعکس در بین این دو عبارت انسجام و توافق کامل وجود دارد؛ زیرا در عبارت اول آمده است: "شرکت از عقودی است که شرعاً جائز و با مرگ یکی از شرکاء، محجور قرار گرفتن آن به دلیل بی‌خردی/سفاهت و با فسخ یکی از ایشان باطل می‌شود و آن زمانی است که شراکت در بین دو نفر منعقد شده باشد؛ زیرا عقد شراکت یک عقد جائز بوده که با بروز این حالات از بین می‌رود و مانند عقد وکالت در این حالات باطل می‌شود." این عبارت از شرکتی صحبت می‌کند که در بین دو شخص باشد که با مرگ یکی از دو شریک شرکت پایان می یابد؛ زیرا عقد شرکت کمتر از دو نفر نمی‌تواند باشد که این مسأله واضح است.

 اما عبارت دوم: "شرکت با مرگ یکی از شرکاء، محجور قرار دادن آن منحل نشده؛ بلکه تنها شراکت آن فسخ می‌گردد و شراکت دیگر شرکاء بر حال خود باقی مانده و این در صورتی‌ است که شرکت بین بیشتر از دو نفر باشد." این عبارت از شرکتی صحبت می‌کند که در بین بیشتر از دو نفر مثلاً پنج یا شش نفر باشد.

در صورتی‌که بین دو عبارت فوق‌الذکر تعارض دیده شود برای رفع آن موارد، فوقاً را ذکر نمودیم اما اگر تعارض بین دو عبارت ذیل دیده شود:

"وقتی‌ چند نفر باهم شریک باشند و یکی از آن‌ها فسخ شراکت را در خواست کند و باقی شرکاء به بقاء آن راضی باشند، شرکت در قسمت همان یک نفر فسخ و در قسمت باقی شرکاء تجدید می‌گردد."

"شرکت با فوت یکی از شرکاء محجور قرار گرفتن آن منحل نشده؛ بلکه شراکت همان یک نفر فسخ و شراکت دیگر شرکاء به حال خود باقی و این حالتی است که شراکت بین بیشتر از دو نفر باشد."

بین این دو عبارت هم تعارض دیده نمی‌شود؛ زیرا عبارت اول از فسخ شرکت، از جانب یکی از شرکاء صحبت دارد و این فسخ بر کل عقد تأثیر دارد؛ زیرا شرکاء بعضی وکالت بعضی دیگر را دارند وقتی‌ یکی از آن‌ها عقد شراکت را فسخ کند بر تمامی عقد از جهت این‌که این عقد، عقد وکالت است تأثیرگذار است؛ چنان‌چه یکی از شرکاء وکالت خود را از باقی شرکاء گرفته و می‌خواهد که آن‌ها هم وکالت خود را از آن بگیرند؛ یعنی بر عقد وکالت حالتی آمده که تأثیرگذار است؛ پس لازم است که باقی شرکاء در صورتی‌که خواهان ادامه شراکت باشند، عقد را تجدید نمایند.

 اما عبارت دوم از مرگ یکی از شرکاء و محجور قرار دادن صحبت دارد این حالت با حالت فسخ فرق می‌کند؛ زیرا در این حالت فسخ و محجور قرار گرفتن از جانب متوفی صورت نگرفته؛ بلکه با مرگ آن عقد وکالت کاملا به پایان رسیده و هم‌چنان با محجور قرار گرفتن شخص به صورت کلی از تصرفات ممنوع شده است و این حالت اثری بر عقد وکالت که بین دیگر شرکاء است ندارد؛ زیرا عاملی‌که بر عقد وکالت اخلال وارد کند وجود ندارد به همین دلیل وقتی‌که دلیل بیرون شدن یکی از شرکاء، مرگ و یا محجور قرار گرفتن آن باشد عقد در بین دیگر شرکاء باقی مانده و به تجدید عقد نیاز ندارد.

1-       اما نسبت به سوال دوم باید گفت، توسعه‌ای شرکت به یکی از دو چیز صورت می‌گیرد:

ا – با افزائش سرمایه‌ای شرکاء و یا با افزائش بعضی شرکاء جدید، و این حالت نیازی به فسخ عقد شراکت نداشته؛ زیرا این حالت بر عقد شراکت اخلالی وارد نکرده و عقد بین اعضای شرکت به همان حالت قبلی‌اش باقی می‌ماند؛ اما در قسمت افزائش سهام‌شان در سرمایه طبق توافق شرکاء مفاد و فائدۀ شان نیز به اندازۀ سهام‌شان افزوده شده و این ماده بر مواد قبلی قرارداد شرکت افزود می‌گردد.

ب- با افزودن شرکاء جدید نیز نیازی به فسخ عقد شراکت نبوده؛ زیرا در این حالت نیز حالتی‌که بر عقد شراکت اخلالی وارد کند به وجود نیامده وعقد در بین اعضای شرکت باقی می‌ماند. وقتی شرکاء به ادامه شرکت با شرکاء جدید توافق کردند مطابق به رضایت و شروط سهام و فوائدشان، شرکت ادامه پیدا کرده و سهام شرکاء قدیم در سرمایه تعدیل شده و هم‌چنان مفادشان نیز تعدیل می‌گردد و این ماده در ادامۀ قرارداد قبلی ذکر می‌شود در این صورت لازم است که شرکاء قدیم بر شراکت شرکاء جدید موافقه نمایند.

خلاصه این‌که شرکت منعقده به دلیل افزائش سرمایه و یا پیوستن شرکاء جدید تا وقتی‌که به موافقۀ شرکاء قدیم باشد از بین نمی‌رود

اما نسبت به سوال سوم شما:

عقد شراکت با مرگ یکی از شرکاء از بین رفته و این عقد از باب وکالت است. مرده با مرگ‌اش از اعطاء وکالت و اخذ وکالت خلاص می‌شود؛ یعنی وقتی مرده صاحب مال باشد دادن وکالت برای شریک از جانب آن به پایان می‌رسد، وقتی متوفی کارگر باشد گرفتن وکالت آن نیز از بین می‌رود به این ترتیب شرکت متوفی منحل شده و باطل می‌شود بدون تفاوت بین این‌که صاحب مال باشد و یا کارگر؛ بناء لازم نیست که شرکت متوفی بعد از مرگ‌اش فسخ گردد؛ بلکه به صورت طبیعی شرکت آن از بین می‌رود.

 در مرگ شریک حق آن برای ورثۀ آن انتقال نموده و ورثه بین دو حالت مخیر است:

 ا- می‌توانند که خواهان تقسیم شرکت گردند؛ یعنی سرمایه را به صاحب آن بدهند و خواهان تقسیم فائده گردند و برای کارگر فائدۀ حاصله را پرداخت نمایند.

 ب- می‌توانند که با موافقۀ شریک دیگر به ادامۀ شرکت بپردازند؛ معنی ادامۀ شرکت این است که از جانب شریک زنده تصمیم ادامۀ شرکت با وارث شریک متوفی گرفته شود و مطابق با شروط سابق با وارثین شریک متوفی عقد جدیدی بسته شود و وارث قائم مقام شریک متوفی قرار می‌گیرد؛ اگر شریک متوفی صاحب مال بوده باشد وارث آن صاحب مال قرار می‌گیرد و اگرکارگر باشد کارگر قرار می‌گیرد؛ ولی شریک زنده به همان جایگاه قبلی‌اش باقی می‌ماند؛ اگر صاحب مال باشد همان صاحب مال است و اگر کارگر باشد به همان صفت کارگری خود باقی می‌ماند. با در نظر داشت این‌که فائدۀ کارگر باید محاسبه شده و مفاد آن در سرمایه گذاشته شود که در این حالت کارگر نیز یک سهمی در سرمایه پیدا کرده د و در یک بخشی از شرکت صاحب مال می‌شود، طبیعی است که در ادامۀ شرکت باید چند چیز رعایت گردد:

 - یکی این‌که مال شرکت باید پول دینار و درهم و یا پول نقد باشد؛ پس در این حالت عقد جدید با وارث آسان است.

 - حالتی‌که یک قسمت از مال شرکت جنس و یک قسمت آن نقد باشد که در این صورت جزئیات فقهی زیادی در مورد چگونگی سنجش جنس به پول و چگونگی ادامۀ شرکت وجود دارد که این جزئیات در کتاب‌های فقهی وجود داشته کسی‌که می‌خواهد به این کتاب‌ها رجوع کند.

-  هم‌چنان باید تغییری‌که در سهام شرکاء آمده است باید رعایت شود، وقتی‌ فائدۀ سرمایه از شرکت سابق به سرمایۀ جدید افزوده شده و یا فائدۀ کارگر از شرکت سابق به سرمایۀ جدید افزوده شود در این حالت نیز باید محاسبه و رعایت گردد.

 امیدوارم که همین قدر به جواب سوالات شما کافی و بسنده باشد. 

برادرتان عطاء بن خلیل ابورشته

28 رمضان 1440هـ.ق

2 می 2019م

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

خانواده: کشتی ای که دستخوش امواج گردیده؛ کجاست ساحل نجات؟

(ترجمه)

مفاهیم فاسدی در جامعه شایع گردیده که روابط افراد را بر مبنای مصلحت ها و منافع استوار ساخته و پیوند های افراد جامعه را زیر پا نموده و آن ها را در میان یکدیگر بیگانه ساخته است که از مهم‌ترین نتایج آن برای خانواده؛ جدایی و دور ساختن اعضای آن از همدیگر می‌باشد.

باد های این نظام حاکم که بالای جهان حاکمیت می‌کند، بالای تمام روابط وزیده و مفاهیم زندگی را تغییر داده اند و پیوند مستحکمی که زن و شوهر را تا مدت طولانی با همدیگر ارتباط می‌دهد را به عنوان کتاب قراردادی ساخته است که فصل های آن را: فراهم ساختن خانه ای زیبا، موتر/اتوموبیلی مجلل و خانمی که در بیرون از خانه کار کرده تا شوهرش را در تامین نیازمندی های بی پایان زندگی همکاری نماید، تشکیل می‌دهند.

و به سبب یک اختلاف کوچک و ناچیز، گره این پیوند از هم گسیخته، روابط  نابود شده و نظام خانواده طوری از هم می‌پاشد که هیچ ارزشی برای همنشینی، دوستی و محبت داده نمی‌شود.

همین طور معیار های انتخاب همسر از: "کسی که از دینداری اش راضی شدید" و از "با انتخاب خانم دیندار خود را رستگار بگردان" به: "کسی که قصر و موتر/اتوموبیل دارد" و به "کسی که کار می‌کند و در تامین مخارج خانه سهم می‌گیرد" تغییر یافته اند؛ تا تبدیل به معیار های سست و ضعیفی که در برابر کوچکترین فشار و مشکلات نابود شوند.

(مصلحت و فایده مادی) به یک عنوان بزرگ و درشت در نزد مردم مبدل شده که روابط را رهبری می‌کند و همچنان ارزش های به ظاهر بزرگ دیگری در جامعه مثال زده می‌شوند که مردم بخاطر تامین آن ها، در سایه این نظام فاسد سرمایه داری، دنبال خواسته هایی که هیچ گاه به پایان نمی‌رسند، همواره می‌تپند و در اقیانوس خواسته ها، شهوات و تمایلات شناور هستند و بخاطر به دست آوردن مقدار زیادی از آن ها در این اقیانوس غوطه می‌زنند.

آنان به مانند کشتی هایی هستند که در اقیانوسی متلاطم حرکت نموده و امواج خشمگین آن ها را در خود فرو برده و به این سو و آن سو پرتاب می‌کند، مسافرین این کشتی خسته و درمانده نَفَس های خود را حبس کرده و به دنبال ساحلی می‌گردند تا کشتی شان در آنجا لنگر اندازد؛ یعنی ساحل نجات! و از سوی دیگر دزدان دریایی همواره مراقب این اقیانوس ها بوده و تلاش می‌کنند تا کشتی ها و مسافرین آن ها غرق نمایند و شب و روز بخاطر این کار نقشه می‌سازند ولی مسافرین کشتی ها با چشمانی سرگشته و حیران این سوال را می‌پرسند که چه وقت و چگونه نجات خواهیم یافت.

ما جوامع بشری را اینگونه می‌بینیم و آنچه را که برای خانواده ها در سایه این نظام وحشی و غیر متمدن اتفاق می افتد و انسانیت را از طریق جنگ ها، بلاها، فقر و گرسنگی در معرض نابودی قرار داده است، به همین کیفیت مشاهده می‌کنیم.

نظام دزدان دریایی برای نابودی بشریت کمر بسته است و هیچگاه زندگی آرام و بقا را برای انسان ها نمی‌خواهد، کارش پیوسته و دوامدار است، نه خسته می‌شود و نه هم درمانده، انسان ها را کشته و خون ها را می‌ریزد، این نظام -به زعم خودش- در برابر تروریزم و تروریستان می‌جنگد و آیا تعبیرش از تروریزم غیر از اسلام چیز دیگری هم است؟ و از سویی دیگر فرهنگ خود را از راه های گوناگون در جوامع پخش می‌کند.

و همچنان غلامانی دارد که این نظام را تطبیق نموده و شب و روز بخاطر بقای آن کار می‌کند، رسانه های این نظام  نیز آنچه را که برای شان دیکته می‌شود را ترویج می‌دهند، نظام تعلیمی اش نیز بر مبنای نهادینه ساختن مفاهیم این نظام در میان نوجوانان، سازمان ها و انجمن ها فعالیت می‌نماید تا از طریق آن افکار زهرآگین خودش را پخش نماید.

این نظام دزدان دریایی به سرعت در حال حرکت است تا مفاهیم باقی مانده اسلام را نیز از بین برده و خانواده ها را در جهنم مفاهیم نظام سرمایه داری و سکولاریزم غربی چنان غرق نماید تا زیربنای خانواده مسلمان را نابود ساخته و چنان در اقیانوس جهالت و تاریکی ها داخل نموده و گمراه سازد که هیچ گاه به ساحل نجات رهنمون نشود.

آنچه که پدران و فرزندان از یک جدایی ترسناک و جفای بزرگ رنج می‌برند؛ نتیجه چیزی است نه بالای روابط آن ها سایه افکنده و از خطری فراگیر هشدار می‌دهد و این پیوندی که برای مدت های طولانی خانواده مسلمان را با همدیگر ارتباط داده بود را تهدید می‌کند و آن را در مسیر آنچه که خانواده ها در غرب از جدایی و پراکندگی رنج می‌برند، قرار بدهد! تا هر فرد دنیای خاص خودش را داشته و از سایر اعضای خانواده بی خبر باشد، و تنها چیزی که آن ها را یکجا می‌سازد؛ زمان صرف غذا و یا رفتن به اتاق خواب- در بهترین حالت- باشد.

اندوه فراوانی وجود همه ما را فراگرفته که قلب ها از شنیدن آن پاره می‌شوند، پس این بیهودگی و ضیاع وقت، که فرزندان مسلمانان در آن به سر می‌برند، به یک راه حل عاجل نیاز دارد تا از طریق آن از چنگال سکولاریزم وحشی نجات یابند.

جوانانی که در تقوا و طاعت الله سبحانه و تعالی تربیت یافته اند، سکولاریزم آن ها را چنان تغییر داده است که در آغوش گمراهی قرار گرفته و در پی شهوات دویده و چنان به تمایلات و هوای نفس پاسخ مثبت بدهند نه به طور کامل احکام الله سبحانه و تعالی نادیده بگیرند!.

کسی که بال فروتنی را در برابر والدین پهن نموده و در جستجوی رضایت آن بوده و همانگونه که او را در کودکی تربیت نموده بودند، برای شان دعای رحمت می‌نمود را به شخصی مبدل ساخته است که نافرمانی والدین خود را نموده، در برابرشان بی تفاوت بوده و در بسا اوقات آن ها را به خانه سالمندان بیندازد.

و همچنان کسی که به طور پیوسته جهت پیوند صله ارحام تلاش نموده و بخاطر انجام اعمال خیر و کسب پاداش، در انتظار مناسبت هایی می نشست تا آن ها را انجام دهد به کسی مبدل گشته است که این مناسبت ها را فرصتی برای ملاقات خویشاوندان قرار میدهد.

این چه وضعیتی است که امت اسلامی بعد از آن که دین از صحنه زندگی خارج گردید، دچار آن شده است؟ این چه حالتی است که امت اسلامی را در مسیر آنچه که در غرب از پراکندگی، بی تفاوتی و زندگی آشفته جریان دارد، قرار داده است؟.

ما فریاد یاری طلبی را به تمام مسلمانان سر می‌دهیم که: خانواده را دریابید! زیرا خانواده همان هسته ای است که با اصلاح آن، جامعه اصلاح شده و با فاسد شدن آن، جامعه فاسد می‌شود.

چگونه در مورد زندگی در سایه احکام اسلام و از سرگیری زندگی اسلامی آگاهی یابیم در حالیکه فرزندان و جوانان ما- کسانی که ستون تغییر جامعه هستند- در میان گردبادی که آنان را از هر سو فرا گرفته، سرگشته و حیران هستند؟

چگونه در آرزوی فردای درخشانی که شریعت الله سبحانه و تعالی آن را توسط احکام عادلانه اش روشن می‌سازد، باشیم در حالیکه تارهای عنکبوت های کشنده فرزندان و همسران ما را احاطه کرده و چنگال های شان را چنان به دور آن ها فشار می‌دهند تا طعمه های آسانی برای نقشه های شوم شان باشند.

از عبدالله بن عمر روایت شده که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «أَلاَ كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، فَالأَمِيرُ الَّذِي عَلَى النَّاسِ رَاعٍ، وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ، وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ، وَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَى بَيْتِ بَعْلِهَا وَوَلَدِهِ، وَهِىَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ، وَالْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَيِّدِهِ، وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ، أَلاَ فَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ». (مسلم/1829)

ترجمه:«هر کدام از شما مسئول است، و از هریک از شما، درمورد زیر دستانش سؤال خواهد شد؛ امیری که بر مردم گماشته شده، مسئول رعیت می‌باشد. مرد، مسئول خانواده و زیر دستانش می‌باشد. زن در خانه‌ی شوهر، مسئول زیر دستان و فرزندان خود است. خدمتگذار، مسئول است و از او در مورد اموال صاحبش و مسئولیت‌های دیگرش، سؤال خواهد شد. و همه‌ی شما مسئول هستید و از شما در مورد مسئولیت‌تان، سئوال خواهد شد».

پس تو ای شوهر/ پدر مسئول هستی! و تو ای خانم/مادر مسئول هستی! همه مسئول اند و اول تر از همه حاکمی است که در برابر رعیت خودش مسئول است، آن ها را سرپرستی نموده و احکام الله سبحانه و تعالی را در میان شان نافذ می‌کند تا حالت شان بهتر شود.

ولی امروز امت دولتی ندارد تا آن ها را در زیر پرچم واحد جمع نماید و بدون سرپرستی است تا از آن ها دفاع و حمایت نماید، در این صورت چگونه حالت مردان، زنان و فرزندان امت اسلامی بهبود خواهد یافت؟

هر زمانی که افراد جامعه بخاطر اصلاح آنچه که بر سر خانواده آمده تلاش نمایند؛ در برابر این امواج ویرانگر و باد هایی که می‌وزند تا خانواده را در اقیانوس نظام فاسد سکولاریزم غرق نمایند، ناتوان خواهند شد.

بناء همه در مقابل برگشتاندن دولت اسلامی که خانواده را حمایت نموده و هر فرد را بخاطر ترس از الله سبحانه و تعالی و طمع رسیدن به رضایت او، وادار به ادای مسئولیت هایش می‌کند، مسئول هستند.

نویسنده: زینت السلام

برای دفتر مرکزی مطبوعاتی حزب التحریر

 

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه