یکشنبه, ۱۲ رمضان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۳/۰۱م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

خطبه نماز جمعه از استاد سامر عوده (ابو قصی)

بیت المقدس-سرزمین مبارک فلسطین

جمعه, ۲۰ جمادی الآخر ۱۴۴۱ه مطابق ۱۴ فبروری ۲۰۲۰م

ادامه مطلب...

ندای جمعه از میدان مسجد مبارک اقصی

توسط استاد علی ابو احمد

بیت المقدس-سرزمین مبارک فلسطین

جمعه, ۴ رجب المحرم ۱۴۴۱ه مطابق ۲۸ فبروری ۲۰۲۰م

ادامه مطلب...

نارضایتی جهانی از دموکراسی؛ امریست انکار ناپذیر!

(ترجمه)

خبر:

در گزارشی‌که چند روز پیش منتشر شد، محققان دانشگاه کمبریج تمایلات سیاسی بیش از 4 میلیون نفر را با استفاده از یافته‌های یک نظرسنجی از 154 کشور بین سال‌های 1995-2020 منتشر کردند. فيصدي افرادی‌که در سال 2019 از دموکراسی اظهار ناامیدي كرده‌اند، به 57.5٪ رسيده است. محققان گفته‌اند که سال 2019 بیان‌گرِ "بالاترین سطح نارضایتی مردم از دموکراسی" است.

تبصره:

بسیاری از دموکراسی‌های غربی، مانند آمریکا، استرالیا و انگلیس اکنون در صدر نارضایتی از دموکراسی قرار دارند. بر اساس این گزارش، امریکا سطح پایینِ "نگران‌کننده و غیرمنتظره‌ای" رضایت از دموکراسی را تجربه می‌نمايد. این گزارش ناامیدی امریکایی‌ها را از دموکراسی به شرح زیر خلاصه می‌کند: «برای ایالات متحده پایان فوق ‌العاده و نمایانگر یک تغییر عمیق در دیدگاه آمریکا نسبت به خود و بر همین اساس از موقعیت آن در جهان است.» پس باید دنبال اسباب و عوامل این نارضایتی رفت و پرسید که دلایل این تغییر به سمت نارضایتی از دموکراسی در بین آمریکایی‌ها چیست؟

اول: دموکراسی در غرب اغلب به عنوان دموکراسی مستقیم یا ایده‌آل به مردم ارائه می‌شود؛ زیرا مردم حق حاکمیت خود را بدون هیچ واسطه‌ای اعمال می‌کنند. با این حال، در عمل مردم چیزی به عنوان دموکراسی مستقیم پیدا نمی‌کنند؛ چون مردم مجبور می‌شوند نمایندگان را انتخاب کنند که قرار است از طرف آن‌ها حکمرانی کنند. اما به نظر می‌رسد نمایندگان منتخب ارادۀ گروهی از افراد سودجو را به خدمت می‌گیرند تا به هزینۀ افرادی‌که آن‌ها را انتخاب کرده‌اند، خدمت کنند. این از مبالغ هنگفتی‌که گروه‌های ذینفع قدرت‌مند برای اطمینان از پیروزی نمایندگان در انتخابات سرمایه‌گذاری می‌کنند، مشهود است. از طرف دیگر، نمایند‌گان احساس می‌کنند که از منافع نخبگان محافظت می‌کنند؛ نه منافع عمومی مردم. دروازه رفت و آمد دایمی بین مسوولین دولتی و شرکت‌ها اطمینان می‌دهد که نخبگان کنترول کاملی بر روند قانون‌گذاری داشته باشند. به این ترتیب، قوانين وضع شده غالباً در خدمت نخبگان و منافع آن‌هاست و بیش‌تر رای‌دهندگان را در روند دموکراتیک به حاشیه برده مى‌شوند.

دوم: تغيير نقش‌ها بین قوۀ اجرائیه و قوۀ مقننه بر سر قوانین جدید؛ اغلب منجر به تصویب نسخۀ كاهش‌یافته قوانین پیشنهادی از طریق سازش بیش از حد می‌شود. وقتی قوه اجرائیه از ائتلاف احزاب تشکیل شود؛ تصفيه حساب‌ها بیش از حد افزایش می‌یابد و این باعث می‌شود قوانین جدید در حل مشکلات مورد نظر ناموفق باشند. این احساس در بین مردم ایجاد می‌شود که دموکراسی نمی‌تواند مشکلات آن‌ها را حل کند و هیچ فایده‌ای برای شرکت در روند دموکراتیک نمی‌بينند.

سوم: درگیری حزبی بین قوۀ اجرائیه و قوۀ مقننه روند قانون‌گذاری را فلج می‌کند. این گونه طرز دید باعث می‌شود مردم درک کنند که طبقۀ سیاسی عدالت را فدا می‌کند تا به هر قیمتی قدرت را حفظ کنند و پروندۀ دادگاه ترامپ این نکته را بهتر روشن کرد.

سرانجام شکست دموکراسی در این واقعیت نهفته است که این انسان‌ها هستند که به نفع تعدادی اندكی از انسان‌های دیگر قوانین وضع می‌کنند. انسان‌ها ناتوان، غرض‌مند و دانش محدودی دارند و به همین دلیل، قوانینی‌که تصویب می‌شوند، از نظر اکثریت مردم نزدیک به بی‌اهمیت شدن است.

در اسلام قانون‌گذاری از آنِ الله سبحانه وتعالی است؛ نه از انسان‌ها. اسلام به مردم این امکان را می‌دهد كه خلیفۀ خود را برای حکم کردن بر آن‌ها انتخاب كنند. فقط خلیفه مسئول گزینش احکامی‌ست که از منابع شرعی گرفته شده است. هیچ نوع نقش دادن و یا امتیازاتی برای راضی کردن مجلس امت و یا مردم در اسلام وجود ندارد. این روند بر خلاف دموکراسی غربی نه تنها مشکلات را برطرف می‌کند؛ بلکه پایداری و سرعت در مراقبت از امور مردم را فراهم می‌کند.

﴿أَفَمَنْ يَمْشِي مُكِبّاً عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيّاً عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾

[ملك: ٢٢]

ترجمه: آيا كسى‌كه فرو افتاده بر چهره خويش راه مى‌رود، راه‌يافته‌تر است يا كسى‌كه استوار بر راه راست گام برمی‌دارد؟

نویسنده:عبدالمجید بهاتی

مترجم: احمد صابر "خالد"

ادامه مطلب...

دروغ‌های وحشت‌ناک از سيركِ عدالتِ کیفری روس

(ترجمه)

خبر:

به تاریخ 10 فبروری سال روان ميلادی روزنامۀ گاردین گزارش داد که: «يك محکمۀ روسی در حق هفت آنارشسیت و فعال ضد فاشیزم به‌دلیل ایجاد بی‌بندوباری سیاسی در قضیۀ بحث‌برانگیز تروریزم داخلی؛ احکام ظالمانه‌ای را صادر نموده است. وکلای متهمین و فعالان حقوق بشر می‏گویند که چنین گروهی وجود نداشته و اتهام‌ها ساختگی‌ست و مسئولین به خاطر اعتراف گرفتن از آن‌ها به شکنجه  متوسل شده‌اند. تمام این احکام بنام احکام وحشیانه توصیف شده‌اند. دیمتری بتشیلینتسیف یکی از فعالان مدنی گفته است که: "وقتی زير شکنجۀ وحشیانۀ قرار گرفتم، فریاد زدم و گفتم که از شکنجه کردنم دست بردارید! آن‌ها گفتند؛ مگر تو رهبر آن‌ها هستی که از شکنجه کردنت دست‌بردار شویم؟ گفتم بلی، من رهبر هستم.»

تبصره:

این مردان آخرین قربانیان از سلسله موارد کیفری ساختگی و دروغین عليه روزنامه نگاران، فعالان، سیاسیون و حتی هرمندان و موسیقی‌نوازان است که علیه پوتین صحبت کردند. رسانه‏های غربی بعضی اوقات این چنین موارد را به نشر می‌رسانند و زمانی‌که دستگاهای امنیتی روس بطور اشتباهی به قتل مخالفان سیاسی اقدام نمایند؛ به شدت از آن تذکر به‌عمل می‌آورند، مانند موضوع مسموم‌سازی سکریبال. اما در قضیۀ حزب التحریر با وجودی‌که اکثر قضایا علیه افراد آن ساختگی می‏باشند؛ مگر به ندرت از این قضایا تذکر به‌عمل می‌آید؛ چون این قربانی‌ها با ارزش‏های سکولار روزنامه‌نگاران غربی هم‌خوانی ندارند.

بی‌توجهی درازمدت به گرفتاری‏های مسلمانان و آزار و اذیت‏هایی‌که به خاطر باورهای‌شان می‏بینند؛ قصیدۀ مشهور الکس نیمولر را که بر ضد بی توجهی‏های به جرایم نازی‏ها قبل از دست رفتن فرصت سروده بود، در اذهان تداعی می‌کند: «نخست برای سوسیالیست‌ها آمدند، اما من چیزی نگفتم؛ چون من سوسیالیست نبودم. سپس از خاطر... آمدند و من سخن نگفتم. سپس از خاطر خودم آمدند؛ مگر کسی باقی نمانده بود که از من سخن بگوید.»

با وجود سکوت چشم‌گیر در مطبوعات مطرح، سازمان‏های حقوق بشر مشتاق طبقه‌بندی نظام عدالتِ کیفری دیکتاتورانه و اتهامات دروغین علیه حزب التحریر در روسیه استند. در زمان نشر این قضیه توسط گاردین، دیده‌بان حقوق بشر (HRW) بیان داشت که این قضیه در اصل یکی از سه حالات مشابه در ماه فبروری است، اما دو حالت دیگر علیه افراد متهم به عضویت در حزب التحریر می‌باشد که حکم به حبس شدید ادوارد نظاموف به مدت 23 سال و پنج روز پیش حکم به حبس 10 نفر از افراد متهم به عضویت در حزب التحریر به مدت 10-22 سال از نتایج آن می‌باشد. مطابق به گفتۀ دیده‌بان حقوق بشر: «این سه مورد از مواردی اند که در نقاط مختلف روسیه ثبت شده است؛ اما وجه مشترک آن‌ها عبارت از امتناع مقامات دولتی از بررسی درست و دقیق در بارۀ ادعا‏های متهمین مبنی بر بدرفتاری‏ها می‏باشد... این متهمین به محاکمۀ عادلانه دست نیافتند. لازم است که احکام صادر شده لغو و تحقیقات درست و کافی در بارۀ بدرفتاری‏ها وخسارات اجراء شود.»

در حکمی‌که از سوی دادگاه عالی روسیه در سال 2003 صادر شده؛ حزب التحریر را یک سازمان تروریستی معرفی نموده است، این در حالی‌ست‌که سازمان‏های حقوق بشر روس بارها صحت این ادعا را رد نموده و اصرار بر این دارند که فعالیت‏های حزب التحریر هیچ موردی را در بر نداشته که وی را متهم به دهشت‌افگنی و ترغیب به دهشت‌افگنی و تروریزم نماید، و هیچ فردی نباید به محض عضویت در حزب التحریر محاکمۀ کیفری شود.»

تعدادی از حکام خاین مسمانان؛ مثل محمود عباس، رئیس حکومت خودگردان فلسطین سعی نمودند تا پوتین را راضی ساخته و با وجود جنایت‏هایش بر ضد مسمانان در تمام نقاط جهان در کنارش بایستند. با وجود این؛ حزب التحریر در ماه‌ گذشته دستگاه امنیتی محمود عباس را با برگزاری یک تجمع اعتراض‌آمیز و بدون اجازۀ قبلی بر ضد پوتین در جریان سفرش به ضفه غربی؛ به چالش کشید. الله متعال حق محاکمۀ عادلانه را بدون کدام شکنجه یا تهدیدی و بدون درنظرداشت متعتقدات و باورها حق تمام بشریت خوانده است.

نوسینده: داکتر عبدالله روبین

مترجم: محمد مزمل

ادامه مطلب...

امریکا سیاسیون افغان را هم از الله سبحانه و تعالی به دور نموده و هم از مردم Featured

در بیانیه‌ی وزارت خارجه امریکا در مورد جنجال‌های انتخابات افغانستان آمده که مراسم تحلیف رییس جمهور جدید به تعویق افتیده و تصریح نموده که به‌جای اختلاف سیاسی و انتخاباتی، روی صلح تمرکز کنید. همچنان وزیر خارجه امریکا با اشاره به پیشرفت‌ها در مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان تأکید کرده که به هیچ گروهی اجازه داده نخواهد شد که این فرصت بزرگ را آسیب برساند.
موقف امریکا در مورد جنجال‌های انتخابات افغانستان عمق وابستگی و مزدوری رهبران دولت افغانستان را به نمایش می‌گذارد و به صراحت نشان می‌دهد که چگونه حیات و ممات دولت افغانستان وابسته به تصامیم امریکا می‎باشد. در یک هفته گذشته اشرف‌غنی منتظر پیام تائیدی و عبدالله عبدالله منتظر پیام رد نتایج انتخابات از سوی امریکا بودند. اما از آن‌جایی‌که در مقطع فعلی برای امریکا امضای موافقت‌نامه‌ی صلح با طالبان اولویت دارد، نتایج انتخابات را در هاله‌ی از ابهام قرار داده و به حاشیه برده است.
واقعیت این است که سرنوشت غلامان به یک بیانیه، تویت و دستور بادار شان وابسته می‌باشد. رهبران دولت افغانستان همانند عروسک‌های مفلوک غرب هستند که همانند دانه‌های شطرنج در بازی‌های سیاسی مورد استفاده قرار می‌گیرند و بادار شان نیز کوچکترین شرف و عزتی به آن‌ها قایل نیست.
جا دارد که رهبران قومی و سیاسی افغانستان از همچو حوادثی که در نزده سال گذشته یکی پس از دیگری تکرار می‌شوند درس عبرت بگیرند و به جای پیروی کورکورانه از امریکا از رب العالمین اطاعت کنند که ذات با وقار و با عزت است و بنده‌اش را در نیمه راه رها نمی‌کند. اما پیروی از امریکا تعدادی از رهبران قومی و سیاسی افغان را چنان به دامان اربابان غربی سقوط داده که هم از الله سبحانه و تعالی به دور شده‌اند و هم از مردم خویش و مانند درخت بی‌ریشه به هر باد می‌وزند. در حالی‌که تاریخ ثابت نموده است که قدرت‌های غربی نوکران خویش را پس از استفاده نمودن دور انداخته و به عمر سیاسی شان نقطه‌ی پایان گذاشته است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر - ولایه افغانستان

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

به جواب نازک الملائکه

پرسش:

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

در نزدم سوالی است، امیدوارم به زودی جوابم را ارائه نمائید. آیا نکاح دختر بدون رضایت وی تمام می‌شود؟ راه‌حل مشکل این عقد نکاح و کتابت آن چیست؟ من با تأیید و امضای نکاح‌نامه مجبور نشد‌م؛ بلکه برایم خبر دادند که خواستگار یا داما‌د بر درب خانه است و من با این عقد موافق بودم؛ ولی در این وقت احساس کردم بدون این‌که کسی با من در این خصوص صحبت کند، من برای پذیرش این عقد نکاح مجبور هستم.

پاسخ:

وعلیکم السلام ورحمت الله وبرکاته!

در خصوص این مسئله در کتاب نظام اجتماعی، باب نکاح حدیثی را از رسول الله صلی الله علیه وسلم ذکر نمودیم: از عبدالله بن بریده از پدرش روایت شده است که او گفت:

«جائت فتاةٌ إلى رسولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم فقالتْ: إِن أبي زَوَّجَني ابنَ أَخيهِ لِيَرْفَعَ بي خَسيسَتَهُ. قالَ: فَجَعَلَ الأمرَ إليها فقالتْ قد أَجَزْتُ ما صَنَعَ أبي، ولكنْ أردْتُ أن أُعْلِمَ النساءَ أنْ ليسَ إلى الآباءِ مِنَ الأمْرِ شيءٌ»

(رواه ابن ماجه)

ترجمه: دختری نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: پدرم مرا به نکاح برادر زادهاش در آورده است تا توسط من خساست و بدیی آن را بر دارد. پدر عبدالله بن بریده گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم صلاحیت و اختیار را به دختر سپرد، سپس آن دختر گفت: آنچه که پدرم آنجام داده قبول کردم؛ ولی این مسئله را به خاطری گفتم تا زنان بدانند که پدران حق ندارند دخترانشان را اجباراً به نکاح بدهند.

در کتاب "مصباح الزجاجة فی زوائِد ابن ماجه" نوشته‌ی ابی العباس شهاب الدین البوصیری الکنانی الشافعی، متوفی سال 840هـ  چنین روایت شده است: «از عبدالله بن بریده روایت است که از پدر خود روایت نموده است که گفته است: دختری نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت پدرم مرا برای برادر زاده‌اش به نکاح داده است تا توسط من بدنامی و خساست برادر زاده‌اش را دور سازد. اوگفت: «فَجعل الْأَمر إِلَيْهَا فَقَالَت قد أجزت مَا صنع أبي وَلَكِن أردْت أَن تعلم النِّسَاء أَنه لَيْسَ للآباء من الْأَمر شَيْء» ترجمه: اختیار تأیید و رد نکاح را به دختر داد، سپس دختر گفت: من این نکاح را قبول کردم؛ ولی آن را به صورت واضح بیان کردم تا زنان بدانند که پدران صلاحیت ندارند تا دختران‌شان را اجباراً به نکاح بدهند.» او گفته: رجال این حدیث ثقه هستند و اسنادش صحیح است.

بناءً بر پدر دختر لازم است که موافقه‌ی دختر را برای عقد نکاح بگیرد و از اجازۀ دختر مطمئن گردد؛ چون ایجاب و قبول با رضایت و اختیار دختر تکمیل می‌شود. ما این مسئله را در باب نکاح کتاب نظام اجتماعی به گونۀ ذیل واضح نمودیم:

«وقتی از زن خواستگاری می‌شود، حق موافقۀ نکاح و رد آن تنها از زن است؛ هیچ‌کس از اولیاء و غیراولیای زن حق ندارند که زن را بدون اجازۀ وی به نکاح بدهند و یا آن را از نکاح مانع شوند.» از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«الثَّيِّبُ أحقُّ بِنَفْسِها مِنْ وَلِيِّها، والبِكْرُ تُسْتأْذنُ في نَفْسِها وإِذنُها صُماتُها»

(رواه مسلم)

ترجمه: زن بیوه از ولیاش در اجرای عقد نکاح مستحق‌تر است. از دختر باکره باید اجازه گرفته شود، سکوت دختر، اجازۀ وی به حساب می‌آید.

از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لا تُنْكَحُ الأَيِّمُ حتى تُسْتَأْمَرَ، ولا البِكْرُ حتى تُسْتَأْذَنَ. قالوا: يا رسولَ اللهِ، وكيفَ إذْنُها؟ قال: أن تَسْكُتَ»

(متفق علیه)

ترجمه: نکاح زن بیوه درست نمی‌شود؛ مگر این‌که خودش به آن هدایت دهد و هم‌چنان نکاح دختر درست نمی‌شود؛ مگر این‌که از وی اجازه گرفته شود. فرمودند اجازۀ دختر چگونه است یا رسول الله! ایشان فرمودند: اجازۀ دختر سکوت وی است.

از ابن عباس روایت شده است:

«أن جاريةً بكْراً أَتَتْ رسولَ اللهِ فَذَكَرَتْ أَن أَباها زَوَّجَها وهِيَ كارِهَةٌ، فَخَيَّرها النبيُّ»

(رواه ابوداود)

ترجمه: دختری نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: پدرش وی را جبراً به نکاح داده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم دختر را به رد و قبول این عقد اختیار داد.

از خنساء بنت خذام انصاری روایت شده است:

«أن أباها زَوَّجها وهِيَ ثَيِّبٌ فَكَرِهَتْ ذلك فأَتَتْ فَرَدَّ نِكاحَها»

(رواه بخاری)

ترجمه: پدر دختر، دخترش را در حالی‌که وی بیوه بود، به نکاح داده بود و دختر به این نکاح رضایت نداشته و این نکاح را رد کرد.

تمامی این احادیث به صورت صریح دلالت دارند، تا زمانی‌که اجازۀ زن گرفته نشود، نکاح آن تکمیل نمی‌شود؛ اگر نکاح زن منعقد شود؛ ولی خود زن آن را رد کند و یا اجباراً به نکاح داده شود، عقد نکاح آن فسخ می‌گردد؛ مگر این‌که خودش بعداً به این عقد رضایت نشان داده و یا به این عقد باز گردد.»

شما صراحت نص کتاب نظام اجتماعی را دیده اید؛ طوری ‌که ذکر کردیم، همۀ این احادیث صراحت دارند که اگر اجازۀ زن برای نکاح گرفته نشود، نکاح آن تکمیل نگردیده و اگر چنین نکاح را رد کرد و یا به اجبار نکاح داده شده بود، نکاح آن قابل فسخ است؛ مگر این‌که خود زن به این نکاح بعدا باز گردد و یا راضی گردد.

امیدوارم که در همین قدر کفایت کند، الله سبحانه وتعالی بر همه چیز عالم‌تر و در کارش حکیم‌تر است.

برادر شما عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

نپذیرفتن معامله ترامپ به التماس، انکار و سرخم کردن در مقابل قدرت‌های استعمارگر صورت نمی‌گیرد

(ترجمه)

به روز سه‌شنبه مورخ 11 فوریه/فبروری 2020م، محمود عباس رییس حکومت خودگردان فلسطین، سخنان خود را در شورای امنیت در رابطه به توافق یا معامله ترامپ بیان نمود. ما امیدوار بودیم که ای کاش او به جای سخنان میان‌تهی و نفرت‌انگیزش سکوت می‌کرد؛ زیرا او جز گدایی، حقارت و سرخم نمودن در مقابل قدرت‌های استعمارگر دیگر هیچ چیزی از خود نشان نداد که این امر بنیاد کیان یهودی را محکم و اشغال سرزمین فلسطین را از سوی یهود مشروعیت می‌بخشد. طوری‌که او کیان یهودی را من‌حیث مشروع‌ عظیم در جهان وصف کرد، گویا کیان یهودی صاحب امر و نهی(دستور و منع) درین گیتی است!

عباس در سخنانش به پایبندی و تمسک به رویکرد مذاکرات ننگینی‌که فلسطین و مردم‌اش را در گودال بدبختی و مصیبت فرو برده اصرار نمود و او حتی اصرار ورزید که هر عمل مقاومت‌آمیز از سوی اهل فلسطین من‌حیث خشونت و تروریسم توصیف می‌شود. بناءً ‏این امر "پروتوکول امنیتی 83" را تقویت می‌بخشد که حکومت با 83 کشور به امضاء رسانیده است تا تحت نام مبارزه با تروریسم، علیه اسلام بجنگند! بدانید که اولین کشورهای امضا کننده پروتکل 83 یعنی امریکا از جمله دشمن سرسخت مسلمانان و اهل فلسطین محسوب می‌شود! در نهایت عباس از آماده‌گی خویش برای تامین خدمات جدید امنیتی که به 183 کشور گسترش می‌یابد، اظهار نمود.

عباس در سخنانش، پیوند صله رحمی خود را با اهل فلسطین و آرزوهای‌شان قطع نمود، بلکه حتی احساسات آنان را در نظر نگرفت، طوری‌که او پرونده 300 افسران نظامی یهودی، که اهل فلسطین را به قتل رسانیده بودند، تقویت نمود؛ گویا مقاوت‌گرایی جوانان و اهل فلسطین توافق ترامپ را رد کردند و نیرو‌های یهودی هم به حق می‌جنگیدند! او استدعای بخشش و رحم برای رابن کرد؛ مگر یک کلمه‌ هم در خصوص شهدای فلسطین به زبان نیاورد. عباس متعقد بود که در دامن نهادهای بین‌المل و شورای امنیت که تا اکنون طبق بیانیه‌اش به یکی از قطعنامه‌هایش نپرداخته و عمل نکرده امید و سعادت وجود دارد، در حالی‌که اهل فلسطین باورمند به رهبر ربانی و شجاع همچو صلاح الدین اند تا اقصی را آزاد و دولت یهود را ریشه‌کن کند. عباس خارج از قضیه اهل فلسطین سخن می‌گفت، حالان‌که ادعای نمایده‌‌گی از آنان‌ را می‌کند.

عباس در یک عمل پارادوکس عجیب، نقشه‌ی فلسطین را از سال 1917م تا امروز برافروخت و به تعجب گفت که چه کسی به آن‌ها حق پاره کردن و غصب فلسطین را داده است؟! مگر عباس توافق‌نامه جنایت‌کارانه‌ای که توسط سازمان‌ملل به امضاء رسیده بود را فراموش کرد که 78درصد خاک‌ فلسطین مربوط یهود‌ها می‌شود؟ هم‌چنین توافق اوسلو را فراموش نموده است که خود این عباس باوجود جنایات یهود، پایبندی‌اش را در رابطه به آنان و به تمام بند و ماده‌هایش اظهار نمود. عباس این توافقنامه‌ی فجیع را به عنوان زیباترین و شرین‌ترین توافقنامه‌ی انتقالی توصیف کرد.

عباس معامله ترامپ را رد کرد؛ زیرا این امر راه‌حل دو دولت (اسرائیل و فلسطین) را از بین می‌برد، در حالی‌که اهل فلسطین این معامله را به دلیل این‌که تمام فلسطین مربوط مسلمانان می‌شود، رد می‌کنند. ثانیاً این خاک نه مربوط ترامپ می‌شود و نه مربوط شورای امنیت؛ بلکه طبق حکم الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم، فلسطین یک سرزمین اسلامی است و مربوط مسلمانان می‌شود. عباس تمسک صلح با اشغال‌گران را دارد؛ در حالی‌که اهل فلسطین مشتاق تجهیزسازی ارتش مسلح امت اند تا دولت یهود را ریشه‌کن نمایند. انتخاب استراتیژیک عباس اینست که با دولت غاصب یهودی توافق صلح امضاء کند، در حالی‌‌که انتخاب اهل فلسطین بازگشت یا اعاده فلسطین به مسلمانان است، سپس القدس (اورشلیم) خانه آنان و پایتخت دولت خلافت آینده خواهد شد. ان‌شاءالله!

راه‌حل برای قضیه فلسطین، اجماع و کنفرانس‌های بین‌الملی نیست؛ زیرا در آن اجماع‌ها تمامی قدرت‌های استعمارگر و جنایت‌کاران علیه مسئله فلسطین جمع خواهند شد تا این قضیه را به سود یهود‌ها ازمیان بردارند و از آنان التماس هم نخواهند کرد، از آن‌جا که کفر و استعمارگرایی در عقیده باهم ملت واحد هستند. امریکا، اروپا و دولت یهود باهم علیه مسلمانان شریک هستند. فلهذا، راه‌حل این مشکل تکیه زدن بر ابتکار عرب برای پالیسی "عادی‌سازی(normalization)" نیست؛ بلکه این مشکل بیشتر به رجوع نمودن به تفکر عمیق اسلامی اعاده می‌شود و این تفکر عمیق عبارت از ندا بلند کردن بر افواج مسلح است تا لشکرهای‌شان را تجهیز کنند و تاریخ دولت یهود را رقم بزنند. تمام راه‌حل‌های دیگر استعماری، تصامیم، ابتکارات و کنفرانس‌های بین‌الملی هیچ فرقی از معامله ترامپ ندارد، مگر در ظاهر و قیافه.

بگذارید که پروژه تصفیه و تسلم‌شدن که عباس آن‌ را یک فرصت صلح تلقی می‌دارد، به جهنم برود. بدانید که اهل فلسطین هرگز امیدشان را بخاطر آزادی‌سازی از دست نمی‌دهند و ان‌شاءالله مسلمانان من‌حیث فاتحین داخل مسجدالاقصی خواهند شد؛ همان‌طوری‌که عمر فاروق رضی الله عنه به نخستین‌بار من‌حیث فاتح داخلش شده بود و این یک وعده‌ی حق است.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا﴾

[اسراء: 51]

ترجمه: پس از آن، سرهای‌شان را به سويت (به عنوان استهزاء) تكان می‌دهند و می‌گويند: چه زمانی اين (معاد) خواهد بود؟ بگو: شايد كه نزديك باشد.‏

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-سرزمین مبارک فلسطین

مترجم: زکریا وهاج

ادامه مطلب...

استراتیژی جدید امریکا در آسياي میانه

(ترجمه)

خبر

وزارت خارجۀ امریکا استراتیژی جدیدش را در ارتباط به آسياي میانه منتشر ساخت. مدارک این استراتیژی در سايت اين وازارت به دست نشر سپرده شد. استراتیژی مذکور در جریان نشستي‌که توسط مایک پومپیو وزیر خارجۀ امریکا در تاشکند برگذار شده بود، به وزراي خارجۀ کشورهای منطقه رسانیده شد. طبق مدارک منتشر شده، همکاری امریکا در آسياي میانه برای از بین بردن تروریزم و افراطیت ادامه خواهد داشت، این درحالي‌ست که پایگاه تنفیذ قانون و مساعدت‏های مرزی با آن‏ها در این امر اشتراک دارند. طبق گزارش وزارت خارجه امریکا، ایالات متحده امریکا بیش از 90 ملیون دالر امریکایی برای تقویت امنیت مرزها و آموزش نیرو [در امر مبارزه با افراطیت و تروريزم] در منطقه اختصاص داده است. این استراتیژی جدید در بردارندۀ شش نکته اساسی در راستای سیاست‏ امریکا در قبال منطقۀ آسياي میانه می‏باشد.

  1. حمایت و تقویت کشورهای منطقه به عنوان کشورهای مستقل و در کل به عنوان منطقۀ مستقل؛

  2. محدود ساختن تهدیدات تروریستی در آسياي میانه؛

  3. توسعه و حمایت ثبات و آرامش در افغانستان؛

  4. تقویت روابط بین افغانستان و آسياي میانه؛

  5. تقویت سیادت قانون و اجرای حقوق بشر؛

  6. تشویق شركت‌هاي امریکا برای بهره‌برداری و سودجويي در آسياي میانه.

تبصره

خوب به یاد دارم كه در دوم فبروری مایک پومپیو وزیر خارجه امریکا در جریان ديدارش از برخي کشورهای آسياي میانه به خبرنگاران گفته بود: «ما خواهان پیشرفت و توسعه در آسياي میانه هستیم و می‏خواهیم که هر یک از کشورهای منطقۀ آسياي میانه یک دولت مستقل بوده و یک رهبری مستقلانه از خود داشته باشد، نه یک سیادت و رهبری متوسل و تابع به دولت دیگر در منطقه.» تفسیري‌که می‏توان از این حرف‌ها داشت، این است که امریکا خواهان تسلط و حاکمیت در منطقۀ آسياي میانه به عوض روسیه است...

لازم به ذکر است تا از نشست گستردۀ دیگري‌که در تابستان 2015 توسط وزیر خارجۀ امریکا برگزار شده بود، یادآوری شود؛ هنگامی‏که جان کری طرح جدید امریکا را ارائه نمود که 1+5C (قرغزستان، ازبکستان، قزاغستان، تاجکستان، ترکمنستان+ امریکا) می‏باشد، طرحي‌که به خاطر اعادۀ نفوذ گم شده امریکا در منطقه ایجاد گردیده بود. در این هنگام نفوذ امریکا عملاً از بین رفته بود، درحالي‌که روسیه توانسته بود که به صورت کامل تسلط بر منطقه را در دست گرفته و پیشرفت‏های اقتصادی چین گام‏های خطر ناک خود را بر می‏داشت.

از آن هنگام به بعد گروه 1+5C به موجوديت خود ادامه داد؛ اما باعث تغيير و دگرگونی گسترده‌ای در سطح نیروهای منطقه نشد، جدا از امریکا كه بر وقايع خاور میانه تمركز نموده بود و تأثير بزرگی در منطقه نداشت.

تحلیل‌گران به این نظرند که گام‏های امريكا همانا تلاش برای اعادۀ فعالیت‏هایش به صورت گذشته است و می‏خواهد در اعمال گذشته‏اش روح تازه ببخشد و این سعی دوباره امریکا در امر نفوذش بر آسياي میانه می‏باشد.

لازم است تا به زایه‌ مهم دیگری نیز اشاره شود و آن این‏که صرف نظر از شدت رقابت بین روسیه و امریکا در راستای نفوذ بر منطقه آسياي میانه، باید درک نمود که هردو بر یک امر مهم که همانا قلع و قمع بيداري اسلامی در منطقه آسياي میانه می‏باشد، اتفاق نظر دارند. به همین دلیل از ده‌ي 90 قرن گذشته به این تلاش اند تا حکومت‏های دیکتاتوری را در منطقه به وجود آورده و نگذارند که اسلام دوباره در منطقه قدعلم نماید. این‌جا در می‏یابیم که قدرت‌هاي استعمارگر طمع‏ها و خواست‏های‌ در منطقه دارند، چه روسیه باشد یا امريكا، و تمرکز بیش‌ترشان روی امر مبارزه با چیزی است که آن را " رادیکاليزم، افراطیت و تروریزم" می‏نامند.

نویسنده: محمد منصور

مترجم: عبدالقدیر مخلص

ادامه مطلب...

رهبران اروپایی بار دیگر منافقت خود را در یادبود هولوکاست آشکار ساختند!

(ترجمه)

خبر:

رهبران اروپایی در اواخر ژانویه سال روان برای بزرگداشت حادثۀ هولوکاست و نبرد ضد یهودی در هفتاد و پنجمین سال‌روز آزادسازی کمپ اوسشوایش در قدس تجمع کردند. شهزاده چارلز، فرانک والتر شتاینمایر رئیس جمهور آلمان، ایمانویل مکرون رئیس جمهور فرانسه و میت فریدرکسن نخست وزیر دنمارک، از جمله رهبرانی بودند که در مرکز یادبود همایش جهانی هولوکاست(فیشاموکوکت) در این شهر شرکت کردند.

تبصره:

رهبران غربی هرروز باهم گِرد نمی‌آیند، اما در قدس اشغالی برای گرامی‌داشت آزادی اوسشوایش دیدار کردند. رویدادی‌که گفته می‌شود، در آن از قساوت‌های صورت گرفته علیه نسل بشر یادآوری می‌کنند. درحالی‌که این رویداد میزبان چندین سخنرانی بود که لزوماً حفظ ارزش‌های انسانی، بیش‌ترین و بالاترین نگرانی‌شان نیست.

در بین این سخنرانان ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه جنایت‌کار مشهور جنگ و مسئول قتل عام‌ها و جنایات مرتکب شده علیه مسلمانان چچین و سوریه بوده و به ترور و شکنجۀ مخالفان سیاسی و روزنامه‌نگاران منتقد نیز مشهور است.

سخنرانِ دیگری این نشست بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم یهود جنایت‌کار جنگی شناخته شده بود. وی مسئول قتل عام مردم در غزه و دارندۀ مفکورۀ نابودی مسلمانان در فلسطین است. علاه بر این، این رویداد در پولند؛ جایی‌که جنایت «اوشفیتز» رخ داده برگزار نشده است. این درحالی‌ست که بسیاری از قربانیان پولندی‌ها بودند. اما به جای آن این نشست در فلسطین اشغالی برگزارشد! یادبود قربانیان نسل‌کشی در کشوری‌که علیه مردم بومی آن (فلسطینی‌ها) نسل‌کشی انجام می‌دهد؛ نه تنها ریاکاری و منافت است، بلکه به تمسخر گرفتن این قربانیان است.

آن‌چه بیش‌تر شرم‌آور است، این است که مجرم و جنایت‌کارِ مثل نتنیاهو، کسی‌که مسئول کشتار هزاران زن بی‌گنا، پیر و کودک در غزه است؛ چهره مورد توجه این رویداد است. رهبران غربی هرباری‌که همراه باجنایت‌کاران جنگی مانند پوتین و نتیاهو ملاقات می‌کنند و جمع می‌شوند؛ چهرۀ واقعی خود را به نمایش می‌گذارند. با این حال این رفتارشان زمانی باعث انزجار و تنفر بیش‌تر می‌شود که زیر نام "رویداد انسانی" باهم نزدیک می‌شوند، تا جایی‌که این نفاق‌شان قابل تحمل نمی‌باشد.

معمولاً باید این‌گونه باشد که از یادبودها و حوادث هولناک تاریخی درس‌هایی آموخت، پس درس‌هایی‌که رهبران غربی از هولوکاست آموخته‌اند چیست؟ آیا از دهه 1930 یا 1940 به این طرف چیزی تغییر کرده است؟ زمانی‌که همه کشورهای اروپایی در این نسل‌کشی شرکت کردند و یا اجازه دادن به پناهندگان را که از ترس نسل‌کشی از کشورهای‌شان فرار می‌کردند، خوداری کردند؟

نه تنها این؛ بلکه آن‌ها به شکل مستقیم و غیرمستقیم در عملیات‎های نسل‌کشی شرکت می‌کنند؛ مانند مواردی‌که در بوسنی و روندا رخ داده است و اکنون آن‌ها همین کار را در یمن و سوریه انجام می‌دهند. امروز کشورهای غربی یا مستقیم و یا غیرمستقیم در کشتارجمعی این دو سرزمین اسلامی شرکت می‌کنند و پناهندگان را اجازه ورود نمی‌دهند و به حالت تنهایی رها می‌کنند که در نتیجه آن‌ها می‌میرند. این دقیقاً همان کاری است که آن‌ها در هولوکاست انجام دادند.

هیچ‌چیزی واقعاً تغییرنکرده؛ بلکه ریاکاری و منافقت آن‌ها بیشتر شده و فساد جهانی سرمایه‌داری آشکارتر شده است. هنگامی‌که مسلمانان جهت اطاعت از الله متعال برای برپایی دولت اسلامی و آزادسازی فلسطین اقدام نمایند؛ آن‌ها رفتار انسانی اسلامی را که قرآن بیان می‌کند، تطبیق خواهند کرد و به جهانیان نشان می‌دهند که چگونه عدالت از طریق تطبیق عملی اسلام ظاهر می‌شود و از خلال تاریخ گذشته‌مان در پشتیبانی از بیچاره‌ها و ایستاد شدن در مقابل ستم‌گران؛ به این جنایت‌پیشه‌های وحشی، طواغیت و کشورهای استعماری پند و اندرز بدهیم. همان طوری‌که الله سبحانه وتعالی فرمان داده است:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ...

[نساء: 135]

ترجمه: ای مؤمنان! به عدل و داد بپردازید و به خاطر الله (به حق) گواهی دهید؛ هر چند به زیان خود تان یا به زیان پدر یا مادر و نزدیکان تان باشد!

نویسنده: تیم‌ الله أبولبن

مترجم: پارسا امیدی

ادامه مطلب...

حسادت سرمایه‌داران نسبت به تلاش‌های چین برای مقابله با شیوع ویروس کرونا

(ترجمه)

خبر:

مركز مطبوعاتی بريتانيا اعلام کرد که شهر واهان چین در ظرف شش روز شفاخانه‌ای را برای درمان بیمارانی‌که آلوده به ویروس کرونا هستند، اعمار می‌نماید. این بیماری در واهان شیوع پیدا کرده که در حدود 11 میلیون نفر در این شهر زند‌گی می‌کنند. شفاخانه/بیمارستان‌های این شهر پر از ساکنان مضطرب هستند؛ زیرا دواخانه/داروخانه‌ها عاری از دوا هستند.

طبق گفته رسانه‌های دولتی، بیمارستان جدید ظرفیت حدود 1000 بستر را خواهد داشت. فیلم‌های منتشر شده توسط رسانه‌های دولت چین در انترنت، خاک‌برداری‌های موجود در وقت ساختن همزمان را نشان می‌دهند. مساحت این مكان در حدود 25000 متر مربع (269،000 فوت مربع) است. این بیمارستان با بیمارستانِ در پکن که برای کمک و مقابله با ویروس SARS  در سال 2003 بنا شده بود، شباهت دارد.

یانژونگ هوانگ عضو قدیمی بهداشت جهانی در شورای روابط بین الملل می‌گوید: «چین سابقه‌ى انجام سریع کارها حتی برای پروژه‌های بزرگ مانند این را دارد.» وی خاطرنشان کرد که بیمارستان پکن در سال 2003 در هفت روز ساخته شده است. بنابر این تیم ساخت و ساز ممکن است سعی کند آن رکورد را بشكناند و درست مانند بیمارستان پکن، مرکز واهان از ساختمان‌هاى آماده ساخته خواهد شد.

این کشور دیکتاتوری به یک رویکرد بسیج عمومی از بالا به پایین تکیه دارد. این امر می‌تواند بر ماهیت بوروکراتیک و محدودیت‌های مالی غلبه کند و می‌تواند همه منابع را بسیج کند. کار انجینیری/مهندسی همان چیزی است که چین در آن توانایی خوبی دارد. آن‌ها سابقه‌ی ساختن آسمان خراش‌ها را به شکل سریع دارند. این کار برای غرب بسیار دشوار است که تصور کند، بلکه بتواند برای انجام آن حرکت کند.

تبصره:

واقعاً برای ملت‌های سرمایه‌داری تکان دهنده است، وقتی‌كه می‌شنوند يك پروژۀ بزرگ ساختمانی و یا عمرانی در چندین ماه به اتمام رسیده است؛ چه رسد به یک هفته. مردم آن‌قدر به ديدن رقابت و مبارزه بین منافع سرمایه‌داران که مانع پیشرفت یکدیگر می‌شوند، عادت كرده‌اند که نمی‌توانند تصور کنند که بشریت می‌تواند برای رسیدن به یک هدف مشترک همکاری کند.

انگلیس که هم اکنون در یک وضعیت غیرقابل تحمل قرار دارد، مراقبت‌های بهداشتی ملی به ساختمان‌ بیمارستان‌های ویران شده متکی است و مردم هرگز امیدوار نیستند که دولت به هیچ وجه از آن‌ها مراقبت کند یا حتی قادر خواهد بود با هر سرعتی ساخت بیمارستان‌های جایگزین را سامان دهد. آن‌ها در حال حاضر شاهد مشاجره و سوء مدیریت راه آهن اکسپرس در شمال کشور هستند که انتظار نمی‌رود در صورت تکمیل طی دو دهه به اتمام برسد.

انگلیس پنجمین اقتصاد بزرگ جهان است، درحالی‌که دسترسی به ثروت مانع اصلی این پیشرفت نیست؛ بلکه مانع اصلی سرمایه‌داری است. اگر ارادۀ سیاسی برای اجرای یک پروژه به نفع مردم وجود داشته باشد، این یک امر مهم و بزرگ است و اگر اين پروژه در غرب باشد، پس نزاع و رقابت بین سرمایه داران، با انگیزۀ حرص و طمع و بهره‌برداری از اوضاع تا آخرین سکه، همراه با فساد، به معنای این است که پروژه‌ها به طور نامحدود به تأخیر می‌افتند، تا جایی‌که به دنبال تأمین اعتبار بیشتری برای پرداخت هزینه‌های افزایش یافته‌اى که در قرارداد اصلی در نظر گرفته نشده هستند. این داستان ساخت و ساز در جامعه سرمایه‌داری است که به دلیل حسادت و رقابت بین نخبگان سرمایه­داری فرو می‌ریزد.

بی بی سی نتوانست در گزارش‌اش حسادت خود را پنهان کند؛ زیرا سعی داشت توضیح دهد که فقط ماهیت استبدادی دولت چین چنین پروژه‌هایی را ممکن می‌سازد. جالب است که جورج سوروس از سخنان این هفته داووس برای متهم کردن چین و آمریکا به دولت‌های استبدادی استفاده کرد.

مسلمانان نباید نگران شکست غرب و تلاش­های آن برای توهین به مخالفان خود باشند. نزاع­های ساده سرمایه‌داران در هرجايى که باشند ناتوانايي نظام بی‌کفایت خود را از مراعات فطرت انسان کاملاً آشکار می‌کند. در حالی‌که وقتی ارادۀ سیاسی برای دست‌یابی به هدف و عدم حضور سرمایه‌داران که با جدیت علیه مصالح عامه کار می کنند؛ فرصت داده شود؛ امکان پذیر است كه می­توان با سرعت بالا، در هفته­ها و ماه­ها، نه در سال­ها و دهه­ها، پیشرفت بزرگی را تحقق بخشید.

انتظار می‌رود خلافتی‌که آمدنی است، با سرعت توسعه چین همگام باشد؛ بلکه در درجه اول خلیفه خدمت‌گذار افراد است؛ نه حزبى‌که او به آن تعلق دارد و نه شرکت‌های سرمایه داری. برخلاف آن‌چه که درباره خلیفه مسلمان گفته می‌شود، او یک دیکتاتور مذهبی و رئیس یک نظام اقتدارگرا است؛ بلکه در آن رئیس دولت در انتخابات علنی و شفاف انتخاب می­شود و مستقیماً مسئول تمام اقدامات خود در قبال مردم‌‌اش است. مسئولیت‌پذیری و محاسبه از طریق وجود جامعۀ آگاه و احزاب سیاسی مؤثر، وجود نهادهای قدرتمند، از جمله دادگاه‌های مستقل و هم‌چنین وجود ارزش‌های محکم و استوار برای مراقبت از همه مردم می‌باشد؛ نه از خاطر سرمايه‌داران محدود، آن‌گونه که امروز در سرمایه‌داری شرقی و غربی وجود دارد.

نویسنده: یحیی نسبت

مترجم: احمد صابر خالد

 

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه