یکشنبه, ۲۸ ذیحجه ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۶/۱۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

می‌خواهم در مورد خرید به صورت ذیل سوال کنم: "خرید موتر که یک قسط آن پول نقد باشد و متباقی آن با چک‌های معین؛ اما بائِع موتر مبیعه را به تصرف مشتری قرار نمی‌دهد؛ مگر این‌که مشتری قسط آخر را پرداخت کند" آیا این عمل وی جائِز است و یا خیر؟ الله سبحانه و تعالی شما را برکت عنایت فرماید! محمد قیسی

پاسخ

علیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

برای بائِع به رهن گرفتن مبیعه در برابر دین مشتری جایز نیست؛ زیرا این مسأله از باب: «رهن مبیعه در برابر ثمن» به حساب می‌آید. این مسأله در بین فقهاء اختلافی است، بعضی از فقهاء این مسأله را جائِز می‌دانند و بعضی از فقهاء جائِز نمی‌دانند و بعضی از فقهاء در یک حالت جائِز می‌دانند و در بعضی حالات جائِز نمی‌دانند، من عدم جواز این مسأله را ترجیح می‌دهم؛ زیرا وقتی مشتری موتر و یا خانه را به صورت دَین و یا قِسط خریداری می‌نماید، مال مملوک مشتری محسوب گردیده حق دارد که در مال مبیعه هرگونه تصرفات مالکانه را بنماید؛ مثلا: بفروشد، به اجاره دهد و یا از منفعت آن استفاده کند، خودش در این خانه زندگی کند و یا دیگری را در آن ساکن گرداند؛ پس برای بائِع موتر در چنین حالتی جائِز است که بر مشتری مدیون خود صبر کند تا دین خود را پرداخت و یا از او چیز دیگری غیر از موتر مبیعه به رهن بگیرد؛ مثلا: پارچۀ طلائی از وی به رهن بگیرد و این پارچۀ طلائی در نزد وی بوده تا تمام ثمن و یا قیمت موتر خریده شده را مشتری پرداخت نماید، بعداً بائع پارچۀ طلا را به مشتری برگرداند. از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایتی صحیح نقل شده است که او صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«اشترى رسول الله صلی الله علیه وسلم من يهودي طعاماً بنسيئة فأعطاه درعاً له رهناً»

ترجمه: رسول‌الله صلی‌الله‌علیه وسلم از یهودی مقدار غذاء را خریداری و یک زرهی در برابر ثمن آن به رهن داد.

 این حدیث را مسلم از طریق عایشه رضی‌الله عنها روایت نموده است.

اگر دراین‌صورت، وقت پرداخت ثمن مبیعه فرا رسید و مدیون؛ یعنی مشتری از پرداخت ثمن خودداری کرد و یا نتوانست که ثمن را پرداخت کند، همان مال مرهونه به فروش رسیده بائِع مبلغ باقی ماندۀ ثمن مبیعه را گرفته و متباقی پول آن را برای مشتری باز می‌گرداند؛ زیرا مال مرهونه مال صاحب خود است؛ چون: در این مورد حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم است:

«لا يُغلَق الرهن من صاحبه الذي رهنه»

ترجمه: با رهن دادن مال، مالکیت مالک از بین نمی‌رود.

این حدیث را شافعی از طریق سعید ابن مسیب روایت کرده است.

از این حدیث بر می‌آید که وقتی ثمن مال مرهونه از ثمن مبیعه زیاد شد، مازاداش پس به صاحب آن بر می‌گردد.

اما در صورتی‌که بائِع مبیعه را در برابر ثمن آن و یا در برابر قسمتی از دین‌اش به رهن گرفت این حالت جائِز نیست؛ زیرا بیع تکمیل بوده مبیعه ملک مشتری به حساب می‌آید؛ خواه بیع در برابر ثمن نسیه منعقد گردیده باشد و یا به دفعات مختلف؛ مثلا: در بین بائِع و مشتری توافق شده باشد که هر قسط ثمن در یک سال پرداخت گردد و یا بیش‌تر از آن، دراین‌صورت؛ اگر مبیعه از طرف بائِع به رهن گرفته شود این مسأله به مشتری ظلم به حساب آمده و تجاوز بر ملک مشتری است؛ زیرا بیع به صورت نسیه و یا قسط بیع صحیح و تام بوده مشتری مالک ملک مبیعه گفته می‌شود، او حق دارد که بالای ملک مبیعه هر نوع تصرف را مطابق به خواست خود نموده و جائِز نیست که بعد از عقد بیع، بائع این مال مملوک مشتری را به رهن گیرد؛ زیرا دراین‌صورت مشتری از تصرفات بر مال مملوک زر خرید خود مانع می‌شود.

قبلاً به تاریخ  24 می 2015 م، پاسخ را به صورت مفصَل در مورد این مسأله بیان کرده بودیم باز هم به خاطر استفاده بیش‌تر آن را تکرار می‌کنم:

(این مسأله در فقه معروف به «رهن مال مبیعه در برابر ثمن آن») است؛ یعنی مال مبیعه باید در نزد بائِع باقی مانده تا مشتری ثمن را پرداخت کند، این مسأله در مورد بائع و مشتری مصداق دارد؛ چنان‌چه در حدیثی‌که بخاری از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت کرده که رسول‌الله‌ صلی‌الله‌علیه وسلم فرموده است:

«رَحِمَ اللَّهُ رَجُلاً سَمْحاً إِذَا بَاعَ، وَإِذَا اشْتَرَى، وَإِذَا اقْتَضَى»

ترجمه: الله سبحانه و تعالی رحم کند بر کسی‌که در فروش، خرید و قضاء آسان می‌گیرد.

اما گاهی اوقات بائع و مشتری در مورد تسلیمی مال مبیعه و ثمن آن با هم اختلاف می‌کنند و گاهی اوقات بائع بعد از عقد بیع، مال مبیعه را در نزد خود به رهن گرفته تا ثمن را مشتری پرداخت کند؛ به همین دلیل، این مسأله بروز می‌کند و این مسأله بین فقهاء اختلافی‌است؛ چنان‌چه بعضی فقهاء جائِز می‌دانند، بعضی فقهاء جائِز نمی‌دانند و بعضی فقهاء در یک حالت جائِز می‌دانند و در دیگر حالات جائِز نمی‌دانند و بعضی هم دیگر نظریات دارند؛ آن‌چه بعد از تحقیقات لازم به آن دست یافتم، نظرم در مورد این مسأله قرار ذیل است:

اول- نوعیت مبیعه:

مبیعه مکیل، موزون و یا مذروع باشد؛ مانند: فروش برنج، پنبه و یا کشمش.

مبیعه غیرمکیل و غیرموزون باشد؛ مانند: فروش موتر، خانه و یا فروش حیوان.

دوم- ثمن و یا قیمت مبیعه:

ثمن مبیعه نقد باشد؛ مثل: این‌که شخص کالای را به ده هزار خریداری و ثمن را در حال باید پرداخت کند.

این‌که کالای را به ده هزار خریداری و ثمن آن را به صورت نسیه بعد از یک سال پرداخت کند.

یک قسمت از ثمن را به طور عاجل و یک قسمت آن را به صورت نسیه پرداخت نماید؛ مثل: این‌که کالای را خریداری پنج هزار آن را عاجل و پنج هزارش را بعد از یک سال و یا در هر ماه به صورت قسط پرداخت نماید.

سوم- حکم شرعی با تفاوت موارد فوق‌الذکر متفاوت است:

حالت اول: مبیعه غیرمکیل و غیرموزون باشد؛ مثل: فروش خانه، موتر و یا حیوان.

قیمت و یا ثمن مبیعه نقد باشد؛ مثل: این‌که موتری را به ده هزار بخرد در این حالت برای بائِع جائِز است که مال مبیعه را در نزد خود نگهدارد تا ثمن معجل را مطابق به عقد توافق شده پرداخت نماید. دلیل آن حدیثی است که ترمذی روایت نموده و این حدیث را حسن خوانده است. از ابی امامه روایت است که گفت: از رسول‌الله صلی‌الله علیه‌وسلم شنیدم که در سال حجةالوداع در خطبه‌ی‌شان فرمودند:

«العَارِيَةُ مُؤَدَّاةٌ، وَالزَّعِيمُ غَارِمٌ، وَالدَّيْنُ مَقْضِيٌّ»

ترجمه: امانت باید اداء شود، کفیل باید ضمانت کند و دین باید پرداخته شود.

زعیم کفیل است، غارم ضامن است.

و جۀ استدلال در این حدیث این است که مشتری وقتی مبیعه را قبل از پرداخت ثمن تسلیم می‌شود؛ دراین‌صورت، مبیعه را به صورت دین خریداری نموده و طوری‌که در حدیث آمده: «وَالدَّيْنُ مَقْضِيٌّ» دین پرداختنی است؛ یعنی اولویت مدیون، ادای دین است. «کاسانی» در کتاب بدائِع الصنائِع در تحلیل این حدیث گفته است رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت عام و مطلق دَین را مشخص ساخته و گفته است که باید دَین پرداخته شود؛ اگر پرداخت ثمن قبل از تسلیمی مبیعه صورت گیرد در این صورت معنای (الدَّيْنُ مَقْضِيّاً) تحقق نیافته و این خلاف نص است.

بناءً، جائِز است که بائِع مبیعه را در نزد خود نگهدارد تا مشتری ثمن را پرداخت کند؛ دراین‌صورت، دینی در میان نمی‌باشد و دراین‌صورت، با عقد نیز موافقت دارد؛ زیرا دراین‌صورت، بیع به دَین نشده؛ بلکه به ثمن نقد شده است.

صورت دوم: آن‌که ثمن نسیه باشد؛ مثل: این‌که شخص موتری را به ده هزار خریداری نماید؛ به گونه‌ای‌که این ثمن را بعد از یک سال پرداخت کند؛ دراین‌صورت، جائِز نیست که بائِع مال مبیعه را در نزد خود نگهدارد؛ زیرا ثمن طبق عقد موجل و به تأخیر است؛ پس جائِز نیست که بائِع مال مبیعه را در نزد خود نگهدارد؛ چون دراین‌صورت، حق مشتری ضایع می‌گردد؛ بناءً لازم است که مال مبیعه را برای مشتری تسلیم نماید.

ثمن قسمتی معجل باشد و قسمتی نسیه؛ مثل: این‌که شخصی موتری را خریداری نماید به صورتی‌که پنج‌هزار آن را به صورت نقدی و پنج‌هزار آن را بعد از یک سال پرداخت نماید و یا به اقساط موخر و موجل پرداخت کند.

در این حالت جائِز است که بائِع تا پرداخت قسط معجل مبیعه را در نزد خود نگهدارد؛ اما بعد از آن جائِز نیست که مال مبیعه را تا پرداخت دفعات و اقساط مؤخر در نزد خود نگهدارد به دلیلی‌که در بند 1 و 2 ذکر کردیم.

خلاصه این‌که برای بائِع جائِز است که مال مبیعه را در برابر ثمن عاجل در نزد خود نگهدارد تا مشتری ثمن عاجل را طبق عقد بیع پرداخت نماید.

گفته نشود که مشتری تا وقتی مبیعه را تسلیم نشود، چطور آن را قبل از ملکیت خود به رهن می‌دهد؟ چون رهن مال در صورتی جواز دارد که بیع آن جواز داشته باشد و طوری‌که در حدیثی بیهقی از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت نموده است. از ابن عباس روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عتاب بن اسید گفت: «إني قد بعثتك إلى أهل الله، وأهل مكة، فانههم عن بيع ما لم يقبضوا»

هم‌چنان حدیثی‌که طبرانی از حکیم بن حزام روایت نموده که گفت: یا رسول‌الله من معاملات زیادی دارم کدام یک برای من حلال است؟ رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمود:  

«لَا تَبِيعَنَّ مَا لَمْ تَقْبِضْ»

ترجمه: تا زمانی‌که مال را قبض نکردی به فروش نرسان.

این احادیث در نهی از فروش آن‌چه قبض نشده صراحت دارد؛ پس چطور امکان دارد که مال مبیعه توسط مشتری قبل از قبض آن به رهن داده شود؟

این‌گونه استدلال نشود؛ زیرا این دو حدیث به ارتباط مبیعه مکیل و موزون است؛ اما درصورتی‌که مبیعه غیر از مکیل و موزون باشد؛ مانند: خانه، موتر وحیوان؛ دراین‌صورت، فروش آن قبل از قبض آن درست است به دلیل حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم که بخاری از ابن عمر رضی الله عنهما روایت کرده که گفته است ما با رسول الله صلی الله علیه وسلم در سفر بودیم، من بالای بکر صعب عمر بودم او از من پیشی گرفت و او از قوم پیشی گرفت، عمر آن را به دنبال کشید، باز پیشی گرفت باز عمر آن را دنبال کرد، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم گفت: «ِبعْنِيهِ»؛ یعنی آن را برای من بفروش، عمر گفت: او از شما است یا رسول الله، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم گفت: او را برای من به فروش برسان؛ سپس آن را برای رسول‌الله صلی الله علیه وسلم به فروش رساند. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم گفت او از تو باشد یا عبدالله بن عمر، هر قسمی می‌خواهی با او تصرف کن. این تصرف هبه در مبیعه قبل از قبض آن بود؛ بناء این حدیث دلالت دارد که تصرف در ملک مبیعه قبل از قبض آن جائز است و هم‌چنان این حدیث جواز بیع آن را می‌رساند؛ زیرا ملک بائِع از برای اوست.

بناءً، رهن مبیعه در مالی‌که فروش آن قبل از قبض جائِز باشد، جائِز است؛ ولی این مسأله تنها در غیرمکیلات و غیرموزونات است؛ مانند: خانه، موتر، حیوان وغیره و در حالت انعقاد عقد به ثمن عاجل و یا در حالت وجود قسط معجل؛ دراین‌صورت، رهن مبیعه قبل از عقد آن جائز است تا وقتی ثمن معجل و یا قسط معجل را  پرداخت کند.

حالت دوم: مبیعه از مکیل و موزون؛ مانند: خرید مقدار از برنج، پنبه و یا کشمش در این حالت نگهداری مبیعه در برابر ثمن جائز نیست؛ خواه ثمن مبیعه عاجل باشد و خواه نسیه و یا به صورت قسطی.

در صورتی‌که ثمن عاجل باشد، رهن مبیعه جائز نیست، به خاطری‌که رهن مبیعه در مکیل و موزون قبل از قبض آن جائِز نیست؛ چنان‌چه فوقاً حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم را ذکر نمودیم. بائِع در حالت بیع به ثمن عاجل بین دو واقعیت است:

یا این‌که مبیعه را به ثمن عاجل به فروش می‌رساند و آن را تسلیم مشتری می‌کند؛ خواه ثمن به طورعاجل پرداخته شود و خواه به صورت نسیه، بدون این‌که مبیعه را در نزد خود نگداری کند و یا این‌که مبیعه را به این حالت به فروش نمی‌رساند. بناءً وقتی بیع در برابر ثمن عاجل و یا نسیه منعقد گردید؛ درحالی‌که مبیعه مکیل و موزون بود؛ دراین‌صورت، رهن مبیعه به خاطر پرداخت ثمن در نزد بائِع جائِز نیست.

این چیزی بود که من آن را ترجیح می‌دهم، الله‌ سبحانه و تعالی در همه‌چیز عالم و با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

شیطان‌صفتان، صفحۀ فیسبوک کانال تلویزیونی الواقیه را مسدود کردند! Featured

(ترجمه)

بدسگالان و کینه‌توزان یک بار دیگر صفحۀ درخشانی را که بازتاب دهندۀ حقایق است، مسدود نمودند. به روز سه شنبه 15 اپریل 2020م صفحه فیسبوک "کانال تلویزیونی الواقیه" پس از آن‌که دنبال کنندگانش به 277 هزار تن رسید، مسدود گردید.

از آن‌جا که کانال تلویزیونی الواقیه توسط حزب‌التحریر به هدف ایجاد خلافت راشده بر منهج نبوت و ضرورت آگاهی‌دهی از طریق آن در میان امت اسلامی تأسیس گردید؛ از این رو، مسدود شدن صفحه کانال آن نشان‌گر نفرت عمیق نسبت به امت اسلامی و بازگشت دولت پر شکوه آن یعنی خلافت راشده بر منهج نبوت می‌باشد.

آن‌چه که بر این نفرت کور مهر تأیید می‌زند، این است که کانال تلویزیونی الواقیه در واقع بر مبنای این نام (الواقیه = محافظ) استوار بوده و اعضای تیم آن شب و روز تلاش می‌کنند تا مطالب رسانه‌ای را به امت اسلامی بازتاب دهند که در خصوص توطئه‌های طرح‌ریزی شده علیه‌شان آگاهی یابند.

این کانال هم‌چنین برنامه‌های رسانه‌ای را که توسط حزب‌التحریر برای احیای امت اسلامی و ترغیب آن در جهت تلاش برای تأسیس خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت راه‌اندازی می‌شود، تحت پوشش دارد. این کانال هم‌چنین میزبان، متفکرین، حقوق‌دانان و سیاسیون می‎باشد تا امت اسلامی را از تحلیل‌ها، بیان افکار و ارائه نظریات شریعت پیرامون رویدادهایی‌که رخ می‌دهد، مطلع سازند. این علاوه بر دیگر موضوعات آموزشی است که این کانال تلاش می‌کند تا آن را با بهترین روش‌های رسانه‌ای به امت اسلامی بازتاب دهد.

لذا، ما در حزب‌التحریر از پیروزی دین الله سبحانه‌وتعالی کاملاً مطمئن هستیم؛ زیرا در نخستین گام این کانال را برای رضای الله سبحانه‌وتعالی ایجاد و سپس آن را با یک هدف ناب به امت اسلامی پیش‌کش خواهیم کرد -که دشمنان اسلام را خشم‌گین و خواب را از چشمان‌شان می‌رباید- و این جز "بازگردانیدن خلافت" چیزی دیگری نیست. ما آمادۀ هرگونه چالش استیم؛ زیرا الله سبحانه‌وتعالی این دعوت را همراه با  حاملین مخلص آن که در انجام هرگونه خیر گام بر می‌دارند، خیر و برکت داده است و الله سبحانه‌وتعالی بدکاران را در خشم خود گرفتار خواهد کرد. بدکاران دیگری پیش از این نیز وجود داشتند که تلاش کردند صدای دعوت را خفه کنند و در این راستا تمام تلاش‌شان را به خرچ دادند؛ ولی چیزی جز یأس و ناامیدی نصیب‌شان نشد و آفتاب تکبرشان غروب کرد و وقت‌شان سر رسید؛ درحالی‌که دعوت هم‌چنان چراغ نور و هدایت باقی ماند. لهذا، کانال تلویزیونی الواقیه ناشی از همین چراغ بوده و علی‌رغم نفرت کینه توزان و بدسگالان به امت اسلامی همیشه یادآوری می‌کند که:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

ترجمه: سپس خلافت بر منهج نبوت قائم خواهد شد.

جهت دنبال کردن برنامه‌های ارزشمند کانال تلویزیونی الواقیه به این سایت‌ها مراجعه نمایید:

www.alwaqiyah.tv
www.youtube.com/AlwaqiyahTV
www.facebook.com/alwaqiyahtube
www.twitter.com/AlwaqiyahTV

انجنیر/مهندس صلاح‌الدین عضاضه

رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: حذیفه مستمر

ادامه مطلب...

ترامپ سرمایه‌های مسلمانان را می‌دزد و می‌خواهد در برابر سرقت‌اش پاداش هم بگیرد!

خبر

دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا گفته است که پائین آمدن بی‌سابقۀ قیمت نفت عبارت از "ویرانی تاریخی" اما کوتاه‌مدت و آشکار کنندۀ "فشارهای مالی" است. وی در یک کنفرانس مطبوعاتی بیان داشت که ادارۀ او به‌زودی ذخیره کردن محموله‌های نفت وارده از سعودی را خواهد آموخت. وی افزود: «زمانی‌که به حمایت دوستان ما اقدام می‌کنیم؛ پس برای‌شان لازم است تا درمقابل آنان نیز چنین کنند و بر ما لازم نیست که ملت‌ها را به صورت رایگان حمایت کنیم.» او در ادامۀ صحبت‌هایش گفت: «8 تریلیون دالر در شرق‌میانه مصرف کردیم و این کار را در زمان نادانی خود انجام دادیم.» ترامپ گفت که: «ادارۀ او هم‌چنان قصد دارد تا با پائین آمدن قیمت‌ها، سطح ذخیره‌های نفت را برای حالات اضطراری بلند ببرد.» (منبع: عربی 21)

تبصره

بدون شک تکبر و غرور صاحب خود را می‌کشد و زندگی او را چون زندگی انسان‌های ابله و نادان می‌گرداند؛ زیرا چنین شخصی جز به اقتصاد و مال نمی‌اندیشد و به حفاظت امور مردم به صورت درست فکر نمی‌کند.

 این شخص ترامپ است؛ کسی‌که خودش را در بازارهای نفت انداخته تا اقتصاد دولت‌های دیگر مخصوصاً روسیه را نابود کند و فراموش کرده که وظیفۀ او مواظبت از مردم به صورت درست آن می‌باشد. حاکمِ ستمگری‌که با هیچ کس تعامل خوبی نداشته است. سرمایه‌ها و ثروت‌های ملت‌ها را به غارت می‌برد، سپس حمایت خود را بر ایشان منت می‌گذارد. این کافر از کدام حمایت سخن می‌گوید؛ کسی‌که در زمین فساد کرده و سگ‌هایی را مانند حکام خلیج برای فسادکاری به خود مزدور ساخته است، نفت آنان را دزدی می‌کند و حمایت خود را برای‌شان منت می‌گذارد؛ درحالی‌که این کار در حقیقت برای حمایت مصالح امریکا است و حمایت او از منابع نفت، از ترس دزدیدن آن توسط دولت‌های دیگر می‌باشد تا این‌که دزد تنها خودش باشد. برعلاوۀ آن در قبال دزدی‌اش پاداش هم می‌خواهد.

این کافر همیشه از تریلیون‌های که در شرق‌میانه مصرف کرده و سخن می‌گوید، فراموش کرده زمانی را که به سعودی آمد و آن را مجبور به پرداخت بدون عوض و خریداری اسلحه نمود و تجهیزات جنگی‌ای که حکام سعودی پول آن را پرداخت نمودند و معلوم نیست که به سعوی برسد یا نرسد و با خوشحالی در صفحات تلویزیون ظاهر شد که وی ملیون‌ها وظیفه را برای امریکائی‌ها فراهم ساخته است. تنها این نیست؛ بلکه در ذخیره‌سازی نفت همیشه پایدار بوده و بزرگ‌ترین مکلفیت او نسبت به قیمت نفت، مصرف کردن به ذخیره‌سازی نفت بوده که این آرزو را به خاک ببرد.

سبب این مصیبت‌ها، تکبر و ستمگری‌های این کافر، همانا وجود حکامی است که به ملت و امت خود خیانت کرده و کافران را صاحب سرمایه‌های مسلمانان گردانیدند، پذیرفتند تا غلام امریکا و یهود باشند، خود را مخلصین آن‌ها گردانیدند و فراموش نمودند که امت مسلمه هرگز خیانت ایشان را فراموش نخواهد کرد و امت مسلمه زود یا دیر از این حکام انتقام خواهد گرفت.

عجیب‌تر از همه این‌که حکامی چون ترامپ و آل سعود، فکر نکردند که الله سبحانه وتعالی برای‌شان در کمین است؛ چنان‌که برای تمام دولت‌های جهان سبب رکود اقتصادشان در زیر فشارهای ویروس کرونا گردید و بدون شک که خطر آشکار در جهان فقط کرونا نیست؛ بلکه حمایت‌های صحی و توقف کار در بسیاری از عرصه‌های زندگی از عواملی می‌باشد که سبب فروپاشی اقتصاد در سرتاسر جهان گردیده است. بنابر این می‌توانیم بگوئیم که این مرض ساری دو نشان را به یک تیر زد: اول اوضاع صحی و دوم اوضاع اقتصادی و آن‌چه که پنهان است، از این بزرگ‌تر می‌باشد.

اگر جهانیان می‌خواهند از اوضاع کنونی نجات یابند؛ راه دیگری وجود ندارد؛ جز این‌که پیام ذیل را پیروی کنند:

برای حکام جهان راه دیگری وجود ندارد؛ مگر این‌که از تکبر، ستمگری، فسق و کفر خود برگردند و زمام حاکمیت را به حزب التحریر تسلیم کنند و سبب آن این‌که الله سبحانه وتعالی ذاتی است که انسان، کائنات، زندگی و آن‌چه را که در آن وجود دارد، آفریده است و ذاتی‌که ویروس کرونا را آفریده الله سبحانه وتعالی است و هم‌چنان ذاتی‌که آن را از بین می‌برد، نیز الله سبحانه وتعالی می‌باشد و هیچ کسی غیر از او توانائی آفریدن و از بین بردن او را ندارد و تمام حاکمان جهان از الله سبحانه وتعالی به دور ماندند. پس چارۀ این مرض به جز پناه بردن به الله سبحانه وتعالی نیست و بدون شک که این حکام مرض حقیقی هستند.

یقیناً که اسلام احکام شرعی متعلق به هر مرض و چگونگی برخورد با آن را دارا می‌باشد و هم‌چنین بر دولت اسلامی واجب است که از این مرض جلوگیری نماید و در نگهداشت آن از سرعت و اخلاص کار بگیرد.

قبل از پایان بحث می‌گوئیم که معالجۀ مشکلات زندگی بر رسیدگی به بعضی از آن‌ها و یا توجه به بخشی و فراموش کردن بخش دیگری از بخش‌های زندگی و یا مقدم نمودن بخشی را بر بخش دیگر؛ مانند مقدم شمردن اقتصاد بر صحت؛ چنان‌که رئیس جمهور امریکا و دیگر حکام می‌بینند، استوار نمی‌باشد؛ بلکه علاج مشکلات فقط به شکل درست آن چنان است که رسول الله صلی الله علیه وسلم، صحابه و خلفاء بعد از آن علاج نمودند و بیان داشتند.

ختم کلام این‌که بر امت مسلمه لازم است تا بدانند که بهترین امتی‌اند که برای هدایت مردم فرستاده شده‌اند. برای این‌که این برتری در آن‌ها تحقق یابد، بر آن‌ها لازم است تا اسلام را در تمام بخش‌های زندگی خود تطبیق نمایند و سیاست حزب‌التحریر سیاست درستی است که بر گرفته از کتاب الله و سنت رسول وی می‌باشد و برای بیعت نمودن به خلیفۀ واحدی برای مسلمین فعالیت می‌کند تا به کتاب الله و سنت رسول وی بر ایشان حکم کند. بدون شک که نصرت دهنده و نجات دهنده از مصیبت‌ها فقط الله سبحانه وتعالی است و او روزی دهنده‌ای ا‌ست که ملکوت آسمان‌ها و زمین به دست اوست... حزب التحریر شما را به سوی آن دعوت می‌کند. الله تعالی می‌فرماید:

﴿يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِن جَاءَنَا﴾

[غافر: 29]

ترجمه: ‏(مرد مؤمن ادامه داد و گفت:) ای قوم من! امروز حكومت در دست شما است و در اين سرزمين پيروز و چيره‌ايد. امّا اگر عذاب سخت (خانه برانداز و ريشه‌كن ساز) الهی دامنگير مان شود، چه كسی ما را مدد و ياری خواهد كرد و برای رستگاری مان خواهد كوشيد؟!

نویسنده: محمد سلیم از سرزمین مبارک فلسطین

مترجم:  احمد صادق "امین"

 

 

ادامه مطلب...

رمضان در حالی داخل می‌شود که نظام‌های سکولریستی دندان‌های باقی‌ماندۀ اسلام را آشکار می‌کنند

  • نشر شده در کینیا

(ترجمه)

طوریکه اُمت وارد ماه مبارک رمضان می‌شود، حزب‌التحریر-کینیا دوست دارد تهنیت و تبریکات گرم خود را به مناسبت فرار رسیدن این ماه مبارک به مسلمانان کینیا و به کافه مسلمانان جهان تقدیم کند. ما به درگاه‌ الله سبحانه‌و‌تعالی دعا می‌کنیم که برای ما قوت و صحت بخشد تا این روزه با شکوه را بجا آوریم که نه‌تنها آن بالای مسلمانان فرض است؛ بلکه یکی از پنج بنای اسلام است.

بسیار تاسف‌آور است که در این سال با آغاز رمضان مسلمانان در حالی فرضیت روزه را بجا می‌آورند که در این کشور و در سرتاسر جهان از ادای نماز جمعه و نماز‌های جماعت‌ در مساجد منع قرار داده شده اند‌. مانند همیشه، حتّی پیش از این‌که دولت دستور بسته شدن مساجد را صادر کند، عالمان دولت بر بسته شدن آن پافشاری نمودند.

در واقع این عجیب نیست؛ زیرا این عالمان قبلاً هم فتواهای را صادر کرده اند که با قرآن و سنت مخالف بوده اند. وحشتناک‌تر از آن؛ برخی از فتواهای نادرست این علماء از معاهدات فاسد حمایت کرده اند که هنوز هم حقارت و بدبختی‌های را به فرزندان و دختران این اُمت باشکوه به میراث گذاشته اند. ما می‌گوییم جلوگیری مؤمنان از عبادت و ذکر نام الله سبحانه‌وتعالی یک عمل ناروا است که حاکمیت اسلام را نقض و آن را زیرِ پا می‌کند.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾

[بقره: ۱۱۴]

ترجمه:  كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد الله نام وى برده شود و در ويرانى آ‌ن‌ها بكوشد آنان حق ندارند جز ترسان‏ لرزان در آن [مساجد‌] درآيند، در اين دنيا ايشان را خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است.

ما می‌گوییم، به دنبال گسترش بیماری واگیر ویروس کرونا؛ چیزی‌که توسط شریعت مورد نیاز است؛ این نیست که نماز‌های جماعت را متوقف کنیم؛ امّا افراد مصاب به این بیماری باید جدا شوند و از ورود به مسجد منع صورت گیرد. پیشگیری‌ها مانند ضد عفونی کردن، پوشیدن ماسک‌ها، آزمایش‌های جمعی و شستن دست‌ها نیز باید برای جلوگیری از عفونت این بیماری انجام شود. شاهد این امر، واقعیتی‌ست که در المستدرک توسط طارق بن شهاب و او از ابی موسی روایت می‌کند رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«الْجُمُعَةُ حَقٌّ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ فِي جَمَاعَةٍ إِلَّا أَرْبَعَةٌ: عَبْدٌ مَمْلُوكٌ، أَوِ امْرَأَةٌ، أَوْ صَبِيٌّ، أَوْ مَرِيضٌ»

ترجمه:  خواندن نماز جمعه همراه با جماعت بر هر فرد مسلمانِ واجب است، مگر بر چهار گروه؛ برده‌ای که در مالکیت ارباب‌اش قرار دارد، زن، کودک، و بیمار...

با توجه به این امر، شریعت نماز جماعت را فرض کفایی عنوان کرده است. از ابو دردا رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَا مِنْ ثَلَاثَةٍ فِي قَرْيَةٍ وَلَا بَدْوٍ لَا تُقَامُ فِيهِمْ الصَّلَاةُ إِلَّا قَدْ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمْ الشَّيْطَانُ، عَلَيْكَ بِالْجَمَاعَةِ فَإِنَّمَا يَأْخُذُ الذِّئْبُ مِنَ الْغَنَمِ الْقَاصِيَةَ»

(رواه ابو داود)

ترجمه:  هرگاه سه تن در یک قریه یا یک بادیه‌ای حضور داشته باشند و نماز در میان‌شان برپا نگردد، شیطان بالای آنان مسلط خواهد شد، سعی کن همواره در جمع باشی؛ زیرا گرگ به سراغ گوسفند دور افتاده از گله می‌رود. این حدیث را ابو داود با اسناد حسن روایت نموده است.

حقیقتاً ماه رمضان به تمام جمعیت مسلمانان خیر و نیکی می‌رساند؛ اما اُمت به یکی دیگر از بدبختی‌های کوید 19 روبرو شده است که بارِ دیگر غفلت حاکمان سرمایه‌داری را فاش می‌سازد. سرمایه‌داری از هم پاشیده است و اکنون واقعیت آن برای همه هویدا شده و ضعیف‌تر از لانه عنکبوت است؛ ضعیف‌ترین خانه‌ای که تا کنون قبل از حالت اضطراری فاجعه‌بار، خودش فاجعه‌آور است. اقدامات تعیین شده توسط مقامات به منظور جلوگیری از اقتصاد‌ِ فرو ریختۀ‌شان چیزی جز تلاش‌ها برای پنهان کردن زشتی‌ها و خباثت‌های نظام مردۀشان نیست که انتظار تاریخ اعلان دفن را دارد.

همانطوری‌که قرآن کریم را می‌خوانیم، در این ماه مبارک، مسلمانان باید قطعاً درک کنند که رنج‌ها تنها زمانی پایان خواهند یافت که آن‌ها یکی از تکالیف الزامی را با ایجاد مجدد خلافت اسلامی بر مهنج نبوت در یکی از سرزمین‌های بزرگ مسلمانان تأسیس کنند؛ زیرا مسلمانان طعم این بدترین رنج‌ها و بدبختی‌ها را به دلیل عدم تطبیق قرآن در تمام حوزه‌های زندگی خود می‌چشند.

شبانی موالیمو

نمایندۀ مطبوعاتی حزب‌التحریر-کینیا

مترجم: ارسلان مبارز

ادامه مطلب...

آیا زمان آن فرا نرسیده تا بالای دارایی‌های خود حکمرانی نماییم؟!

(ترجمه)

خبر

دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا، ساعاتی چند بعد از سقوط قیمت نفت خام به زیر صفر در آمریکا گفت: «حکومت‌اش توقف کشتی‏های نفت را که در آینده از سعودی می‌آید، مورد بررسی قرار خواهد داد.»

 هم‌چنین شام روز دوشنبه ترامپ اعلام نمود که او به خاطر پرسازی ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده، می‏خواهد از سقوط بی‌سابقۀ قیمت نفت خام بهره‌جویی نماید که آن را "بهره‌جویی هیجان‌انگیز" خواند.

 هم‌چنین ترامپ در یک کنفرانس خبری که رویترز گزارش داده است گفت: «مبنی بر سقوط بی‌سابقۀ اسعار نفت خام، ذخایر ملی استراتژیک نفت خود را پر خواهیم نمود.»

ترامپ واضح ساخت که اداره‌اش آرزومند است که "مقدار نفت در ذخایر کشور به بیش از 75 ملیون بشکه نفت افزایش یابد تا که بعد از مدت طویلی برای اولین بار مملو از نفت شود". (منبع: شبکۀ الخلیج)

تبصره

آیا بر امت اسلامی که الله سبحانه  وتعالی آنان را بهترین امت برای مردم آفریده، شرم آور نیست که نفت سرزمین‌های‌شان به عنوان یک ثروت بزرگ استراتژیک به شمار می‏رود، به دست امریکای صلیبی باشد و رئیس جمهور و اداره‏های جنایتکار آن بر آنان حکمرانی نمایند؟! آیا بر امت اسلامی شرم آور نیست که حاکمان آن مثل مهره‏های شطرنج باشند که امریکا و دولت‏های دیگر استعمارگر به خاطر تنفیذ منافع سیاسی، نظامی و اقتصادی‌شان آنان را به هر جهتی‌که بخواهند حرکت دهند؟ از آن جمله می‏توان به تسلیم نمودن نفت به قیمت ارزان، بلکه بدون قیمت به امریکا اشاره نمود!

آیا فرصتی مناسبی نخواهد بود تا در جریان این رکود تاریخی اقتصاد جهان و مخصوصاً رکودی‌که دولت‌های استعمارگر شاهد آن است، از وابستگی غرب بیرون آییم و از زیر سلطۀ آن آزاد گردیم تا دیگر بر ثروت‌های ما و مخصوصاً بر سرنوشت ما حاکمیت ننماید؟! تا زمانی‌که این حکام بی‌خرد بر چوکی‏های‌شان چهارزانو نشسته و بار دوش ما باشند، هرگز نهضتی پدید نخواهد آمد؛ چرا که آن‌ها غلامان حلقه‌‌به‌گوش غرب هستند و از خود کدام اراده و تصمیم مستقلی ندارند. وظیفه این غلامان تحکیم نفوذ غرب استعمارگر در سرزمین‌های ما می‏باشد تا عقب‌مانده بمانیم و پیرو آن‌ها باشیم...

اکنون بر ما واجب است تا در این ایام با فضیلت ماه مبارک رمضان به خاطر برچیدن و نابودی این بی‌خردان و تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت که سرزمین‌های مسلمانان را متحد و نهضت درستی را برای‌شان به ارمغان خواهد آورد، شتابان دست بکار شویم، تا در نتیجه، دارایی‌ها و ثبات خود را بازپس گیریم و آزادگان واقعی شویم. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿نَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ

[صافات: 61]

ترجمه: اینست کامیابی بزرگ! برای رسیدن به چنین چیزی، کارکنان باید کار کنند.

نویسنده: محمد عبدالملک

مترجم: محمد "مزمل"

 

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

پرسش

این را می‌دانیم که بر حاکم حرام است تا اموال تجارتی مردم را برای‌شان نرخ‌گذاری نماید؛ زیرا که رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین فرموده است:

«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْخَالِقُ الْقَابِضُ، الْبَاسِطُ الرَّازِقُ، الْمُسَعِّرُ، وَإِنِّي لَأَرْجُو أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَلَا يَطْلُبُنِي أَحَدٌ بِمَظْلَمَةٍ ظَلَمْتُهَا إِيَّاهُ فِي دَمٍ وَلَا مَالٍ» (به روایت احمد)

ترجمه: بدون شک الله، خالق قبض‌کننده، فراخ‌کنندۀ رزق دهنده و تعیین‌کنندۀ نرخ‌ها می‌باشد و من امیدوارم با الله درحالی ملاقات کنم که هیچ‌کس از من چیزی را طلب نکند که در خون و مال‌اش ظلمی را مرتکب شده باشم.

هم‌چنان پیامبر صلی الله علیه وسلم در جای دیگری می‌فرماید:

«مَنْ دَخَلَ فِي شَيْءٍ مِنْ أَسْعَارِ الْمُسْلِمِينَ لِيُغْلِيَهُ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّ حَقًّا عَلَى اللَّهِ أَنْ يُقْعِدَهُ بِعُظْمٍ مِنَ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَة»

(به روایت احمد)

ترجمه: کسی درنرخ‌های مسلمان‌ها دخالت نموده، آن را به آن‌ها به قیمت گران تعیین نماید، الله او را در روز قیامت در آتش بزرگ بسته می‌کند.

پرسش این است: وقتی‌که تعدادی از تجارها در یک منطقه جهت تعیین نرخ‌های اموال تجارتی جمع شوند؛ مثلا: تجار‌های برنج، جمع شوند و بر سر تعیین نرخ برنج، بالای تجارهای دیگر و یا بالای مردم در یک نرخ معین توافق نمایند؛ پس آیا این‌گونه نرخ‌گذاری اموال تجارتی به اتفاق تجار حرام شمرده شده، یا تعیین نرخ توسط دولت حرام بوده و یا حرمت تعیین نرخ مال تجارتی به اتفاق تجار، کدام ارتباطی ندارد؟

پاسخ

از حدیث دوم علت مسأله واضح می‌شود؛ زمانی‌که علت محقق شد، حکم هم‌جاری می‌گردد. اگر اتفاق تجار سبب بلند رفتن نرخ گردد، نهی شامل‌شان می‌شود؛ اما اگر اتفاق‌شان به ‌خاطر منع مضاربات و یا تنظیم خرید و فروشی است که فروشنده نتواند مال خود را مخفی کند و او را به قیمت بلند بفروشد و دیگر تجارها را ترک نماید و او مال خود را پیشکش ننماید، یا احتکارش کند که بعداً در وقت کمی اموال به فروش برساند، باکی ندارد. درغیرآن، تجار نباید مسألۀ خرید و فروش را تنظیم نمایند؛ اما رضایت اجتماع تجار، بر سر تعیین نرخ معین که به گمان اغلب باعث بلند شدن نرخ می‌گردد؛ مخصوصاً وقتی‌که آن‌ها خود صاحبان مال بوده و جز آن‌ها کسی دیگر آن را نمی‌فروشد؛ پس اتفاق‌شان در این حالت به گمان اغلب تحت قاعدۀ «الوسيلة إلى الحرام حرام» وسیلۀ حرام، حرام است؛ واقع می‌شود. پس اشتراک‌شان درمحدود ساختن نرخ کالا منجر به بالا رفتن قیمت می‌گردد؛ اگرچه قطعی هم‌نباشد؛ بلکه گمان اغلب است و گمان اغلب در چنین حالت کفایت می‌کند. قول راجع این است که اتفاق تجار بر سر تعیین نرخ‌های کالا جایز نیست. قیمت‌ها مطابق رواج بازار تعیین می‌شود، تجارها نرخ‌ها را مطابق به نرخ مروجه عیار می‌سازند که این امر باعث سهولت برای مردم شده و از بالا رفتن قیمت‌ها جلوگیری می‌کند.

در این راستا چیزی‌که باعث پسند من شده، قول ابن قیم جوزی است که در کتاب «الطرق الحکمیة» زیر عنوان فصل در مورد کسانی‌که اموال غیرمنقول وغیره را در بدل مزد تقسیم می‌کنند، چنین وارد شده است: «از همین جهت است که برخی علماء از جمله امام ابوحنیفه و یارانش، تقسیم‌کنندگان (جریب‌کش) کسانی‌که زمین وغیره را تقسیم می‌کنند، از اتفاق در تعیین نرخ منع نموده‌اند، به این دلیل: چون اگر آن‌ها اتفاق نمایند، اتفاق آن‌ها سبب بلند رفتن نرخ بالای مردم می‌گردد. گفتم: به‌همین ترتیب برای مسئول نرخ‌ها، لازم است، تا این‌که غسل‌دهندگان مرده‌ها و حمل‌کننده‌گان مرده‌ها را از اتفاق‌شان در تعیین نرخ اجرت غسل و حمل مرده‌ها منع کنند؛ چون آن‌ها مزد را بالا می‌برند و هم‌چنین هر طائفه‌ای‌که مردم به آن‌ها نیازمند است از اتفاق‌شان در تعیین نرخ باید جلوگیری شود.»

برادرتان عطا‌ بن خلیل ابوالرشته

مترجم: بدرالدین حسینی

 

ادامه مطلب...

جوامع غربی و افزایش خشونت‌های خانوادگی

(ترجمه)

خبر

افزایش چشم‏گیر خشونت‏های خانوادگی در جریان بحران شیوع ویروس کوید-19؛ زمانی‌که مووسسات خیریه از طریق تماس‏های وارده، از سطح بلند افزایش خشونت‌های خانوادگی باخبر شدند و از قربانیان خشونت‌های خانوادگی اعلان حمایت کردند؛ "بریتی باتیل" وزیر امور داخلۀ انگلیس تأکید نمود که کمک‏ها برای قربانیان موجود می‏باشد...

ریفیوجRefuge) ) بزرگ‌ترین مووسسۀ خیریه‌ای مخصوص قربانیان خشونت‌های خانوادگی خبر داد که: «تعدادِ تماس‏ها به شمارۀ حمایت از قربانیان خشونت‌های خانوادگی این نهاد، از زمان شروع دورۀ قرنطین به دلیل شیوع ویروس کوید-19، به میزان 700% در یک روز افزایش یافته است. در عین حال تعداد تماس‏ها به شمارۀ حمایت از عاملان خشونت‌های خانوادگی و آنانی‌که خواهان تغییر در رفتارشان هستند، به میزان 25% افزایش یافته است.» (منبع: مجلۀ گاردین، 2020/4/12)

تبصره

کسی‌که به واقعیت زنده‌گی غربی‏ها از ماورای رسانه‏های فریبندۀشان که زنده‌گی‌ را در جوامع‌شان پر زرق و برق منعکس می‏سازد، نظر بیندازد؛ جهنمی را خواهد دید که مردمِ آن جوامع به سبب نظام سرمایه‌داری، افکار زهرآلود و افکار ناشی از آن؛ مثل: فردگرایی، آزادی‌ها... رنج می‏برند. در این جوامع فرد تنها به فکر خود است و امکان ندارد که چیزی کوچک و یا بزرگ را از حسابش به فردِ دیگری ببخشد و یا هم قربانی نماید.

غربی‏ها تحت نظامی زندگی می‏کنند که بیش‌تر مشابه به نظام جنگل است؛ طوری‌که در آن قوی، ضعیف را خورده و به عوض هم‌دردی و ندامت، از تجاوز بر حقوق دیگران، احساس پیروزمندی می‏کند تا جائی‌که پسر به پدر رحم نمی‏کند، بزرگ بر کوچک ترحم نمی‏نماید، همسایه بر همسایه‌اش رحم نمی‏نماید، صحتمند به عیادت مریض نمی‏رود، قوی بر ضعیف رحم نمی‏کند و حاکم از رعیت‌اش سرپرستی نمی‏نماید...

این گزارش واقعیت زندگی اجتماعی در غرب را نشان می‌دهد و حقیقت آن را به تصویر می‏کشاند؛ طوری‌که در این شرایطِ دشوار  مردم با کمبود امکانات و غذا در قرنطین خانگی به سر می‏برند؛ به عوض این‌که ارتباطات بین اعضای فامیل قوی شود، می‏بینیم که این ارتباط ضعیف شده و به طور کلی از بین می‏رود و یک‌دیگر را تحمل نمی‏کنند؛ بلکه قوی بر ضعیف ظلم می‏کند.

از جانب دیگر سازمان‏های غربی که دم از سرپرستی و رسیدگی به امور زنان و حقوق آن‌ها می‏زنند، در حقیقت دروغی بیش نیست. چنان‌چه اکثریت موارد خشونت خانوادگی، بالای زنان واقع شده است که این وضع فیصدی بالای خشونت‌ها را نشان می‌دهد. مراکز احصائیه می‏گویند که از هر سه زنی‌که بین سن 16-59 قرار دارند، یک زن آن، مورد خشونت خانوادگی قرار می‏گیرد. (منبع: دفتر احصائیه ملی 2019)

پس کجاست این سازمان‏های حقوق زنان، درحالی‌که ثلث (یک سوم) آن‌ها مورد خشونت خانوادگی قرار می‏گیرند؟!

وضعیت جوامع غربی را یکی از برنامه‏های تفريحی به نام "توپ‏های طلایی" خلاصه می‏کند؛ طوری‌که فریب‌کاری اساس کامیابی و پیش‌رفت در مراحل مختلف آن برنامه را تشکیل می‏دهد. بازی با دو مسابقه کننده که در مقابل‌شان دو توپ طلایی و مبلغی از مال هست، به پایان می‏رسد. در داخل یکی از توپ‏ها "دزدی می‏کنم" و در توپ دیگر "شریک می‏گردانم" نوشته شده است. بعد از گفتگوی کوتاه بین بازی‌کنان، هریک از دو بازیکن تلاش می‏کند تا بازیکن دیگر را قانع سازد که او مبلغ مال را شریک بگرداند؛ هر دو بازیکن توپی را که انتخاب نموده‌اند، باز می‏کنند. اگر یکی توپ "دزدی می‏کنم" و دیگری توپ "شریک می‏گردانم" را انتخاب کرده باشد؛ در این صورت، سارق تمام مال را اخذ می‏کند. اگر هردو بازیکن توپ "شریک می‏گردانم" را انتخاب کرده باشند؛ در این صورت، مال را بین‌شان تقسیم می‏کنند و اگر هردو بازیکن توپ "دزدی می‏کنم" را انتخاب نموده باشند؛ در این صورت هردو مال را از دست می‏دهند. طبیعی است که هدف اصلی در بازی، دست یافتن به تمام مال به وسیلۀ فریب‌کاری و تجاوز بر حقوق دیگران است. خلاصه این‌که نتیجۀ طبیعی برای بازیکنان غربی این است که اکثریت آن‌ها به سبب حرص‏‌شان مال را از دست می‏دهند.

از الله سبحانه وتعالی خواهانیم تا ما را به وسیلۀ دولت اسلامی نصرت دهد تا از ظلم سرمایه‌داران خلاص شویم و رحمت و آرامش مجدداً به زندگی ما بر ‏گردد! اللهم آمین.

نویسنده: عبدالرحمن ایوبی

مترجم: محمد "مزمل"

ادامه مطلب...

انتقام گرفتن به خاطر الله سبحانه وتعالی از نتایج ایمان کامل است!

(ترجمه)

از عایشه صدیقه رضی الله عنها روایت است که گفت:

«مَا خُيِّرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَيْنَ أَمْرَيْنِ إِلَّا اخْتَارَ أَيْسَرَهُمَا مَا لَمْ يَأْثَمْ، فَإِذَا كَانَ الإِثْمُ كَانَ أَبْعَدَهُمَا مِنْهُ، وَاللَّهِ مَا انْتَقَمَ لِنَفْسِهِ فِي شَيْءٍ يُؤْتَى إِلَيْهِ قَطُّ، حَتَّى تُنْتَهَكَ حُرُمَاتُ اللَّهِ، فَيَنْتَقِمُ لِلَّهِ»

(رواه البخاری فی کتاب العلم)

ترجمه: هیچ‌گاهی رسول الله صلی الله علیه وسلم دو کار را یکجا انجام نمی‏داد؛ مگر این‌که آسان‏تر آن را انتخاب می‏نمود، در صورتی‌که گناه نمی بود و اگر گناهی می‏بود، از آن‏ها نهایت دوری می‌نمود. قسم به الله‌(سبحانه وتعالی) که هیچ وقتی به خاطر نفس‌اش از چیزی‌که برایش واقع می‌گردید، انتقام نگرفته تا وقتی‌که به یکی از حرمات الله بی‌حرمتی صورت می‌گرفت، در آن وقت بخاطر الله متعال انتقام می‌گرفت.

تشریح حدیث

قهر و غضب شدن مسلمان در وقت از بین رفتن محرمات الله متعال بیانگر محبت و تعظیم او به دین می‌باشد؛ اما سردی و کم علاقه‌مندی به دین در قلب چنان اثر می‌گذارد که شخص را وادار می‌سازد تا هتک حرمات الله را قبول نماید و هم‌چنان از حمله بر مقدسات اسلامی‌نگران نمی‏شود و این در حالتی‌است که دلالت بر مردن معنوی و یا مرض نفاق یک شخص می‌نماید؛ بنابر این، حال مؤمن واقعی چنان‌است‌که در بی‌حرمتی به مقدسات الله سبحانه وتعالی خاموش نه‌نشسته و آن را مشاهده کرده نمی تواند و هم‌چنان تمسخر و استهزای کفار و طرفداران ذلیل‌شان را مشاهده و قبول و کرده نمی‌تواند  و نیز معطل قرار گرفتن جهاد یا امر به معروف و نهی از منکر را تحمل کرده نمی‌تواند؛ زیرا صفت مسلمان واقعی این است‌که جان و مال خود را فدای دین و احکام الله سبحانه وتعالی می‌نماید.

ای مسلمانان!

برای هر مسلمان (امت اسلامی) یک فرصت‌ مناسبی است‌ که احساسات و افکار خود را به اهتزاز در آور د و موقف خویش را در برابر دفاع از اسلام و مقاطعه و مقابله با دشمنان اسلام واضحاً بیان نماید. مشکل دور شدن مفاهیم اسلام از زنده‏گی و عدم تطبیق احکام اسلام، تأثیراتِ بد تطبیق قوانین کفری را درک نماید و در جستجوی راه بیرون‌آمدن از این فتنه ها باشد تا این‌که امت اسلامی را از شر این فتنه‌ها نجات داده و در مسیر حقیقی آن (ایجاد خلافت اسلامی که توسط آن احکام اسلام تطبيق می‏شود) تحریک نماید.

یا الله! مارا با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفید بگردان و مصائب و بلاها را دور نما! اللهم آمین!

خلاصه حدیث

خشم و انتقام گرفتن بخاطر الله متعال از نتایج ایمان کامل یک مسلمان است؛ زیرا مسلمان نباید به خاطر اغراض نفسانی و یا دنیا به قهر بیاید؛ بلکه خشم و قهر او در جایی بوده باشد که الله‌سبحانه وتعالی راضی می‌گردد؛ به‌خصوص زمانی‌که به حرمات الله سبحانه وتعالی بی‌حرمتی صورت می‌گیرد.

و من الله توفیق

ادامه مطلب...

عدم جواز تثبیت ماه در اتکاء به شمارش فلکی

  • نشر شده در تثقیفی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

الله متعال برکت نصیب‌تان فرماید! پاسخ عدم جواز تثبیت ماه در اتکاء به شمارش فلکی را خواندم؛ اما یک موضوع دیگر باقی مانده که خواهان بیان و توضیح آن هستم و آن موضوع عبارت از این است که بعضی‌ها در نفی دیدن هلال و صحت آن، بنا به حساب فلکی اعتماد قایل‌اند؛ یعنی در صورت درست بودن حساب، به عدم ظهور هلال تاکید می‌رزند و اگر کسی ادعا کند که هلال را دیده است، سخن وی را توهمی بیش ندانسته و شهادت‌اش رد می‌گردد. نظریات مشابه به این مسأله را در قصه‌های تاریخ اسلامی که در آن شهادت یک فرد، رد می‌گردد، را خوانده‌ام. یکی از کسانی‌که معتقد به این امر می‌باشد، امام قاضی تقی‌الدین علی بن عبدالکافی سبکی دمشقی، نویسنده کتاب (الإبهاج في شرح المنهاج) در اصول فقه می‌باشد که وی این دیدگاه و بعضی از حوادث دیگر را در این کتاب‌ تحت عنوان: (نشان منثور در اثبات ماه‌ها) آورده است. در سال‌های گذشته دانش‌مندان علم فلک اعلان نموده بودند تا زمانی‌که خورشید غروب نکند، ماه دیده نخواهد شد؛ سپس در شام‌گاه همان روز از داخل شدن ماه خبر دادند.

در رابطه برای‌مان توضیح دهید، الله متعال برکت و منفعت نصیب‌تان فرماید و پیروزی را توسط شما محقق سازد.

پاسخ

علیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

پاسخ قبلی ما در زمینۀ دیدن ماه بدون اعتماد به حساب فلکی، واضح و همه‌جانبه بود و شما بیان داشتید که در آن زمینه اطلاع به دست آورده‌اید، با این وجود برای‌تان چنین پاسخ می‌دهیم:

برادر گرامی! همان‌گونه که در پاسخ قبلی توضیح دادیم، در رابطه به ماه روزه و عید فطر دلایل شرعی با وضوح تمام، دیدن هلال را شرط گذاشته است:

«صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ»

ترجمه: با دیدن (هلال) روزه بگیرید و افطار نمایید.

الله متعال ما را از حساب فلکی و شرط گذاشتن روزه و فطر بر مبنای شهادت شاهدان، منع قرار داده است؛ هم‌چنان رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ما در این مورد وضاحت داده است. ولی تثبیت درست بودن سخن شاهدان، وظیفۀ قاضی بوده که با شاهد گفتگو نموده و از صحت حس بینایی وی و اطرافیانش اطمینان حاصل می‌نماید؛ یعنی جهت ثابت نمودن این موضوع از تمام وسایل دست داشته‌ و تلاش‌های بشری استفاده می‌نماید. حکایت قاضی‌که با مدعی دیدن ماه مناقشه می‌نماید، به گونه‌ای است که وی با تدبر و نگاه دقیق، موی را در چشم شاهد مشاهده نموده و آن را از چشم‌اش برداشته برایش می‌گوید: هلال کجاست؟ اما وی این بار هلال را نمی‌بیند.

اما مداخلۀ حساب فلکی در تعین آغاز ماه جدید و عدم آغاز آن اهمیتی ندارد؛ چون ما بر مبنای حقیقت آغاز ماه نه؛ بلکه با دیدن هلال روزه می‌گیریم که در مورد احادیث صحیح زیادی وجود دارد، از جمله حدیثی را که بخاری نقل نموده است:

حَدَّثَنَا آدَمُ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زِيَادٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، يَقُولُ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَوْ قَالَ: قَالَ أَبُو القَاسِمِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ، فَإِنْ غُبِّيَ عَلَيْكُمْ فَأَكْمِلُوا عِدَّةَ شَعْبَانَ ثَلاَثِينَ»

ترجمه: آدم برای‌مان گفت که شعبه برای ما از محمد بن زیاد نقل نمود که وی گفت: از ابو هریره -رضي الله عنه- شنیدم که می‌گفت: نبی یا ابوالقاسم -صلی الله علیه وسلم- فرمود: با دیدن آن (هلال) روزه بگیرید و افطار نمایید؛ ولی اگر برای‌تان آشکار نگردید، سی روز شعبان را تکمیل کنید.

معنای این حدیث چنین است که هلال گاهی موجود است؛ ولی در نتیجۀ پنهان ماندن در عقب ابر، آن را دیده نمی‌توانیم؛ پس باید سی روز را تکمیل نماییم.

برادر گرامی! واجب است تا به نصی‌که دیدن هلال را شرط گذاشته است، عمل نماییم.

در این رابطه قصه گردهمایی‌که گویا کنفرانس اسلامی، یا کنفرانس علمای مسلمان یا شبیه آن، چند سالی قبل برگزار شده بود، به یادم آمد. در این گردهمایی بعضی از آنان پیشنهاد نموده بودند که در شب سی‌ام با استفاده از هواپیما بر بالای ابر‌ها رفته و هلال را جست‌وجو و مشاهده نماییم!

الله متعال اسبابی را برای عبادات به ودیعه گذاشته که باید بدان التزام داشت؛ ولی نباید کار را به گونه‌ای پیچیده سازیم که برای‌مان مشکل آفرین باشد؛ درحالی‌که الله متعال از ما طالب آسانی است؛ نه مشکل:

﴿يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ﴾

(البقره: 185)

ترجمه: الله آسایش شما را می‌خواهد و خواهان زحمت شما نیست.

و مراد از کلمه (یُسر) پیروی از احکام شرعی مطابق به اسلام می‌باشد.

هم‌چنان دانش‌مندان علم فلک در سپری شدن ساعاتی‌که بعد از غروب خورشید، منجر به ظهور هلال می‌گردد، اختلاف نظر دارند، گاهی می‌گویند که دیدن هلال باید بر مبنای حساب صورت گیرد؛ چون گاهی اوقات هلال در یک مکان دیده می‌شود؛ ولی در مکان دیگری نه و گاهی بعد از غروب خورشید به مدت دو دقیقه و در جای دیگر پانزده دقیقه در آسمان باقی خواهد بود... .

از این رو، مداخلۀ حساب فلکی در نفی و یا اثبات آغاز ماه، زحمتی بیش نبوده و الله متعال نیز ما را به آن امر نفرموده است؛ بلکه در این زمینه نصوص کاملاً صریح و واضح بوده که تاویلی را نمی‌پذیرد.

برادرتان عطاء بن خلیل أبوالرشته

مترجم: عمر موحد

 

ادامه مطلب...

ماه رمضان زمانی رؤیت می‌شود که ماه شعبان کامل شود! پیچیدگی حقوقی حکومت انتقالی مسلمانان سودان را به گمراهی می‌کشاند!

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

یوم دوشنبه، ۲۰ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م، خبرگزاری سودان (سونا) گزارش داد که شورای مجمع فقه اسلامی برای بررسی رؤیت هلال ماه مبارک رمضان به روز پنج‌شنبه، ۲۹ شعبان ۱۴۴۱ﻫـ.ق مصادف با ۲۳ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م نشستی را به ریاست داکتر عبدالرحیم آدم سلیمان ترتیب خواهد داد. همه می‌دانند که پنج‌شنبه پیش‌رو اولین روز رمضان خواهد بود اگر رؤیت ماه تثبیت شود و یا سی‌ام شعبان است؛ اگر ماه رؤیت نشود؛ اما هرگز ۲۹ شعبان نیست، آن‌گونه که شورا ادعا کرده‌است. ما در حزب‌التحریر – ولایه سودان در واکنش به این خیانت حکومت انتقالی موارد ذیل را بیان می‌کنیم:

اول: چهارشنبه، ۲۵ مارچ/مارس ۲۰۲۰م بنابر رؤیت ماه به عنوان اولین روز ماه شعبان ۱۴۴۱ﻫـ.ق تثبیت شده‌است. بنابر این، چهارشنبه، ۲۲ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م با ۲۹ شعبان مصادف می‌شود و نه پنج‌شنبه، آن‌گونه که در بیانیۀ مجمع فقه اسلامی آمده‌است! از این رو، ماه رمضان در غروب روز چهارشنبه، بیست‌ونهم شعبان ۱۴۴۱ﻫـ.ق مصادف با ۲۲ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م رؤیت خواهد شد.

دوم: علاوه بر این، طبق تقویم ام‌القرا، محاسبات نجومی نشان می‌دهد که چهارشنبه، ۲۲ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م با ۲۹ شعبان ۱۴۴۱ ﻫ.ق مصادف می‌شود، نه پنج‌شنبه.

سوم: عربستان سعودی که رسماً اعلام کرد هلال ماه رمضان را توسط مردم رؤیت نمی‌کند، نگفت که پنج‌شنبه ۲۹ شعبان است، بل اعلان کرد که جمعه، ۲۴ اپریل/آوریل ۲۰۲۰ م اولین روز نجومی رمضان خواهد بود؛ این موضوع به‌تاریخ ۱۸ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م در صفحۀ انترنتی رویدادهای آنلاین نیز منتشر شد؛ در این خبر آمده‌بود: «عربستان سعودی رسماً اعلام کرد: هلال رمضان توسط مردم رؤیت نخواهد شد... و کشف نجومی هلال کفایت خواهد کرد. این ماه از جمعه، ۲۴ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م شروع می‌شود و سی روز می‌باشد.» این کار در تضاد با شریعت است؛ زیرا اتکای محض به اطلاعات نجومی در تعیین شروع ماه رمضان جائز نمی‌باشد؛ اما محاسبه کردن مشکل ندارد؛ ولی شرعاً ماه باید توسط چشم رؤیت شود؛ همان‌گونه که در این حدیث آمده‌است، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:

«صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ؛ فَإِنْ غُمَّ عَلَيْكُمْ فَأَكْمِلُوا الْعِدَّةَ ثَلَاثِينَ»

ترجمه:  روزه را با رؤیت هلال شروع کنید و با رؤیت هلال (ماه جدید) به پایان برسانید؛ ولی اگر آسمان ابری بود، پس سی روز ماه را کامل کنید!

چهارم: دیده می‌شود که شورا تمام تلاش‌اش را کرده‌است تا هم‌پای عربستان سعودی باشد؛ اما با توجه به این‌که مسلمانان سودان محاسبات نجومی را بدون رؤیت چشم نخواهند پذیرفت، آنان نیز کوشیدند مردم را بفریبند تا با قرار دادن روز رؤیت به پنج‌شنبه، با عربستان سعودی روی تعیین جمعه به‌عنوان اولین روز رمضان همراه شوند.

پنجم: ما از مسلمانان سودان و تمام جهان می‌خواهیم که برای رؤیت هلال رمضان در غروب آفتاب چهارشنبه، ۲۹ شعبان ۱۴۴۱ﻫ.ق مطابق ۲۲ اپریل/آوریل ۲۰۲۰م اقدام کنند. ان‌شاءالله، حزب‌التحریر و کارکنان‌اش در سراسر جهان نیز به رؤیت ماه در این تاریخ اقدام خواهند کرد. برعلاوه، از الله سبحانه وتعالی می‌طلبیم که زمینۀ تأسیس خلافت راشده بر منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای این امت فراهم کند؛ خلافتی‌که احکام اسلام را در آغوش می‌کشد و پیروی‌اش را بر امت واجب می‌کند. همین‌گونه، از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم که روزه و قیام را برای تمام مسلمانان در هرگوشه و کنار جهان آسان کند.

ابراهیم عثمان (ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب‌التحریر – ولایه سودان

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه