جمعه, ۱۰ رمضان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۲/۲۷م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

حکام مزدور، منبع شر و مصیبت؛ در نشست "العلا" جمع می‌شوند

(ترجمه)

خبر

مقامات و سران هیئت‌های حاضر در چهل و یکمین نشست شورای همکاری خلیج فارس، قطعنامه پایانی را امضا کردند. گفتنی است، این بیانیه با حضور شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیرقطر، در شهر العلا واقع در عربستان سعودی به امضا رسید.

محمد بن سلمان ولیعهد سعودی که در رأس اين نشت قرار داشت، در ابتدای سخنرانی گفت: رهبران دولت‌های خلیج اعلامیه "همبستگی و ثبات" را به امضا می رسانند. هم‌چنان محمد بن سلمان از تلاش‌های کویت و امریکا در راستای آشتی با قطر، سپاسگذاری و قدردانی کرد و تاکید نمود که تقویت شورای همکاری خلیج فارس یک نیازمبرم است.

تبصره

از قطع روابط بین سعودی و قطر سه سال می‌گذرد. در خلال این سه سال عربستان سعودی تحریم‌های هوایی، زمینی، و بحری را بالای دولت قطر وضع نمود؛ اما امروز سعودی زیرنام "نشست العلاء" میزبان امیر قطر شده و تصمیم آشتی با قطر را گرفت.

ما یک روز هم جنایت حکام مزدور را درحق ملت‌شان و امت اسلامی قابل قبول نمی‌دانیم. قطع روابط میان هردو دولت بین مردم جدایی افگنده و باعث بدتر شدن اوضاع شده، امت اسلامی در هر جایی‌که زندگی می‌کنند از تفرقه و هم پاشیده‌گی که در بین امت جود دارد، رنج می‌برند، از زمانی‌که امت اسلامی به دولت‌های کارتونی تقسیم شد و میان شان مرزهای مصنوعی ساخته شد، فریادهای جاهلیت و تخم ملیت‌گرایی گندیده میان شان کاشته شد تا مسلمانان در سرزمین و محل خودشان بیگانه  گشتند. این زمانی بود که سرزمین‌های شان به کشورهای کوچک تبدیل شده و بین امت مرزها ترسیم شد و در کشورهای شان قانون‌های کفری و استعمار غرب تدوین گردید.

واقعیت اینست که حکام مزدور و امثال این حکام که دراین اجلاس‌ها اشتراک می‌ورزند، همه به فرمان امریکا و دولت‌های دیگر غربی که این حکام به آن‌ها وفادار اند، صورت می‌گیرد. تا زمانی‌که رهبری قصرسفید تغیر موقف ندهد در موقف این حکام تغییری نمی‌آید. این حکام نه مطایق خواسته‌های مردم عمل می‌کنند و نه مطابق خواسته‌های دین مقدس اسلام. حقیقت امر اینست که خواسته‌های باداران‌شان و منافع آن‌ها اساس دشمنی و صلح این حکام قرار گرفته و مطابق به خواست و اراده باداران خود عمل می‌کنند. اگربادارشان خواستند که نشست دایرشود، با هم می‌نشینند؛ اگر خواستند که  از هم جدا شوند، نظر به خواست آن‌ها اجراآت می‌کنند.

این سازمان‌ها که در اوج انحطاط خود نشست دایرنموده اند، نمی‌توانند از خود محافظت کنند، حتی از امنیت شخصی برخودار نیستند؛ پس چه برسد که بالای دیگردولت‌ها اعلان جنگ نمایند. این کشورها فقط به مناطق تحت الحمایه غربی تبدیل شده اند.

امت اسلامی هرگزبالای این نشست‌ها و امثال آن نباید اعتماد کنند، زیرا این نشست‌ها فقط مدتی زخم‌ها را بی‌حس نموده و دردها را تسکین می‌دهد، سپس زخم را گندیده و گسترده می‌سازد، زیرا این نشست‌ها قضایای سرنوشت‌ساز و مشکلات حیاتی امت را معالجه نمی‌کنند، بالای امت اسلامی لازم است که همین اکنون برای متحد ساختن مردم و تاسیس دولت اسلامی دست به کارشوند، زیرا این دولت می‌تواند در مورد قضایای سرنوشت‌ساز امت تصمیم زندگی و مرگ را بگیرد و تخم شقاق و نقاق را که حکام جاهل بین امت کشت نموده اند، دورسازد و یگانه راه خلاصی از این معضله اقامه خلافت راشده برمنهج نبوت می‌باشد.

نوسنده: عبد المؤمن الزيلعي

مترجم:محمدفاتح

ادامه مطلب...

کانگریس امریکا مانع خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آلمان می‌شود

(ترجمه)

به روز جمعه وتوی رئیس جمهور امریکا دونالد ترامپ مبنی بر تصویب قانون دفاع امسال از حد لازم تجاوز نمود. طبق قانون اساسی امریکا رئیس جمهور حق دارد لایحه‌ای را که اکثریت نماینده‌گان مجلس تصویب می‌کنند، نقض کند و کانگریس می‌تواند در صورت بدست آوردن دو سوم آراء وتو را به نفع خود نادیده بگیرد. امسال کانگریس امریکا قانونی را تصویب کرد که مانع تلاش ترامپ برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آلمان می‌شود. ترامپ مبارزات انتحاباتی خود را به همین وعده آغاز کرد‍‍‍‍‍ می‌خواهد به وعده اش وفا کند.

هدف اصلی از ایجاد سازمان غربی (کنترول و توازن) گسترش موسسه متشکل از سیاستمداران و مسئولینی است که مانع  تصرفات رئیس جمهور بر وفق فرضیه‌های دل خواهش می‌شود. این نهاد ناگزیر است از منافع سرمایه‌داران بزرگ دفاع کند تا نظام دموکراتیک غربی در زیر سلطه نظام الگارشی سرمایه‌داری پنهان بماند. از سوی دیگر طوری وانمود می‌شود که تصامیم ریاست جمهوری بر اساس خواسته های مردم می‌باشد. غرب با صراحت درباره حقایقی صحبت می‌کند که هیچ نوع مشروعیت واقعی ندارد؛ اما باور داشتن به این حقایق لازمی است؛ زیرا باور به این حقایق از مزایای خاصی بر خوردار است. بدون تردید افکار اشتباه در مورد دموکراسی و آزادی در نهاد این گروه ریشه دارد.

 

ادامه مطلب...

هیچ چیزی حکومت حسینه را از خدمت به دولت هندو و خیانت به مسلمانان بازنمی‌دارد!

(ترجمه)

چند روز بعد از آن‌که شیخ حسینه توافق‌نامه‌های متعددی را به تاریخ ۱۷ دسمبر با هند به امضاء رساند و آن را "دوست واقعی" بنگله‌دیش توصیف کرد؛ دو شهروند غیرمسلحه بنگله‌دیشی به‌شمول یک زن توسط محافظین مزدور دولت هندو به قتل رسیدند. تنها در همین ماه، بنگله‌دیش بلندترین آمار کشتار توسط نیروهای امنیت مرزی (BSF) هند را به ثبت رسانده‌است؛ درست در زمانی‌که رؤسای کل نیروهای سرحدی هردو کشور به تاریخ ۲۲ دسمبر در یک کنفرانس پنج روزه به‌منظور متوقف کردن کشتار بیش‌تر توسط بی‌اس‌اف (نیروهای امنیت مرزی) در سرحد بین دو کشور اشتراک کردند. حتی این "دوست واقعی" حسینه هفتۀ گذشته چندین ساعت قبل از این‌که حسینه هفت توافق‌نامه را به همراه‌اش به امضا برساند، یکی از شهروندان ملکی بنگله‌دیشی را در سرحد لعل‌منرات به قتل رساند. هنگامی‌که در جریان یک نشست مطبوعاتی مختصر مربوط به مراسم این توافق از عبدالمؤمن، وزیر خارجۀ بی‌شرم بنگله‌دیش در مورد کشتارهای مرزی پرسیده شد؛ وی به گونه‌یی به دفاع از هند برخواست و مردم بنگله‌دیش را به باد انتقاد قرار گرفت. وی من‌حیث سخنگوی هند به رسانه‌های خبری گفت که بی‌اس‌اف در اثر شلیک تاجران مسلح مجرم بنگله‌دیشی در قلمرو هند دست به کشتار زده‌است‌. این جای بس افسوس است که ما زیر سلطه خائنینی زنده‌گی می‌کنیم که به مانند دشمنان‌مان با ما سخن می‌گویند! (منبع: قتل زن بنگله‌دیشی در هنگام مهاجرت غیرقانونی توسط بی‌اس‌اف، هندو، ۲۲ دسمبر/دسامبر ۲۰۲۰ م)

 واضح است که حکومت حسینه هیچ اهمیتی به جان مردم قائل نیست، ازین‌روست که چنین موقف‌های خائنانه‌ای را علیه هند و تجاوز و کشتارهای سرحدی‌اش مشاهده می‌کنیم. لیکن این حکومت برای باقی ماندن در جایگاه تطبیق برنامه‌های منطقوی استعمارگران کافر، حاکمیت و منابع استراتیژیک بنگله‌دیش را تحت عنوان میثاق‌ها و معاهدات دوجانبه پی‌درپی به هند تسلیم کرده‌است. اکنون هند به‌وسیلۀ این معاهدات کشنده به تمام بخش‌های راه‌بردی و ظرفیتی‌مان، مانند بنادر، نیرو و دفاع دست‌رسی حاصل کرده‌است. برعلاوه هیچ نشانی از رشد اقتصادی حاصل از توافقات پیشین بنلگه‌دیش با هند نیز به‌چشم نمی‌خورد. حال‌آن‌که کسری تجارت دوجانبه به‌همراه هند طی سال مالی ۲۰۱۹ م به ۷.۳۵ میلیارد دالر رسید و رشد ثابت داشته‌است.

با این وجود، حسینه و مودی در هنگام افتتاح مشترک خط ریل چیلهاتی – هالدیباری میان هند و بنلگه‌دیش گفتند که این شبکه برای رشد تجارت منطقوی و انکشاف منطقه مؤثر خواهد بود. در واقع، این توافق‌نامه‌های دوجانبه هیچ کمکی نخواهد کرد مگر برای منافع اقتصادی و جئوپولیتیک هند، و حکومت حسینه فقط دست دشمن قسم‌خوردۀمان هند را بازتر می‌کند. باوجود افزایش کشتارهای سرحدی از طرف هند، دیگر خیانت حکام‌مان توسط این معاملات و معاهدات هیچ قید و بندی را نمی‌شناسد. همچنین، درحالی‌که هند هر بار قبل از امضای هر توافق‌نامه‌ای با وعده‌های دروغین‌اش درخصوص معاملۀ تقسیم آب رود تیستا با معیشت مردم بنگله‌دیش بازی می‌کند، ولی باز هم حکومت خائن حسینه به هند اجازه داده‌است تا از ۱.۸۲ فوت مکعب بر ثانیه آب رود فنی (Feni) برای خود بهره گیرد! درحالی‌که قبل از این نشست مجازی، وقتی از وزیر خارجه بزدل عبدالمؤمن در مورد وعده‌های توخالی هند در خصوص معاهدۀ معطل‌شدۀ تیستا وضاحت خواسته شد، وی با بی‌شرمی به مطبوعات گفت که حکومت‌شان نمی‌خواهد هند را بار بار با مطرح کردن عین قضیه خجالت‌زده کند!

ای مسلمانان! کفار استعمارگر همۀ این رژیم‌های سکولار، شامل حکومت حسینه، را برای پاسداری از منافع و پیش‌برد برنامه‌های جئوپولیتیک خودشان بر ما تحمیل کرده‌اند. مسلماً این حکام سکولار نیز از قدرت بی‌پایان‌شان برای مداخله در امور مردم زیر چتر این نظام سکولار بی‌خدا لذت می‌برند. آنان نه به خشم الله سبحانه و تعالی و نه به انسانیت اعتنا دارند؛ بل تنها راه منافع مادی ناچیزشان را به قیمت حاکمیت‌مان دنبال می‌کنند. حتما تا الآن دیده‌اید که چگونه باداران استعمارگرشان آنان را وقتی ناکارآمد شدند به زباله‌دان انداختند. ولی آنان این نظام شیطانی سکولار را زنده نگه داشته‌اند تا حکام خائن دیگری از جنس خودشان بسازند که به‌خاطر منافع خود، امت را در منجلاب بدبختی نگه می‌دارند. رسول الله صلی الله علیه و سلم دربارۀ این رهبران خائن فرمودند:

«مَا مِنْ عَبْدٍ يَسْتَرْعِيهِ اللَّهُ رَعِيَّةً يَمُوتُ يَوْمَ يَمُوتُ وَهُوَ غَاشٌّ لِرَعِيَّتِهِ إِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» [مسلم]

ترجمه: اگر الله (سبحانه و تعالی) شخصی را بر مردمی حاکم کند و او درحالی بمیرد که هنوز به مردم‌اش خیانت می‌کند، الله (الله سبحانه و تعالی) ورودش را به بهشت حرام خواهد کرد.

مسلمانان گرامی! رسول الله صلی الله علیه و سلم برای‌مان مژدۀ بازگشت خلافت راشده‌ای را دادند که نه‌تنها از امور مردم به بهترین شکل مراقبت خواهد کرد، بل همچنین با استفاده از منابع استراتیژیک و طبیعی‌مان دست بالا را در برابر دشمن متحارب‌مان خواهد داشت. بناءً شما وظیفه‌ای بزرگ و روشن دارید تا برای ریشه‌کن کردن این نظام سکولار فاسد و حکام نامشروع‌اش به مبارزۀ سیاسی حزب‌التحریر بپیوندید و خلافت راشده را به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم برگردانید، چنان‌چه او صلی الله علیه و سلم وعده دادند:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» [مسند احمد]

ترجمه: سپس خلافت به‌طریقۀ نبوت بازخواهد گشت.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

دموکراسی؛ سقوط کاخ کنگرۀ آمریکا!

  • نشر شده در امریکا

آن‌چه را که امروز جهان مشاهده نمود در واقع یک سقوط بنیادی رهبری و یک نظام شکست خورده‌ای بود که به‌ عوض مراقبت از امور مردم، بیشتر برای نفع سیاسی(خودش) می‌پرداخت. این حادثه شکست‌های نهادی نظام امریکا را در تمامی سطوح برملا نمود:

  • نهادینه شدن نژادپرستی؛

  • نهادینه شدن بیگانه‌ستیزی؛

  • نهادینه شدن نابرابری ثروت؛

  • نهادینه شدن منافع شرکت‌های بزرگ؛

  • نهادینه شدن عدم دسترسی برای خدمات صحی/بهداشتی.

ما باید درک کنیم که ترامپ در واقع "چهره حقیقی" امریکاست و یک انحراف یافته نیست. ترامپ پیامد نظام فاسد دموکراسی‌ آمریکایی، سکولاریسم و سرمایه‌داری است که متداوماً عدالت را انکار و زیر پای نموده و از مسوولیت‌های مهم هم‌چو رسیده‌گی بر امور مردم‌اش کوتاهی می‌نماید.

دهه‌های بی‌تفاوتی سیاسی به بی‌اعتمادی نسبت به نظام و سقوط یک جامعه متفرق، تبدیل شده است. آمریکا یک ملت متفرق در میان خطوط سیاسی، اقتصادی، نژادی و فرهنگی است و روز به روز از درزگاهش ضعیف‌ و پاره شده می‌رود.

دموکراسی آمریکایی در نظر مردمش و جهان تخریب و بدنام شده است. آمریکا به یک "جمهوری کیله‌فروش می‌ماند و در ساختار تشبه آن‌چه در مناطق مختلف جهان ایجاد کرده، است؛ طوری‌که آنان می‌گویند: «مرغ‌ها به خانه آمده اند تا پیامد بد بیاورند.»

اکنون وقت مناسب برای جهان‌ست تا نظام بدیل را بپذیرد. فلهذا، اسلام این بدیل را پیشنهاد می‌کند. بناءً تمدن اسلامی که توسط دولت خلافت تطبیق شد، رکورد محکم و ثابتی  در متحد ساختن مردم از جمعیت کثیر نژادها و قومیت‌ها، ارتقای مردم از فقر، عزت بخشیدن برای آن‌ها، خدمات صحی/بهداشتی، صلح، امنیت و عدالت ثبت کرد. میلیاردها انسان در سراسر جهان نیازمند نظامی هستند که منشه‌ آن نظامی الهی است تا از امور شان مراقب نماید. الله سبحانه وتعالی در سوره الفتح می‌فرماید:

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً﴾ [فتح: 28]

ترجمه: الله است که پیامبر خود را همراه با رهنمون و دین راستین (اسلام به سوی جملگی مردمان) روانه کرده است تا آن را بر همه‌ی آئین‌ها پیروز گرداند. کافی است که الله گواه (این چنین سخن و مسأله‌ای) باشد.

حزب التحریر-امریکا

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

کمپاین هند مبنی بر "جهاد را دوست بدارید" در واقع فشار بالای زنان هندیی است که می‌خواهند به اسلام رو بیاورند!

(ترجمه)

به تاریخ 17هم ماه دسمبر 2020م، شبکه مشهور خبری "The Wire" در ارتباط با عقده و تنگ‌نظری حکومت فعلی هندو، مفکورۀ "جهاد را دوست بدارید" را چنین گزارش داد که مردان مسلمان، زنان هندو را مجبور می‌دهند تا به اسلام رو بیاورند. این بیانات در مقاله چنین نقل و قول گردیده است: «ماه گذشته حکومت اوتر پرادیش فرمان منع و غیر قانونی تغییر عقیده را اعلام نمود تا مفکوره "جهاد را دوست بدارید" را بدنام نماید.» در واقع این ادعای بی‌اساس و بی‌معنیِ است که مردان مسلمان دسیسۀ ای را طرح نموده اند تا زنان هندی باید اسلام را قبول نمایند. تحت شرایط این قانون، هر ازدواج باطل می‌گردد اگر یک زن تنها به خاطر ازدواج عقیده‌اش را تغییر ‌دهد. کسانی‌که آرزوی تغییر دین و یا عقیده خویش را بعد از ازدواج دارند باید یک ماه قبل به داد‌گاه محلی درخواست نماید.

انجوی صلح و عدالت برای شهروندان "CJP" دعوی مصلحت عامه را در داد‌گاه عالی ضبط نموده اند که اعتبار قوانین‌اساسی را به چالش می‌کشاند و قسمی به نظر می‌رسد که با بند 21 قانون‌اساسی هند در تضاد باشد؛ زیرا "آزادی‌فردی را صلب می‌نماید" تا عقیده و شریک زنده‌گی را آزادانه بدون مداخله حکومت انتخاب نماییم. اخیراً دست‌گیر نمودن خانم حامله هندی و شوهر مسلمان‌اش باعث بی‌حرمتی آن‌ها گردید؛ زیرا توقیف آن‌ها و تزریق ادویه‌های نامعلوم باعث سقط جنین آن زن شد. بعداً آن زن بدون کدام مراقبت پزشکی و گفتن این‌که چی نوع دوا به وی تزریق شده است، رها گردید؛ ولی شوهر و برادر شوهر‌ش در زندان باقی ماندند.

درین اواخر زنان هندیی که شامل طبقات مختلف اقوام مردم هند اند، دچار قتل‌های مرموز و عواقب ناگوار می‌گردند. فعال حقوق بشر مانند وکیل جاینا کوثاری گفته است که قوانین‌فعلی که توسط بنیاد‌گرا‌های هندو، حزب "BJP" را حمایت می‌کند، در پشت پرده از طبقات مختلف مردم هند پشتبانی می‌نماید. سوء استفاده از اسلام من‌حیث ابزار سیاسی به منظور جمع‌آوری رای عامه چیزی جدیدی در بازی‌قدرت سیاست‌جهانی نیست. در نظام‌های لیبرال دموکراسی سو استفاده از اصطلاح "حقوق زنان" برای بدست آوردن اهداف خود حقیقت واضحِ است که در واقع به حقوق زنان هیچ کمکی نمی‌کند. مجبور ساختن زنان مسلمان برای پوشیدن لباس‌های برهنه و ممنوع کردن حجاب و نقاب زنان، یکی از مشهور‌ترین مثال‌ها در کشور‌های فرانسه، تونس و میان ملت‌های دیگر است.

در حالی‌که این کشور‌ها همیشه از حقوق زنانِ دفاع می‌کنند که با جدید‌ترین لباس‌های برهنه و برند مشهور سیکولری ملبس شده باشند. این نظریه که اسلام با محدود نمودن زنده‌گی اجتماعی بالای زنان ظلم می‌نماید، در شبکه‌های خبری مورد حمله قرار گرفته و گروه‌های اسلامی و دولت آن نیز مورد اهانت قرار گرفت. در همین حال زنان مسلمان از رفتن به مکتب، کار و حتی از رفتن به شفاخانه در بسیاری از ملت‌های دموکراتیک در حالی که حجاب داشته باشند، منع شده اند.

حالا زمان آن فرا رسیده تا مسلمان جهان این نوع الگو‌های متضاد قدیمی را شناسایی نمایند و بدانند که هیچ راه گریز از وعده‌های دروغین نظام‌های لیبرال سیکولر به نام "دموکراسی مناسب" وجود ندارد. چیزی را که جهان شاهد آن است، چهره واقعی تمام ارزش‌های آزادی‌ست که به بشریت هدیه داده است. مسلمانان باید مانند چراغ امید‌بخش و روشنی‌بخش برای بشر با نشان دادن نظام درست زنده گی که راه حل واقعی برای زنان و ملت‌ها را فراهم می سازد، باشند. الله سبحانه و‌تعالی تمام زنان را با این حقیقت که آن را به بهترین شکل خالق کاینات آفریده است، عزت و افتخار بخشیده است.

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾ [نحل:97[

ترجمه: هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی‌که مؤمن است او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم و پاداش آن‌ها را به بهترین اعمالی‌که انجام می‌دادند، خواهیم داد.

تاریخ دولت خلافت هیچ‌گاهی آلوده با امراض اخلاقی و مذهبی که منجر به انهدام بشر و اذیت آن‌ها گردد نشده است؛ هم‌چنان نیاز به نهادِ نبود که شعار مضحکانۀ دفاع از حقوق‌بشر را سر دهد؛ زیرا قوانین الله سبحانه و‌تعالی به شکل کامل و عادلانۀ آن بدون فاسد نمودن فطرت بشر تطبیق می‌گردید.

ما از الله سبحانه و‌تعالی می‌خواهیم تا ما را به حاکمیت دوبارۀ این نظام‌عادل برگرداند تا این که زنان مسلمان جهان معنی واقعی آزادی از ظلم را ببینند.

بخش زنان دفتر مرکزی مطبوعاتی حزب‌التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

ملاقت زبیدی با کانگ یونگ زیر چتر ریاض خیانتی در برابر اسلام و مسلمانان است!

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

روز سه شنبه مورخ 22 دسامبر 2020م رئیس شورای انتقالی جنوبی، عیدروس الزبیدی در ریاض با سفیر چین، کانگ یونگ برای یمن دیدار نمود. در این جلسه آن‌ها در مورد حمایت از اقتصاد و نیز خدمات عمومی چین برای یمن گفتگو کردند. (منبع: روزنامه الأمنا 24 دسامبر 2020م)

دیدگاه چین به یمن و منطقه یک دیدگاه استعماری است. چنان‌چه که آشکار گردید، چین به بهانه توسعه و مدیریت، می‌خواهد زمینۀ دست‌یابی به بندر عدن برایش مساعد گردد. این امر درست با دیدار عبدربه هادی از چین در نوامبر 2013 و دعوت از وی در مارچ 2015م جهت امضای توافق‌نامه میان دو کشور برای توسعه و بهره‌برداری و آخرین درخواست از وی برای تمدید آن در مارس 2018م آغاز گردید. این همان چیزی است که باعث می‌شود، عیدروس الزبیدی هادی را به عنوان وارث بالقوه خویش برای دیدار با سفیر چین همراه نماید. کسی جز ثبت حضور سیاسی‌اش در یمن چیزی دیگری در ذهن ندارد؛ درست مانند سیاسیونی که از دهه‌های شصت تا حال در یمن حاکمیت کردند.

آن‌چه که چین را به سمت تصرف بندر عدن سوق می‌‌دهد، موقعیت استراتژیک باب المندب مسلط به دریای سرخ، دریای عرب و اقیانوس هند برای محصولات چینی است که تولیدات چین از شرق به سمت منطقه خاورمیانه می‌آید، جایی‌که به مثابه نقطه ترانزیتی برای تولیدات‌شان قرار گرفته و در بندر گوادار پاکستان توقف و سپس از آن‌جا انتقال و به منطقه توزیع می‌گردد.

چین هم‌چنان به فراوانی تولیدات ارزان خود اتکا می‌کند؛ زیرا به دلیل نیروی کار چینی و افزایش چشم‌گیر رشد اقتصادی بازارهای یمن و منطقه برای تولیدات چینی باز می‌باشد. حضور چین چراغ سبز را در میان دو طرف درگیر واقعی در منطقه نشان می‌دهد. انگلیس می‌خواهد چین در مقابل آمریکا قرار گیرد؛ در حالی‌که آمریکا به دلیل نیاز شدید چین به نفت و تمایل‌اش برای حصول سهم زیادی از نفت از دست رفته نظر به شرایط بد سیاسی که در یمن جریان دارد -چنان‌که چین تحت هیچ گونه شرایط چیزی مشابهی حاصل نخواهد کرد- خواهان تقابل چین با اسلام در مناطق نفت‌خیز است.

در حقیقت خیانت این است که زبیدی در ریاض در نزدیکی مکه در کنار سفیر چین نشسته و دست وی را می‎فشارد که با خون مسلمانان اویغور در ترکستان شرقی آلوده است. این صفت حاکمان رویبضه (جاهل) مسلمانان است که سرزمین‌های اسلامی را برای سرمایه‌گذاری بیشتر استعمارگران باز نموده و آن‌ها را قادر ساخت تا بر مفاصل حکومت، اقتصاد وغیره تسلط یابند. این پس از آن صورت گرفت که خورشید خلافت غروب کرد. توهین آمیزترین مورد موضع‌گیری‌های حاکمان است که ما  آن را در رژیم آل‌سعود در می‌یابیم، که از چنین اقدامات خیانت‌آمیز و همه توطئه‌ها علیه مسلمانان حمایت می‌کند، گویی مسئله اویغوری‌ها به آن‌ها مربوط نمی‌شود! آیا اویغوری‌ها از این دیدار ننگین بین یونگ و زبیدی به حمایت مالی ریاض اطلاع نخواهند یافت؟ مطمئناً آن‌ها در مورد خیانت زبیدی و حکام آل‌سعود علیه اسلام و مسلمانان اطلاع پیدا خواهند کرد و خواهند دانست.

آیا خلیفه مسلمانان هم‌چو حکام امروزی مسلمانان با چین برخورد خواهد کرد؟ آیا الله سبحانه وتعالی به ما دستور داده است که گداهای اقتصادی برای دشمنان اسلام و مسلمانان باشیم و در سرزمین ما به آن‌ها امنیت دهیم، در حالی‌که آن‌ها مردم ما را در کشور خود شکنجه می‌کنند؟ این یک سوال ساده است، پاسخ آن را به مسلمانان واگذار می‌کنیم تا بدانند منظور از خلیفه مسلمانان چیست که با تطبیق اسلام به درستی به امور افراد خود رسیدگی می‌کند و از حمله دشمن در برابر آن‌ها محافظت می‌کند! باشد که آن‌ها همراه با کاروان حزب‌التحریر جهت تأسیس خلافت اسلامی بر منهج نبوت و بیعت با خلیفه آن دست به دست هم شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه یمن

مترجم: عمر مسلم

ادامه مطلب...

جمهوریت افغانستان به کشتارگاه مبدل شده؛ آیا راه نجاتی است؟ Featured

در چند ماه اخیر ترورهای زنجیره‌یی، انفجارها، راکت‌پراکنی‌ها و بمباردمان‌های کور کورانه در شهر و روستاهای افغانستان اوج گرفته و متنفذین، کارمندان دولتی، ژورنالیستان، تحلیل‌گران، امامان مساجد، چهره‌های سَرشناس و مردم ملکی یکی پی دیگری به انواع گوناگون کشته می‌شوند. برای مردم عادی شده که صبح و شام شان را با صدای انفجار و اخبار بمباردمان آغاز ‌کنند. افغانستان به مرگ‌بارترین کشور برای افراد ملکی، متنفذین و خبرنگاران مبدل شده است. دولت افغانستان صرف ابراز تاسف نموده، کمیسیون می‌سازد و آمارگیری می‌کند؛ و درین اواخر وزارت داخله‌ی افغانستان با بی‌شرمی به تعدادی از خبرنگاران گفته است رسانه‌های که توانایی خرید سلاح را به کارمندان شان ندارند، تعطیل شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان ضمن اتحاف دعا برای کشته شده‌ها، طلب شفای عاجل و کامل برای زخمیان و طلب صبر و اجر برای خانواده‌ها و متضررین حوادث اخیر نکات آتی را قابل ذکر می‌داند:

اول: موج ترورهای زنجیره‌یی و راه اندازی وحشت از پروژه جدیدی حکایت دارد که توسط آن‌ طرف‌های ذیدخل در پروسه‌ صلح افغانستان با انجام دادن حملات استخباراتی و به قیمت خون مسلمانان این سرزمین امتیاز و حصه‌ی بیشتری از کیکِ صلح را بدست آورده و افکارعامه را علیه جناح مقابل خویش بسازند. آن‌چه در این میان قابل مکث است این‌که امریکا بیشترین امتیاز را از پروسه صلح کسب نموده و عساکر و مراکز خود را مصئون ساخته و برعکس افغان‌ها را به جان یکدیگر انداخته است.

دوم: کار دولت افغانستان محکوم کردن و اعلامیه نویسی بالای اجساد کشته شده‌ها شده است. دولت‌مردان در عقب دیوارهای بلند و با موترهای زرهی به دور از مردم، زندگی و تجارت دارند و هیچ دردی از مردم را حس نمی‌کنند. این حُکام از یک‌سُو خود را حامی و حامل ارزش‌های انسانی می‌دانند و جلوی رسانه‌ها برای جمهوریت‌خواهی گُلو پاره می‌کنند؛ ولی هنگامی‌که قدرت و منفعت شان به خطر افتاد، به قاتل و جلاد مبدل می‌گردند. چنان‌که در این اواخر کسانی‌که دولت را انتقاد می‌کنند به زندان و مرگ تهدید می‌شوند. بلی، این همه سلاخی و وحشت، ترجمانِ همان نعره‌های صلح و جمهوریت است که گوش‌های جامعه را تا به امروز اذیت می‌کند. در واقع، آن‌ها نه به اسلام ارزش قائل اند و نه هم پروای جمهوریت را دارند. تنها چیزی را که می‌شناسند تداوم قدرت و کسب منفعت است. 

پس مردم مسلمان افغانستان باید بدانند که راه نجات تغییر چهره‌ها و اصلاح این نظام فاسد نیست؛ بلکه نیاز به یک تغییر اساسی و بنیادی می‌باشد. تغییری که نظام‌های وارداتی و رهبران قدرت طلب و فراشوتی را دفن زباله‌دان تاریخ نموده و در عوض نظمی را برقرار نماید تا از یک‌سُو مطابق به عقیده و ارزش‌های اسلامی مردم این سرزمین باشد و از سوی دیگر رهبرانی را روی‌کار آورد که از عقیده، جان، مال و ناموس مردم پاس‌داری نموده و آن را اساسی‌ترین مکلفیت خویش بپندارند. این نظام چیزی نیست جز اسلام و دولت اسلامی(خلافت اسلامی).

"إنَّما الإمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِن ورَائِهِ ويُتَّقَى به" رواه مسلم

حقا که خلیفه سپر است، از عقب آن مسلمانان می جنگند و توسط آن حمایت و محافظت می شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

آخر اين امت اصلاح نمی‌شود؛ مگر به همان چيزی‌كه اولش اصلاح شد!

(ترجمه)

خبر

به تاریخ 29/12/2020 آژانس خبری آناضول از اوضاع جهان عرب در پایان سال 2020 تحلیلی را زیر نام "جهان عرب با درگیری‌های سنگین  وارد سال 2021 می شود" منتشر نمود. در این تحلیل آمده است: جهان عرب با چالش‌ها و بحران های سنگینی وارد سال 2021 شد. از شرق تا غرب کانون درگیری پهنای کشورهای عربی را فرا گرفته است؛ شکاف‌ها سبب شده تا جراحات وارده بر پیکر جهان عرب وخیم‌تر شود. اکثریت امید وار اند تا سال جدید فرصتی باشد برای خلاصی از هزینه‌های هنگفت درگیری‌های طولانی، اما علایم نشان می‌دهد که بسیاری ازکشورها به تهدید مواجه اند. مهم‌ترین این کشورها که به چالش‌های عمیق امنیتی مواجه اند لیبیا، سومالیا، سوریه، عراق و سودان است.

تبصره                                   

سرزمین‌های عربی تنها سرزمین‌های اسلامی نیستند که با چالش مواجه اند؛ از صد سال به این طرف تمام سرزمین‌های اسلامی با اندوه، چالش، بحران و زخم‌های عمیق دست و پنجه نرم می‌کنند.

سال 2020 آغاز بحران‌ها بود و سال 2021 پایان این چالش‌ها و بحران‌ها نخواهد بود. در سرزمین‌های اسلامی تا زمانی‌که اوضاع چنین باشد، نظام سرمایه‌داری مسلط و حکام مزدور بالای کرسی حکم نشسته باشند، بیهوده و عبث خواهد بود که توقع داشته باشیم سرزمین‌های اسلامی از این بحران‌ها و چالش‌ها خارج شده و نجات یابند. پس از منهدم شدن نظام خلافت، معطل شدن احکام اسلامی از صحنه زندگی و تسلط غرب کافربالای سرزمین‌های اسلامی، اوضاع امت سال به سال و روز به روز بطور پی‌هم بحرانی‌تر گشت. شکوه و عظمت امت تبدیل به حقارت و ذلت شد، عزت و کرامت شان پایمال شد، رفاه و آرامش در زندگی ایشان به ترس وحشت و محرومیت مبدل گشت، ثروت و اموال‌شان بازیچه دست دشمنان شد، دشمنان اجازه ندادند که امت به پیشرفت و بیداری دست یابد. هرزمانی‌که مسلمانان تلاش کردند به نهضت برسند، برگشت داده شده و به عقب رانده شدند. مکر دشمنان باعث شد پست‌ها و فرومایه‌های مزدور زیر نام حکام قیادت امت را به دست گیرند، در حالی‌که ذلیل‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین امت بودند، فرومایه‌ها راضی به این شدند که سرزمین‌های ما مکانی برای هر زورگو، غاصب و دروغ گو باشد، حقوق امت پایمال شده، سرمایه و سرزمین امت به دست دشمنان افتاده و از همه مهم‌تر این‌که تطبیق احکام اسلامی در زندگی امت معطل قرار داده شد، سرزمین‌های ما غصب شده و به عزت و آبروی ما بی‌حرمتی صورت گرفت، سرمایه امت به یغما برده شد، صداها خاموش شد، قضایای سرنوشت‌ساز امت به دست دشمن افتاد و دریافت راه‌حل و معالجه مشکل به دشمن واگذار شد.

این قصه ای بود از امت اسلامی! تا زمانی‌که امت زیرسایه خلافت، یک پارچه و متحد زندگی نکنند؛ نظامی‌که در چارچوب احکام اسلامی ایجاد می‌شود، خوشی و آرامش درونی را به دست آورده نمی‌توانند. امت زمانی به ساختارها و نهادهای شکننده و متفرق تبدیل شد که دولت‌اش از بین رفت و مسلمانان بین هم رقیب و دشمن هم‌دیگر شدند. دشمنان با استفاده از حالت امت بالای سرزمین‌های شان مسلط شده و بهترین‌های امت را گرفتند، به خاطر این‌که امت در رنج و مصیبت باقی بماند و راه‌حلی برای نجات امت وجود نداشته باشد و در میان امت تخم نفاق، شقاق و تفرقه را کشت نموده و خون فرزندان امت را به زمین ریختند، و بین ساختارها و نهادهای ایجاد شده امت جنگ‌ها و اختلافات را شعله‌ور ساختند.

این وضعیت امت شباهت به حالت قبل از اسلام دارد، قبایلی پیش از اسلام بودند که بین هم دشمن و رقیب بودند و در  مقابل برادران خود از دشمن حمایت می کردند! آیا کسی تصور می‌کند که حقوق ما برگردد، مشکلات ما حل گردد، عزت، آبرو و سرزمین‌های ما مصئون باقی بماند؟ این کار امکان ندارد؛ مگر به باز گشت اسلام به صحنه زندگی که توسط دولت خلافت؛ دولتی‌که حامی و حافظ امت می‌باشد.

امام مالک راست گفته و می‌فرماید: «آخر اين امت اصلاح نمي‌شود؛ مگر به همان چيزي كه اولش اصلاح شد.» این ندایی است به متنفذین واهل قوت در سرزمین‌های اسلامی تا حزب التحریر را یاری نمایند، چون حزب یگانه رهبری است که  به پیروانش دروغ نگفته، ما را زیر یک پرچم متحد و یک پارچه ساخته و خلافت را باز می‌گرداند. از ما امتی می‌سازد متحد و یک پارچه تا حامی یک دیگر باشیم و در کنار هم زندگی نماییم، هر زمانی‌که مشکلات ما به پایان رسید، بالای زخم ما مرحم گذاشته شد و اختلافات ما از میان برداشته شد و آرزوهای ما به حقیقت تبدیل شد؛ همان وقت است که به زندگی آرام، امن و مطمئن در سایه رضایت پرورگار و زیر چتر دولت اسلامی دست خواهیم یافت؛ دولتی‌که نماد فخر وعزت ما خواهد بود.

نویسنده:أسماء الجعبة

مترجم:محمدفاتح

ادامه مطلب...

دیدگاه شرعی پیرامون جدائی دین از دولت

  • نشر شده در تثقیفی

(ترجمه)

غرب که به جهان و به ویژه سرزمین‌های مسلمانان را استعمار نموده، با بی‌ادبی و صراحت از مسلمانان خواستار این است که دین را از زندگی‌شان جدا نمایند. به همین اساس ارتباطی آن‌ها را با الله سبحانه وتعالی قطع نموده و این وظیفه را با تفکر انحرافی و به شیوه زندگی خود به عهده گرفتند تا این جنایت را اجرا نمایند. بعد از ظهور اسلام ، هیچ دین حقیقی وجود ندارد که انسان پروردگار اش را عبادت کند. الله سبحانه وتعالی فرموده:

﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ﴾ [آل عمران: 19]

ترجمه: بيگمان دين (حق و پسنديده) در پيشگاه الله (سبحانه وتعالی) اسلام است.

 از آنجا که سکولاریزم خواهان جدای دین از زندگی و در ضمن از دولت می‌باشد، این واضح است که به معنای جدای اسلام از زندگی است.

فکره جدایی دین از زندگی، از دیدگاه شرعی وعقیدتی با اسلام مغایرت دارد. زندگی، جهان و انسان رابطه‌ای دارند که از ماقبل شان الله سبحانه وتعالی  و از ما بعدشان که روز رستاخیز بوده جدا نمی‌باشند و این اصل وجوهر عقیده اسلامی است. پس زندگی‌ای که به آن جدای از دین فراخوانده می‌شود ارتباط به الله دارد که جدا کردن آن از دید عقیدوی غیر قابل مقایسه می‌باشد؛ چرا که زندگی ارتباط به خلقت و ایجاد از عدم دارد. این اهمیت فکر مستنیر را تبارز می‌دهد که صاحب‌اش را به عمیق فکر کردن پیرامون موجودیت خالق مدبر که به واسطه آن ایمان می‌آورد و به امر او امور خود را پیش می‌برد و انسان در این زندگی دنیوی مقید به اوامر و نواهی الله سبحانه وتعالی بوده و این ارتباط زندگی با آنچه می‌باشد که به ما قبل‌اش، یعنی الله سبحانه وتعالی است. پس چگونه جدایی بین این دو برای مسلمان می تواند باشد؟ به همین اساس، مردم ملزم به پاسخگویی به پیروی از دستورات و پرهیز از ممنوعیت‌ها هستند و این ارتباط زندگی با آنچه پس از آن می‌آید، یعنی روز رستاخیز، پس چگونه جدایی از زندگی و روز رستاخیز انجام می شود؟!

بر این اساس، مسلمان باید تمام اعمال خود را در همه ابعاد زندگی مطابق به نظام الله سبحانه وتعالی انجام دهد تا رضایت الله را به دست آورد. پس‌چگونه مسلمان می تواند دین خود را از زندگی خود جدا کند، در حالی‌که الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ [انعام: 162]

ترجمه: بگو: نماز من، قربانی من، زندگی و مرگ من برای پروردگار جهانیان است.

 بنابراین همه عبادت‌ها، قربانی‌های و زندگی‌ما یعنی همه اعمالی‌که در زندگی اتفاق می افتد و اشباع غرایز و حاجات عضوی ما مطابق قانون الله سبحانه وتعالی به پیش می‌رود و هم‌چنین مشکلات زندگی‌ما را با اسلام برطرف می‌کند. اما سیکولران از جمله شعارهای جاهلانه شان به فرزندان مسلمان که به زبان حال شان می‌گویند که این آیت را ما دو نصف نمودیم، بین الله و بین بشر: یعنی این‌که بگو نماز من و قربانی من برای پروردگار جهانیان است، اما زندگی و مردن من مثل سکولریستی برای بشر است. یعنی همانند قول کفار که بگذار آنچه که از الله است برای الله و آنچه که از قیصر است، برای قیصر می‌باشد. العیاذ بالله، در اين صورت، اين تقسيم ظالمانه و ستمگرانه‌اي است!

پس امت اسلامی جدایی دین از دولت را هیچ‌گاه نخواهد پذیرفت، زیرا اسلام به وجدان و قلب خود قدرت بخشیده است، حتی اگر نظام‌های حاکم بر آن منحرف شده و به بیراهه رفته و اسلام را به عنوان یک سرزمین در عمل رها کنند. اسلام یک دین بوده وبرایش دولتی می‌باشد و دارای یک نظام جامع زندگی است که تمام روابط و همه جنبه‌های زندگی را تنظیم می‌کند. بنابراین متوجه می‌شویم که او رابطه انسان با خالق خود را طبق احکام عقاید و اعمال عبادی تنظیم نموده است. هم‌چنان شامل احکام شرعی می‌باشد که زندگی اجتماعی را به طور دقیق تنظیم می‌نماید، مانند احکام ازدواج، طلاق و میراث که با دلائل قطعی الثبوت قطعی الدلاله ثابت است. این ناحیه بر اساس اسلام بوده، باوجود احکامی‌که آن از جنبه‌های دیگر به شدت مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس، اکنون می‌بینیم که تیرهای زیادی توسط کافران و خادمان سکولار آن‌ها به آن سوق داده می‌شود تا رابطه پاکی و پاکدامنی بین زن و مرد را از بین ببرد و آن را به یک رابطه انحلال تبدیل نمایند. پس وای بر مؤمنانی‌که جدایی دین خود را از زندگی شان می‌پذیرند و به جای احکام ذات لطیف و خبیر؛ تسلیم به احکام بشری می‌شوند. و همانطور که اسلام با احکام شرعی تنظیم کننده زندگی سیاسی، مانند تعیین حاکم، ساختار دولت‌داری، نظام حکم در آن، رابطه حاکم با مردم، حقوق و وظایف حاکم در قبال رعیت، حقوق و وظایف رعیت در برابر حاکم را مشخص نموده است؛ سپس به حاکم دستور می‌دهد که در میان مردم به اسلام حکم نماید؛ نه غیرش را و زمانی‌که آن را در میان شان قایم نمود، مردم را ملزم به طاعت‌اش نموده است. الله سبحانه وتعالی فرموده:

﴿وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ﴾ [مائده: 49]

ترجمه : ‏و(به تو اي پيامبر فرمان مي‌دهيم به اين كه) در ميان آنان طبق چيزي حكم كن كه الله (سبحانه وتعالی) بر تو نازل كرده است و از اميال و آرزوهاي ايشان پيروي مكن و از آنان برحذر باش كه ( با كذب و حق‌پوشي و خيانت و غرض‌ورزي ) تو را از برخي چيزهائي كه الله بر تو نازل كرده است به دور و منحرف نكنند ( و احكامي را پايمال هوي و هوس باطل خود نسازند).

هم‌چنان الله سبحانه وتعالی در پیرامون اطاعت‌اش می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ [نساء: 59]

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده اید، اطاعت الله، پیامبر، واولی الامر خویش را نمایید.

به حاکم واجب است که میان مردم به عدل و انصاف حکم نماید و این تحقق نمی‌پذیرد؛ مگر به حکم کردن به آنچه که الله سبحانه وتعالی نازل کرده است. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾ [مائده: 45]

ترجمه: و كسي كه بدانچه الله (سبحانه وتعالی) نازل كرده است حكم نكند (اعم از قصاص و غيره ) او و امثال او ستمگر بشمارند.

در یک جمع بندی مختصر و مفید، اسلام در احکام تشریعی خود تمام جنبه های زندگی را گنجانده است و هیچ جایی خالی برای ما باقی نگذاشته است که تا با احکام وضعی فاسد و مفسد آن خالی‌گاه را پرنماییم. بنابراین در روابط و زندگی ما جایی برای قانونگذاری بشر وجود ندارد و مسلمان در این مورد اختیاری ندارد ، همانطور که الله سبحانه وتعالی فرموده:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً مُبِيناً﴾ [احزاب: 36]

ترجمه: ‏هيچ مرد و زن مؤمني، در كاري‌كه الله و پيامبرش داوري كرده باشند ( و آن را مقرّر نموده باشند ) اختياري از خود در آن ندارند ( و اراده ايشان بايد تابع اراده خدا و رسول باشد). هركس هم از دستور الله و پيامبرش سرپيچي كند، گرفتار گمراهي كاملاً آشكاري مي‌گردد.‏

از نظر اجرای این احکام جامع و تطبیق ایدیولوژی اسلام به عنوان یک عقیده و نظام زندگی، بخشی از آن توسط مسلمانان بعنوان فردی در زندگی خود با انگیزه تقوای الهی مانند اعتقادات، اعمال عبادی وغیره انجام می‌شود. این امور در موجودیت دولت زیر چترش و در عدم موجودیت‌اش انجام می‌شود. بحشی بزرگی از اسلام تطبیق نمی‌شود؛ مگر توسط دولت اسلامی‌که اسلام جای تطبیق‌اش را مشخص نموده است. مانند اقامه حدود، تنظیم معاملات، جهاد، تعیین والی‌ها، روابط خارجی وغیره. بنابراین، اگر ما دین را از دولت جدا كنیم؛ پس چگونه می‌توان احکامی‌که مربوط به دولت می‌شود، اقامه نماییم و آن‌ها احكامی هستند كه در موجودیت آن‌ها الله سبحانه وتعالی را به عنوان احكام عملی و عبادی عبادت می‌نماییم و ما یهودی یا مسیحی نیستیم كه برخی از کتاب را باور كنیم و به بعضش کفر ورزیم: ترک نمودن قطع دست دزد یا تبدیل نمودن یک حکم  به حکم دیگر از طرف بشر، مانند ترک نمودن نماز. بنابر این دو حکم از نزد الله یگانه است.

بدون شک، جدایی دین از زندگی، عقیده فاسد سرمایه‌داری است که نظام‌‌‌های ظالمانه از آنجا پدید آمدند. این مفکوره در یک شرایط دشوار تاریخی برای غرب بوجود آمد، زیرا قیصرها و پادشاهان در اروپا و روسیه عادت داشتند که رجال دین(روحانیون) را ابزاری برای سوار شدن مردم اتخاذ می‌نمودند. این بی‌عدالتی منجر به یک مبارزه خشونت‌آمیز به رهبری فلاسفه و اندیشمندان در میان آن‌ها شد که دین را انکار کردند و برخی به آن اعتراف نمودند و خواستار جدایی دین از زندگی شدند. آن‌ها دیدگاه خود را در مورد جدایی دین از زندگی مشخص نموده و بر اساس آن به مشکلات خود رسیدگی می‌کردند و دنیا را به پذیرش این مفکوره دعوت می‌کردند. این درگیری توجیه بی‌عدالتی ناامیدی بود که به نام دولت الهی ادعا شده علیه مردم روی داد و دلیل این بی‌عدالتی این است که سرزمینی‌که توسط یک دولت الهی اداره می‌شود، با ادعاهای خود یک دولت بشری نیست که در آن حکام پاسخگو و توصیه شوند. دلیل دوم این است که دین مسیحی که مردمش را مجبور به جدا کردن آن از زندگی خود می‌کند، یک دین تحریف شده است و هیچ نظام زندگی ندارد و بر این اساس امور آن‌ها توسط خواسته‌های قیصر‌ها، پادشاهان و به اصطلاح روحانیون اداره می‌شد. اما این درگیری و اختلاف به این شکل، در طول تاریخ حکومت اسلامی در بین مسلمانان وجود نداشته، زیرا آن‌ها در جهان گسترده‌ای بر مردم با اسلام حکومت می‌کردند و به خوبی از عهده امور آن‌ها برآمدند و عدالت، انصاف و امنیت را در بین آن‌ها گسترش می‌دادند. بنابراین هیچ علتی و توجیهی برای وقوع چنین درگیری و انقلابی علیه اسلام وجود نداشت. این دین حق است و خواستار جدایی آن از دولت دلسوز و عادلانه او نمی‌باشد.

دومین چیزی‌که باعث موفقیت اسلام در رسیدگی به امور مردم شد، اینست که این آیینی است که دارای یک سیستم جامع بوده و توانایی رسیدگی به همه مسائل و حل همه مشکلات را تا زمان فرا رسیدن قیامت را دارد.

بر این اساس، مفکوره جدایی دین از زندگی برای امت اسلامی بیگانه بوده و ابزاری در این زمینه برای مزدوران سکولاری غرب است که چشمان آن‌ها از شعله‌های آتش سوزان آن خیره شده  است. پس از این‌که آن‌ها را به عنوان ابزاری مطیع و فرمانبردار قرار داه و تمدن خود را به سرزمین‌های اسلامی تحمیل نمود و از طریق این خائنان موفق شد که مفکوره‌های خود را به عنوان جدای دین از دولت، حقوق زن وغیره را صادر نماید.

اما در مورد انقلاب مردم سودان، که نظام سابق و مردان آن را سرنگون کرد، این انقلاب برای از بین بردن بی‌عدالتی به اشکال مختلف از دوش آن‌ها و هم‌چنین مطالبه و طمع زندگی مناسب و معقول آغاز شد و ما شعارهای آن‌ها را ندیدیم و جدایی دین از دولت را در میان خواسته های آن‌ها نشنیدیم، اما ایدیولوژی سکولاری و فاسد، ابزارهای دشمن و آن‌ها آن را به سرقت بردند، آن‌ها از فرصت و دستوری‌كه شبانه در توكل‌های غرب در كشور ما ترتیب داده شد (سفارتهای كافر غرب) استفاده كردند و ساده و انقلابی را به تصویر كشیدند كه فساد نظام منهدم شده ناشی از اعمال آن از اسلام سیاسی است؛ حتی اگر دور و نزدیك و کسانی‌كه در فقه اسلامی از أ ، ب، ت می‌دانند و این را درک می‌کند كه این هیچ ارتباطی با اسلام ندارد، و با این فریب شان می‌خواهند مفکوره جدای دین از دولت را ترویج دهند.

موقف شرعی‌که هر مسلمان باید در قبال جدایی دین از دولت داشته باشد، انکار شدید و تلاش برای تغییر آن با قلب، گفتار و عمل و قاطعانه ایستادن در برابر کسانی است که خواهان آن هستند، و لازمی است که از هرطریق وسیله که ممکمن باشد حرمت و خطر این دعوت فاجره وآنچه کفار می‌خواهند برای مردم بیان نماییم. مفکوره خائنی که در پشت این مفکوره، از بین بردن هویت امت و از بین بردن اولین عامل قدرت آن که اسلام است وجود دارد، یعنی اسلام که ممثل‌اش در ایمان و شریعت آن و خیرخواهی از کاربرد آن از دولت اسلامی، که روش عملی آن برای تطبیق و اجرای آن در واقعیت های زندگی است. برای این خائینین می‌گویم که این جریمه بزرگ در حق امت اسلامی محال و ناممکن است؛ امتی‌که عقیده اسلامی روح جسد بوده و احکام شرعی آکسجنی است که به آن تنفس می‌نماید.

راه عملی و جدی برای جلوگیری از این جنایت و خنثی کردن تمام پروژه های غرب که در صدد اجرای آن در سرزمین‌های ما است، تغییر ریشه‌ای با کاری سیاسی است که اسلام را به عنوان یک پروژه عملی در تمام مظاهر سیاسی، اقتصادی و سایر موارد نشان می‌دهد؛ بدون اینکه از هیچ طرفی نسبت به دولت خلافت غافل شود؛ دولتی‌که عقیده اسلامی را اساس همه مقررات تشکیل می‌دهد. بنابراین ما به یک درمان خوب رسیده‌ایم، آن بازگشت مسلمانان برای زندگی اسلامی در دار اسلام و در یک جامعه اسلامی در آن تمام امور زندگی بر وفق احکام شرعی در زیر چتر دولت اسلامی که همانا خلافت راشده ثانی بر منهاج نبوت آینده می‌باشد که به خواست الله سبحانه وتعالی نزدیک است.

نویسنده: نذير مختار عبد الله

إمام و خطيب مسجد الهدى (حلة خوجلي)

مترجم: احمد جبیر «نوری»

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

پاسخ به پرسش ام احمد

پرسش
السلام عليكم ورحمة الله وبرکاته!

الله سبحانه وتعالی شما را حفظ نموده واز خطا های شما درگذرد. درمورد حدیثی واقفم سازید که در کتاب شخصیه، جزء دوم، درس سیاست جنگی، ص ۱۹۲ آمده که: «درمورد چیزی قسم می‌خورم که اگر الله سبحانه وتعالی من را بالای کفارکامیاب و غالب بگرداند، من یقیناً هفتاد تن از آنان را مُثله خواهم کرد.» هنگامی‌که سند حدیث را جستجو کردم، متوجه شدم که آن حدیثی ضعیف است و هیچ‌کس آن را صحیح نگفته است و هیچ‌کس آن‌را دلیل هم نگرفته است. آن‌چه من می‌دانم این است که ما حدیث ضعیف را دلیل نمی‌گیریم، سبب استدلال دراین حدیث ضعیف چیست؟ یا کدام مفهوم دیگری را افاده می‌کند که دراینجا بکار گرفته شده است؟ برداشت من از این حدیث این است که این حکم از حدیث گرفته نشده بلکه از آیه شریفه گرفته شده است: (وإن عاقبتم فعاقبوا....) إلى آخر الآية (و اگر کفار شما را مجازات نمودند، شماهم آنان را طوریکه مجازات نمودند، مجازات کنید... .)، مگر با آن حدیث چرا استناد و استشهاد صورت گرفته است؟ آیا شما ما را در زمینه رهنمای و توصیه نمودید؟ الله سبحانه وتعالی به شما پاداش نیک را عنایت فرماید!

و سوال دیگری نیز در همین کتاب در مورد برده‌داری و حکم آن وجود دارد؛ مگر سوال از عورت کنیز است که آیا شما می‌توانید موضوع را بیشتر برای ما توضیح دهید که در کتاب ذکر نشده است؛ مگر جریان بحث بیشتر به طرف جدل و مناقشه رفته و نظر علماء در زمینه مختلف می‌باشد؛ بنابراین آیا شما صحیح ترین نظر را برای ما توصیه می‌کنید؟ الله سبحانه وتعالی برای شما پاداش نیک  نصیب فرماید!

پاسخ
وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته!

دربخش نخست: شما در پرسش اول تان مورد حدیث طبرانی گفتید که «در کتاب شخصیه، جزء دوم، درس سیاست جنگی، ص ۱۹۲ آمده: که درمورد چیزی قسم می‌خورم که، اگر الله سبحانه وتعالی مرا بالای کفارکامیاب و غالب بگرداند، یقیناً هفتاد تن از آنان را مُثله خواهم کرد... .»

پاسخ سوال مذکور متصلاً در جزء دوم کتاب شخصیه، ص ۱۹۲، به شرح زیر ذکر شده است: «سبب نزول این آیه مبارکه چنین روایت شده است که: مشرکین در جنگ احد، مسلمانان را مثله(اعضای بدن شان قطع، شکم‌های شان را پاره، بینی وآلهء تناسلی شان را بریدند، هیچ کس را بدون مثله نگذاشته بودند؛ مگر فقط حنظله بن راهب را. رسول الله صلی الله علیه وسلم بالای سر حضرت حمزه رضی الله عنه وقتی استاد شد که از طرف مشرکین مثله شده بود و این صحنه‌ی وحشتناک را مشاهده نمودند که شکم حضرت حمزه رضی الله عنه پاره شده و بینی شان از بیخ بریده شده بود، در این هنگام فرمودند: «درمورد چیزی قسم می‌خورم که اگر الله سبحانه وتعالی مرا بالای کفارکامیاب و غالب بگرداند، یقیناً هفتاد تن از آنان را مُثله خواهم کرد.» این حدیث را طبرانی درسیرالکبیر روایت نموده که آیه مبارکه فوق درهمین باره نازل شده است...» و بس.

بلی، در آنجا این حدیث ضعیف آورده شده که دقیقاً که ضعیف است؛ زیرا در سلسله انتقال و سند آن، صالح المری وجود دارد که حافظ بن کثیردر ۲/۵۹۲ چنین گفته است: «و درسند این حدیث ضعیفی وجود دارد؛ زیرا صالح ابن بشیر المری شخصی است که در نزد ائمه محدثین ضعیف شناخته شده است. مگراز طرف دیگر، می‌توان موارد زیر را در نظر گرفت:

۱-  روایت صالح المری، را حاکم در مستدرک خود به استناد صحیحین در سیرالکبیر، برای طبرانی نسبت داده است و تصریح فوق در واقع روایت حاکم است(۱۱/۲۲۵ شماره ذیل مکتبه الشامله است).

۴۸۸۲ - ابوبکر بن اسحق، از محمد بن احمد بن النضر، او از خالد بن خداش، او ازصالح المری، او از سلیمان التیمی، او از ابو عثمان النهدی و او از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم رو به طرف حمزه رضی‌الله عنه نموده دیدند که حضرت حمزه شهید ساخته شده و مُثله گردیده است و منظره‌ای را مشاهده نمودند که پیش از این هرگز چنین صحنه را که قلب را بیازارد و به وحشت بیاندازد، ندیده بودند، به همین خاطر فرمودند: «الله تعالی رحمت خویش را شامل حال تو گرداند! تو صله‌رحمی می‌نمودی، اعمال نیک را انجام می‌دادی و اگر وفات تو هیچ نوع غم و اندوهی را به همراه نمی‌داشت، حتماً دعاهایی‌که توسط دهن‌های مختلف صورت می‌گرفت، خوشحال می شدم.» سپس در حالی قسم یاد نمودند که جابجا ایستاد بودند: «قسم به الله که هفتاد تن از کفار را  در عوض تو مُثله نمایم" فلهذا رسول الله صلی الله علیه وسلم هنوز از جای شان حرکت نکرده و آنجا را ترک نگفته و بالای حضرت حمزه رضی الله عنه ایستاد بود که این آیه ی از قرآن کریم نازل شد: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ ... تاختم سوره﴾(اي مسلمانان!) هرگاه خواستيد مجازات كنيد(كساني را كه به حقوق شما تعدّي و تجاوز كرده اند)، تنها بدان اندازه مجازات كنيد و كيفر دهيد كه درباره شما روا شده است (و از حدّ آن فراتر نرويد و برمگذريد) و اگر شكيبائي پيشه ساختيد (و به خاطر الله مجازات نكرديد و كيفر نداديد) حتماً شكيبائي براي شكيبايان (حق پرستي چون شما كه از دل فرمان نمي‌بريد و به راهنمائي الله سبحانه وتعالی گوش فرا مي‌داريد، در دنيا و آخرت ) بهترخواهد بود. رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم از قسم‌شان کفاره دادند و از آن‌چه نسبت به کفار تصمیم گرفته بودند، باز ایستادند.

حاکم درمورد این حدیث ساكت بوده؛ نه او را ضعیف دانسته و نه هم موثق... با وجود آن، در مستدرک خود با استناد از صحیحین تخریج نموده است.

۲-  حدیث را که برخی از فقها در کتب خود مورد اعتماد قرار داده اند:

الف) ابوبکر الشافعی آن را در "الفوائد، معروف به غیلانیات" ذکر کرده است؛ زیرا او آن را به شاگرد خود ابوطالب محمد بن غیلان تلقین می‌نمود... ذهبی در این باره در العبر "27" فرمود: «و ابن غیلان شخصی دیگری است که درباره ی اجزاء این حدیث گفته است که بلندی این حدیث مثل آسمان است» و الکتانی در این باره در الرسالة المستطرفة  "ص 93" گفت: «این حدیث از جمله عالی‌ترین و بهترین حدیث است.»

این همان چیزی است که در کتاب الفوائد آمده است:

۲۳۲-  ابوبکر الشافعی در اظها رات خود در روز جمعه، سوم محرم سال ۳۵۴هـ ق گفت: حامد بن محمد، او از بشربن الولید، او از صالح المری، او از سلیمان التیمی، از ابو عثمان النهدی و او از حضرت ابی هریره رضی الله عنه روایت نموده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در جریان بازدید از شهدای اُحد بالای جسد حضرت حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه که در جمله شهداء بود، توقف نمودند و چشم‌شان به چیزی سرخورد که قبلاً هرگز به چنین چیزی سرنخورده بود، و قلب شان بدرد آمد و دیدند که تمام بدن حمزه رضی الله عنه مُثله شده بود، در این هنگام فرمودند: «الله تعالی تو را رحمت کند! زیرا من جز از اعمال نیک و صله رحم چیزی دیگری از تو به یاد نمی‌آرم؛ اگر بعد از من، غمگینی نسبت به تو نمی‌بود، دعاهایی‌که از دهن‌های مختلف جمع می‌شد، من را خوشحال می‌نمود؛ مگربا وجود آن‌هم به الله سوگند می‌خورم که هفتاد تن از کفار را حتماً مُثله خواهم نمود.» راوی می‌گوید حضرت جبریل علیه السلام فرود آمد؛ درحالی‌که رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم بالای جسد حضرت حمزه رضی الله عنه از:﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ ...﴾ تا ختم سوره ای نحل ایستاد بود" بعد از نزول این آیه مبارکه رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم صبرنموده و از حانث شدن قسم شان کفاره دادند و از آن‌چه نسبت به کفار تصمیم گرفته بودند باز ایستادند.

ب) عین حدیث را ابومحمد حنفی بدرالدین عینی متوفی (۸۵۵هـ.ق) در کتاب البنایه شرح الهدایه بروایت دیگر از حضرت ابی هریره رضی الله عنه روایت نموده است: «مگردرمورد این قول باری تعالی فعاقبوا ...  : امام طحاوی - رحمه الله علیه - از مقسم، او از ابن عباس و از ابوهریره – رضی الله تعالی عنهم – روایت نموده است که: هنگامی‌که حضرت حمزه رضی الله تعالی عنه به شهادت رسانیده شده و اعضای بدن شان قطع کرده شده بود، رسول‌الله صلی‌الله علیه وسلم فرمودند: "اگر بالای کفار کامیاب و غالب شوم هفتاد نفر تن از آنان را حتماً مُثله خواهم کرد." و در روایت دیگر: " قسم به الله، هفتاد تن از کفار را حتماً مُثله خواهم کرد." بعداز آن الله تعالی این آیه کریمه را نازل فرمود: ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ﴾ [النحل: 126]" و رسول الله صلی الله علیه وسلم صبرنمودند و از سوگندشان کفاره دادند." بناءً دانسته شد که این آیه مبارکه درهمین مورد نازل شده است...»

از تمامی مباحث فوق تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که: استدلال به حدیث مثل سبب نزول آیه مبارکه درباب سیاست جنگی جزء دوم کتاب شخصیه آمده است،  درست می‌باشد.

در بخش دوم: سوال دوم مربوط به عورت کنیز چنین است:

در ابتداء باید گفت که: من نمی‌دانم چرا این سوال را می‌پرسید! در کل اگرآدم ببیند امروزه هیچ زن برده‌ای وجود ندارد! به هر صورت، فقهای کرام در مورد عورت کنیز در نزد مردان اجنبی اختلاف نظر دارند. برخی از فقهاء عورت کنیز را مثل عورت زنان حره قرارداده اند و برخی از آنان مثل عورت مرد قرار داده اند و برخی دیگری‌شان مثل عورت زنان که در پیش روی محارم‌شان باشد قرار داده اند و این رأی احناف است. اجتهاد هرکدام دلیل برای خودشان می‌باشد. من نسبت به رأی که تمایل دارم همانا رای احناف است که عورت کنیز در پیش روی مرد اجنبی مثل عورت زن در پیش روی محارم خود می‌باشد و ما این مسئله را به تفصیل در کتاب نظام اجتماعی بیان نموده ایم که: «اعضای بدن که عادةً زینت داده نمی‌شود، که از طرف پیش رو: از زانو تا انتهای گردن از گردن بند و از طرف عقب از زانو تا قسمت بالای پشت زن، عورت می‌باشد.» تمام این‌ها برای کنیز عورت می‌باشد. یعنی از جمله این اعضاء بدن، نشان دادن پاچه، گردن، مو و بازوها جائِز است و درست نیست این‌که بالاتر از زانو تا قسمت پایانی گردن از طرف پیش رو و بالاتر از زانو تا زیر گردن از طرف پشت سر دیده شود. تمام بدن کنیز عورت است؛ مگر به استثنائی موی، گردن، پاچه و هردو بازوی کنیز که عورت نیست از این بیشتر نیاز برای تفصیل دلائِل وجود ندارد، زیرا خلیفه حکم شرعی را تبنی می‌کند که قول راجیح را داشته باشد، هروقتی این را تبنی کرد که عورت کنیز مثل عورت زن حره است؛ پس آن قابل اجراء می‌باشد و اگراین را تبنی کرد که عورت کنیز مثل عورت زن در پیش روی محارم خود می‌باشد و این چیزی است که من نسبت به این مسئله تمائِل دارم؛ پس این قابل اجراء است. الله سبحانه وتعالی داناتر وباحکمت تراست.

برادر تان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مشتاق حنیف

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه